علوم روانشناختی

علوم روانشناختی

علوم روانشناختی دوره هجدهم زمستان (بهمن) 1398 شماره 83

مقالات

۱.

تأثیر تمرینات برایتونیک بر تعادل ایستا، پویا و عوامل روانشناختی در زنان بزرگسال

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۳۷
زمینه: حفظ تعادل بدن، الزامی اولیه برای فعالیت های حرفه ای و شخصی محسوب می شود و همچنین عدم تعادل و اختلال در الگوی راه رفتن از عوامل مؤثر در سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی بزرگسالان است. بر این اساس، آیا با استفاده از تمرینات برایتونیک می توان سلامت جسمانی و به طبع آن سلامت روانی و اجتماعی را بهبود بخشید؟ هدف: تأثیر تمرینات برایتونیک برتعادل ایستا، پویا و عوامل روانشناختی در زنان بزرگسال بود. روش: این تحقیق، نیمه آزمایش، با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این تحقیق زنان 30-50 ساله شهر تهران بودند که 26 نفر از زنان بزرگسال (30-50 سال) به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار عبارتند از:. برنامه تمرینی برایتونیک (دهقانی زاده، رحمتی ارانی و حیدری، 1397) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ و هیلر، 1979). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری t و آنالیز واریانس یک راهه انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین گروه های تحقیق از نظر تعادل ایستا وجود ندارد ولی در تعادل پویا بین گروه ها تفاوت معنی داری وجود داشت، گروه های تحقیق از نظر شاخص های اختلالات اجتماعی و افسردگی با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند، در حالی که از نظر اختلالات جسمانی، اضطراب و نمره کل عملکرد روانی با یکدیگر تفاوت معنی داری نشان دادند (0/001 P< ). نتیجه گیری: انجام تمرینات برایتونیک باعث بهبود تعادل پویا و برخی عوامل روانی مانند اضطراب و اختلالات جسمانی می شود و به عنوان راه کاری برای تقویت مهارت های جسمانی و روانی در زنان بزرگسال پیشنهاد می شود.
۲.

مقایسه سطوح تئوری ذهن و همدلی بین کودکان دارای اختلال فزون کنشی / کم توجهی و کودکان عادی

تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۹۳
زمینه: اختلال فزون کنشی / کم توجهی تأثیر نامطلوبی بر شناخت اجتماعی کودکان می گذارد. اما مسئله اصلی اینست آیا در بعد شناخت اجتماعی (سطوح تئوری ذهن و همدلی) بین کودکان دارای اختلال فزون کنشی / کم توجهی و کودکان عادی تفاوت وجود دارد. هدف: مقایسه سطوح تئوری ذهن و همدلی در دو گروه از کودکان دارای اختلال فزون کنشی / کم توجهی و کودکان عادی بود. روش: پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود، جامعه آماری شامل تمامی کودکان 6 تا 8 ساله دارای اختلال فزون کنشی / کم توجهی و کودکان عادی شهر تبریز بود. از این جامعه 50 کودک دارای اختلال و 50 کودک عادی به صورت نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند ابزار عبارتند از، پرسشنامه ی تئوری ذهن هوتچینز و همکاران (2008) و مقیاس همدلی شناختی و عاطفی کودکان: فرم درجه بندی والدین دادس و همکاران (2008). نتایج با روش آنالیز واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، مؤلفه های تئوری ذهن و همدلی درکودکان دارای اختلال فزون کنشی / کم توجهی بطور معنی داری کمتر از کودکان عادی بود (0/0001> p ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که سطوح تئوری ذهن و همدلی در کودکان عادی نسبت به کودکان دارای اختلال فزون کنشی / کم توجهی بالاتر است.
۳.

اثربخشی تأثیر آموزش گروهی توانش های تنظیم شناختی هیجان برکاهش ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی در مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک

تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه: اعتیاد و سوء مصرف مواد یکی از بارزترین آسیب های روانی و اجتماعی است که به راحتی می تواند بنیان زندگی فردی، خانوادگی و فرهنگی یک کشور را سست کند. پژوهش ها اثربخشی تنظیم شناختی هیجان بر متغیرهای مختلفی را نشان داده اند. اما مسئله این است که آیا تنظیم شناختی هیجان می تواند بر ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی در مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک تأثیرگذار باشد؟ هدف: این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش گروهی توانش های تنظیم شناختی هیجان بر کاهش ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی در مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده بهزیستی شهر رشت بودکه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه گواه (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار داده شدند. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله، به پرسشنامه های ولع مصرف مواد (رایت و همکاران، 1993) و مقیاس دلزدگی زناشویی (پاینز، 1996) پاسخ دادند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش تنظیم شناختی هیجان (گروس، 2002؛ به نقل از رحمانی و هاشمیان، 1395) دریافت کردند و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها باروش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش گروهی توانش های تنظیم شناختی هیجان به طور معناداری باعث کاهش ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی شده است (0/05 P< ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش توانش های تنظیم شناختی هیجان می تواند روی آورد مناسبی برای کاهش ولع مصرف و دلزدگی زناشویی در افراد وابسته به مواد محرک باشد.
۴.

نقش خودتفسیری و اهداف پیشرفت 2×3 در پیش بینی اضطراب آمار دانشجویان

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۲۴
زمینه: یکی از مهمترین دغدغه های اساتید آمار در دانشگاه ها این است که چگونه می توانند اضطراب آمار دانشجویان را کاهش و یادگیری آنها را در این درس افزایش دهند. اما مسئله اینست: آیا خودتفسیری و اهداف پیشرفت 2 ×3 می توانند اضطراب آمار دانشجویان را پیش بینی نمایند؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خود تفسیری و اهداف پیشرفت 2×3 در پیش بینی اضطراب آمار دانشجویان طراحی و انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگا ه خوارزمی واحد کرج در سال تحصیلی 98- 1397 تشکیل داد. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 203 نفر (128 دختر و 75 پسر) انتخاب، سپس به پرسشنامه های خودتفسیری (هاردین، لونگ و باوات، 2004) ، اضطراب آمار ( کرویس، کش و بلتون، 2011) و اهداف پیشرفت 2*3 (الیوت، موریاما و پکران، 2001) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان دادکه اهداف گرایش به خود و خود تفسیری وابسته بصورت منفی و معنادار و اهداف گرایش به دیگران و اهداف اجتناب از تکلیف بصورت مثبت و معنادار می توانند اضطراب آمار را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل از این مطالعه پیشنهاد می گردد، اساتید آمار در کلاس های درس خود دانشجویان را به سمت شایستگی های درون فردی سوق دهند، از ایجاد جو رقابتی در کلاس بپرهیزند و تدریس تیمی و مشارکتی را مورد استفاده قرار دهند.
۵.

طراحی و آزمون برنامۀ آموزش فلسفه برای والدین و اثربخشی آن با برنامۀ آموزش فلسفه برای کودکان در جهت گیری هدفی دانش آموزان دختر پایۀ ششم ابتدایی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
زمینه : جهت گیری هدفی در دانش آموزان از مسائل بسیار مهم است، اما مسئله اینست، آیا برنامه ی آموزش فلسفه برای والدین می تواند بر جهت گیری هدفی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی تأثیرگذار باشد؟ هدف : طراحی و آزمون برنامه ی آموزش فلسفه برای والدین و اثربخشی آن با برنامه ی آموزش فلسفه برای کودکان در جهت گیری هدفی دانش آموزان دختر است. روش : پژوهش از نوع نیمه آزمایشی (پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ دانش آموزان دختر مدارس دورۀ ششم ابتدایی و مادران آنان در شهر ایلام بود. 100 نفر از دانش آموزان به همراه مادرانشان به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامۀ جهت گیری هدف وندی ویل (1997)، و مک گریگور (2001) . تجزیه و تحلیل داده ها با روش (تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیره) انجام شد. یافته ها: برنامه ی آموزش فلسفه بر جهت گیری یادگیری، عملکرد گرایشی، عملکرد گریزی ، بلاتکلیفی تأثیر داشت (0/0001 > P ). نتیجه گیری : والدین و دانش آموزانی که در برنامه ی آموزش فلسفه شرکت کردند در جهت گیری هدف بهبود قابل ملاحظه ای نشان دادند.
۶.

نقش میانجی هیجان خواهی در رابطه بین خودنظم جویی هیجانی و هویت سردرگم با اعتیاد به بازی های ویدئویی - رایانه ای

تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۳۵۵
زمینه: با مطالعه پژوهش های انجام شده درباره اعتیاد به بازی های ویدئویی - رایانه ای، از یک سو، مشخص شد که تمامی متغیرهای مطرح شده در این پژوهش، یکجا مورد بررسی قرار نگرفته اند. از سوی دیگر، در این مطالعات به رابطه علی متغیر مستقل با وابسته پرداخته شده و مکانیسمی که از طریق آن متغیر مستقل بر وابسته تأثیرگذار بوده، مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین، سؤال این است که آیا هیجان خواهی می تواند در این رابطه نقش میانجی داشته باشد؟ هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی نقش میانجی هیجان خواهی در رابطه بین خودنظم جویی هیجانی و هویت سردرگم با اعتیاد به بازی های ویدئویی - رایانه ای در دانش آموزان پسر بود روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوره اول تهران در سال 98- 1397 بوده و حجم نمونه شامل 405 دانش آموز می باشد که از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های مقیاس اعتیاد به بازی های ویدئویی – رایانه ای (آنیوتاورن، 2008)، خودنظم جویی هیجانی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، هویت سردرگم (برونسکی، 1989) و هیجان خواهی (آرنت، 1992) به دست آمده و با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند که خودنظم جویی هیجانی و هویت سردرگم از یک سو، بر هیجان خواهی و از سوی دیگر، بر اعتیاد به بازی های ویدئویی – رایانه ای تأثیرگذار هستند. همچنین، هیجان خواهی بر اعتیاد به بازی های ویدئویی – رایانه ای تأثیر دارد (0/01 p˂ ). نتیجه گیری: افرادی که از خودنظم جویی هیجانی بیشتری برخوردارند و همچنین افرادی که از هویت سردرگم کمتری برخوردارند، میزان هیجان خواهی در آنها کاهش یافته و در نتیجه میزان اعتیاد به بازی های ویدئویی – رایانه ای در این افراد کاهش می یابد.
۷.

اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان یادگیری کودکان مبتلا به اختلال خواندن

تعداد بازدید : ۶۰۸ تعداد دانلود : ۵۱۳
زمینه: مرور پژوهش ها نشان از اثربخشی انواع بازی مهارتی و فکری به صورت جداگانه بر بهبود مهارت خواندن کودکان مبتلا به اختلال خواندن دارد؛ اما آیا تلفیق بازی مهارتی و فکری بر یادگیری کودکان اختلال خواندن اثربخش است؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان یادگیری در کودکان مبتلا به اختلال خواندن انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه کودکان دبستانی پایه سوم و دارای اختلال خواندن و نوشتن شهر تهران بود. 50 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، تعداد 30 کودک که دارای تراز بالایی در نارساخوانی بودند، به تصادف انتخاب و در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. هریک از کودکان گروه آزمایش، 12 جلسه بازی مهارتی - فکری لگو شروع با داستان توسط گروه لگوی آموزشی (2014) به همراه آگاهی واج شناختی را به طور گروهی، یک بار در هفته به مدت 60 دقیقه دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) که به صورت انفرادی اجرا شد. داده ها از طریق تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان یادگیری کودکان مبتلا به اختلال خواندن در گروه آزمایش (بازی مهارتی - فکری لگو) نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون افزایش یافته است (0/005≥ p ). نتیجه گیری : برآمدهای این پژوهش نشان داد، استفاده از بازی مهارتی - فکری لگو می تواند با پرورش قدرت تحلیل و حل مسأله، سرعت پردازش، آگاهی واجی، بهبود کارکردهای اجرایی، افزایش توجه، تقویت حافظه فعال و ادراک دیداری به عنوان یک سیستم یادگیری نوین منجر به بهبود یادگیری گردد.
۸.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر عملکرد جنسی مردان مبتلا به سرطان اصفهان

تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۳۳
زمینه: پژوهش های متعدد بر اثربخشی ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر درمان بیماران مبتلا به سرطان تأکید دارد. اما بین اثربخشی این دو درمان بر بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به سرطان تفاوت وجود دارد؟ هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین و مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر عملکرد جنسی بیماران سرطانی اصفهان بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه بود. از بین مردان مبتلا به سرطان شهر اصفهان، نمونه شامل 30 بیمار به صورت هدفمند مطابق با معیارهای پژوهش انتخاب شد و سپس 10 نفر در گروه ذهن آگاهی (کابات زین، 2003)، 10 نفر نیز در گروه پذیرش و تعهد (هیز و همکاران،2013) و 10 نفر هم گروه گواه به صورت تصادفی گماره شدند . ابزار مورد استفاده پرسشنامه سلامت جنسی مردان روزن و همکاران ( 2004 ) بود. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که هم آموزش ذهن آگاهی و هم درمان پذیرش و تعهد بر افزایش عملکرد جنسی مردان مبتلا به سرطان تأثیر معنی داری دارد (0/001> p ) ؛ اما بین اثربخشی دو گروه ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد تفاوت معنی دار نیست. نتیجه گیری: از مداخله های مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان پذیرش و تعهد می توان به منظور بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به سرطان استفاده کرد.
۹.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش - تعهد بر همجوشی شناختی، کیفیت زندگی و اضطراب دانش آموزان مبتلا به دیابت

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۰
زمینه: اضطراب از عواملی است که باعث به وجود آمدن مشکلاتی در همجوشی شناختی و کیفیت زندگی افراد مبتلا به دیابت می شود. اما مسئله اصلی اینست که آیاگروه درمانی مبتنی بر پذیرش - تعهد بر همجوشی شناختی، کیفیت زندگی و اضطراب دانشر آموزان مبتلا به دیابت تأثیر دارد؟ هدف: مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همجوشی شناختی، کیفیت زندگی و اضطراب دانش آموزان مبتلا به دیابت بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان مبتلا به دیابت شهر زاهدان تشکیل دادند. و نمونه پژوهش شامل 30 آزمودنی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند و به طور گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند سپس گروه آزمایش از طریق پروتکل مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد (قمیان و شعیری، 1393) 8 جلسه مداخله دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (۲۰۱۴)، مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب آشکار کودکان رینولدر و ریچموند (1978) و پرسشنامه کیفیت زندگی نوجوانان ایتگرسول و مارور (2004) مبتلا به دیابت بودند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با گروه گواه موجب بهبود همجوشی، کیفیت زندگی و اضطراب شده است (0/05 P< ). این نتایج در مرحله پیگیری تداوم داشته است. نتیجه گیری: درمان های روانشناختی مبتنی بر پذیرش و تعهد از طریق ایجاد تعهد درونی در افراد می توانند به بهبود علائم روانشناختی کمک کنند و پیامدهای روانی بیماری های جسمانی را کاهش دهند.
۱۰.

نقش میانجی گر حافظۀ کُنشگر و خودپنداره ریاضی در رابطۀ اضطراب ریاضی و عملکرد ریاضی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۲۹۶
زمینه: اضطرب ریاضی از عواملی است که عملکرد ریاضی دانش آموزان را مختل می کند، اما مسئله اینست، آیا حافظۀ کُنشگر و خودپنداشت ریاضی، با اضطراب ریاضی و عملکرد ریاضی دانش آموزان رابطه دارند؟ هدف: بررسی نقش میانجی گر حافظۀ کُنشگر و خودپنداشت ریاضی در رابطۀ اضطراب ریاضی و عملکرد ریاضی دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی، همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوس طه رشته تجربی شهرستان میبد در سال تحصیلی 98-1397 بود، 260 نفر به روش تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند ازمقیاس اضطراب ریاضی پلاک و پارکر (2004)، پرسشنامه حافظۀ کُنشگر والات ازووی، پارادات دیل و ازووی (2012)، پرسشنامه خودپنداشت ریاضی مارش (1990) و نمره درس ریاضی در پایان ترم. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: اضطراب ریاضی، عملکرد ریاضی دانش آموزان را به صورت منفی پیش بینی می کند (0/05 P< ). اضطراب ریاضی بر عملکرد ریاضی با نقش میانجی گر حافظۀ کنشگر و خودپنداشت ریاضی اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05 P< ). نتیجه گیری: حافظۀ کنشگر و خودپنداشت می توانند اضطراب ریاضی و عملکرد دانش آموزان را تحت تأثیر قرار دهند.
۱۱.

اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون

تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۳۰
زمینه: بروز بیماری های مزمن همچون پارکینسون، علاوه بر سلامت جسمی، کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مبتلایان را نیز با آسیب جدی مواجه می سازد. اما آیا درمان ذهن آگاهی به بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون کمک می کند؟ هدف: بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه ودوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل افراد مبتلا به بیماری پارکینسون شهر اصفهان در سه ماهه زمستان سال 1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 فرد مبتلا به بیماری پارکینسون با روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 بیمار در گروه آزمایش و 15 بیمار در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله درمان ذهن آگاهی (سیگل، 2010) را طی سه ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1994) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، 1980) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی (0/001 P< ). و بهزیستی روانشناختی (0/001 P< ). بیماران پارکینسون تأثیر معنادار دارد. میزان تأثیر بسته درمان ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون به ترتیب 68 و 67 درصد بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که درمان ذهن آگاهی با بهره گیری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت افزایش کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون شود.
۱۲.

مقایسه اثربخشی رویکرد والش و رویکرد اولسون بر الگوهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
زمینه: پژوهش های مختلفی کارآیی رویکرد والش و اولسون را در بهبود مؤلفه های مختلف ارتباطی و روانشناختی زوجین نشان داده اند. اما آیا رویکرد والش و اولسون منجر به بهبود الگوهای ارتباطی و کاهش دلزدگی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی می شود؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکرد والش و رویکرد اولسون بر الگوهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل زنان آسیب دیده خیانت زناشویی شهر تهران در سال 1396 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس و گمارش تصادفی استفاده شد. پس از انتخاب حجم نمونه و گمارش آنها در گروه های آزمایش و گواه، گروه های آزمایش مداخلات رویکرد والش (والش، 2006) و رویکرد اولسون (اولسون، 2011) را طی سه ماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه الگوهای ارتباطی (کریستنسن و سولاوای، 1984) و دلزدگی زناشویی (پاینز، 1996) بود. داده های به دست آمده توسط تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش دو رویکرد اولسون و والش بر الگوهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی مؤثر بوده است (0/001 P< ). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین اثربخشی و رویکرد اولسون و والش بر الگوهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی تفاوت معنادار وجود ندارد (0/05 P> ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که دو رویکرد اولسون و والش می تواند به عنوان روش هایی کارآ برای تغییر در الگوهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی به کار رود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۹