نورعلی فرخی

نورعلی فرخی

مدرک تحصیلی: دکتری روان شناسی تربیتی، دانشیار، گروه سنجش و اندازه گیری، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۰۰ مورد.
۱.

شناخت فقدان های تجربه شده در تاریخچه ی زندگی جوانان ساکن تهران: یک پژوهش پدیدارشناختی

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۸
فقدان، اگرچه تجربه ای مشترک میان انسان هاست، تعریف و گستره ی آن به این واسطه که افراد مختلف برداشت های گوناگونی از آن دارند کماکان چالشی پیش روی پژوهش گران و درمان گرانی است که با این پدیده روبرو می شوند. در این مطالعه، که به شیوه ای کیفی و پدیدارشناختی، با نمونه گیری هدفمند و به کمک گروه های کانونی و مصاحبه ی ژرف نگر انجام گرفت، در مجموع تجربیات 13 نفر به صورت گروهی و 8 نفر به صورت انفرادی در خصوص تعریف شان از چیستی فقدان و فقدان هایی که در طول زندگی شان تجربه کرده اند اخذ و آوا نویسی و بر اساس روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که تعریف جوانان از فقدان را می توان در سه گونه ی کلی تعریف فقدان برمبنای از دست دادن، برمبنای پیامدهای هیجانی و همچنین بر مبنای نداشتن شیء مطلوب دسته بندی نمود. همچنین گستره ای از تجارب فقدان های فردی و ارتباطی شامل فوت افراد نزدیک، فقدان های خانوادگی، عاشقانه یا دوستانه، اقتصادی- اجتماعی، جسمانی و نهایتاً فقدان های مرتبط با مفاهیم ذهنی شناسایی شد. در نهایت مقایسه ای با تحقیقات گذشته نشان داد که فقدان ها دامنه ی وسیع تری از آنچه که تا کنون شناسایی شده بود را در بر گرفته و تا حد زیادی وابسته به زیست جهان و فرهنگ افراد مورد بررسی هستند. در نتیجه ضروری به نظر می رسد که تحقیقات آتی واکنش به فقدان های مختف فردی و اجتماعی را از حیث شباهتشان به واکنش های متداول در سوگ مورد بررسی قرار دهند.
۲.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تعلل ورزی تحصیلی، و استرس تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هشتم

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۴
در این مطالعه، به بررسی تأثیر آموزش ذهن آگاهی بر کاهش تعلل ورزی، و استرس تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 1 تهران پرداخته شده است. طرح پژوهش حاضر به صورت آزمایشی بود که با بهره گیری از یک طرح آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. با استفاده از یک غربالگری اولیه، 120 دانش آموز پایه هشتم از طریق پرسشنامه های اهمال کاری تاکمن، و استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران، ارزیابی شدند. از این تعداد، 48 دانش آموز که بر اساس اکتساب نمرات بالا دارای تعلل ورزی بالا در نظر گرفته شدند، به طور تصادفی در گروه های آزمایش و گواه 1، و 44 دانش آموز که نمره استرس بالا به دست آورده بودند، به طور تصادفی در گروه های آزمایش و گواه 2 جایگزین شدند. گروه های آزمایشی طی 8 جلسه تحت تأثیر آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند. درحالی که، در این مدت، گروه های گواه این آموزش ها را دریافت نکردند. هر دو گروه تعلل ورزی بالا، در پیش آزمون، و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه تاکمن، و گروه های استرس بالا نیز در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه زاژاکووا و همکاران مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس ترکیبی ساده تحلیل شد. یافته ها، بیانگر وجود تفاوت معنادار (05/0 p<) میان گروه های آزمایش و گواه 1 در میزان تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان در سطح پیش آزمون و پس آزمون بود. همچنین، آموزش ذهن آگاهی نمرات استرس تحصیلی را به طور معنی داری در گروه آزمایشی استرس بالا کاهش داد.
۳.

تشخیص خطاهای رویه ای دانش آموزان در جمع و تفریق اعداد اعشاری با استفاده از شبکه های بیزی

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۲
اعداد اعشاری یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد در آموزش ریاضی است. با این وجود، دانش آموزان در کار با اعداد اعشاری با سختی هایی مواجه هستند. یک روش جهت بررسی علت سختی کار با اعداد اعشاری برای دانش آموزان، تحلیل خطاهای آنها است؛ اما تشخیص خطاها در مهارت های رویه ای به خاطر ذات بی ثباتشان کار دشواری است. این مطالعه، مسئله تشخیص خطاهای رویه ای دانش آموزان را در زمینه جمع و تفریق اعداد اعشاری، توسط پیشنهاد و ارزیابی یک رویکرد مبتنی بر احتمال با استفاده از شبکه های بیزی مورد بررسی قرار می دهد. این رویکرد، یک شبکه علّی بین خطاهای رویه ای در جمع و تفریق اعداد اعشاری با سؤالات آزمون در نظر می گیرد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، کمی می باشد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان پایه ششم شهر بیرجند در سال تحصیلی 97-96 بودند که از بین آنها تعداد 407نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. عملکرد شبکه با استفاده از دو نوع از موقعیت های آزمون، یکی استفاده از داده های دوتایی (نمره گذاری صحیح - غلط) و دیگری استفاده تشخیصی از پاسخ های غلط توسط یک آزمون چندگزینه ای مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد شبکه بیزی با استفاده از داده های دوتایی عملکرد ضعیفی در تشخیص خطاها داشت اما استفاده تشخیصی از پاسخ های غلط دانش آموزان، عملکرد شبکه را به طور قابل ملاحظه ای بهبود بخشید که ضریب توافق کاپا برای آن در جمع و تفریق اعداد اعشاری به بالای 90 درصد رسید. این نتایج پیشنهاد می کند تشخیص قابل اعتماد خطاهای رویه ای در جمع و تفریق اعداد اعشاری می تواند با استفاده از چارچوب شبکه های بیزی با استفاده از پاسخ های غلط دانش آموزان به دست آید.
۴.

اثربخشی بسته ی آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری بر امید و نشاط معلمان بازنشسته

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه: تغییرات جسمی و روحی در سالمندان ممکن است موجب کاهش امید و نشاط در زندگی آنان شود. تحقیقات به اثربخشی معنادرمانی اشاره دارد. اما مسئله این پژوهش این است که آیا بسته ی آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری به بهبود این نشانگان در معلمان سالمند بازنشسته کمک می کند؟ هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی بسته ی آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری بر امید و نشاط معلمان بازنشسته بود. روش: روش این مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 30 نفر از معلمان سالمند شهر کرمان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 12 جلسه، هفته ای 2 بار آموزش معنادرمانگری که برگرفته از کتاب های روانشناسی مثبت نگر (سلیگمن و همکاران، 2000)، تکنیک های شناختی – رفتاری (استالارد، 2005؛ ترجمه علیزاده و همکاران، 1389) و معنادرمانگری (فرانکل) (ترجمه میلانی، 1396) بود را دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه امید میلر و پاورز (1988) و مقیاس اندازه گیری نشاط آکسفورد (1989) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان دادکه بسته آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری بر میزان نشاط (0/001= P ) و امید (0/001= P ) سالمندان اثربخش بود (0/001= P ). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت برگزاری دوره های آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری می تواند در ارتقای امید و نشاط معلمان سالمند مفید واقع شود.
۵.

مقایسه نیمرخ عصب - روان شناختی دانش آموزان تیزهوش و بااستعداد کم آموز و موفق در درس ریاضی

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیده کم آموزی دانش آموزان تیزهوش در حیطه ریاضی و مقایسه نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی این دانش آموزان در گروه هایی با سطوح مختلف پیشرفت انجام شد. روش : روش این پژوهش علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 36 نفر دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند و از نظر مهارت های عصب روان شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های آنلاین دسته بندی کارت ویسکانسین، آزمون تکلیف بلوک های کرسی و آزمون تکلیف زمان واکنش دیاری-لیوالد استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته ها :نتایج پژوهش حاکی از تفاوت معنادار مهارت های عصب روان شناختی بین گروه ها در متغیرهای حافظه فعال دیداری - فضایی، تکلیف زمان واکنش انتخابی و کارکردهای اجرایی بود. نتیجه گیری :با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت دانش آموزان تیزهوش کم آموز نسبت به دانش آموزان تیزهوش با پیشرفت مورد انتظار، نارسایی های مهارت های عصب روان شناختی بیشتری را تجربه می کنند. بنابراین، در کنار توجه به عوامل شخصیتی و محیطی، ارزیابی مهارت های عصب روان شناختی و کاربست رویکردهای مداخله ای عصب روان شناختی متناسب جهت پیشگیری از بروز کم آموزی در تیزهوشان پیشنهاد می گردد.
۶.

اثربخشی ذهن آگاهی، پیلاتس و ذهن آگاهی - پیلاتس به صورت تلفیقی بر نشانگان پیش از قاعدگی در دختران تهران

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه: پژوهش های زیادی به بررسی اثربخشی پیلاتس و ذهن آگاهی بر بهبود نشانگان پیش از قاعدگی پرداخته است؛ اما مسئله اصلی این است که آیا روش تلفیق و اجرای همزمان پیلاتس - ذهن آگاهی اثربخشی بهتری نسبت به کاربست هر یک از آنها به تنهایی دارد؟ هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ذهن آگاهی - پیلاتس به صورت تلفیقی، آموزش ذهن آگاهی و پیلاتس بر نشانگان پیش از قاعدگی در دختران و زنان شهر تهران بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طراحی پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دختران 15 تا 40 سال شهر تهران می باشد. نمونه شامل 60 بیمار با نشانگان پیش از قاعدگی بود که به صورت هدفمند از میان ورزشگاه های هدف انتخاب شده بودند. از این نمونه 15 نفر به صورت تصادفی در گروه ذهن آگاهی (کابات زین، 2010)، 15 نفر در گروه پیلاتس (عطری و شفیعی، 1393)، 15 نفر در گروه تلفیقی و 15 نفر در گروه گواه گمارده شد. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه غربالگری نشانگان پیش از قاعدگی ( PSST ) گونه ایرانی سیه بازی و همکاران (1390) بود. یافته ها: اختلاف معنی داری در نمرات سندرم پیش از قاعدگی گروه آزمایش و گروه گواه مشاهده نشد (0/29 P> )؛ تمرینات پیلاتس اختلاف معنی دار نشان داد (0/005 P< ). تلفیق درمان ذهن آگاهی و پیلاتس بر کاهش سندرم پیش از قاعدگی تأثیر معنی داری داشت (0/005 P< ). نتیجه گیری : هر چند پیلاتس به تنهایی نیز باعث کاهش سندرم پیش از قاعدگی می شود اما تلفیق تمرینات پیلاتس و ذهن آگاهی اثربخشی بیشتری دارد.
۷.

مقایسه استدلال اخلاقی دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: برخی از پژوهش ها استدلال و قضاوت اخلاقی را در دانش آموزان با نیازهای ویژه مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که این دانش آموزان در تحول اخلاقی نسبت به همسالان خود با تأخیر مواجه هستند. مطالعات درباره تحول استدلال اخلاقی در افراد با آسیب بینایی بسیار محدود است، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه استدلال اخلاقی در دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر پیمایشی از نوع تحلیلی مقطعی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 80 دانش آموز دختر و پسر 11 و 12 ساله (40 نفر با آسیب بینایی و 40 نفر بدون آسیب بینایی) شاغل به تحصیل در مدارس آموزش عمومی و مدارس خاص نابینایان شهر تهران بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و بر حسب شرایط ورود و خروج به پژوهش، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون استدلال اخلاقی ( رست، 1979 ) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با آزمون آماری t مستقل و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین استدلال اخلاقی دو گروه با و بدون آسیب بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بدین معنا که دانش آموزان نابینا در استدلال اخلاقی نسبت به همسالان بینا تأخیر معناداری داشتند (0/05>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، آسیب بینایی در رشد مفاهیم اخلاقی و در نتیجه تحول استدلال اخلاقی تأثیر منفی می گذارد. البته باید توجه داشت که شدت آسیب و زمان بروز نابینایی در این رابطه بسیار اهمیت دارد. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۸.

تاثیر مدل وزن دهی بر نمره کل سازی سوابق تحصیلی و رتبه بندی داوطلبان ورود به دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
هدف از پژوهش حاضر شناسایی وزن هریک از دروس سوابق تحصیلی و نمره کل سازی براساس رویکرد روانسنجی مدل پیوسته IRT و رویکردهای مبتنی بر نظر متخصصان تاپسیس و AHP، و همچنین مقایسه اثر مدل وزن دهی بر رتبه بندی و پایایی روش های وزن دهی و نمره کل سازی سوابق تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر ترکیبی بود. به منظور اجرای پژوهش در بخش اول 11 آیتم(دروس) سوابق تحصیلی از گروه متخصصان مورد نظرخواهی قرار گرفت و با استفاده از تکنیک های تاپسیس و AHP وزن دهی و اولویت بندی شد. در بخش دوم نمرات دروس نهایی سال سوم متوسطه داوطلبان و پذیرفته شدگان رشته های روانشناسی و مشاوره در دگروه علوم انسانی از سازمان سنجش دریافت شد و جهت برآورد نمرات تتا استفاده شد. به منظور مقایسه ی مدل های مختلف وزن دهی و نمره کل سازی، ابتدا گروه نمونه براساس نمرات حاصل از هر سه رویکرد رتبه بندی شده، و از لحاظ شاخص های پراکندگی و میزان تفاوت رتبه ها مقایسه شد. نتایج مقایسه سه رویکرد نشان داد بیشترین واریانس مربوط به روش نمره کل سازی با مدل پیوسته IRT است. نتایج تحلیل آماری مبنی بر آزمون ویل کاکسون جهت مقایسه متوسط رتبه ها نشان داد در حجم نمونه ی کم روش وزن دهی به هر سه روش نسبت به روش وزن های یکسان تفاوت معنادار در رتبه ها ایجاد می کند و بنابراین مدل وزن دهی در رتبه بندی داوطلبان در حجم نمونه کم تاثیر می گذارد. اما بین سه مدل وزن دهی تفاوت معناداری در رتبه بندی داوطلبان مشاهده نمی شود. همچنین نتایج نشان داد در حجم نمونه بالا(2000 نفر) روش وزن دهی به هر سه روش نسبت به روش وزن های یکسان تفاوت معنادار در رتبه ها ایجاد می کند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد نمرات بدست آمده از مدل پیوسته IRT نسبت به دو روش دیگر در رتبه بندی داوطلبان تاثیر متفاوتی می گذارد . نمرات روش IRT پایایی بالاتری نسبت به روش های مبتنی بر نظر خواهی از متخصصان دارد. با این وجود به نظر نمی رسد روش وزن دهی بر میزان پایایی نمرات تاثیر معناداری داشته باشد.
۹.

طراحی الگوی جامع ارتقای سلامت روان در مدارس دخترانه شهر تهران

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی جامع ارتقای سلامت روان در مدارس دخترانه شهر تهران بود. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر از نوع آمیخته (کمّی- کیفی) است. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان مدارس دخترانه شهر تهران که در سال تحصیلی 96-97 مشغول به تحصیل بودند، است. نمونه ی این پژوهش متشکل از 150 نفر از دانش آموزان دختر شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده، پرسشنامه های سلامت عمومی، شخصیت نئو، سنجش خانواده، حمایت اجتماعی و عوامل آموزشی بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ویژگی شخصیتی (63/0) نسبت به سایر عوامل؛ روابط خانوادگی (43/0)، عوامل اجتماعی (37/0) و عوامل آموزشی (51/0) توانست واریانس بیشتری از سلامت روان در دانش آموزان را تبیین کند. روابط خانوادگی نقش تعیین کننده ای در سلامت روان دانش آموزان دارند و از میان عوامل خانوادگی، مؤلفه واکنش های عاطفی در خانواده با ضریب مسیر 75/0 توانست نقش مهم تری را ایفا کند. ضریب مسیر رفتار معلمان با سلامت روان دانش آموزان برابر با 59/0 و معنادار است. همچنین، ضریب مسیر کادر آموزشی مدرسه با سلامت روان دانش آموزان برابر با 51/0 و معنادار است. به عبارت دیگر، عوامل آموزشی اعم از رفتار معلمان و کادر آموزشی مدارس می توانند نقش مؤثری در ارتقای سلامت روان دانش آموزان داشته باشند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان پیشنهاد کرد با برگزاری کارگاه های آموزشی و برنامه های آموزشی مرتبط برای دانش آموزان (فراهم کردن جزوات)، ضمن روشن ساختن تأثیر عوامل مختلف بر سلامت روان آن ها، جهت رفع نقص های موجود در این زمینه قدم برداشت.
۱۰.

تبیین عوامل اصلی شکل دهنده و استقرار رهبری خلاق مدیران: رویکرد داده بنیاد

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
مقدمه: در میان منابع انسانی، نقش رهبری ممتازتر و برجسته تر از سایر افراد است به طوری که می توان گفت موفقیت یک سازمان تا حدود زیادی به کارآمدی مدیریت و رهبری بستگی دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل اصلی شکل دهنده و استقرار رهبری خلاق مدیران تدوین شده است. روش : این پژوهش با رویکرد آمیخته از نوع روش های اکتشافی انجام شد. در گام کیفی و در مرحله نخست بر مبنای نظریه داده بنیاد با استفاده از شیوه ی نمونه گیری هدفمند 14 نفر از متخصصان ذی صلاح (خبرگان) و مدیران حوزه آموزش و پرورش مصاحبه به عمل آمد. داده های این بخش با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد مکتوب، جمع آوری شدند. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار تحلیل کیفی ( MAXQDA ) و بر مبنای رهیافت نظام مند استراوس و کربین، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. یافته ها: پس از تحلیل داده ها فرایند پرورش رهبری خلاق در مدارس و استنباط در خصوص روابط بین آنها بدست آمد. ابعاد الگوی پارادایمی، شامل: 4 مقوله کلّی زمینه های بستر ساز (بلوغ مدیریتی، نظام پرورش خلاقیت)، شرایط علّی (آگاهی بخشی، گسترش دانش، فرهنگ سازی)، راهبردهای عملی (بومی سازی، انعطاف پذیری عملکردی) و مقوله محوری (خلاقیت جویی، خلاقیت پروری و واگذاری اختیار) به دست آمد . نتیجه گیری: با توجه به اینکه برخی از عوامل پیشنهادی برگرفته از دیدگاه های خبرگان است، لذا می توان به محققان آینده پیشنهاد کرد که با توجه به بدیع بودن سازه رهبری خلاق به بررسی تفصیلی پیامدهای حاصل از اجرای این عوامل بپردازند، ازجمله برنامه های آموزشی مبتنی بر الگوی پرورش رهبری خلاق خاصیت طولی داشته باشند و با عمل و فعالیت شغلی همراه شوند.
۱۱.

اثربخشی بسته آموزشی خودفرمانی بر خود راهبری در یادگیری و سبک های تصمیم گیری دختران دوره متوسطه

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته آموزشی خودفرمانی و تعیین اثربخشی آن بر خودراهبری در یادگیری و سبک های تصمیم گیری دانش آموزان متوسطه انجام گرفت. روش کار : روش پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. ابتدا بسته آموزشی خودفرمانی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای تدوین، و سپس میزان نسبت روایی محتوا ( CVR ) و شاخص روایی محتوا ( CVI ) آن توسط متخصصین تعیین گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، یک کلاس 22 نفره و یک کلاس 20 نفره دهم تجربی به ترتیب در گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند (که گروه آزمایشی دو نفر افت داشت). گروه آزمایشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای، بسته آموزشی را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. یافته های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس، و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میزان شاخص روایی محتوا ( CVI ) برای تمامی هدف ها در بسته آموزشی بین 9/0 تا 1، و میزان نسبت روایی محتوا ( CVR ) برای تمامی هدف ها در پروتکل آموزشی بین 8/0 تا 1 به دست آمد. یافته ها نشان داد که بسته آموزشی خودفرمانی بیشترین اثربخشی را در متغیر خودراهبری یادگیری به ترتیب بر برنامه ریزی و اجرا، انگیزه یادگیری، خودپایشی و سپس ارتباطات میان فردی، و در سبک های تصمیم گیری، بیشترین تغییر را به ترتیب در سبکهای تصمیم گیری آنی، عقلانی و سپس سبک شهودی دانش آموزان داشته است. همچنین بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد که نشان دهنده ثبات اثرات یادگیری است. نتیجه گیری: بسته آموزشی خودفرمانی، توانایی ارتقاء مهارت های خودراهبری در یادگیری و همچنین کاهش سطح تصمیم گیری های آنی و افزایش سطح تصمیم گیری های منطقی دانش آموزان دوره متوسطه را دارد.
۱۲.

تأثیر برنامه درمانی گربه مقابله گر برکاهش نشانه های اختلال اضطرابی در کودکان

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: اختلال های اضطرابی در کودکان یکی از مهم ترین علل سازش نایافتگی کودکان است. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر برنامه درمانی گربه مقابله گر بر کاهش نشانه های اختلال اضطرابی در کودکان دبستانی بود . روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی، پیش آزمون - پس آزمون، پیگیری با گروه گواه بود. جامعه پژوهش حاضر را دختران و پسران 9 تا 11 سال مبتلا به مشکلات اضطرابی تشکیل دادند. روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود، به این صورت که از بین مدارس شهر تهران و با استفاده از مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان (مارچ و همکاران، 1997)، 32 کودک که دارای نشانه های اختلال های اضطرابی بودند انتخاب و سپس به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شده اند (16 کودک در هر گروه). کودکان گروه آزمایش تحت برنامه درمانی گربه مقابله گر قرار گرفتند ولی گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. پس از پایان مداخله از هر دو گروه آزمایش و گواه، پس آزمون و بعد از یک ماه پیگیری تأثیر درمان انجام شد. یافته ها : برای تحلیل داده های حاصله از روش تحلیل اسپانوا استفاده شد که نتایج نشان داد به طورکلی برنامه درمانی گربه مقابله گر در کاهش اختلال های اضطرابی در کودکان تأثیر معنادار داشته و تأثیر این شیوه درمانی بر تمامی نشانه های اختلال های اضطرابی در دوره پیگیری یک ماهه، پایدار بوده است ( 0/05 > p ) . نتیجه گیری: برنامه درمانی گربه مقابله گر می تواند با تشخیص نشانه های تحریک اضطراب ناخواسته به کودکان و استفاده از این نشانه ها به عنوان راهنما در جهت به کارگیری راهبردهای مدیریت اضطراب به کاهش اختلال های اضطرابی در کودکان منجر شود.
۱۳.

تفحص کیفی برای تشخیص اختلالات کژکارکردی های جنسی و تأثیر آن بر کارکرد خانواده در آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
جنگ بخشی جدانشدنی از زندگی اجتماعی آدم ها است و همواره در طول تاریخ وجود داشته و صدمات جبران ناپذیری بر جنبه های گوناگون سلامت بدنی، روانی و خانوادگی آدم ها وارد کرده است. پژوهش حاضر، به منظور تفحص کیفی برای تشخیص اختلالات کژکارکردی های جنسی و تأثیر آن بر کارکرد خانواده در آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت انجام گرفته است. پژوهش حاضر یک بررسی کیفی پدیدارشناسی - توصیفی می باشد و جامعه آماری آن همه آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت بودند که در تاریخ 7 تیرماه 1366 توسط رژیم بعث عراق موردحمله بمباران شیمیایی قرار گرفتند که تعداد جامعه 223 نفر (130 مرد و 93 زن) بودند. نمونه پژوهش 60 نفر، دربرگیرنده 30 مرد و 30 زن بودند که بر پایه اشباع در هنگام انجام پژوهش و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در آغاز برای غربالگری آسیب دیدگان مصاحبه بالینی صورت گرفت و بعد، از افراد شناسایی شده نمونه، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در تحلیل داده ها نیز از الگوی هفت مرحله ای کلایزی بهره گرفته شد. برآیندها نشان می دهد که شکایت های اختلالات کژکارکردی های جنسی دربرگیرنده اختلال میل جنسی، اختلال برانگیختگی جنسی، اختلال ارگاسم، اختلال بیزاری جنسی و اختلال درد بخش تناسلی در هر دو جنس وجود داشت. همچنین شکایت های؛ اختلال نعوظ، انزال زودرس و انزال دیررس ویژه مردان و شکایت؛ درد آمیزش ویژه زنان بودند. در ارتباط با شکایت های کارکرد خانواده؛ شکست در ازدواج، ناخشنودی از روابط زناشویی، نبود خوشنودی از روابط خانوادگی، نبود خوشنودی از نقش والدینی و ارتباط ناسالم با خویشاوندان و همسایگان؛ در طیف گسترده ای از آسیب دیدگان گزارش شده است. بمباران شیمیایی به طور گسترده باعث به وجود آمدن مشکلات و اختلالات کژکارکردی های جنسی در آسیب دیدگان شیمیایی شده است و این اختلالات تأثیر سوء و منفی بر کارکرد خانواده آسیب دیدگان داشته است و بنیاد خانواده و کارکرد خانواده را با چالش های فراوان روبرو کرده است؛ بنابراین مشاورین خانواده می توانند با برگزاری جلسات و کارگاه های مشاوره خانواده درمانی به خانواده و فرد آسیب دیده کمک بکنند.
۱۴.

تعیین روش بهینه شناسایی کارکرد افتراقی در سنجش انطباقی کامپیوتری

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه: یکی از چالش های اساسی گذر از آزمون های مداد – کاغذی به انطباقی کامپیوتری عادلانه بودن است که ارزیابی آن در چارچوب کارکرد افتراقی ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی کارکرد افتراقی، ارزیابی عوامل مداخله گر در میزان آشکارسازی و معرفی روش بهینه مطالعه کارکرد افتراقی در سنجش انطباقی کامپیوتری بود. روش: با توجه به مسئله پژوهش از روش تجربی استفاده شد. گردآوری داده ها و دستکاری متغیرها با استفاده از روش شبیه سازی صورت گرفت. پاسخ های گروه نمونه 1000 نفری (گروه مرجع و کانونی با حجم یکسان 500 نفری) به بانک 55 سؤالی دوارزشی براساس مدل لجستیک سه پارامتری در 20 تکرار شبیه سازی شد. 15 سؤال بانک از نظر نوع و اندازه کارکرد افتراقی دستکاری شدند و اثر آزمون براساس تفاوت میانگین توانایی گروه های مقایسه تعیین گردید. آزمون انطباقی کامپیوتری 30 سؤالی با نرم افزار Firestar اجرا شد. تحلیل کارکرد افتراقی با روش رگرسیون لجستیک و آزمون نسبت درستنمایی صورت گرفت و روش ها براساس توان و خطای نوع اول مقایسه شدند. یافته ها: میزان خطای نوع اول روش آزمون نسبت درستنمایی کم تر از رگرسیون لجستیک بود. توان هر دو روش متاثر از نوع، مقدار کارکرد افتراقی و اثر آزمون بود. روش آزمون نسبت درستنمایی در شناسایی کارکرد افتراقی یکنواخت در هر دو موقعیت اثر و بدون اثر نسبت به روش رگرسیون لجستیک توان بیشتری داشته است و با افزایش شدت کارکرد افتراقی توان نیز افزایش یافته است. در ارزیابی کارکرد افتراقی غیریکنواخت تفاوتی بین روش ها مشاهده نشد و هر دو روش توان کمی داشتند. نتیجه گیری: با توجه به توان و میزان خطای نوع اول، روش آزمون نسبت درستنمایی رویکرد مطلوب در بررسی کارکرد افتراقی یکنواخت است، در حالی که ارزیابی کارکرد افتراقی غیریکنواخت مستلزم مطالعات تکمیلی می باشد.
۱۵.

نقش میانجیگر سرمایه روان شناختی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی با سازگاری زناشویی دانشجویان

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی روان رنجورخویی، گشودگی، برونگرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی با سازگاری زناشویی دانشجویان زن بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در نیمسال اول ۹۷-۱۳۹۶ به تعداد ۳۳۰۰۰ نفر بود. از میان آن ها به روش نمونه برداری در دسترس ۳۰۰ نفر بر اساس پیشنهاد کلاین (2011) از کلاس های دانشکده روان شناسی که معیارهای ورود به پژوهش داشتند؛ انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سازگاری زناشویی اِسپانیر ۱۹۷۶، پرسشنامه پنج عاملی نئو کاستا و مک کری ۱۹۸۵ و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز، آوولیو، آوی و نورمان (2007) بود. پس از حذف ۳ پرسشنامه مخدوش و ۱ داده پرت، داده های پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت گشودگی و سازگاری زناشویی (066/0 =β، ۰۱۶/۰ =P)، ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت برونگرایی و سازگاری زناشویی (083/0 =β، ۰۱۲/۰ =P) و ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت روان رنجورخویی و سازگاری زناشویی (117/0- =β، ۰۰۱/۰ =P) معنادار است. نتیجه گیری: صفات شخصیتی به عنوان پیش آمادگی هایی که افراد با خود در روابط زناشویی وارد می کنند؛ احتمالاً بر سرمایه روان شناختی افراد شامل خوش بینی، خودکارامدی، امیدواری و تاب آوری در برخورد با مشکلات زناشویی اثرگذار است و ممکن است منجر به کاهش یا افزایش سازگاری زناشویی شود. از این رو، پیشنهاد می شود که کارگاه هایی با هدف ارتقاء سرمایه روا ن شناختی برای دانشجویان متأهل در دانشگاه ها برگزار شود.
۱۶.

تاثیر تلاوت قرآن کریم بر میزان خطرپذیری نوجوانان درمقابل رفتارهای پرخطر

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تلاوت قرآن کریم بر میزان خطر پذیری نوجوانانِ مقطع دبیرستان در مقابل رفتارهای پرخطر انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش است. جامعه آماری آن شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دبیرستان (سال اول و دوم) در ناحیه 2 و 1 شهر اردبیل و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از این دانش آموزان بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از میان دانش آموزان در حال تحصیل نمونه گیری شد. و به صورت تصادفی در دو گروه (هرکدام: 15 نفر) به عنوان گروه آزمایش و گروه گواه جایگزین شدند. ابتدا مقیاس خطر پذیری نوجوانان ایرانی (IARS) به عنوان پیش آزمون برای هردو گروه اجرا شد وسپس بعد از اتمام دوره 12 جلسه ای (هر جلسه 30 دقیقه) برای گروه آزمایش، به منظور سنجش میزان خطرپذیری نوجوانان در مقابل رفتارهای پرخطر (متغیر وابسته) مجدداً مقیاس خطر پذیری نوجوانان ایرانی (IARS) به عنوان پس آزمون در هر دو گروه اجرا شد تا اثر گذاری تلاوت قرآن (متغیر مستقل) درگروه آزمایش موردبررسی قرار گیرد. در این تحقیق داده ها با روش تحلیل کوواریانس و استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتائج پژوهش نشان داد، تأثیر تلاوت قرآن به عنوان متغیر مستقل بر میزان خطر پذیری نوجوانان، به عنوان متغیرِ وابسته معنا دار بوده و میزان خطر پذیری درگروه آزمایشی، نسبت به گروه کنترل به طور معنا دار کاهش پیدا کرده است.
۱۷.

مقایسه اثربخشی آموزش دو نیم کره برخواندن و درک مطلب دانش آموزان نارساخوان نوع دیداری و نوع شنیداری

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
زمینه: اثربخشی روش های درمان عصب- روانشناختی بر روی اختلالات عصبی- تحولی از جمله نارساخوانی در بسیاری از پژوهش ها مورد بررسی قرار گرفته است. تأثیر روش های عصب- روانشناختی در کاهش مشکلات زیرگروه های نارساخوانی کمتر بررسی شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش دو نیم کره بر خواندن و درک مطلب دانش آموزان نارساخوان نوع دیداری و شنیداری انجام شد. روش: در این مطالعه از نمونه در دسترس استفاده شد، با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه، 40 دانش آموز در پایه های دوم و سوم دبستان از فهرست انتظار دو مرکز مشکلات یادگیری انتخاب شدند و بر اساس نمره های نمایه های فهم کلامی و استدلال ادراکی آزمون وکسلر چهار، (وکسلر، 2003) تعداد 20 دانش آموز به عنوان نارساخوان نوع دیداری و 20 دانش آموز به عنوان نارساخوان نوع شنیداری مشخص شدند. سپس دانش آموزان هر نوع نارساخوانی 10 نفر به طور تصادفی در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه گواه قرار داده شدند. برای گروه های آزمایش 16 جلسه آموزشی اجرا شد و گروه های گواه آموزشی دریافت نکردند. قبل و بعد از آموزش، آزمون نارساخوانی نما، (مرادی وکرمی نوری، 1387) اجرا شد. برای تحلیل نتایج از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از افزایش نمرات خواندن و درک مطلب گروه های آزمایش (سطح معناداری 0/05) در پس آزمون بود. نتیجه گیری: آموزش دو نیم کره بر خواندن و درک مطلب در هر دو نوع نارساخوانی مؤثر بوده است.
۱۸.

کاربست رویکرد چندسطحی در تعیین نقش مولفه های ناکارآمد فراشناختی در گرایش دانش آموزان به مصرف مواد

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
هدف از انجام این پژوهش، کاربست رویکرد چندسطحی درتعیین نقش مولفه های ناکارآمد فراشناختی مرتبط با گرایش به مصرف دانش-آموزان استان کرمان بود. روش این تحقیق همبستگی بود و برای انجام این تحقیق 1000 نفر از دانش آموزان استان کرمان با روش نمونه-گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های آمادگی اعتیاد زرگر، پرسشنامه فراشناختی ولز استفاده شد. نتایج رویکرد چندسطحی با استفاده از مدل آنووای یک راهه با اثرات تصادفی نشان داد که چهار مولفه (باورهای مثبت در مورد نگرانی، باورهای منفی در مورد نگرانی، اطمینان شناختی پایین و خودآگاهی شناختی) واریانس گرایش به اعتیاد را حدود 49 درصد در سطح مدرسه تبیین کرد. همچنین مدل عرض از مبدا تصادفی، 12 درصد از واریانس سطح دانش آموز را در گرایش به مصرف مواد تبیین می کنند، معناداری خی دو با مقدار 37/983 در سطح معناداری (P<0/001) در اینجا نشان دهنده تغییر معنادار مدل پوچ و مدل 1 است در پاسخ به این سوال که چقدر رابطه بین گرایش به سوءمصرف مواد و مولفه های سطح دانش آموزان در بین مدارس مشابه است از مدل کامل با متغیرهای سطح دانش آموز و مدرسه یعنی مدل 2 استفاده شد. در مدل 2 نتایج نشان داد که در سطح مدرسه میانگین باور مثبت و خودآگاهی شناختی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه معناداری دارد ولی میانگین اطمینان شناختی و باورمنفی با گرایش به سوءمصرف رابطه معناداری ندارد در حالی که در سطح دانش آموزان اطمینان شناختی و باورمنفی با گرایش به مصرف مواد رابطه معناداری در سطح (P<0/01) دارد. در مجموع می توان بیان داشت که در زمینه متغیرهای مرتبط با نمونه هایی که ماهیت آشیانه ای دارند، لزوم استفاده از همه سطوح در تحلیل داده ها الزامی است.
۱۹.

بررسی کیفی واکنش به فقدان در جوانان ساکن شهر تهران

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۳
شیوه ی برخورد با فقدان، گستره ی وسیعی از واکنش های جسمی، هیجانی، شناختی و وجودی را در برمی گیرد و شدت آن می تواند از یک هیجان زودگذر و خفیف تا واکنشی شدید که تمام تاریخچه ی زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد، متغیر باشد. در این پژوهش به کمک سه شیوه ی مختلفِ جمع آوری کیفی داده ها، شامل گروه های متمرکز، مصاحبه ی نیمه ساختمند درباره ی تجربیات فقدان و اخذ روایت زندگی به شیوه ی مک آدامز که درمجموع روی 21 شرکت کننده صورت پذیرفت، ساخت ها و فرایندهای مؤثر بر چگونگی واکنش های این افراد به فقدان، از طریق بررسی پدیدارشناختی و تحلیل کیفی داده ها روی متن آوانویسی شده ی مصاحبه ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده، سه خوشه ی اصلی بستر رخداد، ماهیت فقدان و ویژگی ها و تجربه ی زیسته ی کنشگر را به عنوان فرایندهای تأثیرگذار بر واکنش به فقدان معرفی کرد. بستر رخداد دو مضمون زمان و مقایسه با هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، ماهیت فقدان سه مضمون نوع فقدان، جبری یا اختیاری بودن و دفعی یا پیش بینی پذیر بودن آن و درنهایت ویژگی های کنشگر، سه مضمون شخصیت، میزان آگاهی و تجربیات زیسته ی پیشین افراد را در برمی گرفت؛ درنتیجه به نظر می رسد که تعاملی از واقعیت های بیرونی و زیست جهان ذهنی کنشگر است که به طیف گسترده ی واکنش ها به فقدان منجر می گردد.
۲۰.

تعیین نیمرخ های نوعی مقیاس هوشی وکسلر کودکان با استفاده از تحلیل نیمرخ مبتنی بر مقیاس بندی چندبُعدی (PAMS)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۳۹
تفسیر نمرات و درک عمیق تفاوت های درون فردی آزمودنی ها مستلزم تحلیل نیمرخ می باشد که خود از چالش های جدی مطالعات حوزه روان سنجی است. هدف پژوهش بررسی تحلیل نیمرخ با استفاده از مقیاس بندی چندبعدی (PAMS) و کاربست آن در استخراج نیمرخ های زیربنایی آزمون هوشی وکسلر کودکان-4 بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی در منطقه 6 شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و تعداد 200 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از جامعه موردنظر انتخاب شدند و تمام خرده مقیاس های آزمون وکسلر کودکان-4 را تکمیل کردند. تحلیل نتایج با استفاده از رویه PAMS به استخراج سه نیمرخ تراکمی منجر شد که از معناداری برخوردار بودند و با توجه به کرانه های ابعادی آن ها نیمرخ سرعت پردازش در مقابل حافظه فعال، نیمرخ دانش واژگانی در مقابل هشیاری دیداری و نیمرخ استدلال ادراکی در مقابل درک و فهم کلامی نام گذاری شدند. استفاده از نیمرخ های به دست آمده از رویه PAMS در درک بهتر موقعیت های بالینی و تفسیر عمیق تر نتایج آزمون سودمند است. تلویحات کاربردی و بالینی با تکیه بر پارامترهای فردی مورد بحث قرار گرفت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان