بیوک تاجری

بیوک تاجری

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روان شناسی سلامت، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی،کرج، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۵ مورد.
۱.

نقش میانجی فاجعه سازی درد در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه و هدف: سواد سلامت توانایی دریافت، پردازش، درک و فهم اطلاعات و خدمات مرتبط با سلامت به منظور اتخاذ تصمیمات مناسب برای سلامت است. سواد سلامت بیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی فاجعه سازی درد در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلابه سرطان پستان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های بنیادی و از منظر روش، یک مطالعه مقطعی و همبستگی بود. تعداد ۲۱۳ بیمار مبتلابه سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و به صورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و فاجعه سازی درد را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با فاجعه سازی درد رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلابه سرطان افزایش یابد، میزان فاجعه سازی درد در بیماران به طور معناداری کاهش می یابد. نتیجه گیری: به نظر می رسد فاجعه سازی درد نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلابه سرطان پستان دارد. بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.
۲.

نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه: سواد سلامتبیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود. روش: در این مطالعه مقطعی و همبستگی 213 بیمار مبتلا به سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و بصورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و تاب آوری را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با تاب آوری رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان افزایش یابد، میزان تاب آوری در بیماران به طور معناداری افزایش می یابد. نتیجه گیری:به نظر می رسد تاب آوری نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد؛ بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.
۳.

مقایسه شادکامی، سلامت روانی و مهارت های ارتباطی در افراد دارای حیوان خانگی و بدون حیوان خانگی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
زمینه: مطالعات متعددی پیرامون مشکلات روانی و مهارت های ارتباطی افراد دارای حیوان خانگی انجام شده است، اما پژوهشی که به مقایسه شادکامی، سلامت روانی و مهارت های ارتباطی در افراد دارای حیوان خانگی و بدون حیوان خانگی پرداخته باشد مغفول مانده است. بررسی پیامدهای روانی نگهداری حیوانات و همچنین بررسی صفات شخصیتی این افراد از اهمیت خاصی برخوردار است. زندگی کردن با حیوان خانگی بر متغیرهای روانشناختی مثل شادکامی، سلامت روانی و مهارت های ارتباطی چه تأثیری می تواند داشته باشد؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه شادکامی، سلامت روانی و مهارت های ارتباطی در افراد دارای حیوان خانگی و بدون حیوان خانگی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی - مقایسه ای بود. از جامعه آماری تمامی افراد دارای حیوان خانگی و افراد بدون حیوان خانگی شهر تهران تعداد 180 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش که شامل پرسشنامه شادکامی آرگایل و مارتین (1989)، سلامت روان عمومی گلدبرگ (1972) و مهارت های ارتباطی بارتون (1999) بود در بین نمونه های پژوهش پخش شد و داده ها با استفاده از تی مستقل و تحلیل واریانس تحلیل شد. یافته ها : تفاوت معناداری بین گروه دارای حیوان خانگی و گروه بدون حیوان خانگی در متغیرهای شادکامی، سلامت روانی و مهارت های ارتباطی مشاهده شد که این تفاوت به نفع گروه بدون حیوان خانگی بود (0/001 P≤ ). نتیجه گیری : افرادی که بدون حیوان خانگی زندگی می کنند، شادکامی، سلامت روانی و مهارت های ارتباطی بیشتری نسبت به افرادی که با حیوان خانگی زندگی می کنند، دارند.
۴.

اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم روان شناختی و درد بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
مقدمه: تالاسمی یکی از شایع ترین بیماری های مزمن و ارثی است . هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم روان شناختی، درد بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور بود. روش کار: در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل که در سال 1398 انجام شد، 50 فرد مبتلا به تالاسمی ماژور ساکن شهر بندرعباس به صورت هدفمند انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (25 نفر در هر گروه). گروه آزمایش در ٨ جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه اضطراب و افسردگی Beck و مقیاس مختصر درد در مراحل پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و به وسیله نرم افزار SPSS-21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، با کنترل اثر پیش آزمون، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در گروه آزمایش بر کاهش اضطراب (72/32 F= ؛001/0 P< ) ، افسردگی (02/49 F= ؛001/0 P< ) و درد (47/25 F= ؛001/0 P< ) تاثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه نتایج این پژوهش، می توان آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را به عنوان تسهیل کننده در امر یادگیری و عاملی موثر در کاهش علائم روان شناختی و شدت درد در افراد مبتلا به تالاسمی پیشنهاد داد.
۵.

مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی و هیپنوتراپی بر استرس ادارک شده بیماران دیابتیک نوع II

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۶
زمینه: مطالعات متعددی به اثر بخشی ذهن آگاهی و هیپنوتراپی بر استرس ادراک شده بیماران مبتلا به دیابت نوع دو پرداخته اند. اما پژوهشی که به مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی و هیپنوتراپی بر استرس ادارک شده بیماران مبتلا به دیابت نوع II پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی و هیپنوتراپی بر استرس ادراک شده، بیماران به دیابتیک II بود. روش: تحقیق حاضر طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان 40-68 ساله مبتلا به دیابت نوع 2 در شهر تهران در سال 1398 بودند. 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و مبتنی بر هدف به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (برای هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از: مقیاس استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پروتکل های درمانی ذهن آگاهی (کابات زین، 2015) و هیپنوتراپی (آلادین و آلیب های، 2015) بود. جهت تحلیل آماری داده ها، از تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو شیوه درمان ذهن آگاهی و هیپنوتراپی بر استرس ادارک شده، در پس آزمون معنی دار است و بین تأثیر دو درمان تفاوتی وجود نداشت (0/001 P< ). همچنین تأثیر عامل زمان بر نمرات پیروی از درمان در مرحله پیگیری معنی دار است (0/001 P< ). بین نمرات استرس ادراک شده در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری صرف نظر از گروه، تفاوت وجود دارد (001/0 P< ). نتیجه گیری: دو شیوه درمان ذهن آگاهی و هیپنوتراپی استرس ادراک شده را در بیماران مبتلا به دیابت II بهبود بخشید.
۶.

نقش تعدیل کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین شدت تجربه آسیب جنسی و علائم جسمی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: با توجه به تأثیر رویداد تروماتیک جنسی بر عملکرد جسمانی و روان شناختی و اهمیت این موضوع در دانش آموزان، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شدت تجربه آسیب زای جنسی بر علائم جسمی با نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر آسیب دیده انجام گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ۱۴ تا ۱۷ سال استان تهران در سال تحصیلی ۹۷-۹۸ بود. در این پژوهش دو منطقه به صورت در دسترس انتخاب شدند (منطقه آموزش وپرورش رودهن و منطقه چهار) که با غربالگری موارد تجربه آسیب زای جنسی (آزار و اذیت جنسی و سوءاستفاده جنسی)، ۲۷۳ نفر به عنوان نمونه اصلی در تحلیل شرکت کردند. داده ها توسط چک لیست تجارب آسیب زای زندگی نیجن هوییس، وندر هارت و کروگر (۲۰۰۲)، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱)، پرسشنامه سلامت جسمانی گرک (۲۰۱۵)، جمع آوری شد و با استفاده از روش همبستگی، آزمون بوت استرپ و اثرات شرطی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد از بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، راهبردهای فاجعه سازی و نشخوارگری به صورت مثبت و راهبرد پذیرش به شکل منفی توانستند اثرات آسیب جنسی بر علائم جسمی را به شکل معنی داری تعدیل کنند. نتیجه گیری: با توجه به نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، در رابطه بین شدت تجربه آسیب جنسی و علائم جسمی، پیشنهاد می گردد با تدوین برنامه هایی جهت بررسی تاریخچه تروما و به ویژه ترومای جنسی نوجوانان با علائم جسمی و آموزش راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان در راستای ارتقای سلامت جسمانی و کاهش علائم جسمی، مداخلات مؤثری انجام شود.
۷.

مقایسه اثربخشی آموزش گروهی شفقت و تئوری انتخاب بر احساس درماندگی آموخته شده و خودکارآمد پنداری دانش آموزان

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه: تحقیقات زیادی اثربخشی آموزش های شفقت و تئوری انتخاب بر احساس درماندگی آموخته شده و خودکارآمد پنداری د انش آموزان را نشان داده اند. اما کدامیک از این آموزش ها می تواند اثربخش تر باشد ؟ هدف: هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش گروهی شفقت و تئوری انتخاب بر احساس درماندگی آموخته شده و خودکارآمد پنداری دانش آموزان بود . روش: طرح این پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دختر 15-18 ساله شهر کرج تشکیل دادند که از میان آنها تعداد 45 دختر به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ( هر گروه 15 نفر ) گمارده شدند. معیارهای ورود شامل سن و مشغول به تحصیل بودن در مقطع متوسطه و معیارهای خروج شامل داشتن بیماری جسمی خاص یا مصرف داروهای روانپزشکی ضمن اجرای پژوهش بود. هریک از گروه های آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای یکی از ساختارهای آموزش گروهی شفقت (گیلبرت، 2010) و تئوری انتخاب (گلاسر، 2009) را دریافت کردند و گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس درماندگی آموخته شده کوینلس و نلسون(1988) و نیز مقیاس خودکارآمد پنداری شرر(1982) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس، تفاوت معناداری را بین گروه های آزمایش با یکدیگر و نیز با گروه گواه نشان داد. این تفاوت ها در احساس درماندگی آموخته شده (0/001> p ) و خودکارآمد پنداری (0/01> p ) معنی دار بودند. همچنین، اثربخشی آموزش تئوری انتخاب در مقایسه با آموزش شفقت بیشتر بود. نتیجه گیری: هر دو نوع آموزش گروهی توانستند بر کاهش احساس درماندگی آموخته شده و افزایش خودکارآمدپنداری دانش آموزان مؤثر باشند ولی آموزش تئوری انتخاب مؤثرتر از آموزش شفقت بوده است.
۸.

تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر یکپارچه نگر برای ارتقاء ادراک پیری در سالمندان ایران

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۵
هدف : هدف از پژوهش حاضر تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر یکپارچه نگر برای ارتقاء ادراک پیری در سالمندان ایران بوده است. روش و ابزار: پژوهش حاضر یک پژوهش کمی نگر و نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش و گواه انجام پذیرفت. جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد بالای 60 سال در شهر تهران بودند؛ از بین جامعه آماری پژوهش، حدود 40 نفر (با در نظر گرفتن افت آزمودنی) که واجد ملاک های ورود باشند و همچنین علاقمندی به مشارکت در پژوهش داشته باشند به صورت در دسترس در سرای محله واقع در خیابان شیخ هادی انتخاب شدند. این 40 نفر به طور مساوی و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل، گمارده شدند. در این پژوهش از پرسشنامه ادراک پیری بارکر و همکاران (2007) استفاده شده است. افراد در گروه آزمایش به تعداد هشت جلسه 100 دقیقه ای، آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری را دیدند و گروه گواه هیچ آموزشی را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخص های میانگین، انحراف استاندارد و آزمون تحلیل کوواریانس به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان دادند که آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری می تواند بر میزان ارتقای ادراک پیری در سالمندان تأثیر معناداری گذاشته و میزان نمره کلی ادراک پیری را در این افراد به طور معناداری افزایش دهد. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری برای افراد سالمند سبب ارتقاء بازدهی آنها در جامعه و افزایش حس مثبت آنها نسبت به خود می شود. این تغییرات به طور تلویحی نیز سبب کاهش نرخ آسیب پزیری و شیوع اختلالات در این افراد می شود.
۹.

تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) بر احساس تنهایی و سبک های اسنادی همسران معتادین

تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر هم وابستگی، احساس تنهایی و سبک های اسنادی همسران معتادین به اجرا در آمد. تحقیق حاضر طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود و از منظر هدف، تحقیق کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش در برگیرنده کلیه همسران معتادین تحت درمان در شهر تهران می باشد. نمونه پژوهش حاضر براساس نمونه گیری مبتنی بر هدف بر اساس نمونه گیری در دسترس شامل 30 نفر(برای هر گروه 15 نفر؛ یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی و 15 نفر نیز در گروه کنترل) بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هم وابستگی اسپن - فیشر (۱۹۹۱)، پرسشنامه احساس تنهایی، پرسشنامه سبک های اسناد و بسته درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بود و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بون فرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که با توجه به اینکه سطح معناداری از α کوچکتر است، همچنین با ملاحظه اینکه اثر پیش آزمون از طریق آزمون کوواریانس کتترل شده است، می توان نتیجه گرفت که در زمینه متغیر هم وابستگی، احساس تنهایی و سبک های اسنادی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معنادار موثر بوده است. همچنین با ملاحظه مجذور اتا هر سه متغیر، می توان نتیجه گرفت که مداخله آزمایشی منجر به تغییرات در گروه آزمایش شده است. پس درمان بر کاهش هم وابستگی و احساس تنهایی و تغییر سبک اسناد تاثیر داشت.
۱۰.

اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان یادگیری کودکان مبتلا به اختلال خواندن

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه: مرور پژوهش ها نشان از اثربخشی انواع بازی مهارتی و فکری به صورت جداگانه بر بهبود مهارت خواندن کودکان مبتلا به اختلال خواندن دارد؛ اما آیا تلفیق بازی مهارتی و فکری بر یادگیری کودکان اختلال خواندن اثربخش است؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان یادگیری در کودکان مبتلا به اختلال خواندن انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه کودکان دبستانی پایه سوم و دارای اختلال خواندن و نوشتن شهر تهران بود. 50 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، تعداد 30 کودک که دارای تراز بالایی در نارساخوانی بودند، به تصادف انتخاب و در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. هریک از کودکان گروه آزمایش، 12 جلسه بازی مهارتی - فکری لگو شروع با داستان توسط گروه لگوی آموزشی (2014) به همراه آگاهی واج شناختی را به طور گروهی، یک بار در هفته به مدت 60 دقیقه دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) که به صورت انفرادی اجرا شد. داده ها از طریق تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان یادگیری کودکان مبتلا به اختلال خواندن در گروه آزمایش (بازی مهارتی - فکری لگو) نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون افزایش یافته است (0/005≥ p ). نتیجه گیری : برآمدهای این پژوهش نشان داد، استفاده از بازی مهارتی - فکری لگو می تواند با پرورش قدرت تحلیل و حل مسأله، سرعت پردازش، آگاهی واجی، بهبود کارکردهای اجرایی، افزایش توجه، تقویت حافظه فعال و ادراک دیداری به عنوان یک سیستم یادگیری نوین منجر به بهبود یادگیری گردد.
۱۱.

جهت گیری زندگی، کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد مبتلا به لوکمی میلوئیدی و لنفوئیدی حاد

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۷
مقدمه: هدف از انجام مطالعه حاضر مقایسه جهت گیری زندگی، کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد مبتلا به لوکمی میلوئیدی و لنفوئیدی حاد است.روش: در این مطالعه 89 بیمار مبتلا به لوکمی حاد در طی مدت 13 ماه به روش نمونه گیری تمام شمار در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سال 1396 انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. جمع آوری داده ها به وسیله سه پرسشنامه جهت گیری زندگی، کیفیت زندگی (sf-36) و حمایت اجتماعی ادراک شده فلمینگ و همکاران انجام شد.یافته ها: بر اساس یافته های بدست آمده، ارزش F برای مؤلفه های جهت گیری زندگی در سطح 01/0 و برای مؤلفه های حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح 05/0  معنادار است. به عبارت دقیق تر بیماران مبتلا به لوکمی میلویدی در مقایسه با بیماران مبتلا به کوکمی لنفوئیدی خوش بین تر، از حمایت خانوادگی، کارکرد جسمی، انرژی/ خستگی، کارکرد اجتماعی، درد، سلامت عمومی و بهزیستی هیجانی بالاتری برخوردارند. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان دادند  که بین دو گروه مورد مطالعه در بعد خوش بینی جهت گیری زندگی و ابعاد کارکرد جسمی، انرژی/خستگی، کارکرد اجتماعی، درد، سلامت عمومی و بهزیستی هیجانی کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده از طرف خانواده تفاوت معنادار وجود داشت و نوع بیماری می تواند در عوامل روانی-اجتماعی موثر باشد از این رو باید مورد تامل قرار گیرند
۱۲.

رابطه ناگویی هیجانی با تمایزیافتگی شخصیتی و خودشیفتگی در دانشجویان افسرده ساکن در خوابگاه های مرکز شهر تهران در سال 1397

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ناگویی هیجانی با تمایزیافتگی شخصیتی و خودشیفتگی در دانشجویان افسرده ساکن در خوابگاه های مرکز شهر تهران بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان ساکن در خوابگاه های مرکز شهر تهران با تشخیص افسردگی در سال تحصیلی 1398-1397 بودند. حجم نمونه 100 نفر از این دانشجویان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های پرسشنامه ناگویی هیجانی بگبی، پارکر و تیلور (1994) ، تمایزیافتگی خود دریک، مورداک، مارسزالک و باربر (2015) ، خودشیفتگی راسکین و تری (1988) و افسردگی بک، استیر و براون (1996) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین ناگویی هیجانی با تمایزیافتگی شخصیتی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (0/01> P ) . بین ناگویی هیجانی با خودشیفتگی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (0/01> P ) . نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز آشکار کرد که 65/4% درصد از کل واریانس تمایزیافتگی شخصیتی و 59/1% درصد از کل واریانس خودشیفتگی به وسیله ابعاد ناگویی هیجانی تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ابعاد ناگویی هیجانی سهم معنادار در پیش بینی تمایزیافتگی شخصیتی و خودشیفتگی در دانشجویان افسرده دارند.
۱۳.

نقش میانجیگر وجدان در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد در افراد دچار درد مزمن

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر وجدانگرایی در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد مزمن بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام افراد دچار درد مزمن مراکز درمانی زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، بیمارستان های شهدای تجریش، لقمان حکیم، مدرس و دانشگاه علوم پزشکی تهران، کلینیک 16 آذر و کلینیک درد و استرس رویان در پاییز و زمستان سال 1397 به تعداد 2141 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با احتمال ریزش تعداد 410 نفر تعیین و به روش در دسترس انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های پنج عامل بزرگ شخصیت کاستا و مک کرا (1998)، خودکارامدی درد نیکولاس 1989، راهبردهای مدیریت درد روزنشتایل و کیف (1983)، آزمون تاب آوری کانر و دیویسون (2003) و ادراک درد مزمن کرنز، تورک، رودی (1985)، جمع آوری و بعد از حذف 70 پرسشنامه مخدوش، داده های 340 بیمار دچار درد مزمن با استفاده از معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پلاس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که خودکارامدی با باوجدان بودن (269/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (159/0 =β، 0001/0 =P)، مدیریت درد با باوجدان بودن (130/0 =β، 043/0 =P) و با ادراک درد (311/0 =β، 0001/0 =P)، تاب آوری با باوجدان بودن (39/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (316/0 =β، 0001/0 =P) و باوجدان بودن با ادراک درد (278/0 =β، 0001/0 =P) رابطه دارند و باوجدان بودن نقش میانجی را در خودکارامدی درد، مدیریت درد، تاب آوری با ادراک درد ایفا می کند. نتیجه گیری: در کنار درمان های پزشکی، رواندرمانگران می توانند که ادراک درد مزمن را با استفاده از عوامل وجدانگرایی، خودکارامدی، مدیریت درد و تاب آوری تغییر دهند.
۱۴.

اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر میزان تنش تعامل والد - کودک درکودکان دارای اختلال یادگیری

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه: تحقیقات اثربخشی بازی ها را بر متغیرهای مختلفی چون توانش های اجتماعی، ارتباطی و کاهش انزوا در کودکان دارای اختلال یادگیری را نشان داده اند. اما تعیین اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر تنش تعامل والد - کودک مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر بازی مهارتی - فکری لگو بر تنش تعامل والد - کودک در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد. روش: از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری، شامل تمامی کودکان دبستانی پایه سوم و دارای اختلال یادگیری خواندن و نوشتن شهر تهران بود. 50 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، تعداد 30 کودک که دارای تراز بالایی در تنش والد - کودک بودند، به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. کودکان گروه آزمایش، 12 جلسه بازی مهارتی - فکری لگو شروع با داستان توسط گروه لگوی آموزشی (2014) همراه آگاهی واج شناختی را به طور گروهی، یک بار در هفته به مدت 60 دقیقه دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل شاخص تنیدگی والدین توسط آبیدین (1990) بود. یافته ها: یافته های کواریانس تک متغیره نشان داد بازی مهارتی - فکری لگو با 95% اطمینان بر میزان تنش تعامل والد - کودک (39/65 F= ، 0/05 P< ) در والدین کودکان دارای اختلال یادگیری نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون اثربخش است. نتیجه گیری: بازی لگو با پرورش حل مسأله و روابط اجتماعی به کاهش مشکلات کودک، افزایش حس صلاحیت و اداره ی والدینی منجر شد و به عنوان یک سیستم یادگیری نوین برای کاهش تنیدگی در روابط والد - کودک معرفی گردید.
۱۵.

پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس شیوه های حل مسئله و کیفیت زندگی در کارکنان دانشگاه

کلید واژه ها: فرسودگی شغلی سبک های حل مسئله کیفیت زندگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۶۲۳ تعداد دانلود : ۵۵۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس شیوه های حل مسئله و کیفیت زندگی در کارکنان دانشگاه به اجرا در آمد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه کارمندان شاغل در بخش آموزش دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در سال تحصیلی 95-96 بود. نمونه ای به تعداد 100 نفر از کارمندان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ملاکهای خروج سابقه شغلی بیش از 5 سال و نداشتن مسوولیت بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلاچ (1986)، پرسشنامه حل مساله هپنر و پترسن (1982) و آزمون کیفیت زندگی بود و تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون آماری رگرسیون چند متغیره صورت گرفت. یافته ها نشان داد که با اطمینان 95 درصد، فرسودگی شغلی با سبک های حل مسئله و کیفیت زندگی همبستگی وجود داشت. لذا فرضیه پژوهش تایید شد. همچنین، سبک های حل مسئله و کیفیت زندگی در سطح 0.05 قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی در کارکنان بود. پس می توان نتیجه گیری کرد که در محیط های آموزشی دانشگاهی می توان با آموزش سبک های سالم حل مسئله و بالا بردن کیفیت زندگی به احتمال زیاد، سطح فرسودگی شغلی کارکنان را کاهش داد.
۱۶.

نقش میانجی رضایت از زندگی در رابطه بین عوامل شخصیت و اضطراب مرگ در سالمندان

تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه و هدف : جمعیت رو به رشد سالمندان و مسایل و نیازهای خاص آنان، انجام بررسی های بیشتر را ضروری می سازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی رضایت از زندگی در ارتباط بین عوامل شخصیت و اضطراب مرگ در سالمندان انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری تحقیق را همه سالمندان (افراد بالای 60 سال) ساکن شهرستان های استان آذربایجان غربی تشکیل داد که از میان آنان، 234 نفر(150 مرد و 84 زن) به شیوه در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب مرگ Templer (Templer Death Anxiety Scale یا TDAS)، مقیاس رضایت از زندگی (Satisfaction with Life Scale یا SWLS) و مقیاس پنج عاملی NEO (NEO Five-Factor Inventory یا NEO-FFI) جمع آوری گردید. در نهایت، داده ها در نرم افزارهای SPSS و SmartPLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط منفی و مستقیمی بین هر یک از متغیرهای توافق و رضایت از زندگی با اضطراب مرگ مشاهده شد. هر یک از متغیرهای روان رنجورخویی و باوجدان بودن نیز با اضطراب مرگ رابطه مستقیم و مثبتی داشت. بر اساس یافته ها، روان رنجورخویی، برون گرایی، انعطاف پذیری و توافق، به صورت غیر مستقیم و با واسطه رضایت از زندگی، با اضطراب مرگ رابطه معنی داری را نشان داد. نتیجه گیری: رضایت از زندگی در ارتباط با هر یک از عوامل روان رنجورخویی، برون گرایی، انعطاف پذیری و توافق با اضطراب مرگ در سالمندان نقش میانجی گری ایفا می کند. بنابراین، افزایش رضایت از زندگی با کاهش اضطراب مرگ در سالمندان همراه است. همچنین، نتایج به دست آمده تأییدی بر مفروضه های نظریه Erikson مبنی بر رابطه رضایت از زندگی و پذیرش واقعیت مرگ در سالمندی می باشد.
۱۷.

رابطه سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم

کلید واژه ها: سبک زندگی الگوهای تغذیه عزت نفس سلامت روان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی پزشکی و بهداشت
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۲۷۶۹
زمینه و هدف: سلامت روانی و عزت نفس پدیده های روانشناختی هستند که از دیرباز مورد توجه روانشناسان، پزشکان و عالمان دینی بوده و متاثر از مجموعه ای از عوامل اجتماعی و شناختی است. هدف کلی این پژوهش تعیین رابطه بین متغیرهای سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران درسال 1396 بود. روش در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که با ر وش نمونه گیری چندمرحله ای،  با همکاری140 دانش آموز دختر مقطع دبیرستان شهر تهران که در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ شاغل به تحصیل بودند، انجام شد، از پرسشنامه های سبک زندگی میلر و اسمیت، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، پرسشنامه بسامد خوراک و مقیاس سلامت عمومی گلدبرگ ( GHQ ) استفاده شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که با روشهای آماری تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه  و آزمون z  فیشر ، تحلیل داده ها انجام شده است. یافته ها: بین متغیرهای عزت نفس و الگوهای تغذیه ای در سطح 05/۰ به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین عزت نفس و  سبک زندگی و سلامت روان در سطح 01/۰ به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. بین سبک زندگی و سلامت روان به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. متغیرهای سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای به لحاظ آماری می توانند، متغیر عزت نفس را پیش بینی کنند. با توجه به اینکه ضریب بتای متغیر سبک زندگی (506/0-) بیشتر است، بنابراین سبک زندگی بیشتر از الگوهای تغذیه ای، عزت نفس را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: تغذیه مناسب و متنوع و انجام رفتارهای بهداشتی سالم از اساسی ترین پایه های سلامت دانش آموزان می باشد. طراحی وبرنامه ریزی صحیح آموزشی ومناسب درجهت شیوه زندگی سالم وبهداشت فردی برای دانش آموزان ضروری به نظر میرسد.
۱۸.

نقش میانجی گر عزت نفس در رابطه بین چشم انداز زمان و کیفیت زندگی

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر عزت نفس در رابطه بین چشم انداز زمان و کیفیت زندگی دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس در سال تحصیلی 95-1394 به تعداد 35000 نفر بود. به روش نمونه برداری چندمرحله ای 251 نفر از میان دانشجویان رشته برق و کامپیوتر دانشکده فنی و مهندسی و دانشجویان رشته مدیریت و زبان دانشکده علوم انسانی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه کوتاه پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی ۱۹۹۶؛ سیاهه چشم انداز زمان زیمباردو و بوید (1999) و عزت نفس آیزنک ۱۹۷۶ بود. داده ها از طریق روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که عزت نفس اثر ابعاد چشم انداز زمان گذشته منفی (180/0-=β، 001/0=P) و چشم انداز زمان حال قضا و قدری (088/0-=β، 042/0=P) بر کیفیت زندگی را به صورت منفی و اثر ابعاد گذشته مثبت چشم انداز زمان (156/0=β، 001/0=P) و آینده چشم انداز زمان (134/0=β، 001/0=P) را بر کیفیت زندگی به صورت مثبت میانجی گری می کند. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود دست اندرکاران با تدوین برنامه هایی به والدین آموزش دهند که به اولویت بندی فرزندان خود در انتخاب چشم انداز زمان به ویژه چشم اندازهای متعادل تر و همین طور برنامه ریزی ها، هدف بندی ها و عزت نفس آن ها توجه کنند.
۱۹.

مقایسه عملکرد پیش بینی با شرایط انسداد زمانی در تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه

کلید واژه ها: عملکرد پیش بینی انسداد زمانی تکواندو نخبه ادوب پریمیر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی آموزش و پژوهش در روانشناسی ورزشی
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد پیش بینی با شرایط انسداد زمانی تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه تکواندوکاران مرد بزرگسال در سال (1394) تشکیل دادند که از میان آن ها 20 نفر انتخاب شدند. از فرم ثبت داده ها و خطاها، نرم افزار شنیداری دیداری ادوب پریمیر و نرم افزار مخزن تصاویر به عنوان ابزار استفاده گردید. تصاویر با انسداد زمانی مشخص (050/0، 100/0 و 150/0 ثانیه) جهت تشخیص و پاسخ به آزمودنی ها ارائه شد. یافته ها نشان دهنده تفاوت معنادار در میانگین پیش بینی تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه در شرایط انسداد می باشد. همچنین، پیش بینی در (050/0) ثانیه قبل از ضربه، بهترین زمان جهت تشخیص نوع ضربه است. می توان گفت که با افزایش زمان پیش از ضربه از (050/0) ثانیه به (150/0) هزارم ثانیه، خطای پیش بینی تکواندوکاران غیرنخبه به طور معناداری بیشتر از تکواندوکاران نخبه می شود.
۲۰.

اثر بخشی درمانگری شناختی رفتاری بر میزان وسوسه، نگرش و سازش پذیری معتادان به شیشه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش درمان شناختی- رفتاری بر وسوسه، نگرش و سازش پذیری معتادین به شیشه بود. روش: در این طرح آزمایش با اندازه گیری مکرر ترکیبی، پس از مصاحبه با روان پزشک و اجرای آزمون مصاحبه بالینی ساخت یافته برای اختلالات شخصیت و در نظر گرفتن جوانب ریزش، تعداد 36 بیمار با تشخیص وابستگی به شیشه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه اختصاص داده شدند. همه آزمودنی ها، قبل از شروع درمان (مرحله پایه) و 90 روز پس از پایان درمان(پیگیری) با استفاده از فرم ثبت روزانه وسوسه پرسشنامه بهر هیجانی بار-اُن و نگرش نسبت به مواد، مورد مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادی تحت آموزش قرار گرفت. از طریق خودسنجی در شروع هر جلسه درمانی دفعات لغزش، وسوسه و پرهیز(خویشتن داری) آنها سنجیده شد. آزمودنی های گروه آزمایش در جلسه ششم و دوازدهم نیز پرسشنامه های پژوهش سنجیده شدند. از طریق خودسنجی در شروع هر جلسه درمانی دفعات وسوسه آنها سنجیده شد. گروه کنترل در این مدت درمان روان شناختی دریافت نکرد. داده ها به کمک آزمون t همبسته، روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش از وجود تفاوت معنادار بین میانگین ها در کلیه مراحل مداخله و بین مراحل خط پایه و پیگیری دارد و در آزمون فرضیه ها دو گروه آزمایشی و کنترل، از نطر توانایی تحمل استرس، سازش پذیری و سطح اضطراب تفاوت معنادار دارند. نتیجه گیری: درمان شناختی رفتاری بر کاهش وسوسه، تغییر نگرش و افزایش سازش پذیری معتادین موثر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان