فریبرز درتاج

فریبرز درتاج

مدرک تحصیلی: استاد گروه روان شناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۴۲ مورد.
۱.

Explaining the Causal Model of Perceived Competence on Psychological Capital with the Mediating Role of Academic Emotions of Tenth Grade Male Students in the Second Year of High School in Tehran

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
Purpose: The aim of this study was to investigate the causal pattern of perceived competence on psychological capital mediated by the academic emotions of 10th grade male high school students in Tehran. Methodology: The research method was applied in terms of purpose, quantitative approach, cross-sectional in terms of data collection time and correlational in terms of research method. The statistical population of this study consisted of all tenth grade male students of the second year of high school in Tehran in the academic year 2019-20, from which 510 people were selected by multi-stage cluster random sampling. In this study, the tools of perceived competence (De Perna and Elliott, 2000), psychological capital (Lutans, 2011) and academic excitement (Pekrun, et al., 2005) were used, all of which had acceptable validity and reliability. SPSS-V23 and Amos-V8.8 software were used to analyze the data. Structural equation modeling was also used to answer the research hypotheses. Findings: The research findings showed that the model has a good fit. The results showed that perceived competence has an effect on psychological capital in students. Academic excitement affects the psychological capital of students. Perceived competence also affects psychological capital through the mediation of academic emotions. Conclusion: Therefore, it can be said that increasing psychological capital and perceived competence can improve the academic excitement in students.
۲.

تأثیر آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه: بروز پرخاشگری در کودکانی که در مراکز بهزیستی زندگی می کنند، یک مشکل شایع است که نیاز به مداخلات مؤثر جهت درمان و پیشگیری دارد. پیرامون مداخلات جهت کاهش پرخاشگری کودکان پژوهش هایی انجام شده است، اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری پرداخته باشد، مغفول مانده است . هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی بود. روش: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان 7-5 سال تحت سرپرستی بهزیستی استان تهران در سال 1398 بود. نمونه 30 نفر از کودکانی بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی واحدی و همکاران (1387) و پرسشنامه تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (2009) و بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی (محمدی شمیرانی،1398) بود. برای کودکان گروه آزمایش، بسته آموزشی تاب آوری طی 14 جلسه و هر جلسه به مدت یک ساعت اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی به طور معناداری موجب کاهش پرخاشگری و مؤلفه های آن (کلامی، جسمانی، کنشی و پرخاشگری کل) به استثنای مؤلفه پرخاشگری رابطه ای در شرکت کنندگان گروه آزمایش شد (0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر جهت کاهش پرخاشگری کودکان مورد استفاده گیرد.
۳.

اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر آلکسی تایمیا در بیماران روماتوئیدی

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: بیماری آرتریت روماتوئید با خطر افزایش انواع متفاوتی از پریشانی های روان شناختی همراه است. بروز این اختلالات به عوامل فرساینده بیماری مزمن افزوده می شود و در میزان سازگاری و سلامت روانی و اجتماعی این افراد تأثیرات منفی بسیاری را به وجود می آورد. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی روان درمانی کوتاه مدت فشرده ( ISTDP ) برکاهش آلکسی تایمیا در بیماران روماتوئیدی بود . مواد و روش ها: پژ وهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ، پس آزمون و همراه با گروه کنترل بود . جهت انتخاب نمونه ابتدا از بین کلینیک های تخصصی روماتولوژی شهر کرمان چند کلینیک به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس بیماران آرتریت روماتوئیدی که در طول مدت پژوهش مراجعه کرده بودند، توسط متخصصان روماتولوژی مورد ارزیابی قرار گرفتند و بر اساس ملاک های انجمن روماتولوژی آمریکا (۲۰۰۵) و تشخیص متخصص روماتولوژی و ملاک های ورود و خروج، ۴۰ نفر از بیماران زن و مرد مبتلا به آرتریت روماتوئید به عنوان نمونه آماری به صورت هدفمند انتخاب شدند. گروه نمونه به صورت تصادفی به دو گروه ۲۰ نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند . برای گروه آزمایشی ۱۵ جلسه یک و نیم ساعته روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت انجام شد . داده ها با کمک مقیاس الکسی تایمیا تورنتو ( TAS ) جمع آوری شد. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند . یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر این مطلب بود که روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر کاهش میزان آلکسی تایمیا در بیماران روماتوئیدی مؤثر است (۰۵/۰ p < ). نتیجه گیری: روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده با تأثیر بر مسیر تخلیه اضطراب و کنترل دقیق و پایش لحظه به لحظه اضطراب ، احساس و دفاع ها کمک شایانی به کاهش نشانه های بالینی در بیماران روماتوئیدی می کند .
۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک بر تنظیم هیجان دختران دارای اضطراب

تعداد بازدید : ۳۳
زمینه و هدف: تعامل والدین با کودکان می تواند بر عوامل روانشناختی متعددی همچون تنظیم هیجان کودکان تأثیر داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک بر تنظیم هیجان دختران پایه پنجم ابتدایی دارای اضطراب انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعه آماری تمامی دختران مشغول به تحصیل پایه پنجم ابتدایی در سال تحصیلی 96-97 در شهر سیرجان بودند. تعداد 30 آزمودنی به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. از پرسشنامه های اختلالات اضطرابی بیرماهر (1999) و سیاهه تنظیم هیجان شیلدز و سیچتی (1997) استفاده شد. برنامه ی درمان که برگرفته از مطالعات مختلف در این زمینه بود در 14 جلسه 60 دقیقه ای برگزار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون t وابسته در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر معنادار یک دوره درمان مبتنی بر تعامل والد کودک بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر در مراحل پس آزمون و پیگیری بود ( 001/0 p< ). نتیجه گیری: در همین رابطه می توان بیان کرد نزدیک کردن والدین به کودکان از طریق بازی، فرآیند کار گروهی حاکم بر این برنامه و حمایت والدین بر آموزش به یکدیگر، تشویق درمانگر در ایجاد رابطه ای مستحکم میان والد و کودک، انعکاس احساسات و هیجانات آن ها و همچنین ارائه بازخورد بوسیله انجام تکالیف در منزل از جمله فواید اساسی این نوع درمان در بهبود تنظیم هیجان در کودکان بود.
۵.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ارتقای کیفیت زناشویی زوجین غیربالینی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: کیفیت زناشویی منحصر به زوجین مشکل دار نیست؛ بلکه کیفیت زناشویی مسأله ا ی مهم و حیاتی است که حتی در زوجین عادی که مشکلات بالینی شدیدی را گزارش نمی کنند، نیز باید مورد توجه قرار گیرد. لذا هدف پژوهش حاضر عبارت بود از مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری (CBCT) و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر ارتقای کیفیت زناشویی زوجین غیربالینی شهر بندرعباس. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و آزمون پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه زوجین غیربالینی (عادی) شهر بندرعباس بودند. نمونه آماری پژوهش به روش دردسترس برای هر گروه 16 نفر (8 زوج) و در درمجموع 48 نفر (24) زوج انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه کیفیت زناشویی باسبی و همکاران (1995) بود. اطلاعات پژوهش با استفاده از آزمون مانکوا و به وسیله ی نرم افزار SPSS 19 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که گروه های مداخله CBCT و ACT در همه ابعاد کیفیت زناشویی در مقایسه با گروه کنترل از میانگین بالاتری(05/0>p) برخودار بودند. در ادامه نتایج نشان دادند که تنها در پس آزمون بعد توافق رویکرد ACT به طور معنادری از میانگین بالاتری (05>p) نسبت به گروه CBCT برخوردار بود. اما در مرحله ی پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. هم چنین در سایر ابعاد کیفیت زناشویی، بعد رضایت و انسجام در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که هر از دو نوع رویکرد CBCT و ACT می توان برای ارتقای کیفیت زناشویی زوجین غیربالینی استفاده نمود.
۶.

اثربخشی آموزش صلح بر سرمایه های روان شناختی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش صلح بر سرمایه های روان شناختی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دو ماهه و در نظر گرفتن دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه منطقه 3 شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398، تشکیل دادند. 30 نفر نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه سرمایه های روان شناختی لوتانز(PCQ) بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 120 دقیقه ای در 4 هفته مداوم، تحت آموزش صلح قرار گرفته و گروه کنترل، نیز هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-22  استفاده شد یافته ها: نتایج نشان داد که اجرای آموزش صلح در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل مؤلفه های چهارگانه سرمایه روان شناختی را در دانش آموزان پسر به صورت معنادار تحت تاثیر قرار داده است . همچنین نتایج فوق در مرحله پیگیری در مقایسه با مرحله پس آزمون تفاوت چندانی نشان نداشت و براین اساس چنین نتیجه گیری شد که آموزش صلح به دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول، سرمایه های روان شناختی را در آنان به صورت پایدار افزایش می دهد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مثبت آموزش صلح بر افزایش سرمایه های روانشناختی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول، پیشنهاد می شود، این آموزش ها در برنامه درسی یا فوق برنامه دانش آموزان در پایه ها و دوره های مختلف تحصیلی گنجانده شود و نیز معلمان و اولیای مدرسه با شرکت در کارگاه های آموزشی، با این مفاهیم و اهمیت و ضرورت پرداختن به آنها در محیط مدرسه و کلاس های درس آشنا شوند.
۷.

ارائه الگوی مفهومی شناسایی ادراک عشق ورزی در دانشجویان مجرد

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
بحث درباره عشق ورزی در ایران عموماً در چارچوب تحلیلی مبتنی بر پژوهش ها و نظریه پردازی هایی که در غرب صورت گرفته تمرکز یافته است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مفهومی شناسایی ادراک عشق ورزی دانشجویان مجرد و بر مبنای نظریه زمینه ای و با به کارگیری روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. 32 دانشجو (18 دختر و 14 پسر)، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و پس از پیاده سازی متن مصاحبه ها و ورود اطلاعات به نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA10، با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی 103 مفهوم و 16 مقوله محوری شد. همچنین، نتایج کدگذاری گزینشی نشان داد که مقوله هسته ادراک عشق ورزی دانشجویان است که تحت تأثیر شرایط علّی (باورداشت های اعتقادی و مذهبی؛ جوّ خانواده و نظارت والدینی؛ چالش ها و تجارب اخلاقی) و در کنار شرایط مداخله گر (تحولات هویتی فردی، اجتماعی و فرهنگی؛ هویت سازی رسانه های نوین ارتباطی) و شرایط زمینه ای (جنسیت؛ سن؛ پایگاه اجتماعی اقتصادی؛ تحصیلات دانشگاهی) بر برساخت عشق ورزی با جنس مخالف در دانشجویان مجرد در قالب راهبردهای اخلاق پیروی منطقی؛ خودپیروی عاطفی و خودپیروی ضداخلاقی تأثیر می گذارد که حاصل آن شکل گیری ازدواج های متناسب، پایدار و یا تصادفی و نامتناسب است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که عشق ورزی در بین دانشجویان مجرد، طیفی از مکانیسم های خودپیروی تا اخلاق پیروی را در پی داشته که می تواند کنش دانشجویان را به سمت و سویی منفی یا مثبت جهت دهی کند. لذا شناخت این مکانیسم ها می تواند در سیاست گذاری دست اندرکاران تربیتی کشور مؤثر باشد.
۸.

رابطه بین حمایت اجتماعی و هسته ارزشیابی خود با ازکارافتادگی تحصیلی: نقش واسطه ای رضایت زندگی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای رضایت از زندگی در رابطه حمایت اجتماعی و هسته ارزشیابی خود با ازکارافتادگی تحصیلی در یک طرح همبستگی انجام شد. 407 دانشجوی رشته علوم انسانی دانشگاه های آزاد شهر تهران، با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به سیاهه ازکارافتادگی مزلاک زمینه یابی دانشجویی (شافلی، مارتینز، مارکز پینتو، سالوانوو و بککر، 2002 الف)، مقیاس رضایت زندگی (دینر، ایمونز، لارسن و گریفین، 1985)، مقیاس هسته ارزشیابی خود (جاج، ارز، بونو و تورسن، 2003) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت، دال، زیمت و فارلی، 1988) پاسخ دادند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که هسته ارزشیابی خود و حمایت اجتماعی بر ازکارافتادگی تحصیلی اثر مستقیم دارد. همچنین هسته ارزشیابی خود و حمایت اجتماعی به طور غیرستقیم از طریق رضایت زندگی، ازکارافتادگی تحصیلی را کاهش می دهد. هسته ارزشیابی خود و حمایت اجتماعی 32 درصد از واریانس رضایت زندگی و هسته ارزشیابی خود، حمایت اجتماعی و رضایت زندگی، 27 درصد از واریانس ازکارافتادگی تحصیلی را تبیین می کنند. درمجموع، یافته ها نقش حمایت اجتماعی و هسته ارزشیابی خود را در افزایش رضایت زندگی و کاهش ازکارافتادگی به عنوان یکی از عوامل افت تحصیلی آشکار می کند.
۹.

مقایسه ی اثربخشی رویکردهای مشاوره ای زوج درمانی شناختی- رفتاری و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نیازهای عاطفی- جنسی

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: نیازهای عاطفی-جنسی به عنوان نیروی انگیزشی مهم تلقی می شوند که در پایداری و افزایش کیفیت زندگی زناشویی نقش مهم دارند. از همین رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT بر ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین غیربالینی شهر بندرعباس انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۱۴۶ نفر از زوجین غیربالینی شهر بندرعباس بودند که در دوره ی آموزشی مهارت های زندگی و فضای مجازی شرکت داشتند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود. ۴۸ نفر (۲۴ زوج) در گروه های مداخله ای CBCT و ACT و گروه کنترل به صورت تصادفی گمارش شدند. از پرسشنامه نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. شیوه انجام مداخله به صورت ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای زوجی بود. از مقیاس نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش استفاده شد. اطلاعات پژوهش با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با سنجش مکرر و به وسیله ی نرم افزار SPSS ۱۹ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هر دو نوع مداخله CBCT و ACT در ارتقای نیازهای زناشویی زوجین مؤثر هستند. مقایسه اثربخشی این دو رویکرد نشان داد که رویکرد زوج درمانی ACT در سه بعد نیازهای پرهیز از رفتارهای دلسرد کننده، احساسی-جنسی و جسمانی-جنسی اثربخشی بالاتری برخودار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد بهره گیری از رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT در ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین مفید است. این امر می تواند در سایر ابعاد زندگی زناشویی زوجین نظیر رضایت زناشویی و کیفیت زناشویی آنان نیز مؤثر باشد.
۱۰.

اثربخشی بسته آموزشی تاب آوری مبتنی بر بازی بر سازگاری اجتماعی کودکان

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
زمینه و هدف: همواره در نظام رفاه کودک، به کودکان و نوجوانان تحت مراقبت به عنوان یک جمعیت شکننده و در معرض خطر توجه می شود؛ از اینرو مداخلات پیشگیرانه در جهت کاهش آسیب ها بسیار حائز اهمیت می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته آموزشی تاب آوری مبتنی بر بازی بر سازگاری اجتماعی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی بود. مواد و روش ها: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان ۷-۵ سال تحت سرپرستی بهزیستی استان تهران بودند. ابتدا ۵ مرکز به شیوه هدفمند انتخاب و سپس ۳۰ نفر از کودکان دارای ملاک های پژوهش با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه ۱۵ نفر). ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اختلال رفتاری کودکان راتر(۱۹۶۷)، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (۲۰۰۹) و بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی(محمدی شمیرانی، ۱۳۹۸) بود. گروه آزمایش، آموزش تاب آوری را به مدت ۱۴ جلسه ی ۶۰ دقیقه ای به صورت هفته ای دو جلسه دریافت کردند. به منظور تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، تحلیل کوواریانس چند متغییره و تک متغییره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری بر سازگاری اجتماعی و مولفه آن (بیش فعالی- پرخاشگری، اختلال کمبود توجه، ناسازگاری اجتماعی) تاثیر معناداری داشت(۰۱/۰p<) اما در مولفه های اضطراب- افسردگی و رفتار ضداجتماعی به طور معناداری موثر نبوده است(۰۵/۰ < p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده از این مطالعه به نظر می رسد می توان از بسته آموزشی تاب آوری برای افزایش سازگاری اجتماعی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی استفاده کرد.
۱۱.

ارائه الگوی ساختاری پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری مؤلفه تعهد عشق ورزی در دانشجویان متأهل

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۷۳
زمینه : صمیمیت زناشویی، به عنوان یک فرآیند پویای مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل و یک نیاز درونی برای دلبستگی است که یکی از عوامل مهم در زمینه بهبود روابط زوجین است. از این رو، مسأله پژوهش حاضر این بود که آیا سبک های دلبستگی با میانجی گری تعهد عشق ورزی نقشی در پیش بینی صمیمیت زناشویی دارد؟ هدف: ارائه الگوی ساختاری پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری مؤلفه تعهد عشق ورزی در دانشجویان متأهل بود. روش: از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه دانشجویان مشغول تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران بود. تعداد 400 نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: مقیاس صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983)، مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ (1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شاور (1987). نتایج با روش ماتریس همبستگی، تحلیل رگرسیون و برازش تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: سبک دلبستگی ایمن بر صمیمیت زناشویی و تعهد عشق ورزی اثر مثبت و معنادار دارد (0/01> P ). سبک دلبستگی اجتنابی بر صمیمیت زناشویی اثر معناداری ندارد (0/05< P )، اما بر تعهد عشق اثر منفی و معنادار دارد (0/05> P ). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا بر صمیمیت زناشویی اثر معناداری ندارد (0/05< P )، اما بر تعهد عشق اثر منفی و معنادار دارد (0/05> P ). نتیجه گیری: تعهد به عنوان یکی از مؤلفه های عشق ورزی، نمی تواند نقش میانجی بین سبک های دلبستگی و صمیمیت زناشویی در جامعه مورد نظر را داشته باشد
۱۲.

بررسی تأثیر هیجانات منفی(اضطراب و افسردگی) در درک مطلب خواندن و حل مسئله به منظور تدوین یک مدل ساختاری در دوره ابتدایی شهر همدان

تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هیجانات منفی(اضطراب و افسردگی) در درک مطلب خواندن و حل مسئله به منظور تدوین یک مدل ساختاری در دوره ابتدایی شهر همدان در سالتحصیلی 96-95 انجام شد. به این منظور از تعداد 8000 نفر دانش آموز دوره ابتدایی 287 نفر (159 نفر دختر و 128 نفر پسر) در پایه چهارم به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. نمونه انتخابی در یک جلسه، آزمون محقق ساخته درک مطلب خواندن، پرسشنامه حل مسئله هپنر و کراسکوف (1987)، پرسشنامه اضطراب و افسردگی کودک ابسیوتانی و همکاران (2016) نسخه والدین، را تکمیل کردند. نتایج حاصل از برآورد مدل نهایی پژوهش نشان می دهد از بین متغیرهای درنظر گرفته شده در پیش بینی حل مساله، بالاترین ضریب به ترتیب مربوط به متغیر اضطراب در حالت مستقیم با 71/0 (01/0=p) و در حالت غیر مستقیم از طریق درک مطلب 10/0 (01/0=p) بوده است این مقدار در حالت مستقیم 74/0- (01/0=p) و در حالت غیر مستقیم و از طریق درک مطلب 09/0- (01/0=p) بوده است. بر این اساس مشخص است که توانایی درک مطلب نقش واسطی در کاهش اثر افسردگی و اضطراب بر حل مساله داشته است.
۱۳.

رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی: نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی

تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۴۸۷
زمینه: تحقیقات متعددی، اهمیت نیازهای اساسی روانشناختی دانش آموزان را مورد مطالعه قرار داده اند و به بررسی نقش نیازهای اساسی روانشناختی در ایجاد امید، کارایی، تاب آوری و خوش بینی، عملکرد تحصیلی، کاهش فرسودگی و ناکارآمدی تحصیلی پرداخته اند. اما در مورد رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی بود. روش: پژوهش از نوع همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر قائنات در سال تحصیلی 98- 1397 بودند که 380 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه محیط حامی خودپیروی آسور و دیگران (۲۰۰۲)، بهزیستی تحصیلی تومینین - سوینی و همکاران (۲۰۱۲) و مقیاس نیازهای اساسی روانشناختی لاگواردیا و همکاران (۲۰۰۰). تحلیل داده ها با آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون، تحلیل عاملی و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: محیط حامی خود پیروی اثر مستقیم و معنی داری بر نیازهای اساسی روانشناختی و بهزیستی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی نیز اثر مستقیم و معنی داری بر بهزیستی تحصیلی دارد (0/01> P ). همچنین محیط حامی خود پیروی از طریق متغیر میانجی نیازهای اساسی روانشناختی اثر غیرمستقیم بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد (0/01> P ). نتیجه گیری: افزایش کیفیت محیط های حامی خود پیروی سبب ارتقا نیازهای روانشناختی دانش آموزان و بهزیستی تحصیلی آنان می شود.
۱۴.

Conceptual Model of Expectant Psychological Characteristics of Effective First Grade Teachers Based on Expert's Point of View

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۵
Purpose: This study aims to infer the perception of experts about the psychological characteristics of effective teachers to clarify the angles and dimensions of the psychological characteristics of teachers. Methodology: The method of the present research is a qualitative phenomenon of phenomenological type, which has been purposefully selected from among experts in the field of psychology, especially educational psychology, and those who are directly related to the discussion of education, up to 12 people. And interviewed. The interview was first recorded with the permission of the interviewer and then turned into a text and sentences and phrases were analyzed using the Colaizzi method. Findings: According to the findings of interviews with experts in the field of education, the psychological characteristics of an effective teacher included eight themes, which were: 1. Behavior in the classroom including helpful, resilient, committed and motivated, 2. How to interact, including student’s comfort, listening, emotional relationship and having a simple expression, 3. Psychological ability including logical thinking, critical thinking, high emotional intelligence, self-confidence, social personality type and optimism, 4. Expressive skills including appropriate body language characteristics, large vocabulary, persuasive skills, 5. Mental health, 6. Creativity, 7. Ethics and 8. Discipline, including the characteristics of having mental order, regular knowledge, keeping promises and coming to class on time. Conclusion: The results showed that an effective teacher has psychological abilities in the field of thinking, including logical and critical thinking, to improve the teaching process in the classroom by creating challenges and paying attention to details. On the other hand, an effective teacher needs intelligence. It is a high emotion to build a constructive relationship, which in this connection also requires confidence so that an effective teacher can attract students in the classroom with a decisive and confident presentation.
۱۵.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی مبتنی بر دیدگاه های ویگوتسکی و سوولر و اثربخشی آن بر کارکردهای شناختی و حل مسئله کلامی ریاضی در دانش آموزان دچار اختلال خاص یادگیری ریاضی

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی راهبردهای شناختی و فرا شناختی و اثربخشی آن بر کارکردهای شناختی و حل مسئله کلامی ریاضی در دانش آموزان دچار اختلال خاص یادگیری ریاضی انجام شد. طرح پژوهش حاضر به صورت پیش آزمون-پس آزمون با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان چهارم ابتدایی دچار اختلال خاص یادگیری ریاضی شهرستان بهمئی در سال 99-1398 تشکیل دادند که از این جامعه 16 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. تدوین بسته در قالب 9 جلسه 45 دقیقه ای انجام و ارائه شد و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. ابزار پژوهش؛ پرسشنامه محقق ساخته حل مسئله کلامی ریاضی و شاخص های مقیاس وکسلر نسخه 5 و مقیاس کی مت بود. نتایج پژوهش نشان داد که بسته آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی توانست به طور معنی داری کارکردهای شناختی و حل مسئله کلامی ریاضی در دانش آموزان دچار اختلال خاص یادگیری ریاضی را افزایش دهد. به علاوه کارکردهای شناختی و حل مسئله کلامی ریاضی در دانش آموزان پس از اجرای پس آزمون، پیگیری شد و نتایج نشان داد که تغییر محسوسی در پس آزمون بعد از یک ماه ایجاد نشده است. در تبیین این نتیجه می توان این چنین گفت که بسته آموزشی راهبردهای شناختی و فرا شناختی در طولانی مدت نیزاثربخش بوده است.
۱۶.

اثربخشی آموزش خود دلگرم سازی مبتنی بر نظریه آدلر بر خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روانشناختی

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با هدف آموزش خود دلگرم سازی مبتنی بر نظریه آدلر بر خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روانشناختی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری 6 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی شهر تهران بود که در سال 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونهی این پژوهش شامل 60 نفر (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند و سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسهی 90 دقیقهای (هفتهای یک جلسه) تحت آموزش خود دلگرم سازی قرار گرفتند و گروه کنترل نیز هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار استفادهشده در این پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی تصوری دانشآموزان جینک و مورگان (1999) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل اندازهگیری مکرر استفاده شد. نتایج تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که آموزش خود دلگرم سازی باعث افزایش خودکارآمدی تصوری (01/0 >P) و بهزیستی روانشناختی (01/0 >P) دانشآموزان شده است و این تأثیر در بهزیستی روانشناختی پس از مرحله پیگیری پایدار مانده است. با توجه به اثربخش بودن این آموزش بر افزایش خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روانشناختی ارائهی این آموزش برای دانشآموزان مفید ارزیابی میشود.
۱۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی شناختی و حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد (EMDR) بر کاهش علایم استرس پس از سانحه زنان سیل زده

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه: حوادث طبیعی مانند سیل، یکی از تجارب مستقیم حوادث آسیب زا است که می تواند زمینه ساز اختلالات روانشناختی بوده و مستلزم اجرای مداخلات روانشناختی می باشد. از این رو، مسأله پژوهش حاضر تعیین و مقایسه مداخلات اثربخش در زمینه کاهش علایم اختلال استرس پس از سانحه است. هدف: مقایسۀ اثر بخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی و حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد بر کاهش علایم اختلال استرس پس از سانحه زنان سیل زده بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون چهار گروهی بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه زنان میانسال سیل زده شهر پل دختر استان لرستان در سال 1398بود. 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (3 گروه 20 نفره) و کنترل (یک گروه 20 نفره) به تصادف گمارش شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: جلسات مداخلاتی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد ( EMDR ) شاپیرو (2001)، جلسات مداخله ای هیپنوتراپی شناختی (علاءالدین، ترجمه ارقبایی و همکاران، 1394) و مقتدر، حسن زاده، میرزاییان و دوستی (1395)، طرح درمان شناختی - رفتاری اهلرز و کلارک (2000) و اهلرز و همکاران (2005) و مقیاس خودسنجی تأثیر رویداد ( IES-R ) هوروویتز و همکاران (1987). تحلیل داده ها با روش تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی انجام شد. یافته ها: سه روش مداخلاتی شناختی رفتاری، هیپنوتراپی شناختی و EMDR بر کاهش اختلال استرس پس از سانحه تأثیر معنادار داشتند (0/01 p< ). درمان شناختی - رفتاری تأثیر بیشتری نسبت به EMDR بر کاهش اختلال استرس پس از سانحه داشت (0/01 p< ). نتیجه گیری: می توان برای کاهش استرس پس از سانحه از درمان شناختی - رفتاری بهره برد.
۱۸.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سطح اضطراب امتحان بالا و پایین

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
زمینه و هدف: از آنجا که دانش آموزان به عنوان هسته اصلی نظام آموزشی هستند، باید متغیرها و مؤلفه های مربوط به سلامت روانی آنان با حساسیت و توجه بیشتری مورد توجه قرار گیرد. خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان به عنوان شاخص های مهم مرتبط با سطح اضطراب در مطالعات مختلف شناسایی شده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شده است. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه گواه و دو گروه آزمایش استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان ساری بود که در سال ۱۳۹۶ مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 40 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شده و به صورت تصادفی، ۲۰ نفر در گروه های آزمایش (۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان بالا و ۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان پایین) و ۲۰ نفر در گروه های گواه (۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان بالا و ۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان پایین) جایدهی شده اند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های خودمهارگری تانجنی (2004)، عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) و اضطراب امتحان اسپیلبرگر (2010) بود. مداخله درمانی شامل هشت جلسه 45 دقیقه ای آموزش ذهن آگاهی به گروه های آزمایش بود و گروه های گواه، مداخله ای را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره دوراهه استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا، مؤثر بوده (۰۷/۴۱=F و ۰01/۰>P) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین، تأثیری نداشته است (۸۰/۰<P و۰۶/۰=F). همچنین این مداخله بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا مؤثر بوده (64/28=F و ۰01/۰>P) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین، تأثیری نداشته است (68/۰<P و3/۰=F). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه نتیجه گیری می شود که اضطراب امتحان به عنوان متغیر تعدیل کننده در آموزش ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی مؤثر بوده است. در نتیجه توجه به میزان اضطراب امتحان به عنوان عاملی که در میزان اثربخشی ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مؤثر است، باید مورد تأکید قرار گیرد.
۱۹.

مدل یابی روابط ساختاری تعارضات والدین و دانش آموزان با پرخاشگری: نقش میانجی بی تفاوتی اخلاقی

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: پرخاشگری یکی از آسیب های اجتماعی است که در جامعه در حال افزایش است. به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید. علاوه بر این، پرخاشگری یکی از مسائل مهم در دوران کودکی و نوجوانی است که با روابط فرزند با والدین و تعارضات خانوادگی در ارتباط است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری تعارضات نوجوانان و والدین با پرخاشگری از طریق نقش میانجی بی تفاوتی اخلاقی در دانش آموزان دختر، انجام شد. روش: نوع پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 98-99 بود که 607 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای به عنوان نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شرکت کردند. افراد نمونه به پرسشنامه های رابطه والد- فرزند (فاین، مورلند و شویل، 1983)، بی تفاوتی اخلاقی (کاپرارا و همکاران، 2006) و پرخاشگری (باس و پری، 1992) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تأثیر تعارض والدین و دانش آموزان بر بی تفاوتی اخلاقی (0/67 , β=0/01P<) و پرخاشگری (0/47 , β=0/010P<)، مثبت و معنادار است؛ تأثیر بی تفاوتی اخلاقی بر پرخاشگری (0/26 , β=0/01P<) مثبت و معنادار است؛ و بی تفاوتی اخلاقی در ارتباط بین تعارض نوجوانان و والدین و پرخاشگری، نقش میانجی مثبت و معناداری دارد (0/17 , β=0/01P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که تعارض والدین و دانش آموزان به افزایش بی تفاوتی اخلاقی و پرخاشگری دانش آموزان دختر، منجر می شود. همچنین بی تفاوتی اخلاقی بر رابطه بین تعارض والدین و دانش آموزان و پرخاشگری آنان، می افزاید.
۲۰.

تأثیر آموزش تنظیم شناختی هیجان بر نشانه های خشم کودکان پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه و هدف: با توجه به نتایج مطالعات مختلف حاکی از مشکلات خودتنظیمی هیجانی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم شناختی هیجان بر نمره خشم کودکان پسر مبتلا به این اختلال انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه 40 نفر از کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی 12 ساله مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 96-95 بوده است که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به تصادف جایدهی شدند. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد و سپس افراد گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه 45 دقیقه ای آموزش تنظیم شناختی را دریافت کردند و بعد از پایان جلسات آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار پژوهش شل=امل پرسشنامه سنجش والد کانرز (1970)، پرسشنامه حالت – صفت خشم اسپیلبرگر (1999) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داده است که آموزش تنظیم شناختی هیجان به طور معنادار موجب کاهش خشم کودکان پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شده است F=271/83 , P>0/05) ) نتیجه گیری : دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در مهار هیجانات منف،ی مهارت چندانی ندارند. با آموزش تنظیم شناختی هیجان می توان جایگزینی هیجانات مثبت را تقویت کرد و این موضوع به کاهش خشم کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی منجر می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان