محمود نجفی

محمود نجفی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۳۰ مورد.
۱.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر افکار خودکشی و انعطاف پذیری روان شناختی بیماران مبتلا اختلال دوقطبی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۷
خودکشی و افکارخودکشی در میان بیماران دوقطبی کاملا واقعی است و می تواند در هر دو فاز افسردگی یا شیدایی رخ دهد، به همین دلیل هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر کاهش افکار خودکشی و بهبود انعطاف پذیری روان شناختی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی بود. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین بیماران دوقطبی بیمارستان کارگرنژاد کاشان، نمونه ای به حجم 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای این پژوهش پرسشنامه افکار خودکشی بک و پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی بوند بود، و این پرسشنامه ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای دوبار در هفته تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده در این پژوهش درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش افکار خودکشی و بهبود انعطاف پذیری روان شناختی می شود و می توان از آن به عنوان روش درمانی مؤثر بهره برد.
۲.

اثربخشی برنامه آموزشی هوش سازمانی بر رضایت شغلی و انگیزش شغلی در کارکنان

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
زمینه: نیروی انسانی از مهم ترین سرمایه های سازمان ها بوده که برخورداری آنها از انگیزش و رضایت شغلی می تواند یاریگر سازمان ها در رسیدن به اهدافشان باشد. برای ارتقاء سطح این متغیرها در نیروی انسانی مطالعات بسیاری انجام شده، ولی در این میان به نقش هوش سازمانی، به عنوان عامل اثرگذار بر این متغیرها کمتر توجه شده است. هدف: این پ ژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش هوش سازمانی بر رضایت شغلی و انگیزش شغلی در کارکنان ستادی یکی از صنایع وزارت دفاع انجام شد. روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه شبه آزمایشی به شیوه پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه، بود. بدین منظور از بین کارکنان ستادی یکی از صنایع وزارت دفاع با روش نمونه گیری در دسترس 32 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و گواه (16 نفر) قرار گرفتند. بسته محقق ساخته آموزش هوش سازمانی طی 11 جلسه دو ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. در طول این مدت گروه گواه نیز هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. هر دو گروه مقیاس رضایت شغلی اسپکتور (1985) و مقیاس انگیزه شغلی درونی و بیرونی ترمبلای و همکاران (2009) را در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss-19 تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه در مؤلفه تنظیم درون فکنی شده (از مؤلفه های انگیزش شغلی) و مؤلفه های ارتقای شغلی و ماهیت کار (از مؤلفه های رضایت شغلی) تفاوت معناداری وجود دارد و میانگین نمرات گروه آزمایش در این مؤلفه ها در مرحله پس آزمون از گروه گواه بیشتر بود (0/001 ≥ p ). نتیجه گیری: رضایت و انگیزش شغلی از جمله عواملی است که بر افزایش بهره وری سازمان ها و عملکرد مطلوب کارکنان تأثیر دارد، بنابراین انجام اقداماتی برای افزایش سطوح این متغیرها در کارکنان ضروری است.
۳.

مقایسه اثربخشی بازی درمانگری کودک محور و بازی درمانگری والدینی برسطوح نظریه ذهن در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه : مطالعات مختلفی پیرامون اثربخشی بازی درمان گری کودک محور و بازی درمان گری والدینی در بهبود اختلالات هیجانی و رفتاری کودکان انجام شده است، اما در زمینه مقایسه اثربخشی بیشتر این دوروش بر نظریه ذهن پژوهش های اندکی صورت گرفته است . هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی این دو نوع درمان بر سطوح نظریه ذهن درکودکان دارای اختلال اضطراب جدایی انجام شد. روش : روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون سه گروهی بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان دختر در پایه های پنجم و ششم شهر بابل در نیمسال تحصیلی دوم 98-1397 تشکیل دادند که تعداد آنها 2732 نفر بود. بر اساس ملاک های ورود و خروج، 45 نفر به شیوه در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش 1، گروه آزمایش 2 و گواه قرار گرفتند که هر گروه شامل 15 نفر بود. گروه آزمایشی اول، بازی درمان گری کودک محور با رویکرد اکسلاین (1969) را در 16 جلسه 45 دقیقه ای، گروه آزمایشی دوم، آموزش بازی درمان گری والدینی (لندرث،1993) را در 10 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. ابزار پژوهش فرم (د) پرسشنامه علائم مرضی کودکان ( CSI-4 ) (اسپرافکین، لانی و گادو،1994) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرمن (1992) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و توسط نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله در ارتقای سطوح نظریه ذهن در کودکان دارای اضطراب جدایی مؤثر هستند. بین اثربخشی دو گروه ازمایشی بازی درمان گری کودک محور و بازی درمان گری والدینی در سطح 1 تفاوت معناداری وجود داشت و بازی درمان گری والدینی مؤثرتر بوده است. اما بین دو گروه ازمایشی در سطح 2 و 3 تفاوت معنادار نبود (0/05 p< ). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که می توان آموزش بازی درمان گری والدینی را جایگزین مناسب تری در بهبود سطوح نظریه ذهن و همچنین بهبود علائم روانشناختی کودکان دچار اختلال اضطراب جدایی در نظر گرفت. و این مطالعه نیز تاییدی است بر این نکته که شناسایی و درمان به موقع این اختلال باید از فعالیت های مهم متخصصین بهداشت روان کودکان باشد بنابراین، برنامه ریزی برای پیشگیری و درمان این اختلال در اولویت است.
۴.

مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر سبک های عاطفی در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۸
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر سبک های عاطفی در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب جدایی در پایه های پنجم و ششم در شهر بابل بودند، نمونه 45 نفراز آنان بودندکه ابتدا بصورت هدفمند و سپس به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش1 گروه آزمایش2 و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی اول، بازی درمانی کودک محور با رویکرد اکسلاین را در 16 جلسه 45دقیقه ای و گروه آزمایشی دوم، آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک را در 10 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. ابزار پژوهش فرم (د) پرسشنامه علائم مرضی کودکان (اسپرافکین لانی و گادو، 1994) و پرسشنامه سبک های عاطفی (هافمن و کاشدان، 2010) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله در ارتقای سبک های عاطفی درکودکان دچار اضطراب جدایی مؤثر هستند. همچنین بین اثربخشی دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری وجود داشت و آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک در بهبود سبک های عاطفی مؤثرتر بوده است ) 05/0 p < ) . نتیجه گیری: می توان برنامه آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک را جایگزین مناسب تری در بهبود سبک های عاطفی و همچنین بهبود علائم روان شناختی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی درنظر گرفت .
۵.

مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری گروهی بر سرمایه های روانشناختی نوجوانان با علائم افسردگی

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی - رفتاری بر سرمایه های روانشناختی در نوجوانان با علائم افسردگی بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل 51 نفر از نوجوانان 15 تا 17 سال با علائم افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی و کلینیک های روان پزشکی ساری در 6 ماه اول سال ۱۳۹۶ بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند (در هر گروه 17 نفر). پرسشنامه افسردگی کواکس، تاب آوری کانر و دیویدسون، امیدواری اشنایدر، آزمون بازنگری شده جهت گیری زندگی و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. گروه آزمایش روان درمانی مثبت طی ۱۰ جلسه و گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری طی ۸ جلسه به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان دادند روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر سرمایه های روانشناختی تأثیر معناداری داشته اند؛ اما اثربخشی روان درمانی مثبت نگر در افزایش مؤلفه امید، بیشتر از درمان شناختی رفتاری بود. همچنین، بین دو گروه درمانی با گروه گواه در سرمایه های روانشناختی در پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری با تأکید بر جنبه های مختلف روانشناختی در افزایش سرمایه های روانشناختی مؤثر بودند. همچنین، روان درمانی مثبت نگر احتمالاً ازطریق تقویت تعاملات اجتماعی و هیجانات مثبت و آموزش امید و خوش بینی در افزایش امید مؤثرتر از درمان شناختی رفتاری بود؛ بنابراین، روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان یکی از مداخلات بالینی مورد استفاده متخصصان و به ویژه مشاوران مدارس برای ارتقای سلامت روان دانش آموزان قرار گیرد.
۶.

پیش بینی نشانه های وسواس فکری و عملی براساس حساسیت اضطرابی، پریشانی روانشناختی و انعطاف پذیری روانشناختی در دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی نشانگان وسواس فکری -عملی بر اساس حساسیت اضطرابی، پریشانی روانشناختی و انعطاف پذیری روانشناختی در دانشجویان بود. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه سمنان بود که از میان آن ها، 311 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس وسواس فکری-عملی (فوا و همکاران، 2002)، مقیاس تجدیدنظر شده حساسیت اضطرابی (رایس و پترسون، 1987)، نسخه دوم پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لوی باند و لوی باند، 1995) استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شد. تحلیل داده ها نشان داد که ابعاد حساسیت اضطرابی، انعطاف پذیری روانشناختی و ابعاد پریشانی روانشناختی با نشانگان وسواس فکری -عملی همبستگی معنادار دارند (01/0 P≤ ). نتایج رگرسیون حاکی از این بود که پریشانی روانشناختی، حساسیت اضطرابی و انعطاف پذیری روانشناختی به ترتیب 31 درصد، 35 درصد و 36 درصد از واریانس نشانگان وسواس فکری -عملی را تبیین کردند. این سه متغیر به طور همزمان با هم توانستند 37 درصد از واریانس نشانگان وسواس فکری -عملی را تبیین کنند. باتوجه به نقش مهم انعطاف پذیری روانشناختی، حساسیت اضطرابی و ابعاد پریشانی روانشناختی در پیش بینی نشانگان وسواس فکری -عملی در دانشجویان، طراحی مداخلات مبتنی بر بهبود این ویژگی ها به عنوان مبنایی برای ارتقای کیفیت زندگی این گروه از افراد پیشنهاد می شود .
۷.

مقایسه کمال گرایی، مقابله پیش گستر و شفقت به خود در دانشجویان با خودهای احتمالی مثبت و منفی

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۱
مفهوم خود به عنوان یکی از مفاهیم مهم مورد توجه روان شناسان بوده. مفهوم خود احتمالی یکی از ابعاد دانش خود میباشد که نقش مهمی در مورد تفکر و تصمیم گیری افراد راجع به آینده شان دارد. از این رو به نظر میرسد با متغیرهایی هم چون کمالگرایی، شفقت به خود و مقابله پیش گستر در ارتباط باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه کمالگرایی، شفقت به خود و مقابله پیش گستر در بین دانشجویان با خودهای احتمالی مثبت و منفی اجرا شد. نمونه پژوهش شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود بودند که به صورت در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های خودهای احتمالی، شفقت به خود، مقابله پیش گستر و کمالگرایی چند بعدی پاسخ دادند. از این تعداد با توجه به ملاک های ورود و خروج دو گروه 40 نفره دارای خودهای احتمالی مثبت و منفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین این دو گروه به لحاظ کمالگرایی در زیر مولفه کمالگرایی جامعه مدار، و در متغیر شفقت به خود زیرمولفه های مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود و فزون خواهی تفاوت معنادار وجود دارد. هم چنین بین دو گروه به لحاظ مقابله پیش گسترنیز تفاوت معنادار وجود داشت. در مجموع نتایج پژوهش حاضر نشان داد که متغیرهای شفقت به خود، کمالگرایی و مقابله پیش گستر نقش مهمی درخودهای احتمالی افراد دارند.
۸.

ارائه الگوی محیط های تسهیل کننده انتقال یادگیری در آموزش عالی با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۷۳
امروزه آموزش به عنوان ابزار پیشرفت و توسعه، پاسخگوی نیاز سازمان های یادگیرنده است که به کمک آن می توان دانش، مهارت و نگرش کارکنان را بهبود بخشید و از این راه سازمانی پویا و فعال را که پاسخگوی نیاز فناوری است، ایجاد کرد. این مطالعه با هدف ارائه الگوی محیط های تسهیل کننده انتقال یادگیری در آموزش عالی انجام شده است . مشارکت کنندگان پژوهش شامل ، 30 تن از مدیران، کارمندان، اعضای هیأت علمی، کارشناسان و متخصصان درزمینه آموزش منابع انسانی دانشگاه فردوسی مشهد بودند که به صورت هدفمند و به شیوه گلوله برفی تا دستیابی به حد اشباع نظری انتخاب شدند . ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه باز و نیمه ساختار یافته بود . تحلیل مصاحبه ها با استفاده از رهیافت نظام مند استراوش و کوربین شامل کدگذاری باز، محوری و منتخب انجام شد. با استفاده از مثلث سازی، روش بازخورد مشارکت کنندگان و خبرگان غیر مشارکت کننده از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. نتایج نشان داد مقوله محوری مطالعه حاضر مشارکت حرفه ای در آموزش است که باتوجه به شرایط علی (قابلیت های نظام مدیریت منابع انسانی، عوامل شغلی)؛ شرایط زمینه ای (جو سازنده دانشگاهی، عوامل مدیریتی)؛ شرایط مداخله گر (عوامل فراسازمانی)؛ راهبردها (پویایی محیط دانشگاهی، مکانیزم های انگیزشی، مدیریت عمکرد)؛ پیامدها (فردی، سازمانی) تدوین و الگوی نهایی بر اساس عوامل مذکور ارائه شده است. درمجموع می توان این عوامل را برای یادگیری فراگیران در آموزش های سازمانی مورد نظر قرار داد. برنامه ریزان آموزشی و مدیران باتوجه به این عوامل و تقویت آنها می توانند انتقال مهارت های آموخته شده به محیط کار، به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های اثربخشی برنامه های آموزشی را افزایش دهند.
۹.

اثر ساختاری استرس مزمن، تاب آوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی: نقش واسطه ای ذهنی سازی

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: هدف از این پژوهش اثر ساختاری استرس مزمن، تاب آوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی با نقش واسطه ای ذهنی سازی بود. روش: پژوهش حاضربا استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه شامل 400 نفر از مردان و زنان در سنین 18 تا 45 سال بودند که با استفاده از فراخوانی اینترنتی، پرسش نامه های استرس مزمن، تاب آوری، جسمانی سازی، ناتوانی کارکردی، ذهنی سازی و نشانگان بدنی کارکردی را تکمیل کردند. یافته ها: یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی، آزمون همبستگی و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها در سطح معناداری (05/0>p) حاکی از برازش مناسب مدل داشت. (5/3=χ2/df، 91/0=GFI، 93/0=CFI، 84/0=RMSEA، 93/0=NFI،  89/0=IFI، 58/0=AGFI، 65/0=PGFI). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که برای بهبود و پیشگیری از ناتوانی کارکردی، علاوه بر نقش استرس، مداخلات و درمان های مبتنی بر ذهنی سازی و تاب آوری نیز در نظر گرفته شود.
۱۰.

اثربخشی آموزش هوش مثبت بر عملکرد معنوی و بهزیستی روانشناختی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش هوش مثبت بر کنشوری معنوی و بهزیستی روانشناختی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار بود. با بهره گیری از یک طرح کنترل شده تصادفی از  نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه از میان جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار شهر تهران تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15n=) قرار گرفتند. هر دو گروه ابتدا پرسشنامه های تجارب معنوی روزانه (DSES) و بهزیستی روانشناختی ریف(RPWQ) را تکمیل کردند. گروه آزمایش آموزش هوش مثبت را هفته ای یک بار در 6 جلسه 120 دقیقه ی دریافت کردند، اما گروه کنترل ملاقات ساده با درمانگر داشتند و در لیست انتظار برای دریافت مداخلات آموزشی آینده به جهت ملاحظات اخلاقی قرار گرفتند. سپس در پایان مداخلات آموزشی، بار دیگر آزمودنی های دو گروه آزمایش و کنترل توسط پرسشنامه های تجارب  معنوی روزانه و بهزیستی روانشناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری (MANCOVA) تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد بعد از مداخله آموزشی هوش مثبت ، بین گروه آزمایش و کنترل در میانگین تجارب معنوی روزانه و بهزیستی روانشناختی تفاوت معنی داری وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که آموزش هوش مثبت موجب  بهبود کنشوری معنوی و بهزیستی روانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار می شود و لذا برای کارکنان این سازمان سودمند است.
۱۱.

اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شاخص های تحول مثبت در نوجوانان

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۸
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه تحول مثبت نوجوانی بر شاخص های تحول مثبت بود. بدین منظور در یک طرح شبه تجربی با روش پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و همراه با پیگیری، 48 دانش آموز دختر به صورت نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای در دو گروه آزمایش (23 نفر) و گواه (25 نفر) از دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در پایه نهم دبیرستان های دوره اول متوسطه دولتی شهر اراک در سال تحصیلی 97-1396 انتخاب شدند. برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی طی 24 جلسه یک ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. سپس هر دو گروه قبل و بعد از آموزش، همچنین دو ماه پس از پایان برنامه، به منظور پیگیری به پرسشنامه تحول مثبت نوجوانی (آرنولد، نات و مینهولد، 2014) پاسخ دادند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که در کوتاه مدت و بلندمدت، برنامه تحول مثبت نوجوانی بر شاخص های تحول مثبت (صلاحیت، اطمینان، ارتباط، منش، مراقبت و همکاری) در دانش آموزان مؤثر است. نتایج پژوهش نشان داد برنامه تحول مثبت نوجوانی می تواند برنامه عملی مناسبی برای افزایش شاخص های تحول مثبت و ورود نوجوانان به بزرگسالی مطلوب باشد.
۱۲.

تحلیل تمیزی افراد با نشانگان شخصیت مرزی از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی بر اساس سبک دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و روابط شیء

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تحلیل تمیزی افراد با نشانگان شخصیت مرزی  از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی بر اساس سبک دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و روابط شیء بود. روش: این پژوهش از نوع علی - مقایسه ای بوده است. جامعه ی آماری عبارت بود از دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهر بجنورد که در نیم سال اول تحصیلی 98-1397 مشغول تحصیل بوده اند. 44 نفر با نشانگان شخصیت مرزی و 44 نفر عادی بر اساس ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادند که افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی بر اساس دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نوروتیک، بی کفایتی اجتماعی، خودمیان بینی، ناایمنی و بیگانگی از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی قابل تمیز هستند. نتیجه گیری: افراد با نشانگان شخصیت مرزی دارای مکانیسم های رشد نیافته، سبک دلبستگی ناایمن و روابط شیء آسیب دیده هستند .بنابراین غربالگری و ارزیابی افراد برای پیشگیری از آسیب بیشتر، و همچنین لحاظ در جلسات مشاوره و روان درمانی ضروری است.
۱۴.

رابطه پنج صفت بزرگ شخصیت با افسردگی: نقش میانجی گر عزت نفس و خودکارآمدی

تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف : هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین پنج صفت بزرگ شخصیت با نشانه های افسردگی و نقش میانجی گر عزت نفس و خودکارآمدی در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. به منظور انتخاب نمونه 400 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل دانشگاه آزاد و دولتی شهرستان گنبدکاووس به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های افسردگی، پنج عاملی شخصیت، عزت نفس و خودکارآمدی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که روان آزردگی به عنوان قوی ترین پیش بین افسردگی، اثر مثبت معناداری بر آن داشت. درحالی که برونگرایی، توافق گرایی، عزت نفس، خودکارآمدی اثر منفی معناداری بر افسردگی داشتند. هم چنین نتایج تحلیل مسیر حاکی از این بوده که متغیرهای عزت نفس و خودکارآمدی به طور همزمان در پیش بینی افسردگی براساس صفات شخصیت (برون گرایی، توافق گرایی و روان آزردگی) نقش واسطه را ایفا می کنند. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش و نقش واسطه ای عزت نفس و خودکارآمدی در ارتباط صفات شخصیت و افسردگی، برنامه ریزی جهت ارتقای سطح عزت نفس و خودکارآمدی می تواند نقش مهمی در کاهش افسردگی به واسطه تقویت صفات شخصیتی برون گرایی و توافق گرایی و کاهش روان آزردگی داشته باشد.
۱۵.

مدل یابی پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی: نقش میانجی تحول مثبت نوجوانی

تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۳۱۸
هدف ﭘﮋوﻫﺶ حاضر ﻣﺪليﺎﺑي پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی با نقش میانجی تحول مثبت اﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ عبارت بود از کلیه داﻧﺶآﻣﻮزان دوره دوم متوسطه شهر تهران که ﺗﻌﺪاد 400 ﻧﻔﺮ از داﻧﺶآﻣﻮزان ﭘﺴﺮ و دﺧﺘﺮ ﺑﻪ روش نمونهﮔيﺮی ﺗﺼﺎدﻓي ﻃﺒﻘﻪای اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﻋﺒﺎرت بودند از پرسشنامههای: هیجانهای تحصیلی (ﭘﮑﺮان، ﮔﻮﺋﺘﺰ و فرﯾﻨﺰل، 2005)، اشتیاق تحصیلی (آرشامبالت و همکاران، 2009) و تحول مثبت (آرنولد و همکاران، 2014). دادهﻫﺎی جمعآوری شده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش مدل یابی معادلات ساختاری ﻣﻮرد تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. یافته ها حاکی از آن است که؛ هیجانهای مثبت بر پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم داشت، ولی هیجانهای منفی روی پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم نداشت. اشتیاق تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی اثرمستقیم داشت. تحول مثبت تأثیر مستقیم و معنیداری بر پیشرفت تحصیلی داشت. هم چنین اشتیاق تحصیلی و هیجانهای تحصیلی مثبت از طریق میانجی گری تحول مثبت بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشت. توجه به هیجانهای تحصیلی مثبت و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان برای پیشرفت تحصیلی آنان ضروری است.
۱۶.

ارائه مدلی جهت بهبود کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای: با توجه به الزامات اقتصاد مبتنی بر دانش

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل ارتقاء کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای بود. در این تحقیق از روش ﭘﮋوﻫﺶکیﻔی مبتنی بر رویکرد ﻧﻈﺮیه داده ﺑﻨیﺎد استفاده شد. در ایﻦ پژوهش ﺟﺎﻣﻌه آماری صاحب نظران حوزه فنی و حرفه ای ﺷﺎﻣﻞ اعضای هیئت علمی، مدیران و صاحبان صنایع در استان کردستان و در سال 1397 بود. از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 18 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی داده ها از طریق دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان به دست آمد. بر اساس نتایج به دست آمده این الگو دارای شرایط علّی از جمله (شایستگی های حرفه ای مربیان، عوامل آموزشی و عوامل مدیریتی)، زمینه ای (بسترسازی فرهنگی و بسترسازی اقتصادی)، مداخله گر (عوامل بین المللی و عوامل تکنولوژیکی)، راهبردها (برون سپاری، توانمندسازی، توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی) و پیامدها (رشد اقتصادی، بهبود عوامل آموزشی و توسعه اجتماعی) می باشد.
۱۸.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۷۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانانی بودند که در سال 1396 به مراکز مشاوره و روانشناسی، خدمات روان-پزشکی و همچنین مراکز مربوط به اورژانس های خودکشی در تهران مراجعه نمودند و از میان آن ها تعداد 45 نفر به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل در انتظار درمان، جای داده شدند. هر دو گروه آزمایش در طی 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 90 دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه ی افکار خودکشی (BSSI) پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا شد. نتایج نشان داد که مدل لینهان اثربخشی بیشتری در کاهش افکار خودکشی نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی، نسبت به مدل گراس دارد و این اثربخشی بعد از گذشت دو ماه از آموزش، همچنان پایدار است. دو مدل آموزش مهارت تنظیم هیجان به دلیل مؤلفه های مشترک درمان بر کاهش افکار خودکشی موثر بودند. در مجموع، نتایج حاکی از اثربخشی بیشتر مدل لینهان بر افکار خودکشی بود. بنابراین می توان از آن در جهت بهبود افکار خودکشی استفاده کرد.
۱۹.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی بر افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
زمینه: درد مزمن پدیده ای فراگیر است که بر بسیاری از جنبه های زندگی فرد تأثیر منفی می گذارد. تحقیقات به اثربخشی درمان های پذیرش و تعهد و فیزیوتراپی اشاره دارد، اما مسئله اصلی این است که چه درمانی برای بیماران مبتلا به درد مزمن کارایی بیشتری دارد؟ هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی بر افسردگی، اضطراب و تنیدگی در افراد مبتلا به درد مزمن بود. روش: این پژوهش شبه آزمایشی با طراحی پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل 75 بیمار با درد مزمن بود. از میان آنها، 50 بیمار انتخاب و به صورت تصادفی در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ولز و سورل، ۲۰۱۲) و گروه گواه گمارده شدند. همچنین، 25 نفر از افراد به صورت نمونه دسترس برای گروه تحت درمان فیزیوتراپی انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اضطراب، تنیدگی و افسردگی لوی بوند و لوی بوند (1995) را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. یافته ها : بین مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی و گروه کنترل بر نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی اختلاف معناداری مشاهده شد (0/001> p )، تفاوت معناداری بین گروه فیزیوتراپی با گروه گواه بر نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی مشاهده نشد (0/05 p> ). نتیجه گیری : مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد مداخله ای مؤثر برای بهبود اضطراب، افسردگی و تنیدگی در افراد مبتلابه درد مزمن است، اما فیزیوتراپی نمی تواند اضطراب، افسردگی و تنیدگی حاصل از درد مزمن را کاهش دهد.
۲۰.

اختلال شخصیت خودشیفته در بخش دوم و سوم ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری: بررسی مدل جایگزین

تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۷۲۱
اختلال شخصیت خودشیفته ( NPD )، الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که افراد مبتلا به دلیل اعتقاد به خاص بودن خود و نیاز افراطی به تایید، با مشکلات بین فردی و همدلی بسیاری روبه رو هستند. مقاله حاضر به بررسی مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش اصلی(بخش دوم) DSM-5 و مدل جایگزین (بخش سوم) پرداخته است و بر اساس پنج مولفه شامل توصیف ماهیت (طبیعی، آسیب شناختی)، فنوتیپ (بزرگ منش، آسیب پذیری)، تظاهر (آشکار، پنهان)، ساختار (طبقه ای، ابعادی) و عامل همبودی، اعتبار و سودمندی بالینی، NPD را در دو بخش DSM-5 مورد مقایسه قرار داده است. با توجه به تحلیل صورت گرفته در این مقاله، مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش دوم DSM-5 ، همواره ضعف ها و محدودیت هایی از قبیل؛ کم توجهی به ماهیت طبیعی و آسیب شناختی خودشیفتگی، تاکید بر نوع بزرگ منشی این سازه و نادیده گرفتن جنبه آسیب پذیری آن، غفلت از تظاهرات آشکار و پنهان علائم بالینی، رویکرد طبقه ای به تشخیص، نقص درتمییز این اختلال از سایراختلالات شخصیتی و برآورد درصد شیوع پایین دارد. در مقابل، مدل جایگزین در بخش دوم، مفهوم سازی نظری، ابعادی و تشخیصی جامع تری نسبت به بخش اصلی دارد. این مدل جدید، ملاک های مناسبی با توجه به کارکرد و آسیب شناسی شخصیت در ملاک های A و B فراهم می کند و مزایای تشخیصی بهتری دارد. به نظر می رسد مدل جدید جایگزین در بخش سوم پس از کسب اعتبار و پشتوانه تجربی و تلفیق با تجارب متخصصان بالینی، بتواند در نسخه های بعدی DSM ، جایگزین مناسبی برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته باشد و با دقت درانواع و ابعاد گسترده خودشیفتگی، درحل چالش های تشخیصی درمانگران موثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان