بیوک تاجری

بیوک تاجری

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روان شناسی سلامت، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی،کرج، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه: سواد سلامتبیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود. روش: در این مطالعه مقطعی و همبستگی 213 بیمار مبتلا به سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و بصورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و تاب آوری را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با تاب آوری رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان افزایش یابد، میزان تاب آوری در بیماران به طور معناداری افزایش می یابد. نتیجه گیری:به نظر می رسد تاب آوری نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد؛ بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.
۲.

تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر یکپارچه نگر برای ارتقاء ادراک پیری در سالمندان ایران

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
هدف : هدف از پژوهش حاضر تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر یکپارچه نگر برای ارتقاء ادراک پیری در سالمندان ایران بوده است. روش و ابزار: پژوهش حاضر یک پژوهش کمی نگر و نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش و گواه انجام پذیرفت. جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد بالای 60 سال در شهر تهران بودند؛ از بین جامعه آماری پژوهش، حدود 40 نفر (با در نظر گرفتن افت آزمودنی) که واجد ملاک های ورود باشند و همچنین علاقمندی به مشارکت در پژوهش داشته باشند به صورت در دسترس در سرای محله واقع در خیابان شیخ هادی انتخاب شدند. این 40 نفر به طور مساوی و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل، گمارده شدند. در این پژوهش از پرسشنامه ادراک پیری بارکر و همکاران (2007) استفاده شده است. افراد در گروه آزمایش به تعداد هشت جلسه 100 دقیقه ای، آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری را دیدند و گروه گواه هیچ آموزشی را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخص های میانگین، انحراف استاندارد و آزمون تحلیل کوواریانس به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان دادند که آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری می تواند بر میزان ارتقای ادراک پیری در سالمندان تأثیر معناداری گذاشته و میزان نمره کلی ادراک پیری را در این افراد به طور معناداری افزایش دهد. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری برای افراد سالمند سبب ارتقاء بازدهی آنها در جامعه و افزایش حس مثبت آنها نسبت به خود می شود. این تغییرات به طور تلویحی نیز سبب کاهش نرخ آسیب پزیری و شیوع اختلالات در این افراد می شود.
۳.

مقایسه اثربخشی آموزش گروهی شفقت و تئوری انتخاب بر احساس درماندگی آموخته شده و خودکارآمد پنداری دانش آموزان

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه: تحقیقات زیادی اثربخشی آموزش های شفقت و تئوری انتخاب بر احساس درماندگی آموخته شده و خودکارآمد پنداری د انش آموزان را نشان داده اند. اما کدامیک از این آموزش ها می تواند اثربخش تر باشد ؟ هدف: هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش گروهی شفقت و تئوری انتخاب بر احساس درماندگی آموخته شده و خودکارآمد پنداری دانش آموزان بود . روش: طرح این پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دختر 15-18 ساله شهر کرج تشکیل دادند که از میان آنها تعداد 45 دختر به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ( هر گروه 15 نفر ) گمارده شدند. معیارهای ورود شامل سن و مشغول به تحصیل بودن در مقطع متوسطه و معیارهای خروج شامل داشتن بیماری جسمی خاص یا مصرف داروهای روانپزشکی ضمن اجرای پژوهش بود. هریک از گروه های آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای یکی از ساختارهای آموزش گروهی شفقت (گیلبرت، 2010) و تئوری انتخاب (گلاسر، 2009) را دریافت کردند و گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس درماندگی آموخته شده کوینلس و نلسون(1988) و نیز مقیاس خودکارآمد پنداری شرر(1982) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس، تفاوت معناداری را بین گروه های آزمایش با یکدیگر و نیز با گروه گواه نشان داد. این تفاوت ها در احساس درماندگی آموخته شده (0/001> p ) و خودکارآمد پنداری (0/01> p ) معنی دار بودند. همچنین، اثربخشی آموزش تئوری انتخاب در مقایسه با آموزش شفقت بیشتر بود. نتیجه گیری: هر دو نوع آموزش گروهی توانستند بر کاهش احساس درماندگی آموخته شده و افزایش خودکارآمدپنداری دانش آموزان مؤثر باشند ولی آموزش تئوری انتخاب مؤثرتر از آموزش شفقت بوده است.
۴.

تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) بر احساس تنهایی و سبک های اسنادی همسران معتادین

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر هم وابستگی، احساس تنهایی و سبک های اسنادی همسران معتادین به اجرا در آمد. تحقیق حاضر طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود و از منظر هدف، تحقیق کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش در برگیرنده کلیه همسران معتادین تحت درمان در شهر تهران می باشد. نمونه پژوهش حاضر براساس نمونه گیری مبتنی بر هدف بر اساس نمونه گیری در دسترس شامل 30 نفر(برای هر گروه 15 نفر؛ یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی و 15 نفر نیز در گروه کنترل) بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هم وابستگی اسپن - فیشر (۱۹۹۱)، پرسشنامه احساس تنهایی، پرسشنامه سبک های اسناد و بسته درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بود و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بون فرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که با توجه به اینکه سطح معناداری از α کوچکتر است، همچنین با ملاحظه اینکه اثر پیش آزمون از طریق آزمون کوواریانس کتترل شده است، می توان نتیجه گرفت که در زمینه متغیر هم وابستگی، احساس تنهایی و سبک های اسنادی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معنادار موثر بوده است. همچنین با ملاحظه مجذور اتا هر سه متغیر، می توان نتیجه گرفت که مداخله آزمایشی منجر به تغییرات در گروه آزمایش شده است. پس درمان بر کاهش هم وابستگی و احساس تنهایی و تغییر سبک اسناد تاثیر داشت.
۵.

اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان یادگیری کودکان مبتلا به اختلال خواندن

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه: مرور پژوهش ها نشان از اثربخشی انواع بازی مهارتی و فکری به صورت جداگانه بر بهبود مهارت خواندن کودکان مبتلا به اختلال خواندن دارد؛ اما آیا تلفیق بازی مهارتی و فکری بر یادگیری کودکان اختلال خواندن اثربخش است؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان یادگیری در کودکان مبتلا به اختلال خواندن انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه کودکان دبستانی پایه سوم و دارای اختلال خواندن و نوشتن شهر تهران بود. 50 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، تعداد 30 کودک که دارای تراز بالایی در نارساخوانی بودند، به تصادف انتخاب و در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. هریک از کودکان گروه آزمایش، 12 جلسه بازی مهارتی - فکری لگو شروع با داستان توسط گروه لگوی آموزشی (2014) به همراه آگاهی واج شناختی را به طور گروهی، یک بار در هفته به مدت 60 دقیقه دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) که به صورت انفرادی اجرا شد. داده ها از طریق تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان یادگیری کودکان مبتلا به اختلال خواندن در گروه آزمایش (بازی مهارتی - فکری لگو) نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون افزایش یافته است (0/005≥ p ). نتیجه گیری : برآمدهای این پژوهش نشان داد، استفاده از بازی مهارتی - فکری لگو می تواند با پرورش قدرت تحلیل و حل مسأله، سرعت پردازش، آگاهی واجی، بهبود کارکردهای اجرایی، افزایش توجه، تقویت حافظه فعال و ادراک دیداری به عنوان یک سیستم یادگیری نوین منجر به بهبود یادگیری گردد.
۶.

رابطه ناگویی هیجانی با تمایزیافتگی شخصیتی و خودشیفتگی در دانشجویان افسرده ساکن در خوابگاه های مرکز شهر تهران در سال 1397

