محمدرضا فلسفی نژاد

محمدرضا فلسفی نژاد

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۳ مورد.
۱.

اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر کم میلی جنسی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
عدم تمایل به ارتباط جنسی در زنان، سبب بروز آسیب های روان شناختی و هیجانی متعدد در این افراد و کاهش رضایت زناشویی و افزایش فرسودگی زناشویی می شود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی_رفتاری بر کم میلی جنسی در زنان انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان با کم میلی جنسی شهر تهران در سال 1397 بود. در این پژوهش تعداد 24 زن دارای کم میلی جنسی با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه-های آزمایش و کنترل گمارده شدند (در هر گروه 12 زن). زنان حاضر در گروه آزمایش به مدت 8 جلسه طی دوماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان شناختی_رفتاری قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه تمایل جنسی (هالبرت، 1992) استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس مختلط با استفاده از نرم افزار آماری 23SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی_رفتاری بر کم میلی جنسی در زنان تأثیر معنادار دارد (p <0/001). بدین صورت که این درمان توانسته منجر به کاهش کم میلی جنسی در زنان شود.
۲.

شناسایی بهینه ترین مدل مبتنی بر توزیع لجستیک برای جایگزینی پرسش های بی پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۷
بی پاسخی چالشی اجتناب ناپذیر در برابر مطالعات بزرگ مقیاس است و می تواند از یک سو موجب اتلاف هزینه، زمان و نیروی انسانی درگیر در گردآوری داده ها شود و از سوی دیگر، مطالعه را از رسیدن به اهدافش به ویژه توزیع نمرات باز دارد. از این رو، روش های جایگزینی برای برآورد پاسخ پرسش های بی پاسخ ابداع شده اند تا امکان استنباط از یک مجموعه داده کامل شده را فراهم آورند. این مقاله از طریق شبیه سازی روی یک مجموعه داده واقعی بر اساس یک الگوی طرح آزمایش چندمتغیره، دقت سه مدل جایگزینی را شامل لُجیت های تراکمی، پاسخ مدرج و پرسش پاسخ تبیینی مورد ارزیابی قرار می دهد. یافته ها نشان می دهند که تحت بی پاسخی تصادفی، جایگزینی های هر سه مدل در حدی مطلوب قرار دارند هر چند جایگزینی های مدل پرسش پاسخ تبیینی همواره دقیق تر از دو مدل دیگر است. اگر بی پاسخی غیرتصادفی باشد، تنها در نرخ بی پاسخی 5 درصد به نتایج مطلوبی برای مدل پرسش پاسخ تبیینی دست خواهیم یافت و دقت دو مدل دیگر قابل پذیرش نیست. همچنین، یافته ها حاکی از آن هستند که جایگزینی پرسش های دارای بی پاسخی و محاسبه نمره کل فرد از ترکیب پاسخ های جایگزین شده و پاسخ های واقعی کم خطاتر از جایگزینی مستقیم نمره کل او است.
۳.

تأثیر آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳۹ تعداد دانلود : ۳۷۴
زمینه: بروز پرخاشگری در کودکانی که در مراکز بهزیستی زندگی می کنند، یک مشکل شایع است که نیاز به مداخلات مؤثر جهت درمان و پیشگیری دارد. پیرامون مداخلات جهت کاهش پرخاشگری کودکان پژوهش هایی انجام شده است، اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری پرداخته باشد، مغفول مانده است . هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی بر پرخاشگری کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی بود. روش: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان 7-5 سال تحت سرپرستی بهزیستی استان تهران در سال 1398 بود. نمونه 30 نفر از کودکانی بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی واحدی و همکاران (1387) و پرسشنامه تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (2009) و بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی (محمدی شمیرانی،1398) بود. برای کودکان گروه آزمایش، بسته آموزشی تاب آوری طی 14 جلسه و هر جلسه به مدت یک ساعت اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی به طور معناداری موجب کاهش پرخاشگری و مؤلفه های آن (کلامی، جسمانی، کنشی و پرخاشگری کل) به استثنای مؤلفه پرخاشگری رابطه ای در شرکت کنندگان گروه آزمایش شد (0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر جهت کاهش پرخاشگری کودکان مورد استفاده گیرد.
۴.

مطالعه چالش های نوجوانان کم توان ذهنی در کسب مهارت های خودتوانمندی

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: ناتوانی پدیده ایست جهانی که در طول تاریخ و در همه جوامع مطرح بوده و است به گونه ای که بر طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی 10 درصد از جمعیت جهان را ناتوانان جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی تشکیل می دهند؛ بنابراین بر متولیان و سیاستگزاران کلان حیطه کم توانی افراد ناتوان است که با اتخاذ تدابیر لازم بسترهای مناسبی را جهت ارتقاء سلامت روحی و روانی خانواده های دارای فرزندان با کم توانایی های ویژه را فراهم آورند. از این رو هدف پژوهش شناسایی چالش های نوجوانان کم توان ذهنی در کسب مهارت های خودتوانمندی بود. روش پژوهش: این پژوهش بر اساس ماهیت داده ها کیفی و از نوع نظریه مبنا است. شرکت کنندگان در این پژوهش، متخصصان و دست اندرکاران شاغل در مراکز آموزشی و نگهداری نوجوانان کم توان ذهنی، مادران و مراقبین که به صورت هدفمند در سال 1398 از شهر تهران انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات پژوهش از طریق مصاحبه 35 تا 45 دقیقه ای نیمه ساختاریافته انجام شد و با 15 متخصص و کارشناس و 10 مادر و مراقب به اشباع رسید. اطلاعات پژوهش با روش استرواس و کوربین تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که چالش های موجود در کسب مهارت های خودتوانمندی در نوجوانان کم توان ذهنی را می توان در قالب موضوعات ناآگاهی والدین، عدم پذیرش، محدودیت های اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی – سوء رفتار/ آزاردیدگی، احساس بی کفایتی، ناخودکارآمدی، حمایت های ناکافی تخصصی و رفاهی، نابرابری اجتماعی، عدم ضمانت اجرایی قوانین، نبودن مشاغل مرتبط با ناتوانی، کژ کارکردی های آموزشی و کمبود مربیان خبره دسته بندی کرد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، عدم آگاهی و اطلاعات بسیار کم در خصوص شناخت توانایی ها و پتانسیل های بالقوه این عزیزان در کسب مهارت های خودتوانمندی باعث ایجاد چالش های موجود بر سر راه این عزیزان برای رسیدن به این هدف شده است؛ از این رو توجه ویژه به نوجوانان کم توان ذهنی و بررسی دقیق چالش های پیش رو در جهت توانمند شدن و کسب مهارت، حائز اهمیت است که می تواند منجر به راهکارهایی برای افزایش مهارت های اجتماعی، مهارت های زندگی و در کل خودتوانمندی آنان شود.
۵.

تدوین و اعتباریابی روی آورد مداخله ای یکپارچه نگر برای خودآسیبی بدون خودکشی، دشواری تنظیم هیجان، رابطه مادر - دختری و افکار خودکار منفی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۵
زمینه: تاکنون مداخلات متعددی در زمینه خودآسیبی بدون خودکشی به عنوان بحران خاموش مدارس انجام شده است، با این حال پژوهشی که به تدوین و اعتباریابی روی آورد مداخله ای یکپارچه نگر بر خودآسیبی بدون خودکشی و پیامدهای مهم آن بپردازد، یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی روی آورد مداخله ای یکپارچه نگر بر خودآسیبی بدون خودکشی، دشواری های تنظیم هیجان، رابطه مادر - دختری و افکار خودکار منفی دختران نوجوان انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانش آموزان دوره اول و دوم متوسطه دارای خودآسیبی بدون خودکشی شهر اردبیل در سال تحصیلی 99-1398 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری زنجیره ای 32 شرکت کننده گزینش و به طور تصادفی در گروه های گواه و آزمایش جایگزین شدند. هر دو گروه به پرسشنامه های رفتارهای خودآسیب رسانی سانسون، ویدرمن و سانسون (1998)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004)، پرسشنامه افکار خودکار هولون و کندال (1980) و فرم مادر مقیاس رابطه ولی-فرزندی فاین، مورلند و شوبل (1985)، در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که روی آورد مداخله ای یکپارچه نگر بر کاهش دشواری تنظیم هیجان، بهبود رابطه مادر - دختر، کاهش افکار خودکار منفی و کاهش خودآسیبی بدون خودکشی دختران نوجوان مؤثر است (0/05> p ). نتیجه گیری: روی آورد مداخله ای یکپارچه نگر بر متغیرهای پژوهش اثربخش است و می تواند به عنوان مداخله مناسب توسط مشاوران مدارس و درمانگران برای نوجوانان دختر دارای خودآسیبی بدون خودکشی استفاده شود.
۶.

اثربخشی بسته آموزشی تاب آوری مبتنی بر بازی بر سازگاری اجتماعی کودکان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۶۸
زمینه و هدف: همواره در نظام رفاه کودک، به کودکان و نوجوانان تحت مراقبت به عنوان یک جمعیت شکننده و در معرض خطر توجه می شود؛ از اینرو مداخلات پیشگیرانه در جهت کاهش آسیب ها بسیار حائز اهمیت می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته آموزشی تاب آوری مبتنی بر بازی بر سازگاری اجتماعی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی بود. مواد و روش ها: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان ۷-۵ سال تحت سرپرستی بهزیستی استان تهران بودند. ابتدا ۵ مرکز به شیوه هدفمند انتخاب و سپس ۳۰ نفر از کودکان دارای ملاک های پژوهش با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه ۱۵ نفر). ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اختلال رفتاری کودکان راتر(۱۹۶۷)، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (۲۰۰۹) و بسته آموزش تاب آوری مبتنی بر بازی(محمدی شمیرانی، ۱۳۹۸) بود. گروه آزمایش، آموزش تاب آوری را به مدت ۱۴ جلسه ی ۶۰ دقیقه ای به صورت هفته ای دو جلسه دریافت کردند. به منظور تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، تحلیل کوواریانس چند متغییره و تک متغییره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری بر سازگاری اجتماعی و مولفه آن (بیش فعالی- پرخاشگری، اختلال کمبود توجه، ناسازگاری اجتماعی) تاثیر معناداری داشت(۰۱/۰p<) اما در مولفه های اضطراب- افسردگی و رفتار ضداجتماعی به طور معناداری موثر نبوده است(۰۵/۰ < p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده از این مطالعه به نظر می رسد می توان از بسته آموزشی تاب آوری برای افزایش سازگاری اجتماعی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی استفاده کرد.
۷.

تأثیر برنامه مهارت های زندگی (خودآگاهی، مقابله با استرس، همدلی) بر اساس فرهنگ بومی بر شادکامی و تاب آوری زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۶۴
هدف: این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی برنامه مهارت های زندگی (خودآگاهی، مقابله با استرس، همدلی) بر اساس فرهنگ بومی بر شادکامی و تاب آوری زنان مطلقه انجام شد. روش: روش پژوهش کمی از نوع نیمه آزمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه بین 30 تا 40 سال مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر کرمان در نیمه اول سال 1395 بود که از میان آن ها 30 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفره) جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و شادکامی آکسفورد (1989) استفاده شد. برنامه آموزشی طی 11 جلسه 90 دقیقه ای در گروه آزمایش اجرا و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت و نتایج با روش تحلیل کوواریانس موردتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر افزایش میزان شادکامی و تاب آوری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تأثیرگذار بوده است (01/0> p ). نتیجه گیری: براساس نتایج می توان گفت که برنامه مهارت های زندگی (خودآگاهی، مقابله با استرس، همدلی) مبتنی بر فرهنگ بومی، برنامه مناسب و کارآمدی برای زنان مطلقه است و اجرای آن می تواند بر شادکامی و تاب آوری این افراد مؤثر باشد.
۸.

اثربخشی بازی فکری بر سازگاری روانشناختی سالمندان مرد

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی فکری بر سازگاری روانشناختی سالمندی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را 30 نفر از سالمندان بازنشسته شهرداری خانه جهان دیدگان منطقه 5 شهر تهران در سال 1398 تشکیل دادند که در نمرات پرسشنامه سازگاری روانشناختی بل (1961) نمرات کمتر کسب کرده بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند . برای گروه آزمایش روش مداخله ای بازی های فکری به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد و نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بازی های فکری باعث بهبود سازگاری روانشناختی (80/34= F , 001/0= P ) و خرده مقیاس های سازگاری در خانه (61/31= F , 001/0= P ) ، سازگاری تندرستی (95/22= F , 001/0= P ) ، سازگاری اجتماعی (64/10= F , 003/0= P ) ، سازگاری عاطفی (78/13= F , 001/0= P ) و سازگاری شغلی (47/9= F , 005/0= P ) در سالمندان گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می رسد انجام بازی فکری، موجب بهبود سازگاری در سالمندان می شود؛ لذا پیشنهاد می شود از این روش ساده، کم هزینه و دارای قابلیت کاربرد آسان استفاده شود.
۹.

اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و نشخوار فکری سالمندان

تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۵۸
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر مشاوره گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و نشخوار فکری سالمندان مرد شهر اصفهان بود. روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را 30 نفر از سالمندان بازنشسته سازمان تامین اجتماعی شهر اصفهان در سال 1398 تشکیل دادند که در نمرات پرسشنامه نشخوار فکری نالن- هوکسما ومورو (1990) و کیفیت خواب پیتزبورگ (1989) نمرات بالا کسب کرده بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند . برای گروه آزمایش روش مداخله ای تکنیک های ذهن آگاهی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد و نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نشان داد که آموزش تکنیک های ذهن آگاهی باعث کاهش نشخوار فکری (007/0= P , 99/13= F ) و بهبود کیفیت خواب (001/0= P , 41/8= F ) در سالمندان گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد که کاهش کیفیت خواب باعث کاهش کیفیت زندگی سالمندان می شود؛ بنابراین آموزش روش هایی مثل ذهن آگاهی علاوه بر کاهش نشخوار فکری بتواند بر بهبود کیفیت خواب سالمندان مؤثر باشد .
۱۰.

تدوین برنامه آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر فرهنگ اسلامی برای زنان مطلقه: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۲۵۲
هدف: این پژوهش با هدف تدوین برنامه آموزش مهارت های زندگی (مهارت های خودآگاهی، مقابله با استرس و همدلی) مبتنی بر فرهنگ اسلامی در زنان مطلقه انجام شد. روش: روش پژوهش کیفی از نوع روایتی و استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر کرمان و متخصصان زوج درمانی این شهر است که 15 نفر از مراجعان و 10 نفر از متخصصان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه و پرسشنامه متخصصان استفاده شد و حجم نمونه بر اساس اشباع نظری مصاحبه ها انتخاب شد. داده ها بر اساس روش لینکلن و گوبا تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه آموزش مهارت های زندگی در قالب 3 محور اصلی خودآگاهی، همدلی و مقابله با استرس، 11 محور فرعی بود. مهارت خودآگاهی شامل آگاهی از خالق خود، آگاهی از معاد، قرب خداوند و شناخت وجود خود می شد. مهارت همدلی شامل زمینه سازهای فرعی خشنود ساختن، همدردی و عیادت، دید و بازدید و مراوده، و شاد بودن و شاد نمودن می شد. مهارت مقابله با استرس شامل کمک و یاری خداوند، دعا و یاد خداوند، و عبادات می شد. همچنین میزان روایی محتوایی این برنامه بر اساس روش لاوشه و مبتنی بر نظر متخصصان دارای نسبت روایی محتوایی ( CVR ) 80/0 بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت که برنامه آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر فرهنگ اسلامی برنامه مناسب و کارآمدی برای توانمندسازی زنان مطلقه در زندگی است.
۱۱.

رابطه ی نگرش و التزام عملی به نماز و تجارب معنوی با سلامت عمومی دانشجویان دختر دانشگاه تهران در سال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۵۱
سابقه و هدف: اجرای اوامر و فرائض دینی از جمله التزام عملی به نماز و تجارب معنوی یکی از راه های نجات بخش و رهایی از ناملایمات، ناراحتی ها و استرس های روزمره ی دانشجویان است. این مطالعه با هدف تعیین رابطه ی نگرش و التزام عملی به نماز و تجارب معنوی با سلامت روان در دانشجویان دختر دانشگاه تهران در سال 1396 انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دختر دانشگاه تهران بود که در سال 1396 تحصیل می کردند و نمونه ی پژوهش شامل 150 دانشجو بود که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه یی انتخاب شدند. ابزارهای گرد آوری اطلاعات عبارت بود از: پرسش نامه ی نگرش و التزام عملی به نماز، تجارب معنوی روزانه و سلامت عمومی گلدبرگ 28GHQ-. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از همبستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان استفاده شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که مقدار r در رابطه ی بین مؤلفه ی اثربخشی نماز در زندگی فردی و اجتماعی با مقدار 251/0-، توجه و عمل به مستحبات با مقدار 507/0-، التزام و اهتمام جدی برای انجام نماز با مقدار 373/0-، مراقبت و حضور قلب در نماز با مقدار 251/0- و نمره ی کل متغیّر التزام عملی به نماز با مقدار 401/0- با سلامت روان در سطح 05/0 به صورت منفی و معکوس معنادار بود. علاوه براین، مقدار r در رابطه ی بین مؤلفه ی احساس حضور خداوند با مقدار 498/0-، ارتباط با خداوند با مقدار 325/0-، احساس مسئولیت در قبال دیگران با مقدار 259/0- و تجارب معنوی با مقدار 474/0- با سلامت روان در سطح 05/0 نیز به صورت منفی و معکوس معنادار بود ( 657/0-). نتیجه گیری: التزام عملی به نماز در ایجاد بهداشت و سلامت روانى افراد نقش اساسى دارد. همچنین، نتایج تأیید کرد که مذهب کارکرد حمایتی از سلامت روان دارد و تجارب معنوی در پیشگیری از بیماری های روانی و تسهیل مقابله با بیماری و بهبودی آن سهیم است.
۱۲.

تاثیر مدل وزن دهی بر نمره کل سازی سوابق تحصیلی و رتبه بندی داوطلبان ورود به دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۳۵۳
هدف از پژوهش حاضر شناسایی وزن هریک از دروس سوابق تحصیلی و نمره کل سازی براساس رویکرد روانسنجی مدل پیوسته IRT و رویکردهای مبتنی بر نظر متخصصان تاپسیس و AHP، و همچنین مقایسه اثر مدل وزن دهی بر رتبه بندی و پایایی روش های وزن دهی و نمره کل سازی سوابق تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر ترکیبی بود. به منظور اجرای پژوهش در بخش اول 11 آیتم(دروس) سوابق تحصیلی از گروه متخصصان مورد نظرخواهی قرار گرفت و با استفاده از تکنیک های تاپسیس و AHP وزن دهی و اولویت بندی شد. در بخش دوم نمرات دروس نهایی سال سوم متوسطه داوطلبان و پذیرفته شدگان رشته های روانشناسی و مشاوره در دگروه علوم انسانی از سازمان سنجش دریافت شد و جهت برآورد نمرات تتا استفاده شد. به منظور مقایسه ی مدل های مختلف وزن دهی و نمره کل سازی، ابتدا گروه نمونه براساس نمرات حاصل از هر سه رویکرد رتبه بندی شده، و از لحاظ شاخص های پراکندگی و میزان تفاوت رتبه ها مقایسه شد. نتایج مقایسه سه رویکرد نشان داد بیشترین واریانس مربوط به روش نمره کل سازی با مدل پیوسته IRT است. نتایج تحلیل آماری مبنی بر آزمون ویل کاکسون جهت مقایسه متوسط رتبه ها نشان داد در حجم نمونه ی کم روش وزن دهی به هر سه روش نسبت به روش وزن های یکسان تفاوت معنادار در رتبه ها ایجاد می کند و بنابراین مدل وزن دهی در رتبه بندی داوطلبان در حجم نمونه کم تاثیر می گذارد. اما بین سه مدل وزن دهی تفاوت معناداری در رتبه بندی داوطلبان مشاهده نمی شود. همچنین نتایج نشان داد در حجم نمونه بالا(2000 نفر) روش وزن دهی به هر سه روش نسبت به روش وزن های یکسان تفاوت معنادار در رتبه ها ایجاد می کند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد نمرات بدست آمده از مدل پیوسته IRT نسبت به دو روش دیگر در رتبه بندی داوطلبان تاثیر متفاوتی می گذارد . نمرات روش IRT پایایی بالاتری نسبت به روش های مبتنی بر نظر خواهی از متخصصان دارد. با این وجود به نظر نمی رسد روش وزن دهی بر میزان پایایی نمرات تاثیر معناداری داشته باشد.
۱۳.

آسیب شناسی ارتباط با جنس متفاوت در شبکه های اجتماعی مجازی: یک مطالعه پدیدارشناسی با نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۵۷۳ تعداد دانلود : ۵۰۹
زمینه و هدف: گسترده شدن اینترنت و ایجاد شبکه های اجتماعی در بستر آن منجر به شکل گیری گروه های مختلف مجازی شده است. ارتباط با جنس متفاوت (Relationship with different sex) یکی از پدیده هایی است که از طریق فضای مجازی بسیار رایج شده به گونه ای که به دوران نوجوانی نیز تسری یافته است. هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت در شبکه های اجتماعی مجازی (Virtual social networks) بود تا درک عمیق تری از آن حاصل شود. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و به روش کولایزی (Colaizzi's method) صورت گرفت. نمونه پژوهش شامل 11 دانش آموز پسر 14 تا 16 ساله یکی از مدارس متوسطه منطقه 18 تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس ملاک های شرکت در پژوهش انتخاب شدند. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها منجر به شناسایی سه مفهوم اصلی تجربه ارتباط با جنس متفاوت، فساد جنسی، پیامدهای آسیب زا و 11 مقوله انگیزه ارتباط، الگوگیری ارتباط با جنس متفاوت، تنوع روابط، رقابت برای تصاحب کردن، تقویت رابطه، ارتباط جنسی، ترویج فساد جنسی، آسیب های جنسی، اجتماعی، فردی و 73 خرده مقوله شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد شبکه های اجتماعی مجازی سبب تسهیل هر چه بیشتر ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت و تقویت این روابط شده و زمینه را برای ارتباط آن ها در دنیای واقعی و پیامدهای آسیب زای آن فراهم می کند.
۱۴.

تدوین و اعتبار یابی الگوی مقابله ای مبتنی بر مؤلفه های معنایی-ارزشی زبان در پیشگیری از عود سوءمصرف کنندگان مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۴۰۱
هدف: این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی الگوی مقابله ای مبتنی بر مؤلفه های معنایی-ارزشی زبان در پیشگیری از عود سوءمصرف مواد شهر اصفهان در سال 1395 انجام شد. روش: روش پژوهش آمیخته بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل چندین نفر از سوءمصرف کنندگان مواد بودند که به شکل هدفمند انتخاب شدند. تعدادنمونه در این بخش بر اساس شیوه تئوری زمینه ای به اندازه ای انتخاب شد که مصاحبه ها به حالت اشباع برسد. پژوهشگر بعد از 15 مصاحبه به اشباع رسید یعنی از مصاحبه شونده یازدهم به بعد هیچ شاخص دیگری به عوامل تشکیل دهنده مؤلفه های معنایی-ارزشی زبان اضافه نشد. همچنین جامعه آماری در بخش کمّی شامل 30 نفر از سوءمصرف کنندگان مواد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. گروه آزمایش 9 جلسه 45 دقیقه ای مشاوره بر مبنای مؤلفه های معنایی-ارزشی زبان دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه عمیق بود که با تائیدیه گرفتن از اعضاء ضبط شد و بعد از انجام مطالعه مقدمانی بر روی چهار فرد، با در نظر گرفتن جمع بندی نظر چهار متخصص (روان شناس ومشاور) از روایی محتوایی اطمینان حاصل شد. در بخش کمّی به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه عود رایت (1993) استفاده شد. داده های گردآوری شده حاصل از بخش کیفی از طریق کدگذاری و در بخش کمّی از طریق تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد سوءمصرف کنندگان با هویت منفعل و تسلیم پذیر تحت تاثیر گفتمان حاکم در جامعه مصرف کنندگان به ساختار شکنی و از بین بردن هژمونی گفتمان حاکم در جامعه می پردازند و در جنگ (ضدیت و غیرت) با مراجع حاکم مثل خانواده، مشاور و راهنما به دال مرکزی خود که همان سرلوحه قرار دادن مصرف مواد است پناه برده و با شکل گرفتن دال تهی که همان دور شدن از صمیمیت، محبت و اعتماد است با ناکارآمدی، و بی کفایت شدن در جامعه به مصرف مجدد مواد و تثبیت معنای مصرف روی می آورند . ن تیجه گیری: مشاوره بر مبنای الگوی درمانی مبتنی بر مؤلفه های معنایی-ارزشی زبان در پیشگیری از عود سوءمصرف مواد تأثیر دارد .
۱۵.

تعیین روش بهینه شناسایی کارکرد افتراقی در سنجش انطباقی کامپیوتری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۲۸۹
زمینه: یکی از چالش های اساسی گذر از آزمون های مداد – کاغذی به انطباقی کامپیوتری عادلانه بودن است که ارزیابی آن در چارچوب کارکرد افتراقی ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی کارکرد افتراقی، ارزیابی عوامل مداخله گر در میزان آشکارسازی و معرفی روش بهینه مطالعه کارکرد افتراقی در سنجش انطباقی کامپیوتری بود. روش: با توجه به مسئله پژوهش از روش تجربی استفاده شد. گردآوری داده ها و دستکاری متغیرها با استفاده از روش شبیه سازی صورت گرفت. پاسخ های گروه نمونه 1000 نفری (گروه مرجع و کانونی با حجم یکسان 500 نفری) به بانک 55 سؤالی دوارزشی براساس مدل لجستیک سه پارامتری در 20 تکرار شبیه سازی شد. 15 سؤال بانک از نظر نوع و اندازه کارکرد افتراقی دستکاری شدند و اثر آزمون براساس تفاوت میانگین توانایی گروه های مقایسه تعیین گردید. آزمون انطباقی کامپیوتری 30 سؤالی با نرم افزار Firestar اجرا شد. تحلیل کارکرد افتراقی با روش رگرسیون لجستیک و آزمون نسبت درستنمایی صورت گرفت و روش ها براساس توان و خطای نوع اول مقایسه شدند. یافته ها: میزان خطای نوع اول روش آزمون نسبت درستنمایی کم تر از رگرسیون لجستیک بود. توان هر دو روش متاثر از نوع، مقدار کارکرد افتراقی و اثر آزمون بود. روش آزمون نسبت درستنمایی در شناسایی کارکرد افتراقی یکنواخت در هر دو موقعیت اثر و بدون اثر نسبت به روش رگرسیون لجستیک توان بیشتری داشته است و با افزایش شدت کارکرد افتراقی توان نیز افزایش یافته است. در ارزیابی کارکرد افتراقی غیریکنواخت تفاوتی بین روش ها مشاهده نشد و هر دو روش توان کمی داشتند. نتیجه گیری: با توجه به توان و میزان خطای نوع اول، روش آزمون نسبت درستنمایی رویکرد مطلوب در بررسی کارکرد افتراقی یکنواخت است، در حالی که ارزیابی کارکرد افتراقی غیریکنواخت مستلزم مطالعات تکمیلی می باشد.
۱۶.

تعیین نیمرخ های نوعی مقیاس هوشی وکسلر کودکان با استفاده از تحلیل نیمرخ مبتنی بر مقیاس بندی چندبُعدی (PAMS)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۸۰ تعداد دانلود : ۴۴۱
تفسیر نمرات و درک عمیق تفاوت های درون فردی آزمودنی ها مستلزم تحلیل نیمرخ می باشد که خود از چالش های جدی مطالعات حوزه روان سنجی است. هدف پژوهش بررسی تحلیل نیمرخ با استفاده از مقیاس بندی چندبعدی (PAMS) و کاربست آن در استخراج نیمرخ های زیربنایی آزمون هوشی وکسلر کودکان-4 بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی در منطقه 6 شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و تعداد 200 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از جامعه موردنظر انتخاب شدند و تمام خرده مقیاس های آزمون وکسلر کودکان-4 را تکمیل کردند. تحلیل نتایج با استفاده از رویه PAMS به استخراج سه نیمرخ تراکمی منجر شد که از معناداری برخوردار بودند و با توجه به کرانه های ابعادی آن ها نیمرخ سرعت پردازش در مقابل حافظه فعال، نیمرخ دانش واژگانی در مقابل هشیاری دیداری و نیمرخ استدلال ادراکی در مقابل درک و فهم کلامی نام گذاری شدند. استفاده از نیمرخ های به دست آمده از رویه PAMS در درک بهتر موقعیت های بالینی و تفسیر عمیق تر نتایج آزمون سودمند است. تلویحات کاربردی و بالینی با تکیه بر پارامترهای فردی مورد بحث قرار گرفت
۱۷.

