محمد عسگری

محمد عسگری

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۰ مورد.
۱.

الگوی خود-دیگری در بستر روایت زندگی زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الگوی خود - دیگری اختلال شخصیت مرزی روایت مطالعه کیفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 74 تعداد دانلود : 604
زمینه: روابط آشفته از مشکلات اساسی افراد با رگه اختلال شخصیت مرزی می باشد. رابطه نامطلوب والد-کودک منجر به فقدان حس ثبات، تمایز و آشفتگی خود-دیگری می شود. اگرچه، سال هاست آشفتگی خود-دیگری به عنوان یکی از معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت مرزی درنظرگرفته شده، اما نسبت به سایر جنبه های این اختلال نادیده گرفته شده است. هدف: هدف پژوهش حاضر دستیابی به الگوی خود-دیگری در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی بود. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی بنیادی با رویکرد آمیخته بود که از روش های کیفی و کمی به فراخور نیاز پژوهشی استفاده شد. جامعه آماری شامل زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی، بعلاوه متخصصان روانشناسی و روان پزشکی مشهد و تهران در سال 1400 بود. پانزده زن با رگه اختلال شخصیت مرزی با استفاده از نمونه گیری در دسترس و پرسشنامه شخصیت مرزی لیشنریگ (1999) از بیمارستان ابن سینا مشهد انتخاب شدند. داده ها در قسمت کیفی با استفاده از پرسشنامه شخصیت مرزی لیشنرینگ و مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد و سپس با استفاده از تحلیل محتوا و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد «مدل خود در روابط» شامل مؤلفه های «رابطه با والدین»، «رابطه با جنس مخالف» و «روابط ناموفق» می باشد. تحلیل عاملی مرتبه دوم نیز نشان داد «رابطه با والدین» بیشترین سهم را در مدل دارد. نتیجه گیری: آشفتگی خود-دیگری در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی، اساسی و منتج از روابط بی ثبات اولیه با والدین می باشد. بنابراین در درمان افراد با رگه اختلال شخصیت مرزی از نتایج پژوهش حاضر می توان استفاده نمود.
۲.

بررسی نقش سه اصل تماس شخصی، عمل کردن، و اثردوگانه بر تصمیم گیری اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دوراهی اخلاقی تصمیم گیری اخلاقی اصل اثر دوگانه اصل عمل کردن اصل تماس شخصی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 471 تعداد دانلود : 471
سه اصل اثر دوگانه، اصل تماس شخصی، و اصل عمل کردن به عنوان سازوکارهای روانی موثر بر تصمیم گیری های اخلاقی انسان در دوراهی های واگن قطار در نظر گرفته می شوند. با توجه بر ادعای جهان شمول بودن این سازوکارها، هدف این پژوهش بررسی نقش سه اصل مذکور بر تصمیم گیری های اخلاقی در دوراهی های واگن قطار در فرهنگ شرقی مردم ایران بوده است. در این پژوهش که از جمله طرح های نیمه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون یک گروهی بوده است از چهار سناریو استفاده شد که در پژوهش های مشابه به کار رفته بودند. جامعه آماری این پژوهش، جمعیت عمومی فعال در شبکه های اجتماعی مجازی بوده است. حجم نمونه 235 نفر با میانگین سنی 34/30 بوده است. از میان آزمودنی ها، 143 نفر زن و 92 نفر مرد بوده اند. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون "مک نمار " استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش تاثیر هر سه اصل مذکور بر تصمیم گیری اخلاقی آزمودنی ها در دوراهی های واگن قطار به طور معنی داری (05/0> Pvalue) تایید شد. بنابراین این پژوهش نشان می دهد که هر سه اصل تماس شخصی، عمل کردن، و اثر دوگانه بر تصمیم گیری های اخلاقی آزمودنی ها اثرگذار هستند.
۳.

مخاطره الگوریتم متروپلیس هستینگز روبینز مونرو در مدل های چند بعدی نظریه سؤال پاسخ در داده های دو ارزشی با در نظر گرفتن طول آزمون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الگوریتم MHRM مخاطره مدل های چند بعدی نظریه سؤال پاسخ داده های دو ارزشی طول آزمون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 81 تعداد دانلود : 917
پژوهش حاضر با هدف بررسی مخاطره الگوریتم MHRM در مدل های چند بعدی نظریه سؤال پاسخ در داده های دو ارزشی با در نظر گرفتن ابعاد و طول آزمون متفاوت مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش مورد استفاده آزمایشی واقعی و با استفاده از طرح پس آزمون چند گروهی بود. نمونه مورد مطالعه براساس مطالعات شبیه سازی تحت شرایط مختلف متغیرهای مستقل در 27 حالت با 100 تکرار برای هر کدام ایجاد شد. مدل مورد استفاده مدل دو پارامتری چندبعدی لوجستیک و پارامترهای مورد بررسی شیب و دشواری سؤالات بود. جهت بررسی مخاطره هر یک از پارامترها در حالت های مختلف آزمایشی شاخص میانگین توان دوم خطاها مورد استفاده قرار گرفت. جهت تولید و تحلیل داده ها ار نرم افزارهای آماری R بسته های mirt، interactions، car و psych استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد الگوریتم MHRM در قیاس با الگوریتم های EM و MCEM دارای مخاطره کمتری است. این موضوع بویژه تحت شرایط داده هایی با ابعاد بالا (5 بعد) و طول آزمون کوتاه (15 سؤال) بیشتر مشهود بود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد زمانی که ابعاد آزمون افزایش و طول آزمون کاهش می یابد، مخاطره برآورد پارامترها به طور معنی داری افزایش می یابد. در نتیجه می توان گفت کاربرد الگوریتم MHRM در داده های با تعداد ابعاد بالا و طول آزمون کوتاه ضروری است و به پژوهشگران توصیه می شود که از آن در تحلیل داده های با ساختار پیچیده از قبیل تعداد ابعاد بالا بهره گیرند
۴.

تحلیل روند یادگیری دانش آموزان درگذر از کرونا (مجازی، نیمه حضوری، حضوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: یادگیری کرونا آموزش مجازی نیمه حضوری حضوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 577 تعداد دانلود : 657
هدف طرح حاضر ارزیابی از یادگیری دانش آموزان درگذر از کرونا (مجازی، نیمه حضوری و حضوری) است. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع اندازه گیری مکرراست. جامعه آماری دانش آموزان دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 منطقه 15 شهر تهران هست. نمونه موردبررسی 76 دانش آموز، از سه کلاس پایه دوازدهم رشته انسانی مشغول به تحصیل در 1401-1400 است. شیوه نمونه گیری از بین جامعه در دسترس به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. ابزار پژوهش آزمون های هماهنگ دی ماه، اسفندماه در سطح دبیرستان، آزمون شبه نهایی فروردین ماه منطقه 15، آزمون نهایی کشوری درس جامعه شناسی 3 است که همگی به شیوه حضوری برگزار شد. روش تجزیه وتحلیل آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، آزمون تعقیبی بنفرونی است نتایج: آزمون لامبدای ویلکز با مقدار (250/0) و (f=70/954)750 /0 مجذور اتای تفکیک ی در سطح (p<0/001) معنی دار است؛ به عبارت دیگر نوع آموزش در پژوهش حاضر مؤثر بود. میزان تأثیر آموزش 750/0 بود. نتایج آزمون بنفرونی نشان داد که میانگین آموزش مجازی (36/10)، بیشتر از حد مطلوب و مؤثرتر از آموزش نیمه حضوری (05/5)، تداوم نیمه حضوری (56/7)، است و آموزش حضوری (03/12)، بالاتر از حد مطلوب و مؤثرتر از آموزش مجازی (36/10)، (p<0/01) است. سیستم های آموزشی باید آموزش مجازی اضطراری را به عنوان روش جایگزین برای حفظ فرآیندهای یاددهی-یادگیری در محیط های همزمان یا ناهم زمان که با استفاده از پلتفرم های مختلف با دسترسی به اینترنت انجام می شود، با پرهیز از اعمال فشار بر معلمان، دانش آموزان و گونه ای حساب شده، ارائه دهند.
۵.

اثر بخشی برنامه آموزشی تعامل مادر- کودک مبتنی بر سبک دلبستگی ایمن بر مؤلفه های دلبستگی دانش آموزان با اختلال های اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 74 تعداد دانلود : 384
زمینه و هدف: اصلاح سبک دلبستگی کودک یکی از روش های کاهش آسیب های ناشی از اختلال ها و هیجان های منفی است. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی برنامه آموزشی تعامل مادر - کودک مبتنی بر سبک دلبستگی ایمن بر مؤلفه های دلبستگی دانش آموزان دوره ابتدایی دارای اختلال های اضطرابی انجام شد. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دختر دارای اختلال های اضطرابی منطقه 3 شهر تهران شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 1400-1399 در پایه های دوم و سوم دبستان و مادران آنها بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند،30 دانش آموز دارای اختلال های اضطرابی به همراه مادرانشان وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در گروه آموزش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه دلبستگی (کاپنبرگ و هالپرن، 2006) استفاده شد. گروه آموزش برنامه آموزشی تعامل مادر - کودک مبتنی بر سبک دلبستگی ایمن را در 12 جلسه دریافت کرد، ولی به گروه گواه آموزشی داده نشد. در پایان هر دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها توسط نسخه 24 نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله پس آزمون تفاوت معنا دار کلی بین گروه آموزش و گروه گواه در نمرات مؤلفه های دلبستگی وجود داشت (0/05>p)، به نحوی که برنامه آموزشی به بهبود مؤلفه های تکامل انطباقی مثبت، واکنش هیجانی، و دوری گزینی منجر شد. همچنین این معنا داری (0/05>p) در مرحله پیگیری پس از 50 روز، پایدار بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت برنامه آموزشی تعامل مادر - کودک مبتنی بر سبک دلبستگی ایمن به بهبود سبک دلبستگی در دانش آموزان دوره ابتدایی دارای اختلال های اضطرابی منجر شد. در نتیجه می توان از این برنامه آموزشی به عنوان مداخله ای مناسب برای بهبود مشکلات ناشی از دلبستگی کودکان دارای اختلال های اضطرابی در دوره ابتدایی استفاده کرد.
۶.

اثربخشی مداخلات روان شناختی بر تمایلات بی رحمی – بی عاطفگی کودکان دارای مشکلات سلوک: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 708 تعداد دانلود : 106
Background and Purpose: Children with conduct problems and callous-unemotional traits form a separate group who exhibit persistent, widespread, and more severe patterns of delinquent, antisocial, and aggressive behaviors and are generally assumed to be resistant to therapeutic interventions and improvement. Accordingly, this study seeks to answer these questions: 1- What interventions have been used for this group so far? 2- Have the interventions effectively reduced this group's problems? 3- What factors have influenced the effectiveness of the interventions? Methods: A systematic review was used in this research. Articles between 2000 and 2021 with the keywords Callous-unemotional traits, intervention, treatment, and therapy were reviewed in PubMed، ProQuest، ،PsycINFo sciencedirect، Google scholar & Springer databases. They were reviewed using the Prisma guidelines and 17 articles were selected according to the inclusion and exclusion criteria. Findings: The results of this study showed that the interventions that have been carried out so far for the group of children with conduct problems and callous-unemotional traits are in three categories: interventions based on behavioral approach, based on parent-child interaction therapy. And they are divided based on the training of individual, cognitive, and social skills. Ten studies have reported low effectiveness and seven studies have reported appropriate effectiveness. Among these, the interventions based on behavioral approaches were the least effective, the interventions based on parent-child interaction were the most effective, and skills training was effective only in combination with the parent education program. Conclusion: In general, the response to treatment of children with conduct problems and callous-unemotional traits compared to those without callous-unemotional traits was low, and among different interventions, behavioral interventions had a more insufficient improvement. Innovative programs focusing on the warm and emotional relationship between parent and child have responded well.
۷.

نقش پول در تصمیم گیری های روزمره زندگی: بررسی اثر راه انداز پول بر ابعاد تصمیم گیری با پیامدهای نامعین

کلید واژه ها: تصمیم گیری ریسک پذیری راه انداز شناخت رفتار تکانشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 89 تعداد دانلود : 147
مقدمه: تصمیم گیری حوزه ای از زندگی انسانی بشمار می آید که علوم شناختی آرزوی دیرینه ای در ترسیم نیمرخ کامل از آن دارد. هدف: با توجه به اهمیت شناسایی نقش راه انداز پول در حوزه تصمیم گیری روزمره و عدم تمرکز مطالعات حوزه راه انداز بر پول، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر راه انداز پول در ابعاد ارزشیابی در موقعیت ریسک و انتخاب بهینه از میان گزینه های در اختیار صورت گرفت. روش: این پژوهش یک مطالعه شبه آزمایشی است که در بازه زمانی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ انجام شد. جامعه مورد مطالعه کلیه دانشجویان در حال تحصیل در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس دانشگاه علامه طباطبائی تهران بودند که ۳۰ نفر از آنها به شیوه نمونه گیری هدفمند در قالب دو گروه آزمایش و مقایسه و بصورت تصادفی در این دو گروه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات آزمون قمار آیوا (۱۹۹۴) و پرسشنامه تکانشگری بارات (۱۹۹۴) بود. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ و استفاده از تحلیل کوواریانس صورت گرفت. یافته ها: تفاوت معنادار در انتخاب کارت از دسته سودآور در آزمون قمار آیوا در شرکت کنندگان گروه آزمایش (میانگین: ۳۱/۲۶؛ انحراف استاندارد: ۱۲/۳۴) نسبت به گروه مقایسه (میانگین: ۲۲/۰۶؛ انحراف استاندارد: ۱۲/۱۴) مشاهده شد (۰/۰۵>P). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش، راه انداز پول در موقعیت های آزمایشگاهی توانایی تاثیرگذاری بر ابعاد شناختی تصمیم گیری روزمره را داراست و بطورخاص کارکرد گزینش و افزایش تخمینی ارزش در گزینش های پیش رو از میان چند گزینه دیگر را بهبود بخشیده و سبب انتخاب کارت های سودآورتر در آزمون قمار آیوا می شود.
۸.

هم سنجی تأثیر آموزش گروهی رویکرد مبتنی بر نظریه انتخاب و تحلیل تبادلی روی سرمایه روان شناختی زوجین درگیر تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تحلیل ارتباط متقابل تعارض زناشویی نظریه انتخاب سرمایه روان شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 839 تعداد دانلود : 205
تعارض زناشویی سرمایه روان شناختی را کاهش می دهد و روی سلامت بدنی و روانی همسران تأثیرات ناگواری می گذارد. پژوهش های قبلی نشانگر خودکارآمدی نظریه انتخاب و تحلیل ارتباط متقابل در کاهش تعارض زناشویی همسران بوده اند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف هم سنجی تأثیر رویکرد مبتنی بر نظریه انتخاب و تحلیل ارتباط متقابل بر سرمایه های روان شناختی زوجین دارای تعارضات زناشویی بود. این پژوهش به روش آزمایشی با طرح گروه کنترل نامعادل با بیش از یک گروه آزمایش انجام شد. بدین منظور از زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه سه شهر تهران با تجربه حداقل یک سال زندگی مشترک با روش نمونه گیری در دسترس، 30 زوج (60 زن و شوهر) انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشی 1، آزمایشی 2 و کنترل جایگزین شدند. داده ها قبل و بعد از مداخله با استفاده از پرسشنامه سرمایه های روان شناختی (Luthans, Youssef, & Avolio,  2007) گردآوری شد. تحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس نشان داد که اجرای نظریه انتخاب و تحلیل رفتار متقابل بر مؤلفه های خودکارآمدی (01/0> P ، 15/10 =  (53 و 2)F) و امیدواری (01/0> P ، 18/14 =  (53 و 2)F) و خوش بینی (01/0> P ، 72/9 =  (53 و 2)F) سرمایه روان شناختی را در سطح 01/0 و مؤلفه تاب آوری (05/0> P ، 78/4 =  (53 و 2)F) آن را در سطح معناداری 05/0 تحت تأثیر قرار داده است. ولی تفاوت اثر متغیر مستقل بر هیچ یک از مؤلفه های سرمایه روان شناختی معنی دار نبود. یافته ها نشان داد که تفاوت اثربخشی هر دو متغیر مستقل بر مؤلفه های سرمایه روان شناختی معنی دار نبود؛ بنابراین به کارگیری هر دو روش جهت افزایش سرمایه روان شناختی زوجین متعارض به مشاورین و روان درمانگران توصیه می شود.
۹.

پیکربندی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان پسر ایرانی: یک مطالعه روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روایت پژوهی ضد روایت کلان روایت نوجوان هویت روایتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 460 تعداد دانلود : 15
مقدمه : شواهد بیشماری حاکی از تغییرات رفتاری اساسی در نوجوانان ایرانی است. به احتمال زیاد بتوان این تغییرات را به مسائل هویتی آنان نسبت داد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان ایرانی و تعیین رابطه احتمالی آن با تغییرات رفتاری آنان انجام شد. روش : این پژوهش از لحاظ رویکرد آمیخته بود. در مرحله کیفی از روش روایت پژوهی و در مرحله کمّی از روش همبستگی استفاده شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله بعلاوه روان شناسان و جامعه شناسان شهر تهران در سال 1399 بود. 19 نفر از نوجوانان با نمونه گیری داوطلبانه و 6 نفر از متخصصان با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله شهر تهران در سال 1399 بود که از بین آن ها 218 نفر با نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. گردآوری داده ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه داستان زندگی مک آدامز (1995) و در بخش کمی به وسیله پرسشنامه محقق ساخته صورت پذیرفت. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل محتوا بعلاوه تحلیل عاملی نشان داد که مدل کلان روایت نوجوانان شامل مؤلفه هایی چون تعلق به خانواده، پایبندی به ارزش های دینی و اطاعت از والدین است و مدل ضد روایت نیز مؤلفه هایی چون سبک زندگی اختیاری، حس منحصر به فرد بودن، استقلال خواهی و رقابت جویی را در بردارد. نتیجه گیری : می توان تغییرات رفتاری نوجوانان پسر ایرانی را به دو عامل عمده نسبت داد: 1- تضاد میان برخی مؤلفه های ضد روایت و کلان روایت آن ها 2- وضعیت نسبتاً افراطی برخی مؤلفه های روایت های آن ها.
۱۰.

طراحی الگوی هویت یکپارچه در دختران مبتنی بر تجارب زیسته موفق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هویت یکپارچه دختران دین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 709 تعداد دانلود : 869
دختران به واسطه تحولات مختلف با چالش تعارض بین سطوح مختلف هویت مواجه هستند، درحالی که یکپارچگی هویت برای عملکرد مطلوب اجتماعی و روان شناختی ضرورت دارد. ازاین رو، شناخت ابعاد مختلف آن، مسیر مداخله را فراهم می سازد. در این پژوهش از روش کیفی استفاده شده و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفته است. بدین منظور با 20 نفر از دختران 19 تا 24 ساله که چالش های هویتی را تجربه کرده اند مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت. به منظور تحلیل داده ها طبق نظریه زمینه ای، مدل اشتراوس و کوربین، مصاحبه ها در سه مرحله مقوله بندی و مدل استخراج و اعتباریابی آن موردبررسی قرار گرفت. مواجهه با آشفتگی های روان شناختی و مواجهه اثربخش با جهان بینی الهی به عنوان عوامل علی و همچنین پیامدهای ناشی از راهبردها، ویژگی هایی از باور و عمل به دین را آشکار ساختند که ماهیت فراگیر و زیرساختی آن را در ایجاد هویت یکپارچه و پایدار تبیین می کند. راهبردها، عوامل مداخله ای و زمینه ای نیز مورد تحلیل قرار گرفت.
۱۱.

شناسایی مؤلفه های گرایش به مصرف سیگار در جوانان از دیدگاه متخصصان؛ یک تحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جوانان مصرف سیگار مؤلفه های مؤثر متخصصان تحلیل کیفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 229 تعداد دانلود : 334
هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های گرایش به مصرف سیگار در جوانان از نگاه متخصصان حوزه اعتیاد و سیگار بود. روش : در این مطالعه از رویکرد کیفی و شیوه تحلیل مضمون استفاده گردید. شرکت کنندگان شامل متخصصان حوزه اعتیاد و سیگار (درمانگران، پژوهشگران، اساتید و مدرسان) در سال 1399 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند گزینش شدند. نمونه گیری با استفاده از ابزار مصاحبه (نیمه ساختار یافته) به منظور دریافت داده ها تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرده و در ادامه اطلاعات جمع آوری شده با روش کدگذاری (فرعی و اصلی) تحلیل شدند. یافته ها : تحلیل یافته ها منجر به استخراج 85 مفهوم اولیه، 37 مقوله فرعی و 15 مقوله اصلی گردید که بر اساس آن، مقولات اصلی گرایش به سیگار در جوانان عبارت بودند از: 1. نقش مؤثر خویشاوندان در مصرف 2. جو نا کارآمد خانواده مستعدکننده مصرف 3. انگیزه بخشی گروه های همتا در مصرف 4. سر نخ دهی رسانه در مصرف سیگار 5. تأثیر پذیری از شخصیت های مشهور 6. تسهیل گری جامعه در مصرف 7. شرایط مساعد مکان تفریح عمومی برای مصرف 8. دسترسی آسان به سیگار 9. تحریف شناختی از سیگار 10. علل روان شناختی نا کارآمد 11. واکنش معکوس به بازدارنده های سطحی در مصرف 12. ضعف مهارت های انطباقی 13. تلقی جذابیت رفتاری 14. سطحی نگری رسانه ها در مورد آسیب های مصرف 15. مصرف تفننی. در نهایت ترکیب مقولات اصلی منجر به استخراج دو مضمون هسته ای از جمله مؤلفه های میان فردی برون فردی و مؤلفه های درون فردی گرایش به سیگار در جوانان گردید. نتیجه گیری : پژوهش حاضر نشان داد که جوانان متأثر از عوامل میان فردی برون فردی هم چون رسانه ، خانواده، جامعه و جو همتایان با علایق مشترک و یا ابعاد درون فردی مثل ناراحتی های روان شناختی، تأثیرپذیری از شخصیت های مشهور فیلم و یا ضعف های مهارتی، بیشتر احتمال دارد تا به سمت مصرف سیگار و ادامه آن گرایش پیدا کنند.
۱۲.

کاربرد رویکرد سؤال پاسخ ترستونی در مقیاس های گزینه بایست: ساختار عاملی پرسشنامه سبک های یادگیری کلب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پرسشنامه سبک های یادگیری کلب مقیاس گزینه بایست رگرسیون لجستیک چندجمله ای مدل سؤال پاسخ ترستونی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 506 تعداد دانلود : 453
زمینه: ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی ابزارهای گزینه بایست مباحث بسیاری را بین محققان ایجاد کرده است. بخش زیادی از این مباحث، مربوط به سطحی بودن نتایج به دست آمده از ساختار درونی آن ها، به دلیل ماهیت ایپسیتوی داده های مقیاس گزینه بایست می باشد. هدف: هدف از این مطالعه، استفاده از رویکرد سؤال پاسخ ترستونی (T-IRT) در نمره گذاری و بررسی ساختار عاملی مقیاس های گزینه بایست بود. روش: جامعه آماری این مطالعه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی تهران بودند. از مدل T-IRT در نمره گذاری و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (LSI) که یک نسخه گزینه بایست می باشد، استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل T-IRT در بررسی ساختار عاملی پرسشنامه سبک های یادگیری، نشان داد که مدل چهار عاملی با داده ها برازش مناسبی داشت و همچنین، اگرچه ساختار همبستگی بین عوامل در مدل دو عاملی دو قطبی متعامد، مطابق با ساختار پیشنهادی کلب بود؛ اما این مدل برازش مناسبی با داده ها نداشت. نتایج مدل رگرسیون لجستیک چندجمله ای (MLR) در بررسی رابطه سبک های یادگیری با جنسیت و رشته تحصیلی دانشجویان نشان داد که متغیر جنسیت سهمی در پیش بینی سبک های یادگیری ندارد (خی دو: 4/87، 0/05 P>)، ولی مدل مربوط به رشته تحصیلی معنادار بود (خی دو: 305/26، 0/001 P<). همچنین نتایج ضرایب بتا و معناداری مدل نشان داد که دانشجویان رشته های روانشناسی (بتا: 1/69-، سطح معناداری: 0/01) و حقوق (بتا: 1/48، سطح معناداری: 0/01) بیشتر دارای سبک یادگیری واگرا و جذب کننده می باشند. نتیجه گیری: این یافته ها نشان داد رویکرد T-IRT در حل مشکلات موجود در نمره گذاری و تحلیل مقیاس های FC به خوبی عمل می کند و این می تواند موجب گسترش استفاده از این مقیاس ها شود. همچنین نتایج بررسی سبک های یادگیری بیانگر این است که در تدریس و آموزش به سبک های یادگیری دانشجویان توجه بیشتری شود و از روش های آموزشی متناسب با سبک های یادگیری آنان استفاده گردد.
۱۳.

Developing and Validating an Educational Model for Women to Cope with Maternal Stress based on the Coping Methods of Satisfied Women and its Effectiveness in the Cognitive Emotion Regulation(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 177 تعداد دانلود : 487
The present research was conducted with the aim of developing an educational model for women to cope with maternal stress based on the coping methods of satisfied women and its effectiveness in their cognitive emotion regulation. The research design was mixed methods. The participants in the qualitative phase of the study included the women (living in Tehran in 2021), who were satisfied with their lives and had at least one 6-year old child. In the first phase, after the initial screening, from among 51 women, 11 women whose level of satisfaction with life was above the mean were selected through purposive sampling method. Using in-depth interviews, an educational model for women to cope with their maternal stress was prepared in 10 sessions. In the second phase, the validity of the educational model was confirmed using Content Validity Ratio (CVR) index of Lawshe (1975). In the third phase, the population and the statistical sample were selected, and using the multi-baseline design, the educational model was implemented. Through available sampling method, the mothers who met the inclusion criteria were provided with Cognitive Emotion Regulation Questionnaire; they were asked to fill out the questionnaire. Finally, from among the 14 mothers who were examined, three mothers who both had the inclusion criteria and were volunteers participated in the study and were trained in 10 sessions. Findings: The results showed that the educational model of women's coping with maternal stress based on the coping methods of satisfied women was effective in their cognitive emotion regulation.
۱۴.

رابطه راهبردهای انضباطی معلمان با عاطفه دانش آموزان دختر ابتدایی نسبت به معلم و نگرش آن ها به یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دانش آموزان ابتدایی راهبردهای انضباطی معلمان عاطفه نسبت به معلم نگرش به یادگیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 751 تعداد دانلود : 374
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه راهبردهای انضباطی معلمان با عاطفه دانش آموزان نسبت به معلم و نگرش آن ها به یادگیری تدوین شده است. برای پیگیری این هدف، در قالب یک طرح همبستگی، 391 نفر از جامعه آماری دانش آموزان مدارس دولتی دوره دوم ابتدایی منطقه 15 شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. داده های موردنیاز به وسیله سه پرسشنامه گردآوری شد: پرسشنامه راهبردهای انضباطی، پرسشنامه نگرش به یادگیری و پرسشنامه عاطفه نسبت به معلم. طبق یافته های حاصل از پژوهش، کاربرد راهبردهای انضباطی تنبیه و پرخاشگری توسط معلمان با نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری رابطه منفی دارد؛ کاربرد راهبردهای انضباطی گفتگو، اشاره غیر مستقیم، پاداش دهی و تصمیم گیری مشارکتی با عاطفه دانش آموزان نسبت به معلم و نگرش به یادگیری رابطه مثبت دارد؛ و نگرش دانش آموزان به یادگیری با عاطفه آن ها نسبت به معلم رابطه مثبت دارد. همچنین طبق تحلیل رگرسیون، کاربرد راهبردهای انضباطی توسط معلمان پیش بینی کننده عاطفه دانش آموزان نسبت به معلم و نگرش آن ها به یادگیری است. بر اساس این نتایج، دانش آموزانی که با روش تنبیهی و پرخاشگری معلم در انضباط کلاسی مواجه هستند، معلم شان را دوست ندارند و به یادگیری درس نیز علاقه ندارند و اهمیت نمی دهند؛ اما در مقابل، دانش آموزانی که راهبردهای انضباطی مثبت و مشارکتی را تجربه می کنند، معلم شان را بیشتر دوست دارند و نسبت به یادگیری درس نگرش مثبت دارند. این مسئله ضرورت بازاندیشی بر عمل تربیتی را برای معلمان ابتدایی دوچندان می کند.
۱۵.

الگوی خود در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی در بستر روایت زندگی آن ها: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : 94 تعداد دانلود : 184
مقدمه: آشفتگی خود یک جنبه مهم از اختلال شخصیت مرزی است؛ اما درباره ماهیت آن دانش زیادی وجود ندارد. هدف: هدف پژوهش، تدوین الگوی خود در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر رویکرد کیفی بود. جامعه آماری، زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی مشهد بعلاوه روانشناسان و روانپزشکان مشهد و تهران در سال ۱۴۰۰ بود. تعداد ۱۵ زن با رگه اختلال شخصیت مرزی به وسیله نمونه گیری در دسترس و با استفاده از پرسشنامه شخصیت مرزی لیشنرینگ (۱۹۹۹) از بیمارستان ابن سینا مشهد و ۸ متخصص نیز از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با تحلیل مضمون کدگذاری شدند. یافته ها: در تحلیل داده ها پنج مضمون اصلی؛ شناخت از خود، عاملیت خود، خود تنها، خود و آسیب، خود و احساسات شناسایی شد. شناخت از خود با مضامین عدم خودآگاهی و بی ثباتی، عاملیت خود با مضامین بیرونی و درونی، خود تنها با مضامین طرد، درک نشدن، اجتناب، خود و آسیب با مضامین آسیب شناسی خود و آسیب به خود، خود و احساسات نیز با مضامین احساسات مثبت و منفی معرفی شدند. نتیجه گیری: خود در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی، تحت تأثیر تجربیات آسیب زننده روابط اولیه و در نتیجه انباشت احساسات پردازش نشده که باعث رفتارهای تکانشی می شود، نامنسجم، بی ثبات با شناخت کم از خود و عاملیت ضعیف در مواجهه با مسائل زندگی بود؛ بنابراین از الگو و مضامین استخراج شده می توان برای شناخت جامع تر این افراد استفاده کرد.
۱۶.

بسط مفهومی تعارض همسران از منظر اخلاق مبتنی بر آثار اخلاقی امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تعارض همسران اخلاق کمال طلبی بسط مفهومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 750 تعداد دانلود : 244
با توجه به اهمیت جایگاه خانواده، پرداختن به موضوعات مؤثر در استحکام و اعتلای خانواده های ایرانی اهمیت بسزایی دارد. تعارضات همسران یکی از مسائلی است که فراگیری زیادی داشته و مدیریت صحیح آن نقش مهمی در حفظ ثبات و آرامش خانواده ها دارد. در این پژوهش، مبانی زیربنایی مفهوم تعارض همسران از منظر اخلاق مورد بررسی قرار گرفت و با بررسی آثار اخلاقی امام خمینی (رحمهالله)، مبانی و اصول در حیطه نقطه تغییر در مشاوره اخلاق محور، علت شناسی و اصول درمان تعارض همسران استخراج شد. روش تحقیق در این پژوهش، روش هرمنوتیکی شلایرماخر است. مبنای اصلی مشاوره اخلاق محور، تأکید بر میل فطری انسان ها به کمال است و ماهیت تعارضات همسران و اصول درمان نیز بر همین مبنا تبیین شده است. مبانی استخراجی در سه دسته مبانی گرایشی، بینشی و کنشی دسته بندی شده و بدین ترتیب، بسط مفهومی در مفهوم تعارض همسران از منظر اخلاق صورت گرفته است.
۱۷.

تدوین و اعتباریابی بسته روان درمانی سیستمی فردی در تعلیق من افراد مبتلا به افسردگی

کلید واژه ها: افسردگی روان درمانی نظریه سیستم ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 915 تعداد دانلود : 209
مقدمه: افسردگی مسئله ای قابل توجه و در حال رشد و بسیار شایع و از جمله اختلالات مزمن و علت اصلی ناتوانی در سراسر جهان است. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین بسته مداخله روانشناختی مبتنی بر نظریه سیستم ها در افراد افسرده بود. روش: روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و جامعه آماری، منابع مختلف داده های مرتبط با مفاهیم و درمان های موجود در حوزه نظریه سیستمی در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکولار، اسکوپوس، ساینس دایرکت و ... در بازه زمانی ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۰ بود؛ داده های برآمده از این منابع مورد تحلیل قرار گرفت و براساس نتایج آن بسته روان درمانی سیستمی فردی تدوین گردید. پس از تدوین بسته، با بهره گیری از نظر ۸ نفر از صاحبنظران حوزه روانشناسی بالینی برای تعیین روایی محتوایی بسته فوق، اقدام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند بود. ابزار پژوهش، اسناد و مدارک مکتوب جستجو شده در پایگاه های اطلاعاتی مذکور و روش تحلیل داده ها، روش تحلیل مضمون استرلینگ بود. یافته ها: ارتباط درمانی، سؤالات، اظهارات، رهنمودها، شناسایی مشکل، توالی مشکل، انواع محدودیت ها، ماتریس تصمیم گیری شامل چارچوب های برنامه ریزی در سطوح مختلف، پسخوراند و پیشخوراند، مضامین پایه روان درمانی سیستمی فردی را تشکیل دادند. محتوای جلسات بسته درمانی براساس مؤلفه های بدست آمده در دوازده جلسه هفتگی تنظیم گردید. نتیجه گیری: بسته روان درمانی سیستمی فردی یک درمان جامع روانشناختی و دربرگیرنده عوامل چندگانه تأثیرگذار بر سیستم فرد و روا و کارآمد بوده و کاربرد آن در افراد مبتلا به افسردگی پیشنهاد می گردد.
۱۸.

اثربخشی هنردرمانی والد-کودک بر مؤلفه های دلبستگی و نشانه های نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 350 تعداد دانلود : 871
زمینه: نافرمانی مقابله ای یکی از اختلالات شایع و مخرب دوران مدرسه است که ارتباط نزدیکی با مشکلات دلبستگی دارد. در پژوهش های مختلف، هنردرمانی والد-کودک در بهبود مؤلفه های دلبستگی مؤثر شناخته شده ولی اثربخشی این روش بر اختلالات برونی سازی شده کودکان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه هنردرمانی والد-کودک تدوین شده توسط محققین پژوهش حاضر بر مؤلفه های دلبستگی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش: این پژوهش به شیوه ی شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، کلیه مراجعین با تشخیص نافرمانی مقابله ای 7 تا 9 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی اراک در بهار سال 1400 بودند که تعداد 24 نفر از آنان به روش نمونه گیری از جامعه ی در دسترس انتخاب شدند و به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. از پرسشنامه های دلبستگی مرکز کاین شیپ (2006) و مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای هومرسون (2006) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. برنامه هنردرمانی والد-کودک به عنوان متغیر مستقل بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و اثربخشی آن با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد متغیر مستقل به طور معناداری موجب بهبود نمرات در مقیاس ارزیابی مؤلفه های دلبستگی (86/542 =, f 0/01 <p) و زیرمقیاس های آن وکاهش نشانه های نافرمانی مقابله ای (47/35 =, f 0/01 <p) شده است. نتیجه گیری: بنابر یافته های این پژوهش، هنردرمانی والد-کودک می تواند موجب بهبود مؤلفه های دلبستگی و کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای شود. شماره ی مقاله: ۳
۱۹.

تدوین عوامل فردی مثبت و منفی موثر بر آماده سازی روانی خلبانان خطوط هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عوامل فردی آماده سازی روانی خلبانان ایمنی پرواز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 949 تعداد دانلود : 401
آمادگی روانی خلبانان از جمله مهمترین عوامل موثر بر حفظ ایمنی پرواز است. هدف پژوهش حاضر، تدوین عوامل فردی مثبت و منفی موثر بر آماده سازی روانی خلبانان خطوط هوایی بود. پژوهش به روش کیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه خلبانان یک شرکت هواپیمایی در شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه 10 خلبان بود که با روش هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. این روند تا کسب اشباع نظری در پاسخ به سوالات مصاحبه ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. تحلیل داده ها منجر به شناسائی دو دسته عوامل فردی مثبت و منفی موثر بر آمادگی روانی خلبانان شد. در طبقه عوامل منفی موثر بر آمادگی روانی خلبانان؛ ضعف جسمانی و شخصیتی، ضعف در مدیریت فردی، دغدغه های اقتصادی و شغلی، و رفتار غیر حرفه ای شناسائی شد. در طبقه عوامل مثبت موثر بر آمادگی روانی خلبانان؛ توانمندی جسمانی و شخصیتی، اعتقادات فردی و سازمانی، نگرش مثبت به کار و زندگی، برنامه ریزی شغلی، به کار بستن مهارت ها و امکانات مدیریت فردی استخراج گردید . این مطالعه نشان داد که دو دسته عوامل فردی مثبت و منفی از جمله مهمترین مسائل مطرح در آماده سازی روانی خلبانان می باشند که میبایست مورد توجه قرار گیرند.
۲۰.

برآورد تعداد خوشه ها در تکنیک طبقه بندی ماتریس های نامنفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: داده کاوی آموزشی طبقه بندی ماتریس ها نامنفی حسابان هندسه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 669 تعداد دانلود : 234
استفاده از روش ها و تکنیک های مختلف در جهت رسیدن به بهترین نتایج و ایجاد هم افزایی بین آن ها می تواند در بسیاری از مسائل راه گشا و کمک کننده باشد. داده کاوی آموزشی یکی از حوزه های نسبتاجدیدی است که می توان به کمک آن در حل مسائل آموزشی و بویژه مسائل حوزه سنجش و اندازه گیری اقدام کرد. اما قبل از استفاده از این روش ها باید تا حد امکان با ان آشنا شده و مشکلات و معایب و مزایای آن مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش نیز هدف بررسی تکنیک طبقه بندی ماتریس ها نامنفی و چگونگی تعیین تعداد خوشه ها قبل از اجرای مدل است. روش اجرای پژوهش از نوع توصیفی و جامعه مورد مطالعه تمامی حاضرین جلسه کنکور رشته علوم ریاضی و فنی در سال 1398 است که از این تعداد 5000 نفر به صورت تصادفی توسط سازمان سنجش و آموزش کشور انتخاب و در اختیار پژوهشگر قرار گرفت. ابزار پژوهش سؤالات حسابان و هندسه کنکور است. نتایج این تحلیل نشان داد که در برآورد تعداد خوشه های سؤالات حسابان اختلاف وجود دارد ولی در مورد سؤالات هندسه نتایج تمامی روش ها یکسان بود. با توجه به اختلاف مشاهده شده پیشنهاد می شود که در پژوهش های آتی با کمک شبیه سازی داده به بررسی دقیق تر این مسأله پرداخته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان