روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار)

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار)

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران دوره 17 پاییز 1390 شماره 3 (پیاپی 66)

مقالات

۱.

مقایسه درمان فراشناختی، فلووکسامین و درمان ترکیبی در بهبود راهبردهای کنترل فکر و نشانه های توقف در اختلال وسواسی- اجباری

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی میزان بهبود راهبردهای کنترل فکر و نشانه های توقف آداب وسواسی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری ( OCD ) با درمان فراشناختی در مقایسه با فلووکسامین و درمان ترکیبیِ فراشناختی با فلووکسامین بود. روش : از میان بیماران سرپایی مراجعه کننده به کلینیک های شهر تهران، 21 بیمار مبتلا به OCD انتخاب شده، به طور تصادفی به یکی از سه گروه درمانی فراشناختی، فلووکسامین (50 تا 300 میلی گرم در روز) و ترکیبی اختصاص یافتند. هر سه گروه به مدت 10 هفته مورد درمان قرار گرفتند. آزمودنی ها پیش و پس از درمان، به پرسش نامه های کنترل فکر ( TCQ ) و نشانه های توقف ( SSQ ) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک آزمون های آماری کروسکال والیس، U من ویتنی و تحلیل کوواریانس یک طرفه انجام شد. یافته ها : درمان فراشناختی و ترکیبی در مقایسه با فلووکسامین منجر به بهبود راهبردهای نگرانی، خودتنبیهی، ارزیابی دوباره و نشانه های توقف شدند (01/0 p< ). تفاوت معناداری میان درمان های فراشناختی و ترکیبی وجود نداشت. نتیجه گیری : درمان های فراشناختی و ترکیبی در بهبود راهبردهای کنترل فکر و نشانه های توقف آداب وسواسی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری مؤثرتر از فلووکسامین (300-50 میلی گرم در روز) هستند. افزودن دارو به درمان فراشناختی منجر به بهبود بیشتر بیماران نمی شود.
۲.

تدوین و بررسی روایی و پایایی مقیاس باورهای مربوط به افسردگی

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۱
هدف : بر اساس نظریه شناختی بک باورهای هسته ای ناکارآمد در نتیجه تجربیات دردناک شکل می گیرند. از طرف دیگر، دوره های افسردگی نیز تجربه ای دردناک به شمار می آیند. بنابراین، فرض بر این است که افراد افسرده در نتیجه تجربه دوره های مکرر افسردگی، باورهایی را درباره افسردگی و پیامدهای آن تجربه می کنند. هدف مطالعه حاضر ساخت یک مقیاس برای سنجش باورهای مربوط به افسردگی و بررسی ویژگی های روانسنجی آن بود. روش : برای انجام پ ژوهش حاضر از یک رویکرد سه مرحله ای استفاده شد. در مرحله نخست، یک مجموعه ماده تدوین و اعتبار صوری آن توسط یک گروه متمرکز تأیید شد. در مرحله دوم، 698 دانشجوی دانشگاه قزوین به ویراست دوم پرسش نامه افسردگی بک و مقیاس باورهای مربوط به افسردگی – تنظیم شده در مرحله پیشین- پاسخ دادند. 433 نفر از آزمودنی های فوق پس از 14 روز مجدداً مقیاس باورهای مربوط به افسردگی را کامل کردند. در مرحله سوم، برای بررسی روایی افتراقی، 93 آزمودنی در سه گروه افسرده اساسی دارای سابقه عود (34 نفر)، افسرده اساسی بار نخست (29 نفر) و گروه غیر بالینی (30 نفر) قرار گرفتند و پس از شرکت در تکلیف القای خلق افسرده مقیاس باورهای مربوط به افسردگی را کامل کردند. یافته ها : تحلیل عاملی به روش مؤلفه های اصلی و روش چرخش واریماکس چهار عامل «عدم کنترل بر افسردگی»، «فاجعه سازی»، «بی ارزشی» و «ناتوانی» را برای مقیاس باورهای مربوط به افسردگی نشان داد. هم چنین، مقیاس باورهای مربوط به افسردگی و عامل های آن از روایی افتراقی، روایی همگرایی، هم سانی درونی و پایایی آزمون- بازآزمون رضایت بخشی برخوردار بودند. نتیجه گیری : عامل های ظاهرشده در مقیاس باورهای مربوط به افسردگی مفاهیم مورد بحث در نظریه های شناختی بک و تیسدل در تبیین عود اختلال افسردگی اساسی را منعکس می کنند. هم چنین یافته های این مطالعه شواهد اولیه را در مورد روایی و پایایی مطلوب این مقیاس فراهم می کنند. اما خصوصیات روان سنجی این مقیاس باید در مورد افراد مبتلا به سایر اشکال اختلال افسردگی (مانند اختلال افسرده خویی) مورد بررسی قرار گیرد.
۳.

تدوین و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
هدف : تدوین مقیاسی برای سنجش خطرپذیری نوجوانان و تعیین اعتبار و ساختار عاملی آن هدف پژوهش حاضر بود. روش : پس از بررسی ابزارهای این حوزه و درنظرگرفتن شرایط فرهنگی و ویژگی های اجتماعی جامعه ایران، مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی ( IARS )، در 38 گویه تنظیم شد. 1204 دانش آموز مقطع دبیرستان به روش نمونه گیری چندمرحله ای از مناطق آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند و به IARS پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تحلیل شدند. یافته ها : تحلیل عاملی اکتشافی با مؤلفه های اصلی نشان داد که IARS مقیاسی هفت بعدی است، که 84/64 درصد واریانس خطرپذیری را تبیین می کند. میزان آلفای کرونباخ کل مقیاس و خرده مقیاس ها به ترتیب 94/0 و 93/0-74/0 بود. نتیجه گیری : ویژگی های روان سنجی IARS مناسب و هماهنگ با شاخص های فرهنگی جامعه ایران است.
۴.

سازگاری فرهنگی و بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش نامه تجربه مراقبت از بیمار در خانواده بیماران مبتلا به اختلال های شدید روانپزشکی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
هدف : پژوهش حاضر با هدف سازگاری فرهنگی و بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش نامه تجربه مراقبت از بیمار ( ECI ) در خانواده بیماران مبتلا به اختلال های شدید روانپزشکی انجام شد. روش : پس از برگردان ECI و پشت سر گذاشتن مراحلی برای سازگاری فرهنگی، 225 نفر از اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلال های شدید روانپزشکی به ECI ، پرسش نامه سلامت عمومی ( GHQ-28 ) و پرسش نامه جمعیت شناختی پاسخ دادند. پایایی به دو روش دونیمه سازی و آلفای کرونباخ و روایی به دو صورت هم زمان (همبستگی با GHQ-28 ) و همگرا (همبستگی خرده مقیاس ها با هم و با نمره کل) ارزیابی شد. یافته ها : پایایی با کاربرد ضریب همبستگی اسپیرمن- براون 80/0 و میزان ثبات درونی (آلفای کرونباخ) برای خرده مقیاس ها، نمره کل منفی و نمره کل مثبت 90/0-51/0 به دست آمد. ضریب همبستگی پیرسون میان نمره کل منفی ECI و GHQ-28 نیز 37/0 (01/0 p< ) بود. نتیجه گیری : ECI برای اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلال های شدید روانپزشکی روایی و پایایی قابل قبولی دارد .
۵.

نقش پیش بین خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان و حمایت اجتماعی در خودمدیریتی دیابت قندی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۹
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش پیش بین خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی و رابطه پزشک- بیمار در خودمدیریتی دیابت قندی بود. روش : 500 (245 مرد و 255 زن) بیمار سرپایی مبتلا به دیابت نوع II مراجعه کننده به درمانگاه های بیمارستان شریعتی تهران به شیوه در دسترس به مقیاس های خودمراقبتی دیابت، خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی و رابطه پزشک- بیمار پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها : میان خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان، ارتباط پزشک- بیمار و حمایت اجتماعی با خودمدیریتی دیابت رابطه مثبت و معنادار به دست آمد (001/0 p< ). خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان و حمایت اجتماعی توانستند تغییرهای خودمدیریتی دیابت را پیش بینی کنند (001/0≥ p ، 310 و 3= df ، 326/1= F )، به طوری که 89% خودمدیریتی دیابت به وسیله این سه متغیر تبیین شد. نتیجه گیری : باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی و به ویژه خودکارآمدی در انجام فعالیت های خودمدیریتی دیابت مهم هستند و بنابراین تدارک برنامه های بهبود و تقویت خودکارآمدی، برای ارتقای رفتارهای خودمراقبتی و کاهش آسیب های همراه دیابت سودمند است.
۶.

میزان حساسیت سامانه های گرایش و بازداری رفتاری در افراد سوءمصرف کننده مواد، سیگاری و سالم

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی سطح حساسیت سامانه گرایش و بازداری رفتاری، به عنوان یک عامل سبب ساز احتمالی در گرایش به سوءمصرف مواد بود. بدین صورت که تفاوت میان سطح حساسیت سیستم فعالیت رفتاری ( BAS ) و سیستم بازداری رفتاری ( BIS ) در سه گروه افراد سوءمصرف کننده مواد و دو گروه گواه سیگاری و بهنجار بررسی شد. روش : در پژوهش علی- مقایسه ای حاضر سطح حساسیت سامانه های گرایش و بازداری رفتاری سه گروه افراد سوءمصرف کننده مواد (43 نفر)، سیگاری (45 نفر) و سالم (55 نفر) با کاربرد مقیاس های BIS/BAS مقایسه شد. داده ها به روش خی دو، تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون های تعقیبی تحلیل شدند. یافته ها : نمره های خرده مقیاس BAS دو گروه سوءمصرف کننده مواد و سیگاری بالاتر از نمره های افراد سالم بود (05/0≥ p )، ولی دو گروه سوء مصرف کننده مواد و سیگاری تفاوتی از این نظر نداشتند. در خرده مقیاس BIS نمره های گروه سیگاری بالاتر از دو گروه دیگر بود (05/0≥ p ). نتیجه گیری : افراد سوءمصرف کننده مواد و سیگاری نسبت به افراد سالم، BAS حساس تری دارند و این امر آنها را نسبت به رفتارهای گرایشی مستعد می کند. این یافته ها هم سو با نظریه حساسیت به تقویت گری، مبنی بر رابطه BAS ، رفتارهای گرایشی و سوءمصرف مواد است.
۷.

تجربه زنان بستری در بخش روانپزشکی از روابط خانوادگی- زوجی: یک پژوهش کیفی

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۹
هدف : پژوهش حاضر با هدف توصیف تجربه زنان بستری در بخش روانپزشکی از روابط خانوادگی- زوجی انجام شد. روش : پژوهش کیفی حاضر از روش پدیدارشناسی بهره برد. جامعه پژوهش، زنان بستری در بخش روانپزشکی بیمارستان نور اصفهان بودند. با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و تا رسیدن به حد اشباع داده ها، تعداد 14 نفر بررسی شدند. داده ها با مصاحبه غیرساختاری گردآوری و به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها در 847 کد مفهومی و در نهایت در کدبندی سطح چهارم در دو دسته اصلی قرار گرفتند؛ (1) علل بیماری و عوامل تشدیدکننده آن (رفتار همسر، رفتار خانواده همسر، رفتار آزمودنی، عوامل متفرقه و دوران کودکی و نوجوانی) و 2) واکنش های آزمودنی (نسبت به رفتار همسر، نسبت به ادامه زندگی و نسبت به روابط جنسی با همسر). نتیجه گیری : زنان در سال های زندگی مشترک، تجارب منفی بسیاری را تجربه می کنند، که اثر ناخوشایندی بر سلامت روان دارد. توجه به این مسایل و ارایه آموزش به همسران و خانواده ها می تواند در ارتقای سلامت روانی زنان تأثیر زیادی داشته باشد.
۸.

آگاهی و نگرش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان آگاهی و نگرش بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی ( GID ) مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز بود. روش : 58 بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی (41 تبدل خواه زن به مرد و 17 تبدل خواه مرد به زن) به روش نمونه گیری دردسترس به پرسش نامه تنظیم شده با توجه به پرسش نامه پیشنهادی مؤسسه سلامت خانواده پاسخ دادند. داده ها به کمک آزمون های پارامتریک و ناپارامتریک متناسب برای مقایسه گروه ها (پس از تعیین نوع توزیع با روش های آماری) تحلیل شدند. یافته ها : حدود 70% آزمودنی ها بر این باور بودند که ممکن است یک فرد به ظاهر سالم نیز به ویروس نقص ایمنی انسانی ( HIV ) آلوده باشد. تنها پنج نفر (6/8%) خود را در معرض خطر آلودگی با HIV می دانستند و در مورد راه های انتقال ایدز 70% بر این باور بودند که شانس انتقال ایدز در تماس جنسی مقعدی کمتر از آمیزش واژینال است. نتیجه گیری : آزمودنی ها در مورد عفونت های آمیزشی، از سطح آگاهی پایینی برخوردار بودند. بنابراین باید به تمامی مبتلایان به GID اطلاعات کافی در مورد ایدز و عفونت های آمیزشی ارایه شود.
۹.

بهداشت روان صنعتی در یک کارخانه: گزارش موردی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۷
مقدمه دستیاران پزشکی محیطی- شغلی 1 در دوره آموزشی دستیاری، در مورد بیماری های مرتبط با محیط کار آموزش می بینند و ازجمله مهم ترین این دوره های آموزشی، آموزش یک ماهه در بخش روانپزشکی است. مقاله حاضر با تأکید بر اهمیت بهداشت صنعتی 2 ، گزارشی است از بازدید از کارخانه نیک کالا. در این کارخانه سعی می شود بهداشت روان صنعتی به صورت علمی، با هدایت انستیتو روانپزشکی تهران و کمک انجمن ارتقای بهداشت روان 3 یا «ابر» تأمین شود. تاریخچه از سال 1974 میلادی، کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت 4 (WHO) به عوامل روانی- اجتماعی مؤثر در امر سلامت توجه بیشتری کردند. در آن تاریخ WHO به مدیرکل این سازمان مأموریت داد که به منظور بررسی نقش عوامل روانی- اجتماعی و ارایه پیشنهادهایی برای تقویت فعالیت های سازمان در این زمینه، برخی برنامه های میان رشته ای را سازمان دهی کند (البطوی 5 ، کالیمو 6 و کوپر 7 ، 1987). از جمله این برنامه های میان رشته ای می توان به همکاری میان متخصصان روانپزشکی و متخصصان پزشکی کار، برای تأمین بهداشت روان صنعتی در محیط های کاری اشاره کرد. امروزه نقش عوامل روانی- اجتماعی در ایجاد بیماری ها و پیرو آن در امر پیش گیری و تأمین سلامت بسیار جدی است. این عوامل به دلیل اثرگذاری بر سلامت کلی جمعیت شاغل، در علوم بهداشتی به طور عام و در بهداشت صنعتی به طور خاص نقش اساسی دارند. متأسفانه شناسایی و مهار عوامل روانی- اجتماعی محیط کار که آثاری ناخوشایند بر سلامت دارند، در همه دنیا از سوی مسئولان بهداشت شغلی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است،گرچه به تدریج توجه به این موضوع افزایش می یابد. گزارش بازدید ازکارخانه نیک کالا کارخانه نیک کالا یک کارخانه خصوصی تولید بخاری های گازسوز است. سلامت جسمانی و روانی کارکنان این کارخانه برای مدیریت آن بسیار مهم است و این امر از شعارها و تابلوهای نصب شده روی دیوارها (برای نمونه «فکر کن» یا «خوشبختی یعنی تسلیم نشدن در برابر بدبختی») آشکار است. انجمن ارتقای بهداشت روان (ابر) در این کارخانه از سال 1387 درباره بهداشت روان کارکنان فعالیت می کند و یک روانپزشک از سوی این انجمن، به صورت هفتگی در کارخانه حضور دارد. ابر انجمن غیردولتی و مستقلی است که با هدف ارتقای سلامت روان از وزارت کشور مجوز گرفته است. از جمله فعالیت های این انجمن، راه اندازی درمانگاه روانپزشکی، مشاوره و بهداشت روان، مشاوره فردی و گروهی برای کارکنان و خانواده های آنان، برگزاری کارگاه های گوناگون در زمینه بهداشت روان، تنظیم بروشور برای آموزش غیرحضوری کارکنان و خانواده های ایشان و تلاش برای کاهش مصرف سیگار و مواد مخدر در میان کارکنان است. در این کارخانه شیفت کاری 8 وجود ندارد. ساعت کار ثابت و از 7:45 تا 16:30 است. یافته های پژوهشی نشان داده است شیفت کاری باعث ایجاد مشکلات جسمانی و روانی گوناگونی مانند فشار خون بالا، مشکلات گوارشی و اعتیاد به مواد مخدر می شود (روزنشتاک 1 ، کولن 2 ، برودکین 3 و ردلیچ 4 ، 2005). بنابراین مشکلات یادشده در این کارخانه می تواند نسبت به دیگر محیط های صنعتی کمتر باشد. اقداماتی مانند دادن پاداش و بن کارگری، دو هفته مرخصی سالانه در مردادماه و دو هفته در نوروز، افزون بر مرخصی استحقاقی، سرویس رفت و برگشت برای کارکنان و خانواده ها برای شرکت در کارگاه های بهداشت روان و... نیز می توانند در ارتقای سلامت روان کارکنان کارخانه مؤثر باشند. به گفته روان پزشک کارخانه، بیشتر کارکنان از فضای کارخانه راضی هستند؛ البته درصدکمی از نارضایتی در محیط های کاری طبیعی است، زیرا اگرچه شخصیت نقش چندانی در رضایت شغلی ندارد، در افراد با شخصیت ناراضی ممکن است نارضایتی شغلی نیز وجود داشته باشد (فارنهام 5 ، پتریدس 6 ، جکسون 7 وکوتر 8 ، 2002). آمار اعتیاد به مواد مخدر در این کارخانه بسیار پایین است و برای کاهش آن تلاش های زیادی شده است؛ برای نمونه در این کارخانه اعتیاد نوعی بیماری در نظر گرفته می شود، بنابراین افراد معتاد اخراج نمی شوند، بلکه برای درمان ارجاع می شوند. موهر 9 ، هی 10 و لنکستر 11 (2005) بر این باورند که مشاوره روانپزشکی (فردی و گروهی)، پرداخت پاداش برای ترک سیگار و درمان دارویی برای کاهش اعتیاد به نیکوتین، در سازمان های صنعتی کارآمد است. فعالیت باارزش دیگر در این کارخانه، سرند و بررسی استرس و رضایت مندی کارکنان است؛ پرسش نامه های مربوط نیز در پرونده ها موجود است. ابتدای تشکیل درمانگاه در این کارخانه، مراجعه کارکنان وخانواده ایشان به روانپزشک کم و همراه با پنهان کاری و نگرانی بوده است، ولی با بالارفتن آگاهی و تغییر نگرش آنها در این مورد که مراجعه به روانپزشک، لزوماً به معنی بیماری روانی نیست، در حال حاضر مراجعه به روان پزشک بسیار زیاد شده است، به طوری که بی

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۹۱