علوم روانشناختی

علوم روانشناختی

علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (خرداد) 1400 شماره 99

مقالات

۱.

تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود کنترل شناختی در افراد دارای باورهای فراطبیعی

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه: کنترل شناختی که به معنای توانایی کنترل رفتارها یا پاسخ های نامناسب است و یکی از مؤلفه های اصلی کارکرد اجرایی است، در افراد دارای باورهای فرا طبیعی دچار نقص است، بنابراین این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا تحریک آنودال tDCS ناحیه rDLPFC بر عملکرد کنترل شناختی افراد دارای باورهای فراطبیعی مؤثر است یا خیر؟ هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه ( tDCS ) بر بهبود توانایی کنترل شناختی و بازداری در افراد دارای باورهای فرا طبیعی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع طرح شبه آزمایشی پس آزمون با گروه گواه بود که جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال 1398 بودند که ازاین بین 38 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس و با استفاده از مقیاس تجدیدنظرشده باورهای فراطبیعی توبیسیک (2004) که میزان باورهای فراطبیعی در افراد را می سنجد، غربالگری شدند و آنهایی که نمرات بالاتر از میانگین داشتند به طور تصادفی در گروه ها (آزمایش و شم) گمارش شدند. گروه آزمایش (19 نفر) تحریک آند بر روی ناحیه F4 و همچنین تحریک کاتد در ناحیه FP1 (یک جلسه 10 دقیقه ای تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای 2 میلی آمپر) دریافت کردند و گروه شم (19 نفر) تحریک ساختگی دریافت کردند. آزمودنی ها در موقعیت تحریک آند و شرایط شبه تحریک از طریق آزمون برو / نرو که برای سنجش کنترل شناختی و بازداری است، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات مربوط به خطای ارتکاب (6/621 = 1،36 f ، 0/01 p= ) و سرعت واکنش (5/468 = 1،36 f ، 0/02 p= ) در گروه های rDLPFC و شم تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که برای آزمودنی های گروه rDLPFC خطای ارتکاب و سرعت واکنش نسبت به گروه شم، به طور معناداری کمتر می باشد. نتیجه گیری: تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه بر روی rDLPFC افراد دارای باورهای فراطبیعی، می تواند در عملکرد مربوط به کنترل شناختی مؤثر باشد.
۲.

ابعاد استعلای سالمندی در زنان سالمند ایرانی: یک مطالعه پدیدار شناسی

تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۵۰۳
زمینه: مطالعات متعددی پیرامون سالمندان انجام شده است. اما پژوهشی که به شناسایی ابعاد استعلای سالمندی در زنان سالمند پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی تجارب زیسته زنان سالمند ایرانی از ابعاد استعلای سالمندی بود. روش : پژوهش از نوع مطالعات کیفی با روش پدیدارشناسی بود. جامعه آماری تمامی سالمندان بالای 60 سال شهر تهران در سال 1398 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و حجم نمونه پس از اشباع نظری 6 نفر بود. ابزارهای پژوهش حاضر عبارت بود از: مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته. تحلیل داده ها با استفاده از روش کلایزی انجام شد. یافته ها: 60 مضمون فرعی و 15 مضمون اصلی استخراج گردید که در نهایت منجر به شناسایی 4 بعد یا مؤلفه مفهوم استعلای سالمندی شد. ابعاد استعلای سالمندی حاصل از این پژوهش عبارتند از: بعد تعالی ارتباطی، بعد تعالی خود، بعد تعالی جهان بینی و بعد موزونیت تجارب. نتیجه گیری: مفهوم استعلای سالمندی و ابعاد آن در جامعه ایرانی با مفهوم استعلای سالمندی و ابعاد آن در سایر جوامع تفاوت دارد و زنان سالمند ایرانی که به استعلای سالمندی رسیده اند، به ویژگی های رشد یافته ای اشاره می کنند که با آنچه در نظریه های سالمندی تحت عنوان خودشکوفایی یا استعلای سالمندی مطرح شده است، تفاوت هایی دارد. از جمله این ابعاد متفاوت می توان به موزونیت داشتن تجارب و تعالی در جهان بینی اشاره کرد. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند زمینه نظریه پردازی بومی در حوزه سالمندشناسی روانی اجتماعی را فراهم آورد.
۳.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر علائم افسردگی و رفتار فزون کنشی جنسی در بیماران مبتلا به اعتیاد جنسی

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
زمینه: مطالعات متعددی به تأثیر درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی پرداخته اند. اما پیرامون مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و رفتار فزون کنشی جنسی بیماران مبتلا به اعتیاد جنسی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و رفتار فزون کنشی جنسی بیماران مبتلا به اعتیاد جنسی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، مردان بالای 18 سال مبتلا به اعتیاد جنسی ساکن شهر تهران در سال 1398 بودند. تعداد 30 بیمار به روش گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (10 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش حاضر عبارتند از: جلسات درمان شناختی رفتاری (مکانتی، 2014)، جلسات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (کراسبی، 2011)، پرسشنامه افسردگی بک (بک و همکاران، 1961) و پرسشنامه فزون کنشی جنسی (رید و همکاران، 2011). تحلیل داده ها با روش های تحلیل واریانس آمیخته همراه با اندازه گیری مکرر، تحلیل واریانس چند متغیری، آزمون بونفرونی و آزمون توکی انجام شد. یافته ها: درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش افسردگی و فزون کنشی جنسی این بیماران تأثیر داشتند (0/05 > P ). بین دو روش درمانی تفاوت معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: بیمارانی که در جلسات درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند علایم افسردگی و فزون کنشی جنسی کمتری داشتند.
۴.

تأثیر آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی

تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۷۱
زمینه: بروز پرخاشگری در کودکانی که در مراکز بهزیستی زندگی می کنند، یک مشکل شایع است که نیاز به مداخلات مؤثر جهت درمان و پیشگیری دارد. پیرامون مداخلات جهت کاهش پرخاشگری کودکان پژوهش هایی انجام شده است، اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری پرداخته باشد، مغفول مانده است . هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی بود. روش: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان 7-5 سال تحت سرپرستی بهزیستی استان تهران در سال 1398 بود. نمونه 30 نفر از کودکانی بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی واحدی و همکاران (1387) و پرسشنامه تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (2009) و بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی (محمدی شمیرانی،1398) بود. برای کودکان گروه آزمایش، بسته آموزشی تاب آوری طی 14 جلسه و هر جلسه به مدت یک ساعت اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی به طور معناداری موجب کاهش پرخاشگری و مؤلفه های آن (کلامی، جسمانی، کنشی و پرخاشگری کل) به استثنای مؤلفه پرخاشگری رابطه ای در شرکت کنندگان گروه آزمایش شد (0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر جهت کاهش پرخاشگری کودکان مورد استفاده گیرد.
۵.

اثربخشی عمل جراحی زیبایی بینی بر رواندرستی روانشناختی، کیفیت زندگی و تصویر بدنیِ متقاضیان جراحی زیبایی

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۳۰۶
زمینه : جراحی زیبایی بینی از جمله متداول ترین و پرطرفدارترین اعمال جراحی در جهان به ویژه ایران است. مؤلفه های روانشناختی در تقاضای عمل جراحی زیبایی و همچنین در پیش آگهی و رضایت پس از عمل نقش مؤثری دارد . روان شناسی جراحی زیبایی آن طور که باید مورد توجه و مطالعه واقع نشده و عمده مطالعات نیز به بررسی گزارش های بالینی یا متغیرهای محدودی مانند رضایت فردی از عمل جراحی مربوط هستند که نیاز به پژوهش در این زمینه را برجسته می سازد. هدف : این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی عمل جراحی زیبایی بینی بر دو مؤلفه مهم روانشناختی شامل رواندرستی روانشناختی وکیفیت زندگی انجام گرفته است. روش : پژوهش کاربردی و از نوع شبه آزمایشی است. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های رواندرستی روانشناختی (ریف، 1989) و کیفیت زندگی (نجات، 1387) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی متقاضیان عمل جراحی زیبایی بینی سال 96 کلینیک های خصوصی زیبایی شهر تهران بود که از میان آنها 20 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس و 20 نفر نیز از افراد غیرمتقاضی به عنوان گروه گواه انتخاب شد. یافته ها : نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون t نشان داد که عمل جراحی بینی بر رواندرستی روانشناختی و مؤلفه های آن شامل پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد فردی تأثیری ندارد. همچنین کیفیت زندگی و مؤلفه های آن شامل جسمانی، روانشناختی، روابط اجتماعی و محیطی در گروه آزمایش پس از جراحی زیبایی بینی به طور معناداری تغییر نکرد. نتیجه گیری : ممکن است عمل جراحی در واقعیت با انتظارهای متقاضیان مطابقت نداشته باشد و در نتیجه تأثیری بر رواندرستی روانشناختی و کیفیت زندگی ندارد. در نتیجه بررسی روانشناختی افراد متقاضی پیش از عمل جراحی زیبایی بینی در ارتباط با مؤلفه های رواندرستی روانشناختی و کیفیت زندگی می تواند مفید واقع شود.
۶.

اثربخشی برنامه آموزشی هوش سازمانی بر رضایت شغلی و انگیزش شغلی در کارکنان

تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
زمینه: نیروی انسانی از مهم ترین سرمایه های سازمان ها بوده که برخورداری آنها از انگیزش و رضایت شغلی می تواند یاریگر سازمان ها در رسیدن به اهدافشان باشد. برای ارتقاء سطح این متغیرها در نیروی انسانی مطالعات بسیاری انجام شده، ولی در این میان به نقش هوش سازمانی، به عنوان عامل اثرگذار بر این متغیرها کمتر توجه شده است. هدف: این پ ژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش هوش سازمانی بر رضایت شغلی و انگیزش شغلی در کارکنان ستادی یکی از صنایع وزارت دفاع انجام شد. روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه شبه آزمایشی به شیوه پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه، بود. بدین منظور از بین کارکنان ستادی یکی از صنایع وزارت دفاع با روش نمونه گیری در دسترس 32 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و گواه (16 نفر) قرار گرفتند. بسته محقق ساخته آموزش هوش سازمانی طی 11 جلسه دو ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. در طول این مدت گروه گواه نیز هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. هر دو گروه مقیاس رضایت شغلی اسپکتور (1985) و مقیاس انگیزه شغلی درونی و بیرونی ترمبلای و همکاران (2009) را در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss-19 تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه در مؤلفه تنظیم درون فکنی شده (از مؤلفه های انگیزش شغلی) و مؤلفه های ارتقای شغلی و ماهیت کار (از مؤلفه های رضایت شغلی) تفاوت معناداری وجود دارد و میانگین نمرات گروه آزمایش در این مؤلفه ها در مرحله پس آزمون از گروه گواه بیشتر بود (0/001 ≥ p ). نتیجه گیری: رضایت و انگیزش شغلی از جمله عواملی است که بر افزایش بهره وری سازمان ها و عملکرد مطلوب کارکنان تأثیر دارد، بنابراین انجام اقداماتی برای افزایش سطوح این متغیرها در کارکنان ضروری است.
۷.

بررسی اثربخشی آموزش توانش های خودتعیین گری بر هنجارگریزی تحصیلی و درگیری تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
زمینه: مطالعات بسیاری به بررسی رابطه توانش های خودتعیین گری با رفتارهای هنجارگریزی تحصیلی و درگیری تحصیلی پرداخته اند. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی آموزش توانش های خودتعیین گری بر هنجار گریزی تحصیلی و درگیری تحصیلی پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش توانش های خودتعیین گری بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و درگیری تحصیلی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر بروجن در سال تحصیلی 98-1397 بود. 43 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند . مداخله آموزش توانش های خودتعیین گری (فیلد و هافمن، 1994) در 10 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد . ابزارهای پژوهش، شامل پرسشنامه هنجارگریزی تحصیلی (کلارک، باربوسا - لیکر، گیل و نوین، 2015) و پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013) بود . تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش توانش های خود تعیین گری به طور معناداری منجر به کاهش هنجارگریزی تحصیلی و افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر بروجن شده است (0/001 = (p . نتیجه گیری : براساس یافته های پژوهش حاضر آموزش توانش های خودتعیین گری می تواند به منظور کاهش رفتارهای هنجارگریز و افزایش درگیری تحصیلی در محیط های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. به لحاظ کاربردی، می توان آموزش توانش های خودتعیین گری را در برنامه درسی مد نظر قرار داد و محتوای کتاب های درسی را بر اساس گام های انگیزشی توانش های خودتعیین گری تدوین نمود .
۸.

بررسی رابطه هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز

تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۱۳
زمینه: مطالعات متعددی به بررسی هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی پرداخته اند. اما پیرامون بررسی رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی تبریز به تعداد 380 نفر در سال 1397 بودند. 191 نفر از دانشجویان (149 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد و 42 نفر دانشجوی دکتری) با روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی شرینگ (1996) و معدل بعنوان عملکرد تحصیلی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: مقدار همبستگی چندگانه بین هوش هیجانی و مؤلفه های آن با عملکرد تحصیلی 0/74 می باشد و ضریب تعیین 54/0 به دست آمد که نشان می دهد 54 درصد از تغییرات عملکرد تحصیلی توسط هوش هیجانی و مؤلفه های آن قابل تبیین است. نتیجه گیری: بین هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان و بین مؤلفه های هوش هیجانی با عملکرد تحصیلی رابطه مستقیم وجود داشت.
۹.

رابطه بین ارضای نیازهای اساسی روانشناختی در مدرسه و بهزیستی هیجانی دانش آموزان: نقش واسطه گری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
زمینه: نوجوانان بیشتر وقت روزانه خود را در مدرسه می گذرانند. ازاین رو، مدارس احتمالا می توانند بر ارضای نیازهای اساسی روانشناختی آنها و نیز بر رفتارهای مرتبط با ارضای نیازها تأثیر داشته باشند. پژوهش ها اثربخشی ارضای نیازهای اساسی روانشناختی بر ارتقاء بهزیستی را مورد تأیید قرار داده اند اما مسئله این پژوهش این است که آیا راهبردهای تنظیم شناختی هیجان می تواند در رابطه بین ارضای نیازهای اساسی روانشناختی در مدرسه و بهزیستی هیجانی نقش واسطه ای ایفا کند؟ هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ارضای نیازهای اساسی روانشناختی در مدرسه و بهزیستی هیجانی دانش آموزان با نقش واسطه گری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی بود . جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 98-1397 بود. شرکت کنندگان 487 نفر (252 دختر و 235 پسر) دانش آموز بودند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به تکمیل مقیاس ارضای نیازهای اساسی روانشناختی دانش آموزان نوجوان (تیان، هان و هیوبنر، 2014)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) و مقیاس بهزیستی هیجانی (کی یز و مگیار- موئه، 2003) پرداختند. یافته ها: نتایج نشان داد که ارضای نیاز به شایستگی و نیاز به ارتباط در مدرسه به طور مثبت و معنی دار و نیاز به خودپیروی به طور منفی و معنی دار تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی می کنند و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان نیز متغیر پیش بین معنی دار بهزیستی هیجانی بود. همچنین نقش واسطه گری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین ارضای نیازهای اساسی روانشناختی در مدرسه و بهزیستی هیجانی دانش آموزان مورد تأیید قرار گرفت (0/05 > p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت ارضای نیازهای اساسی روانشناختی دانش آموزان در مدرسه و مهارت آنها در استفاده از راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان، موجبات ارتقاء بهزیستی هیجانی آنها را فراهم می سازد.
۱۰.

اثربخشی گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری (CBPGT) بر کاهش مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان زنان مطلقه

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۲۷۱
زمینه: مطالعات نشان داده اند که گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری بر بهبود مشکلات هیجانی و ارتباطی مؤثرند، اما پژوهشی که به تأثیر آن بر مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری بر کاهش مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه بود. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمام زنان مطلقه ای که در سال 1397 به مراکز مشاوره خصوصی تحت نظارت بهزیستی شهر مشهد (84 مرکز) مراجعه کرده بودند را شامل می شد. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های مشکلات بین فردی ( IIP-60 ) و دشواری تنظیم هیجان ( DERS ) بود. گروه آزمایش، گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری (تردول، 2016) را در 16 جلسه 120 دقیقه ای دریافت کردند. تحلیل داده ها با بهره گیری از تحلیل کواریانس چندمتغیره، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی توسط نرم افزار SPSS 20 انجام شد. یافته ها: گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری بر کاهش مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه تأثیر معنادار داشت (0/05 p< ). این نتیجه در مرحله پیگیری هم پایدار بود. نتیجه گیری: گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری می تواند مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه را کاهش دهد.
۱۱.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار

تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
زمینه: مطالعات مداخله ای مختلفی با هدف ارتقاء شاخص های سلامت روان زنان مطلقه سرپرست خانوار انجام شده است، اما پژوهشی که به مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه پژوهش متشکل از تمامی زنان مطلقه سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی (ره) منطقه 19 شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه این مطالعه 36 زن بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) بود. برای گروه آزمایشی اول، درمان شناختی وجودی ( کیسان، 2004، 2009 ) و برای گروه آزمایشی دوم درمان متمرکز بر شفقت (گیلبرت، 2009، 2014) در 8 جلسه 120 دقیقه ای برگزار گردید، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بونفرونی استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت باعث افزایش بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن (پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی، تسلط بر محیط) در پایان مداخلات و دوره پیگیری شده بودند. همچنین درمان شناختی - وجودی در مقایسه با درمان متمرکز بر شفقت اثربخشی بیشتری در افزایش بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن داشت (0/01 > p ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده توصیه می گردد روانشناسان و مشاوران از این دو رویکرد درمانی جهت کاهش مشکلات روانشناختی زنان سرپرست خانوار استفاده نمایند.
۱۲.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
زمینه: در پژوهش های مختلفی اثربخشی درمان متمرکز برشفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درکاهش مشکلات روانشناختی مبتلایان به بیماری های مزمن بررسی شده است، اما پژوهشی که به مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک بود. روش: پژوهش حاضر به روش شبه آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه استفاده گردید. جامعه این پژوهش متشکل از بیماران زن مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک مراجعه کننده به کلینیک روماتولوژی بیمارستان امام خمینی (ره) و کلینیک طوبی شهر ساری در نیمه اول سال 1398 بودند که تعداد آنها 156 نفر بود. از میان این جامعه آماری، نمونه ای به حجم 60 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و باگمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) بود. گروه آزمایشی اول درمان متمرکز بر شفقت (گیلبرت، 2010؛2014) و گروه آزمایشی دوم، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هایس، استروسال و ویلسون، 2016) را در 8 جلسه 120 دقیقه ای دریافت نمودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث افزایش تحمل پریشانی و مؤلفه های آن (تحمل، جذب، ارزیابی، تنظیم) در پایان مداخلات و دوره پیگیری شده بودند. همچنین درمان متمرکز بر شفقت در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اثربخشی بیشتری در افزایش تحمل پریشانی و مؤلفه های آن داشت (0/01 > p ) . نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک تأیید نمود.
۱۳.

طراحی مدل بهبود عملکرد مدیران مدارس ابتدایی: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه: از مهم ترین عوامل تعالی یا تباهی هر سازمانی، کیفیت عملکرد مدیران مدارس است. بهبود عملکرد و توسعه کیفی مدیران مدارس ابتدایی موجب افزایش کارایی و اثربخشی و ایجاد تغییر و تحول در نظام آموزشی است. هر چند مطالعاتی پیرامون بهبود عملکرد مدیران مدارس در ایران انجام گرفته است، اما مطالعه کیفی که به بهبود عملکرد مدیران مدارس ابتدایی بپردازد، مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل بهبود عملکرد مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه انجام شد. روش: پژوهش حاضر با یک طرح آمیخته با هر دو رویکرد کیفی و کمی در سال تحصیلی 99-1398 انجام شد. در رویکرد کیفی از روش نظریه ای زمینه ای استفاده شد. در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری تلاش شد تا با استفاده از فن مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، ادراک و تجربه ۱۵ نفر (از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مدیران کل و معاونین شاغل در آموزش و پرورش استان کرمانشاه) به صورت ملاک محور مورد بررسی عمیق قرار گیرد. ابزار پژوهش بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. در بخش کمی داده های لازم با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر داده های کیفی ساخته و در بین ۲۲۸ نفر از مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه به اجرا در آمد. برای تحلیل داده ها، در بخش کیفی از روش کُدگذاری سیستماتیک و در بخش کمی از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل عاملی تأییدی) با استفاده از نرم افزار Smart pls استفاده شد . یافته ها: پس از پیاده سازی مصاحبه ها و تحلیل عمیق داده ها، ۲۸۳ نشانگر، ۱۵ ملاک و ۴ عامل اصلی که شامل چهار بُعد «توسعه رهبری»، «بهبود ساختار»، «برنامه ریزی عملکرد»، «خود توسعه ای» مورد شناسایی قرار گرفت. نتایج تحلیل عامل تأییدی، ۵۴ گویه را برای پرسشنامه بهبود عملکرد مدیران در چهار عامل تأیید کردند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن بود که مدل مستخرج از پژوهش حاضر با وجود اعتبار مناسب می تواند جهت بهبود عملکرد مدیران مدارس ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۹