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ناگویی هیجانی با تمایزیافتگی شخصیتی و خودشیفتگی در دانشجویان افسرده ساکن در خوابگاه های مرکز شهر تهران بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان ساکن در خوابگاه های مرکز شهر تهران با تشخیص افسردگی در سال تحصیلی 1398-1397 بودند. حجم نمونه 100 نفر از این دانشجویان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های پرسشنامه ناگویی هیجانی بگبی، پارکر و تیلور (1994) ، تمایزیافتگی خود دریک، مورداک، مارسزالک و باربر (2015) ، خودشیفتگی راسکین و تری (1988) و افسردگی بک، استیر و براون (1996) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین ناگویی هیجانی با تمایزیافتگی شخصیتی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (0/01> P ) . بین ناگویی هیجانی با خودشیفتگی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (0/01> P ) . نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز آشکار کرد که 65/4% درصد از کل واریانس تمایزیافتگی شخصیتی و 59/1% درصد از کل واریانس خودشیفتگی به وسیله ابعاد ناگویی هیجانی تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ابعاد ناگویی هیجانی سهم معنادار در پیش بینی تمایزیافتگی شخصیتی و خودشیفتگی در دانشجویان افسرده دارند.
۷.

نقش میانجیگر وجدان در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد در افراد دچار درد مزمن

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر وجدانگرایی در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد مزمن بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام افراد دچار درد مزمن مراکز درمانی زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، بیمارستان های شهدای تجریش، لقمان حکیم، مدرس و دانشگاه علوم پزشکی تهران، کلینیک 16 آذر و کلینیک درد و استرس رویان در پاییز و زمستان سال 1397 به تعداد 2141 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با احتمال ریزش تعداد 410 نفر تعیین و به روش در دسترس انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های پنج عامل بزرگ شخصیت کاستا و مک کرا (1998)، خودکارامدی درد نیکولاس 1989، راهبردهای مدیریت درد روزنشتایل و کیف (1983)، آزمون تاب آوری کانر و دیویسون (2003) و ادراک درد مزمن کرنز، تورک، رودی (1985)، جمع آوری و بعد از حذف 70 پرسشنامه مخدوش، داده های 340 بیمار دچار درد مزمن با استفاده از معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پلاس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که خودکارامدی با باوجدان بودن (269/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (159/0 =β، 0001/0 =P)، مدیریت درد با باوجدان بودن (130/0 =β، 043/0 =P) و با ادراک درد (311/0 =β، 0001/0 =P)، تاب آوری با باوجدان بودن (39/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (316/0 =β، 0001/0 =P) و باوجدان بودن با ادراک درد (278/0 =β، 0001/0 =P) رابطه دارند و باوجدان بودن نقش میانجی را در خودکارامدی درد، مدیریت درد، تاب آوری با ادراک درد ایفا می کند. نتیجه گیری: در کنار درمان های پزشکی، رواندرمانگران می توانند که ادراک درد مزمن را با استفاده از عوامل وجدانگرایی، خودکارامدی، مدیریت درد و تاب آوری تغییر دهند.
۸.

جهت گیری زندگی، کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد مبتلا به لوکمی میلوئیدی و لنفوئیدی حاد

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: هدف از انجام مطالعه حاضر مقایسه جهت گیری زندگی، کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد مبتلا به لوکمی میلوئیدی و لنفوئیدی حاد است.روش: در این مطالعه 89 بیمار مبتلا به لوکمی حاد در طی مدت 13 ماه به روش نمونه گیری تمام شمار در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سال 1396 انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. جمع آوری داده ها به وسیله سه پرسشنامه جهت گیری زندگی، کیفیت زندگی (sf-36) و حمایت اجتماعی ادراک شده فلمینگ و همکاران انجام شد.یافته ها: بر اساس یافته های بدست آمده، ارزش F برای مؤلفه های جهت گیری زندگی در سطح 01/0 و برای مؤلفه های حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح 05/0  معنادار است. به عبارت دقیق تر بیماران مبتلا به لوکمی میلویدی در مقایسه با بیماران مبتلا به کوکمی لنفوئیدی خوش بین تر، از حمایت خانوادگی، کارکرد جسمی، انرژی/ خستگی، کارکرد اجتماعی، درد، سلامت عمومی و بهزیستی هیجانی بالاتری برخوردارند. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان دادند  که بین دو گروه مورد مطالعه در بعد خوش بینی جهت گیری زندگی و ابعاد کارکرد جسمی، انرژی/خستگی، کارکرد اجتماعی، درد، سلامت عمومی و بهزیستی هیجانی کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده از طرف خانواده تفاوت معنادار وجود داشت و نوع بیماری می تواند در عوامل روانی-اجتماعی موثر باشد از این رو باید مورد تامل قرار گیرند
۹.

اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان تنش تعامل والد - کودک درکودکان دارای اختلال یادگیری

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه: تحقیقات اثربخشی بازی ها را بر متغیرهای مختلفی چون توانش های اجتماعی، ارتباطی و کاهش انزوا در کودکان دارای اختلال یادگیری را نشان داده اند. اما تعیین اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر تنش تعامل والد - کودک مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر بازی مهارتی - فکری لگو بر تنش تعامل والد - کودک در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد. روش: از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری، شامل تمامی کودکان دبستانی پایه سوم و دارای اختلال یادگیری خواندن و نوشتن شهر تهران بود. 50 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، تعداد 30 کودک که دارای تراز بالایی در تنش والد - کودک بودند، به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. کودکان گروه آزمایش، 12 جلسه بازی مهارتی - فکری لگو شروع با داستان توسط گروه لگوی آموزشی (2014) همراه آگاهی واج شناختی را به طور گروهی، یک بار در هفته به مدت 60 دقیقه دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل شاخص تنیدگی والدین توسط آبیدین (1990) بود. یافته ها: یافته های کواریانس تک متغیره نشان داد بازی مهارتی - فکری لگو با 95% اطمینان بر میزان تنش تعامل والد - کودک (39/65 F= ، 0/05 P< ) در والدین کودکان دارای اختلال یادگیری نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون اثربخش است. نتیجه گیری: بازی لگو با پرورش حل مسأله و روابط اجتماعی به کاهش مشکلات کودک، افزایش حس صلاحیت و اداره ی والدینی منجر شد و به عنوان یک سیستم یادگیری نوین برای کاهش تنیدگی در روابط والد - کودک معرفی گردید.
۱۰.

پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس شیوه های حل مسئله و کیفیت زندگی در کارکنان دانشگاه

کلید واژه ها: فرسودگی شغلی سبک های حل مسئله کیفیت زندگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۴۶۲
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس شیوه های حل مسئله و کیفیت زندگی در کارکنان دانشگاه به اجرا در آمد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه کارمندان شاغل در بخش آموزش دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در سال تحصیلی 95-96 بود. نمونه ای به تعداد 100 نفر از کارمندان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ملاکهای خروج سابقه شغلی بیش از 5 سال و نداشتن مسوولیت بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلاچ (1986)، پرسشنامه حل مساله هپنر و پترسن (1982) و آزمون کیفیت زندگی بود و تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون آماری رگرسیون چند متغیره صورت گرفت. یافته ها نشان داد که با اطمینان 95 درصد، فرسودگی شغلی با سبک های حل مسئله و کیفیت زندگی همبستگی وجود داشت. لذا فرضیه پژوهش تایید شد. همچنین، سبک های حل مسئله و کیفیت زندگی در سطح 0.05 قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی در کارکنان بود. پس می توان نتیجه گیری کرد که در محیط های آموزشی دانشگاهی می توان با آموزش سبک های سالم حل مسئله و بالا بردن کیفیت زندگی به احتمال زیاد، سطح فرسودگی شغلی کارکنان را کاهش داد.
۱۱.

نقش میانجی رضایت از زندگی در رابطه بین عوامل شخصیت و اضطراب مرگ در سالمندان

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه و هدف : جمعیت رو به رشد سالمندان و مسایل و نیازهای خاص آنان، انجام بررسی های بیشتر را ضروری می سازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی رضایت از زندگی در ارتباط بین عوامل شخصیت و اضطراب مرگ در سالمندان انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری تحقیق را همه سالمندان (افراد بالای 60 سال) ساکن شهرستان های استان آذربایجان غربی تشکیل داد که از میان آنان، 234 نفر(150 مرد و 84 زن) به شیوه در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب مرگ Templer (Templer Death Anxiety Scale یا TDAS)، مقیاس رضایت از زندگی (Satisfaction with Life Scale یا SWLS) و مقیاس پنج عاملی NEO (NEO Five-Factor Inventory یا NEO-FFI) جمع آوری گردید. در نهایت، داده ها در نرم افزارهای SPSS و SmartPLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط منفی و مستقیمی بین هر یک از متغیرهای توافق و رضایت از زندگی با اضطراب مرگ مشاهده شد. هر یک از متغیرهای روان رنجورخویی و باوجدان بودن نیز با اضطراب مرگ رابطه مستقیم و مثبتی داشت. بر اساس یافته ها، روان رنجورخویی، برون گرایی، انعطاف پذیری و توافق، به صورت غیر مستقیم و با واسطه رضایت از زندگی، با اضطراب مرگ رابطه معنی داری را نشان داد. نتیجه گیری: رضایت از زندگی در ارتباط با هر یک از عوامل روان رنجورخویی، برون گرایی، انعطاف پذیری و توافق با اضطراب مرگ در سالمندان نقش میانجی گری ایفا می کند. بنابراین، افزایش رضایت از زندگی با کاهش اضطراب مرگ در سالمندان همراه است. همچنین، نتایج به دست آمده تأییدی بر مفروضه های نظریه Erikson مبنی بر رابطه رضایت از زندگی و پذیرش واقعیت مرگ در سالمندی می باشد.
۱۲.

رابطه سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم

کلید واژه ها: سبک زندگی الگوهای تغذیه عزت نفس سلامت روان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی پزشکی و بهداشت
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۳۸
زمینه و هدف: سلامت روانی و عزت نفس پدیده های روانشناختی هستند که از دیرباز مورد توجه روانشناسان، پزشکان و عالمان دینی بوده و متاثر از مجموعه ای از عوامل اجتماعی و شناختی است. هدف کلی این پژوهش تعیین رابطه بین متغیرهای سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران درسال 1396 بود. روش در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که با ر وش نمونه گیری چندمرحله ای،  با همکاری140 دانش آموز دختر مقطع دبیرستان شهر تهران که در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ شاغل به تحصیل بودند، انجام شد، از پرسشنامه های سبک زندگی میلر و اسمیت، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، پرسشنامه بسامد خوراک و مقیاس سلامت عمومی گلدبرگ ( GHQ ) استفاده شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که با روشهای آماری تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه  و آزمون z  فیشر ، تحلیل داده ها انجام شده است. یافته ها: بین متغیرهای عزت نفس و الگوهای تغذیه ای در سطح 05/۰ به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین عزت نفس و  سبک زندگی و سلامت روان در سطح 01/۰ به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. بین سبک زندگی و سلامت روان به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. متغیرهای سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای به لحاظ آماری می توانند، متغیر عزت نفس را پیش بینی کنند. با توجه به اینکه ضریب بتای متغیر سبک زندگی (506/0-) بیشتر است، بنابراین سبک زندگی بیشتر از الگوهای تغذیه ای، عزت نفس را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: تغذیه مناسب و متنوع و انجام رفتارهای بهداشتی سالم از اساسی ترین پایه های سلامت دانش آموزان می باشد. طراحی وبرنامه ریزی صحیح آموزشی ومناسب درجهت شیوه زندگی سالم وبهداشت فردی برای دانش آموزان ضروری به نظر میرسد.
۱۳.

نقش میانجی گر عزت نفس در رابطه بین چشم انداز زمان و کیفیت زندگی

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر عزت نفس در رابطه بین چشم انداز زمان و کیفیت زندگی دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس در سال تحصیلی 95-1394 به تعداد 35000 نفر بود. به روش نمونه برداری چندمرحله ای 251 نفر از میان دانشجویان رشته برق و کامپیوتر دانشکده فنی و مهندسی و دانشجویان رشته مدیریت و زبان دانشکده علوم انسانی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه کوتاه پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی ۱۹۹۶؛ سیاهه چشم انداز زمان زیمباردو و بوید (1999) و عزت نفس آیزنک ۱۹۷۶ بود. داده ها از طریق روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که عزت نفس اثر ابعاد چشم انداز زمان گذشته منفی (180/0-=β، 001/0=P) و چشم انداز زمان حال قضا و قدری (088/0-=β، 042/0=P) بر کیفیت زندگی را به صورت منفی و اثر ابعاد گذشته مثبت چشم انداز زمان (156/0=β، 001/0=P) و آینده چشم انداز زمان (134/0=β، 001/0=P) را بر کیفیت زندگی به صورت مثبت میانجی گری می کند. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود دست اندرکاران با تدوین برنامه هایی به والدین آموزش دهند که به اولویت بندی فرزندان خود در انتخاب چشم انداز زمان به ویژه چشم اندازهای متعادل تر و همین طور برنامه ریزی ها، هدف بندی ها و عزت نفس آن ها توجه کنند.
۱۴.

مقایسه عملکرد پیش بینی با شرایط انسداد زمانی در تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه

کلید واژه ها: عملکرد پیش بینی انسداد زمانی تکواندو نخبه ادوب پریمیر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی آموزش و پژوهش در روانشناسی ورزشی
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۹۸
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد پیش بینی با شرایط انسداد زمانی تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه تکواندوکاران مرد بزرگسال در سال (1394) تشکیل دادند که از میان آن ها 20 نفر انتخاب شدند. از فرم ثبت داده ها و خطاها، نرم افزار شنیداری دیداری ادوب پریمیر و نرم افزار مخزن تصاویر به عنوان ابزار استفاده گردید. تصاویر با انسداد زمانی مشخص (050/0، 100/0 و 150/0 ثانیه) جهت تشخیص و پاسخ به آزمودنی ها ارائه شد. یافته ها نشان دهنده تفاوت معنادار در میانگین پیش بینی تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه در شرایط انسداد می باشد. همچنین، پیش بینی در (050/0) ثانیه قبل از ضربه، بهترین زمان جهت تشخیص نوع ضربه است. می توان گفت که با افزایش زمان پیش از ضربه از (050/0) ثانیه به (150/0) هزارم ثانیه، خطای پیش بینی تکواندوکاران غیرنخبه به طور معناداری بیشتر از تکواندوکاران نخبه می شود.
۱۵.

اثر بخشی درمانگری شناختی رفتاری بر میزان وسوسه، نگرش و سازش پذیری معتادان به شیشه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش درمان شناختی- رفتاری بر وسوسه، نگرش و سازش پذیری معتادین به شیشه بود. روش: در این طرح آزمایش با اندازه گیری مکرر ترکیبی، پس از مصاحبه با روان پزشک و اجرای آزمون مصاحبه بالینی ساخت یافته برای اختلالات شخصیت و در نظر گرفتن جوانب ریزش، تعداد 36 بیمار با تشخیص وابستگی به شیشه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه اختصاص داده شدند. همه آزمودنی ها، قبل از شروع درمان (مرحله پایه) و 90 روز پس از پایان درمان(پیگیری) با استفاده از فرم ثبت روزانه وسوسه پرسشنامه بهر هیجانی بار-اُن و نگرش نسبت به مواد، مورد مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادی تحت آموزش قرار گرفت. از طریق خودسنجی در شروع هر جلسه درمانی دفعات لغزش، وسوسه و پرهیز(خویشتن داری) آنها سنجیده شد. آزمودنی های گروه آزمایش در جلسه ششم و دوازدهم نیز پرسشنامه های پژوهش سنجیده شدند. از طریق خودسنجی در شروع هر جلسه درمانی دفعات وسوسه آنها سنجیده شد. گروه کنترل در این مدت درمان روان شناختی دریافت نکرد. داده ها به کمک آزمون t همبسته، روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش از وجود تفاوت معنادار بین میانگین ها در کلیه مراحل مداخله و بین مراحل خط پایه و پیگیری دارد و در آزمون فرضیه ها دو گروه آزمایشی و کنترل، از نطر توانایی تحمل استرس، سازش پذیری و سطح اضطراب تفاوت معنادار دارند. نتیجه گیری: درمان شناختی رفتاری بر کاهش وسوسه، تغییر نگرش و افزایش سازش پذیری معتادین موثر است.
۱۶.

اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر شادکامی و نگرش معتادین به مت آمفتامین

کلید واژه ها: شادکامی نگرش مت آمفتامین مهارت حل مسئله

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۲۹۵
هدف: یکی از شکایت های اصلی معتادین در حال ترک اعتیاد، کسالت و ملالت است و این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت حل مسئله بر افزایش شادکامی و تغییر نگرش معتادین تحت درمان شهر تهران صورت گرفت. روش: با استفاده از یک طرح آزمایشی، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 36 معتاد انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله و پیگیری سه ماهه با آزمون شادکامی آکسفورد و نگرش نسبت به مواد، مورد انداره گیری قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش تحت آموزش مهارت حل مسئله قرار گرفتند. نتایج با تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بن فرنی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: با ملاحظه مجذور اتا (28/0)، سطح شادکامی گروه آزمایشی که از آموزش مهارت برخوردار بودند، پس از شرکت در درمان افزایش نشان داد. می توان نتیجه گرفت که مداخله آزمایشی منجر به تغییراتی در گروه آزمایش شده که 28/0 کل تغییرات ناشی از عمل آزمایشی بوده است و با اطمینان 99% بین میانگین های گروه آزمایشی در سه مرحله اندازه گیری یا مراحل مداخله تفاوت آماری معناداری وجود دارد. در زمینه نگرش نسبت به مواد آموزش مهارت حل مسئله به طور معنادار موثر بوده است (مجذور اتا= 51/0) و نگرش گروه آزمایشی که از آموزش مهارت حل مسئله برخوردار بودند، پس از شرکت در جلسات تغییر نشان داده است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت حل مسئله موثر بوده و سطح شادکامی و نگرش گروه آزمایشی که از آموزش مهارت برخوردار بودند، پس از شرکت در درمان تغییر مثبت نشان داده است.
۱۷.

بررسی تأثیر درمان شناختی رفتاری بر پرهیز، وسوسه، عود، و تغییر نگرش معتادین به شیشه

کلید واژه ها: عود درمان شناختی - رفتاری نگرش وسوسه پرهیز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۷ تعداد دانلود : ۷۶۳
زمینه: شیوع روز افزون مصرف ماده محرک شیشه و درمان موثر اعتیاد به این ماده، یکی از دغدغه های اصلی متخصصین این حوزه است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان شناختی رفتاری بر میزان پرهیز، وسوسه، عود و تغییر نگرش معتادین به شیشه است. روش: در این طرح شبه آزمایشی، 36 بیمار با تشخیص وابستگی به شیشه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار داده شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفتند. آزمودنی های هر دو گروه توسط مصاحبه ساخت یافته شخصیت، پرسشنامه نگرش نسبت به مواد، قبل از شروع درمان (مرحله پایه)، جلسه ششم، دوازدهم و 90 روز پس از پایان درمان (پیگیری) مورد ارزیابی قرار گرفتند. از طریق خودسنجی در شروع هر جلسه درمانی دفعات لغزش، وسوسه و پرهیز سنجیده شد. گروه کنترل در این مدت درمان روان شناختی دریافت نکرد. داده ها به کمک آزمون t همبسته، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس دو طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معنادار بین میانگین ها در کلیه مراحل مداخله و بین مراحل خط پایه و پیگیری مشاهده شد و در آزمون فرضیه ها گروه آزمایشی پرهیز بیشتر، وسوسه و عود کمتر و تغییر نگرش نسبت به ماده محرک شیشه نشان دادند. پس فرضیه های تحقیق تأیید شد. بحث و نتیجه گیری: میزان پرهیز، وسوسه، لغزش و عود و نگرش مثبت گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل در تمام مراحل مداخله پایین تر بود، پس رویکرد شناختی رفتاری در درمان اعتیاد به شیشه مؤثر است.
۱۸.

اثربخشی آموزش مهارت های شناختی رفتاری بر نگرش، افسردگی و خلق عمومی معتادین به شیشه

کلید واژه ها: افسردگی نگرش خلق شیشه مهارت های شناختی رفتاری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی وضع رفتار و عقاید
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۳۳۰
هدف پژوهش حاضر، تبیین اثربخشی آموزش مهارت های شناختی رفتاری بر نگرش، افسردگی و خلق عمومی معتادین به شیشه می باشد. بدین منظور، در یک طرح آزمایشی با اندازه گیری مکرر، 36 بیمار با تشخیص وابستگی به شیشه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار داده شدند. گروه آزمایشی طی 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفت. آزمودنی های هر دو گروه توسط مصاحبه ساخت یافته شخصیت (SCID)، پرسشنامه نگرش نسبت به مواد، افسردگی بک و پرسشنامه بهر هیجانی، قبل از شروع درمان(مرحله ارزیابی)، جلسه ششم، دوازدهم و 90 روز پس از پایان درمان مورد ارزیابی قرار گرفت. گروه کنترل در این مدت درمان روان شناختی دریافت نکرد. داده ها به کمک آزمون t همبسته، روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آنالیز واریانس دو طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر طبق داده ها و یافته ها، از نظر متغیرهای پژوهش بین میانگین های دو گروه آزمایشی و کنترل در مرحله پیگیری تفاوت معنادار آماری وجود دارد. یعنی، در مرحله پیگیری گروهی که از درمان شناختی رفتاری برخوردار بودند در مقایسه با گروه کنترل که درمانی دریافت نکردند، تغییر نگرش، افسردگی و خلق عمومی از خود نشان دادند و فرضیه های پژوهش تایید شد. نتایج نشان داد آموزش مهارت های شناختی رفتاری تغییر نگرش، کاهش افسردگی و بهبود خلق عمومی را در پی دارد
۱۹.

بررسی رابطه استرس، نگرش مذهبی و آگاهی با پذیرش کودکان پسر کم توان ذهنی در مادران

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی تعامل روانشناسی و دین
تعداد بازدید : ۱۴۸۸ تعداد دانلود : ۸۲۴
هدف: بررسی رابطه بین استرس درک شده، نگرش مذهبی، میزان آگاهی با میزان پذیرش کم توانی ذهنی کودکان پسر توسط مادران آنها هدف پ‍‍‍‍ژوهش حاضر می باشد. روش: در این پژوهش پس رویدادی، با استفاده از روش نمونه خوشه ای چند مرحله ای مادران 107 کودک کم توان ذهنی پسر مدارس استثنایی با توجه به وضعیت اقتصادی - اجتماعی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه شاخص استرس والدین، مقیاس سنجش نگرشهای مذهبی و اعتقادی و پرسشنامه سنجش آگاهی جمع آوری و به روش تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چند متغیره، بررسی شد. یافته ها: 1- مادران دارای استرس بالاتر، از پذیرش کمتری برخوردارند. 2- میزان پذیرش مادران در بین سه گروه (بالا، متوسط و پایین) با همدیگر تفاوت دارد. 3- مادران مذهبی تر از پذیرش بالاتری برخوردارند. 4- مادران دارای آگاهی بالاتر از پذیرش بیشتری برخوردارند. 5- مادران مذهبی تر استرس کمتری تجربه می کنند. 6- مادران با آگاهی بالاتر از کم توانی ذهنی، استرس کمتری تجربه می کنند. 7- میزان استرس مادران در سه گروه (بالا، متوسط و پایین) با هم متفاوت است. نتیجه گیری: پ‍‍‍ژوهش حاضر نشان داد بین استرس مورد ادراک، نگرش مذهبی، میزان آگاهی مادر با میزان پذیرش کودک پسر کم توان ذهنی توسط مادران آنها رابطه وجود دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان