محمود نجفی

محمود نجفی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۲۰ مورد.
۱.

اثر ساختاری استرس مزمن، تاب آوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی: نقش واسطه ای ذهنی سازی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: هدف از این پژوهش اثر ساختاری استرس مزمن، تاب آوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی با نقش واسطه ای ذهنی سازی بود. روش: پژوهش حاضربا استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه شامل 400 نفر از مردان و زنان در سنین 18 تا 45 سال بودند که با استفاده از فراخوانی اینترنتی، پرسش نامه های استرس مزمن، تاب آوری، جسمانی سازی، ناتوانی کارکردی، ذهنی سازی و نشانگان بدنی کارکردی را تکمیل کردند. یافته ها: یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی، آزمون همبستگی و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها در سطح معناداری (05/0>p) حاکی از برازش مناسب مدل داشت. (5/3=χ2/df، 91/0=GFI، 93/0=CFI، 84/0=RMSEA، 93/0=NFI،  89/0=IFI، 58/0=AGFI، 65/0=PGFI). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که برای بهبود و پیشگیری از ناتوانی کارکردی، علاوه بر نقش استرس، مداخلات و درمان های مبتنی بر ذهنی سازی و تاب آوری نیز در نظر گرفته شود.
۲.

اثربخشی آموزش هوش مثبت بر عملکرد معنوی و بهزیستی روانشناختی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۹
هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش هوش مثبت بر کنشوری معنوی و بهزیستی روانشناختی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار بود. با بهره گیری از یک طرح کنترل شده تصادفی از  نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه از میان جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار شهر تهران تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15n=) قرار گرفتند. هر دو گروه ابتدا پرسشنامه های تجارب معنوی روزانه (DSES) و بهزیستی روانشناختی ریف(RPWQ) را تکمیل کردند. گروه آزمایش آموزش هوش مثبت را هفته ای یک بار در 6 جلسه 120 دقیقه ی دریافت کردند، اما گروه کنترل ملاقات ساده با درمانگر داشتند و در لیست انتظار برای دریافت مداخلات آموزشی آینده به جهت ملاحظات اخلاقی قرار گرفتند. سپس در پایان مداخلات آموزشی، بار دیگر آزمودنی های دو گروه آزمایش و کنترل توسط پرسشنامه های تجارب  معنوی روزانه و بهزیستی روانشناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری (MANCOVA) تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد بعد از مداخله آموزشی هوش مثبت ، بین گروه آزمایش و کنترل در میانگین تجارب معنوی روزانه و بهزیستی روانشناختی تفاوت معنی داری وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که آموزش هوش مثبت موجب  بهبود کنشوری معنوی و بهزیستی روانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار می شود و لذا برای کارکنان این سازمان سودمند است.
۴.

تحلیل تمیزی افراد با نشانگان شخصیت مرزی از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی بر اساس سبک دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و روابط شیء

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تحلیل تمیزی افراد با نشانگان شخصیت مرزی  از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی بر اساس سبک دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و روابط شیء بود. روش: این پژوهش از نوع علی - مقایسه ای بوده است. جامعه ی آماری عبارت بود از دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهر بجنورد که در نیم سال اول تحصیلی 98-1397 مشغول تحصیل بوده اند. 44 نفر با نشانگان شخصیت مرزی و 44 نفر عادی بر اساس ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادند که افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی بر اساس دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نوروتیک، بی کفایتی اجتماعی، خودمیان بینی، ناایمنی و بیگانگی از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی قابل تمیز هستند. نتیجه گیری: افراد با نشانگان شخصیت مرزی دارای مکانیسم های رشد نیافته، سبک دلبستگی ناایمن و روابط شیء آسیب دیده هستند .بنابراین غربالگری و ارزیابی افراد برای پیشگیری از آسیب بیشتر، و همچنین لحاظ در جلسات مشاوره و روان درمانی ضروری است.
۵.

مدل یابی پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی: نقش میانجی تحول مثبت نوجوانی

تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف ﭘﮋوﻫﺶ حاضر ﻣﺪليﺎﺑي پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی با نقش میانجی تحول مثبت اﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ عبارت بود از کلیه داﻧﺶآﻣﻮزان دوره دوم متوسطه شهر تهران که ﺗﻌﺪاد 400 ﻧﻔﺮ از داﻧﺶآﻣﻮزان ﭘﺴﺮ و دﺧﺘﺮ ﺑﻪ روش نمونهﮔيﺮی ﺗﺼﺎدﻓي ﻃﺒﻘﻪای اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﻋﺒﺎرت بودند از پرسشنامههای: هیجانهای تحصیلی (ﭘﮑﺮان، ﮔﻮﺋﺘﺰ و فرﯾﻨﺰل، 2005)، اشتیاق تحصیلی (آرشامبالت و همکاران، 2009) و تحول مثبت (آرنولد و همکاران، 2014). دادهﻫﺎی جمعآوری شده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش مدل یابی معادلات ساختاری ﻣﻮرد تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. یافته ها حاکی از آن است که؛ هیجانهای مثبت بر پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم داشت، ولی هیجانهای منفی روی پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم نداشت. اشتیاق تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی اثرمستقیم داشت. تحول مثبت تأثیر مستقیم و معنیداری بر پیشرفت تحصیلی داشت. هم چنین اشتیاق تحصیلی و هیجانهای تحصیلی مثبت از طریق میانجی گری تحول مثبت بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشت. توجه به هیجانهای تحصیلی مثبت و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان برای پیشرفت تحصیلی آنان ضروری است.
۶.

رابطه پنج صفت بزرگ شخصیت با افسردگی: نقش میانجی گر عزت نفس و خودکارآمدی

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۸۵
هدف : هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین پنج صفت بزرگ شخصیت با نشانه های افسردگی و نقش میانجی گر عزت نفس و خودکارآمدی در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. به منظور انتخاب نمونه 400 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل دانشگاه آزاد و دولتی شهرستان گنبدکاووس به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های افسردگی، پنج عاملی شخصیت، عزت نفس و خودکارآمدی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که روان آزردگی به عنوان قوی ترین پیش بین افسردگی، اثر مثبت معناداری بر آن داشت. درحالی که برونگرایی، توافق گرایی، عزت نفس، خودکارآمدی اثر منفی معناداری بر افسردگی داشتند. هم چنین نتایج تحلیل مسیر حاکی از این بوده که متغیرهای عزت نفس و خودکارآمدی به طور همزمان در پیش بینی افسردگی براساس صفات شخصیت (برون گرایی، توافق گرایی و روان آزردگی) نقش واسطه را ایفا می کنند. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش و نقش واسطه ای عزت نفس و خودکارآمدی در ارتباط صفات شخصیت و افسردگی، برنامه ریزی جهت ارتقای سطح عزت نفس و خودکارآمدی می تواند نقش مهمی در کاهش افسردگی به واسطه تقویت صفات شخصیتی برون گرایی و توافق گرایی و کاهش روان آزردگی داشته باشد.
۷.

ارائه مدلی جهت بهبود کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای: با توجه به الزامات اقتصاد مبتنی بر دانش

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۲
هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل ارتقاء کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای بود. در این تحقیق از روش ﭘﮋوﻫﺶکیﻔی مبتنی بر رویکرد ﻧﻈﺮیه داده ﺑﻨیﺎد استفاده شد. در ایﻦ پژوهش ﺟﺎﻣﻌه آماری صاحب نظران حوزه فنی و حرفه ای ﺷﺎﻣﻞ اعضای هیئت علمی، مدیران و صاحبان صنایع در استان کردستان و در سال 1397 بود. از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 18 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی داده ها از طریق دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان به دست آمد. بر اساس نتایج به دست آمده این الگو دارای شرایط علّی از جمله (شایستگی های حرفه ای مربیان، عوامل آموزشی و عوامل مدیریتی)، زمینه ای (بسترسازی فرهنگی و بسترسازی اقتصادی)، مداخله گر (عوامل بین المللی و عوامل تکنولوژیکی)، راهبردها (برون سپاری، توانمندسازی، توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی) و پیامدها (رشد اقتصادی، بهبود عوامل آموزشی و توسعه اجتماعی) می باشد.
۸.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانانی بودند که در سال 1396 به مراکز مشاوره و روانشناسی، خدمات روان-پزشکی و همچنین مراکز مربوط به اورژانس های خودکشی در تهران مراجعه نمودند و از میان آن ها تعداد 45 نفر به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل در انتظار درمان، جای داده شدند. هر دو گروه آزمایش در طی 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 90 دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه ی افکار خودکشی (BSSI) پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا شد. نتایج نشان داد که مدل لینهان اثربخشی بیشتری در کاهش افکار خودکشی نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی، نسبت به مدل گراس دارد و این اثربخشی بعد از گذشت دو ماه از آموزش، همچنان پایدار است. دو مدل آموزش مهارت تنظیم هیجان به دلیل مؤلفه های مشترک درمان بر کاهش افکار خودکشی موثر بودند. در مجموع، نتایج حاکی از اثربخشی بیشتر مدل لینهان بر افکار خودکشی بود. بنابراین می توان از آن در جهت بهبود افکار خودکشی استفاده کرد.
۹.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی بر افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه: درد مزمن پدیده ای فراگیر است که بر بسیاری از جنبه های زندگی فرد تأثیر منفی می گذارد. تحقیقات به اثربخشی درمان های پذیرش و تعهد و فیزیوتراپی اشاره دارد، اما مسئله اصلی این است که چه درمانی برای بیماران مبتلا به درد مزمن کارایی بیشتری دارد؟ هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی بر افسردگی، اضطراب و تنیدگی در افراد مبتلا به درد مزمن بود. روش: این پژوهش شبه آزمایشی با طراحی پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل 75 بیمار با درد مزمن بود. از میان آنها، 50 بیمار انتخاب و به صورت تصادفی در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ولز و سورل، ۲۰۱۲) و گروه گواه گمارده شدند. همچنین، 25 نفر از افراد به صورت نمونه دسترس برای گروه تحت درمان فیزیوتراپی انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اضطراب، تنیدگی و افسردگی لوی بوند و لوی بوند (1995) را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. یافته ها : بین مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی و گروه کنترل بر نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی اختلاف معناداری مشاهده شد (0/001> p )، تفاوت معناداری بین گروه فیزیوتراپی با گروه گواه بر نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی مشاهده نشد (0/05 p> ). نتیجه گیری : مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد مداخله ای مؤثر برای بهبود اضطراب، افسردگی و تنیدگی در افراد مبتلابه درد مزمن است، اما فیزیوتراپی نمی تواند اضطراب، افسردگی و تنیدگی حاصل از درد مزمن را کاهش دهد.
۱۱.

اختلال شخصیت خودشیفته در بخش دوم و سوم ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری: بررسی مدل جایگزین

تعداد بازدید : ۳۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
اختلال شخصیت خودشیفته ( NPD )، الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که افراد مبتلا به دلیل اعتقاد به خاص بودن خود و نیاز افراطی به تایید، با مشکلات بین فردی و همدلی بسیاری روبه رو هستند. مقاله حاضر به بررسی مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش اصلی(بخش دوم) DSM-5 و مدل جایگزین (بخش سوم) پرداخته است و بر اساس پنج مولفه شامل توصیف ماهیت (طبیعی، آسیب شناختی)، فنوتیپ (بزرگ منش، آسیب پذیری)، تظاهر (آشکار، پنهان)، ساختار (طبقه ای، ابعادی) و عامل همبودی، اعتبار و سودمندی بالینی، NPD را در دو بخش DSM-5 مورد مقایسه قرار داده است. با توجه به تحلیل صورت گرفته در این مقاله، مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش دوم DSM-5 ، همواره ضعف ها و محدودیت هایی از قبیل؛ کم توجهی به ماهیت طبیعی و آسیب شناختی خودشیفتگی، تاکید بر نوع بزرگ منشی این سازه و نادیده گرفتن جنبه آسیب پذیری آن، غفلت از تظاهرات آشکار و پنهان علائم بالینی، رویکرد طبقه ای به تشخیص، نقص درتمییز این اختلال از سایراختلالات شخصیتی و برآورد درصد شیوع پایین دارد. در مقابل، مدل جایگزین در بخش دوم، مفهوم سازی نظری، ابعادی و تشخیصی جامع تری نسبت به بخش اصلی دارد. این مدل جدید، ملاک های مناسبی با توجه به کارکرد و آسیب شناسی شخصیت در ملاک های A و B فراهم می کند و مزایای تشخیصی بهتری دارد. به نظر می رسد مدل جدید جایگزین در بخش سوم پس از کسب اعتبار و پشتوانه تجربی و تلفیق با تجارب متخصصان بالینی، بتواند در نسخه های بعدی DSM ، جایگزین مناسبی برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته باشد و با دقت درانواع و ابعاد گسترده خودشیفتگی، درحل چالش های تشخیصی درمانگران موثر باشد.
۱۲.

تدوین الگوی شکل گیری انتقال یادگیری به محیط کار در برنامه های توسعه منابع انسانی

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی برای انتقال یادگیری به محیط کار بود. به این منظور بر مبنای طرح مطالعه کیفی و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد مطالعه انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، اعضای هیئت علمی، کارمندان، کارشناسان و متخصصان منابع انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1397 بودند که با توجه به سطح اشباع داده ها، 30 نفر از آن ها به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از رهیافت نظام مند استراوش و کوربین کدگذاری باز، محوری، و منتخب صورت گرفت. با استفاده از مثلث سازی و روش بازخورد مشارکت کنندگان و خبرگان غیر مشارکت کننده از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. نتایج پژوهش نشان دهنده، 13 مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (عوامل فردی، عوامل آموزشی، عوامل سازمانی)؛ پدیده محوری (مشارکت فعالانه در آموزش و انتقال آموخته ها)؛ شرایط زمینه ای (شرایط و جو انتقال، عوامل مدیریتی و توان مالی سازمان)؛ شرایط مداخله گر (عوامل فراسازمانی)؛ راهبردها (راهبردهای ساختاری، راهبردهای فرایندی و راهبردهای محیطی)؛ و پیامدها (پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) به دست آمد که عوامل مؤثر بر انتقال آموخته ها به محیط کار را نمایان می کند.
۱۳.

مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی در بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی دانشجویان ورزشکار

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی در بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی دانشجویان ورزشکار بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر 150 نفر از دانشجویان پسر ورزشکار مقطع کارشناسی رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی که در سال 97-96 مشغول تحصیل بودند، بدین منظور 60 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه اول (نوروفیدبک) 16 جلسه، هفته ای دو جلسه آموزش فردی و گروه دوم (ذهن آگاهی)، 8 جلسه آموزش گروهی (1 جلسه در هفته) دریافت کردند و گروه سوم (کنترل) هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل آزمون رایانه ای برنامه ریزی برج لندن بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه-گیری مکرر تحلیل شدند. میانگین دو گروه آزمایش به طور معناداری با گروه کنترل در مؤلفه های زمان آزمون، زمان تأخیر برای برنامه ریزی، خطاها و امتیاز در مراحل پس آزمون، و پیگیری متفاوت بود، در حالیکه میانگین گروه های آزمایش تفاوت معناداری با هم نداشتند. می توان نتیجه گرفت که آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی هر دو به یک اندازه باعث بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی در دانشجویان ورزشکار می-شوند، هر کدام در جایگاه خودشان می توانند کارکرد اجرایی برنامه ریزی را بهبود بخشند.
۱۴.

مقایسه اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی روانشناختی و افسردگی در نوجوانان با علائم افسردگی

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی و افسردگی در نوجوانان با علائم افسرده بود. روش: این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل نوجوانانی بود که در 6 ماه اول سال ۱۳۹۶ به مراکز مشاوره و روانشناسی و کلینیک های روانپزشکی در ساری مراجعه کرده بودند که از میان آنها ، 51 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش روان درمانی مثبت طی ۱۰ جلسه هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای و گروه آزمایشی درمان شناختی رفتاری طی ۸ جلسه هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه افسردگی کواکس و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا گردید. گروه کنترل نیز هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی روانشناختی تاثیر معنی دار داشته است. اما اثربخشی روان درمانی مثبت نگر در افزایش بهزیستی بیشتر از درمان شناختی رفتاری بود. همچنین در بررسی دو رویکرد درمانی بر افسردگی تفاوت معنی داری بین دو گروه مداخله و گروه گواه وجود داشت. در حالیکه هردو رویکرد درمانی به یک اندازه در کاهش افسردگی موثر بودند . نتیجه گیری: دو مدل درمانی روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری به دلیل تاکید بر جنبه های مختلف روانشناختی و همچنین یکسری مولفه های مشترک درمانی در کاهش افسردگی موثر بودند. از طرفی روان درمانی مثبت نگر در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در افزایش بهزیستی موثرتر بود. بنابراین روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان یکی از مداخلات بالینی مورد استفاده متخصصان و مشاوران مدارس قرار گیرد.
۱۵.

اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر مؤلفه های بهزیستی روانشناختی در نوجوانان

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه تحول مثبت نوجوانی بر بهزیستی روانشناختی بود. روش: روش پژوهش، طرح آزمایشی به شیوه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در پایه نهم دبیرستان های دوره اول متوسطه دولتی شهر اراک در سال تحصیلی 97-1396 بود که از میان آن ها 60 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و در گروه آزمایش( 30 نفر) و گروه کنترل( 30 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. در نهایت با توجه به معیارهای ورود و خروج از گروه آزمایش 7 نفر و از گروه کنترل 5 نفر کنار گذاشته شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف( نسخه 18 سؤالی) بود. گروه آزمایش طی 24 جلسه یک ساعته در برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی شرکت نمودند. سپس پس آزمون و پس از گذشت 2 ماه پیگیری در مورد هر دو گروه انجام شد. برای بررسی نتایج از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد برنامه تحول مثبت نوجوانی باعث افزایش مؤلفه های بهزیستی روانشناختی( پذیرش خود، تسلط بر محیط، رابطه مثبت با دیگران، زندگی هدفمند، رشد شخصی و خودمختاری) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل می شود. یافته ها پس از 2 ماه نیز پایدار بودند. نتیجه گیری: برنامه تحول مثبت نوجوانی می تواند برنامه عملی مناسبی برای افزایش مؤلفه های بهزیستی روانشناختی نوجوانان باشد و منتج به بهداشت روانی مثبت آنان گردد.
۱۶.

شکوفایی معلمان شهر تهران و متغیرهای جمعیت شناختی اثرگذار بر آن

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: شکوفایی به داشتن تجربه خوب از زندگی اشاره دارد و ترکیبی از احساس خوب و کارکرد مؤثر است. روانشناسان مثبت گرا معتقدند آموزش شکوفایی باید در سال های مدرسه و از معلمان یک جامعه آغاز شود. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی شکوفایی معلمان شهر تهران و متغیرهای جمعیت شناختی اثرگذار برآن بود. روش کار: به منظور انجام این پژوهش توصیفی، 412 نفر از معلمان دبیرستان های شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس شکوفایی روانشناختی (هژبریان، رضایی، بیگدلی، نجفی و محمدی فر، 1396) بود که 3 مؤلفه احساس رضایت/شادکامی، شایستگی فردی و مشارکت اجتماعی را اندازه گیری می کند. نتایج بااستفاده از آمار توصیفی، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و تک متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج توصیفی نشان داد که 6/4 درصد معلمان پژمرده، 8/41 درصد نسبتاً شکوفا و 6/53 درصد شکوفا می باشند. وضعیت معلمان در مؤلفه شایستگی فردی نسبتاً مطلوب و از نظر احساس رضایت/شادکامی نیازمند توجه است. مقایسه شکوفایی براساس متغیرهای جمعیت شناختی نیز نشان داد که معلمان متأهل در هر سه مؤلفه شکوفایی نمرات بالاتری به دست آوردند. معلمان رسمی نیز در مؤلفه مشارکت اجتماعی نمرات بالاتری نسبت به معلمان غیررسمی کسب کردند. میزان شکوفایی براساس سایر متغیرها (جنسیت، رشته و مدرک تحصیلی، تحصیلات والدین، سابقه خدمت و قومیت) در معلمان تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود یک برنامه مداخله ای برای ارتقاء شکوفایی معلمان تدوین و در آموزش های ضمن خدمت آنان ارائه شود. همچنین تمهیداتی به منظور افزایش حمایت شغلی برای معلمان غیررسمی و ارائه خدمات مشاوره ای به معلمان مجرد درنظر گرفته شود.
۱۷.

مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان پذیرش و تعهد بر ابعاد درد بیماران مبتلا به میگرن

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ابعاد درد بیماران مبتلا به میگرن انجام گرفت. با بهره گیری از یک طرح آزمایشی تصادفی کنترل شده نمونه ای شامل 45 بیمار مبتلا به میگرن به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جای گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه های شدت درد ون کورف ، پذیرش درد مک کراکن و وولس و خود کارآمدی درد نیکلاس بود. مداخلات درمانی به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه های آزمایش به صورت گروهی انجام شد، در حالیکه گروه کنترل جلسات ملاقات ساده دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شدند. میانگین دو گروه آزمایشی بطور معنی داری با گروه کنترل در نمرات شدت درد، پذیرش درد و خود کارآمدی درد، در مراحل پس آزمون و پیگیری متفاوت بود، در حالیکه میانگین گروههای آزمایش تفاوت معناداری با هم نداشتند. می توان نتیجه گرفت که رواندرمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هر دو به یک اندازه باعث بهبود ابعاد درد در افراد مبتلا به میگرن می گردد و برای مراکز درمانی مرتبط بعنوان درمان تکمیلی قابل توصیه است.واژه های کلیدی: ابعاد درد، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، روان درمانی مثبت نگر، میگرن
۱۸.

تاثیر مداخله آموزشی هوش مثبت بر هوش هیجانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۷
هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش هوش مثبت بر هوش هیجانی کارکنان بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. با بهره گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی حدود 80 نفر از کارکنان تست هوش هیجانی را تکمیل کردند و از افرادی که هوش هیجانی پایینی تری نسبت به دیگران برخوردار بودند، پس از کنترل معیارهای ورود و خروج، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15n=) قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش هوش مثبت را هفته ای یک بار در 6 جلسه 120 دقیقه ی دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل بجز ملاقات های ساده با درمانگر مداخله ای دریافت نکردند. سپس آزمودنی های دو گروه مجدداً پرسشنامه هوش هیجانی را تکمیل کردند. داده ها استخراج شد با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) تحلیل گردیدند. نتایج تفاوت های معناداری را برای نمره کل هوش هیجانی و نیز چهار مؤلفه آن بین دو گروه نشان داد. آموزش هوش مثبت بطور موفقیت آمیزی موجب بهبود هوش هیجانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار شد و لذا به کارکنان این سازمان قابل توصیه است.
۱۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در انعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی همسران افراد تحت درمان متادون

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: همسران افراد معتاد به علت مشکلاتی که در زندگی شان تجربه می کنند در معرض آسیب های روانی بسیاری قرار دارند، لذا نیازمند آموزش هایی در جهت مقابله با این شرایط می باشند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درانعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی همسران افراد تحت درمان متادون بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی همسران افراد تحت درمان متادون در کلینیک های ترک اعتیاد شهر سمنان بود که ۳۰ نفر از آن ها به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون هر دو گروه به پرسش نامه های تاب آوری، امید، خوش بینی، خودکارآمدی و انعطاف پذیری روانی پاسخ دادند، سپس گروه آزمایش تحت هشت جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرارگرفته و درنهایت از شرکت کنندگان پس آزمون و یک پیگیری 2 ماهه گرفته شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل کواریانس حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی) در گروه آزمایش در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری بود ( p <0/05 ). نتیجه گیری: نتایج فوق نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند منجر به بهبود قابلیت های روان شناختی همسران افراد معتاد شده و می توان از این شیوه درمانی در کنار سایر درمان ها استفاده نمود.
۲۰.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر بر تاب آوری و عزت نفس نوجوانان دارای علایم افسردگی

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
زمینه و هدف : درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر، رویکرد نوظهوری به درمان می باشد که درمان شناختی- رفتاری (Cognitive-behavioral therapy یا CBT) را با روان شناسی مثبت نگر و درمان راه حل محور به بهترین وجه تلفیق کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر بر تاب آوری و عزت نفس نوجوانان دارای علایم افسردگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد انجام شد. بدین منظور، پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) در پنج مدرسه متوسطه اول پسرانه اجرا گردید. از بین دانش آموزانی که نمره افسردگی بالاتر از نمره برش کسب کردند و ملاک های ورود و خروج را داشتند، 34 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و 17 نفر به گروه آزمایش و 17 نفر به گروه شاهد (بدون مداخله) اختصاص یافت. مقیاس تاب آوری Connor و Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale یا CD-RISC) و مقیاس عزت نفس Rosenberg (Rosenberg Self-Esteem Scale یا RSES ) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر در گروه آزمایش انجام شد. در پایان، مقیاس های فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید. یافته ها: نمرات تاب آوری دانش آموزان گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری بیشتر بود. همچنین، درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر منجر به افزایش معنی دار نمرات عزت نفس دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد که درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر می تواند به عنوان رویکرد مؤثری جهت تقویت مؤلفه های عملکرد مثبت در نوجوانان دارای علایم افسردگی کاربرد داشته باشد و انجام پژوهش های بیشتر در آینده این موضوع را مشخص می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان