علوم روانشناختی

علوم روانشناختی

علوم روانشناختی دوره نوزدهم بهار (اردیبهشت) 1399 شماره 86

مقالات

۱.

مقایسه جنسیتی ابعاد شخصیت بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افراد عادی

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
زمینه: ارزیابی جنبه های شخصیتی اسکیزوفرنیا می تواند در ارایه برنامه های مؤثر درمانی، کارآمد باشد. اما مسئله اصلی اینست، آیا بین ابعاد شخصیتی بیماران زن و مرد مبتلا به اسکیزوفرنی با افراد عادی تفاوت وجود دارد؟ هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه جنسیتی ابعاد شخصیت بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افراد عادی بود. روش: پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مراجعه کننده به درمانگاه روان پزشکی و مقیم مراکز نگه داری و افراد بهنجار ساکن شهر تهران در سال 1396 بود. 120 نفر (60 نفر بیمار مقیم مرکز نگه داری و 60 نفر افراد عادی) به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر ( TCI-56 ، 1993). تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغییره انجام شد. یافته ها: نتایج، حاکی از تفاوت بسیار در سرشت و منش دو گروه بود (0/05 P< ). به خصوص بیشترین تفاوت میان دو گروه مربوط به خودفراروی و کمترین تفاوت مربوط به پاداش وابستگی بود. نتیجه گیری: در مجموع خودفراروی و آسیب گریزی در بیماران اسکیزوفرنیا بیش از افراد عادی بود و در بیماران اسکیزوفرنیا تفاوت برجسته بین زنان و مردان در همکاری بود.
۲.

مقایسه اثربخشی مواجهه، ذهن آگاهی و ذهن آگاهی – مواجهه به صورت تلفیقی بر اختلال وسواس زنان شهر اراک

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
زمینه : اختلال وسواسی - جبری یکی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین اختلالات روانشناختی است. پژوهش های زیادی به بررسی اثربخشی ذهن آگاهی و مواجهه بر بهبود اختلال وسواس پرداخته اند، اما مسئله اصلی این است که بین مواجهه، ذهن آگاهی و ذهن آگاهی مواجهه به صورت تلفیقی کدام یک بر اختلال وسواس زنان تأثیر بیشتری دارد؟ هدف: مقایسه اثربخشی مواجهه، ذهن آگاهی و ذهن آگاهی - مواجهه به صورت تلفیقی، بر اختلال وسواس در زنان شهر اراک بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با پیگیری سه ماهه و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل زنان 25 تا 40 ساله شهر اراک بود، 64 به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند، 16 نفر در گروه مواجهه (فوآ، یادین و لیچنر،2012)، 16 نفر درگروه ذهن آگاهی (سیرز، 2015)، 16 نفر در گروه تلفیقی (استراس و همکاران، 2015) و 16 نفردرگروه گواه به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: مقیاس وسواس ییل بروان (دادفر، بوالهری، ملکوتی و بیان زاده، 1380)، مصاحبه بالینی (شادلو و شهریور، 1396)، تشخیص روان پزشک و پرسشنامه افسردگی بک (رجبی و کارجوکسمائی، 1391). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون طرح های آمیخته ی 2 طرفه انجام شد. یافته ها: روش ذهن آگاهی، مواجهه و تلفیقی در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری در کاهش علائم وسواس اثربخش بودند (0/05 P< ). روش مواجهه سازی و تلفیقی در مقایسه با ذهن آگاهی به شکل معناداری در بهبود علائم وسواس اثربخش تر بودند و بین روش مواجهه و ذهن آگاهی تفاوت معناداری مشاهده نشد (0/05 P< ). نتیجه گیری: مواجهه در بهبود علائم اختلال وسواس اثربخش بود و علائم وسواس را کاهش داد.
۳.

تجارب زیسته افراد چاق در پرخوری: بررسی دلایل روانشناختی پرخوری افراد چاق در اصفهان

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۳۲
زمینه : پرخوری و چاقی می تواند علل و دلایل روانشناختی داشته باشد. اما مسئله اصلی اینست: دلایل روانشناختی پرخوری افراد چاق کدام ها هستند؟ هدف : هدف پژوهش حاضر تجارب زیسته افراد چاق در پرخوری: بررسی دلایل روانشناختی پرخوری افراد چاق در اصفهان بود. روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه افراد بزرگسال مبتلا به اضافه وزن شهر اصفهان در سال 1397 بودند. 14 فرد بزرگسال مبتلا به اضافه وزن به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عیارتند از: مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته . داده ها، با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. یافته ها : نتایج به دست آمده از تحقیق شامل 115 مفهوم، 25 مقوله و 5 مضمون بود. مضمون های استخراج شده عبارت اند از: 1) استرس 2) بد تنظیمی هیجانی 3) انتظارات و ارزش ها 4) ویژگی های شخصیتی و 5) خلق منفی. نتایج این بررسی صریحاً بیانگر نقش خلق منفی و به خصوص بدتنظیمی هیجانی در بروز پرخوری در افراد مبتلابه چاقی است. نتیجه گیری : عدم مهارت های لازم در مدیریت استرس، هیجانات و روابط و همراه با ویژگی های شخصیتی خاص می تواند منجر به بروز پرخوری در افراد چاق شود.
۴.

بررسی ارتباط بین سبک های فرزند پروری و مؤلفه های جمعیت شناختی والدین با تیپ های شخصیتی فرزندان آنها

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
زمینه: سبک های فرزند پروری والدین از عوامل مهم تأثیرگذار بر تربیت فرزندان و ویژگی های شخصیتی آنان است. اما مسئله اصلی این است که آیا بین سبک های فرزند پروری و مؤلفه های جمعیت شناختی والدین با تیپ های شخصیتی فرزندانشان رابطه وجود دارد؟ هدف: بررسی ارتباط بین سبک های فرزند پروری و مؤلفه های جمعیت شناختی والدین با تیپ های شخصیتی فرزندان آنها بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز (به همراه والدین آنها) در سال تحصیلی 1397-1396 بود. تعداد 324 نفر از دانش آموزان دختر و پسر (165 دختر و 165 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه شخصیت آیزنگ (1975) فرم مخصوص کودکان و نوجوانان و پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند (1971) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون خی دو و تحلیل واریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها: روابط معناداری بین سبک فرزند پروری با تیپ شخصیتی فرزندان و سطح تحصیلات والدین وجود دارد (01 /0> p ). بین درآمد خانواده و تیپ شخصیتی فرزندان روابط معناداری وجود داشت (0/01> p ). بین نوع محل سکونت با تیپ شخصیتی فرزندان روابط معناداری وجود نداشت (01/ 0 > p ) و بین والدین زن و مرد در سبک های فرزند پروری تفاوت معناداری وجود ندارد (0/01< p ). نتیجه گیری: روش های تربیت قاطعانه، روش مناسبی برای تربیت و تکوین شخصیت فرزندان است. می توان برای تکوین شخصیت فرزندان از سبک های فرزند پروری والدینشان بهره برد.
۵.

طراحی مدل ساختاری عدالت سازمانی، تعیین پیشایندها (جو سازمانی، هوش هیجانی، ارزش های اخلاقی سازمان) و پیامدها (کار آفرینی سازمانی)

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه : عدالت از قوانین حقوق بشر می باشد. نوعی از عدالت، عدالت سازمانی بوده که تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد. اما مسئله اصلی اینست، آیا هوش هیجانی اثر مستقیم بر عدالت سازمانی و کارآفرینی سازمانی دارد؟ و با میانجی گری عدالت سازمانی اثر غیر مستقیم بر کارآفرینی سازمانی دارد؟ هدف : طراحی مدل ساختاری عدالت سازمانی، تعیین پیشایندها (جو سازمانی، هوش هیجانی، ارزش های اخلاقی سازمان) و پیامدها (کار آفرینی سازمانی) بود. روش : پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان اداری و آموزشی که همه به عنوان نمونه انتخاب شدند، بود. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه های استاندارد جو سازمانی هالپین و کرافت (2000)، کارآفرینی سازمانی مارگریت هیل (2003)، پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف - مورمن (1993)، مقیاس هوش هیجانی شوت و همکاران (1998) و پرسشنامه ارزش های اخلاقی سازمانی آمیکس و همکاران (2008). تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد هوش هیجانی به عنوان متغیر فردی برعدالت و کارآفرینی سازمانی، اثر نداشت (0/001 P< ). ارزش های اخلاقی بر عدالت سازمانی اثر مستقیم دارد، ولی برکارآفرینی ندارد، اما با واسطه عدالت سازمانی تأثیر غیرمستقیمی دارد. از ابعاد جو سازمانی، تأکید بر تولید اثر مثبت مستقیم بر عدالت سازمانی و کارآفرینی سازمانی دارد. مزاحمت بر عدالت و کارآفرینی سازمانی اثر مستقیم منفی دارد. تأثیر این دو با میانجی گری عدالت سازمانی بر کارآفرینی افزایش می یابد. فاصله گیری برکارآفرینی سازمانی اثر مستقیم منفی معناداری دارد. روحیه گروهی اثر مستقیم منفی معناداری بر عدالت سازمانی دارد همچنین با میانجی گری عدالت سازمانی، اثر غیرمستقیم منفی بر کارآفرینی دارد. ملاحظه گری اثر مستقیم مثبت و معناداری بر عدالت سازمانی دارد، بر کارآفرینی سازمانی تنها با میانجی گری عدالت سازمانی تأثیر مثبت معناداری دارد. عدالت سازمانی اثر مستقیم و مثبت برکارآفرینی سازمانی دارد. ارزش های اخلاقی و جو سازمانی بر درک عدالت سازمانی مؤثرند که با نقش میانجی عدالت برکارآفرینی سازمانی نیز اثرگذارند (0/05 P< ). نتیجه گیری : ارزش های اخلاقی و جو سازمانی بر درک عدالت سازمانی مؤثرند که با نقش میانجی عدالت سازمانی برکارآفرینی سازمانی اثرگذارند.
۶.

اثربخشی آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر همدلی و همدردی نوجوانان مادرسرپرست

تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه: کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی یک برنامه گروهی است که با کمک ترکیبی از مراقبه ذهن آگاهی، آگاهی بدنی و تمرینات یوگا با هدف افزایش آگاهی انجام می شود . مطالعات متعددی اثربخشی آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی را در زمینه های فردی و اجتماعی نشان داده است. اما مسئله اصلی اینست: آیا آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی به نوجوانان مادرسرپرست بر همدلی و همدردی آنها مؤثر است؟ هدف: هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر همدلی و همدردی در نوجوانان مادرسرپرست شهر اهواز بود. روش: پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مادرسرپرست مقطع متوسطه اول شهر اهواز در سال تحصیلی 1396-1397 بود. 30 دانش آموز پسر مادر سرپرست به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: مقیاس همدلی و همدردی در نوجوانان (ووزن، پاتروسکی و والکنبورگ، 2015) و جلسات آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی (چاسکالون، 2011). یافته ها: بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در نمرات همدلی و همدردی در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود داشت (0/001 P< ). نتیجه گیری: می توان برای همدلی و همدردی در نوجوانان مادرسرپرست از آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بهره برد.
۷.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه و فرسودگی مرتبط با سرطان در افراد مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۴
زمینه: فرسودگی مرتبط با سرطان، از عواملی است که سلامت روانی افراد مبتلا به سرطان را تحت تأثیر قرار می دهد. اما مسئله اصلی اینست که آیا درمان متمرکز بر شفقت و آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه و فرسودگی افراد مبتلا به سرطان تأثیر دارند؟ هدف: مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه و فرسودگی مرتبط با سرطان در افراد مبتلا به سرطان بود. روش : از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون بود. جامعه آماری، شامل کلیه بیماران سرطانی بیمارستان پیامبر اکرم (ص) بود که در سال 1396 به منظور شیمی درمانگری مراجعه کرده بودند. تعداد 60 نفر به روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به روش تصادفی ساده در سه گروه 20 نفری (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. ابزار عبارتند از: پرسشنامه نمو پس از سانحه تدسچی و کاهلون (1996) و مقیاس فرسودگی مرتبط با سرطان اوکمیاما و همکاران (2000)، مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی (بی یر، 2014) و مداخله شفقت درمانگری گیلبرت (2005). داده ها از طریق تحلیل کواریانس چندمتغیره، آزمون تعقیبی برونفرونی و ال - ماتریکس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : ذهن آگاهی و درمان متمرکز بر شفقت بر افزایش نمو پس از سانحه و کاهش فرسودگی بیماران تأثیر معنادار داشتند (0/01 P< ). همچنین آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه اثربخشی بیشتری نسبت به درمان متمرکز بر شفقت داشت اما بین میزان اثربخشی دو روش مذکور بر فرسودگی مرتبط با سرطان تفاوتی وجود نداشت (0/01 P< ). نتیجه گیری : می توان جهت افزایش نمو پس از سانحه و کاهش فرسودگی افراد مبتلا به سرطان از آموزش ذهن آگاهی و مداخلات درمان متمرکز بر شفقت استفاده کرد
۸.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی شناختی و حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد (EMDR) بر کاهش علایم استرس پس از سانحه زنان سیل زده

تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
زمینه: حوادث طبیعی مانند سیل، یکی از تجارب مستقیم حوادث آسیب زا است که می تواند زمینه ساز اختلالات روانشناختی بوده و مستلزم اجرای مداخلات روانشناختی می باشد. از این رو، مسأله پژوهش حاضر تعیین و مقایسه مداخلات اثربخش در زمینه کاهش علایم اختلال استرس پس از سانحه است. هدف: مقایسۀ اثر بخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی و حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد بر کاهش علایم اختلال استرس پس از سانحه زنان سیل زده بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون چهار گروهی بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه زنان میانسال سیل زده شهر پل دختر استان لرستان در سال 1398بود. 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (3 گروه 20 نفره) و کنترل (یک گروه 20 نفره) به تصادف گمارش شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: جلسات مداخلاتی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد ( EMDR ) شاپیرو (2001)، جلسات مداخله ای هیپنوتراپی شناختی (علاءالدین، ترجمه ارقبایی و همکاران، 1394) و مقتدر، حسن زاده، میرزاییان و دوستی (1395)، طرح درمان شناختی - رفتاری اهلرز و کلارک (2000) و اهلرز و همکاران (2005) و مقیاس خودسنجی تأثیر رویداد ( IES-R ) هوروویتز و همکاران (1987). تحلیل داده ها با روش تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی انجام شد. یافته ها: سه روش مداخلاتی شناختی رفتاری، هیپنوتراپی شناختی و EMDR بر کاهش اختلال استرس پس از سانحه تأثیر معنادار داشتند (0/01 p< ). درمان شناختی - رفتاری تأثیر بیشتری نسبت به EMDR بر کاهش اختلال استرس پس از سانحه داشت (0/01 p< ). نتیجه گیری: می توان برای کاهش استرس پس از سانحه از درمان شناختی - رفتاری بهره برد.
۹.

مطالعه کیفی تجارب مردان و زنان طلاق گرفته از عوامل روانشناختی مؤثر در طلاق

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۸
زمینه: طلاق پدیده ای که در جوامع امروزی با سرعت زیاد در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی بسیاری بر مردان و زنان مطلقه دارد. هدف: این پژوهش با نگاهی کیفی به منظور کشف عوامل روانشناختی مؤثر در طلاق با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران صورت گرفت. روش: داده های مطالعه حاضر نتیجه مطالعه کیفی و مصاحبه عمیق با 15 زن و مرد مطلقه در شهر تهران است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق بود که تا زمان اشباع نظری ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک (مضمون) به عنوان روش پژوهش انتخاب شد. یافته ها: در نهایت 425 کد روانشناختی استخراج شدکه 390 کد مربوط به بعد از ازدواج و 35 کد مربوط به قبل از ازدواج است. درطبقه بعد از ازدواج چهار مؤلفه شناختی - منشی، رفتاری، هیجانی - عاطفی، تعارض در نقش ها و ویژگی های جنسیتی و درطبقه قبل از ازدواج مؤلفه شناختی - منشی مطرح شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل روانشناختی در قبل و بعد از ازدواج در شکل گیری طلاق موثرند. شاخص های موجود در هر یک از مؤلفه های به صورت زنجیره ای و به همراه مقولات یا ابعاد دیگر می تواند به صورت علی، زمینه ساز و یا مداخله گر منجر به طلاق رسمی گردد.
۱۰.

بررسی اثربخشی آموزش با رویکرد هیجان مدار بر صمیمیت جنسی و بخشودگی بین فردی زوجین متعارض زناشویی

تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه: اثربخشی آموزش با رویکرد هیجان مدار بر متغیرهای متعدد روانشناختی نشان داده شده است، اما بررسی تأثیر آن بر صمیمت جنسی و بخشودگی بین فردی زوجین دارای تعارض زناشویی مغفول مانده است؛ بنابراین آیا آموزش با رویکرد هیجان مدار بر صمیمت جنسی و بخشودگی بین فردی زوجین تأثیر دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش با رویکرد هیجان مدار بر صمیمیت جنسی و بخشودگی بین فردی زوجین دارای تعارض زناشویی انجام شد. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. از جامعه آماری زوجین مراجعه کننده به کلینیک های روانشناختی منطقه 1 تهران، 30 زوج انتخاب شد و به صورت تصادفی در دو گروه 15 زوجی جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بخشودگی بین فردی پولارد و همکاران (1998)، صمیمت جنسی بطلانی و همکاران (1389) بود. یافته های پژوهش در نهایت با استفاده از آزمون کواریانس تک متغیره تحلیل شدند. آموزش با رویکرد هیجان مدار جانسون (2012) به مدت 8 جلسه برای زوجین گروه آزمایشی اجرا شد. یافته ها : نتایج کواریانس نشان داد که آموزش با رویکرد هیجان مدار بر افزایش صمیمیت جنسی و بخشودگی بین فردی زوجین دارای تعارض زناشویی تأثیر مثبت دارد (0/001 p≤ ). نتیجه گیری : بر این اساس می توان گفت که آموزش با رویکرد هیجان مدار اثربخش واقع شده و می تواند راه گشای مشاورین و روان درمانگران در بهبود صمیمت جنسی و بخشودگی بین فردی زوجین باشد.
۱۱.

تأثیر رهنمودهای کلامی حین تمرینات مشاهده ای بر عملکرد پرتاب از بالای شانه کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه: در تحقیقات متعدد اثربخشی دستوراالعمل های کلامی و تمرینات مشاهده ای به صورت مجزا نشان داده شده است اما اثر همزمان این دو متغیر بر عملکرد حرکتی کودکان اوتیسم هنوز مبهم است. هدف: تعیین اثر دو نوع دستورالعمل کلامی توجه به اثرات و الگوی حرکت هنگام مشاهده الگو بر عملکرد پرتاب از بالای شانه کودکان اوتیسم بود. روش: این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کودکان اوتیسم مرکز نیک اندیشان شهرستان ساری بودند (68 نفر) که تعداد 24 کودک 7 تا 10 سال اوتیسم بصورت دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه الگودهی - تمرکز روی الگوی حرکت و الگودهی - تمرکز روی اثرات حرکت قرار گرفتند. تمرینات (بر اساس العبود و همکاران، 2002) هر دو گروه شامل مشاهده 10 بار مدل ماهر پرتاب از بالای شانه بود با این تفاوت که قبل از آن هر گروه دستورالعمل توجهی مربوط به خود را دریافت می کرد. قبل و بعد از مداخلات عملکرد حرکتی هر دو گروه توسط آزمون پرتاب از بالای شانه (چیوویاکوفسکی و همکاران، 2008) ارزیابی و از طریق آزمون های تحلیل واریانس مرکب، t مستقل و همبسته تحلیل گردید. یافته ها: هر دو گروه افزایش معنی داری در عملکرد پرتاب از بالای شانه از پیش آزمون تا پس آزمون نشان دادند (0/05 p≤ ). در مرحله پس آزمون نیز گروه الگودهی - تمرکز روی اثرات حرکت نسبت به گروه الگودهی - تمرکز روی الگوی حرکت به طور معنی داری عملکرد بالاتری داشت (0/05 p≤ ). نتیجه گیری: ارائه دستورالعمل های کلامی به اثرات حرکت الگوی مشاهده ای موجب بهبود عملکرد حرکتی در کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم می شود.
۱۲.

رابطه ی نهایی خواهی گرایی و ذهن آگاهی با فرسودگی تحصیلی از طریق میانجی گری خویشتن پذیری غیرمشروط و سبک های کنارآمدن در دانش آموزان پسر

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۹۴
زمینه: در مطالعات پیشین مشخص شده است که متغیر فرسودگی تحصیلی تحت تأثیر متغیرهای گوناگون مانند نهایی گرایی خواهی و ذهن آگاهی است، اما فرآیند این تأثیرگذاری به ویژه از طریق متغیر میانجی نشان داده نشده است. هدف: آزمون مدل رابطه ی نهایی خواهی گرایی با فرسودگی تحصیلی با میانجی گری خویشتن پذیری غیرمشروط و سبک های کنارآمدن بود. روش: روش پژوهش، غیرآزمایشی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری را تمام دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر تهران. در سال تحصیلی 1396-1395 تشکیل داده بود. نمونه ای به تعداد 510 نفر با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شد. داده ها از طریق مقیاس فرسودگی تحصیلی ماسلش (2002)، مقیاس نهایی خواهی گرایی چند بعدی فراست و همکاران (1990)، مقیاس خویشتن پذیری غیرمشروط چمبرلین و هاگا (2001)، مقیاس ذهن آگاهی کنتاکی بئر و همکاران (2004) و مقیاس کنارآمدن با موقعیت های تنش آور اندلر و پارکر (1990) به دست آمد. یافته ها: داده ها با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری تحلیل شد. شاخص های برازش مدل، برازش مدل را با داده ها نشان می دهد (2/969 = x ،0/61 = P ، 57/ 0= RMSEA ، 0/933 = GFI ، 0/901 = AGFI ، 975/ 0= CFI ، 0/936 = NFI ).). نتایج پژوهش نشان داد مسیر مستقیم نهایی خواهی گرایی سازگارانه به فرسودگی تحصیلی، سبک های کنارآمدن مسئله محور (0/05 p< ) از لحاظ آماری معنی دار بودند. همچنین، رابطه نهایی خواهی گرایی سازش نایافتهانه با سبک های کنارآمدن مسئله محور و هیجان محور، خویشتن پذیری غیرمشروط (0/05 p< ) معنی دار بودند. رابطه نهایی خواهی گرایی سازش نایافتهانه با فرسودگی تحصیلی (0/05< p ) غیر معنی دار بود. رابطه ذهن آگاهی با خویشتن پذیری غیرمشروط (0/05 p< ) معنی دار بود. به علاوه، رابطه ذهن آگاهی با فرسودگی تحصیلی، سبک های کنارآمدن مسئله محور و هیجان محور (0/05< p ) غیر معنی دار بود. از سوی دیگر، نتایج نشان داد رابطه غیرمستقیم نهایی خواهی گرایی سازگارانه، سازش نایافتهانه و ذهن آگاهی به فرسودگی تحصیلی از طریق خویشتن پذیری غیرمشروط، سبک های کنارآمدن مسئله محور و هیجان محور معنی دار بود. نتیجه گیری: نهایی خواهی گرایی و ذهن آگاهی به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق ماینجی های سبک های کنار آمدن و خویشتن پذیری غیر مشروط با فرسودگی تصحیلی مرتبط است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۴