کاربست رویکرد چندسطحی در تعیین نقش مولفه های ناکارآمد فراشناختی در گرایش دانش آموزان به مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۴۶۷
هدف از انجام این پژوهش، کاربست رویکرد چندسطحی درتعیین نقش مولفه های ناکارآمد فراشناختی مرتبط با گرایش به مصرف دانش-آموزان استان کرمان بود. روش این تحقیق همبستگی بود و برای انجام این تحقیق 1000 نفر از دانش آموزان استان کرمان با روش نمونه-گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های آمادگی اعتیاد زرگر، پرسشنامه فراشناختی ولز استفاده شد. نتایج رویکرد چندسطحی با استفاده از مدل آنووای یک راهه با اثرات تصادفی نشان داد که چهار مولفه (باورهای مثبت در مورد نگرانی، باورهای منفی در مورد نگرانی، اطمینان شناختی پایین و خودآگاهی شناختی) واریانس گرایش به اعتیاد را حدود 49 درصد در سطح مدرسه تبیین کرد. همچنین مدل عرض از مبدا تصادفی، 12 درصد از واریانس سطح دانش آموز را در گرایش به مصرف مواد تبیین می کنند، معناداری خی دو با مقدار 37/983 در سطح معناداری (P<0/001) در اینجا نشان دهنده تغییر معنادار مدل پوچ و مدل 1 است در پاسخ به این سوال که چقدر رابطه بین گرایش به سوءمصرف مواد و مولفه های سطح دانش آموزان در بین مدارس مشابه است از مدل کامل با متغیرهای سطح دانش آموز و مدرسه یعنی مدل 2 استفاده شد. در مدل 2 نتایج نشان داد که در سطح مدرسه میانگین باور مثبت و خودآگاهی شناختی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه معناداری دارد ولی میانگین اطمینان شناختی و باورمنفی با گرایش به سوءمصرف رابطه معناداری ندارد در حالی که در سطح دانش آموزان اطمینان شناختی و باورمنفی با گرایش به مصرف مواد رابطه معناداری در سطح (P<0/01) دارد. در مجموع می توان بیان داشت که در زمینه متغیرهای مرتبط با نمونه هایی که ماهیت آشیانه ای دارند، لزوم استفاده از همه سطوح در تحلیل داده ها الزامی است.
۱۸.

واکاوی علل عود در سوء مصرف کنندگان مواد بر اساس مؤلفه های معنایی – ارزشی زبان (تحلیل گفتمان موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۴۷۲
هدف : عوامل زیادی، سوءمصرف مواد را به یک موضوع پیچیده و چندبعدی تبدیل نموده است. یکی از این عوامل، عود و بازگشت به سوءمصرف مواد می باشد. روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی از نوع تحلیل گفتمان است. هدف از این تحقیق واکاوی علل عود در سوء مصرف کنندگان مواد بر اساس مؤلفه های معنایی – ارزشی زبان می باشد. در این مطالعه، با استفاده از روش تحلیل لاکلا و موفه مفصل بندی های خاص موجود در گفتمان مشخص شد. بر اساس این الگو توصیفات و قرائت های مشارکت کنندگان پیرامون علل عود با استفاده از مصاحبه ساختار نایافته جمع آوری شد. مشارکت کنندگان افراد خود معرف به مراکز درمانی شهر اصفهان بودند و حداقل دو بارسابقه ترک داشتند و به شکل هدفمند انتخاب شدند. بعد از 11 مصاحبه نمونه به حالت اشباع رسید. داده های موجود به روش تحلیل محتوا کدبندی شد. یافته ها: در این پژوهش مشخص شد: سوءمصرف کنندگان با هویت منفعل و تسلیم پذیر تحت تاثیر گفتمان حاکم در جامعه مصرف کنندگان به ساختار شکنی و از بین بردن هژمونی گفتمان حاکم در جامعه می پردازند و در جنگ (ضدیت و غیرت) با مراجع حاکم مثل خانواده، مشاور و راهنما به دال مرکزی خود که همان سرلوحه قرار دادن مصرف مواد پناه برده و با شکل گرفتن دال تهی که همان دور شدن از صمیمیت، محبت و اعتماد است با ناکارآمدی، و بی کفایت شدن در جامعه به مصرف مجدد مواد و تثبیت معنای مصرف روی می آورند. نتیجه گیری: عود یک فرایند منفی شامل بازگشت مجدد به مواد می باشدکه توسط 20 تا 90 درصد معتادان تجربه می شود. برای پیشگیری از عود مصرف مواد بهتر است در گفتمان های کلان جامعه و در نظام آموزشی، تربیتی و درمانی تغییراتی به وجود آورد.
۱۹.

شناسایی منابع وتجهیزات موثر در رتبه بندی و ارزشیابی عملکرد مدارس مقطع ابتدایی در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رتبه بندی ارزشیابی عملکرد منابع وتجهیزات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۳ تعداد دانلود : ۵۸۱
هدف این تحقیق شناسایی منابع و تجهیزات موثر در رتبه بندی و ارزشیابی عملکرد مدارس مقطع ابتدایی در استان کردستان بود. در این پژوهش چند جامعه آماری و چند روش نمونه گیری وجود داشت 1. جامعه منابع و محتوای مرتبط با موضوع، نمونه گیری از این جامعه با روش نمونه گیری هدفمند بود.2. جامعه متخصصان امر تعلیم وتربیت، برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد.3. جامعه معلمان، مدیران مدارس و کارشناسان مقطع ابتدایی، برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی استفاده گردید. روش تحقیق، آمیخته اکتشافی نوع توسعه ی ابزاری بود. ابتدا براساس روش تحقیق کیفی و تحلیل محتوای منابع مرتبط با موضوع و نظرخواهی از اساتید صاحب نظر به شناسایی مولفه های مهم منابع و تجهیزات موثر در رتبه بندی و ارزشیابی عملکرد مدارس مقطع ابتدایی پرداخته شد و درنتیجه تحقیق کیفی به تدوین ابزار اندازه گیری پرداخته شد. در مرحله کمی تحقیق، ابزار تدوین شده برای اندازه گیری نشانگرها بر روی نمونه 350 نفری از معلمان، مدیران و کارشناسان مقطع ابتدایی اجرا شد. برای تحلیل داده ها در روش کیفی از روش تحلیل محتوا و در مرحله کمی برای تحلیل داده ها از آزمون دو جمله و روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. نتایج تحلیل محتوا، نظرخواهی از متخصصان چهار مولفه امکانات آموزشی، ساختمان و کیفیت ساختمان مدرسه، منابع مالی، ایمنی و بهداشت را در رتبه بندی و ارزشیابی مدارس موثر دانسته اند.این نتایج در بخش آزمون مدل نیز مورد تایید قرار گرفت که مقدارRMSEA برابر با 07/0 و مقدار  CMIN برابر با 004/3 بود. مقدار پایایی ابزار تدوین شده با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با81/0 بود.
۲۰.

تدوین و اعتباریابی مدل علّی موفقیت تحصیلی در دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: موفقیت تحصیلی مدل علی هدایت تحصیلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۹ تعداد دانلود : ۷۶۰
زمینه: دستیابی به موفقیت در رشتة تحصیلی مهم ترین غایت آموزشی و تعیین نقش ویژگی های فردی و عوامل محیطی بر این سازه به منظور تدوین نظام جامع و مدونی در زمینة هدایت تحصیلی از ضروریاتی است که سودمندی مشاورة تحصیلی با محوریت عوامل زیربنایی موفقیت تحصیلی را تضمین می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی مدل علّی موفقیت تحصیلی در دبیرستان براساس عوامل فردی و محیطی مؤثر بر موفقیت در رشتة تحصیلی، تعیین سهم هر یک از این عوامل و مقایسه نوع و اهمیت آن ها به تفکیک رشتة تحصیلی بود. جامعة آماری عبارت بودند از کلیة دانش آموزان سال سوم دبیرستانهای شهر یزدکه در رشته های علوم تجربی، انسانی، ریاضی-فیزیک وفنی/هنرستان مشغول به تحصیل بودند. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علّی-مقایسه ای بود و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از جامعة مورد نظر تعداد 550 دانش آموز انتخاب شدند و پرسشنامه های موفقیت در رشتة تحصیلی، رغبت سنج تحصیلی-شغلی استرانگ (صادقی، 1390)، سنخ نمای مایزر-بریگز (1962) و آزمون هوش چندگانه گاردنر (پاشا شریفی، 1384) را تکمیل کردند. تحلیل نتایج با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری صورت پذیرفت. یافته ها: تحلیل نتایج براساس مدل های حاصله نشان داد اثرات مستقیم تمامی پارامترهای پنج گانه (هوش چندگانه، علایق، شخصیت، عملکرد تحصیلی و متغیرهای محیطی) در تمامی مدل ها معنادار بودند. در تمامی رشته های تحصیلی نقش علایق مهم ترین و متغیرهای محیطی و شرایط تحصیلی کم اهمیت ترین عوامل تلقی می شدند. همچنین در بین گروه های علوم تجربی و ریاضی نقش عامل عملکرد تحصیلی برجسته تر بود و پس از آن علایق و هوش چندگانه قرار داشتند. بحث و نتیجه گیری: در ارائة راهکارهای تحصیلی به دانش آموزان از سوی مدیران، معلمان و مشاوران مدرسه باید به سهم گوناگون متغیرهای محیطی و فردی در رشته های گوناگون توجه خاصی مبذول داشت. واژگان کلیدی: مدل علّی، موفقیت تحصیلی، هدایت تحصیلی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان