محمدعلی بشارت

محمدعلی بشارت

سمت: دکترای تخصصی
مدرک تحصیلی: استاد تمام، گروه روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۰۶ مورد.
۱.

پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس ابعاد کمال گرایی و کمال گرایی معنوی/مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رضایت زناشویی کمال گرایی کمالگرایی معنوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر باهدف پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس ابعاد کمال گرایی و کمال گرایی معنوی /مذهبی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. در این پژوهش تعداد 404 نفر از افراد متأهل (326 زن، 78 مرد) شهر تهران در سال 1400 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان در پژوهش خواسته شد تا پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک- راست (GRIMS؛ راست و همکاران، 1986)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی تهران (TMPS؛ بشارت، 1386) و مقیاس کمال گرایی معنوی/ مذهبی (14SRPS-؛ بشارت، 1397) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون هم زمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش نمره فرد در کمال گرایی خودمحور (05/0>p، 110/0=r) و کمال گرایی معنوی/ مذهبی (01/0>p، 332/0=(r رضایت زناشویی افزایش می یابد. از سوی دیگر، نتایج پژوهش نشان داد که رضایت زناشویی توسط متغیرهای کمال گرایی خودمحور (05/0>p) و کمال گرایی معنوی/مذهبی (01/0>p) قابل پیش بینی بود. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که کمال گرایی خودمحور و کمال گرایی معنوی/مذهبی عوامل مهم پیش بینی کننده رضایت زناشویی هستند و 12 درصد از واریانس آن را تبیین می کنند. همچنین مشخص شد متغیر کمال گرایی معنوی/مذهبی نسبت به متغیر کمال گرایی خودمحور، پیش بینی کننده قوی تری برای رضایت زناشویی است. بررسی این متغیرها در افراد می تواند کمک قابل توجهی درزمینه افزایش رضایت زناشویی کند.
۲.

نقش میانجی گر استحکام من در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های وسواس فکری - عملی رابطه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: وسواس فکری - عملی رابطه ای ابعاد کمال گرایی استحکام من

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۸
زمینه: اختلال وسواس فکری - عملی رابطه ای یکی از تظاهرات ناتوان کننده اختلال های طیف وسواس فکری - عملی است که شامل افکار، تردیدها و اعمال وسواسی است که بر رابطه و ویژگی های شریک زندگی فرد متمرکز است. با وجود توجه روزافزون به اختلال وسواس فکری - عملی رابطه ای، پژوهش های زیادی در مورد عوامل زمینه ای، شناختی و شخصیتی نشانه های این اختلال انجام نشده است. هدف: هدف از این پژوهش بررسی نقش میانجی گر استحکام من در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های وسواس فکری - عملی رابطه ای بود. روش: طرح این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. تعداد 430 نفر (324 زن، 106 مرد) با روش نمونه گیری در دسترس از بین دانشجویان دانشکده های دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1402-1401 در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه وسواس فکری - عملی رابطه ای (دورون و همکاران، 2014)، مقیاس استحکام من (بشارت، 1395) و مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران (بشارت، 1386) بودند. داده های پژوهش توسط ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS28 و AMOS28 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر مدل فرضی میانجی، برازش خوبی با داده های پژوهش نشان داد، 1 CFI=، 1TLI= و 0/001 RMSEA=. همچنین همبستگی مثبت معناداری بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های اختلال وسواس فکری - عملی رابطه ای (0/01 p<) و همبستگی منفی معناداری بین استحکام من و وسواس فکری - عملی رابطه ای بود (0/01 p<). نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از آن است که ابعاد کمال گرایی و استحکام من، شدت نشانه های اختلال وسواس فکری - عملی رابطه ای را پیش بینی می کنند. همچنین استحکام من، میانجی ارتباط بین ابعاد کمال گرایی و شدت نشانه های اختلال وسواس فکری - عملی رابطه ای است. در نتیجه در نظر گرفتن این متغیرها در فرآیندهای پیشگیری، تشخیص و درمان اختلال وسواس فکری - عملی رابطه ای دارای اهمیت است.
۳.

Developing and Psychometric Testing of Cervical Cancer Screening Behavior Scale (CCSBS)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: Cancer Cervical cancer health behavior Psychometric testing Screening

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۹
Introduction: Given the importance of screening as one of the health behaviors in cervical cancer, the aim of this study is to develop and evaluate the psychometric characteristics of Cervical Cancer Screening Behavior Scale (CCSBS). Methods: In this cross-sectional study, 376 women who referred to Javaheri Health Center during the study period due to health problems, were selected through convenience sampling method. Then, the scale was developed and its content and face validities were examined. To ensure divergent and convergent validity, Depression Anxiety Stress Scale (DASS-21) was used. Internal consistency method (Cronbach's alpha) was used to determine the reliability of the questionnaire. Finally, confirmatory factor analysis was used to assess the construct validity of the CCSBS and SPSS and LISREL software were applied for analyzing data. Results: The findings of this study provided strong supports, which confirmed the content and face validities. Regarding the convergent and divergent validity, perceived vulnerability, perceived severity and deterioration, and perceived barriers have a direct and significant relationship with the three variables of depression, anxiety, and stress. On the other hand, perceived motivation had a significant inverse correlation with all three variables of depression, anxiety, and stress. Additionally, perceived self-efficacy had a significant inverse correlation with depression. The results of the Cronbach's alpha indicated the appropriate internal consistency of the whole questionnaire and its components. Cronbach's alpha for the whole questionnaire was 0.78. According to confirmatory factor analysis, the goodness of fit indicators of proposed model was confirmed and the paths were significant. Conclusion: CCSBS is a reliable and valid tool for measuring the screening behavior of cervical cancer in Iranian women and it appears to be a comprehensive and useful tool for assessing women's beliefs related to cervical cancer and cervical cancer screening.
۴.

تحولات تاریخی اختلال افسردگی مهاد: مقاله مروری روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اختلال افسردگی مهاد تاریخچه درمان مصاحبه بالینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸
اختلال افسردگی مهاد، یک اختلال شایع و درمانده ساز است که بر احساس، افکار و رفتار فرد به طور منفی تاثیر می گذارد. نشانه هایی که امروزه به عنوان افسردگی می شناسیم، قدمتی طولانی در تاریخ بشر دارد. هدف پژوهش حاضر به طور کلی، مروری بر معیارهای تشخیصی در طول زمان، معیارهای تشخیص افتراقی، سیر تاریخی سبب شناسی، همه گیری شناسی و اختلال های همبود افسردگی بود. پس از آن به برخی نکات مهم در مصاحبه بالینی با این افراد و روش های مختلف درمان این اختلال در طول تاریخ پرداخته شده است. مطالعه حاضر با جستجو به صورت مروری در پایگاه های اطلاعاتی شامل پابمد، پابسایک، سایک اینفو، ریسرچ گیت، اسکوپوس، ساینس دایرکت و اسپرینگر لینک با کلید واژه های تاریخچه افسردگی، سیر تاریخی معیارهای تشخیصی و تشخیص های افتراقی افسردگی، سبب شناسی، همه گیری شناسی، همبودی و درمان افسردگی در طول زمان صورت گرفت. جهت بررسی متون مورد نظر به دلیل تاکید بر سیر تاریخی و تحولات در طول زمان، محدودیت زمانی در نظر گرفته نشد. مروری بر اختلال افسردگی مهاد نشان می دهد بسیاری از نشانه هایی که در طول تاریخ برای این اختلال مطرح شده است، با وجود تفاوت های کلی، ثبات قابل توجهی داشته است. همچنین در طول زمان متناسب با علت شناسی های مختلف، درمان های مختلفی به کار بسته شده است. علاوه بر این، مروری بر تحقیقات صورت گرفته در زمینه درمان این اختلال، لزوم پرداختن به تحقیقات بیشتر در رابطه با چگونگی ممانعت از عود و مطالعه در زمینه اثربخشی بلند مدت به جای تاثیرات کوتاه مدت را نشان می دهد.
۵.

اثربخشی زوج درمانی پارادوکسی(PTC) بر تعارضات زناشویی و تنظیم هیجان زوجین ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زوج درمانی پارادوکسی تعارضات زناشویی تنظیم هیجان زوجین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی پارادوکسی (PTC) بر تعارضات زناشویی و تنظیم هیجان در زوجین ناسازگار صورت پذیرفت. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در شش ماهه پاییز و زمستان سال 1400 بودند که جهت شرکت در این پژوهش، رضایت آگاهانه داشتند. تعداد نمونه نهایی در پژوهش حاضر 18 زوج دارای تعارضات زناشویی بود که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی(در دسترس و هدفمند) انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (9 زوج در گروه آزمایش و 9 زوج در گروه گواه). ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه تعارض زناشویی (براتی و ثنایی، 1375) و پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) بود. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و استخراج داده های خام، تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش توسط نرم افزار spss-23 و با استفاده از تحلیل کواریانس تک متغیره صورت گرفت. نتایج نشان داد که زوج درمانی پارادوکسی بر تعارضات زناشویی و تنظیم هیجان در زوج های دارای تعارضات زناشویی تاثیر معنادار و مطلوبی دارد (001/0>p) و باعث کاهش تعارضات زناشویی و بهبود تنظیم هیجان در زوجین دارای تعارضات زناشویی می گردد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که روان درمانگران از این شیوه درمانی می توانند برای درمان زوجینی که دارای تعارض هستند استفاده کنند.
۶.

مدل ساختاری پیش بینی رضایت زناشویی زوج های جوان براساس سیستم های فعال سازی/ بازداری رفتار؛ نقش میانجیگر سبک های دلبستگی

کلید واژه ها: رضایت زناشویی سبک دلبستگی فعال سازی رفتار بازداری رفتار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: رضایت زناشویی پایدارترین پیش بینی گر ثبات در زندگی است و از این رو استفاده درست از آن، به پایداری خانواده کمک می کند. هدف: این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری پیش بینی رضایت زناشویی براساس سیستم های فعال سازی/ بازداری رفتار با نقش میانجی دلبستگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه زوج های جوان شهر تهران در سال ۱۴۰۰ بود، که از بین آن ها ۳۷۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، رضایت زناشویی انریچ (۱۹۹۸)، مقیاس فعال سازی/ بازداری رفتار (۱۹۹۴) و مقیاس دلبستگی بزرگسال (۱۳۸۵) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر توسط نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۵ و LISREL نسخه ۸/۸ انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد سیستم بازداری (P<۰/۰۵, ß=-۰/۱۶)، دلبستگی ناایمن دوسوگرا (P<۰/۰۱, ß=-۰/۴۲) و اجتنابی (P<۰/۰۵, ß=-۰/۱۹) به طور مستقیم و منفی و دلبستگی ایمن (P<۰/۰۱, ß=۰/۲۶) به طور مستقیم و مثبت تاثیر معناداری بر رضایت زناشویی دارند. همچنین سیستم بازداری بر دلبستگی اجتنابی (P<۰/۰۱, ß=۰/۱۸)، دوسوگرا (P<۰/۰۱, ß=-۰/۱۹) و سیستم فعال سازی بر دلبستگی ایمن (P<۰/۰۵, ß=۰/۲۸) اثر مستقیم مثبت و سیستم فعال سازی بر دلبستگی اجتنابی (P<۰/۰۱, ß=-۰/۳۰) به طور مستقیم و منفی تاثیر معنادار دارند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سیستم فعال سازی/ بازداری رفتار به صورت مستقیم و از طریق سبک های دلبستگی به صورت غیرمستقیم قادر به پیش بینی رضایت زناشویی است. بنابراین به زوج درمانگرها پیشنهاد می شود از این متغیرها به منظور افزایش میزان رضایتمندی در زوجین استفاده نمایند.
۷.

اثربخشی درمان پارادوکسی بر نشانگان وسواس فکری عملی رابطه ای

کلید واژه ها: درمان پارادوکسی نشانگان وسواس وسواس فکری عملی رابطه ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
زمینه و هدف: پژوهش های پیشین نشان داده است که در مقایسه با جمعیت عمومی، بیماران مبتلا به وسواس فکری- عملی اغلب اختلال هایی در عملکرد رابطه ای، از جمله مشکلات بین شخصی، بی اعتمادی و خشنونت در روابط بین فردی احتمال ازدواج کمتر و افزایش ناراحتی های زناشویی، دوسوگرایی و تعارض های بین شخصی شدید، انتقام جویی و مشکلات جنسی شایع را دارند؛ لدا هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان پارادوکسی بر نشانگان وسواس فکری عملی رابطه ای بود. روش پژوهش: طرح پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و روش جمع آوری داده ها آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه بود که گاهی آن را آزمایش تک آزمودنی یا آزمایش سری های زمانی نیز می نامند. آزمایشی است که مشتمل بر تحقیق فشرده بر روی یک فرد یا تعدادی از افراد است که به عنوان یک گروه واحد در نظر، گرفته می شوند. از میان طرح های تک آزمودنی، در این پژوهش از طرح خط پایه- مداخله- پیگیری (A-B-C)، استفاده شد. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری در دامنه سنی 20 تا 45 سال شهر تهران بود. برای نمونه گیری از شیوه نمونه گیری در دسترس 6 نفر انتخاب شدند و جلسات درمانی را تکمیل نمودند. جهت تشخیص اختلال وسواس فکری- عملی رابطه ای و تشخیص های افتراقی آن از مصاحبه بالینی استفاده شد. داده ها از نوع کمی و از طریق تکمیل پرسشنامه ها و مقیاس های پژوهش در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری جمع آوری شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش نشان داد که فرضیه پژوهش با عنوان «روان درمانی پاردوکسی، استحکام من را در بیماران مبتلا به وسواس فکری- عملی رابطه ای بهبود می بخشد» با 5/56 درصد بهبودی کلی تایید شد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحلیل دیداری شش شرکت کننده و نتایج اندازه اثر قوی و میزان بهبودی نشانه های اختلال وسواس فکری- عملی رابطه ای می توان نتایج درمان پارادوکس را بسیار اثربخش دانست.
۸.

پیش بینی سازگاری اجتماعی براساس سبک های دلبستگی و راهبردهای نظم دهی شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سازگاری اجتماعی دلبستگی نظم دهی شناختی هیجان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۱ تعداد دانلود : ۲۸۹
زمینه: پژوهش های پیشین به طور گسترده، عوامل مرتبط باسازگاری اجتماعی را شناسایی کرده اند، اما علی رغم اهمیت قابل توجه نقش روابط اولیه، سبک های دلبستگی و تأثیرات آن در روابط آتی، مطالعات اندکی به بررسی ارتباط بین سبک های دلبستگی و سازگاری اجتماعی پرداخته اند. باتوجه به اهمیت تحولی دوران نوجوانی و تغییرات غیرقابل اغماض آن در روابط اجتماعی، درک کافی از نقش نظم دهی شناختی هیجان در تبیین سازگاری اجتماعی وجود ندارد. همچنین می توان گفت فقدان راهبردهای سازش یافته نظم دهی شناختی هیجان از عوامل اساسی ناسازگاری در دوران نوجوانی است. هدف: پژوهش حاضر باهدف پیش بینی سازگاری اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی و نظم دهی شناختی هیجان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. در این پژوهش 337 دانش آموز دختر در مقطع دبیرستان به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان درخواست شد تا مقیاس سازگاری بل (بل، 1934)، مقیاس دلبستگی بزرگسالان (هازن و شیور، 1987) و مقیاس نظم دهی شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد و کلیه مراحل با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش نمره فرد در راهبردهای سازش یافته نظم دهی شناختی هیجان (0/05 p<، 0/6 r=) و سبک دلبستگی ایمن (0/05 p< ، 0/49 =r) سازگاری اجتماعی افزایش می یابد. از سوی دیگر نتایج پژوهش نشان داد که با کاهش نمره فرد در راهبردهای سازش نایافته نظم دهی شناختی هیجان (0/05 p< ، 0/54- =r)، سبک دلبستگی دوسوگرا (0/05 p< ، 0/31- = r) و سبک دلبستگی اجتنابی (0/05 p< ، 0/30- =r) سازگاری اجتماعی افزایش می یابد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ترکیب متغیرهای پژوهش به طور معنی داری با سازگاری اجتماعی رابطه دارند و 54 درصد از واریانس آن را تبیین می کنند ( 0/05 p< ، 0/54 = R2). نتیجه گیری: وجود حساسیت و پاسخگویی در مراقبت و هیجان ها نقشی اساسی در سازگاری اجتماعی دارند. استفاده از مداخلات مبتنی برترمیم سبک های دلبستگی و آموزش راهبردهای سازش یافته نظم دهی شناختی هیجان در ارتقاء سازگاری اجتماعی مؤثر است
۹.

سنجش اثربخشی مداخله ذهن سازه محور: رویکردی نوین به درمان چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مداخله ذهن سازه محور چاقی ذهن سازه نمو ذهن سازه تنیدگی خوردن هیجانی شاخص توده بدنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه: در طی سال های اخیر، رویکرد امیدبخشی در طراحی مداخله های مبتنی بر خودتنظیمی با هدف تغییر ذهن سازه ها شکل گرفته است. با وجود گسترش کاربرد این رویکرد در مداخلات درمانی، شواهد چندانی برای اثربخشی مداخله ذهن ساز ه محور در حوزه های خاص سلامت همچون چاقی در دسترس نیست. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل مداخله ذهن سازه محور بر کاهش وزن و شاخص توده بدنی (BMI)، خوردن هیجانی و تغییر ذهن سازه تنیدگی در افراد مبتلا به چاقی انجام شد. روش: مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی و با گمارش تصادفی شرکت کنندگان در دو گروه درمان و گواه اجرا شد. 42 نفر از افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی که به کلینیک چاقی بیمارستان سینا مراجعه کرده بودند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه درمان مداخله ذهن سازه محور (دووک، 2017؛ کرام و همکاران، 2017) را در 8 جلسه و برای مدّت زمان 2 ماه دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس ذهن سازه شخصیت (ITOP)، مقیاس ذهن سازه تنیدگی (SMM) و پرسش نامه رفتارهای خوردن هیجانی (EOQ) بود. داده ها با استفاده از آزمون U مان ویتنی نمرات افتراقی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل مداخله ذهن سازه محور باعث کاهش وزن و BMI در مرحله پس آزمون شده و در مرحله پیگیری نیز باعث تداوم اثرگذاری شده است. هم چنین یافته های پژوهش حاکی از آن بود که مداخله ذهن سازه محور خوردن هیجانی را کاهش و ذهن سازه تنیدگی توان افزا و ذهن سازه نمو را در مرحله پس آزمون افزایش می دهد. در مرحله پیگیری برای این متغیّرها نیز ثبات نتایج دیده شد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مدل مداخله ذهن سازه محور برای کاهش وزن و رفتار خوردن هیجانی در شرکت کنندگان این پژوهش، پیشنهاد می شود از این مدل مداخله ای به عنوان درمان مستقل و یا درمان مکمّل برای بیماران مبتلا به چاقی استفاده شود.
۱۱.

نقش تعدیل کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین کمال گرایی معنوی/مذهبی با شاخص های سلامت روانی و نشانه های افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه: پژوهش های پیشین به طورگسترده نشان داده اند که کمال گرایی ناسازگارانه با هیجان های منفی بیشتر، اضطراب، خصومت و شرم و همچنین با هیجان های مثبت کمتر، حرمت خود پایین و بهزیستی کمتر مرتبط است. در مقایسه با این نوع کمال گرایی، کمال گرایی معنوی/مذهبی به تازگی به عنوان نوعی سازگارانه از کمال گرایی معرفی شده اما تحقیقات اندکی روی اثرات این نوع کمال گرایی بر سلامت روان و نشانه های افسردگی و اضطراب انجام گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین کمال گرایی معنوی/مذهبی با شاخص های سلامت روانی و نشانه های افسردگی و اضطراب بود. روش: تعداد 510 نفر (381 زن، 126 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سلامت روانی (ویت و ویر، 1983)، مقیاس افسردگی اضطراب استرس (لاویباند و لاویباند، 1995)، مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی (بشارت، 1397) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006؛ گارنفسکی و همکاران، 2001) را تکمیل کنند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که کمال گرایی معنوی/مذهبی با بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت معنادار و با درماندگی روانشناختی رابطه منفی معنادار دارد (01/0 p<). علاوه بر این، اگرچه رابطه بین کمال گرایی معنوی/مذهبی و شاخص های سلامت روانی توسط راهبردهای تنظیم شناختی هیجان تعدیل نشد ولی رابطه این نوع کمال گرایی و اضطراب توسط راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان تعدیل شد (0/01 p<). نتیجه گیری: کمال گرایی معنوی/مذهبی بعدی سازگارانه از کمال گرایی است و افرادی که درجات بالاتری از این نوع کمال گرایی را تجربه می کنند در هنگام تجربه شکست در رسیدن به کمالات معنوی و مذهبی دچار عواطف منفی، اضطراب و افسردگی نمی شوند. حال اگر برخی از این افراد، برای تنظیم هیجان های ناخوشایند خود که می تواند به دلایلی غیر مرتبط با این نوع کمال گرایی پدید آمده باشد، از راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان استفاده کنند، اضطرابشان افزایش می یابد.
۱۲.

مقایسه تکانشوری، استحکام من، ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی ادراک شده در معتادان ادامه دهنده و رهاکننده درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: استحکام من تکانشوری حمایت اجتماعی ادراک شده سوءمصرف مواد ناگویی هیجانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف : سوء مصرف مواد عبارت است از الگوی غیرانطباقی مصرف مواد که از طریق پیامدهای نامطلوب عودکننده و قابل ملاحظه مرتبط با استعمال مکرر مواد ظاهر می شود. متغیرهای چندگانه بر شدت، مدت و درمان اختلالات سوءمصرف مواد تأثیر می گذارند. برآوردها در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ۲۷۱ میلیون نفر در جهان از یک یا چند ماده مخدر استفاده کرده اند. پژوهش حاضر که از نوع علی -مقایسه ای بود، با هدف مقایسه تکانشوری، استحکام من، ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی ادراک شده در معتادان ادامه دهنده و رهاکننده درمان انجام شد. روش : بدین منظور، 180 نفر از مراجع کنندگان به سه مرکز ترک اعتیاد، به صورت تصادفی در سه گروه درمان دارویی، مشاوره انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی قرار گرفتند. آزمودنی ها پیش از درمان، پرسشنامه های مربوط به مقیاس تکانشوری بارات (بارات، 1994)، مقیاس استحکام من (بشارت، 1386)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی، پارکر و تیلور، 1994) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت، دالم، زیمت و فارلی، 1988) را تکمیل کردند. پس از پایان دوره درمانی، تعداد افراد باقی مانده هر گروه درمانی به ترتیب 45، 39 و 43 نفر بود. برای تحلیل داده ها از آزمون ناپارامتری یو مان-ویتنی استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان دهنده تفاوت معنادار در متغیرهای تکانشوری، استحکام من، ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی ادراک شده بین معتادان ادامه دهنده و رها کننده درمان است. نتیجه گیری : توجه به این متغیرها می تواند در برنامه های پیشگیری، تشخیص و درمان سوءمصرف مواد مؤثر واقع شود.
۱۳.

نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و شاخص های سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کمال گرایی تنظیم هیجان سلامت روانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد کمال گرایی با شاخص های سلامت روانی بود. تعداد 510 نفر (381 زن، 126مرد) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سلامت روانی (ویت و ویر، 1983)، مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران-15 (بشارت، 1386) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) را تکمیل کنند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی ساسله مراتبی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تمام ابعاد کما ل گرایی (خودمحور، دیگرمحور، جامعه محور) با بهزیستی روانشناختی رابطه منفی معنادار و با درماندگی روانشناختی رابطه مثبت معنادار داشتند (01/0 p <). همچنین راهبردهای سازش یافته تنظیم هیجان با بهزیستی روانشناختی رابطه ای مثبت و با درماندگی روانشناختی رابطه ای منفی دارد که این نتایج برای راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان برعکس است (01/0 p <). علاوه بر این، تنها راهبردهای سازش نا یافته تنظیم هیجان توان تعدیل رابطه بین ابعاد کمال گرایی با شاخص های سلامت روانی را داشتند (05/0 p <). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه بین ابعاد کمال گرایی و شاخص های سلامت روانی یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگر مانند راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان در این رابطه نقش تعدیل کننده دارند.
۱۴.

پیش بینی سازگاری اجتماعی بر اساس استحکام من و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سازگاری اجتماعی استحکام من تنظیم شناختی هیجان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری اجتماعی براساس استحکام من و تنظیم شناختی هیجان انجام بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر در مقطع دبیرستان بود. در این پژوهش 337 دانش آموز دختر دبیرستانی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند . ابزارهای پژوهش شامل: مقیاس سازگاری بل، (1961)، ( BAI )، مقیاس استحکام من بشارت، (1386)، ( ESS ) و مقیاس تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج، (2006)، ( CERQ ) بود . این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است . برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش نمره فرد در راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان (05/0 p< ،60/0 = r ) و استحکام من (05/0 p< ،50/0 = r ) میزان سازگاری اجتماعی افزایش می یابد. از طرف دیگر نتایج پژوهش نشان داد که با کاهش نمره در راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان (05/0 p< ،54/0- = r ) میزان سازگاری اجتماعی افزایش می یابد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ترکیب متغیرهای پژوهش به طور معنی داری با سازگاری اجتماعی رابطه دارند و 47 درصد از واریانس آن را تبیین می کنند (05/0 p < ،47/0 = R 2 ). با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که استحکام من به عنوان ظرفیتی روان شناختی و هیجان ها به عنوان پاسخ های زیست شناختی بر تعاملات و کارکرد اجتماعی مؤثر هستند. پیشنهاد می شود برای ارتقاء سازگاری اجتماعی به پرورش استحکام من و آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان پرداخته شود.
۱۵.

نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین هوش هیجانی و بازدهی کارگروهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تنظیم هیجان هوش هیجانی بازدهی کار گروهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۲۰۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین هوش هیجانی و بازدهی کارگروهی صورت گرفت. تعداد 91 مهماندار و 34 خلبان (49 زن، 76 مرد) در این پژوهش شرکت داشتند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس هوش هیجانیEIS (1997)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانCERQ (2006) و مقیاس بازدهی کارگروهیHPTS (2007) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که هوش هیجانی با بازدهی کارگروهی رابطه مثبت معناداری دارد (P<0.05). هوش هیجانی با راهبردهای انطباقی و غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان به ترتیب رابطه مثبت و منفی معنادار داشت (P<0.05). راهبردهای انطباقی و غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان نیز با بازدهی کارگروهی به ترتیب رابطه مثبت و منفی معنادار داشتند (P<0.05). تحلیل آماری داده ها نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین هوش هیجانی و بازدهی کارگروهی نقش واسطه ای دارند. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که هوش هیجانی بالا در افراد یک گروه کاری منجر به استفاده از راهبردهای انطباقی تر تنظیم شناختی هیجان می شود و نهایتاً بازدهی کار گروهی را افزایش می دهد.
۱۶.

پیش بینی مشکلات جنسی براساس ترس از صمیمیت و اهمال کاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اهمال کاری ترس از صمیمیت رابطه زوجی مشکل جنسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۷۱۳
شناخت متغیرهای تاثیرگذار بر مشکلات جنسی زوجین می تواند در قالب برنامه­های پیشگیری و درمان مرتبط با این نوع مشکلات به کار بسته شود. هدف این پژوهش پیش بینی مشکلات جنسی بر اساس ترس از صمیمیت و اهمال کاری بود. بدین منظور تعداد 220 دانشجوی متاهل از دانشگاه های شهر تهران (130 زن، 90 مرد) در سال تحصیلی 1398 در این پژوهش شرکت کردند و مقیاس ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991)، مقیاس اهمال کاری ناب (استیل، 2010) و پرسشنامه وضعیت جنسی گلومبک ـ راست (گلومبک و راست، 1986) توسط آن ها تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای ترس از صمیمیت و مشکلات جنسی و همچنین بین متغیرهای اهمال کاری و مشکلات جنسی رابطه مثبت معنادار وجود دارد که در سطح (01/0 ≥ p ) معنادار است. ضریب تعیین (درصد واریانس) در گام اول تحلیل رگرسیون 52/0 و در گام دوم، 56/0 به دست آمد که این مقادیر در سطح (01/0 ≥ p ) معنادار است. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که ترس از صمیمیت و اهمال کاری می توانند مشکلات جنسی را پیش بینی کنند و متغیر ترس از صمیمیت، نسبت به متغیر اهمال کاری، پیش بینی کننده قوی تری برای مشکلات جنسی است. بررسی این متغیرها در افراد می تواند به پیشگیری و درمان کارآمدتر مشکلات جنسی کمکی قابل توجه کند و رضایت زناشویی زوجین را ارتقا ببخشد.
۱۷.

نحوه ی شکل گیری وابستگی در یک همشیر دوقلو: مطالعه ای روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روایت پژوهی دوقلو وابستگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
هدف از مطالعه ی حاضر بررسی و تحلیل روایت زندگی دوقلوها با تمرکز بر نحوه شکل گیری وابستگی بین آن ها و پیامدهای آن بر جنبه های مختلف زندگی بود. به همین منظور در این مطالعه با یک همشیر دوقلوی دختر 26 ساله مصاحبه عمیق انجام شد. داده ها با استفاده از فن تحلیل مضمون، مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها با محوریت چهار مضمون"رابطه منحصر به فرد"، "در هم آمیختگی"، "فردیت"، و "آثار در هم آمیختگی"، نحو ه ی شکل گیری وابستگی و درهم آمیختگی در دوقلوها، ناتوانی در جدایی و کسب فردیت و محدودیت در روابط با همسالان را آشکار نمود. دوقلوها در رابطه ای منحصر به فرد قرار دارند و همشیر دوقلوی خود را مهم ترین فرد زندگی خود می دانند. رابطه ی نزدیک و مداوم آن ها به حدی است که درهم آمیختگی هویت و شخصیت در آن ها شکل می گیرد؛ به نحوی که جدایی و تمایز، یکی از چالش های مهم زندگی آن هاست. در نهایت طبق روایت های برآمده از مصاحبه های انجام شده با یکی از همشیرهای دوقلو، می توان نتیجه گرفت که وابستگی از عمده ترین مسائل تأثیرگذار در زندگی دوقلوهاست و در صورت بروز هر گونه افراط یا تفریط، این احتمال وجود دارد، که سلامت جسمی و روانی آن ها با مخاطره جدی همراه شود؛ به همین دلیل نوعی تمایل به فردیت در آن ها وجود دارد.
۱۸.

نقش تعدیل کننده روان سازه های ناسازگار اولیه در رابطه بین سیستم های مغزی فعال ساز و بازدارنده با ولع مصرف مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روان سازه های ناسازگار اولیه سیستم مغزی فعال ساز و بازدارنده ولع مصرف مواد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقدمه: اختلال سوءمصرف مواد یک بیماری مزمن است که بر ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و جسمانی زندگی فرد آثار سوء بر جای می گذارد؛ بنابراین، بررسی متغیرهای روان شناختی مرتبط با اختلال سوءمصرف مواد می تواند به فهم بهتر این اختلال و همچنین مدیریت و کاهش ولع مصرف آن در بیماران کمک شایانی کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش تعدیل کننده روان سازه های ناسازگار اولیه در رابطه بین سیستم های مغزی فعال ساز و بازدارنده با ولع مصرف مواد افیونی صورت گرفت. روش: در این مطالعه که از نوع توصیفی - همبستگی بود، تعداد 150 مرد دارای سوءمصرف مواد با روش نمونه گیری هدفمند و اعمال ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و از آن ها خواسته شد تا فرم کوتاه پرسشنامه روان سازه یانگ (YSQ-SF)، مقیاس سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری (BAS/BIS) و پرسشنامه سنجش ولع مصرف هروئین (HCQ-45) را تکمیل کنند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سیستم مغزی فعال ساز و بازدارنده با ولع مصرف در سطح 05/0>p به ترتیب رابطه مثبت و منفی معنادار داشتند. همچنین روان سازه های ناسازگار اولیه با ولع مصرف در سطح 01/0>p رابطه مثبت معنادار داشتند. نقش تعدیل کننده روان سازه های ناسازگار اولیه در رابطه بین سیستم های مغزی فعال ساز و بازدارنده با ولع مصرف مواد افیونی در این پژوهش تأیید نشد. نتیجه گیری: سیستم های مغزی فعال ساز و بازدارنده یکی از عوامل پیش بینی کننده ولع مصرف مواد افیونی است. این پژوهش پیشنهاد می کند که برنامه های مداخله ای و پیشگیری از عود بهتر است با در نظر گرفتن سیستم های مغزی فعال ساز و بازدارنده طراحی گردند.
۱۹.

شناسایی تعیین گرهای کیفیت روابط زوجی اثرگذار بر بیماری لوپوس در زنان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کیفیت روابط زوجی لوپوس زنان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۳
زمینه: بیماری لوپوس یک بیماری خود ایمن است که علت ابتلا و عود آن از منظر پزشکی مشخص و قابل پیش بینی نیست، زیربنای این بیماری نابهنجاری در فرآیند التهاب است. التهاب نیز اولین پاسخ سیستم ایمنی به محرک مضر است. ادراک حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی بر سیستم ایمنی و التهاب اثرگذار است هدف: پژوهش حاضر با هدف یافتن تعیین گرهای کیفیت روابط زناشویی مؤثر بر روند بیماری لوپوس انجام گرفت. روش: در این پژوهش از رویکردی کیفی به شیوه پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. بدین منظور با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، تجربه زیسته 15 بیمار زن مبتلا به لوپوس که به صورت ملاک محور انتخاب شدند، با استفاده از روش دیکلمن، آلن و تانر (1989) و نرم افزار MAX-QUDA-10 مورد واکاوی قرار گرفت. یافته ها: پس از پیاده سازی مصاحبه ها و تحلیل عمیق داده ها 53 نشانگر، 17 ملاک و 5 عامل اصلی شامل " ویژگی های شخصیتی همسر"، " سبک تعاملی با همسر"، " هیجانات ادراک شده در رابطه ی زوجی"، " حمایت ادراک شده از سوی همسر در برابر بیماری" و " تنش گرهای موقعیتی" شناسایی شد. نتیجه گیری: با لحاظ نمودن تعیین گرهای کیفیت روابط زوجی که بر روند این بیماری و حتی پاسخ دهی بیمار به درمان اثرگذار است، گام مهمی در بهبود این بیماری می توان برداشت.
۲۰.

اثربخشی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: درمان فراتشخیصی یکپارچه تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان مبتلا به سرطان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
زمینه: پژوهش ها نشان داده اند که درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر در تأکید ویژه اش روی نحوه تجربه و پاسخدهی به هیجان ها بی همتا و منحصر به فرد است. اما پیرامون اثر بخشی درمان فرا تشخیصی یکپارچه بر تنظیم شناختی هیجانات مادران کودکان مبتلا به سرطان پژوهشی صورت نگرفته است. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان فرا تشخیصی یکپارچه بر تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان مبتلا به سرطان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به سرطان که در بیمارستان های محک، شهدای تجریش، بهرامی و حضرت علی اصغر در سال 1398 در شهر تهران تحت درمان بودند، تشکیل داد. 31 نفر از مادران به با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی تعداد 15 نفر در گروه آزمایش و 16 نفر گروه گواه جایگزین شدند . ابزارهای پژوهش حاضر عبارت بودنداز، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) فرم کوتاه (گارنفسکی و کرایج، 2006) و پروتکل درمان فراتشخیصی یکپارچه (بارلو،2011). گروه آزمایش 12 جلسه 90 دقیقه ای درمان فراتشخیصی یکپارچه دریافت کردند. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و با استفاده از نرم افزار 23 SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان فرا تشخیصی یکپارچه به افزایش استفاده از راهبردهای سازش یافته شامل پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاه گیری در مقایسه با گروه گواه شد و همچنین به کاهش معنادار استفاده از راهبردهای سازش نایافته شامل: فاجعه سازی، ملامت خویشتن، نشخوارگری و ملامت دیگران منجر شد (0/001 P≤ ) . نتیجه گیری: درمان فرا تشخیصی یکپاچه نگر باعث افزایش استفاده از راهبردهای انطباقی هیجانی و کاهش استفاده از راهبردهای غیر انطباقی در مادران کودکان مبتلا به سرطان می شود که این فرآیند به بهبود سلامت روان این مادران کمک شایانی خواهد کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان