نورعلی فرخی

نورعلی فرخی

مطالب
مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۶ مورد.
۱.

مدل پیش بینی عملکرد تحصیلی بر اساس مولفه های هوش عاطفی ،مهارت های حل مسئله وانگیزش پیشرفت با میانجی گری راهبردهای یادگیری (شناختی وفراشناختی)در دانش آموزان مدارس هوشمند وعادی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
ﭘیﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼیﻠی داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﺮای ﻧﻈﺮیﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑیﺘی ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤیﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. مدارس هوشمند، یکی از محیط هایی است که پتاسیل های لازم را برای تحقق چنین هدفی داراست. عملکرد تحصیلی از متغیرهای زیادی تاثیر می پذیرد. هدف کلی مطالعه حاضر تدوین مدل پیش بینی عملکرد تحصیلی بر اساس مؤلفه های هوش عاطفی، مهارت های حل مسئله و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان مدارس هوشمند و عادی بود. روش همبستگی از نوع پیش بینی بوده است. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه استان تهران بوده اند که با استفاده از روش نمونه برداری خوشه ای چند مرحله ای 583 دانش آموزان به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس انگیزه پیشرفت هرمانس فرم کوتا پرسش نامه حل مسئله اجتماعی تجدیدنظر شده (SPSI-R:SF)؛ پرسشنامه راهبردهای یادگیری (کرمی، 1381)؛ مقیاس هوش عاطفی بار-آن (2000) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی درتاج استفاده شد. نتایج نشان داد که اثرمستقیم و غیرمستقیم هوش عاطفی و انگیزش پیشرفت بر عملکرد تحصیلی دانش اموزان مدارس هوشمند به طور معناداری بالاتر از تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس عادی است است. بین اثرمستقیم و غیرمستقیم مهارت حل مسئله بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس هوشمند و عادی تفاوت معناداری مشاهده نشد. استفاده و به کارگیری فناوری هوشمند و به روز، از یک طرف باعث بهبود امر یاددهی- یادگیری معلمان و دانش آموزان می شود، از طرف دیگر معلمان و دانش آموزان با استفاده بهینه و درست از آن می توانند سطح علمی خود را ارتقا داده و باعث توسعه کشور شوند.
۲.

شناسایی منابع وتجهیزات موثر در رتبه بندی و ارزشیابی عملکرد مدارس مقطع ابتدایی در استان کردستان

کلید واژه ها: رتبه بندیارزشیابی عملکردمنابع وتجهیزات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف این تحقیق شناسایی منابع و تجهیزات موثر در رتبه بندی و ارزشیابی عملکرد مدارس مقطع ابتدایی در استان کردستان بود. در این پژوهش چند جامعه آماری و چند روش نمونه گیری وجود داشت 1. جامعه منابع و محتوای مرتبط با موضوع، نمونه گیری از این جامعه با روش نمونه گیری هدفمند بود.2. جامعه متخصصان امر تعلیم وتربیت، برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد.3. جامعه معلمان، مدیران مدارس و کارشناسان مقطع ابتدایی، برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی استفاده گردید. روش تحقیق، آمیخته اکتشافی نوع توسعه ی ابزاری بود. ابتدا براساس روش تحقیق کیفی و تحلیل محتوای منابع مرتبط با موضوع و نظرخواهی از اساتید صاحب نظر به شناسایی مولفه های مهم منابع و تجهیزات موثر در رتبه بندی و ارزشیابی عملکرد مدارس مقطع ابتدایی پرداخته شد و درنتیجه تحقیق کیفی به تدوین ابزار اندازه گیری پرداخته شد. در مرحله کمی تحقیق، ابزار تدوین شده برای اندازه گیری نشانگرها بر روی نمونه 350 نفری از معلمان، مدیران و کارشناسان مقطع ابتدایی اجرا شد. برای تحلیل داده ها در روش کیفی از روش تحلیل محتوا و در مرحله کمی برای تحلیل داده ها از آزمون دو جمله و روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. نتایج تحلیل محتوا، نظرخواهی از متخصصان چهار مولفه امکانات آموزشی، ساختمان و کیفیت ساختمان مدرسه، منابع مالی، ایمنی و بهداشت را در رتبه بندی و ارزشیابی مدارس موثر دانسته اند.این نتایج در بخش آزمون مدل نیز مورد تایید قرار گرفت که مقدارRMSEA برابر با 07/0 و مقدار  CMIN برابر با 004/3 بود. مقدار پایایی ابزار تدوین شده با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با81/0 بود.
۳.

اثربخشی بستة آموزشی مبتنی بر نرم افزار چندرسانه ای ساخت نقشة ذهنی بر مهارت های شناختی درس علوم در دانش آموزان دختر پایة هشتم

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
هدف مطالعة حاضر تعیین اثربخشی بستة آموزشی مبتنی بر نرم افزار چندرسانه ای ساخت نقشة ذهنی بر مهارت های شناختیِ درسِ علومِ دانش آموزان دختر پایة هشتم بوده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی بود. در این پژوهش از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه هشتم مدارس شهر کرمان بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه ( 20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. در پیش آزمون و پس آزمون همه آزمودنی ها، با استفاده آزمون محقق ساختة مهارت های شناختی درس علوم، شامل 60 سوال چهار گزینه ای و 10 سوال تشریحی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش در ده جلسة دو ساعته بستة آموزشی را دریافت کردند. جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد، دانش آموزانی که بستة آموزشی مبتنی بر نرم افزار ساخت نقشة ذهنی را آموزش دیدند، نمرة بالاتری در مهارت های شناختی کل و همچنین در کلیة سطوح مهارت های شناختی به وبژه مهارت های (یادآوری، فهمیدن، کاربستن، تحلیل) کسب کردند. همچنین بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می شود از نقشه های ذهنی به عنوان ابزاری جهت فعال کردن یادگیری های قبلی دانش آموزان و ایجاد ارتباط بین مفاهیم درسی به منظور درک هر چه بیشتر مطالب در آموزش و تدریس استفاده شود.
۴.

تدوین برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی (بازداری پاسخ، به روز رسانی، توجه پایدار) و ارزیابی میزان اثربخشی آن برکاهش نشانه های کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزش بازداری پاسخ ، توجه پایدار و به روز رسانی و بررسی تأثیر آن بر نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی کودکان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در سال تحصیلی 95- 96 مدارس منطقه 1 ، منطقه 4 و کلینیک روان شناسی منطقه3 تهران بود. بعد از انتخاب 30 آزمودنی واجد شرایط به عنوان نمونه پژوهش، به شیوه تصادفی 15 کودک در گروه آزمایش و 15 کودک در گروه گواه قرار گرفتند. به منظور بررسی نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی کودکان از پرسش نامه تشخیصی اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی و برای ارزیابی کارکرد های اجرایی کودکان از آزمون های ان بک ، (CPT) ، آزمون برو- نرو استفاده شد. این برنامه توسط پژوهشگران طراحی شد و کودکان گروه آزمایشی در این برنامه16 جلسه ایی شرکت کردند و کودکان گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. نتایج داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و آزمون تی نشان داد که بین میانگین نمره های گروه آزمایشی و گواه در نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی تفاوت معنی داری وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که برنامه آموزشی بازداری پاسخ، توجه پایدار و به روز رسانی باعث کاهش معنی دار نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در کودکان گروه آزمایشی شده است.
۵.

تدوین مدل ساختاری شیوه های فرزند پروری مادران بر اساس سبک های دلبستگی و کیفیت روابط موضوعی آنان در میان مادران با فرزندان عادی و مبتلابه اختلال های اضطراب جدایی و وسواس-اجبار

کلید واژه ها: سبک های دلبستگیشیوه های فرزند پروریوسواس - اجبارکیفیت روابط موضوعیاختلال های اضطراب جدایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری شیوه های فرزند پروری مادران مبتنی بر سبک های دلبستگی و کیفیت روابط موضوعی آنان در میان مادران با فرزندان عادی و مبتلا به اختلال های اضطراب جدایی و وسواس- اجبار بود. تحقیق حاضر توصیفی و از نوع همبستگی-پیش بینی است. جامعه آماری از سه گروه مادران، دارای کودک مبتلا به اختلال های اضطراب جدایی، مبتلا به اختلالOCD، و عادی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه یک شهر تهران تشکیل شده است. در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری در دسترس و حجم نمونه 450 نفر (150 نفر برای هر گروه) بود. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه های ابعاد و سبک های فرزندپروری (PSDQ)، روابط موضوعی بل، دلبستگی بزرگسالی (فینی و نولر، 1994) و مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها برای پرسشنامه ها از تحلیل عاملی تأییدی و برای ازمون فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری (SEM ) به کار بسته شد. یافته ها نشان داد که که شاخص های CV-red که کیفیت ساختاری مدل را نشان می دهد، برای تمام متغیرهای وابسته مثبت شده است که نشان دهنده کیفیت مناسب مدل است. همچنین مقادیر AVE نیز نشان دهنده روایی تشخیصی خوب سازه های مدل است. شاخص GOF نیز 696/0 بدست آمده است که با توجه به ملاک وتزلو و همکاران (2009) نشان می دهد قدرت پیش بینی کلی مدل ساختاری زیاد است و مدل آزمون شده در پیش بینی متغیرهای مکنون درون زا موفق بوده است.
۷.

به کارگیری هوش مصنوعی در پیش بینی شایستگی های زنان در محیط کار

کلید واژه ها: دانشویژگی های فردیشایستگیشبکه عصبی مصنوعیمهارتهوش مصنوعی

حوزه های تخصصی:
  1. مطالعات زنان زن و اقتصاد محیط های کاری
  2. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۴
امروزه میان صاحبنظران این توافق وجود دارد که نیروی انسانی از مهمترین و اساسی ترین سرمایه های اجتماعی است و نقش زنان متخصص و متعهد به عنوان بخشی از نیروی انسانی آموزش دیده، در توسعه همه جانبه جامعه امری انکارناپذیر است. این پژوهش با هدف بکارگیری هوش مصنوعی برای پیش بینی شایستگی شغلی کارکنان انجام شده است. برای این منظور 83 نفر از زنان شاغل مورد بررسی قرار گرفتند. برای طراحی شبکه عصبی مصنوعی، اطلاعات دانش (در چهار بُعد)، مهارت (در بیست و یک بُعد) و ویژگیهای فردی (در سیزده بُعد) کارکنان گردآوری شد؛ سپس شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم پرسپترون چند لایه و سه لایه نورونی (1. 33. 38) طراحی شد. پیش بینی شایستگی شغلی در گروه آزمایش توسط الگوی طراحی شده شبکه عصبی مصنوعی انجام، و با الگوی رگرسیون چندگانه مقایسه شد. نتایج نشان داد شبکه عصبی مصنوعی در شاخص عملکرد مطلوب (ماتریس آشفتگی) به طور قابل ملاحظه ای موفق بوده است. این پژوهش می تواند به توسعه روش شناسی و فرایند شایسته گزینی در حوزه زنان کمک شایانی کند.
۸.

اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مؤلفه های برنامه ریزی و حل مسأله ی کارکردهای اجرایی دانش آموزان دبستان

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
راه حلِ مشکلاتِ تعلیم و تربیت کنونی، نیازمند رویکردی پیچیده تر وآگاهانه است که بخشی مهم به وسیله ی علمِ مغز، ذهن و تعلیم و تربیت (یادگیری سازگار با مغز) ارائه شده است. یادگیریِ سازگار با مغز بر چگونگی یادگیری طبیعی مغز تأکید دارد و به دنبال تغییرِ چارچوب، بر اساس ساختار و کارکردِ واقعی مغز انسان برای ایجادِ آموزش مؤثر است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مولفه های برنامه ریزی و حل مسأله کارکردهای اجرایی دانش آموزان پایه چهارم دبستانی بود. این پژوهش با طرحِ گروه کنترلِ نابرابر، از طرح های نیمه آزمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دبستانی پسرانه غیر دولتی مدارس سلام در شهر تهران ( 7 مدرسه) در سال تحصیلی 95-94 بود و نمونه ی هدفمند به تعداد 38دانش آموز پایه چهارم از دو مدرسه سلام منطقه 5 تهران انتخاب شد. 50 ساعت آموزش سازگار با مغز برای معلم گروه آزمایش و 3 ماه آموزش دانش آموزان بر اساس طرح درس های سازگار با مغز برای دروس ریاضی، فارسی و علوم اجرا شد. با استفاده از ابزار آزمون برج لندن، داده های پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد و با استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس یک راهه و چند راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که یادگیری سازگار با مغز بر افزایش مؤلفه های برنامه ریزی و حل مسأله کارکردهای اجرایی مؤثر بوده است (416/0= اندازه اثر، 01/0>P، 94/24=F). این یافته ها، یادگیری و آموزش هوشمندانه و آگاهانه با توجه به مؤلفه ها و اصول یادگیری سازگار با مغز را بر توانایی برنامه ریزی و حل مسأله تأکید می کند.
۹.

نقش واسطه ای عزت نفس در رابطة بین سرمایة اجتماعی و امید تحصیلی دانشجویان نخبة ورزشی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه گری عزت نفس در رابطه بین سرمایه اجتماعی و امید تحصیلی دانشجویان نخبه ورزشی است. بدین منظور از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان نخبه ورزشی محصل است که در المپیادهای ورزشی دانشجویی کشور طی چهار سال اخیر (از 1391 تا 1395) موفق به دریافت مدال شده اند. با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب 349 ورزشکار نخبه از این جامعه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه سرمایه اجتماعی مبارکی (1384)، عزت نفس روزنبرگ (1965) و مقیاس امید تحصیلی سهرابی و سامانی (2011) استفاده شده است. تجزیه وتحلیل آماری داده ها به کمک نرم افزار آماری ایموس صورت گرفته است. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی، مؤلفه های مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی و انسجام اجتماعی به طور مستقیم منجر به افزایش امید تحصیلی می شوند. در بررسی آثار غیرمستقیم نیز مشخص شد که دو مؤلفه حمایت اجتماعی و روابط متقابل از طریق افزایش عزت نفس منجر به بالا رفتن امید تحصیلی می شوند. با محاسبه شاخص های برازش مشخص شد که مدل پژوهش تطابق مناسبی با داده ها دارد. سرانجام، این نتایج در پرتو پیشینه به بحث گذاشته شده است و تلویحات نظری و کاربردی یافته ها ارائه شده است.
۱۰.

مدل یابی پیشرفت تحصیلی ریاضی برمبنای؛ ارزشِ تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خود نظم جوئی تحصیلی

کلید واژه ها: پیشرفت تحصیلیارزش تکلیفدرگیری شناختیهیجان های پیشرفت قبل از امتحانخود نظم جویی تحصیلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش با هدف آزمون رابطه علّی بین ارزش تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت تحصیلی، خود نظم جوئی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی ریاضی صورت پذیرفت. بدین منظور از جامعه آماری پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 560 نفر از دانش آموزان (267 نفر پسر و 293 نفردختر) از پایه سوم رشته ریاضی دبیرستان های شهر تهران در سال تحصیلی 1394 -1393 به پرسشنامه ی خرده مقیاس ارزش تکلیف (پینتریچ و دی گروت (1991))، مقیاس درگیری شناختی (تجدید نظر شده ی دو عاملی فرایند یادگیری (2F-R-LPQ) کمبر بیگز و لیونگ (2004))، مقیاس هیجان های پیشرفت قبل از امتحان ((AEQ) پکران، گوئیتز، تیتز و پری، (2005)) و مقیاس خودنظم جویی تحصیلی (پینتریچ و دی گروت (1990))، پاسخ دادند. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری با استفاده از داده های تجربی نشان داد که، پیشرفت تحصیلی به طور مستقیم و غیر مستقیم از متغیرهای پیش بین ارزش تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خودنظم جوئی تحصیلی تأثیر می پذیرد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، تمامی شاخص ها به جز شاخص AGFI (شاخص نیکویی برازش تعدیل شده ) در حد بسیار مطلوب گزارش شده اند و مدل با داده ها برازش خوبی دارد و این بیانگر این است که، رابطه خطی بین متغیرها و سازه های مکنون وجود دارد؛ بنابراین فرضیه کلی پژوهش مبنی بر ""الگوی مفروض رابطه ی علّی بین ارزش تکلیف با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجیگری درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خودنظم جوئی تحصیلی برازنده داده ها است"" تأیید شده است.
۱۱.

تبیین نقش مؤلفه های فردی و سازمانی کارکنان به منظورتدوین مدل جهت ارتقاء و انتصاب به سمت مدیریتی میانی با تأکید بر شایستگی (مطالعه موردی: شرکت ملی نفت ایران)

کلید واژه ها: شایستگیتجربهمرتبه شغلیسمت مدیریتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه: ارتقاء و انتصاب ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮیﻦ ﻧیﺮوی اﻧﺴﺎﻧی ﺑﻪ ﺻﻮرت دﻗیﻖ و ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ، یکی از ﻋﻮاﻣﻞ اساسی اﺳﺖ کﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘیﺖ یک ﺳﺎزﻣﺎن ﻣیﮔﺮدد. نیروی انسانی شایسته می تواند با قدرت تعلق و تفکر خود بهترین استفاده را از منابع موجود ببرد. ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی در خصوص اﻧﺘﺼﺎب و ارتقاء کارکنان با توجه به مسأله شایستگی به ﻋﻨﻮان ﻣﻮﺿﻮع روز در ﺳﺎزﻣﺎن ها ﻣﻄﺮح اﺳﺖ. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل جهت ارتقاء و انتصاب کارکنان به سطح مدیریتی میانی براساس مؤلفه های فردی و سازمانی انجام شد. روش: جامعه پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت ملی نفت ایران بودند که در کارراهه مدیریتی میانی قرار داشتند تعداد افراد مورد بررسی 1312 بودند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و Amos تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود اثرات مستقیم و غیرمستقیم و اثرات کلی متغیرهای تجربه مدیریتی، مرتبه شغلی و شایستگی بر متغیر وابسته(سمت مدیریتی) بود، به گونه ای که متغیرهای تجربه مدیریتی، مرتبه شغلی و شایستگی بر سمت مدیریتی میانی اثر معنادار نشان دادند. متغیر مرتبه شغلی اثر مستقیم با سمت مدیریتی داشت. از دیگر نتایج حاصل شده در این پژوهش کسب شاخص های برازش مطلوب و مناسب داده های پژوهش با مدل تدوین شده است. بحث و نتیجه گیری: صاحب نظران متغیرهای متفاوتی را اثرگذار بر ارتقاء و انتصاب معرفی کرده اند که می توان آن ها را متأثر از مؤلفه های فردی و سازمانی کارکنان دانست. به دلیل اثرگذاری متغیرهای تجربه مدیریتی، مرتبه شغلی و شایستگی بر سمت مدیریتی میانی، استفاده از یافته های پژوهش حاضر به سازمان ها و شرکت-های دولتی و خصوصی توصیه می شود. واژگان کلیدی: تجربه، مرتبه شغلی، شایستگی، سمت مدیریتی
۱۲.

مقایسه رابطه ویژگی های شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی در دانشجویان با پاسخ های وانمود و صادقانه

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۷
نگرانی در زمینه وانمود پذیری شاخص های شخصیتی بعد از ظهور آزمون های شخصیتی به وجود آمده است. در این زمینه هدف پژوهش حاضر مقایسه رابطه ویژگی های شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی در دانشجویان با پاسخ های وانمود و صادقانه بود. روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود که تعداد 235 دانشجو به صورت در دسترس، پرسشنامه های تحقیق را تکمیل کردند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه صادقانه و وانمود قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر از پرسشنامه های شخصیتی نئو (1992) و مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو (1960) استفاده شد. یافته ها نشان داد بین ابعاد شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی رابطه وجود دارد و این رابطه در بین دو گروه وانمود و صادقانه معنادار نیست؛ بنابراین می توان گفت باید روش هایی را برای کنترل روش شناسی اثر محتمل مطلوبیت اجتماعی در مطالعات با مدل پنج عامل شخصیتی انجام دهیم.
۱۳.

آزمون مدل علّی میزان افسردگی براساس مولفه های سبک زندگی با میانجی گری سلامت اجتماعی

کلید واژه ها: سبک زندگیسلامت اجتماعیافسردگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۰
هدف این پژوهش آزمون مدل علّی افسردگی براساس مؤلفه های سبک زندگی با میانجی گری سلامت اجتماعی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه افراد بالای 18 سال شهر اهواز بودند که به روش نمونه گیری تصادفیِ چند مرحله ایِ خوشه ای و براساس برآورد حجم نمونه کوکران، از بین آنان 383 نفر انتخاب شدند. داده های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر و پلیرکی (1996)، سلامت اجتماعی کییز (2004) و نسخه دوم پرسشنامه افسردگی بک (1996) جمع آوری شدند. شیوع افسردگی بالینی در جمعیت مورد مطالعه ۱۵٪ بود. نتایج تحلیل مسیر بیانگر تأیید برازش مدل فرضی پژوهش بود. سبک زندگی با سلامت اجتماعی و افسردگی ارتباط دارد و سلامت اجتماعی نقش واسطه ای در رابطه بین سبک زندگی و افسردگی دارد. همچنین ضرایب تحلیل مسیر در این مدل نشان داد تغذیه، مسئولیت پذیری در قبال سلامت، فعالیت جسمی و رشد معنوی اثر مستقیم و غیر مستقیم معناداری بر افسردگی دارند
۱۴.

تبیین خودناتوان سازی تحصیلی بر اساس عوامل مؤثر بر آن: آزمون یک مدل مفهومی جامع

کلید واژه ها: عزت نفسویژگی های شخصیتیخودکارآمدیعملکرد تحصیلیکمال گراییانگیزش تحصیلیخودناتوان سازی تحصیلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش به منظور تعیین روابط سببی متغیرهایی که بیشترین اثر را بر روی خودناتوان سازی تحصیلی در دانشجویان شهر تهران داشتند، صورت گرفته است. جامعه آماری همه دانشجویان شهر تهران بودند که از بین آنان تعداد 520 نفر از چهار دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، آزاد اسلامی مرکز تهران جنوب و پیام نور واحد تهران جنوب به روش داوطلبانه به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های فرم کوتاه شخصیتی NEO ، کمال گرایی چندبعدی، خودکارآمدی عمومی ، انگیزش تحصیلی، خودناتوان سازی و عزت نفس بود. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده، حمایت کننده برازش مدل با داده ها و روابط ساختاری مفروض است و در مجموع نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی، کمال گرایی، عزت نفس، عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی به طور مستقیم و خودکارآمدی به طور غیر مستقیم و با م یا نجی گری عملکرد تحصیلی، خودناتوان سازی تحصیلی را تحت تأثیر قرار می دهند. همچنین ویژگی های شخصیتی و کمال گرایی به طور غیر مستقیم نیز از طریق م یا نجی گری عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی بر خودناتوان سازی تحصیلی اثر می گذارند. با افزایش روان رنجورخویی و کاهش گشودگی، خودناتوان سازی تحصیلی احتمال بروز پیدا می کند و همچنین عزت نفس، خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی بالا موجب پایین آمدن میزان خودناتوان سازی می گردد اما میزان بالای کمال گرایی و عملکرد تحصیلی احتمال بروز رفتارهای خودناتوان ساز را افزایش می دهد.
۱۵.

تبیین افسردگی براساس سبک زندگی با واسطه گری سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی در افراد بزرگسال شهر اهواز

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
زمینه: به تازگی، به ویژه در کشورهای توسعه یافته، رابطه ی میان سبک زندگی افراد و بیماری های گوناگون توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. یکی از محورهای ارزیابی سلامت جوامع مختلف نیز، سلامت روانی و اجتماعی آن جامعه است. هدف: در همین راستا هدف پژوهش حاضر تبیین افسردگی براساس سبک زندگی با واسطه گری سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی و برازش مدل علّی بوده است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بزرگسال شهر اهواز بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، 383 نفر از بین آنان انتخاب شدند. داده های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت والکر و پلیرکی (1987)، سلامت اجتماعی کییز (2004)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) و افسردگی بک دو (1996) جمع آوری شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مسیر و روش همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر بیانگر تایید برازش مدل فرضی پژوهش بود، سبک زندگی بر افسردگی اثر مستقیم دارد و سبک زندگی با واسطه گری سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی بر افسردگی اثر غیر مستقیم داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله در پژوهش برای تبیین افسردگی می توان از متغیرهای سبک زندگی، سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی استفاده نمود.
۱۶.

شناسایی صفات زیربنایی سوال های آزمون هوش وکسلر چهارکودکان بر اساس توانایی-های باریک نظریه کتل-هورن-کارول با استفاده از مدل تشخیصی شناختی جی دینا

کلید واژه ها: هوشمدل های تشخیصی شناختیآزمون هوش وکسلرنظریه کتل - هورن - کارول

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف از پژوهش حاضر شناسایی صفات زیربنایی آزمون هوش وکسلر کودکان نسخه چهار با توجه به توانایی های باریک نظریه کتل-هورن –کارول و با استفاده از مدل تشخیصی شناختی جی دینا بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان ابتدایی کشور بودند که به صورت تصادفی خوشه ای 1222 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری نیز آزمون هوش وکسلر کودکان نسخه 4 بود. نتایج تحلیل نشان داد که از بین نزدیک به 70 توانایی باریک که در مدل کتل –هورن-کارول به آنها اشاره شده است، 9 توانایی باریک شامل تصویر سازی، استقرا، حافظه فعال، اطلاعات عمومی کلامی، دانش واژگانی، انعطاف پذیری در مشابهت، فراخنای حافظه، رشد زبانی، استدلال عمومی زنجیره ای به عنوان صفت های زیر بنایی سوال های خرده مقیاس آزمون هوش وکسلر شناسایی شدند. همچنین از بین مدل های محدود در مدل عمومی، مدل LLM برای تحلیل داده ها با توجه به آماره والد انتخاب شد. بررسی میزان تسلط دانش آموزان در صفت های شناسایی شده نشان داد که بیشترین میزان تسلط در صفت دانش واژگانی و کمترین میزان تسلط نیز مربوط به انعطاف-پذیری در مشابهت بود. بررسی پارامترهای سوال نیز نشان داد که در سوال های آسان هر خرده مقیاس احتمال حدس بالا و در سوال های دشوار هر خرده مقیاس احتمال لغزش بالا بود.
۱۷.

تدوین مدل ساختاری برای هوش معنوی بر اساس ویژگی های شخصیتی و بهزیستی ذهنی

کلید واژه ها: تحلیل عاملیآگاهی و مهارت های درونگریدانش و مهارت های مراجع محوریمهارت های غیرمرسوم و زبان دوم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر بررسی روابط صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی در پیش بینی هوش معنوی جهت تدوین مدل ساختاری در دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر بود. نمونه ای به حجم220 دانشجو در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به روش طبقه ای منظم انتخاب و به سه پرسشنامه هوش معنوی کینگ(2007)، مقیاس جامع بهزیستی کیز(1998) و فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتNEO-FFIپاسخ دادند. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرهای مکنون و اندازه گیری شده در الگوی مفهومی، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات بالا در هوش معنوی از طریق نمرات پایین در روان رنجورخویی و نمرات بالا در برون گرایی و وجدانی بودن پیش بینی شد. در این الگو متغیرهای بهزیستی نقش متغیر میانجی را به عهده داشتند و روان رنجورخویی، برون گرایی و وجدانی بودن با میانجی-گری بهزیستی ذهنی توانستند تغییرات هوش معنوی را پیش بینی کنند. در این مدل وزن های رگرسیونی مربوط به اثرات مستقیم معنادار نبودند اما وزن های رگرسیونی مربوط به اثرات غیر مستقیم و کل متغیرها معنادار بودند و متغیرهای پیش بینی کننده الگو 25% از واریانس هوش معنوی را تبیین کردند نتایج پژوهش حاضر نقش ویژگی های شخصیتی را در بهزیستی ذهنی و هوش معنوی مورد تأکید قرار می دهد.
۱۸.

مدل ساختاری پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی و متغیرهای میانجی خودکنترلی و طرحواره های ناسازگار اولیه (در افراد دارای روابط فرازناشویی عاطفی)

کلید واژه ها: تعهد زناشوییسبک دلبستگیطرحواره های ناسازگارخود کنترلیروابط فرازناشویی عاطفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
این پژوهش تدین مدل ساختاری پیش بینی تعهد زناشویی براساس سبک دلبستگی و متغیرهای میانجی خودکنترلی و طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد با روابط فرازناشویی عاطفی بود.روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه مورد پژوهش کلیه افراد متأهل که مرتکب خیانت شده اند می باشد که در بهار سال 95 به مراکز مشاوره شهر تهران مراجعه کرده بودند، که 242 نفر به روش دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ، سبک دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور، خودکنترلی تانجی، و تعهد زناشویی آدامز و جونز استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از PLS-3 انجام شده است. نتایج نشان داد که مدل آزمون شده از کیفیت مطلوبی برخوردار است. اثر مستقیم خودکنترلی و طرحواره های ناسازگار استحقاق، پذیرش جویی (05/0p≤) و محرومیت هیجانی (01/0p≤) بر تعهدزناشویی معنادار بود. در مورد رابطه بین سبک دلبستگی اضطرابی با تعهد زناشویی، متغیرهای خودکنترلی، و طرحواره های بی اعتمادی، رهاشدگی، بیگانگی و محرومیت هیجانی نقش میانجی ایفا می کردند. در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با تعهد زناشویی نیز تنها طرحواره محرومیت هیجانی نقش میانجی داشت. سبک دلبستگی ایمن هیچکدام از متغیرها نقش میانجی نداشتند. از آنجا که ازدواج و انتخاب همسر یکی از تصمیمات مهم زندگی می باشد و با توجه به نقش پیش بینی کنندگی سبک دلبستگی اضطرابی و خودکنترلی و برخی از طرحواره های ناسازگار بر تعهد زناشویی دارد، در مشاوره های پیش از ازدواج به بررسی این متغیرهای در زوج پرداخته شود.
۲۰.

ویژگی های روان سنجی امتحانات نهایی سال سوم متوسطه و قابلیت آن ها در گزینش داوطلبان ورود به دوره های کارشناسی

کلید واژه ها: تحلیل عاملی تاییدیروایی سازهواکنش پذیری نسبت به استرس ادراک شدهمقیاس سازگاری هیجانیرفتارهای سبک زندگی سالم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه: امتحانات نهایی مقطع متوسطه یکی از سرنوشت ساز ترین ابزار های سنجش علمی دانش آموزان است. با توجه به اهمیت این امتحانات، انجام تحقیقات نظام مند در مورد کیفیت و قابلیت سوالات آن ها در تفکیک داوطلبان لازم و ضروری است. هدف: هدف از تحقیق حاضر تعیین ویژگی های روان سنجی و قابلیت سوالات امتحانات نهایی رشته ی تجربی در دو درس زیست شناسی و ادبیات فارسی در گزینش داوطلبان ورود به دوره های کارشناسی بود. روش: جامعه آماری، تمام سوالات امتحانات نهایی رشته ی علوم تجربی سال سوم مقطع متوسطه در خرداد ماه 1390 بوده است که برای تعیین ویژگی های روان سنجی آن ها از عملکرد 600 دانش آموز ناحیه یک شهرستان خرم آباد در دو درس مذکور که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، استفاده شد. یافته ها: ضریب اعتبار آزمون های زیست شناسی و ادبیات فارسی با استفاده از آلفای کرونباخ (97/0، 96/0) تعیین گردید. بر اساس CTT، میانگین ضرایب دشواری و تمیز سوالات در آزمون های ادبیات فارسی (65/0 و 57/0) و زیست شناسی (50/0 و 65/0) به دست آمد. در تحلیل IRT؛ مدل دو پارامتری برازش بیشتری با داده ها نشان داد. همچنین، میانگین دشواری و قدرت تشخیص سوالات در مدل های IRT در دروس ادبیات فارسی (69/0- ، 03/1) و زیست شناسی (09/0- ، 96/0) به دست آمد. بیشترین میزان آگاهی دهندگی دو آزمون ادبیات فارسی و زیست شناسی، به ترتیب متعلق به سطوح توانایی (7/0- ،1/0) است و میزان توافق CTT و IRT از نظر قدرت تشخیص در هر دو درس، به ترتیب (36/98% ، 59/93%) بود. بحث و نتیجه گیری: با توجه به خطیر بودن تصمیمات مبتنی بر آزمون های سرنوشت ساز، تلویحات استفاده از امتحانات نهایی در گزینش داوطلبان مورد بحث قرار گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان