فریبرز درتاج

فریبرز درتاج

مدرک تحصیلی: استاد گروه روان شناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۲۱ مورد.
۱.

اثربخشی بسته آموزشی تاب آوری مبتنی بر بازی بر سازگاری اجتماعی کودکان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: همواره در نظام رفاه کودک، به کودکان و نوجوانان تحت مراقبت به عنوان یک جمعیت شکننده و در معرض خطر توجه می شود؛ از اینرو مداخلات پیشگیرانه در جهت کاهش آسیب ها بسیار حائز اهمیت می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته آموزشی تاب آوری مبتنی بر بازی بر سازگاری اجتماعی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی بود. مواد و روش ها: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان ۷-۵ سال تحت سرپرستی بهزیستی استان تهران بودند. ابتدا ۵ مرکز به شیوه هدفمند انتخاب و سپس ۳۰ نفر از کودکان دارای ملاک های پژوهش با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه ۱۵ نفر). ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اختلال رفتاری کودکان راتر(۱۹۶۷)، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (۲۰۰۹) و بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی(محمدی شمیرانی، ۱۳۹۸) بود. گروه آزمایش، آموزش تاب آوری را به مدت ۱۴ جلسه ی ۶۰ دقیقه ای به صورت هفته ای دو جلسه دریافت کردند. به منظور تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، تحلیل کوواریانس چند متغییره و تک متغییره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری بر سازگاری اجتماعی و مولفه آن (بیش فعالی- پرخاشگری، اختلال کمبود توجه، ناسازگاری اجتماعی) تاثیر معناداری داشت(۰۱/۰p<) اما در مولفه های اضطراب- افسردگی و رفتار ضداجتماعی به طور معناداری موثر نبوده است(۰۵/۰ < p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده از این مطالعه به نظر می رسد می توان از بسته آموزشی تاب آوری برای افزایش سازگاری اجتماعی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی استفاده کرد.
۲.

مقایسه ی اثربخشی رویکردهای مشاوره ای زوج درمانی شناختی- رفتاری و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نیازهای عاطفی- جنسی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: نیازهای عاطفی-جنسی به عنوان نیروی انگیزشی مهم تلقی می شوند که در پایداری و افزایش کیفیت زندگی زناشویی نقش مهم دارند. از همین رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT بر ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین غیربالینی شهر بندرعباس انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۱۴۶ نفر از زوجین غیربالینی شهر بندرعباس بودند که در دوره ی آموزشی مهارت های زندگی و فضای مجازی شرکت داشتند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود. ۴۸ نفر (۲۴ زوج) در گروه های مداخله ای CBCT و ACT و گروه کنترل به صورت تصادفی گمارش شدند. از پرسشنامه نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. شیوه انجام مداخله به صورت ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای زوجی بود. از مقیاس نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش استفاده شد. اطلاعات پژوهش با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با سنجش مکرر و به وسیله ی نرم افزار SPSS ۱۹ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هر دو نوع مداخله CBCT و ACT در ارتقای نیازهای زناشویی زوجین مؤثر هستند. مقایسه اثربخشی این دو رویکرد نشان داد که رویکرد زوج درمانی ACT در سه بعد نیازهای پرهیز از رفتارهای دلسرد کننده، احساسی-جنسی و جسمانی-جنسی اثربخشی بالاتری برخودار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد بهره گیری از رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT در ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین مفید است. این امر می تواند در سایر ابعاد زندگی زناشویی زوجین نظیر رضایت زناشویی و کیفیت زناشویی آنان نیز مؤثر باشد.
۳.

ارائه الگوی ساختاری پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری مؤلفه تعهد عشق ورزی در دانشجویان متأهل

تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه : صمیمیت زناشویی، به عنوان یک فرآیند پویای مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل و یک نیاز درونی برای دلبستگی است که یکی از عوامل مهم در زمینه بهبود روابط زوجین است. از این رو، مسأله پژوهش حاضر این بود که آیا سبک های دلبستگی با میانجی گری تعهد عشق ورزی نقشی در پیش بینی صمیمیت زناشویی دارد؟ هدف: ارائه الگوی ساختاری پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری مؤلفه تعهد عشق ورزی در دانشجویان متأهل بود. روش: از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه دانشجویان مشغول تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران بود. تعداد 400 نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: مقیاس صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983)، مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ (1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شاور (1987). نتایج با روش ماتریس همبستگی، تحلیل رگرسیون و برازش تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: سبک دلبستگی ایمن بر صمیمیت زناشویی و تعهد عشق ورزی اثر مثبت و معنادار دارد (0/01> P ). سبک دلبستگی اجتنابی بر صمیمیت زناشویی اثر معناداری ندارد (0/05< P )، اما بر تعهد عشق اثر منفی و معنادار دارد (0/05> P ). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا بر صمیمیت زناشویی اثر معناداری ندارد (0/05< P )، اما بر تعهد عشق اثر منفی و معنادار دارد (0/05> P ). نتیجه گیری: تعهد به عنوان یکی از مؤلفه های عشق ورزی، نمی تواند نقش میانجی بین سبک های دلبستگی و صمیمیت زناشویی در جامعه مورد نظر را داشته باشد
۴.

رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی: نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی

تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۳۰۰
زمینه: تحقیقات متعددی، اهمیت نیازهای اساسی روانشناختی دانش آموزان را مورد مطالعه قرار داده اند و به بررسی نقش نیازهای اساسی روانشناختی در ایجاد امید، کارایی، تاب آوری و خوش بینی، عملکرد تحصیلی، کاهش فرسودگی و ناکارآمدی تحصیلی پرداخته اند. اما در مورد رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی بود. روش: پژوهش از نوع همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر قائنات در سال تحصیلی 98- 1397 بودند که 380 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه محیط حامی خودپیروی آسور و دیگران (۲۰۰۲)، بهزیستی تحصیلی تومینین - سوینی و همکاران (۲۰۱۲) و مقیاس نیازهای اساسی روانشناختی لاگواردیا و همکاران (۲۰۰۰). تحلیل داده ها با آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون، تحلیل عاملی و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: محیط حامی خود پیروی اثر مستقیم و معنی داری بر نیازهای اساسی روانشناختی و بهزیستی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی نیز اثر مستقیم و معنی داری بر بهزیستی تحصیلی دارد (0/01> P ). همچنین محیط حامی خود پیروی از طریق متغیر میانجی نیازهای اساسی روانشناختی اثر غیرمستقیم بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد (0/01> P ). نتیجه گیری: افزایش کیفیت محیط های حامی خود پیروی سبب ارتقا نیازهای روانشناختی دانش آموزان و بهزیستی تحصیلی آنان می شود.
۵.

بررسی تأثیر هیجانات منفی(اضطراب و افسردگی) در درک مطلب خواندن و حل مسئله به منظور تدوین یک مدل ساختاری در دوره ابتدایی شهر همدان

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۶۷
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هیجانات منفی(اضطراب و افسردگی) در درک مطلب خواندن و حل مسئله به منظور تدوین یک مدل ساختاری در دوره ابتدایی شهر همدان در سالتحصیلی 96-95 انجام شد. به این منظور از تعداد 8000 نفر دانش آموز دوره ابتدایی 287 نفر (159 نفر دختر و 128 نفر پسر) در پایه چهارم به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. نمونه انتخابی در یک جلسه، آزمون محقق ساخته درک مطلب خواندن، پرسشنامه حل مسئله هپنر و کراسکوف (1987)، پرسشنامه اضطراب و افسردگی کودک ابسیوتانی و همکاران (2016) نسخه والدین، را تکمیل کردند. نتایج حاصل از برآورد مدل نهایی پژوهش نشان می دهد از بین متغیرهای درنظر گرفته شده در پیش بینی حل مساله، بالاترین ضریب به ترتیب مربوط به متغیر اضطراب در حالت مستقیم با 71/0 (01/0=p) و در حالت غیر مستقیم از طریق درک مطلب 10/0 (01/0=p) بوده است این مقدار در حالت مستقیم 74/0- (01/0=p) و در حالت غیر مستقیم و از طریق درک مطلب 09/0- (01/0=p) بوده است. بر این اساس مشخص است که توانایی درک مطلب نقش واسطی در کاهش اثر افسردگی و اضطراب بر حل مساله داشته است.
۶.

اثربخشی آموزش خود دلگرم سازی مبتنی بر نظریه آدلر بر خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روانشناختی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر با هدف آموزش خود دلگرم سازی مبتنی بر نظریه آدلر بر خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روانشناختی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری 6 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی شهر تهران بود که در سال 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونهی این پژوهش شامل 60 نفر (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند و سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسهی 90 دقیقهای (هفتهای یک جلسه) تحت آموزش خود دلگرم سازی قرار گرفتند و گروه کنترل نیز هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار استفادهشده در این پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی تصوری دانشآموزان جینک و مورگان (1999) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل اندازهگیری مکرر استفاده شد. نتایج تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که آموزش خود دلگرم سازی باعث افزایش خودکارآمدی تصوری (01/0 >P) و بهزیستی روانشناختی (01/0 >P) دانشآموزان شده است و این تأثیر در بهزیستی روانشناختی پس از مرحله پیگیری پایدار مانده است. با توجه به اثربخش بودن این آموزش بر افزایش خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روانشناختی ارائهی این آموزش برای دانشآموزان مفید ارزیابی میشود.
۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی شناختی و حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد (EMDR) بر کاهش علایم استرس پس از سانحه زنان سیل زده

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه: حوادث طبیعی مانند سیل، یکی از تجارب مستقیم حوادث آسیب زا است که می تواند زمینه ساز اختلالات روانشناختی بوده و مستلزم اجرای مداخلات روانشناختی می باشد. از این رو، مسأله پژوهش حاضر تعیین و مقایسه مداخلات اثربخش در زمینه کاهش علایم اختلال استرس پس از سانحه است. هدف: مقایسۀ اثر بخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی و حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد بر کاهش علایم اختلال استرس پس از سانحه زنان سیل زده بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون چهار گروهی بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه زنان میانسال سیل زده شهر پل دختر استان لرستان در سال 1398بود. 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (3 گروه 20 نفره) و کنترل (یک گروه 20 نفره) به تصادف گمارش شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: جلسات مداخلاتی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد ( EMDR ) شاپیرو (2001)، جلسات مداخله ای هیپنوتراپی شناختی (علاءالدین، ترجمه ارقبایی و همکاران، 1394) و مقتدر، حسن زاده، میرزاییان و دوستی (1395)، طرح درمان شناختی - رفتاری اهلرز و کلارک (2000) و اهلرز و همکاران (2005) و مقیاس خودسنجی تأثیر رویداد ( IES-R ) هوروویتز و همکاران (1987). تحلیل داده ها با روش تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی انجام شد. یافته ها: سه روش مداخلاتی شناختی رفتاری، هیپنوتراپی شناختی و EMDR بر کاهش اختلال استرس پس از سانحه تأثیر معنادار داشتند (0/01 p< ). درمان شناختی - رفتاری تأثیر بیشتری نسبت به EMDR بر کاهش اختلال استرس پس از سانحه داشت (0/01 p< ). نتیجه گیری: می توان برای کاهش استرس پس از سانحه از درمان شناختی - رفتاری بهره برد.
۸.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سطح اضطراب امتحان بالا و پایین

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۷
زمینه و هدف: از آنجا که دانش آموزان به عنوان هسته اصلی نظام آموزشی هستند، باید متغیرها و مؤلفه های مربوط به سلامت روانی آنان با حساسیت و توجه بیشتری مورد توجه قرار گیرد. خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان به عنوان شاخص های مهم مرتبط با سطح اضطراب در مطالعات مختلف شناسایی شده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شده است. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه گواه و دو گروه آزمایش استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان ساری بود که در سال ۱۳۹۶ مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 40 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شده و به صورت تصادفی، ۲۰ نفر در گروه های آزمایش (۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان بالا و ۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان پایین) و ۲۰ نفر در گروه های گواه (۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان بالا و ۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان پایین) جایدهی شده اند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های خودمهارگری تانجنی (2004)، عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) و اضطراب امتحان اسپیلبرگر (2010) بود. مداخله درمانی شامل هشت جلسه 45 دقیقه ای آموزش ذهن آگاهی به گروه های آزمایش بود و گروه های گواه، مداخله ای را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره دوراهه استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا، مؤثر بوده (۰۷/۴۱=F و ۰01/۰>P) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین، تأثیری نداشته است (۸۰/۰<P و۰۶/۰=F). همچنین این مداخله بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا مؤثر بوده (64/28=F و ۰01/۰>P) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین، تأثیری نداشته است (68/۰<P و3/۰=F). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه نتیجه گیری می شود که اضطراب امتحان به عنوان متغیر تعدیل کننده در آموزش ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی مؤثر بوده است. در نتیجه توجه به میزان اضطراب امتحان به عنوان عاملی که در میزان اثربخشی ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مؤثر است، باید مورد تأکید قرار گیرد.
۹.

بررسی تحول چرخش ذهنی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه: مطالعات بسیاری نشان داده اند که توانش های فضایی با موفقیت تحصیلی مرتبط هستند و سطح فعالیت های فضایی در کودکی پیش بینی کننده این توانایی در بزرگسالی است. اما مسئله اصلی اینست، عملکرد و سرعت عمل چرخش ذهنی در دانش آموزان دختر و پسر پایه های تحصیلی مختلف چگونه است؟ هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تحول چرخش ذهنی دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 96-95 بود، که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند (203 پسر و 197 دختر). ابزار پژوهش عبارتند از: آزمون رایانه ای چرخش ذهنی گانیس و کیویت (2015). تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد توانایی چرخش ذهنی کودکان در پایه های تحصیلی اول تا یازدهم صعودی و معناداری بود (0/000= p ). در هر دو شکل آزمون، دانش آموزان پسر نسبت به دختر بهتری بودند (0/001= p عملکرد و 0/008= p سرعت عمل). الگوی تحول چرخش ذهنی حاکی از تمایز بیشتر عملکرد دانش آموزان پایه های چهارم تا ششم بود، لکن در سرعت عمل روند کاهش سرعت از کلاس اول تا ششم و سپس افزایش سرعت در پایه های بالاتر ملاحظه شد. نتیجه گیری: الگوی تحول چرخش ذهنی می تواند زمینه ای مناسب برای برنامه های آموزشی هدفمند باشد.
۱۰.

مدل ساختاری سبک نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی با میانجی گری شکاف نسلی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۴
در پژوهش حاضر به آزمون مدل علی سبک نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی با میانجی گری شکاف نسلی پرداخته شده است. این پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. ابزار آن نیز از 5 پرسشنامه استاندارد؛ سبک های نظارتی اسمال و کرنز (1993)؛ پرسشنامه جو عاطفی خانواده جعفری هرندی و رجایی موسوی (1395)؛ پرسشنامه شکاف نسلی اولسون (1999)؛ پرسشنامه کارکرد خانواده مک ماستر (2002) و یک پرسشنامه محقق ساخته (اعتیاد به شبکه های اجتماعی) تشکیل شده است. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دوره دوم دبیرستان های منطقه 5 شهر تهران را که حدود 6000 نفر بوده اند، در برگرفته و تعداد نمونه بر اساس قاعده کلاین (2010) بیست نفر برای هر مؤلفه (در مجموع 7 مؤلفه) یعنی 140 نفر نمونه بوده که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. نتایج نشان داده است که انواع سبک های نظارتی ادراک شده والدین با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات فرزندان بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی رابطه مستقیم دارد و رابطه جو عاطفی خانواده، کارکرد خانواده و شکاف نسلی، با سبک های نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، غیرمستقیم است؛ همچنین جو عاطفی خانواده، با کارکرد خانواده رابطه مستقیم و کارکرد خانواده با شکاف نسلی نیز رابطه دارد.
۱۱.

اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش های اجرایی روزمره بر بهبود نظم جویی شناختیِ هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه: مطالعات متعددی به اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش ­های اجرایی روزمره و بررسی بهبود نظم جویی شناختی هیجان پرداخته­ اند. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش‌های اجرایی روزمره بر بهبود نظم‌جویی شناختیِ هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش‌فعالی پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: تعیین اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش‌های اجرایی روزمره بر بهبود نظم‌جویی شناختیِ هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش‌فعالی بود . روش: پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان 11-9 ساله مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش‌فعالیِ تحت حمایت درمانگاه شبانه‌‌روزیِ حضرت علی اصغر (ع) شهر ری در سال 1397 بود، تعداد 30 نفر به‌شیوه نمونه‌گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به‌صورت تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری داده‌های پژوهش عبارتند از: مقیاس مشکلات رفتاری کودکان کانرز - فرم والد ( گویت، کانرز و آلریچ، 1973 )، مصاحبه بالینی ساختاریافته (محقق ساخته، 1397)، پرسشنامه نظم‌جویی شناختی هیجان - فرم کودکان ( گارنفسکی و همکاران (2007 ) و جلسات مداخله قصه درمانی مرادیان و همکاران (1393) . داده­ ها با استفاده از آزمون لوین و تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته­ ها : قصه درمانی مبتنی بر کنش­های اجرایی روزمره بر بهبود نظم­ جویی شناختی هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش ­فعالی تأثیر معنادار داشت ( 0.01 > p ) . نتیجه­ گیری : کودکان بیش­ فعالی که در جلسات قصه درمانی شرکت کردند راهبردهای ناسازگارانه کمتر و راهبردهای سازگارانه نظم­جویی شناختی هیجانی بیشتر کسب کردند .
۱۲.

تدوین برنامه درمانی آموزشی گروهی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل و روش پذیرش و تعهد و بررسی اثربخشی آن بر مؤلفه های خودانتقادی دختران دچار شکست عاطفی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه: تحقیقات متعددی به تأثیر آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل و پذیرش و تعهد بر خودانتقادی پرداخته اند، اما پژوهشی که به تدوین برنامه درمانی آموزشی گروهی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل و روش پذیرش و تعهد و بررسی اثربخشی آن بر مؤلفه های خودانتقادی دختران دچار شکست عاطفی پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه درمانی آموزشی گروهی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل و روش پذیرش و تعهد و بررسی اثربخشی آن بر مؤلفه های خودانتقادی دختران دچار شکست عاطفی انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش از نوع ترکیبی (کیفی و کمّی) بخش کیفی تدوین برنامه درمانی و بخش کمّی از نوع نیمه آزمایشی بود . جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان دچار شکست عاطفی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی تهران در سال 1399-1398 بودند، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش حاضر عبارت بودند از: پرسشنامه خودانتقادی تامپسون و زاروف (2004) و خلاصه جلسات تحلیل رفتار متقابل و روش پذیرش و تعهد ( تلفیقی از جلسات آموزشی تحلیل رفتار متقابل برن، 1950 و جلسات درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران، 2012). تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: برنامه تدوین شده گروه درمانی تحلیل روابط متقابل و پذیرش و تعهد بر خودانتقادی دختران دچار شکست عاطفی تأثیر معنادار داشت (0/01 > p ). نتیجه گیری: دخترانی که در جلسات درمانی آموزشی گروهی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل و روش پذیرش و تعهد شرکت کردند خودانتقادی کمتری داشتند.
۱۳.

مدل یابی روابط ساختاری تعارضات والدین و دانش آموزان با پرخاشگری: نقش میانجی بی تفاوتی اخلاقی

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: پرخاشگری یکی از آسیب های اجتماعی است که در جامعه در حال افزایش است. به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید. علاوه بر این، پرخاشگری یکی از مسائل مهم در دوران کودکی و نوجوانی است که با روابط فرزند با والدین و تعارضات خانوادگی در ارتباط است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری تعارضات نوجوانان و والدین با پرخاشگری از طریق نقش میانجی بی تفاوتی اخلاقی در دانش آموزان دختر، انجام شد. روش: نوع پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 98-99 بود که 607 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای به عنوان نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شرکت کردند. افراد نمونه به پرسشنامه های رابطه والد- فرزند (فاین، مورلند و شویل، 1983)، بی تفاوتی اخلاقی (کاپرارا و همکاران، 2006) و پرخاشگری (باس و پری، 1992) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تأثیر تعارض والدین و دانش آموزان بر بی تفاوتی اخلاقی (0/67 , β=0/01P<) و پرخاشگری (0/47 , β=0/010P<)، مثبت و معنادار است؛ تأثیر بی تفاوتی اخلاقی بر پرخاشگری (0/26 , β=0/01P<) مثبت و معنادار است؛ و بی تفاوتی اخلاقی در ارتباط بین تعارض نوجوانان و والدین و پرخاشگری، نقش میانجی مثبت و معناداری دارد (0/17 , β=0/01P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که تعارض والدین و دانش آموزان به افزایش بی تفاوتی اخلاقی و پرخاشگری دانش آموزان دختر، منجر می شود. همچنین بی تفاوتی اخلاقی بر رابطه بین تعارض والدین و دانش آموزان و پرخاشگری آنان، می افزاید.
۱۴.

تأثیر روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر اضطراب در بیماران روماتوئیدی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید شایع ترین بیماری التهابی روماتیسمی است . در اکثر جوامع شیوع تقریبی 3 درصد دارد . اضطراب یکی از شایع ترین تجارب ناخوشایند روان شناختی است که در بیماران روماتوئیدی گزارش شده است . پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی کوتاه مدت فشرده (ISTDP) بر کاهش اضطراب بیماران روماتوئیدی انجام شد . مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ، پس آزمون و همراه با گروه کنترل بود . جامعه آماری پژوهش شامل بیماران آرتریت روماتوئیدی بود که در طول مدت پژوهش به کلینیک های روماتولوژی شهر کرمان مراجعه کرده بودند متخصصان روماتولوژی بر اساس ملاک های انجمن روماتولوژی امریکا و ملاک های ورود و خروج ، 40 نفر از بیماران زن و مرد به صورت هدفمند انتخاب شدند . سپس اعضا گروه نمونه به صورت تصادفی به دو گروه 20 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند . برای گروه آزمایشی 15 جلسه یک و نیم ساعته روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت انجام شد که به صورت هفته ای یک بار و به صورت فردی برگزار شد . پس از 15 جلسه مداخله ، گروه آزمایشی و گواه مجدداً پرسشنامه های مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستان را پر کردند . اطلاعات پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس و به وسیله ی نرم افزار SPSS 19 مورد تحلیل قرار گرفتند . یافته ها: یافته های تحقیق پس از بررسی نمرات پیش آزمون بین دو گروه آزمایش و گواه بیانگر این مطلب بود که روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر کاهش نمره اضطراب در بیماران روماتوئیدی مؤثر است (05/0>p) . نتیجه گیری: به نظر می رسد به کارگیری مفاهیم و فنون روان پویشی در درک اختلالات اضطرابی ، بسیار مهم هستند . روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده با تأثیر بر مسیر تخلیه اضطراب و کنترل دقیق و پایش لحظه به لحظه اضطراب ، احساس و دفاع ها کمک شایانی به کاهش اضطراب و کاهش نشانه های بالینی در بیماران روماتوئیدی می کند .
۱۵.

اثربخشی آموزش خود دلگرمسازی بر لغزش شناختی و ترس از ارزیابی منفی

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱۱
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش خود دلگرم سازی بر لغزش شناختی و ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه و نمونه آن شامل 30 نفر (15 نفر برای هر یک از گروه های آزمایشی و گواه) بود که با استفاده از روش نمونه برداری خوشه ای مرحله ای از بین دانش آموزانی که در پیش آزمون نمره بالاتر از نمره میانگین را به دست آوردند، انتخاب شد. سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش خود دلگرم سازی قرار گرفت و گروه گواه نیز هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس لغزش شناختی (میرز و رولین، 1985) و پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (واتسون و فرند، 1969) بود. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد آموزش خود دلگرم سازی باعث کاهش لغزش شناختی و ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان می شود. با توجه به اثربخشی این آموزش بر کاهش لغزش شناختی و ترس از ارزیابی منفی، ارائه این آموزش برای دانش آموزان سودمند است.
۱۶.

نقش واسطه ای نیازهای اساسی روان شناختی در رابطه بین فرهنگ مدرسه و مشارکت تحصیلی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: مشارکت تحصیلی دانش آموزان می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی مانند نیازهای اساسی روان شناختی و فرهنگ مدرسه قرار گیرد؛ بنابراین هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای نیازهای اساسی روان شناختی در رابطه بین فرهنگ مدرسه و مشارکت تحصیلی دانش آموزان بود. روش: پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر قائن در سال تحصیلی 1398- 1397 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 380 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسشنامه فرهنگ مدرسه الساندرو و ساد (1997)، سیاهه مشارکت تحصیلی سالملا-آرو و اوپادایایا (۲۰۱۲) و مقیاس نیازهای اساسی روان شناختی لاگواردیا همکاران (۲۰۰۰) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری با نرم افزار Spss نسخه 24 و Amos نسخه 24 در سطح معنی داری 05/0=α استفاده شد. یافته ها: طبق نتایج، فرهنگ مدرسه اثر مستقیم و معنی داری بر نیازهای اساسی روان شناختی (0/803=β، 0/01>P) و مشارکت تحصیلی (40/477=β، 0/01>P) دارد. همچنین نیازهای اساسی روان شناختی نیز اثر مستقیم و معنی داری بر مشارکت تحصیلی (0/292=β، 0/01>P) دارد. بر این اساس نتیجه گرفته می شود که فرهنگ مدرسه از طریق متغیر میانجی نیازهای اساسی روان شناختی، اثر غیرمستقیم بر مشارکت تحصیلی دانش آموزان دارد (0/234=β، 0/01>P) . نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان گفت نیازهای اساسی روان شناختی و فرهنگ مدرسه موجب افزایش مشارکت تحصیلی می شوند. همچنین نیازهای اساسی روان شناختی بر رابطه بین فرهنگ مدرسه و مشارکت تحصیلی، می افزاید.
۱۷.

تعیین اثر هیپنوتراپی بر عاطفه مثبت و منفی و خودکارآمدی زنان دارای سابقه شکست عاطفی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: عشق یکی از حیرت انگیزترین هیجان هایی است که انسان می تواند تجربه کند و شکست عاطفی یکی از دردآورترین مشکلاتی است که ممکن است در طول یک رابطه عاشقانه برای هر فردی پیش آید. پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی هیپنوتراپی بر عاطفه مثبت و منفی و خودکارآمدی زنان دارای سابقه شکست عاطفی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه ی آماری، تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان آمل با سابقه شکست عاطفی در سال ۱۳۹۶ بود. تعداد ۳۰ آزمودنی با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گواه گمارده شدند. به منظور اجرای پژوهش، از پرسش نامه های آسیب عاطفی راس (۱۹۹۹)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس (۱۹۸۸) و پرسشنامه خودکارآمدی (شوآرتزر و جروسلم، ۱۹۹۵) استفاده شد. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۲ ساعته به صورت هفتگی تحت مداخله هیپنوتراپی قرار گرفتند ولی گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل یافته های تحقیق با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد ۸ جلسه آموزش هیپنوتراپی موجب افزایش معنادار در عاطفه مثبت (۰۰۱/۰p<) و خودکارآمدی (۰۰۱/۰p<) و کاهش معنادار عاطفه منفی (۰۰۱/۰p<) در گروه آزمایش به نسبت گروه گواه گردید که حاکی از تأثیر معنادار هیپنوتراپی بر بهبود افراد با سابقه شکست عاطفی بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان از هیپنوتراپی برای بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به آینده در افراد با سابقه شکست عاطفی استفاده کرد.
۱۸.

تدوین مدل پیش بینی آمادگی به اعتیاد بر اساس باورهای فراشناختی و هیجان خواهی: نقش واسطه ای پنج عامل بزرگ شخصیت

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
زمینه: مطالعات متعددی به پیش بینی آمادگی به اعتیاد و باورهای فراشناختی و هیجان خواهی و پنج عامل بزرگ شخصیت پرداخته اند. اما پژوهشی که به تدوین مدل پیش بینی آمادگی به اعتیاد بر اساس باورهای فراشناختی و هیجان خواهی: نقش واسطه ای پنج عامل بزرگ شخصیت پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: تدوین مدل پیش بینی آمادگی به اعتیاد بر اساس باورهای فراشناختی، هیجان خواهی با نقش واسطه ای پنج عامل بزرگ شخصیت بود. روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی کارکنان فاز نهم و دهم شرکت عسلویه (پالایشگاه پنجم) در سال 1398 بودند. 250 نفر با روش نمونه گیری به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های آمادگی به اعتیاد وید و همکاران (1992)، باورهای فراشناختی ولز و کارت رایت - هاتون (2004)، هیجان خواهی زاکرمن (1993) و پرسشنامه شخصیتی نئو (1985) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: متغیرهای باورهای فراشناختی و هیجان خواهی رابطه مثبت معناداری با آمادگی به اعتیاد داشتند. تمامی مؤلفه های بزرگ شخصیت به جز روان رنجورخویی با آمادگی رابطه منفی معناداری داشتند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود که هیجان خواهی هم به صورت مستقیم و هم از طریق روان رنجورخویی و توافق پذیری؛ و باورهای فراشناختی فقط به صورت غیرمستقیم و از طریق روان رنجورخویی و توافق پذیری توانستند آمادگی به اعتیاد را پیش بینی کنند (0/001 > p ). نتیجه گیری: باورهای فراشناختی و هیجان خواهی در کنار سایر عوامل از جمله ویژگی های شخصیتی، نقشی کلیدی در آمادگی به اعتیاد ایفا می کنند و لزوم توجه به این عوامل در برنامه های پیشگیری ضروری است.
۱۹.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سبک های مقابله ای در رویارویی با اپیدمی کرونا

تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۴۸۹
پژوهش پیش رو با هدف ساخت و اعتبار یابی پرسشنامه سبک های مقابله ای در رویارویی با اپیدمی کرونا به انجام رسیده است. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی افراد ساکن در استان لرستان بود که در سال 1398 با اثرات اپیدمی کروناویروس روبرو شدند. نمونه موردپژوهش بر اساس فرمول کوکران 384 نفر بود که به صورت نسبتا یکسان از میان زنان و مردان به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول استفاده شد. در بخش یافته ها، پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ تأیید شد. میزان همبستگی میان اضطراب با سبک های مقابله ای رویاروگر، گریز (اجتناب)، انکار و مسئولیت پذیری به ترتیب برابر با 62/0، 57/0 38/ - و 52/0- به دست آمد که نشان گر روایی ملاکی پرسشنامه بود. نتایج تحلیل اکتشافی نشان داد که کفایت نمونه گیری مناسب و هشت عاملی بودن پرسشنامه تأیید شد. همچنین، این هشت عامل توانستند 66 درصد از واریانس کل متغیر سبک های مقابله ای را تبیین نمایند. تحلیل عاملی تاییدی، نتایج حاصل از روایی محتوایی و تحلیل اکتشافی را مبنی بر هشت عاملی بودن پرسشنامه سبک های مقابله ای در رویارویی با اپیدمی کرونا تأیید کرد. بر این اساس، نتایج گویای این است که پرسشنامه موردبررسی در این مطالعه با اندازه گیری انواع سبک های مقابله ای افراد در رویارویی با بیماری کرونا، ابزاری مناسب برای تعیین نوع واکنش های فردی در بحران بیماری های اپیدمیک مانند کرونا است.
۲۰.

الگوی علی روابط بین تنظیم شناختی هیجان، پایگاه اجتماعی - اقتصادی با انگیزش تحصیلی: نقش واسطه ای خودناتوان سازی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه: پژوهشگران به بررسی روابط بین تأثیر خودتنظیمی هیجانی با انگیزش تحصیلی پرداخته اند، اما الگوی علی روابط بین تنظیم شناختی هیجان، پایگاه اجتماعی - اقتصادی با انگیزش تحصیلی: نقش واسطه ای خودناتوان سازی مورد غفلت واقع شده است. هدف: الگوی مدل روابط بین تنظیم شناختی هیجان، پایگاه اجتماعی - اقتصادی با انگیزش تحصیلی با نقش واسطه ای خودناتون سازی در بین دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه منطقه 2 شهر تهران بود. که 270 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند ابزار پزوهش عبارتند از: پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی و کرایچ (2006)، مقیاس انگیزش تحصیلی ( AMS ) وارلند و همکاران (1992؛ به نقل از یوسفی و همکاران، 1388)، پرسشنامه خودناتوان سازی تحصیلی ( ASHS ) شوینگر و استینسمر پلستر (2011) و پرسشنامه پایگاه اقتصادی اجتماعی تیمز (1995 تا 2007). داده ها با استفاده از شاخص های چولگی و کشیدگی بررسی شده و همبستگی بین متغیرهای مدل با ماتریس همبستگی تحلیل شد. یافته ها: تنظیم شناختی هیجان سازگار بر روی خودناتوان سازی اثر منفی و بر روی پایگاه اقتصادی - اجتماعی اثر مثبت دارد، تنظیم شناختی ناسازگار نیز بر روی خودناتوان سازی اثر مثبت و بر روی پایگاه اقتصادی - اجتماعی اثر معنی داری ندارد، همچنین خودناتوان سازی بر روی انگیزش درونی اثر منفی و بر روی انگیزش بیرونی و بی انگیزشی اثر مثبتی دارد، پایگاه اقتصادی - اجتماعی نیز اثرمنفی بر روی خودناتوان سازی دارد (0/05 P< )، نتیجه گیری: خودناتوان سازی در روابط بین تنظیم شناختی هیجان، پایگاه اجتماعی - اقتصادی و انگیزش تحصیلی نقش واسطه را دارد، در حالت کلی یافته ها نشان دادند که مدل ارائه شده در مطالعه حاضر با نتایج آزمون مدل برازش مناسبی دارد و می تواند در تحقیقات مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان