مطالب مرتبط با کلید واژه " راهبردهای تنظیم شناختی هیجان "


۱.

رابطه ی بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، خلاقیت هیجانی، عملکرد تحصیلی با بهداشت روانی در دانشجویان

تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۵۹۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه و پیش بینی بهداشت روانی از طریق راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، خلاقیت هیجانی و عملکرد تحصیلی انجام شد. در این پژوهش نمونه یی به حجم 361 دانشجو (191 دختر و 170 پسر) به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان دانشجویان دانشگاه ارومیه انتخاب و با پرسشنامه های راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سیاهه ی خلاقیت هیجانی و چک لیست بهداشت روانی ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از روشهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بهداشت روانی با ابعاد راهبردهای ناکارآمد تنظیم شناختی هیجان، سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری و سرزنش دیگران رابطه ی منفی معنی داری دارد. بین خلاقیت هیجانی و بهداشت روانی رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین بین عملکرد تحصیلی و بهداشت روانی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت. از بین متغیرهای پژوهش، سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری، سرزنش دیگران و عملکرد تحصیلی بیست وشش درصد از واریانس بهداشت روانی را تبیین نمودند. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که بهداشت روانی با راهبردهای ناکارآمد در تنظیم شناختی هیجان رابطه منفی و با عملکرد تحصیلی بالا رابطه مثبت دارد و با خلاقیت هیجانی رابطه ای ندارد.
۲.

مقایسه تأثیر دو روش آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر پریشانی روانشناختی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان مادران کودکان عقب مانده ذهنی

کلید واژه ها: راهبردهای تنظیم شناختی هیجانتنظیم هیجانشناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهیعقب مانده ذهنیپریشانی روانشناختی

حوزه های تخصصی:
  1. روانشناسی هیجان ماهیت هیجان
  2. روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
  3. روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود نشانه های پریشانی روانشناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان عقب مانده ذهنی در شهر تبریز بود. در این مطالعه شبه تجربی، جامعه آماری شامل مادران دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزشگاه های استثنایی شهر تبریز بود. پس از اجرای پرسشنامه افسردگی، اضطراب، استرس، از بین آن ها، تعداد 60 نفر به شیوه تصادفی انتخاب شده و در دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. گروه اول یک دوره درمان آموزش تنظیم هیجان را در 8 جلسه 2 ساعتی، دریافت کرد. گروه دوم در طول همین مدت، هشت جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی کرد. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان شناختی (CERQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) بود. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری صورت گرفت. نتایج نشان داد که اثربخشی متغیرهای مستقل (آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی) بر متغیرهای وابسته افسردگی (01/5=F و 03/0=p) ، اضطراب (27/7=F و 01/0=p) و استرس (17/10=F و 00/0=p) معنی دار است. بنابراین می توان گفت که روش های درمانی آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی این متغیرها اثر بخشی متفاوتی دارند. مقایسه دو به دوی گروه ها در متغیرهای وابسته نشان می دهد که در متغیرهای افسردگی، اضطراب و استرس تفاوت میانگین ها بین دو گروه معنی دار است و این تفاوت به نفع گروه آموزش تنظیم هیجان است. یعنی این روش تأثیر بیشتری روی آزمودنی ها داشته است. در مجموع نتایج نشان می دهند که آموزش تنظیم هیجان می تواند در کاهش پریشانی روانشناختی مادران کودکان عقب مانده ذهنی موثر واقع شود.
۳.

بررسی نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین

کلید واژه ها: راهبردهای تنظیم شناختی هیجاننگرانیتحمل ناپذیری بلاتکلیفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین تحمل ناپذیری بلاتکلیفی با نگرانی انجام گرفته است. تعداد 254 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران (114 زن، 140 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس تحمل ناپذیری بلاتکلیفی فرم کوتاه (IU-12)، پرسشنامه حالت نگرانی پن (PSWQ-16) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان فرم کوتاه (CERQ-18) را تکمیل نمودند. نتایج پژوهش نشان داد که بین تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان به ترتیب رابطه منفی و مثبت وجود دارد. همچنین، نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین تحمل ناپذیری بلاتکلیفی با نگرانی در این پژوهش تأیید شد. یافته ها نشان می دهند که بین نگرانی و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی رابطه خطی ساده برقرار نبوده و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان می توانند بر این رابطه تأثیر بگذارند.
۴.

تأثیر آموزش حافظه کاری هیجانی در راهبردهای تنطیم شناختی هیجان نوجوانان مبتلابه اختلال استرس پس از ضربه

کلید واژه ها: راهبردهای تنظیم شناختی هیجانحافظه کاری هیجانیاختلال استرس پس از ضربه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۳
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش حافظه کاری هیجانی در راهبردهای تنطیم شناختی هیجان نوجوانان مبتلابه اختلال استرس پس از ضربه بود. برای این منظور، 5 نفر نوجوان (3 دختر و 2 پسر) از یکی از مراکز نگهداری کودکان کار در شهر کرج با استفاده از ابزارهای تشخیصی (مصاحبه بالینی ساختاریافته و مقیاس تأثیر رویداد (ویس و مارمر، 1997) و به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. افراد انتخاب شده به صورت انفرادی، طی 20 جلسه تحت آموزش حافظه کاری هیجانی قرار گرفتند و همه افراد در سه مرحله (قبل از آموزش، پس از آموزش و 2 ماه پیگیری) به وسیله ی پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان ارزیابی شدند. برای تجزیه تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بون فرنی استفاده شد. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها بیانگر این بود که آموزش حافظه کاری هیجانی منجر به بهبود راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان در مؤلفه تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و ارزیابی مجدد مثبت در آزمودنی ها و همچنین کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان در مؤلفه های ملامت خویشتن، ملامت دیگران و فاجعه سازی آزمودنی ها از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری شده است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت آموزش حافظه کاری هیجانی، گزینه مناسبی برای بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلابه اختلال استرس پس از ضربه می باشد.
۵.

پیش بینی نگرانی بر اساس سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان

کلید واژه ها: عدم تحمل بلاتکلیفیراهبردهای تنظیم شناختی هیجاننگرانیسیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرانی بر اساس سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه جمع آوری داده ها از نوع همبستگی بود. به همین منظور از میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال تحصیلی 94-93، 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از مشارکت کنندگان درخواست شد که به مقیاس های سیستم فعال ساز و بازداری رفتاری(BAS/BIS)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (SERQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسش نامه حالت نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) پاسخ دهند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و رگرسیون گام به گام استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی با نگرانی رابطه مثبت و معنی دار دارند (01/0> P)، و رابطه راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان با نگرانی منفی و معنی دار بود (01/0> P). این متغیرها در مجموع قادر به پیش بینی 1/54 درصد از واریانس نگرانی هستند (001/0>P). همچنین رابطه متغیر سیستم فعال ساز رفتاری با نگرانی معنادار نبود. نگرانی با تنوعی از پیامدهای منفی شامل درجه بالایی از واکنش پذیری هیجانی و سبک های تنظیم ناکارآمد مرتبط است. بنابراین، یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات عملی در عرصه های بالینی است
۶.

اثر فواصل کانون توجه بیرونی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر عملکرد چرخ تیز و چرخ چمنی باستانی کاران

کلید واژه ها: راهبردهای تنظیم شناختی هیجانکانون توجهورزش باستانی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی رفتار حرکتی
  2. تربیت بدنی رفتار حرکتی یادگیری حرکتی
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر فواصل مختلف کانون توجه بیرونی و تنظیم شناختی هیجان بر عملکرد چرخ تیز و چرخ چمنی باستانی کاران غیر نخبه بود. باستانی کاران بر اساس نوع چرخ (تیز و چمنی) و نوع راهبرد های تنظیم شناختی هیجان (انطباقی و غیرانطباقی) به چهار گروه تقسیم شدند.آزمودنی های هرگروه به روش همتراز شده متقابل در سه شرایط کنترل، کانون توجه بیرونی نزدیک و دور به اجرای چرخ باستانی پرداختند. هر آزمودنی در هر یک از شرایط کانون توجه، دو کوشش را با فاصله یک روز استراحت انجام داد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد باستانی کاران چرخ تیز و چمنی در شرایط کانون توجه بیرونی دور بهترین عملکرد را داشته اند، و اتخاذ راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان تاثیری برعملکرد آنان نداشته است.
۷.

تأثیر آموزش شناخت - درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در مبتلایان به اختلال وسواسی– جبری

کلید واژه ها: اختلال وسواسی - جبریراهبردهای تنظیم شناختی هیجانشناخت - درمانی مبتنی برذهن آگاهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر شناخت - درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در مبتلایان به اختلال وسواسی- جبری بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مراجعان به کلینیک های روان پزشکی تبریز بودند که تشخیص اختلال وسواسی - جبری گرفته بودند. از میان جامعه آماری 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. بیماران پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج واسپینهاون(2002) را تکمیل کردند و پس از انتساب تصادفی گروه آزمایش و گروه کنترل، گروه آزمایش در 8 جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند و پس از اتمام آن بار دیگر پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان اجرا شده و داده های هر دو بار، جمع آوری شده و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان (سرزنش دیگران، فاجعه انگاری و نشخوارگری) در مبتلایان به اختلال وسواسی- جبری مؤثر می باشد.
۸.

نقش تشخیصی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، همجوشی شناختی و راهبردهای کنترل فکر در اختلال وسواسی–اجباری

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۵
مقدمه:هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تشخیصی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، همجوشی شناختی و راهبردهای کنترل فکر در اختلال وسواسی–اجباری و افراد بهنجار بود. روش:طرح پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی -مقایسه ای بود. جامعه هدف پژوهش حاضر شامل کلیه مراجعه کنندگان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بود که در بازه زمانی مهر تا اسفند سال 1395 به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند. از این میان تعداد 50 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس از مقیاس وسواسی -اجباری ییل -براون فرم کوتاه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان، پرسشنامه کنترل فکر و پرسشنامه آمیختگی شناختی برای گردآوری داده ها استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل تابع تشخیصی استفاده شد. یافته ها:نتایج تحلیل داده ها نشان داد که  در کلیه متغیرها به جزء راهبردهای سازگارانه پذیرش و ارزیابی مجدد، همچنین راهبردهای کنترل فکر نگرانی، تنبیه، کنترل اجتماعی و ارزیابی مجدد، میانگین گروه بهنجار به صورت معناداری بیشتر از گروه وسواسی بود. در متغیرهای دیگر میانگین گروه وسواس به صورت معناداری بیشتر از گروه بهنجار بود. همچنین یافته های این پژوهش بیانگر آن بودند که بر اساس راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، همجوشی شناختی و راهبردهای کنترل فکر می توان عضویت افراد در دو گروه را پیش بینی کرد. نتیجه گیری:می توان نتیجه گیری کرد که فعال شدن باورهای درآمیختگیافکار، ارزیابی هایی را بر می انگیزاند که بر اساس آنها استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان و کنترل فکر بیشتر و متعاقباً فکر وسواسی خطرناک تلقی می شود. این ارزیابی ها منجر به بروز احساس ترس، اضطراب، گناه و ناراحتی می شوند. اگر ارزیابی فرد این باشد که فکر وسواسی نشان دهنده آن است که اتفاقی خطرناک پیش از این رخ داده است، ممکن است راهبردهای وارسی یا اختلال ذهنی را به کار گیرد. راهبردها باعث می شوند فرد نتواند در واقعیت این باورها را بیازماید و اعتبار آنها را رد کند.
۹.

نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش بینی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با واسطه گری مؤلفه های صبر به منظور ارایه مدل

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
متون دینی- اخلاقی و همچنین پژوهش های روان شناختی اخیر بر نقش صبر در ارتقای سلامت روان تأکید فراوان کرده اند. در پژوهش حاضر مدلی ارائه شده است که در این مدل، نقش واسطه ای مؤلفه های صبر در ارتباط میان پنج عامل بزرگ شخصیت و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مورد بررسی قرارگرفته است. بنابراین هدف این پژوهش تعیین نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش بینی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با واسطه گری مؤلفه های صبر بوده است. جامعه ی آماری پژوهش کلیه ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور شیراز که در نیمسال دوم سال تحصیلی 94- 93 مشغول تحصیل بودند را شامل می شود. از میان این افراد، تعداد 296 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل فرم کوتاه پرسشنامه ی پنج عامل بزرگ شخصیت، مقیاس صبر و پرسشنامه ی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در این پژوهش شرکت کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که پنج عامل بزرگ شخصیت به غیر از عامل گشودگی در تجربه توانستند به صورت مستقیم مؤلفه های صبر و راهبردهای مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی نمایند. همچنین عوامل توافق پذیری (09/0 =β؛ 0001/0 P<)، وظیفه گرایی (04/0 =β؛ 0001/0 P<) و روان نژندگرایی (04/0- =β؛ 001/0 P<) به صورت غیرمستقیم راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی نمودند و در این میان، مؤلفه های متعالی شدن و استقامت نقش واسطه ای را ایفا کردند. راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان نیز توسط عوامل وظیفه گرایی  (07/0- =β؛ 0001/0 P<) و روان نژندگرایی (09/0=β؛ 0001/0 P<) به صورت غیرمستقیم پیش بینی شد و مؤلفه ی رضایت صبر نقش واسطه ای نشان داد. از یافته های این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که مؤلفه های صبر می تواند به عنوان متغیر واسطه ای تأثیر ویژگی های شخصیتی منفی (مانند، روان نژندگرایی) بر راهبردهای تنظیم هیجان را تعدیل و اثرات ویژگی های شخصیتی مثبت (مانند، توافق پذیری و وظیفه گرایی) بر این راهبردها را تقویت نماید. بنابراین به روانشناسان پیشنهاد می شود که به منظور افزایش توانایی مراجعان در تنظیم هیجانات خویش از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.
۱۰.

اثربخشی آموزش خوددلگرم سازی شوناکر مبتنی بر نظریه آدلر برراهبردهای تنظیم شناختی هیجان درزنان سرپرست خانوار

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش خوددلگرم سازی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان زنان سرپرست خانوار، سرای محله شهرداری تهران اجرا شده است .روش پژوهش ، نیمه آزمایشی و در قالب پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد .نمونه آماری شامل 18 نفر از زنان سرپرست خانوار می باشد که به روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شدند . و این تعداد به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین گردیدند . گروه آزمایش در معرض آموزش خوددلگرم سازی ، در 10 جلسه120 دقیقه ای قرار گرفتند و گروه کنترل نیزهیچ آموزشی دریافت نکردند .دو گروه ، قبل و بعد از مداخله آموزشی به وسیله پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان ) CERQ ) ، مورد ارزشیابی قرار گرفتند .داده های جمع آوری شده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها : نتایج به دست آمده نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنا داری وجود دارد و این تفاوت به سود گروه آموزش دیده می باشد . به این صورت که آموزش خوددلگرم سازی تفاوت معنی داری دراستفاده از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بین دو گروه مورد مطالعه نشان داد . نتیجه گیری : آموزش خوددلگرم سازی به عنوان یک مهارت ، موجب افزایش استفاده از راهبردهای شناختی پذیرش ، تمرکزمجدد مثبت ، و ارزیابی مجدد مثبت ، دیدگاه پذیری ، و نیز کاهش استفاده از راهبردهای شناختی ملامت خویش و نشخوارگری ، شده است . بنابراین جهت توانمند سازی روان شناختی و متعاقب آن ، تنظیم شناختی هیجان زنان سرپرست خانوار ، این آموزش در کنار سایر حمایت های اقتصادی و اجتماعی ، توصیه می گردد .