محمود نجفی

محمود نجفی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۰۵ مورد.
۱.

مدل یابی پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی: نقش میانجی تحول مثبت نوجوانی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف ﭘﮋوﻫﺶ حاضر ﻣﺪليﺎﺑي پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی با نقش میانجی تحول مثبت اﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ عبارت بود از کلیه داﻧﺶآﻣﻮزان دوره دوم متوسطه شهر تهران که ﺗﻌﺪاد 400 ﻧﻔﺮ از داﻧﺶآﻣﻮزان ﭘﺴﺮ و دﺧﺘﺮ ﺑﻪ روش نمونهﮔيﺮی ﺗﺼﺎدﻓي ﻃﺒﻘﻪای اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﻋﺒﺎرت بودند از پرسشنامههای: هیجانهای تحصیلی (ﭘﮑﺮان، ﮔﻮﺋﺘﺰ و فرﯾﻨﺰل، 2005)، اشتیاق تحصیلی (آرشامبالت و همکاران، 2009) و تحول مثبت (آرنولد و همکاران، 2014). دادهﻫﺎی جمعآوری شده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش مدل یابی معادلات ساختاری ﻣﻮرد تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. یافته ها حاکی از آن است که؛ هیجانهای مثبت بر پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم داشت، ولی هیجانهای منفی روی پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم نداشت. اشتیاق تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی اثرمستقیم داشت. تحول مثبت تأثیر مستقیم و معنیداری بر پیشرفت تحصیلی داشت. هم چنین اشتیاق تحصیلی و هیجانهای تحصیلی مثبت از طریق میانجی گری تحول مثبت بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشت. توجه به هیجانهای تحصیلی مثبت و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان برای پیشرفت تحصیلی آنان ضروری است.
۲.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۳
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانانی بودند که در سال 1396 به مراکز مشاوره و روانشناسی، خدمات روان-پزشکی و همچنین مراکز مربوط به اورژانس های خودکشی در تهران مراجعه نمودند و از میان آن ها تعداد 45 نفر به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل در انتظار درمان، جای داده شدند. هر دو گروه آزمایش در طی 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 90 دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه ی افکار خودکشی (BSSI) پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا شد. نتایج نشان داد که مدل لینهان اثربخشی بیشتری در کاهش افکار خودکشی نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی، نسبت به مدل گراس دارد و این اثربخشی بعد از گذشت دو ماه از آموزش، همچنان پایدار است. دو مدل آموزش مهارت تنظیم هیجان به دلیل مؤلفه های مشترک درمان بر کاهش افکار خودکشی موثر بودند. در مجموع، نتایج حاکی از اثربخشی بیشتر مدل لینهان بر افکار خودکشی بود. بنابراین می توان از آن در جهت بهبود افکار خودکشی استفاده کرد.
۳.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی بر افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه: درد مزمن پدیده ای فراگیر است که بر بسیاری از جنبه های زندگی فرد تأثیر منفی می گذارد. تحقیقات به اثربخشی درمان های پذیرش و تعهد و فیزیوتراپی اشاره دارد، اما مسئله اصلی این است که چه درمانی برای بیماران مبتلا به درد مزمن کارایی بیشتری دارد؟ هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی بر افسردگی، اضطراب و تنیدگی در افراد مبتلا به درد مزمن بود. روش: این پژوهش شبه آزمایشی با طراحی پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل 75 بیمار با درد مزمن بود. از میان آنها، 50 بیمار انتخاب و به صورت تصادفی در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ولز و سورل، ۲۰۱۲) و گروه گواه گمارده شدند. همچنین، 25 نفر از افراد به صورت نمونه دسترس برای گروه تحت درمان فیزیوتراپی انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اضطراب، تنیدگی و افسردگی لوی بوند و لوی بوند (1995) را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. یافته ها : بین مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فیزیوتراپی و گروه کنترل بر نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی اختلاف معناداری مشاهده شد (0/001> p )، تفاوت معناداری بین گروه فیزیوتراپی با گروه گواه بر نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی مشاهده نشد (0/05 p> ). نتیجه گیری : مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد مداخله ای مؤثر برای بهبود اضطراب، افسردگی و تنیدگی در افراد مبتلابه درد مزمن است، اما فیزیوتراپی نمی تواند اضطراب، افسردگی و تنیدگی حاصل از درد مزمن را کاهش دهد.
۴.

اختلال شخصیت خودشیفته در بخش دوم و سوم ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری: بررسی مدل جایگزین

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
اختلال شخصیت خودشیفته ( NPD )، الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که افراد مبتلا به دلیل اعتقاد به خاص بودن خود و نیاز افراطی به تایید، با مشکلات بین فردی و همدلی بسیاری روبه رو هستند. مقاله حاضر به بررسی مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش اصلی(بخش دوم) DSM-5 و مدل جایگزین (بخش سوم) پرداخته است و بر اساس پنج مولفه شامل توصیف ماهیت (طبیعی، آسیب شناختی)، فنوتیپ (بزرگ منش، آسیب پذیری)، تظاهر (آشکار، پنهان)، ساختار (طبقه ای، ابعادی) و عامل همبودی، اعتبار و سودمندی بالینی، NPD را در دو بخش DSM-5 مورد مقایسه قرار داده است. با توجه به تحلیل صورت گرفته در این مقاله، مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش دوم DSM-5 ، همواره ضعف ها و محدودیت هایی از قبیل؛ کم توجهی به ماهیت طبیعی و آسیب شناختی خودشیفتگی، تاکید بر نوع بزرگ منشی این سازه و نادیده گرفتن جنبه آسیب پذیری آن، غفلت از تظاهرات آشکار و پنهان علائم بالینی، رویکرد طبقه ای به تشخیص، نقص درتمییز این اختلال از سایراختلالات شخصیتی و برآورد درصد شیوع پایین دارد. در مقابل، مدل جایگزین در بخش دوم، مفهوم سازی نظری، ابعادی و تشخیصی جامع تری نسبت به بخش اصلی دارد. این مدل جدید، ملاک های مناسبی با توجه به کارکرد و آسیب شناسی شخصیت در ملاک های A و B فراهم می کند و مزایای تشخیصی بهتری دارد. به نظر می رسد مدل جدید جایگزین در بخش سوم پس از کسب اعتبار و پشتوانه تجربی و تلفیق با تجارب متخصصان بالینی، بتواند در نسخه های بعدی DSM ، جایگزین مناسبی برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته باشد و با دقت درانواع و ابعاد گسترده خودشیفتگی، درحل چالش های تشخیصی درمانگران موثر باشد.
۵.

تدوین الگوی شکل گیری انتقال یادگیری به محیط کار در برنامه های توسعه منابع انسانی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی برای انتقال یادگیری به محیط کار بود. به این منظور بر مبنای طرح مطالعه کیفی و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد مطالعه انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، اعضای هیئت علمی، کارمندان، کارشناسان و متخصصان منابع انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1397 بودند که با توجه به سطح اشباع داده ها، 30 نفر از آن ها به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از رهیافت نظام مند استراوش و کوربین کدگذاری باز، محوری، و منتخب صورت گرفت. با استفاده از مثلث سازی و روش بازخورد مشارکت کنندگان و خبرگان غیر مشارکت کننده از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. نتایج پژوهش نشان دهنده، 13 مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (عوامل فردی، عوامل آموزشی، عوامل سازمانی)؛ پدیده محوری (مشارکت فعالانه در آموزش و انتقال آموخته ها)؛ شرایط زمینه ای (شرایط و جو انتقال، عوامل مدیریتی و توان مالی سازمان)؛ شرایط مداخله گر (عوامل فراسازمانی)؛ راهبردها (راهبردهای ساختاری، راهبردهای فرایندی و راهبردهای محیطی)؛ و پیامدها (پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) به دست آمد که عوامل مؤثر بر انتقال آموخته ها به محیط کار را نمایان می کند.
۶.

مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان پذیرش و تعهد بر ابعاد درد بیماران مبتلا به میگرن

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ابعاد درد بیماران مبتلا به میگرن انجام گرفت. با بهره گیری از یک طرح آزمایشی تصادفی کنترل شده نمونه ای شامل 45 بیمار مبتلا به میگرن به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جای گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه های شدت درد ون کورف ، پذیرش درد مک کراکن و وولس و خود کارآمدی درد نیکلاس بود. مداخلات درمانی به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه های آزمایش به صورت گروهی انجام شد، در حالیکه گروه کنترل جلسات ملاقات ساده دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شدند. میانگین دو گروه آزمایشی بطور معنی داری با گروه کنترل در نمرات شدت درد، پذیرش درد و خود کارآمدی درد، در مراحل پس آزمون و پیگیری متفاوت بود، در حالیکه میانگین گروههای آزمایش تفاوت معناداری با هم نداشتند. می توان نتیجه گرفت که رواندرمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هر دو به یک اندازه باعث بهبود ابعاد درد در افراد مبتلا به میگرن می گردد و برای مراکز درمانی مرتبط بعنوان درمان تکمیلی قابل توصیه است.واژه های کلیدی: ابعاد درد، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، روان درمانی مثبت نگر، میگرن
۷.

شکوفایی معلمان شهر تهران و متغیرهای جمعیت شناختی اثرگذار بر آن

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه: شکوفایی به داشتن تجربه خوب از زندگی اشاره دارد و ترکیبی از احساس خوب و کارکرد مؤثر است. روانشناسان مثبت گرا معتقدند آموزش شکوفایی باید در سال های مدرسه و از معلمان یک جامعه آغاز شود. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی شکوفایی معلمان شهر تهران و متغیرهای جمعیت شناختی اثرگذار برآن بود. روش کار: به منظور انجام این پژوهش توصیفی، 412 نفر از معلمان دبیرستان های شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس شکوفایی روانشناختی (هژبریان، رضایی، بیگدلی، نجفی و محمدی فر، 1396) بود که 3 مؤلفه احساس رضایت/شادکامی، شایستگی فردی و مشارکت اجتماعی را اندازه گیری می کند. نتایج بااستفاده از آمار توصیفی، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و تک متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج توصیفی نشان داد که 6/4 درصد معلمان پژمرده، 8/41 درصد نسبتاً شکوفا و 6/53 درصد شکوفا می باشند. وضعیت معلمان در مؤلفه شایستگی فردی نسبتاً مطلوب و از نظر احساس رضایت/شادکامی نیازمند توجه است. مقایسه شکوفایی براساس متغیرهای جمعیت شناختی نیز نشان داد که معلمان متأهل در هر سه مؤلفه شکوفایی نمرات بالاتری به دست آوردند. معلمان رسمی نیز در مؤلفه مشارکت اجتماعی نمرات بالاتری نسبت به معلمان غیررسمی کسب کردند. میزان شکوفایی براساس سایر متغیرها (جنسیت، رشته و مدرک تحصیلی، تحصیلات والدین، سابقه خدمت و قومیت) در معلمان تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود یک برنامه مداخله ای برای ارتقاء شکوفایی معلمان تدوین و در آموزش های ضمن خدمت آنان ارائه شود. همچنین تمهیداتی به منظور افزایش حمایت شغلی برای معلمان غیررسمی و ارائه خدمات مشاوره ای به معلمان مجرد درنظر گرفته شود.
۸.

تاثیر مداخله آموزشی هوش مثبت بر هوش هیجانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش هوش مثبت بر هوش هیجانی کارکنان بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. با بهره گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی حدود 80 نفر از کارکنان تست هوش هیجانی را تکمیل کردند و از افرادی که هوش هیجانی پایینی تری نسبت به دیگران برخوردار بودند، پس از کنترل معیارهای ورود و خروج، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15n=) قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش هوش مثبت را هفته ای یک بار در 6 جلسه 120 دقیقه ی دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل بجز ملاقات های ساده با درمانگر مداخله ای دریافت نکردند. سپس آزمودنی های دو گروه مجدداً پرسشنامه هوش هیجانی را تکمیل کردند. داده ها استخراج شد با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) تحلیل گردیدند. نتایج تفاوت های معناداری را برای نمره کل هوش هیجانی و نیز چهار مؤلفه آن بین دو گروه نشان داد. آموزش هوش مثبت بطور موفقیت آمیزی موجب بهبود هوش هیجانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار شد و لذا به کارکنان این سازمان قابل توصیه است.
۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در انعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی همسران افراد تحت درمان متادون

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: همسران افراد معتاد به علت مشکلاتی که در زندگی شان تجربه می کنند در معرض آسیب های روانی بسیاری قرار دارند، لذا نیازمند آموزش هایی در جهت مقابله با این شرایط می باشند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درانعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی همسران افراد تحت درمان متادون بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی همسران افراد تحت درمان متادون در کلینیک های ترک اعتیاد شهر سمنان بود که ۳۰ نفر از آن ها به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون هر دو گروه به پرسش نامه های تاب آوری، امید، خوش بینی، خودکارآمدی و انعطاف پذیری روانی پاسخ دادند، سپس گروه آزمایش تحت هشت جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرارگرفته و درنهایت از شرکت کنندگان پس آزمون و یک پیگیری 2 ماهه گرفته شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل کواریانس حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی) در گروه آزمایش در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری بود ( p <0/05 ). نتیجه گیری: نتایج فوق نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند منجر به بهبود قابلیت های روان شناختی همسران افراد معتاد شده و می توان از این شیوه درمانی در کنار سایر درمان ها استفاده نمود.
۱۰.

ارتباط روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان شخصیت مرزی در دانشجویان علوم پزشکی

تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف : یکی از پایه های اصلی اختلال شخصیت مرزی، نظریه روابط موضوعی و طرحواره های شناختی است. نقش روابط موضوعی و طرحواره های شناختی در اختلالات شخصیت، همواره مورد علاقه محققان و درمانگران بوده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان شخصیت مرزی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی بود و به روش توصیفی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان تشکیل داد. نمونه ها شامل 310 دانشجو بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با کمک پرسش نامه روابط موضوعی Bell (Bell Object Relations Inventory یا BORI)، طرحواره Young- فرم کوتاه (Young Schema Questionnaire-Short form یا SYQ-SF) و مقیاس شخصیت مرزی Claridge و Broks جمع آوری گردید و سپس با استفاده از آزمون همبستگی Pearson و Regression گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان شخصیت مرزی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رابطه معنی داری وجود داشت. نتایج Regression حاکی از آن بود که از بین مؤلفه های روابط موضوعی، «خودمیان بینی و بی کفایتی اجتماعی» در مجموع 23 درصد از واریانس نشانگان شخصیت مرزی را تبیین کردند و از بین مؤلفه های طرحواره های ناسازگار نیز «رهاشدگی، استحقاق، نقص/ شرم، ایثار و بازداری هیجانی» در مجموع توانستند 36 درصد از تغییرات نشانگان شخصیت مرزی را تبیین نمایند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار، نقش مهمی در پیش بینی نشانگان مرزی دارند و در نظر گرفتن آن ها برای پیشگیری و درمان شخصیت مرزی، ضروری به نظر می رسد.
۱۱.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر بر تاب آوری و عزت نفس نوجوانان دارای علایم افسردگی

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
زمینه و هدف : درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر، رویکرد نوظهوری به درمان می باشد که درمان شناختی- رفتاری (Cognitive-behavioral therapy یا CBT) را با روان شناسی مثبت نگر و درمان راه حل محور به بهترین وجه تلفیق کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر بر تاب آوری و عزت نفس نوجوانان دارای علایم افسردگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد انجام شد. بدین منظور، پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) در پنج مدرسه متوسطه اول پسرانه اجرا گردید. از بین دانش آموزانی که نمره افسردگی بالاتر از نمره برش کسب کردند و ملاک های ورود و خروج را داشتند، 34 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و 17 نفر به گروه آزمایش و 17 نفر به گروه شاهد (بدون مداخله) اختصاص یافت. مقیاس تاب آوری Connor و Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale یا CD-RISC) و مقیاس عزت نفس Rosenberg (Rosenberg Self-Esteem Scale یا RSES ) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر در گروه آزمایش انجام شد. در پایان، مقیاس های فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید. یافته ها: نمرات تاب آوری دانش آموزان گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری بیشتر بود. همچنین، درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر منجر به افزایش معنی دار نمرات عزت نفس دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد که درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر می تواند به عنوان رویکرد مؤثری جهت تقویت مؤلفه های عملکرد مثبت در نوجوانان دارای علایم افسردگی کاربرد داشته باشد و انجام پژوهش های بیشتر در آینده این موضوع را مشخص می کند.
۱۲.

اثربخشی توانمندسازی شناختی حالات ذهنی بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی توانمندسازی شناختی حالات ذهنی بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد بود . روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 30 نفر فرد وابسته به مواد با شرایط یکسان از نظر سن، تحصیلات، شغل و... انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. شرکت کنندگان به آزمون اکمن (بازشناسی بیان چهره ای هیجان) در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. گروه آزمایش تحت مداخله برنامه توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) قرار گفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد موثر است. در واقع برنامه ترمه بیان چهره ای هیجان را در افراد وابسته به مواد بهبود داده است. نتیجه گیری : بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان از برنامه توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) در تقویت بیان چهره ای هیجان افراد وابسته به مواد استفاده کرد.
۱۳.

تأثیرآموزش روانی فردی و آموزش روانی خانواده بر سطح سرمی لیتیوم و بیلی روبین خون بیماران دوقطبی نوع یک

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه: هدف پژوهش حاضر عبارت از بررسی تأثیر درمان های مکمل آموزش روانی فردی و آموزش روانی خانوادگی بر بیماران دوقطبی نوع یک تحت درمان روانپزشکی، برای تنظیم شاخص های زیستی لیتیوم و بیلی روبین خون است. مقدمه: هدف پژوهش حاضر عبارت از بررسی تأثیر درمان های مکمل آموزش روانی فردی و آموزش روانی خانوادگی بر بیماران دوقطبی نوع یک تحت درمان روانپزشکی، برای تنظیم شاخص های زیستی لیتیوم و بیلی روبین خون است. روش: پس از وارسی معیارهای ورود و خروج یک نمونه 66 نفری از بیماران دچار اختلال دوقطبی نوع یک با شیوه هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی در سه گروه آموزش روانی فردی، آموزش روانی خانواده و گروه کنترل قرار داده شدند. دو گروه آزمایشی اول آموزش روانی فردی و خانوادگی را دریافت کردند، درحالیکه گروه کنترل ویزیت ساده با مشاور داشتند. سنجش متغیرهای لیتیوم و بیلی روبین با استفاده از کیت های آزمایشگاهی پارس آزمون در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. داده ها استخراج و  با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری برای گروههای تحقیق در ارتباط با سطح لیتیوم گروه ها بدست آمد. گروه آموزش روانی خانواده در پس آزمون به گونه معنادار میانگین  بالاتری از گروه کنترل از نظر میزان لیتیوم داشتند، در پیگیری دو ماهه نیز میانگین گروه آموزش روانی خانواده از گروه کنترل در  میزان لیتیوم بالاتر بود. نتیجه گیری: آموزش روانی فردی و خانوادگی می تواند سطح  لیتیوم خون بیماران دوقطبی را تنظیم نماید و  علایم ناشی از اختلال دوقطبی نوع یک بیماران را در کوتاه مدت و بلند مدت کنترل کند. درمان مکمل آموزش روانی فردی و خانوادگی در کنار درمان روانپزشکی روتین این بیماران توصیه می شود.    
۱۴.

اثربخشی مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محیط مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 97-1396 بود و از میان آن ها تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به روش تصادفی 10 نفر به گروه آزمایش و 10 نفر به گروه کنترل اختصاص یافت. برای غربالگری دانشجویان ازلحاظ اختلال اضطراب اجتماعی و تشخیص سایر اختلالات مصاحبه بالینی ساختاریافته (Structured Clinical Interview for DSM-4) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی (Social Phobia Inventory) استفاده شد. گروه آزمایش در طی 12 جلسه، هفته ای دو جلسه 30 دقیقه ای، به صورت فردی تحت VRET قرار گرفتند. پرسشنامه اجتناب و آشفتگی اجتماعی (Social Avoidance and Distress Scale) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله VRET در گروه آزمایش انجام شد. در پایان پرسشنامه فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که VRET بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مؤثر بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی این مدل درمانی بر کاهش علائم اضطراب اجتماعی بود. از این روش می توان به عنوان یک روش درمانی نوین در جهت درمان اختلال اضطراب اجتماعی و سایر اختلالات مشابه استفاده کرد.
۱۵.

رابطه رواندرستی معنوی و امید با کیفیت زندگی و شادزیستی در سالمندان

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
سالمندی یکی از دوره های زندگی بشر است که امروزه به دلیل پیشرفت تکنولوژی و خدمات بهداشتی افراد بیشتری می توانند این دوره را تجربه کنند، بنابراین توجه به رواندرستی وکیفیت زندگی این افراد از حقایق انکار ناپذیر جوامع امروزی است. مسأله پژوهش حاضر این است که آیا بین رواندرستی معنوی و امید با کیفیت زندگی و شادکامی در سالمندان رابطه وجود دارد؟ لذا هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین رواندرستی معنوی و امید با کیفیت زندگی و شادکامی در سالمندان شهر تهران بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه این پژوهش شامل 263 نفر از افراد سالمند (113 مرد و 130 زن) بود که بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های رواندرستی معنوی (پالوتزیان و الیسون، 1982)، امید (اشنایدر و همکاران، 1991)، کیفیت زندگی (سازمان جهانی بهداشت، 2001) و شادزیستی آکسفورد (آرگیل و لو، 1989) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین رواندرستی معنوی و امید با کیفیت زندگی و شادزیستی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (0/01 P< ). تحلیل رگرسیون نشان داد که رواندرستی معنوی و امید می توانند کیفیت زندگی و شادزیستی را در سالمندان پیش بینی کنند (01/0 P< ). به این معنا که افرادی که از رواندرستی معنوی و امید بالاتری برخوردار بودند کیفیت زندگی و شادزیستی بهتری را تجربه می کردند.
۱۶.

اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر عزت نفس افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر عزت نفس آشکار و ناآشکار مبتلایان به اختلال شخصیت خودشیفته انجام شد. در این پژوهش از طرح تجربی مورد منفرد از نوع خط پایه چندگانه استفاده گردید. نمونه این مطالعه شامل 3 مورد از مراجعه کنندگان به کلینیک مشاوره در شهر قزوین در سال 1395بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به این صورت که پس از پاسخگویی به سومین نسخه پرسش نامه بالینی چندمحوری میلون (MMPI-III)، توسط روانپزشک مورد مصاحبه تشخیصی قرار گرفته و مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) تشخیص داده شدند. ابتدا آزمودنی ها (2 زن و 1مرد) در مرحل ه خط پایه به پرسش نامه عزت نفس آشکار روزنبرگ (RSES) و مقیاس عزت نفس ناآشکار حرف-نام (NLT) پاسخ دادند. پس از ترسیم خط پایه داده ها، روند درمان طبق اصول طرح های تجربی تک آزمودنی دنبال شد و هر سه آزمودنی یکی پس از دیگری وارد طرح درمان شدند. طرحواره درمانی در 20 جلسه انفرادی 60 دقیقه ای به صورت هفته ای 2 جلسه اجرا شد و دوره پیگیری درمان، 1 ماه پس از پایان مداخله دنبال گردید. در پایان داده های بدست آمده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، تحلیل دیداری نمودارها با شاخص های روند، ثبات، درصد داده های غیرهمپوش (PND) و همپوش (POD) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که طرحواره درمانی درافزایش عزت نفس آشکار افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته موثر نبود ولی در افزایش عزت نفس ناآشکار آنها موثر واقع شد.بر اساس یافته های پژوهش حاضر، طرحواره درمانی ذهنیت مدار در بهبود و افزایش عزت نفس ناآشکار افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار است و می تواند در درمان علائم ناشی از عزت نفس پایین بیماران خودشیفته مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷.

رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی: نقش واسطه ای حرمت خود و حمایت اجتماعی

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این مطالعه، ارائه یک مدل برای نشان دادن رابطه هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی و نقش واسطه ای حرمت خود و حمایت اجتماعی در این رابطه بود.  جامعه پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان خواف بودند که تعداد 360 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های مهارت و صلاحیت هیجانی تکسیک، حرمت خود روزنبرگ و حمایت اجتماعی ادراک شده چند بُعدی زیمت و همکاران استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روشِ تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادندکه هوش هیجانی، حرمت خود و حمایت اجتماعی با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری دارند و حرمت خود و حمایت اجتماعی در رابطه بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی نقش واسطه ای دارند و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج حاکی از اهمیت و نقش هوش هیجانی، حرمت خود و حمایت اجتماعی در ارتقای پیشرفت تحصیلی است که باید مد نظر متخصصان و مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.
۱۸.

اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر رضایت از زندگی و خودکارآمد پنداری در نوجوانان

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه: وقوع تغییرات چشمگیر جسمی- روانی- اجتماعی در نوجوانی می تواند رضایت از زندگی و خودکارآمد پنداری در نوجوانان را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین، امکانات محیطی و برنامه های تحولی برای سازش یافتگی نوجوانان ضرورت دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه تحول مثبت نوجوانی بر رضایت از زندگی و خودکارآمد پنداری نوجوانان انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی به شیوه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. بدین منظور، از بین دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در پایه نهم دبیرستانهای دوره اول متوسطه شهر اراک در سال تحصیلی 97-1396، چهل و هشت دانش آموز دختر به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش(23 نفر) و گواه (25 نفر) قرار گرفتند. برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی طی 24 جلسه یک ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. هر دو گروه مقیاس رضایت از زندگی (داینر و همکاران، 1985) و مقیاس خودکارآمد پنداری عمومی (شرر و همکاران، 1982) را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد در کوتاه مدت و بلند مدت برنامه تحول مثبت نوجوانی بر رضایت از زندگی و خودکارآمد پنداری نوجوانان مؤثر است (0/005= p ). نتیجه گیری: نتایج پیشنهاد می دهد که برنامه تحول مثبت نوجوانی می تواند برنامه عملی مناسبی برای افزایش رضایت از زندگی و احساس خودکارآمد پنداری در نوجوانان باشد.
۱۹.

اثربخشی گروه درمانی شناختی- تحلیلی بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: تکانشگری عامل زیر بنایی و پیش بین کننده آسیب شناسی روانی و یکی از پایدار ترین ویژگی های اختلال شخصیت مرزی شناخته می شود. همچنین، تجارب تجزیه ای از برجسته ترین مؤلفه های این اختلال می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی _ تحلیلی  بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای در بیماران مرزی بود. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه این پژوهش 20 نفر از مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در زندان شهرستان سمنان بودند که توسط روانپزشک بر اساس مصاحبه بالینی ساختار یافته، آزمون چند محوری بالینی میلون-3  انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر)  و کنترل (10 نفر) گمارده شدند و مقیاس تکانشگری بارت و مقیاس تجارب تجزیه ای را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش تحت 16جلسه 120 دقیقه ای دو بار در هفته تحت گروه درمانی درمان شناختی- تحلیلی قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کواریانس بین گروهی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که درمان شناختی تحلیلی پس از 5 و10جلسه مداخله اثر معنی داری در کاهش تکانشگری و تجارب تجزیه ای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل نداشت، اما پس از  16 جلسه مداخله و دوره پیگیری یک ماهه اثر معناداری در کاهش این علائم مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج  پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی تحلیلی به شیوه گروهی، راهبردی مؤثر در بهبود علائم تکانشگری و تجارب تجزیه ای اختلال شخصیت مرزی می باشد و می توان از آن به عنوان روش درمانی مؤثر بهره برد.
۲۰.

ویژگی های روان سنجی سیاهه تحول مثبت نوجوانان

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
هدف این ﭘﮋوﻫﺶ بررسی ویژگی های روان سنجی سیاهه تحول مثبت نوجوانان (آرنولد، نات، و مین هولد، 2012) بود. بدین منظور نمونه ای شامل 400 نفر از داﻧﺶآﻣﻮزان دوره دوم متوسطه دبیرستان های شهر تهران، بر اساس نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و به سیاهه تحول مثبت نوجوانان پاسخ دادند. ضریب آلفای کرونباخ و ضریب اعتبار بازآزمایی در کل نمونه به ترتیب 74/0 تا 83 /0 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد ساختار سیاهه برازش قابل قبول با داده ها دارد و همه شاخص های نیکویی برازش، مدل را تأیید کردند. هم چنین نتایج نشان دهنده روایی سازه و تأیید ساختار عاملی سیاهه بود. نتایج حاصل از بررسی اعتبار مرکب عامل مکنون مرتبه دوم این ضریب را برابر با 91/0 نشان داد، که نشان دهنده اعتبار مطلوب برای این عامل مرتبه دوم و کل سیاهه بود. یافته های پژوهش نشان می دهد که پرسشنامه تحول مثبت در جامعه دانش آموزان دوره دوم متوسطه ویژگی های روان سنجی قابل قبول دارد و می توان از آن به عنوان ابزار معتبر و روا در پژوهش های روان شناختی استفاده کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان