محمود نجفی

محمود نجفی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹۶ مورد.
۱.

اختلال شخصیت خودشیفته در بخش دوم و سوم ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری: بررسی مدل جایگزین

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
اختلال شخصیت خودشیفته ( NPD )، الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که افراد مبتلا به دلیل اعتقاد به خاص بودن خود و نیاز افراطی به تایید، با مشکلات بین فردی و همدلی بسیاری روبه رو هستند. مقاله حاضر به بررسی مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش اصلی(بخش دوم) DSM-5 و مدل جایگزین (بخش سوم) پرداخته است و بر اساس پنج مولفه شامل توصیف ماهیت (طبیعی، آسیب شناختی)، فنوتیپ (بزرگ منش، آسیب پذیری)، تظاهر (آشکار، پنهان)، ساختار (طبقه ای، ابعادی) و عامل همبودی، اعتبار و سودمندی بالینی، NPD را در دو بخش DSM-5 مورد مقایسه قرار داده است. با توجه به تحلیل صورت گرفته در این مقاله، مفهوم سازی و تشخیص NPD در بخش دوم DSM-5 ، همواره ضعف ها و محدودیت هایی از قبیل؛ کم توجهی به ماهیت طبیعی و آسیب شناختی خودشیفتگی، تاکید بر نوع بزرگ منشی این سازه و نادیده گرفتن جنبه آسیب پذیری آن، غفلت از تظاهرات آشکار و پنهان علائم بالینی، رویکرد طبقه ای به تشخیص، نقص درتمییز این اختلال از سایراختلالات شخصیتی و برآورد درصد شیوع پایین دارد. در مقابل، مدل جایگزین در بخش دوم، مفهوم سازی نظری، ابعادی و تشخیصی جامع تری نسبت به بخش اصلی دارد. این مدل جدید، ملاک های مناسبی با توجه به کارکرد و آسیب شناسی شخصیت در ملاک های A و B فراهم می کند و مزایای تشخیصی بهتری دارد. به نظر می رسد مدل جدید جایگزین در بخش سوم پس از کسب اعتبار و پشتوانه تجربی و تلفیق با تجارب متخصصان بالینی، بتواند در نسخه های بعدی DSM ، جایگزین مناسبی برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته باشد و با دقت درانواع و ابعاد گسترده خودشیفتگی، درحل چالش های تشخیصی درمانگران موثر باشد.
۲.

تدوین الگوی شکل گیری انتقال یادگیری به محیط کار در برنامه های توسعه منابع انسانی

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی برای انتقال یادگیری به محیط کار بود. به این منظور بر مبنای طرح مطالعه کیفی و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد مطالعه انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، اعضای هیئت علمی، کارمندان، کارشناسان و متخصصان منابع انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1397 بودند که با توجه به سطح اشباع داده ها، 30 نفر از آن ها به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از رهیافت نظام مند استراوش و کوربین کدگذاری باز، محوری، و منتخب صورت گرفت. با استفاده از مثلث سازی و روش بازخورد مشارکت کنندگان و خبرگان غیر مشارکت کننده از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. نتایج پژوهش نشان دهنده، 13 مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (عوامل فردی، عوامل آموزشی، عوامل سازمانی)؛ پدیده محوری (مشارکت فعالانه در آموزش و انتقال آموخته ها)؛ شرایط زمینه ای (شرایط و جو انتقال، عوامل مدیریتی و توان مالی سازمان)؛ شرایط مداخله گر (عوامل فراسازمانی)؛ راهبردها (راهبردهای ساختاری، راهبردهای فرایندی و راهبردهای محیطی)؛ و پیامدها (پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) به دست آمد که عوامل مؤثر بر انتقال آموخته ها به محیط کار را نمایان می کند.
۳.

شکوفایی معلمان شهر تهران و متغیرهای جمعیت شناختی اثرگذار بر آن

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: شکوفایی به داشتن تجربه خوب از زندگی اشاره دارد و ترکیبی از احساس خوب و کارکرد مؤثر است. روانشناسان مثبت گرا معتقدند آموزش شکوفایی باید در سال های مدرسه و از معلمان یک جامعه آغاز شود. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی شکوفایی معلمان شهر تهران و متغیرهای جمعیت شناختی اثرگذار برآن بود. روش کار: به منظور انجام این پژوهش توصیفی، 412 نفر از معلمان دبیرستان های شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس شکوفایی روانشناختی (هژبریان، رضایی، بیگدلی، نجفی و محمدی فر، 1396) بود که 3 مؤلفه احساس رضایت/شادکامی، شایستگی فردی و مشارکت اجتماعی را اندازه گیری می کند. نتایج بااستفاده از آمار توصیفی، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و تک متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج توصیفی نشان داد که 6/4 درصد معلمان پژمرده، 8/41 درصد نسبتاً شکوفا و 6/53 درصد شکوفا می باشند. وضعیت معلمان در مؤلفه شایستگی فردی نسبتاً مطلوب و از نظر احساس رضایت/شادکامی نیازمند توجه است. مقایسه شکوفایی براساس متغیرهای جمعیت شناختی نیز نشان داد که معلمان متأهل در هر سه مؤلفه شکوفایی نمرات بالاتری به دست آوردند. معلمان رسمی نیز در مؤلفه مشارکت اجتماعی نمرات بالاتری نسبت به معلمان غیررسمی کسب کردند. میزان شکوفایی براساس سایر متغیرها (جنسیت، رشته و مدرک تحصیلی، تحصیلات والدین، سابقه خدمت و قومیت) در معلمان تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود یک برنامه مداخله ای برای ارتقاء شکوفایی معلمان تدوین و در آموزش های ضمن خدمت آنان ارائه شود. همچنین تمهیداتی به منظور افزایش حمایت شغلی برای معلمان غیررسمی و ارائه خدمات مشاوره ای به معلمان مجرد درنظر گرفته شود.
۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در انعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی همسران افراد تحت درمان متادون

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: همسران افراد معتاد به علت مشکلاتی که در زندگی شان تجربه می کنند در معرض آسیب های روانی بسیاری قرار دارند، لذا نیازمند آموزش هایی در جهت مقابله با این شرایط می باشند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درانعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی همسران افراد تحت درمان متادون بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی همسران افراد تحت درمان متادون در کلینیک های ترک اعتیاد شهر سمنان بود که ۳۰ نفر از آن ها به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون هر دو گروه به پرسش نامه های تاب آوری، امید، خوش بینی، خودکارآمدی و انعطاف پذیری روانی پاسخ دادند، سپس گروه آزمایش تحت هشت جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرارگرفته و درنهایت از شرکت کنندگان پس آزمون و یک پیگیری 2 ماهه گرفته شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل کواریانس حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روانی و سرمایه های روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی) در گروه آزمایش در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری بود ( p <0/05 ). نتیجه گیری: نتایج فوق نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند منجر به بهبود قابلیت های روان شناختی همسران افراد معتاد شده و می توان از این شیوه درمانی در کنار سایر درمان ها استفاده نمود.
۵.

مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان پذیرش و تعهد بر ابعاد درد بیماران مبتلا به میگرن

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ابعاد درد بیماران مبتلا به میگرن انجام گرفت. با بهره گیری از یک طرح آزمایشی تصادفی کنترل شده نمونه ای شامل 45 بیمار مبتلا به میگرن به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جای گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه های شدت درد ون کورف ، پذیرش درد مک کراکن و وولس و خود کارآمدی درد نیکلاس بود. مداخلات درمانی به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه های آزمایش به صورت گروهی انجام شد، در حالیکه گروه کنترل جلسات ملاقات ساده دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شدند. میانگین دو گروه آزمایشی بطور معنی داری با گروه کنترل در نمرات شدت درد، پذیرش درد و خود کارآمدی درد، در مراحل پس آزمون و پیگیری متفاوت بود، در حالیکه میانگین گروههای آزمایش تفاوت معناداری با هم نداشتند. می توان نتیجه گرفت که رواندرمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هر دو به یک اندازه باعث بهبود ابعاد درد در افراد مبتلا به میگرن می گردد و برای مراکز درمانی مرتبط بعنوان درمان تکمیلی قابل توصیه است.واژه های کلیدی: ابعاد درد، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، روان درمانی مثبت نگر، میگرن
۶.

ارتباط روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان شخصیت مرزی در دانشجویان علوم پزشکی

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف : یکی از پایه های اصلی اختلال شخصیت مرزی، نظریه روابط موضوعی و طرحواره های شناختی است. نقش روابط موضوعی و طرحواره های شناختی در اختلالات شخصیت، همواره مورد علاقه محققان و درمانگران بوده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان شخصیت مرزی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی بود و به روش توصیفی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان تشکیل داد. نمونه ها شامل 310 دانشجو بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با کمک پرسش نامه روابط موضوعی Bell (Bell Object Relations Inventory یا BORI)، طرحواره Young- فرم کوتاه (Young Schema Questionnaire-Short form یا SYQ-SF) و مقیاس شخصیت مرزی Claridge و Broks جمع آوری گردید و سپس با استفاده از آزمون همبستگی Pearson و Regression گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان شخصیت مرزی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رابطه معنی داری وجود داشت. نتایج Regression حاکی از آن بود که از بین مؤلفه های روابط موضوعی، «خودمیان بینی و بی کفایتی اجتماعی» در مجموع 23 درصد از واریانس نشانگان شخصیت مرزی را تبیین کردند و از بین مؤلفه های طرحواره های ناسازگار نیز «رهاشدگی، استحقاق، نقص/ شرم، ایثار و بازداری هیجانی» در مجموع توانستند 36 درصد از تغییرات نشانگان شخصیت مرزی را تبیین نمایند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که روابط موضوعی و طرحواره های ناسازگار، نقش مهمی در پیش بینی نشانگان مرزی دارند و در نظر گرفتن آن ها برای پیشگیری و درمان شخصیت مرزی، ضروری به نظر می رسد.
۷.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر بر تاب آوری و عزت نفس نوجوانان دارای علایم افسردگی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف : درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر، رویکرد نوظهوری به درمان می باشد که درمان شناختی- رفتاری (Cognitive-behavioral therapy یا CBT) را با روان شناسی مثبت نگر و درمان راه حل محور به بهترین وجه تلفیق کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر بر تاب آوری و عزت نفس نوجوانان دارای علایم افسردگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد انجام شد. بدین منظور، پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) در پنج مدرسه متوسطه اول پسرانه اجرا گردید. از بین دانش آموزانی که نمره افسردگی بالاتر از نمره برش کسب کردند و ملاک های ورود و خروج را داشتند، 34 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و 17 نفر به گروه آزمایش و 17 نفر به گروه شاهد (بدون مداخله) اختصاص یافت. مقیاس تاب آوری Connor و Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale یا CD-RISC) و مقیاس عزت نفس Rosenberg (Rosenberg Self-Esteem Scale یا RSES ) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر در گروه آزمایش انجام شد. در پایان، مقیاس های فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید. یافته ها: نمرات تاب آوری دانش آموزان گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری بیشتر بود. همچنین، درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر منجر به افزایش معنی دار نمرات عزت نفس دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد که درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر می تواند به عنوان رویکرد مؤثری جهت تقویت مؤلفه های عملکرد مثبت در نوجوانان دارای علایم افسردگی کاربرد داشته باشد و انجام پژوهش های بیشتر در آینده این موضوع را مشخص می کند.
۸.

اثربخشی توانمندسازی شناختی حالات ذهنی بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی توانمندسازی شناختی حالات ذهنی بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد بود . روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 30 نفر فرد وابسته به مواد با شرایط یکسان از نظر سن، تحصیلات، شغل و... انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. شرکت کنندگان به آزمون اکمن (بازشناسی بیان چهره ای هیجان) در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. گروه آزمایش تحت مداخله برنامه توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) قرار گفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد موثر است. در واقع برنامه ترمه بیان چهره ای هیجان را در افراد وابسته به مواد بهبود داده است. نتیجه گیری : بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان از برنامه توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) در تقویت بیان چهره ای هیجان افراد وابسته به مواد استفاده کرد.
۹.

اثربخشی مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محیط مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 97-1396 بود و از میان آن ها تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به روش تصادفی 10 نفر به گروه آزمایش و 10 نفر به گروه کنترل اختصاص یافت. برای غربالگری دانشجویان ازلحاظ اختلال اضطراب اجتماعی و تشخیص سایر اختلالات مصاحبه بالینی ساختاریافته (Structured Clinical Interview for DSM-4) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی (Social Phobia Inventory) استفاده شد. گروه آزمایش در طی 12 جلسه، هفته ای دو جلسه 30 دقیقه ای، به صورت فردی تحت VRET قرار گرفتند. پرسشنامه اجتناب و آشفتگی اجتماعی (Social Avoidance and Distress Scale) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله VRET در گروه آزمایش انجام شد. در پایان پرسشنامه فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که VRET بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مؤثر بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی این مدل درمانی بر کاهش علائم اضطراب اجتماعی بود. از این روش می توان به عنوان یک روش درمانی نوین در جهت درمان اختلال اضطراب اجتماعی و سایر اختلالات مشابه استفاده کرد.
۱۰.

تأثیرآموزش روانی فردی و آموزش روانی خانواده بر سطح سرمی لیتیوم و بیلی روبین خون بیماران دوقطبی نوع یک

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: هدف پژوهش حاضر عبارت از بررسی تأثیر درمان های مکمل آموزش روانی فردی و آموزش روانی خانوادگی بر بیماران دوقطبی نوع یک تحت درمان روانپزشکی، برای تنظیم شاخص های زیستی لیتیوم و بیلی روبین خون است. مقدمه: هدف پژوهش حاضر عبارت از بررسی تأثیر درمان های مکمل آموزش روانی فردی و آموزش روانی خانوادگی بر بیماران دوقطبی نوع یک تحت درمان روانپزشکی، برای تنظیم شاخص های زیستی لیتیوم و بیلی روبین خون است. روش: پس از وارسی معیارهای ورود و خروج یک نمونه 66 نفری از بیماران دچار اختلال دوقطبی نوع یک با شیوه هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی در سه گروه آموزش روانی فردی، آموزش روانی خانواده و گروه کنترل قرار داده شدند. دو گروه آزمایشی اول آموزش روانی فردی و خانوادگی را دریافت کردند، درحالیکه گروه کنترل ویزیت ساده با مشاور داشتند. سنجش متغیرهای لیتیوم و بیلی روبین با استفاده از کیت های آزمایشگاهی پارس آزمون در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. داده ها استخراج و  با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری برای گروههای تحقیق در ارتباط با سطح لیتیوم گروه ها بدست آمد. گروه آموزش روانی خانواده در پس آزمون به گونه معنادار میانگین  بالاتری از گروه کنترل از نظر میزان لیتیوم داشتند، در پیگیری دو ماهه نیز میانگین گروه آموزش روانی خانواده از گروه کنترل در  میزان لیتیوم بالاتر بود. نتیجه گیری: آموزش روانی فردی و خانوادگی می تواند سطح  لیتیوم خون بیماران دوقطبی را تنظیم نماید و  علایم ناشی از اختلال دوقطبی نوع یک بیماران را در کوتاه مدت و بلند مدت کنترل کند. درمان مکمل آموزش روانی فردی و خانوادگی در کنار درمان روانپزشکی روتین این بیماران توصیه می شود.    
۱۱.

رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی: نقش واسطه ای حرمت خود و حمایت اجتماعی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف این مطالعه، ارائه یک مدل برای نشان دادن رابطه هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی و نقش واسطه ای حرمت خود و حمایت اجتماعی در این رابطه بود.  جامعه پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان خواف بودند که تعداد 360 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های مهارت و صلاحیت هیجانی تکسیک، حرمت خود روزنبرگ و حمایت اجتماعی ادراک شده چند بُعدی زیمت و همکاران استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روشِ تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادندکه هوش هیجانی، حرمت خود و حمایت اجتماعی با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری دارند و حرمت خود و حمایت اجتماعی در رابطه بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی نقش واسطه ای دارند و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج حاکی از اهمیت و نقش هوش هیجانی، حرمت خود و حمایت اجتماعی در ارتقای پیشرفت تحصیلی است که باید مد نظر متخصصان و مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.
۱۲.

اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر عزت نفس افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر عزت نفس آشکار و ناآشکار مبتلایان به اختلال شخصیت خودشیفته انجام شد. در این پژوهش از طرح تجربی مورد منفرد از نوع خط پایه چندگانه استفاده گردید. نمونه این مطالعه شامل 3 مورد از مراجعه کنندگان به کلینیک مشاوره در شهر قزوین در سال 1395بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به این صورت که پس از پاسخگویی به سومین نسخه پرسش نامه بالینی چندمحوری میلون (MMPI-III)، توسط روانپزشک مورد مصاحبه تشخیصی قرار گرفته و مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) تشخیص داده شدند. ابتدا آزمودنی ها (2 زن و 1مرد) در مرحل ه خط پایه به پرسش نامه عزت نفس آشکار روزنبرگ (RSES) و مقیاس عزت نفس ناآشکار حرف-نام (NLT) پاسخ دادند. پس از ترسیم خط پایه داده ها، روند درمان طبق اصول طرح های تجربی تک آزمودنی دنبال شد و هر سه آزمودنی یکی پس از دیگری وارد طرح درمان شدند. طرحواره درمانی در 20 جلسه انفرادی 60 دقیقه ای به صورت هفته ای 2 جلسه اجرا شد و دوره پیگیری درمان، 1 ماه پس از پایان مداخله دنبال گردید. در پایان داده های بدست آمده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، تحلیل دیداری نمودارها با شاخص های روند، ثبات، درصد داده های غیرهمپوش (PND) و همپوش (POD) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که طرحواره درمانی درافزایش عزت نفس آشکار افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته موثر نبود ولی در افزایش عزت نفس ناآشکار آنها موثر واقع شد.بر اساس یافته های پژوهش حاضر، طرحواره درمانی ذهنیت مدار در بهبود و افزایش عزت نفس ناآشکار افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار است و می تواند در درمان علائم ناشی از عزت نفس پایین بیماران خودشیفته مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳.

اثربخشی گروه درمانی شناختی- تحلیلی بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه: تکانشگری عامل زیر بنایی و پیش بین کننده آسیب شناسی روانی و یکی از پایدار ترین ویژگی های اختلال شخصیت مرزی شناخته می شود. همچنین، تجارب تجزیه ای از برجسته ترین مؤلفه های این اختلال می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی _ تحلیلی  بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای در بیماران مرزی بود. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه این پژوهش 20 نفر از مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در زندان شهرستان سمنان بودند که توسط روانپزشک بر اساس مصاحبه بالینی ساختار یافته، آزمون چند محوری بالینی میلون-3  انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر)  و کنترل (10 نفر) گمارده شدند و مقیاس تکانشگری بارت و مقیاس تجارب تجزیه ای را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش تحت 16جلسه 120 دقیقه ای دو بار در هفته تحت گروه درمانی درمان شناختی- تحلیلی قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کواریانس بین گروهی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که درمان شناختی تحلیلی پس از 5 و10جلسه مداخله اثر معنی داری در کاهش تکانشگری و تجارب تجزیه ای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل نداشت، اما پس از  16 جلسه مداخله و دوره پیگیری یک ماهه اثر معناداری در کاهش این علائم مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج  پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی تحلیلی به شیوه گروهی، راهبردی مؤثر در بهبود علائم تکانشگری و تجارب تجزیه ای اختلال شخصیت مرزی می باشد و می توان از آن به عنوان روش درمانی مؤثر بهره برد.
۱۴.

اثر بخشی آموزش شناختی – رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: اضطراب امتحان یکی از دلایل اصلی افت تحصیلی و ضعیف شدن پایه تحصیلی دانش آموزان در مقاطع تحصیلی ابتدایی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش شناختی- رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان پسران مقطع راهنمایی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه مورد مطالعه دانش آموزان پسر پایه اول تا سوم مقطع راهنمایی شهرستان سنندج بودند.  تعداد60 نفر از دانش آموزان به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و به تصادف به دو گروه 30 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون در هر دو گروه اجرا شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت مداخلات شناختی – رفتاری قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ مداخله ی دریافت نکردند. یافته ها: مداخلات شناختی – رفتاری در کاهش اضطراب امتحان موثر بود. اندازه اثر در این تحقیق 0/31 به دست آمد. نتیجه گیری: آموزش شناختی– رفتاری شیوه ی موثر در کاهش اضطراب امتحان است. بنابراین از این مداخله می توان برای بهبود عملکرد تحصیلی در کلینیک ها استفاده نمود.
۱۵.

ویژگی های روان سنجی سیاهه تحول مثبت نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۶
هدف این ﭘﮋوﻫﺶ بررسی ویژگی های روان سنجی سیاهه تحول مثبت نوجوانان (آرنولد، نات، و مین هولد، 2012) بود. بدین منظور نمونه ای شامل 400 نفر از داﻧﺶآﻣﻮزان دوره دوم متوسطه دبیرستان های شهر تهران، بر اساس نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و به سیاهه تحول مثبت نوجوانان پاسخ دادند. ضریب آلفای کرونباخ و ضریب اعتبار بازآزمایی در کل نمونه به ترتیب 74/0 تا 83 /0 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد ساختار سیاهه برازش قابل قبول با داده ها دارد و همه شاخص های نیکویی برازش، مدل را تأیید کردند. هم چنین نتایج نشان دهنده روایی سازه و تأیید ساختار عاملی سیاهه بود. نتایج حاصل از بررسی اعتبار مرکب عامل مکنون مرتبه دوم این ضریب را برابر با 91/0 نشان داد، که نشان دهنده اعتبار مطلوب برای این عامل مرتبه دوم و کل سیاهه بود. یافته های پژوهش نشان می دهد که پرسشنامه تحول مثبت در جامعه دانش آموزان دوره دوم متوسطه ویژگی های روان سنجی قابل قبول دارد و می توان از آن به عنوان ابزار معتبر و روا در پژوهش های روان شناختی استفاده کرد.
۱۶.

اثربخشی آموزشی شکوفایی بر هیجان های مثبت، روابط، احساس معنی، پیشرفت و مجذوبیت پژوهشگران جوان و نخبگان

تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۷۵
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزشی شکوفایی بر مؤلفه های شکوفایی شامل هیجان های مثبت، روابط، معنا، مجذوبیت و پیشرفت پژوهشگران جوان و نخبگان است. طرح پژوهش به صورت شبه آزمایشی است که با بهره گیری از طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری را اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی در واحدهای شهر تهران در سال 1396- 1395 تشکیل داده اند. نمونه پژوهش را چهل نفر از اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان که در همه مؤلفه های شکوفایی نمره ای پایین تر از میانگین کسب کرده بودند، تشکیل می دهند. این چهل نفر به صورت تصادفی به دو گروه بیست نفره تقسیم شدند و با همین روش یکی از گروه ها به عنوان گروه آزمایش و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. پیش از شروع دوره آموزشی، هر دو گروه مقیاس شکوفایی باتلر و کرن (2015) را تکمیل کردند و سپس پروتکل آموزشی مداخلة شکوفایی، به گروه آزمایش طی هشت جلسة دو ساعته در دو روز آموزش داده شد. به گروه گواه در این زمینه آموزشی داده نشد. در پایان دوره، هر دو گروه دوباره پرسش نامه را تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره تحلیل شد.یافته ها نشان داد برنامة مذکور به طور معنی داری مؤلفه های شکوفایی گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل افزایش داده است. این برنامه می تواند در بهبود مؤلفه های شکوفایی (هیجان مثبت، مجذوبیت، روابط، معنا و پیشرفت) مؤثر واقع شود. جامعه ای می تواند به بالندگی و خودکفایی برسد که با ایجاد شرایط و امکانات لازم، زمینه پرورش و شکوفایی توانمندی ها و استعدادهای برتر را آماده کند؛ لذا استفاده از مداخلة شکوفایی با هدف ارتقای شکوفایی نخبگان توصیه می شود.
۱۷.

رابطه سیستم های مغزی-رفتاری و عواطف با اضطراب اجتماعی در دانشجویان

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش جهت بررسی روابط همبستگی بین میزان حساسیت سه سیستم مغزی رفتاری با شدت اضطراب اجتماعی انجام شده است. همچنین بررسی رابطه میزان عاطفه مثبت و منفی به عنوان واسطه، و اینکه در پیش بینی شدت اضطراب اجتماعی چقدر نقش دارند. روش: طرح این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است و از مسیریابی نیز برای بررسی روابط همبستگی بین متغیرها استفاده گردید. تعداد 409 نفر دانشجو، از دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سه پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانُور و همکاران، 2000)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس (واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس سیستم های مغزی رفتاری (کاروِر و وایت، 1994) را به صورت خودگزارشی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل ساختاری و با نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که سیستم بازداری رفتاری به صورت مستقیم با اضطراب اجتماعی رابطه معنادار دارد، همچنین به صورت غیرمستقیم از طریق عاطفه منفی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد. این سیستم با عاطفه مثبت، رابطه منفی و معنی دار دارد. سیستم روی آوری رفتاری نیز به طور غیرمستقیم و از طریق عاطفه مثبت می تواند بر اضطراب اجتماعی اثرگذار باشد. همچنین سیستم جنگ/گریز/بهت از طریق عاطفه منفی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد. عاطفه مثبت  و عاطفه منفی نیز هر دو با اضطراب اجتماعی رابطه معنی دار دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، سیستم های مغزی رفتاری با اضطراب اجتماعی رابطه دارند. از طرف دیگر تغییرات سطح عاطفه مثبت و منفی، می توانند در پیش بینی اضطراب اجتماعی موثر باشند.
۱۸.

اعتباریابی و پایایی سنجی مقیاس وجودی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اعتبار و پایایی مقیاس وجودی است تا از این طریق ابزاری برای ارزیابی در فرایند پژوهش، یا ارزیابی نتیجه درمان وجودی تهیه و مورد استفاده پژوهشگران و درمانگران قرار گیرد. روش: در پژوهش حاضر 500 معلم شاغل در مدارس تهران شرکت کردند. روش نمونه گیری از نوع خوشه ای تک مرحله ای بود؛ به منظور ارزیابی اعتبار ملاکی مقیاس وجودی، از پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد؛ همچنین به منظور ارزیابی پایایی بازآزمایی ابزار، مقیاس وجودی روی 10 درصد افراد نمونه به صورت تصادفی با فاصله زمانی دو هفته اجرا شد. یافته ها: نتایج بررسی اعتبار ملاکی نشان داد که همبستگی بین نمرات مقیاس وجودی با آزمون سلامت عمومی، منفی و معنادار است. نتایج تحلیل عاملی، به استخراج 4 عامل با ارزش ویژه بالاتر از 6/1 انجامید و 8 گویه نیز به دلیل بار عاملی ضعیف، حذف شدند. تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش خوب مدل 4 عاملی را نشان داد. آلفای کرونباخ 85/0 حاکی از بالا بودن همسانی درونی آزمون بود و ضریب پایایی نتایج آزمون- بازآزمون بعد از دو هفته نیز 88/0به دست آمد. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاضر نشان می  دهد که مقیاس وجودی در جامعه معلمان ایرانی دارای اعتبار و پایایی مناسبی بوده و میتوان از آن به عنوان یک ابزار جهت اندازه گیری عوامل وجودی در پژوهش ها و اقدامات بالینی بهره برد.
۱۹.

اثربخشی آموزش نوروفیدبک در بهبود کارکردهای اجرایی توجه و انعطاف پذیری شناختی دانشجویان ورزشکار

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: هدف مطالعه حاضر اثربخشی آموزش نوروفیدبک در بهبود کارکردهای اجرایی توجه و انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان ورزشکار بود. روش: بدین منظور 40 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه اول به عنوان گروه آزمایش، 16 جلسه آموزش نوروفیدبک (2 جلسه در هفته) دریافت کردند و گروه دوم (گواه) هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون رایانه ای توجه استروپ پیچیده و آزمون رایانه ای انعطاف پذیری شناختی ویسکانسین بود. داده های حاصل از پژوهش با روش تحلیل کواریانس تک متغیری و چند متغیری و با استفاده از نرم افزار spss.19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه آزمایش دارای برتری به لحاظ آماری (01/0p
۲۰.

مقایسه قلدری، قربانی، نزاع، اضطراب، استرس و افسردگی در دو گروه دختران با و بدون افکار خودکشی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه قلدری، قربانی، نزاع، اضطراب، استرس و افسردگی در دو گروه دختران با و بدون افکار خودکشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای می باشد. تعداد 300 نفر از دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی (پایه هفتم و هشتم) شهرستان پاکدشت به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه های افکار خودکشی، اضطراب، استرس، افسردگی و قلدری ایلی نویز را تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نمرات قربانی، قلدری، نزاع، استرس، اضطراب و افسردگی در دو گروه دختران با و بدون افکار خودکشی تفاوت معنی داری در سطح 0005/0p< وجود دارد. به این معنی که دختران با افکار خودکشی نمرات بالاتر در رفتارهای قربانی، قلدری، نزاع، استرس، اضطراب و افسردگی در مقایسه با گروه بدون افکار خودکشی به دست آوردند. در نهایت نتایج این پژوهش به نقش مهم متغیرهای قربانی، قلدری، نزاع، استرس، افسردگی و اضطراب بر افکار خودکشی اشاره کرده است. بنابراین با توجه به آسیب های جسمی- روان شناختی زمینه ساز قلدری پیشنهاد می-شود در جهت پیشگیری، ارتقاء میزان آگاهی معلمان، والدین و دیگر اولیاء مدرسه آموزش های کاربردی انجام شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان