علوم روانشناختی

علوم روانشناختی

علوم روانشناختی دوره شانزدهم زمستان 1396 شماره 64

مقالات

۱.

بررسی رابطه روان آزردگی خویی، نارسایی خود نظم جویی شناختی هیجان، ادراک بیماری و حمایت اجتماعی با نشانگان افسردگی در بیماران مبتلا به آسم

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۴
آسم یکی از شایع ترین بیماری های مزمن در سراسر جهان می باشد و عواملی چون ژنتیک، محیط و متغیرهای روانشناختی در بروز و تداوم علائم مشکلات هیجانی و خلقی ناشی از این بیماری، نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند. از این رو، پژوهش حاضر، به دنبال بررسی و مطالعه روابط عواملی همچون، روان آزردگی خویی، ادراک بیماری، نارسایی خودنظم جویی شناختی هیجان و حمایت اجتماعی با نشانگان افسردگی در بیماران مبتلا به آسم بوده است. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و در قالب طرح رگرسیون گام به گام می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه بیماران مبتلا به آسم شهرستان تهران در سال ۱۳۹۵ بوده است که از میان آن ها تعداد ۱۲۰ بیمار با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز پرسشنامه های پنج عامل بزرگ شخصیت (1989)، مقیاس افسردگی بک (1996)، ادراک بیماری (2006)، نقص در تنظیم شناختی هیجان (2001) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده ( 1988 ) به کار برده شد. یافته های حاصل نشان داد که علائم افسردگی بیماران مبتلا به آسم و آلرژی با ادراک بیماری (0/361= r ، 0/001 P< )، روان آزردگی خویی (0/341= r ، 0/001 P< ) و نارسایی در خودنظم جویی شناختی هیجان منفی (0/324= r ، 0/001 P< ) رابطه مثبت و با راهبردهای مثبت خودنظم جویی شناختی هیجان (0/177-= r ، 0/05 P< ) رابطه ای منفی دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که هیچ رابطه معنی داری بین متغیر حمایت اجتماعی و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم وجود ندارد. از سوی دیگر، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که ادراک بیماری با ضریب0/37 بیشترین سهم در پیش بینی افسردگی بیماران مبتلا به آسم را برعهده دارد. بنابراین به نظر می رسد سطح بالای آگاهی و شناخت افراد از بیماریشان در افزیش بروز علائم افسردگی آن ها مؤثر بوده است.
۲.

مقایسه سبک های دلبستگی، سبک های دفاعی و ایستادگی در بیماران مبتلا به چندین اسکلروز (ام. اس.) و افراد سالم

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش های پیشین سبک های دلبستگی، سبک های دفاعی و ایستادگی را در بیماران جسمی بررسی کرده اند. مسأله اصلی پژوهش حاضر بررسی این متغیرها در بیماران مبتلا به چندین اسکلروز (ام. اس.) است. هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک های دلبستگی، سبک های دفاعی و ایستادگی در بیمار ا ن مبتلا به چندین اسکلروز (ام. اس.) و افراد سالم بود. در یک پژوهش توصیفی و علی- مقایسه ای، از 100 نفر بیمار مبتلا به ام اس (52 مرد و 48 زن) و 100 نفر از افراد سالم (52 مرد و 48 زن) که به صورت در دسترس انتخاب شدند، خواسته شد پرسشنامه های مقیاس دلبستگی بزرگسال ( AAI : هازن و شیور، 1987)، پرسشنامه سبک های دفاعی( DSQ : اندروز و همکاران ، 1993) و مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون ( CD-RISC : کانر و دیویسون، 2003) را کامل کنند. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفت. بین دو گروه تفاوت معناداری از لحاظ سبک های دلبستگی، سبک های دفاعی و ایستادگی وجود داشت (001/0 (P= . بدین معنا که بیماران مبتلا به چندین اسکلروز سبک دلبستگی ناایمن و سبک دفاعی ناپخته بیشتر و ایستادگی کمتری را نسبت به افراد سالم نشان دادند.
۳.

مقایسه ابعاد شخصیتی در زنان افسرده مصرف کننده داروهای ضدافسردگی: گروه های بازدارنده بازجذب مجدد سروتونین (SSRI) و سه حلقه ای (TCA)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۴
بر اساس مدل مدل زیستی- اجتماعی کلونینجر، ارتباطی میان انتقال دهنده های مختلف مغزی و ابعاد گوناگون شخصیت وجود دارد. پژوهش ها نشان می دهد که داروهای ضدافسردگی بر میزان این انتقال دهنده ها اثرگذار هستند و به دنبال آن موجب تغییراتی در ابعاد مزاجی شخصیت به ویژه ابعاد شخصیتی زمینه ساز افسردگی می شوند. داروهای متفاوت تأثیر متفاوتی بر انتقال دهنده ها می گذارند در نتیجه اثر آن ها بر ابعاد شخصیتی متناظر نیز یکسان نیست. این مطالعه با هدف مقایسه ابعاد شخصیتی بر اساس مدل کلونینجر در زنان افسرده ای که تحت درمان با داروهای SSRI و TCA بودند انجام گرفت . داده های جمع آوری شده از 86 زن بر اساس پرسشنامه 56 سؤالی سرشت و خلق و خو کلونینجر (1390) در دو گروه همتا سازی شده مورد تحلیل واریانس چندمتغیری قرار گرفتند. بیماران تحت درمان با SSRI ها، نمره بالاتری در بعد آسیب گریزی نشان دادند (0/05 < P ) در حالی که گروه TCA ، نمره بالاتری را در پاداش وابستگی (0/05 < (P به نمایش گذاشتند . باید توجه داشت که بالا بودن میزان آسیب گریزی در بروز و ادامه افسردگی اثر تعیین کننده ای دارد، نیز پاداش وابستگی با شدت بیماری در ارتباط است. بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که مصرف کننده های داروهای TCA در ابعاد شخصیتی مرتبط با افسردگی، وضعیت بهتری را نشان می دهند .
۴.

تأثیر آموزش مدیریت زمان بر کاهش تنیدگی و اضطراب امتحان دانش آموزان نارساخوان

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۰
اضطراب ناشی از امتحانات مشکلی اساسی در دانش آموزان نارساخوان است که می تواند منجر به مشکلات در سلامت روانی و عدم موفقیت تحصیلی آنان شود. با توجه به شیوع بالای اضطراب امتحان و همچنین با توجه به این که بیشتر تنیدگی ها و اضطراب امتحان دانش آموزان نارساخوان به علت فقدان مهارت های مقابله با هیجان ها و نداشتن مدیریت زمان است، پژوهش حاضر با هدف بررسی تعیین اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر کاهش تنیدگی و اضطراب امتحان این دانش آموزان، انجام شد. روش تحقیق، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل، بوده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه پنجم و ششم مبتلا به نارساخوانی مدارس دولتی شهر رشت در سال تحصیلی 96-95 بود که تعداد 30 نفر از آنها برحسب شرایط ورود به پژوهش و به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به تصادف جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه اضطراب امتحان (ابوالقاسمی، اسدی، نجاریان، و شکرشکن، 1375) و پرسشنامه تنیدگی ادراک شده (کوهن وهمکاران، 1983)، استفاده شد. برنامه آموزش مدیریت زمان در طی 8 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد در حالی که گروه گواه، آموزشی در این زمینه دریافت نکردند. تحلیل داده های پژوه ش با آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که در مرحله پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل، از نظر میزان بهبودی در تنیدگی و اضطراب امتحان تفاوت معناداری وجود دارد (0/0001 p< )؛ بدین معنا که آموزش مدیریت زمان توانس ته است باعث کاه ش سطح تنیدگی و اض طراب امت حان دانش آموزان نارساخوان شود. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت هنگامی که دانش آموزان نارساخوان بتوانند زمان خود را به درستی مدیریت کنند، در واقع می توانند برنامه ریزی مناسبی برای خود در فرایند آموزش و تحصیل داشته باشند و در نتیجه باعث بالارفتن خودکارآمدی تحصیلی و کاهش تنش و اضطراب در آنها می شود .
۵.

تأثیر رهنمود جنبه های مختلف کانون توجه بر استقامت عضلانی ورزشکاران خبره رزمی

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۷
کانون توجه به طور گسترده ای به عنوان یک روش آموزشی استفاده می شود. این روش به بهبود اجرای مهارت کمک می کند. کانون توجه بهینه همواره یک سؤال اساسی برای بسیاری از محققان بوده است. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر دستورالعمل های مختلف کانون توجه بر استقامت عضلانی ورزشکاران رزمی کار خبره بود. در یک طرح نیمه تجربی با اندازه گیری تکراری، 16 کونگ فوکار خبره به صورت نمونه در دسترس و هدفمند انتخاب شدند و تحت 4 شرایط مختلف کانون توجه درونی (توجه به حفظ زانو در زاویه 90 درجه)، توجه بیرونی نزدیک (توجه به اینکه شبیه صندلی بایستند)، توجه بیرونی دور (توجه به صفحه مانیتور در حال نمایش یک صندلی) و کنترل (بدون دستورالعمل توجهی) به انجام آزمون نشستن دیواری پرداختند. نتایج تحلیل واریانس درون گروهی با اندازه گیری های مکرر نشان داد که گروه کنترل به طور معنی داری بهتر از سه گروه دیگر می باشد (001/0 p< ) و بین فواصل مختلف تمرکز بیرونی تفاوتی دیده نشد (27/0 p= ) ولی شرکت کنندگان در هر دو شرایط تمرکز بیرونی بهتر از شرایط تمرکز درونی عمل کردند. بنابراین می توان گفت دستورالعمل های توجهی خاص موجب تداخل در عملکرد بهینه ورزشکاران خبره می شود.
۶.

خصوصیات روانسنجی مقیاس تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۶۱
از آنجا که روانشناسان تحولی تلاش دارند تا نوجوانی به عنوان دوره فشار و طوفان شناخته نشود، روی آورد جدیدی به نام تحول مثبت نوجوانی را پایه گذاری نموده اند. از طرفی از منظر روانسنجی، ابزارهای اندازه گیری جهت سنجش ویژگی های مثبت نوجوانی ضروری به نظر می رسد. هدف از پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روانسنجی مقیاس تحول مثبت نوجوانی گلدوف و همکاران (2014) در دانش آموزان مقطع متوسطه بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. بدین منظور تعداد 400 نفر (200 پسر و 200 دختر) از دانش آموزان مدارس متوسطه شهر قم به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و ابزارهای تحول مثبت نوجوانی گلدوف و همکاران (2014) و قلدری ایلی نویز (2001) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این مقیاس از پنج عامل اشباع شده است. علاوه بر آن نتایج همبستگی پیرسون نشان داد، تحول مثبت نوجوانی با انضباط (0/32= r ) و پیشرفت تحصیلی (0/31= r ) رابطه مثبت و با قلدری (0/46-= r ) رابطه منفی و معنی دار 0/01≥ p دارد. همچنین قابلیت اعتماد پرسشنامه تحول مثبت نوجوانی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0/81 و هر کدام از خرده مقیاس ها شامل شایستگی 0/50، اعتماد 0/86، خلق و خو 0/52، مراقبت 0/63 و ارتباط 0/79 بدست آمد. یافته های پژوهش بیانگر این است که می توان از نسخه فارسی پرسشنامه تحول مثبت نوجوانی به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش های روانشناختی استفاده کرد.
۷.

بررسی رابطه بین ظواهر روانشناختی (هشیاری تمام و خودگفت) ورزشکاران ایرانی در شکست و موفقیت

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۲
در این پژوهش قدرت پیش بینی کنندگی ظواهر روانشناختی (هشیاری تمام و خودگفت) در موفقیت و شکست ورزشکاران ایرانی بررسی شد و در پی پاسخ به این سؤال که قدرت پیش بینی کنندگی موفقیت و شکست با کدام ظواهر روانشناختی است؟. ناظران، کارشناسان و تماشاچیان اغلب به ورزشکاران می گویند ورزش 95 درصد ذهنی است، و باخت را ناشی از علل روانشناختی و یا عدم هشیاری تمام می دانند اما به نظر نمی رسد بدانند که قدرت پیش بینی کنندگی ظواهر روانشناختی چگونه است (گاردنر و مور، 2013). هدف این مقاله بررسی و تبیین ارتباط میان هشیاری تمام و نوع خود گفت بر موفقیت و شکست ورزشکاران حرفه ای ایرانی است. از بین دانشجویان حاضر در دوازدهمین المپیک دانشجویی 112 نفر داوطلب شرکت در پژوهش با میانگین سنی 5/26 انتخاب و مورد مطالعه قرارگرفتند. ورزشکاران به پرسشنامه های، اجرای روان، پنج بعدی هشیاری تمام- فرم کوتاه تمام (بائر و همکاران، 2006) و خودگفت خودکار ورزشی (2009) پاسخ دادند. از یافته ها همبستگی مثبت بین اجرای روان و هشیاری تمام (44/0 = r ) تأیید شد. تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که هشیاری تمام به طور قابل توجهی پیش بینی کننده اجرای روان است (50/395 = F [1، (1-111]، 0/001 p< ). خودگفت منفی و مثبت با هر دو اجرای روان (0/52- = r و0/59= r ) و هشیاری تمام (0/45- r= 0/23 r= ) همبستگی دارد. نوع خودگفت (مثبت، منفی و ترکیبی) بر اجرای روان و هشیاری تمام با برآورد 51% و 22% از واریانس کل پیش بینی کننده بود. بدین ترتیب نتایج بیانگراین است که خودگفت مثبت به افزایش و تسهیل اجرای روان، در مقابل خودگفت منفی، مانع یا کاهنده اجرای روان است. و افراد پیروز سطوح بالاتری از اجرای روان، هشیاری تمام، خودگفت مثبت و سطوح پایین تر از خودگفت منفی، در مقایسه با افراد ناموفق ازخود نشان دادند.
۸.

راﺑﻄه ﺑﯿﻦ ﻫﻮش ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ و ﻧﺴﺘﻮﻫﯽ در تکواندو کاران نخبه و آماتور

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۲۲
نتایج پژوهش های پیشین حاکی از آن است که نستوهی از مهم ترین ویژگی های روانشناختی مؤثر بر موفقیت ورزشی است، یکی از مسائل بسیار با اهمیت درک عوامل مؤثر بر ابعاد نستوهی از قبیل بعد هیجان است، به نظر می رسد از راهکارهای توسعه این ویژگی توجه به بعد هیجانی است. از این رو مسئله پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش هیجانی و نستوهی در تکواندوکاران نخبه و آماتور بود ، روش این پژوهش همبستگی و علی- مقایسه ای بود و 140 نفر (70 نخبه و 70 آماتور) از جامع ه تکواندوکاران ایرانی به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و مقیاس های هوش هیجانی شاته و همکاران ( 1998 ) و نستوهی شیرد و همکاران (2009) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری آنوا، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد هوش هیجانی با نستوهی رابطه معناداری ( 0/05 P< ) دارند، همچنین نتایج آزمون آنوا نشان داد بین تکواندوکاران نخبه و آماتور در هوش هیجانی و نستوهی تفاوت معناداری ( 0/001 P< ) وجود دارد طوری که تکواندوکاران نخبه نمرات بالاتری کسب کردند. در آخر نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد مؤلفه های هوش هیجانی 57 درصد از واریانس نستوهی را پیش بینی می کنند (0/001 p< ). بدان معنا که ورزشکاران با هوش هیجانی بیشتر از نستوهی بالاتری برخوردارند.
۹.

مقایسه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در پسران دارای اختلال یادگیری و پسران عادی در مقطع دبستان

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش ها حاکی از آنند که اختلالات یادگیری در سنین دبستان شیوع بالایی دارد و از طرف دیگر استفاده از راهبردهای ناسازگار نظم جویی شناختی هیجان، در تمامی گروه های سنی، همبودی جدی با اختلالات دیگر دارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در کودکان دارای اختلال یادگیری و کودکان عادی است. این پژوهش در گروه پژوهش های توصیفی و از نوع علّی- مقایسه ای قرار می گیرد. بدین منظور ۵۰ دانش آموز در دو گروه دارای اختلال یادگیری و بدون اختلال یادگیری، در مقطع دبستان، به صورت نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر مشهد انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات پرسشنامه راهبردهای نظم جویی هیجان- نسخه کودکان- (گارنفسکی، 2001) که دارای نُه زیرمقیاس است، در اختیار ۲۵ دانش آموز دارای اختلال یادگیری که در دبستان های ویژه این اختلال مشغول به تحصیل بودند و ۲۵ دانش آموز عادی قرار گرفت. درستی و قابلیت اعتماد ابزار محرز گردید. نتایج تحلیل های آماری، در آزمون تی وابسته، حاکی از این بود که گروه دانش آموزان عادی و دچار اختلال یادگیری در استفاده از راهبردهای سازگار نظم جویی شناختی هیجان، تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند. در مقابل گروه دارای اختلال یادگیری تفاوت معناداری در استفاده از متغیر راهبردهای ناسازگار نسبت به گروه عادی نشان دادند. تفاوت در سطح (0/05 >P ) معنادار بود. میانگین سبک های ناسازگارانه نظم جویی هیجان در دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری نسبت به دانش آموزان سالم تفاوت معنادار نشان داده است (0/017= P ) . این بدان معناست که دانش آموزان دچار اختلال یادگیری نسبت به دانش آموزان عادی نظم جویی هیجانی ناسازگارانه بیشتری داشته و بیش از دانش آموزان عادی به ملامت خود می پردازند .

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