محمدعلی بشارت

محمدعلی بشارت

سمت: دکترای تخصصی
مدرک تحصیلی: استاد تمام، گروه روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۴۷ مورد.
۲.

پیش بینی سطوح بهوشیاری براساس استحکام من

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
بهشیاری را به عنوان توجه به تجربه در حال جریان و زمان حال تعریف کرده اند. این مفهوم اشاره به آگاهی و تجربه بهشیار افکار و احساسات بصورت آنی دارد. مطالعات رابطه بهشیاری با دیگر متغیرهای روانشناختی از جمله متغیرهای خودکنترلی، خودتنظیمی و استحکام من را نشان داده اند. استحکام من بیانگر عملکرد روانی فرد در ارتباط با خود و محیط است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پیش بینی کنندگی استحکام من در رابطه با بهشیاری در دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران انجام شد. تعداد 268 دانشجو (231 پسر، 36 دختر) از طریق نمونه گیری در دسترس، در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان در پژوهش خواسته شد تا مقیاس استحکام من ( EES ) و مقیاس توجه آگاهانه بهشیارانه ( MAAS ) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، انحراف استاندارد و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که استحکام من با بهشیاری رابطه مثبت معنادار دارد. استحکام من توانست حدود 11 درصد از تغییرات بهشیاری را به صورت معناداری، به لحاظ آماری، پیش بینی کند (11/0= R 2 ، 01/0> P ) . براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که استحکام من دارای نقش پیش بینی کنندگی در بهشیاری است.
۴.

پیش بینی شدت درد در بیماران مبتلا به درد مزمن بر اساس ناگویی هیجانی: نقش واسطه ای سیستم بازداری رفتاری

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
اهداف هدف از این پژوهش، پیش بینی شدت درد بر اساس میزان ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به درد مزمن بود؛ به گونه ای که در این رابطه، سیستم بازداری رفتاری نقش میانجی و اهمیت زیادی داشت. مواد و روش ها این پژوهش از نوع همبستگی و با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری عبارت بود از بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به درد مزمن که در بهار تا پاییز 1396 به کلینیک درد ماهان و کلینیک جامع طب فیزیکی و کلینیک توان بخشی آرمان در تهران مراجعه کرده بودند. 488 بیمار مبتلا که سابقه حداقل 3 ماه دردهای مزمن اسکلتی عضلانی داشتند، به صورت هدفمند انتخاب شدند و پرسش نامه های ناگویی هیجانی تورنتو، سیستم بازداری/ فعال ساز رفتاری و مقیاس درجه بندی عددی شدت درد را پاسخ دادند. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS انجام شد. یافته ها شدت درد با ناگویی هیجانی و سیستم بازداری رفتاری در سطح 0/01، و با سیستم جنگ/ گریز در سطح 0/05 همبستگی مثبت معنادار داشت. ناگویی هیجانی با سیستم بازداری رفتاری در سطح 0/01 همبستگی مثبت معنادار داشت. ناگویی هیجانی (34/6=t و 29/0=β)، میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری (77/3=t و 17/0=β) و میزان فعالیت سیستم جنگ/ گریز (26/4=t و 18/0=β) توانستند واریانس شدت درد را تبیین کنند. ناگویی هیجانی توانست تبیین کننده میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری (03/8=t و 30/0=β) و سیستم فعال ساز رفتاری (83/2=t و 14/0-=β) باشد. نتیجه گیری رابطه میان ناگویی هیجانی و شدت ادراک درد، رابطه خطی ساده نیست، بلکه سیستم بازداری رفتاری که برون دادی از سنخ اجتناب های رفتاری دارد، می تواند این رابطه را تحت تأثیر قرار دهد.
۵.

بررسی ارتباط سبک های دلبستگی در بزرگسالان و مشکلات زناشویی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: در این پژوهش رابطه سبک های دلبستگی و مشکلات زناشویی مورد بررسی قرار گرفت. روش: آزمودنی های پژوهش 160 دانشجوی متاهل دانشگاه های شهر تهران (36 پسر، 124 دختر) بودند که به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش را پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست و مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال تشکیل می دادند. در این پژوهش روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تعدیلی به کار برده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان دادند که سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) با میزان مشکلات زناشویی رابطه مثبت معنادار داشتند و سبک دلبستگی ایمن و میزان مشکلات زناشویی رابطه منفی معنادار وجود داشت. نتیجه: یافته های پژوهش بر نقش تاثیر گذار سبک دلبستگی بر میزان مشکلات زناشویی در زوج ها اشاره دارد.
۶.

سنجش اثربخشی پارادوکس درمانی بر اختلال اضطراب اجتماعی: مطالعه موردی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه: اصول و فنون یک مدل جدید رواندرمانی برای اختلال های روانشناختی با عنوان اختصاری PTC (پارادوکس + برنامه زمانی = درمان) در این مقاله معرفی می شود. هدف: اثربخشی مدل رواندرمانی PTC برای درمان اختلال اضطراب اجتماعی ( SAD ) هدف دیگر این مقاله است. روش : PTC یک مدل رواندرمانی بسیار کوتاه مدت است و برای طیف گسترده ای از اختلال های روانشناختی شامل اختلال های اضطرابی، وسواس های فکری و عملی و اختلال های مرتبط، اختلال های مرتبط با تروما و استرس، اختلال های نشانه های بدنی و اختلال های خورد و خوراک به کار بسته و تأیید شده است (بشارت، 1396). در این مقاله، فرآیند و نتایج درمان PTC برای یک بیمار مبتلا به SAD به طور کامل گزارش می شود. یافته ها: نتایج درمان سه جلسه ای PTC برای این بیمار، نشان می دهد که درمان کاملاً موفقیت آمیز بوده است. پیگیری 3 ساله نیز نشان داد که تغییرات رضایت بخش درمانی از ثبات و استمرار برخوردار بوده و در این دوره هیچ بازگشتی صورت نگرفته است. این نتایج، تأثیرات درمانی عمیق و پایدار مدل رواندرمانی PTC را در کوتاه ترین زمان ممکن تأیید می کند. مکانیسم های تأثیرگذاری "برنامه زمانی پارادوکسی"، به عنوان فن اصلی روش درمان PTC ، و انطباق آنها با نتایج درمان بیمار در این مقاله شرح داده شده است. نتیجه گیری: مدل رواندرمانی PTC ، به عنوان رویکردی بسیار کوتاه مدت، ساده، تأثیرگذار و کارآمد، و در عین حال اقتصادی برای درمان SAD معرفی و پیشنهاد می شود.
۷.

پیش بینی مشکلات بین شخصی بر اساس سبک های والدگری

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های والدگری و مشکلات بین شخصی فرزندان صورت گرفت. تعداد 249 زن و مرد تهرانی (156 زن، 93 مرد) مراجعه کننده به دادگاه های خانواده به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان، پرسشنامه اقتدار والدین ( PAQ )، فرم کوتاه پرسشنامه مشکلات بین شخصی IIP-30) ) را تکمیل کردند. نتایج پژوهش نشان داد که سبک های والدگری مقتدرانه پدر و مادر با مشکلات بین شخصی فرزندان رابطه منفی معنادار و سبک والدگری آمرانه پدر و مادر با مشکلات بین شخصی فرزندان رابطه مثبت معنادار دارد. نتایج پژوهش رابطه بین سبک والدگری سهل گیرانه پدر و مادر با مشکلات بین شخصی فرزندان را مثبت اما غیر معنادار نشان داد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که روابط بین فردی و مشکلات بین شخصی فرزندان احتمالا تحت تاثیر سبک های والدگری والدین آنها قرار می گیرد.
۸.

نقش کمال گرایی معنوی/مذهبی در سلامت و اختلال روانی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۶
معنویت، به عنوان یکی از ابعاد اصلی سلامت، نقشی تاثیرگذار بر سلامت معنوی دارد. کمال گرایی معنوی/مذهبی، که اخیراَ به عنوان یکی از انواع کمال گرایی به وسیله بشارت (1396، 1397) مفهوم پردازی شده است، یکی از تعیین کننده های سلامت معنوی است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش کمال گرایی معنوی/مذهبی در سلامت و اختلال روانی بود. دویست و سی و چهار نفر (126 مرد، 108 زن) داوطلب از جمعیت عمومی شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی ( SRPS )، مقیاس استحکام من ( ESS ) ، مقیاس سلامت روانی ( MHI-28 ) و مقیاس افسردگی اضطراب استرس ( DASS ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان دادکه کمال گرایی معنوی/مذهبی با استحکام من و بهزیستی روانشناختی همبستگی مثبت معنادار و با درماندگی روانشاختی و نشانه های افسردگی و اضطراب همبستگی منفی معنادار دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که کمال گرایی معنوی/مذهبی در کل 70% واریانس مربوط به متغیرهای پژوهش را تبیین می کند که بیشترین سهم مربوط به استحکام من بود. بر اساس یافته های پژوهش، می توان کمال گرایی معنوی/مذهبی را یکی از تعیین کننده های سلامت روانی، و در عین حال از عوامل پیش گیرنده اختلال روانی، دانست.
۹.

پیش بینی نشانه های اضطراب و افسردگی بر اساس آسیب های دلبستگی

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۰
اختلال های اضطرابی و افسردگی از شایع ترین اختلال های روانشناختی هستند. شناخت متغیر های موثر بر شکل گیری نشانه های اضطراب و ا افسردگی از نظر بالینی دارای اهمیت بسیاری است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی نشانه های اضطراب و افسردگی بر اساس آسیب های دلبستگی بود. از 406 شرکت کننده (242 پسر و 164 دختر) در پژوهش خواسته شد مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI) ، مقیاس افسردگی اضطراب استرس ( DASS ) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده ها از روش همببستگی و رگرسیون گام به کام استفاده شد. نتایج نشان داد که بین سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با نشانه های اضطراب و افسردگی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و آسیب های دلبستگی قابلیت پیش بینی نشانه های اضطراب و افسردگی را دارند. بر این اساس، توجه به آسیب های دلبستگی برای پیشگیری از اختلالات اضطرابی و افسردگی و ارتقای سطح سلامت روان افراد جامعه و درمان افراد مبتلا به نشانه های اضطراب و افسردگی اهمیت فراوانی دارد.
۱۱.

قابلیت اعتماد، درستی آزمایی و تحلیل عاملی مقیاس اهمال کاری ناب

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه: اهمال کاری به عنوان نقص در خودتنظیم گری، یکی از عوامل اصلی در بسیاری از مشکلات شخصی و بین شخصی محسوب می شود. هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس اهمال کاری ناب شامل همسانی درونی، پایایی بازآزمایی، روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی) و روایی سازه بود. روش: چهارصد و هشتاد و هفت دانشجو (263 دختر، 224 پسر) از دانشجویان دانشگاه تهران به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس اهمال کاری ناب ( PPS )، مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران ( TMPS )، مقیاس استحکام من ( ESS ) و مقیاس سلامت روانی (28- MHI ) را تکمیل کنند. یافته ها: پایایی بازآزمایی و همسانی درونی مقیاس اهمال کاری ناب در حد رضایت بخش مورد تأیید قرار گرفت. روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی) مقیاس اهمال کاری ناب از طریق محاسبه ضرایب همبستگی آن با ابعاد کمال گرایی، استحکام من و شاخص های سلامت روانی در مورد شرکت کنندگان بررسی شد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره شرکت کنندگان در مقیاس اهمال کاری ناب با کمال گرایی خودمحور (0/001 p< )، استحکام من (0/001 p< ) و بهزیستی روانشناختی (0/001 p< ) همبستگی منفی و بین نمره اهمال کاری دانشجویان با کمال گرایی دیگرمحور (0/001 p< )، کمال گرایی جامعه محور (0/001 p< ) و درماندگی روانشناختی (0/001 p< ) همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. این نتایج، روایی همگرا و تشخیصی مقیاس اهمال کاری ناب را تأیید می کنند. نتیجه گیری: نتایج اولیه تحلیل عاملی اکتشافی وجود یک عامل کلی اهمال کاری را برای مقیاس اهمال کاری ناب تأیید کرد. بر اساس نتایج این پژوهش، مقیاس اهمال کاری ناب برای سنجش این سازه در نمونه های ایرانی از پایایی و روایی کافی برخوردار است.
۱۲.

نقش پیش بین مشکلات زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی و عواطف مثبت و منفی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
دلبستگی یک سیستم رفتاری است که برای تنظیم نزدیکی کودک به والد یا مراقبت کننده اصلی در هنگام خطر یا اضطراب شکل می گیرد تا شانس بقای او را بالاتر ببرد. فرض بر این است که انواع مختلف سبک دلبستگی به گونه ای متفاوت با مشکلات زناشویی در ارتباط باشند و عوامل زیادی وجود دارند که می توانند رابطه بین سبک دلبستگی و مشکلات زناشویی را تحت تاثیر قرار دهند. هدف پژوهش حاضر پیش بینی مشکلات زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی و عواطف مثبت و منفی بود. در این مطالعه ۲۷۰ فرد متاهل (۱۴۵ مرد و ۱۲۵ زن) شرکت داشتند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI)،پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبک راست (GRIMS)و فهرست عواطف مثبت و منفی (PANAS)را تکمیل کنند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که تنها سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا با مشکلات زناشویی همبستگی مثبت معنادار دارد. همچنین بین عواطف مثبت (0/01>p و 0/09=r)و عواطف منفی (0/01>p و 0/09=r )با مشکلات زناشویی رابطه معنادار وجود ندارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از این بود که بین سبک دلبستگی ایمن با عاطفه مثبت رابطه معنادار وجود دارد. بین سبک دلبستگی ایمن و عاطفه منفی رابطه معنادار وجود نداشت. بین دلبستگی اجتنابی و عاطفه مثبت و منفی رابطه معنادار وجود ندارد. بین سبک دلبستگی دوسوگرا و عاطفه مثبت و منفی رابطه معنادار وجود داشت. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا پیش بینی کننده مشکلات زناشویی است.
۱۳.

نقش معنا، صلح و ایمان در ابعاد کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف تعیین سهم معنا، صلح و ایمان به عنوان مؤلفه های سلامت معنوی در تبیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد. نمونه برداری به روش غیرتصادفی هدفمند از میان بیماران در دسترس صورت گرفت و تعداد 125 بیمار از 3 بیمارستان شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. پس از حذف داده های ناقص، در نهایت تعداد 117 آزمودنی در تحلیل نهایی وارد شدند و به پرسشنامه اختصاصی کیفیت زندگی وابسته به سرطان پستان (بردی و دیگران، 1997) و مقیاس بهزیستی معنوی ارزیابی عملکرد در درمان بیماری های مزمن (پترمن و دیگران، 2002) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که تمامی جنبه های معنویت با ابعاد کیفیت زندگی رابطه مثبت معنادار دارند، به جز ایمان که با ابعاد اجتماعی، زیرمقیاس بازو و کیفیت زندگی اختصاصی سرطان پستان رابطه معنا دار نشان نداد. از میان این سه جنبه، صلح بالاترین میزان همبستگی را با پیامدها داشت، اگرچه معنا رابطه بیشتری را فقط با کیفیت زندگی اجتماعی نشان داد. در نهایت، صلح به تنهایی در پیش بینی کیفیت زندگی کلی نقش داشت و دو بعد دیگر قادر به پیش بینی معنادار کیفیت زندگی کلی نبودند. بر اساس یافته های این پژوهش، معنویت می تواند بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان اثر بگذارد. بنابراین، توجه به معنویت در مراقبت از این افراد، اهمیت بسیاری دارد؛ به ویژه توجه به بعد هیجانی آن یعنی صلح که می تواند هسته مداخله های روان شناختی با جهت گیری معنوی باشد.
۱۴.

رابطه مطالبات و منابع شغلی با فرسودگی شغلی در پرستاران، نقش تعدیل کننده اهمال کاری

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
فرسودگی شغلی، سندرم استرس مرتبط با شغل است که به یکی از مشکلات مهم شاغلین حوزه بهداشت و سلامت تبدیل شده است. فرسودگی شغلی با کاهش بهزیستی شغلی و افزایش غیبت و بیماری های جسمانی مرتبط است. پرستاران به ویژه، به دلیل ویژگی های شغلی از قبیل: پیش بینی ناپذیری، محیط کاری شلوغ و تماس پیوسته با بیماری ها، آسیب ها و اتفاقات تروماتیک مختلف، نسبت به فرسودگی شغلی آسیب پذیرند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش تعدیل کننده اهمال کاری در رابطه بین مطالبات و منابع شغلی با فرسودگی شغلی است. بدین منظور، تعداد 152 نفر (65 مرد، 74 زن) از پرستاران شاغل در هفت بیمارستان مشهد، که به صورت در دسترس انتخاب شده بود، در این پژوهش شرکت کردند و به پرسشنامه محتوای شغلی ( JCQ )، مقیاس فرسودگی شغلی ماسلاش ( MBI-HSS )، و مقیاس اهمال کاری ناب ( PPS ) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بین مطالبات شغلی با فرسودگی شغلی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. بین منابع شغلی با فرسودگی شغلی نیز همبستگی منفی معنادار یافت شد. این یافته ها حاکی از آن است که مطالبات شغلی در مزمن شدن استرس شغلی پرستاران نقش مثبت ایفا می کنند و منابع شغلی از آن ها در برابر فرسودگی شغلی محافظت می کند. همچنین نتایج نشان داد که اهمال کاری در رابطه بین بعضی از ابعاد منابع شغلی با احساس ناکارآمدی، نقش تعدیل کننده دارد. این یافته ها نشان می دهد که رابطه بین مطالبات و منابع شغلی با فرسودگی شغلی خطی نیست و مطالبات فردی مانند اهمال کاری در این رابطه نقش تعدیل کننده ایفا می کنند. درنظر گرفتن مطالبات فردی در مدل های فرسودگی شغلی می تواند به اصلاح و بهبود راهکارهای موجود برای پیشگیری از فرسودگی شغلی بیانجامد
۱۵.

مقایسه انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی در پرستشگران و غیرپرستشگران افراد مشهور

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: ابعاد شناختی به طور مشخص انعطاف پذیری شناختی به همراه تعاملات فرا اجتماعی از جمله عوامل برجسته در درآمیختگی با افراد مشهور تلقی می شوند. از این رو، مطالعه حاضر با هدف مقایسه انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی در پرستشگران و غیرپرستشگران افراد مشهور صورت گرفت. روش: با یک طرح علی مقایسه ای از میان جامعه آماری مطالعه متشکل از دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال 1397  یک نمونه کل 350 نفره از دانشجویان دختر و پسر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور،پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی  و مقیاس تعامل فرا اجتماعی با فرد مشهور پاسخ دادند. با در نظر گرفتن نمرات کل بالا و پایین مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور و حذف نمرات متوسط، شرکت کنندگان پژوهش به دو گروه پرستشگران (120=n) و غیرپرستشگران (120=n) افراد مشهور تقسیم شدند و انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی در دو گروه مقایسه شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردیده شد. یافته ها: بر طبق نتایج بدست آمده، پرستشگران افراد مشهور در مقایسه با غیرپرستشگران، نمرات کمتری در انعطاف پذیری شناختی و نمرات بیشتری در تعامل فرا اجتماعی کسب کردند (0/001>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج، انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی عواملی برجسته در پرستش افراد مشهور هستند که بهبود توانایی انعطاف پذیری شناختی و کاهش تعامل فرا اجتماعی می تواند در کاهش پیوستگی افراطی به افراد مشهور مورد علاقه مؤثر واقع شود.
۱۶.

بررسی مقایسه ای سبک زندگی سالم دینی و غیردینی: با تأکید بر رفتارهای سلامت و بیماریهای قلبی – عروقی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تفاوت های سبک زندگی دینی و غیردینی در رفتارهای سلامت، با تأکید بر بیمار های قلبی - عروقی بوده است. روش: در این پژوهش از روش تحلیلی استفاده شده است. یافته ها: بررسی آیات و روایات و جدیدترین یافته های علمی حاکی از آن است که بین سبک زندگی سالم دینی و غیردینی شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد و شباهت ها بیشتر از تفاوت ها است. در خطوط کلی و روح مطالب، شباهت های زیادی وجود دارد و تفاوت ها بیشتر در مسائل جزئی یا ابعادی چون معنویت است که فقط در سبک زندگی دینی به آنها توجه شده است. نتیجه گیری: سالم ترین سبک زندگی، سبکی است که مبنای اصلی آن، سبک زندگی دینی و اسلامی باشد و در کنار آن، از توصیه های سبک زندگی غیردینی که با توصیه های کلی دینی همخوان اند و در عین حال بر اساس اصول علمی مورد پذیرش اند، مورد استفاده قرار گیرند تا یکدیگر را کامل کنند و بهترین سبک به دست آید که باز هم می توان آن را سبک زندگی دینی نامید چون دین هیچ مخالفتی با علم بشری ندارد و آن را تشویق نیز می کند. واژگان کلیدی: سلامت، بیماری، سبک زندگی سالم دینی، سبک زندگی سالم غیردینی، پیشگیری از بیماری ، بیماری های قلبی - عروقی هدف: هدف این پژوهش، بررسی تفاوت های سبک زندگی دینی و غیردینی در رفتارهای سلامت، با تأکید بر بیمار های قلبی - عروقی بوده است. روش: در این پژوهش از روش تحلیلی استفاده شده است. یافته ها: بررسی آیات و روایات و جدیدترین یافته های علمی حاکی از آن است که بین سبک زندگی سالم دینی و غیردینی شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد و شباهت ها بیشتر از تفاوت ها است. در خطوط کلی و روح مطالب، شباهت های زیادی وجود دارد و تفاوت ها بیشتر در مسائل جزئی یا ابعادی چون معنویت است که فقط در سبک زندگی دینی به آنها توجه شده است. نتیجه گیری: سالم ترین سبک زندگی، سبکی است که مبنای اصلی آن، سبک زندگی دینی و اسلامی باشد و در کنار آن، از توصیه های سبک زندگی غیردینی که با توصیه های کلی دینی همخوان اند و در عین حال بر اساس اصول علمی مورد پذیرش اند، مورد استفاده قرار گیرند تا یکدیگر را کامل کنند و بهترین سبک به دست آید که باز هم می توان آن را سبک زندگی دینی نامید چون دین هیچ مخالفتی با علم بشری ندارد و آن را تشویق نیز می کند. واژگان کلیدی: سلامت، بیماری، سبک زندگی سالم دینی، سبک زندگی سالم غیردینی، پیشگیری از بیماری ، بیماری های قلبی - عروقی
۱۷.

نقش واسطه ای فرآیندهای خودشناختی نوجوان در رابطه بین سبک های والدگری و سلامت روانی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه: مطالعات متعددی به رابطه سبک های والدگری و سلامت روانی نوجوان اشاره کرده اند، اما مسأله این پژوهش این است که آیا فرآیندهای خودشناختی نوجوان می تواند بر رابطه سبک های والدگری و سلامت روانی نوجوان تأثیر بگذارد؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای فرآیندهای خودشناختی نوجوان در رابطه سبک های والدگری و سلامت روانی نوجوان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی - همبستگی و به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دوره متوسطه در سال تحصیلی 96 -1395 شهر تهران بودند که نمونه ای شامل 146 نوجوان به همراه پدر و مادر با شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل فرم کوتاه مقیاس خودمهارگری تانگنی (2004)، مقیاس خودشناسی انسجامی قربانی (2008)، مقیاس بهوشیاری براون و رایان (2003)، مقیاس اضطراب و افسردگی کاستلو و کمری (1967) و پرسشنامه شیوه های والدگری بامریند (1967) بود. یافته ها: داده های بدست آمده به با روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. مشاهده شد که شاخص های بزارش مدل پژوهش وضعیت مطلوبی دارد (0/95 GFI= ) و هر سه شاخص فرآیندهای خودشناختی، در رابطه میان سبک های والدگری و سلامت روانی نوجوان (غیر از سبک مقتدر مادر) نقش میانجی گر دارند. نتیجه گیری: این بدان معنی است که خودآگاهی نوجوان میانجی گر تأثیرات سبک والدگری بر سلامت روانی نوجوان است، که نقش فعالانه نوجوان در ارتقاء سلامت روانی خود را نشان می دهد.
۱۸.

پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس صمیمیت زناشویی و دشواری تنظیم هیجان

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۱۹۴
زمینه: مطالعات نشان داده است که از طریق صمیمیت زناشویی می توان سازگاری زناشویی را پیش بینی کرد اما آیا از طریق تعامل صمیمیت زناشویی و دشواری تنظیم هیجان می توان به پیش بینی دقیق تری از سازگاری زناشویی دست یافت ؟ هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی سطوح سازگاری زناشویی بر اساس متغیرهای صمیمیت زناشویی و دشواری تنظیم هیجان بود. روش: روش این پژوهش همبستگی بود. تعداد 72 زوج از زوجینی که به مراکز مشاوره شهر شاهرود مراجعه نمودند، در این پژوهش شرکت کردند. از آنها خواسته شد که به پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر (1976)، صمیمیت زناشویی باگاروزی (2001) و دشواری تنظیم هیجان گرتز و رومر (2004) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده ها از همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سازگاری زناشویی توسط صمیمیت زناشویی و تنظیم هیجان قابل پیش بینی بود. تنظیم هیجان و مؤلفه های آن سهم بیشتری در پیش بینی سازگاری زناشویی نسبت به صمیمیت زناشویی ایفا می کند. عدم پذیرش هیجان های منفی، دشواری در مهار رفتارهای تکانشی، دستیابی محدود به راهبردهای اثربخش و فقدان آگاهی هیجانی از مؤلفه های دشواری تنظیم هیجان و صمیمیت عاطفی، روانشناختی، جنسی، اجتماعی - تفریحی از مؤلفه های صمیمیت زناشویی سهم بیشتری در پیش بینی سازگاری زناشویی ایفا می کنند (01/0 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که زوجینی که صمیمیت زناشویی بالاتری داشته و توانایی بیشتری در کنترل هیجانات دارند، سازگاری زناشویی بیشتری دارند.
۱۹.

نقش تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها در پیش بینی ناهماهنگی شناختی

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها در پیش بینی ناهماهنگی های شناختی صورت گرفته است. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود. در مطالعه حاضر، 200 دانشجو دختر و پسر (100 دانشجو دختر و 100 دانشجو پسر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس تعامل فرا اجتماعی با فرد مشهور (بوکارنی و براون، 2007)، مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون و همکاران، 2002) و پرسشنامه ناهماهنگی شناختی مرتبط با افراد مشهور محقق ساخته استفاده شد. داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد، تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها با ناهماهنگی شناختی مرتبط با افراد مشهور همبستگی مثبت دارند. همچنین تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها به صورت معناداری قادر به پیش بینی ناهماهنگی های شناختی مرتبط با افراد مشهور می باشند. بر طیق نتایج، تعامل فرا اجتماعی با افراد مشهور و پرستش آن ها، عواملی بسیار مهم در ناهماهنگی شناختی به شمار می روند. بدین معنا که افزایش درآمیختگی با افراد مشهور مورد علاقه منجر به افزایش ناهماهنگی شناختی پرستشگران افراد مشهور در مقابل شناخت های ناخواستنی در مورد افراد مشهور مورد علاقه شان می گردد.
۲۰.

مقایسه ناگویی هیجانی و مکانیسم های دفاعی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، اضطراب فراگیر، وسواس فکری- عملی و جمعیت عمومی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
ناگویی هیجانی و مکانیسم های دفاعی از جمله متغیرهای روانشناختی بسیار مهمی هستند که به شناسایی ناهنجاری های عاطفی، شناختی و رفتاری در شکل گیری و تداوم اختلال های روانشناختی کمک می کنند. افراد مبتلا به اختلال های هیجانی احساسات منفی خود را به صورت غیرقابل کنترل و با شدت زیاد تجربه می کنند و اغلب فاقد مهارت های لازم برای مدیریت و تنظیم تجارب عاطفی شدید خود هستند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر مقایسه ناگویی هیجانی و مکانیسم های دفاعی در افراد مبتلا به افسردگی اساسی، اضطراب فراگیر، وسواس فکری- عملی و افراد عادی بود. تعداد 160 شرکت کننده (40 بیمار افسرده، 40 بیمار اضطرابی، 40 بیمار وسواسی و 40 فرد عادی) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو ( FTAS-20 ) و پرسشنامه سبک های دفاعی ( DSQ ) را تکمیل کردند. در گروه بهنجار به منظور بررسی فقدان هرگونه بیماری روانی جدی، مقیاس افسردگی اضطراب استرس ( (DASS-21 و مصاحبه بالینی ساختاریافته ( SCID-I ) اجرا شد. نتایج نشان داد که بین گروه های بالینی و افراد عادی در ناگویی هیجانی و مکانیسم های دفاعی تفاوت معنادار وجود دارد (0/001 p< ). بین گروه های بالینی نیز تفاوت ها در تعدادی از متغیرها معنادار بود (0/001 p< ). از نتایج پژوهش حاضر می توان به منظور تشخیص و تمایز بین این سه اختلال شایع که همبودی بالایی دارند استفاده کرد. از نتایج این پژوهش می توان در تدوین برنامه های پیشگیرانه و درمانی مناسب برای مشکلات هیجانی استفاده کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان