مطالب مرتبط با کلید واژه

کنترل شناختی


۲.

بررسی کنترل شناختی، حل مساله اجتماعی و عزت نفس بین دانش آموزان یک زبانه و دوزبانه

کلید واژه ها: عزت نفس دوزبانگی حل مساله اجتماعی کنترل شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۶۴۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی کنترل شناختی، حل مساله اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان دوزبانه ی کرد- فارس زبان و تک زبانه ی فارس زبان انجام شد. این پژوهش از نظر روش پژوهشی از نوع علی- مقایسه ای بوده است. جامعه ی پژوهش شامل تمامی دانش آموزان تک زبانه ی فارس زبان و دوزبانه ی کرد- فارس زبان پایه هشتم مقطع متوسطه اول در سال تحصیلی 95-1394 بوده اند. نمونه ی مورد نظر متشکل از 80 دانش آموز( 40 دانش آموز تک زبانه و 40 دانش آموز دوزبانه) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون مرتب کردن کارت ویسکانسین گرانت و برگ(1948)، پرسش نامه ی تجدید نظر شده ی حل مساله اجتماعی دیزریلا و همکاران(2002) و عزت نفس کوپراسمیت(1967)،استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تی برای دو گروه مستقل تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین دانش آموزان دوزبانه و تک زبانه از نظر کنترل شناختی و عزت نفس تفاوت معناداری وجود داشت و عملکرد دوزبانه ها بهتر از عملکرد تک زبانه ها بود، ولی در زمینه حل مساله اجتماعی برخلاف پژوهش های پیشین تفاوت معناداری وجود نداشت. با توجه به نتایج می توان گفت که چون دوزبانه ها با دو نظام از قواعد زبانی مواجه اند و دانش آنها نسبت به زبان بیشتر از یک زبانه ها می باشد، پس از نظر شناختی برتری دارند، و اینکه هر زبان دارای بار فرهنگی مخصوص به خود می باشد که این بار فرهنگی تجارب گسترده ای از اطلاعات و حمایت ها را دارد و این بر عزت نفس تاثیر مثبت دارد، و در زمینه حل مساله اجتماعی احتمالاً نوع دوزبانگی، تبحر و مهارت افراد در زبان دوم، غنای محیط، فرصت فراهم شده برای دو زبان و روش شناسی ها موجب تقویت یا تضعیف یادگیری زبان دوم شده و اثرات متفاوتی به دنبال داشته است
۳.

کنترل شناختی دو گروه نوجوانان دارای تمایل زیاد و کم به اعتیاد: یک مطالعه-ی مقایسه ای

تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۴۴
مقدمه: نتایج تحقیقات اخیر حاکی از آن است که اعتیاد علاوه بر سلامت جسمانی ، سلامت روانی، اجتماعی، و شناختی افراد را نیز تهدید می کند. البته اختلال در عملکردهای روانی، اجتماعی، و شناختی هم می تواند فرد را به سمت اعتیاد سوق دهد.هدف این پژوهش، بررسی نقش عملکرد شناختی بازداری و برنامه ریزی در تمایل به اعتیاد نوجوانان است. روش: این پژوهش علی – مقایسه ای در دو مرحله اجرا شد. در مرحله ی اول ، 570 نفر از دانشجویان 18 تا 20 ساله ی سال اول دوره ی کارشناسی دانشگاه اراک به روش هدف مند انتخاب شدند و به پرسش نامه ی تمایل به اعتیاد زرگر (1385) پاسخ دادند. در مرحله ی دوم، از بین شرکت کنندگان 10درصد (45 نفر) افراد با نمرات زیاد و 10درصد (45 نفر) با نمرات کم در مقیاس تمایل به اعتیاد انتخاب شدند و دو آزمون استروپ و برج لندن را، که به ترتیب بازداری و برنامه ریزی شناختی را می سنجند، اجرا کردند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که دو گروه در بازداری شناختی تفاوت معنادار نداشتند ، ولی تفاوت معنادار آنها در آزمون برج لندن، نشان دهنده ی اختلاف قابل توجه آنها در برنامه ریزی شناختی بود ؛ به این صورت که عملکرد گروه با تمایل کم به اعتیاد در آزمون برج لندن بهتر بود. نتیجه گیری : شاید بتوان گفت که کارکردهای شناختی از جمله برنامه ریزی از عوامل مهمی است که در کنترل و پیشگیری از اعتیاد در دوره ی نوجوانی می بایست در نظر گرفته شوند.
۴.

مدل ساختاری کارکردهای اجرایی و روابط فرازناشویی با بررسی نقش میانجی خودکنترلی

تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۵۵
هدف مطالعه حاضر ارائه مدل ساختاری گرایش به روابط فرازناشویی باکارکردهای اجرایی با میانجیگری خودکنترلی می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی- معادلات ساختاری بوده است. تعداد 210 نفرنمونه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در شرایط آزمایشگاهی، ابتدا برای سنجش کارکردهای اجرایی 4 آزمون کامپیوتری ویسکانسین، برو نرو، چند محرک پیشین( ان بک ) و استروپ را انجام داده و سپس پرسشنامه های خودکنترلی تانجی و گرایش به روابط فرازناشویی واتلی را پر کردند. تحلیل مدل با روش معادلات ساختاری از نوع رگرسیونی نشان داد که مدل دارای برازش مناسبی می باشد و به طورکلی کارکردهای اجرایی و خودکنترلی 0/12 از واریانس گرایش به روابط فرازناشویی را مورد پیش بینی قرار می دهند. همچنین کارکردهای اجرایی شامل بازداری (0/13-) ، انعطاف پذیری(0/13-) و حافظه فعال(0/16-) و خودکنترلی(0/10-) اثر مستقیمی بر روابط فرازناشویی دارند. همچنین کارکردهای اجرایی بازداری (0/23-)، انعطاف پذیری(0/11-) و حافظه فعال(0/27-) با میانجیگری نقش خودکنترلی دارای اثر غیرمستقیمی بر روابط فرازناشویی می باشند.
۵.

مطالعات سینمایی عصب پایه:کاربرد عصب شناسی در سینما

تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۵۴
   این مقاله به توصیف روشی جدید برای ارزیابی تأثیر یک فیلم بر فعالیت مغزی بینندگان می پردازد. در این روش، فعالیتِ مغز در خلال تماشای آزاد فیلم ها از طریق «تصویربرداری کارکردی به شیوه تشدید مغناطیسی»[1] (fMRI) اندازه گیری می شود و به منظور ارزیابی شباهت ها در زمان پاسخ دهی و منطقه پاسخ دهنده مغز در بین بینندگان هنگام تماشای فیلم از تحلیل «همبستگی میان سوژه ای»[2] (ISC) استفاده می شود. نتایج تحقیقات ما نشان می دهند که بعضی از فیلم ها می توانند به مقدار درخور توجهی فعالیت مغزی و حرکات چشمی بینندگان را کنترل کنند. با وجود این، یافته های مذکور برای انواع محصولات متحرک تصویری مصداق ندارد و میزان کنترل فعالیت های مغزی بینندگان به تبع محتوا و تدوین و سبک کارگردانی فیلم تفاوت می کند. به نظر ما ISC می تواند در حوزه مطالعات سینما به منزله یک ابزار سنجش کمیِ عصب شناختی مفید واقع شود و از آن به منظور سنجش تأثیرات سبک های گوناگون تولید فیلم بر مغز بینندگان استفاده شود؛ ISC همچنین می تواند روش ارزشمندی برای ارزیابی بهتر محصولات در صنعت فیلم سازی و سینما باشد. به این نتیجه رسیده ایم که این روش با نزدیک کردن دو رشته کاملاً متفاوت و دور از هم عصب شناسی شناختی و مطالعات سینما می تواند دریچه ای به سوی یک فضای بین رشته ای جدید به نام «مطالعات سینمایی عصب پایه»[3] باز کند. <br clear="all" /> [1]. Functional Magnetic Resonance Imaging. [2]. Inter-subject Correlation. [3]. Neurocinematic Study.
۶.

تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود کنترل شناختی در افراد دارای باورهای فراطبیعی

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه: کنترل شناختی که به معنای توانایی کنترل رفتارها یا پاسخ های نامناسب است و یکی از مؤلفه های اصلی کارکرد اجرایی است، در افراد دارای باورهای فرا طبیعی دچار نقص است، بنابراین این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا تحریک آنودال tDCS ناحیه rDLPFC بر عملکرد کنترل شناختی افراد دارای باورهای فراطبیعی مؤثر است یا خیر؟ هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه ( tDCS ) بر بهبود توانایی کنترل شناختی و بازداری در افراد دارای باورهای فرا طبیعی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع طرح شبه آزمایشی پس آزمون با گروه گواه بود که جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال 1398 بودند که ازاین بین 38 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس و با استفاده از مقیاس تجدیدنظرشده باورهای فراطبیعی توبیسیک (2004) که میزان باورهای فراطبیعی در افراد را می سنجد، غربالگری شدند و آنهایی که نمرات بالاتر از میانگین داشتند به طور تصادفی در گروه ها (آزمایش و شم) گمارش شدند. گروه آزمایش (19 نفر) تحریک آند بر روی ناحیه F4 و همچنین تحریک کاتد در ناحیه FP1 (یک جلسه 10 دقیقه ای تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای 2 میلی آمپر) دریافت کردند و گروه شم (19 نفر) تحریک ساختگی دریافت کردند. آزمودنی ها در موقعیت تحریک آند و شرایط شبه تحریک از طریق آزمون برو / نرو که برای سنجش کنترل شناختی و بازداری است، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات مربوط به خطای ارتکاب (6/621 = 1،36 f ، 0/01 p= ) و سرعت واکنش (5/468 = 1،36 f ، 0/02 p= ) در گروه های rDLPFC و شم تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که برای آزمودنی های گروه rDLPFC خطای ارتکاب و سرعت واکنش نسبت به گروه شم، به طور معناداری کمتر می باشد. نتیجه گیری: تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه بر روی rDLPFC افراد دارای باورهای فراطبیعی، می تواند در عملکرد مربوط به کنترل شناختی مؤثر باشد.