سعید ایمانی

سعید ایمانی

مدرک تحصیلی: استادیار روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۲ مورد.
۱.

اثربخشی آموزش استواری روانی بر تحمل پریشانی و سرزندگی ذهنی والدین کودکان مبتلا به سرطان خون

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش استواری روانی بر تحمل پریشانی و سرزندگی ذهنی والدین کودکان مبتلا به سرطان خون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه والدین کودکان مبتلا به سرطان خون که در سال 1399 در بیمارستان امام خمینی تهران بستری بودند. نمونه پژوهش شامل 30نفر از والدین کودکان مبتلا به سرطان خون واقع در بیمارستان امام خمینی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند.برای انجام پژوهش ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون با استفاده از پرسشنامه تحمل پریشانی و سرزندگی ذهنی به عمل آمد و سپس گروه آزمایش به مدت 9 جلسه هرهفته یک جلسه ی 150 دقیقه ای تحت آموزش استواری روانی قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات آموزشی، هر دو گروه در دو مرحله، یک مرحله بلافاصله پس از پایان آموزش و یک مرحله بعد از گذشت سه ماه از آموزش مجدداً پرسشنامه ها را تکمیل نمودند و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در طی مراحل پژوهش تفاوت معناداری وجود دارد نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آموزش استواری روانی می تواند منجر به ارتقای سرزندگی ذهنی و تحمل پریشانی شود.
۲.

بررسی نقش واسطه ای قدردانی در رابطه بین جهت گیری مذهبی و رضایت زناشویی زنان

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش تعیین رابطه جهت گیری مذهبی و رضایت زناشویی با نقش واسطه ای قدردانی بود. این مطالعه توصیفی-تحلیلی، به روش همبستگی و با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. در این پژوهش 148 نفر از معلمان و مهارت آموزان مرکز آموزش عالی شهید مدنی (ره) قم به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه رضایت زناشویی (اولسون و همکاران، 1989)، آزمون جهت گیری مذهبی (آلپورت و راس، 1950) و پرسشنامه قدردانی (مک کلاف، ایمونز و سانگ، 2002) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها علاوه بر روش های توصیفی، از روش الگویابی معادلات ساختاری و برای بررسی اثرات واسطه ای از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که جهت گیری مذهبی درونی و قدردانی با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معنادار و جهت گیری مذهبی بیرونی با رضایت زناشویی رابطه منفی و معناداری دارد ( 01/0> P ) همچنین تحلیل الگوی معادلات ساختاری، برازندگی الگوی پیشنهادی با داده های تجربی را تأیید نمود. نتایج حاکی از اثر مستقیم جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی بر رضایت زناشویی و اثر غیرمستقیم این متغیر از راه قدردانی بر رضایت زناشویی بود. با توجه به نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که در ارتباط بین جهت گیری مذهبی و رضایت زناشویی، قدردانی نقش واسطه ای دارد.
۳.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میل جنسی و برانگیختگی جنسی در زنان با سوء مصرف مواد مخدر

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
هدف : هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میل جنسی و برانگیختگی جنسی در زنان با سوء مصرف مواد مخدر بود. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان با سوء مصرف مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز درمانی اعتیاد مخصوص زنان شهر تهران در سال 1394 بود. از بین آن ها، 28 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (14 نفر) و کنترل (14 نفر) قرار گرفتند . ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش نامه جمعیت شناختی، پرسش نامه عملکرد جنسی زنان و مصاحبه تشخیصی تمایل جنسی زنان بود. بسته آموزشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به مدت یک ماه و طی 8 جلسه 90 دقیقه ای (دوبار در هفته) به گروه آزمایش آموزش داده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی اثرات معناداری بر بهبود میل جنسی و برانگیختگی جنسی زنان با سوء مصرف مواد مخدر داشت و این تاثیرات در مرحله پیگیری نیز پایدار بودند. نتیجه گیری: به نظر می رسد که ذهن آگاهی می تواند در کنار سایر مداخلات مثل دارودرمانی و مداخلات پزشکی، در بهبود میل و تحریک جنسی زنان با سوء مصرف مواد مخدر موثر باشد.
۴.

طراحی مدلی از اثر واسطه ای کیفیت دلبستگی در رابطه میان باورهای دانش آموزان نوجوان دختر درباره طلاق والدین و راهبردهای مقابله با استرس

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۸۱
طلاق یکی از معضلات بزرگ جوامع امروزی است.نگرانیهای زیادی به دلیل اثرات مخرب همه جانبه آن در نوجوانان، ایجاد نموده است. عمده این اثرات ناشی از تغییر باورهایست که می تواند بر راهبردهای مقابله با استرس طلاق موثر باشد. کیفیت دلبستگی نقش کلیدی در نوع بکارگیری راهبردهای مقابله با استرس دارد،هدف از پژوهش آزمون اثر واسطه ای کیفیت دلبستگی در رابطه میان باورهای دانش آموزان نوجوان دختر درباره طلاق والدین و راهبردهای مقابله با استرس بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 242دانش آموز دختر مقطع اول متوسطه شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس باورهای کودکان درباره طلاق والدین(CBAPS)، مقیاس کیفیت دلبستگی به والد(مادر یا پدر) و همسال(IPPA)، مقیاس راهبردهای مقابله با شرایط پر استرس(CISS)پاسخ دادند.مطالعه حاضر به منظور آزمون اثر واسطه ای از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.نتایج نشان داد که رابطه بین باورهای دانش آموزان درباره طلاق والدین با کیفیت دلبستگی و راهبردهای مقابله با استرس منفی و معنادار بود.همچنین،در این مدل رابطه بین کیفیت دلبستگی با راهبردهای مقابله با استرس نیز منفی و معنادار بود. نتایج نشان داد مدل مفروض بعد از اصلاح دارای برازش قابل قبولی است.نتایج کلی نشان داد از یکسوی،سرزنش خود و سرزنش مادر در باورهای نوجوانان درباره طلاق تاثیر بسزایی داشته وبیشترین اثر را از پدیده طلاق میگیرند و از سوی دیگر کیفیت دلبستگی به والدنقش مهمتری نسبت به دلبستگی به همسال در ایجاد شرایط مناسبتر بعد از طلاق ایفا می ماید و راهبرد مقابله ای اجتنابی پرکاربردترین نوع مقابله درنوجوانان متاثر از طلاق میباشد.
۵.

روابط ساختاری سیستم های مغزی - رفتاری و دشواری در تنظیم هیجان با ولع مصرف ماری جوانا در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
مقدمه: اعتیاد به مواد مخدر، بیماری روانی عودکننده و مزمنی است که توأم با اختلالات انگیزشی شدید و از دست دادن تسلط رفتاری است و منجر به ویرانی شخصیت می شود . هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی روابط ساختاری سیستم های مغزی - رفتاری و دشواری در تنظیم هیجان با ولع مصرف ماری جوانا در دانش آموزان است. ر وش: پژوهش حاضر یک بررسی همبستگی بوده، از جامعه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران، ۲۰۰ مشارکت کننده (۱۰۲ پسر و ۹۸ دختر) که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند به مقیاس سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان ( DERS ) و مقیاس ولع مصرف پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری، برازش دارد ( ۰/۹۶ = CFI ، ۰/۹۶ = IFI ، ۰/۰۴۵ = RMSEA ). نتایج نشان داد که سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و دشواری در تنظیم هیجان بر وسوسه مصرف به ترتیب با ضرایب استاندارد (۰/۲۰، ۰/۲۱، ۰/۶۴) تأثیر دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و وسوسه مصرف ماری جوانا نقش واسطه ای دارد. توجه به این مکانیسم تأثیر، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای اعتیاد به مصرف مواد می تواند مؤثر باشد.
۶.

مقایسه اثربخشی تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ترکیبی این دو روش بر بدتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال مصرف مواد

تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ترکیبی این دو روش بر بدتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال مصرف مواد انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. تعداد 80 نوجوان پسر (18 الی 21 سال) از کمپ های ترک اعتیاد تحت نظارت سازمان بهزیستی استان اردبیل در سال 1398 با درنظر گرفتن ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه درمان تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم (20 نفر)، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی (20 نفر)، درمان ترکیبی (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) تخصیص یافتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجانی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که همه مداخلات (درمان تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ترکیبی) منجر به کاهش بدتنظیمی هیجانی نوجوانان مصرف کننده مواد شد (0/05> P ). هرچند درمان ترکیبی دارای اندازه اثر بزرگتری در مقایسه با مداخلات دیگر بود. نتیجه گیری: درمان تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم در ترکیب با سایر مداخلات روان شناختی دارای اثرات درمانی بیشتر و موثرتری است.
۷.

اثربخشی تأثیر آموزش گروهی توانش های تنظیم شناختی هیجان برکاهش ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی در مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه: اعتیاد و سوء مصرف مواد یکی از بارزترین آسیب های روانی و اجتماعی است که به راحتی می تواند بنیان زندگی فردی، خانوادگی و فرهنگی یک کشور را سست کند. پژوهش ها اثربخشی تنظیم شناختی هیجان بر متغیرهای مختلفی را نشان داده اند. اما مسئله این است که آیا تنظیم شناختی هیجان می تواند بر ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی در مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک تأثیرگذار باشد؟ هدف: این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش گروهی توانش های تنظیم شناختی هیجان بر کاهش ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی در مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه مردان متأهل مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده بهزیستی شهر رشت بودکه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه گواه (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار داده شدند. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله، به پرسشنامه های ولع مصرف مواد (رایت و همکاران، 1993) و مقیاس دلزدگی زناشویی (پاینز، 1996) پاسخ دادند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش تنظیم شناختی هیجان (گروس، 2002؛ به نقل از رحمانی و هاشمیان، 1395) دریافت کردند و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها باروش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش گروهی توانش های تنظیم شناختی هیجان به طور معناداری باعث کاهش ولع مصرف مواد و دلزدگی زناشویی شده است (0/05 P< ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش توانش های تنظیم شناختی هیجان می تواند روی آورد مناسبی برای کاهش ولع مصرف و دلزدگی زناشویی در افراد وابسته به مواد محرک باشد.
۸.

همبسته های عصب شناختی عدالت در کودکان در رابطه با گروه خودی/غیرخودی: مطالعه پتانسیل وابسته به رویداد

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
مقدمه: اجتناب از نابرابری به معنای تمایل به گذشتن از مقداری از سرمایه به جهت دریافت نکردن کمتر یا بیشتر از شریک اجتماعی است. این مؤلفه عامل کلیدی در برقراری عدالت است. مطالعه حاضر با هدف بررسی همبسته های عصب شناختی اجتناب از نابرابری و اثر عضویت گروهی بر این رفتار در کودکان 6 ساله انجام گرفت. روش کار: جامعه آماری این پژوهش شامل کودکان سالم 6 ساله شهر تهران در سال 1397-1396 بود. بدین منظور، 15 کودک (4 دختر، 11 پسر) ساکن شهر تهران در این مطالعه شرکت کردند. در تکلیف اولتیماتوم، پیشنهادهای برابر/ نابرابر از سوی افراد گروه خودی و غیرخودی به کودکان شرکت کننده ارائه شد. ثبت داده های امواج مغزی نیز از طریق دستگاه EEG8 و کلاه 32 کاناله صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که کودکان به طور معناداری پیشنهادهای برابر را بیشتر از پیشنهادهای نابرابر سودمند و ناسودمند (001/0 = P ) و پیشنهادهای ارائه شده توسط گروه خودی را بیشتر از گروه غیرخودی (041/0 = P ) پذیرفتند. همچنین طول موج FRN در پاسخ به پیشنهادهای نابرابر بیشتر از پیشنهادهای برابر بود، این اثر در رابطه با پیشنهادهای ارائه شده توسط گروه خودی نیز مشاهده شد. علاوه بر این طول موج P300 در مواجهه با پیشنهادهای برابر و نابرابر سودمند از سوی گروه خودی بیشتر بود. نتیجه گیری: از یافته های مطالعه حاضر می توان این گونه نتیجه گیری کرد که امواج مغزی زودهنگام هیجانی و دیرهنگام شناختی در پاسخ به بی عدالتی و عدالت ادارک شده توسط کودکان قابل شناسایی است.
۹.

بررسی رابطه ی نگرش های ناکارآمد با اضطراب اجتماعی در نوجوانان دانش آموز: نقش میانجی گر تنظیم هیجان

تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۲۷۲
هدف: نگرش های ناکارآمد پیچیده ترین مسائل روانی شناختی جامعه امروزی است. که در دوران کودکی با نتایج و پیامدهای منفی و طولانی مدت از جمله افزایش میزان اختلال اضطراب اجتماعی پیوند دارد. با توجه به اینکه تنظیم هیجان نقش کلیدی در ایجاد علایم اختلال اضطراب اجتماعی دارد، هدف از پژوهش حاضر آزمون نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه بین نگرش های ناکارآمد و علایم اختلال اضطراب اجتماعی بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 241 دانش آموز دختر مقطع متوسطه دوم شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA) ، مقیاس نگرش های ناکارآمد کودکان ونوجوانان (DAS-CA) وپرسشنامه تنظیم هیجانی (DERS) پاسخ دادند. در مطالعه حاضر به منظور آزمون نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه بین نگرش های ناکارآمد و علایم اختلال اضطراب اجتماعی از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه بین نگرش های ناکارآمد با تنظیم هیجان و اضطراب اجتماعی مثبت و معنادار بود. همچنین، در این مدل رابطه بین تنظیم هیجان با اضطراب اجتماعی نیز مثبت و معنادار بود. علاوه بر این، نتایج نشان داد که مدل مفروض واسطه مندی نسبی تنظیم هیجان در رابطه بین نگرش های ناکارآمد با اضطراب اجتماعی با داده ها برازش قابل قبولی دارد. نتایج کلی نشان داد از یک سوی، نتایج پژوهش حاضر از نقش تعیین کننده نگرش های ناکارآمد در پیش بینی علایم اختلال اضطراب اجتماعی حمایت می کند و از دیگر سوی، این نتایج نشان می دهد که تمایزیافتگی در مقادیر عددی منتسب به متغیر تنظیم هیجان در پیش بینی واریانس مشترک بین حلقه های مفهومی نگرش های ناکارآمد با اضطراب اجتماعی در نوجوانان ایفای نقش می کند.
۱۰.

رشد تصمیم گیری تخصیص منابع کودکان 4 تا 6 ساله در موقعیت های نابرابر سودمند و ناسودمند

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۱۴
زمینه و هدف: چگونگی تخصیص منابع در طول رشد و عوامل انگیزشی آن به ویژه در کودکی یافته های مهمی پیرامون رشد عدالت در اختیار روانشناسان رشد قرار می دهد. در حدود 4 سالگی، تفکر کودک درباره خود و دیگران ابعاد مختلفی پیدا کرده و درک اجتماعی اش افزایش می یابد. در این زمان، کودک قادر است درباره چگونگی و میزان تقسیم کردن منابع و دارایی هایش با دیگران تصمیم بگیرد. در طول رشد در نظر گرفتن نفع شخصی یا برقراری عدالت به هنگام تخصیص منابع اهمیت پیدا می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی رشد رفتار تخصیص منابع در دختران و پسران 4 تا 6 سال در موقعیت های برابر سودمند و برابر ناسودمند بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 4 تا 6 ساله مهدکودک های چهار منطقه مختلف از تهران در سال 1396-1395 بود. سی وچهار کودک 4 ساله (17 دختر)، 36 کودک 5 ساله (18 دختر)، 32 کودک 6 ساله (16 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ای در مطالعه شرکت کردند. از کودکان خواسته شد که در تکلیف تخصیص منابع در موقعیت های هزینه بر سودمند، هزینه بر ناسودمند و بدون هزینه سودمند منابع را با کودک دیگر تقسیم کنند. یافته ها: با استفاده از روش همبستگی پیرسون مشخص شد که با افزایش سن از 4 تا 6 سالگی، میزان تخصیص منابع ثابت باقی می ماند. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که کودکان در موقعیت نابرابر ناسودمند بیشتر از موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را تخصیص می دهند (05/0p<). همچنین، کودکان 4 ساله بیشتر از دو گروه دیگر در موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را به دیگری تخصیص دادند (05/0p<). درنهایت، دختران 6 ساله بیشتر از پسران هم سال خود تخصیص منابع کردند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انگیزه اصلی در میزان تخصیص منابع در دوران 4 تا 6 سالگی در موقعیت های نابرابر ناسودمند و سودمند نفع شخصی بوده و این اثر در کودکان 4 ساله بیشتر از کودکان 5 و 6 ساله است. همچنین مفهوم برابری و عدالت در بازه سنی 4 تا 6 سالگی به هنگام تخصیص منابع هنوز رشد پیدا نکرده است.
۱۱.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت بر کاهش ولع مصرف در معتادان افیونی

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت بر کاهش ولع مصرف در معتادان در حال ترک افیونی صورت گرفت. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل افراد وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد وابسته به شبکه بهداشت و درمان شهرستان سرپل ذهاب در نیمه اول سال 1396 بود. به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 36 نفر با تشخیص وابستگی به مواد افیونی -بر پایه ی معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری نسخه پنجم، از افرادی که داوطلب دریافت خدمات درمانی و واجد معیارهای ورود بودند- انتخاب شدند. به صورت تصادفی (12 نفر گروه آزمایش اول، 12 نفر گروه آزمایش دوم و 12 نفر گروه گواه) تخصیص داده شدند. از مصاحبه ی بالینی ساختاریافته DSM-5 نسخه ی بالینی (SCID-5) ، مصاحبه ی بالینی ساختاریافته DSM-5 نسخه ی بالینی (SCID-5-PD) و پرسش نامه سنجش ولع هروئین برای جمع آوری داده ها استفاده شد. روش درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در 8 جلسه 2 ساعته و روش درمان شناختی– رفتاری در 12 جلسه 90 دقیقه ای در گروه های آزمایش اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین اثربخشی گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در کاهش ولع مصرف (به جز مولفه ی عدم کنترل بر مصرف) در معتادان افیونی تفاوت وجود ندارد، اما در مقایسه با گروه گواه این تفاوت معنادار است. نتیجه گیری: گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت از روش های درمانی تاثیر گذار بر کاهش ولع مصرف در معتادان افیونی می باشد.
۱۲.

اثربخشی لمس بر کاهش افسردگی کودکان

تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
چکیده<br /> هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر لمس بر افسردگی کودکان است. بدین منظور، تعداد 20 دختر و 20 پسر 12-7 ساله با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای از 20 مرکز تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان کرمان انتخاب شدند.روش پژوهش از نوع شبه تجربی(پیش آزمون-پس آزمون) می باشد که پس از انتخاب آزمودنیها، مقیاس افسردگی کودکان فرم والدین ( CDS-P) ساخته شده توسط لانگ و تیشه (1987) اجرا شد و کودکانی که نمره آنان در آزمون بالاتر از 175بود، انتخاب شدند. سپس ،مداخله لمس (نوازش کردن، دست کشیدن، غلغلک دادن ، در آغوش گرفتن، بوسیدن و آراستن) توسط مربیان هر روز به مدت 60 دقیقه بر روی کودکان انجام شد. پس از 10 هفته، مجداً آزمون افسردگی کودکان( CDS-P) اجرا شد. نتایج آزمون t نشان داده که لمس بر کاهش افسردگی کودکان و در خرده مقیاسهای آزمون به غیر از خرده مقیاس لذت و خوشی متفرقه ،اثر معنی دار دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که اثر متقابل لمس و مدت نگهداری بر کاهش افسردگی، معنی دار است .با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می شود، در درمان و کاهش افسردگی کودکان از روش لمس استفاده شود.
۱۳.

اثربخشی روان درمانی تکمیلی بر اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به بدخیمی های خونی

کلید واژه ها: افسردگی اضطراب بدخیمی خونی روان درمانی تکمیلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۴۰۶
مقدمه: روان درمانی تکمیلی یکی از درمان های مشتق شده از درمان شناختی-رفتاری است که از طریق کاهش آشفتگی های روانی و ایجاد روحیه مبارزه جویی، کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان را افزایش می دهد. در این مطالعه هدف این بود که تأثیر روان درمانی تکمیلی بر اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به بدخیمی خونی مورد بررسی قرار گیرد.روش: جامعه مورد مطالعه، بیماران مبتلا به بدخیمی خونی مراجعه کننده به بیمارستان طالقانی در سال 1394 بودند. در این پژوهش 5 آزمودنی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هر آزمودنی پرسشنامه اضطراب و افسردگی بیمارستان را تکمیل کرد.یافته ها: نتایج نشان داد روان درمانی تکمیلی موجب کاهش معنادار اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به بدخیمی های خونی شد. نتیجه گیری: روان درمانی تکمیلی می تواند به کاهش آشفتگی های روانی بیماران کمک کند.
۱۴.

پیش بینی میزان موفقیت جراحی پیوند دورزننده عروق تاج مانند قلب بر اساس اضطراب، افسردگی، عوامل طبی و جمعیت شناختی

کلید واژه ها: پیش بینی جراحی قلب موفقیت درمان بستری بیمارستانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۱۹
از بین بیماریهای قلبی، بیماری عروق کرونر قلب (CAD) علت اصلی مرگ و میر جوامع انسانی می باشد و جراحی پیوند دورزننده عروق تاج مانند قلب (CABG) متداولترین مداخله درمانی است. دوره بستری بیمارستانی پس از جراحی، تخمینی از میزان موفقیت جراحی به حساب می آید که کاملا توسط عوامل طبی و جمعیت شناختی قابل توضیح نمی باشد. بلکه عوامل روانشناختی نیز در این میان مهم می باشند. بنابراین هدف پژوهش حاضر این بود تا علاوه بر این عوامل، به بررسی تاثیر عوامل روان شناختی بر طول دوره بستری بیمارستانی پس از این جراحی بپردازد. از بین بیماران مراجعه کننده به مرکز قلب بیمارستان شهید رجایی تهران که کاندیدای این جراحی بودند، 150 بیمار (30 نفر زن و 120 نفر مرد) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از بیماران خواسته شد پرسشنامه 21 سوالی DASS-21 را تکمیل کنند. تحلیل رگرسیون گام به گام متغیرهای روانشناختی، طبی و جمعیت شناختی نشان داد مهمترین متغیرها برای پیش بینی طول مدت بستری بیمارستانی پس از جراحی، اضطراب و افسردگی، دیابت و فشار خون بالا و سن و جنسیت هستند. نتایج نشان دادند که می توان با ارزیابی پیش از جراحی این متغیرها، به شناسایی بیمارانی نایل شد که ممکن است این نوع جراحی برای آنها موفقیت آمیز نباشد.
۱۵.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با درمان نگهدارنده بر کاهش رفتارهای مخاطره آمیز و خشم های انفجاری در سوءمصرف کنندگان مواد افیونی

کلید واژه ها: مواد افیونی تکانشگری متادون درمان نگهدارنده ذهن آگاهی سوءمصرف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با درمان نگهدارنده بر کاهش رفتارهای مخاطره آمیز و خشم های انفجاری در سوءمصرف کنندگان مواد افیونی انجام گرفت. روش کار: در این کارآزمایی بالینی 57 بیمار با تشخیص سوءمصرف مواد به طور تصادفی درگروه های آزمون (درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و گروه درمان های رایج مانند متادون درمانی) و گروه شاهد (گروه کمپ) قرارگرفتند. گروه آزمون به مدت 8 هفته مورد درمان قرار گرفتند. آزمودنی ها با استفاده از مصاحبه ساختاریافته و پرسش نامه ی تکانشگری بارت بررسی شدند و نتایج با استفاده از روش های آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر (مختلط) و با نرم افزار SPSS نسخه ی 19 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: اگر چه هر دو مداخله ی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان های رایج منجر به کاهش رفتارهای مخاطره آمیز و رفتارهای تکانشگری در سوءمصرف کنندگان مواد افیونی می شود اما گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در این زمینه اثربخش تر بوده و به طور معنی داری منجر به افزایش سلامت روان بعد از ترک مواد گردیده است. به علاوه نتایج یافته ها نشان داد که تاثیر درمان در دوره پی گیری نیز قابل مشاهده بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به درمان نگهدارنده متادون و گروه شاهد در کاهش رفتارهای مخاطره آمیز در سوء مصرف کنندگان مواد افیونی موثر بوده است.
۱۶.

مقایسه نگرانی درباره تصویر بدنی و حرمت خود بین نوجوانان مبتلا به اسکولیوز بدون بریس، تحت درمان بریس و نوجوانان عادی

کلید واژه ها: حرمت خود تصویر بدنی اسکولیوز بریس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۵۰۶
انحراف جانبی ستون فقرات یک اختلال عضلانی استخوانی است که ستون فقرات در صفحه پیشانی دچار انحنا می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه نگرانی درباره تصویر بدنی و حرمت خود بین نوجوانان مبتلا به اختلال اسکولیوز بدون بریس، تحت درمان بریس و نوجوانان عادی بود. تعداد 237 نوجوان (121 دختر، 116 پسر) 12 تا 18 ساله در شهر تهران در سه گروه انتخاب شدند: مبتلا به اسکولیوز که برای مدت حداقل سه ماه از بریس استفاده می کردند؛ نوجوانانی که مبتلا به اسکولیوز بودند ولی از بریس استفاده نمی کردند و گروه نوجوانان عادی که مبتلا به اسکولیوز نبودند. شرکت کنندگان مقیاس حرمت خود روزنبرگ (RSES) و پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که نوجوانان مبتلا به اسکولیوز حرمت خود پایین تری نسبت به نوجوانان عادی داشتند. نوجوانانی که مبتلا به اسکولیوز بودند و از بریس استفاده می کردند نسبت به دو گروه دیگر نگرانی بیشتری را نسبت به تصویر بدنی خود ابراز کردند. در مولفه نگرانی نسبت به تصویر بدنی، تفاوت معنادار بین نوجوانان عادی و نوجوانان مبتلا به اسکولیوز که از بریس استفاده نمی کردند یافت نشد. تفاوت های جنسی در مولفه حرمت خود نشان گر این بود که به طور کلی دختران نسبت به پسران حرمت خود پایین تری را گزارش کردند. می توان چنین نتیجه گرفت که اختلال اسکولیوز، حرمت خود و درمان توسط بریس، نگرانی نسبت به تصویر بدنی را بیش از سایر مولفه ها تحت تاثیر منفی روانشناختی قرار می دهد. با توجه به اهمیت پیشگیری و درمان اسکولیوز توسط بریس و تاثیرات روانشناختی استفاده از آن، پیشنهاد می شود که پژوهشگران به تدوین بسته های مداخله ای/ آموزشی جهت ارایه حمایت های روانشناختی به نوجوانان مبتلا به این اختلال بپردازند.
۱۷.

اثر بخشی درمان ذهن آگاهی بر ارتقاء کیفیت زندگی سوءمصرف کنندگان مواد مخدر(تریاک): بهبود سلامت جسمانی و روانشناختی

کلید واژه ها: کیفیت زندگی اعتیاد ذهن آگاهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۸ تعداد دانلود : ۶۸۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر ارتقاء کیفیت زندگی معتادان در ابعاد سلامت جسمانی و روانشناختی طراحی شده است. روش: تعداد 60 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از یک طرح آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی قرار گرفتند، در حالی که در این مدت گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش ذهن آگاهی در گروه آزمایش، نمرات مقیاس های سلامت جسمانی و روانشناختی را به طور معنی داری افزایش داد. بحث و نتیجه گیری: برنامه آموزش گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند جزء برنامه های مداخلاتی در سطوح جمعیت عمومی و گروه های معتادان قرار گیرد و از طریق ارتقاء کیفیت زندگی مشکلات این قشر آسیب پذیر را تخفیف دهد.
۱۸.

رابطه بین کیفیت زندگی و صفات شخصیتی در افراد معتاد

تعداد بازدید : ۱۸۷۴ تعداد دانلود : ۷۷۲
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثر پیش بینیپذیری کیفیت زندگی از روی صفات شخصیتی و ویژگیهای جمعیت شناختی (سن، وضعیت اشتغال شامل شاغل و بیکار، جنسیت، نوع ماده مصرفی به تفکیک سه نوع تقسیم بندی کلی شامل سوء مصرف مواد افیونی، محرک ها و چند مصرفی) در افراد معتاد انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش 200 آزمودنی به صورت تصادفی از بین معتادان خودمعرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر تهران انتخاب شدند و به فرم کوتاه مقیاس 26 سؤالی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (World health organization quality of life یا WHOQOL-Brief) و فرم کوتاه 56 سؤالی صفات شخصیتی Cloninger (Cloninger¢s temperament and character inventory یا TCI) پاسخ دادند. داده های خام با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون خطی گام به گام سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: متغیرهای خودهدایت گری، پشتکار و وضعیت اشتغال با تبیین 33 درصد از واریانس نمره کل کیفیت، خودهدایت گری و پشتکار با تبیین 16 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد جسمانی، خودهدایت گری، پاداش وابستگی و وضعیت اشتغال با تبیین 34 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد روان شناختی، خودهدایت گری و وضعیت اشتغال با تبیین 20 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد اجتماعی و خودهدایت گری و وضعیت اشتغال با تبیین 26 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد ارتباط با محیط اثر پیش بینی کنندگی معنیداری به لحاظ آماری داشتند. نتیجه گیری: به نظر میرسد با تشدید صفات شخصیتی خودهدایت گری و پاداش وابستگی و کاهش صفات پشتکار و بیکاری در افراد سوء مصرف کننده مواد، کیفیت زندگی کاهش می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان