عباسعلی حسین خانزاده

عباسعلی حسین خانزاده

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی دانشگاه گیلان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۸ مورد.
۱.

اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر تمرکز حواس بر دامنه توجه و تکانشگری دانش آموزان مبتلابه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش تعیین اثربخشی بازی های تمرکز حواس بر دامنه توجه و تکانشگری دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مقطع ابتدایی شهرستان شاهرود در سال تحصیلی 96-95 بود که از بین آن ها نمونه ای 24 نفری به روش هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. ابزار پژوهش، مقیاس درجه بندی اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، پرسشنامه های مشکلات رفتاری کانرز، نسخه معلم و والد و آزمون مربع های دنباله دار تولوز– پیرون بود. گروه آزمایش طی 10 جلسه 50 دقیقه ای آموزش دیدند، اما گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره نشان داد نمرات گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در متغیر تکانشگری، به طور معنادار کاهش یافته و نمرات دامنه توجه در گروه آزمایش افزایش معناداری یافته است. بنابراین، می توان گفت بازی درمانی از طریق افزایش تمرکز حواس بر افزایش دامنه توجه و کاهش تکانشگری دانش آموزان مبتلابه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مؤثر است .
۲.

اثربخشی تمرین تکنیک های کاراته بر تعادل و رفتارهای کلیشه ای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
اختلال طیف اوتیسم،یک اختلال عصبی تحولی است که در سال های اولیه کودکی نمایان می شود. مطالعات پیشین نشان داده اندکه اجرای فعالیت بدنی می تواند جهت بهبود مشکلات رفتاری و جسمانی کودکان با اختلال طیف اوتیسم به کار رود، اما در زمینه تأثیر روش آموزش هنرهای رزمی بر بهبود تعادل دراختلال اوتیسم مطالعات اندکی انجام شده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرین تکنیک های کاراته بر تعادل و رفتارهای کلیشه ای درکودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با انتخاب گروه گواه بود. به این منظور،20 کودک با میانگین سنی91/2±90/10 سال دارای اوتیسم به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دوگروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایشی به مدت 10 هفته، هفته ای 2 جلسه 60 دقیقه ای به تمرینات کاتا در کاراته پرداختند. قبل از شروع و پس از پایان 10 هفته مداخله، پرسشنامه رفتارهای کلیشه ای و آزمون تعادل ایستا و پویا تکمیل و اجرا شد. از آزمون شاپیروویلکز جهت تعیین نرمال بودن داده ها، و از آزمون تحلیل کوواریانس جهت مقایسه میانگین دو گروه قبل و بعد از مداخله استفاده شد. نتایج نشان داد که ده هفته تمرین تکنیک های کاراته تأثیر معنی داری بر رفتارهای کلیشه ای دارد (001/0> p)، اما نتوانست موجب بهبود معنی دار شاخص های تعادل ایستا و پویا در این کودکان شود. تمرین تکنبک های کاتا در کاراته به دلیل شباهت به کلیشه ها در اوتیسم و عدم نیاز شناختی می تواند مداخله ای ارزشمند اضافه شده به برنامه های کودکان طیف اوتیسم جهت کاهش رفتارهای کلیشه ای باشد.
۳.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر فرسودگی شغلی و خوش بینی آموزشی در معلمان ابتدایی

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر فرسودگی شغلی و خوش بینی آموزشی در معلمان ابتدایی شهر زنجان انجام گرفت. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده و جامعه آماری این پژوهش نیز شامل معلمان ابتدایی شهر زنجان در سال 1396 بود. نمونه های پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. نمونه شامل 30 معلم دارای فرسودگی شغلی بود که نمرات آنها در پرسشنامه فرسودگی معلم ماسلاچ 5/1 انحراف معیار بالاتر از میانگین بود. افرادی که در گروه آزمایش قرار داشتند به مدت 8 جلسه هفتگی در دوره آموزش ذهن آگاهی به صورت گروهی شرکت داده شدند. گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکردند. به منظور ثبت تغییرات نمرات، پرسشنامه فرسودگی شغلی معلم ماسلاچ (1986) و پرسشنامه خوش بینی آموزشی معلم بیرد (2010) قبل و بعد از مداخله توسط معلمان تکمیل شد. روش آماری این پژوهش نیز تحلیل کوارریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر بود. یافته های پژوهش نشان داد که مداخله آموزش ذهن آگاهی اثر معناداری بر نمره فرسودگی شغلی و خوش بینی آموزشی داشته، بدین ترتیب که در مرحله پس آزمون نمره فرسودگی شغلی کاهش و خوش بینی آموزشی به طور معناداری افزایش یافته است (001/0p<). در نتیجه می توان از آموزش ذهن آگاهی به عنوان روشی کار آمد بهره برد.
۵.

تأثیر آموزش برنامه توانمندسازی خودتنظیمی بر اضطراب تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه: دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه با عوامل تنش زای متعدد جسمی و روانی مواجه هستند که بر کیفیت زندگی آنان تأثیر می گذارد. با توجه به ارتباط اضطراب تحصیلی با خودتنظیمی، یکی از روش هایی که می تواند به دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه کمک کند، آموزش توانمندسازی خودتنظیمی است. هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش برنامه توانمندسازی خودتنظیمی بر اضطراب تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه بود. روش: طرح تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه پژوهش 28 نفر از دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شهرستان رشت در سال تحصیلی 98-1397 بودند که به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب مدرسه (فرم معلم) در مراحل پیش و پس از آموزش استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه، تحت آموزش گروهی برنامه توانمندسازی خودتنظیمی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش برنامه توانمندسازی خودتنظیمی بر بهبود اضطراب تحصیلی و مؤلفه های آن (اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی) در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه تأثیر دارد (001/0>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، برنامه توانمندسازی خودتنظیمی می تواند در بهبود مهارت های شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه، از کارایی لازم برخوردار باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود این مداخله در آموزش دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه به کار گرفته شود.
۶.

تحلیل ساختاری ارتباط بین پرستش افراد مشهور و بهزیستی روانشناختی؛ نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
مقدمه: پرستش افراد مشهور به عنوان ارتباط فرا اجتماعی با افراد مشهور می تواند بر بهزیستی روانشناختی تاثیرگذار باشد. البته در این بین، توانایی های شناختی و به طور مشخص انعطاف پذیری شناختی به موجب تاثیراتی که بر ارتباطات بین فردی می گذارند، می توانند نقش موثری را ایفا کنند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پرستش افراد مشهور و بهزیستی روانشناختی با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی صورت گرفته است. روش : طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1397 بودند که از این بین 300 دانشجو خانم و آقا با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. پس از نمونه گیری، مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون، لانگ و هوران، 2002)، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (ریف، 1989) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و واندر وال، 2010) به شرکت کنندگان ارائه شد. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل ساختاری انجام گرفت. یافته ها: بر طبق نتایج بدست آمده، پرستش افراد مشهور به صورت معنی داری با بهزیستی روانشناسی و انعطاف پذیری شناختی همبستگی منفی داشت. در واقع، پرستش افراد مشهور به صورت مستقیم بر بهزیستی روانشناختی و انعطاف پذیری شناختی تاثیر منفی معنی دار داشت. همچنین اثر غیرمستقیم پرستش افراد مشهور بر بهزیستی روانشناختی از طریق انعطاف پذیری شناختی منفی و معنی دار بود. بنابراین می توان گفت که انعطاف پذیری شناختی نقش میانجی در ارتباط پرستش افراد مشهور با بهزیستی روانشناختی دارد. به بیانی دیگر، با افزایش توانایی انعطاف پذیری شناختی، از مشکلات بهزیستی روانشناختی ناشی از درآمیختگی افراطی با افراد مشهور کاسته می شود. نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در ارتباط بین پرستش افراد مشهور و بهزیستی روانشناختی، می توان مطرح کرد که هر چه توانایی انعطاف پذیری شناختی افزایش یابد، مشکلات بهزیستی روانشناختی ناشی از پرستش افراد مشهور کمتر می شود.
۸.

مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و نوروفیدبک بر بهبود کنش های اجرایی کودکان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: نارساخوانی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات یادگیری، علت بسیاری از موارد افت تحصیلی دانش آموزان دبستانی است. روش های مختلفی در سال های اخیر برای درمان این اختلال در سطوح پژوهشی و بالینی مورد استفاده قرار گرفته است که پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و نوروفیدبک بر بهبود کنش های اجرایی کودکان با اختلال نارساخوانی انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی کودکان پسر 8 تا 12 ساله مبتلا به نارساخوانی مراجعه کننده به مراکز ناتوانی های یادگیری ناحیه سه شهر تهران در سال 1398 تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 36 دانش آموز انتخاب، و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (12 دانش آموز در هر گروه) به صورت تصادفی جایدهی شدند. برای یک گروه آزمایش، مداخله توانبخشی شناختی در 11 جلسه 60 دقیقه ای؛ و برای گروه آزمایش دوم، مداخله نوروفیدبک در 30 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد؛ این در حالی است که افراد گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. هر سه گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری دو ماهه، مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی نما (کرمی نوری و مرادی، 1387) و فرم کوتاه پرسشنامه درجه بندی رفتاری کنش های اجرایی (جرارد و همکاران، 2000)؛ و برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تأثیر توانبخشی شناختی و نوروفیدبک بر بهبود مؤلفه های کنش های اجرایی در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری مجدد، معنادار است (0/05>P). همچنین نتایج نشان داد که بین تأثیر این دو شیوه در مؤلفه های کنش های اجرایی، تفاوت معنادار وجود ندارد (0/05P>)؛ اما بین نمرات هر دو گروه آزمایش با گروه گواه، تفاوت معنا دار مشاهده شد (0/05>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که توانبخشی شناختی با ارتقای توانایی های ذهنی و شناختی، و روش نوروفیدبک با ارائه پسخوراندهای مثبت و منفی به آزمودنی و تقویت مهارت خودنظم جویی، در بهبود کنش های اجرایی کودکان نارساخوان مؤثر است.
۹.

اثربخشی داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر مهارت های ارتباطی کودکان با اختلال طیف اُتیسم

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: اختلال طیف اُتیسم، اختلال عصبی تحولی است که با نقص در تعاملات اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای کلیشه ای شناخته می شود. افزایش نرخ شیوع این اختلال، لزوم پژوهش در مورد ویژگی ها و روش های درمانی را بیشتر کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر مهارت های ارتباطی کودکان با اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: ای ن پژوه ش از ن وع شبه آزمایش ی ب ا ط رح پیش آزم ون - پس آزم ون و گ روه گواه ب ود. جامعه آماری مطالعه حاضر، شامل تمام دانش آموزان پسر با اختلال طیف اُتیسم 7 تا 14 ساله شهر رشت در سال 1398 بود و 20 نفر از افراد داوطلب واجد شرایط که به تصادف به دو گروه آزمایش و گواه (در هر گروه 10 نفر) اختصاص یافتند درحکم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه نیم رخ مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم (2007) استفاده شد. در این پژوهش، برنامه اجرایی، ترکیبی از داستان های اجتماعی و الگودهی ویدئویی بود که توسط پژوهشگر تألیف و به مدت 12 جلسه به صورت مجازی برای کودکان با اختلال طیف اُتیسم گروه آزمایش اجرا شد. یافته ها: برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون t استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش نشان داد داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر بهبود مهارت های ارتباطی (مؤلفه مشارکت اجتماعی) تأثیرگذار است (05/0> p). نتیجه گیری: بنا به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی روشی مناسب برای آموزش مهارت های ارتباطی به صورت مجازی و توسط والد است.
۱۱.

تأثیر آموزش تکنیک های کاتا بر عادت های خواب پسران با اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: مطالعات پیشین نشان داده اند که اجرای ورزش های رزمی می تواند جهت بهبود مشکلات رفتاری و ارتباطی کودکان با اختلال اوتیسم به کار رود، اما در زمینه تأثیر آن بر عادت های خواب در این کودکان، مطالعات کمی انجام شده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تمرین تکنیک های کاتا بر عادت های خواب پسران با اختلال طیف اوتیسم انجام شد . روش: پژوهش حاضر با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه های تصادفی انجام شد. به این منظور، 20 کودک با اختلال طیف اوتیسم از بین کودکان 8 تا 14 ساله انجمن خیریه اوتیسم گیلان در سال 1397 انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند . والدین کودکان، قبل و پس از پایان 10 هفته مداخله، پرسشنامه عادت های خواب کودکان اونز (2000) را تکمیل کردند. از آزمون شاپیروویلک جهت تعیین نرمال بودن داده ها، و از آزمون تحلیل کوواریانس جهت مقایسه میانگین گروه ها قبل و بعد از مداخله استفاده شد. یافته ها : ده هفته تمرین تکنیک های کاتا تأثیر معنا داری بر نمره کل پرسشنامه عادت های خواب و خرده مقیاس های مقاومت در به خواب رفتن (0/02> p ، 7/28= F )، مدت خواب (001/0> p ، 08/26= F ) ، اضطراب خواب (01/0> p ، 12/10= F ) ، بیدار شدن در شب (002/0> p ، 58/17= F ) ، پاراسومنیا (01/0> p ، 07/8= F ) و خواب آلودگی روزانه (003/0> p ، 74/15= F ) در کودکان اوتیسم داشت . نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که ورزش های رزمی می تواند با ایجاد تغییرات هورمونی، زیستی و بیوشیمیایی در بدن موجب کاهش عادت های نامناسب خواب در کودکان با اختلال اوتیسم شود و به عنوان مداخله ای ارزشمند به برنامه های روزانه این کودکان جهت بهبود الگوی خواب اضافه شود.
۱۳.

تأثیر حضور کودک با اختلال نافرمانی مقابله ای بر کیفیت روابط اعضا ی خانواده با یکدیگر

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای از شایع ترین اختلال های رفتاری است که موجب تخریب شدید روابط بین فردی کودک با همتایان، دوستان و اعضای خانواده می شود. خانواده و کیفیت روابط متقابل در آن، به مثابه نخستین و بادوام ترین عامل سازنده شخصیت و رفتارهای بعدی کودک، عاملی تعیین کننده در تحول و سلامت روانی کودک در بزرگسالی است. نتایج بررسی پژوهش های مختلف در این زمینه نشان داده است اختلال نافرمانی مقابله ای، پیامدهای م نفی بسیاری را برای خانواده به دنبال دارد و کودکان با این اختلال مشکلات فراوانی در روابط با والدین و خواهر - برادرهایشان تجربه می کنند. این کودکان در معرض مشکلاتی چون بی ثباتی خانواده و مشکلات سازش یافتگی والدین، بدرفتاری والدین، و نیز نبود فضای صمیمی و گرم در روابط تنی زادگان (خواهر - برادرها) هستند. از این رو، پژوهش ها باید روی کیفیت روابط دوجانبه میان اعضای خانواده و کودک با اختلال نافرمانی مقابله ای تأکید کرده و مسیرهای مختلف این روابط را بررسی کنند. به همین منظور، در این مقاله ویژگی های کودک با اختلال نافرمانی مقابله ای، کیفیت روابط کودک با والد، و نیز کیفیت روابط خواهر - برادرها در این خانواده ها بررسی و راهکارهای درمانی سودمندی جهت بهبود این روابط ارائه شده است.
۱۴.

شناسایی و اولویت بندی نیازهای والدین کودکان با فلج مغزی

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف: در میان افراد با نیازهای ویژه، کودکان مبتلا به فلج مغزی به علت ویژگی های خاص جسمانی و نیاز شدید به مراقبت در بلندمدت و همچنین وجود اختلالات دیگری از جمله کم توانی ذهنی، اختلالات یادگیری، اختلال در زبان و گفتار، نارسایی بینایی و شنوایی، و مشکلات در مهارت های خودیاری، همواره سلامت روانی و جسمانی والدین خود را به مخاطره می اندازند. بنابراین یکی از معضلات پیش روی متخصصان، ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی مناسب به والدین کودکان مبتلا به فلج مغزی است که این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی نیاز های والدین این کودکان در حیطه های مختلف انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع زمینه یابی (پیمایشی) است. نمونه مورد مطالعه شامل 200 نفر از والدین دارای فرزند مبتلا به فلج مغزی استان گیلان در سال 1397-1396 بوده است که از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه سنجش نیازهای والدین دارای کودکان مبتلا به اختلال فلج مغزی را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و آزمون تحلیل رتبه ای فریدمن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد پرسشنامه نیازهای والدین دارای کودکان مبتلا به اختلال فلج مغزی دارای ابعاد آگاهی نسبت به نیازهای اجتماعی کودک، آگاهی نسبت به نیازها و امکانات درمانی کودک، و نیاز به دانش و آگاهی است. همچنین از میان نیازهای والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال فلج مغزی، نگرانی نسبت به آینده شغلی و ازدواج فرزند با میانگین رتبه (32/46) مهم ترین نیاز، و پس از آن نگرانی نسبت به برخورد افراد جامعه با فرزند با میانگین رتبه (09/31)، و حمایت و تلاش اعضای خانواده در جهت بهبود وضعیت فرزند با میانگین رتبه (29/46)، در اولویت های دوم و سوم قرار دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گیری کرد که برای ارائه آموزش ها و توانبخشی های مؤثر به کودکان مبتلا به فلج مغزی و والدین آنها، شناسایی نیازهای آنها در حیطه های گوناگون از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین توجه به نیازهای خانواده های این کودکان می تواند باعث مشارکت و فعال بودن هر چه بیشتر والدین در فرایند ارائه خدمات توسط مسئولان و دست اندرکاران شود.
۱۵.

کیفیت زندگی، عملکرد خانواده و سبک زندگی زنان متأهل کاربر و غیرکاربر شبکه های اجتماعی

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
زمینه: اگر چه استفاده روزافزون از اینترنت و شبکه های اجتماعی بر زندگی مردم اثر گذاشته است، اما آیا می توان کیفیت سطح زندگی مردم را در این رابطه مقایسه کرد؟ هدف: این پژوهش، به منظور مقایسه کیفیت زندگی، عملکرد خانواده و سبک زندگی زنان متأهل کاربر و غیرکاربر شبکه های اجتماعی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع علّی - مقایسه ای بود و جامعه آماری آن شامل تمامی زنان متأهل کاربر و غیرکاربر شبکه های اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی شهر رشت در سال 1395 بود. نمونه مطالعه شامل 150 نفر از افراد کاربر و 150 نفر افراد غیرکاربر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند و بر حسب شرایط ورود به پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1990)، پرسشنامه عملکرد خانواده اپشتاین و همکاران (۱۹۸۲) و سبک زندگی لعلی و همکاران (1391) استفاده شدند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که بین زنان متأهل کاربر و غیرکاربر شبکه های اجتماعی در 4 مؤلفه کیفیت زندگی، 3 مؤلفه سبک زندگی و در تمام مؤلفه های عملکرد خانواده تفاوت معنادار وجود دارد، به طوری که نمره گروه کاربر شبکه های اجتماعی کمتر از گروه غیرکاربر بود (0/001 > p ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که کیفیت زندگی و عملکردخانواده زنان غیر کاربر بهتر بوده است.
۱۷.

نقش طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی هوش هیجانی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
هوش هیجانی از جمله عوامل موثر در سلامت روان شناختی نوجوانان می باشد که متاثر از تجارب اولیه است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی هوش هیجانی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم انجام شد. در این مطالعه توصیفی جهت اجرای پژوهش 384 دانش آموز دختر در مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 97-1396 به شیوه تصادفی خوشه ای از مدارس شهر رشت انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ، کلاسکو، ویشر، 2003) و مقیاس هوش هیجانی (مایر و سالوی، 1993) جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار PSSS-22 و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. نتایج نشان داد هوش هیجانی با محرومیت هیجانی (825/0-)، رها شدگی (383/0-)، شکست (208/0-)، نقص و شرم (290/0-)، وابستگی (535/0-)، آسیب پذیری (454/0-)، بی اعتمادی (246/0-)، گرفتار (814/0-)، ایثارگری (824/0-)، اطاعت (755/0-)، بازداری هیجانی (804/0-)، معیار سرسختانه (808/0-)، استقلال (432/0-) و خود انضباطی ناکافی (854/0-) ارتباط معنادار منفی وجود دارد (01/0> P ). اما بین هوش هیجانی و انزوای اجتماعی (033/0) ارتباط معناداری مشاهده نشد. نتایج رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که مولفه های طرحواره ناسازگار اولیه مجموعاً قادر به پیش بینی 83/0 از واریانس هوش هیجانی در دانش آموزان هستند (001/0 > p ، 449/134 = (368، 15) F ). نتایج مطالعه حاضر دلالت بر این دارند که طرحواره های ناسازگانه اولیه نقش به سزایی در هوش هیجانی نوجوانان دارند.
۱۸.

مقایسه تأثیر توانبخشی شناختی به کمک رایانه و روش چندحسی بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۲
هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر توانبخشی شناختی به کمک رایانه و روش چندحسی بر بهبود عملکرد خواندن دانشآموزان نارسا خوان بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی شهر رشت در سال تحصیلی 94-1393 بود که از بین آنها 45 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و کنترل جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس هوش وکسلر کودکان (وکسلر، 2003) و آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی نما (کرمی نوری و مرادی، 1387) استفاده شد. برنامه توانبخشی شناختی به کمک رایانه، در طی 11 جلسه به گروه آزمایش اول و برنامه آموزش چندحسی، در طی 9 جلسه به گروه آزمایش دوم آموزش داده شد، درحالی که گروه کنترل، چنین آموزش هایی را دریافت نکردند. نتایج مقایسه میانگین های تصحیح شده دو گروه نشان داد که روش توانبخشی شناختی به کمک رایانه در مقایسه با روش چندحسی بر مؤلفه های زنجیره کلمات، قافیه ها، حذف آواها، خواندن ناکلمات، و نشانه حروف (001/0p<) و بر مؤلفه نامیدن تصاویر (05/0p<) تأثیر بیشتری دارد و تفاوت دو گروه آموزشی در سایر مؤلفه های عملکرد خواندن معنی دار نیست. شیوه های چندحسی و نرم افزارهای رایانه ای شناختی برای عمق بخشی به یادگیری و ایجاد نگرش مثبت در دانش آموزان نارساخوان مؤثر است.
۲۰.

تأثیر آموزش از طریق بازی های حرکتی بر یادگیری مفاهیم و علاقه به ریاضی دانش آموزان دیرآموز

تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۱۸۹
زمینه: ویژگی های خاص بازی های حرکتی و فواید متعدد آن در رشد همه جانبه کودکان باعث توجه متخصصان به نقش بازی در آموزش شده است، اما آیا آموزش از طریق بازی های حرکتی می تواند کمکی به بهبود یادگیری ریاضی در دانش آموزان دیرآموز کند؟ هدف: پژوهش حاضر، به منظور بررسی تأثیر آموزش ریاضی از طریق بازی های حرکتی بر یادگیری مفاهیم ریاضی و علاقه به ریاضی دانش آموزان دیرآموز انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان دیرآموز پایه دوم ابتدایی شهر سنگر در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می دهند. نمونه شامل 30 نفر از این کودکان بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. گروه آزمایش برنامه محقق ساخته آموزش از طریق بازی های حرکتی (ابراهیمی، 1396) را طی 10 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه توانمندی های یادگیری ریاضی پایه دوم (تبریزی، 1389)، آزمون هوشی وکسلر کودکان (وکسلر، 1949) و پرسشنامه علاقه به ریاضی (نعمتی، 1388) بود. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در یادگیری مفاهیم ریاضی و تمامی مؤلفه های علاقه به ریاضی تفاوت معنادار وجود دارد، به طوری که نمره گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه است ( 001/ 0 > P ). نتیجه گیری: آموزش ریاضی از طریق بازی های حرکتی باعث بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی و افزایش علاقه به ریاضی در دانش آموزان دیرآموز شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان