عباس عطاری

عباس عطاری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۹ مورد.
۱.

تحلیل و شناخت تأثیر طراحی داخلی محیط های درمانی بر بهبود عملکرد بیماران بستری در بخش های روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: تحقیق میدانی عناصر کالبدی محیط بیمارستان های روان پزشکی سلامت بیماران طراحی داخلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۲ تعداد دانلود : ۵۱۸
زمینه و هدف :عناصر کالبدی محیط بر رفتار انسان در محیط تأثیرگذار می باشند. این عناصر در محیط های بیمارستان اهمیت بیشتری دارند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نور، رنگ و دیگر عناصر تأثیرگذار در طراحی داخلی بیمارستان های روان پزشکی بر عملکرد بیماران بستری در بخش های روان پزشکی بود. مواد و روش ها:در این مطالعه، عوامل محیطی مؤثر بر عملکرد بیماران که مرتبط با طراحی داخلی بیمارستان می باشد، مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور بیمارانی که در طول مطالعه در بخش روان پزشکی بستری بودند و از نظر موقعیت روانی، توانایی پاسخگویی به سؤالات را داشتند، به همراه روان پزشکان و دستیاران روان پزشکی انتخاب شدند. سپس، پرسش نامه ای برای آن ها تهیه و پایایی درونی پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید    . یافته ها:یافته های پرسش نامه بیماران با نتایج به دست آمده از پرسش نامه کادر پزشکی به عنوان گروه خبره و معیار جواب ها مقایسه شد. یافته های مطالعه نشان داد که شرکت کنندگان نسبت به حضور نور طبیعی در بخش بستری رضایت بیشتری داشتند وآن را عامل مؤثرتری نسبت به نور مصنوعی در بهبود عملکرد بیماری دانستند. وجود عناصر سبز مانند گل و گیاه و دسترسی به فضای باز طبیعی در داخل بخش بستری، از جمله عوامل مؤثر بر سلامت بیمار بود. عامل دیگر، حفظ حریم شخصی بیمار در عین حفظ امنیت او بود که با استفاده از اتاق هایی با یک تخت، نظارت نامحسوس پرستار بر اتاق ها، عدم نصب نرده و توری پشت پنجره ها و امکان حرکت آزادانه بیمار در بخش بستری محقق می گردد. وجود فضایی جهت نشیمن و تماشای تلویزیون و اتاق ناهارخوری در بخش بستری نیز اثر مثبتی بر بهبود عملکرد بیمار داشت. نتیجه گیری:دسترسی به نور طبیعی، استفاده از رنگ های سرد و ملایم، تزیینات داخلی، حضور عناصر طبیعی و بهره مندی از آن ها و همچنین، رعایت حریم شخصی بیمار در کنار حفظ امنیت او، از جمله عوامل مهم در طراحی داخلی محیط بستری بیمارستان های روان پزشکی به شمار می رود که باید به آن ها در طراحی بیمارستان های روان پزشکی توجه ویژه ای نمود.
۲.

بررسی نیازهای آموزش روانی خانواده بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی یک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: خانواده نیازسنجی آموزش روانی اختلال دوقطبی یک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۹۰
زمینه و هدف: خانواده بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی یک، فشارهای زیادی را متحمل می نمایند. ارزیابی نیازهای آموزش روانی مراقبان این بیماران، یکی از پیش نیازهای اساسی در بهداشت روان آن ها است. هدف از انجام مطالعه حاضر، توصیف نیازهای آموزشی خانواده بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر، از نوع کیفی و روش آن پدیدارشناسی بود. در این مطالعه منابع اطلاعات، اعضای مراقبت کننده از بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک بودند که نمونه گیری از آن ها به صورت مبتنی بر هدف صورت گرفت و نمونه گیری تا رسیدن به مرحله اشباع ادامه یافت. در نهایت، 20 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از تکنیک های مصاحبه و بحث گروهی بود و به روش هفت مرحله ای Colaizzi مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از مصاحبه ها در کدبندی آخرین سطح به 7 مفهوم اصلی با عناوین شناخت بیماری، نحوه مقابله با مشکلات رفتاری ناشی از علایم بیماری، همکاری درمانی، پذیرش بیمار از جانب خانواده، نیاز به خدمات مشاوره، نیاز به آموزش های درمانی و نقش پذیری اجتماعی، تقسیم شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که خانواده و مراقبان بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی یک، نیازمند آموزش اختصاصی روانی- اجتماعی در حوزه های مشخص می باشند. پیشنهاد می گردد که مطالعات بعدی به روش مداخله ای در این حوزه انجام شود.
۳.

بررسی اثر بخشی کارگاه آموزشی «مداخلات دارویی و غیردارویی» براساس نیازسنجی، ویژه پرستاران شاغل در بخش های روان پزشکی بیمارستان های آموزشی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: مراقبت پرستاری کارگاه آموزشی بخش روان پزشکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۰ تعداد دانلود : ۳۹۳
زمینه و هدف: پرستار یکی از اجزاء اصلی فرایند درمان بیماران می باشد، لذا نیازمند دانش و نگرش مناسب نسبت به مداخلات دارویی و غیردارویی می باشد. بنابراین توجه به امر ارتقای دانش و نگرش پرستاران در ارتباط با این مهارت از طریق آموزش های مبتنی بر نیازسنجی اهمیت زیادی دارد. این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی کارگاه آموزشی مداخلات دارویی و غیردارویی در بخش های روان پزشکی بیمارستان های آموزشی شهر اصفهان طراحی گردید. مواد و روش ها: این مطالعه، مداخله ای به صورت نیمه تجربی است که در نمونه ای مشتمل بر کلیه پرستاران شاغل در بخش های روان پزشکی بیمارستان های نور و فارابی اصفهان (64 نفر) انجام شد. با عنایت به نیازسنجی انجام شده از پرستاران شاغل در بخش های روان پزشکی، پروتکل آموزشی و کارگاه طراحی گردید، کارگاه آموزشی یک روزه متمرکز بر مداخلات دارویی و غیردارویی به صورت سخنرانی و بحث گروهی در دو بیمارستان اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگر ساخته بود که قبل و بلافاصله و سه ماه بعد از برگزاری کارگاه، سطح دانش و نگرش پرستاران از طریق این پرسش نامه بررسی گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و Repeated measure ANOVA و Bonfrroni مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: افزایش آماری معنی داری در میانگین نمره دانش پرستاران بلافاصله و سه ماه پس از آموزش در مقایسه با قبل از آموزش مشاهده گردید (001/0P<). هم چنین میانگین نمره نگرش پرستاران در سه مرحله، تفاوت معنی داری داشت (009/0P<). پرستاران از برگزاری کارگاه آموزشی مبتنی بر نیازسنجی به میزان بالایی (3/86%) رضایت داشتند و آن را در تقویت اطلاعات علمی مؤثر دانستند. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده تأثیر کارگاه آموزشی بر دانش و نگرش پرستاران در مداخلات دارویی و غیردارویی بود. نتایج این تحقیق مؤید آن است که برای ارتقای کیفیت مراقبت های پرستاری، آموزش مداوم و هدفمند پرستاران ضروری است.
۴.

بررسی اثر بخشی کارگاه آموزشی مبتنی بر نیاز سنجی ""اختلالات روانپزشکی ویژه پرستاران""، بر دانش و نگرش آنان در مورد این اختلات(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: اختلالات روان پزشکی کارگاه آموزشی پرستاران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۱
مقدمه:این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی کارگاه آموزشی بر اساس نیاز سنجی قبلی در مورد اختلالات روانپزشکی درآگاهی و نگرش پرستاران تا سه ماه پس از اجرای کارگاه دربخشهای روانپزشکی بیمارستانهای آموزشی شهراصفهان طراحی گردید. روشها : این مطالعه، مداخله ای نیمه تجربی است و جامعه آماری شامل کلیه پرستاران شاغل در بخشهای روانپزشکی بیمارستانهای نور و فارابی اصفهان سال 1391 بودند. آموزشی در قالب تشکیل جلسات آموزشی بصورت سخنرانی و بحث گروهی در دو بیمارستان اجرا شد. قبل ، بلافاصله و سه ماه بعد از برگزاری کارگاه، سطح دانش و نگرش پرستاران از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته بررسی شد. داده ها با استفاده از برنامه SPSS-19و آزمون های آماری Repeated measure, Ponferoni وANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.. یافته ها: میانگین نمره دانش پرستاران از 6/11±3/63 قبل از آموزش به ترتیب به 9/12±7/82 بلافاصله پس از آموزش و 3/13±3/73 سه ماه بعد از اجرای کارگاه آموزشی افزایش یافته است (001/0≥P). میانگین نمره نگرش پرستاران در سه مرحله، تفاوت معنی داری داشت. و از 1/8±1/60 قبل از آموزش به 7/10±1/63 بلافاصله و 6/11±9/64 سه ماه بعد از کارگاه آموزشی افزایش یافته است. نتیجه گیری: جلسات آموزشی بصورت بارزی بر ارتقای میزان دانش و نگرش پرستاران تأثیر داشته است، با عنایت به رضایت پرستاران از برگزاری کارگاه، تدوین و سازمان دهی کارگاههای آموزشی بر مبنای نیازسنجی و بصورت مداوم به منظور ارتقای مراقبتهای پرستاری پیشنهاد می گردد.
۵.

سندرم نورولپتیک بدخیم ناشی از قطع مصرف کلوزاپین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات سایکوتیک
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری جنبه زیستی اختلالها
تعداد بازدید : ۳۵۳۸ تعداد دانلود : ۶۷۰
زمینه و هدف: سندرم نورولپتیک بدخیم Neuroleptic Malignant Syndrome یک عارضه کشنده ناشی از داروهای آنتی سایکوتیک به ویژه نوع قدیمی (تی پیک) می باشد. این عارضه با مصرف کلوزاپین خیلی به ندرت گزارش شده است و برای درمان NMS بهتر است داروی آنتی سایکوتیک به کلوزاپین تبدیل گردد. مواد و روش ها: بیمار مرد 42 ساله از حدود 20 سال قبل با تشخیص اسکیزوفرنیای مزمن تحت درمان بوده است. وی به علت مقاومت به درمان از 2 سال قبل تحت درمان با کلوزاپین بوده است. به دنبال قطع مصرف کلوزاپین دچار علایم NMS می گردد و پس از درمان مناسب علایم آن رفع شده و علایم حاد اسکیزوفرنیا آشکار می گردد و با شروع مجدد کلوزاپین علایم حاد بیماری کنترل می گردد. نتیجه گیری: اگرچه NMS از عوارض جانبی مصرف داروهای آنتی سایکوتیک می باشد ولی کلوزاپین در درمان NMS مفید گزارش گردیده است. هم چنین کلوزاپین تنها داروی آنتی سایکوتیک است که در درمان NMS مفید است .
۶.

سندرم نورولپتیک بدخیم ناشی از قطع مصرف کلوزاپین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات سایکوتیک
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری جنبه زیستی اختلالها
تعداد بازدید : ۱۸۶۲ تعداد دانلود : ۴۵۱
زمینه و هدف: سندرم نورولپتیک بدخیم Neuroleptic Malignant Syndrome یک عارضه کشنده ناشی از داروهای آنتی سایکوتیک به ویژه نوع قدیمی (تی پیک) می باشد. این عارضه با مصرف کلوزاپین خیلی به ندرت گزارش شده است و برای درمان NMS بهتر است داروی آنتی سایکوتیک به کلوزاپین تبدیل گردد. مواد و روش ها: بیمار مرد 42 ساله از حدود 20 سال قبل با تشخیص اسکیزوفرنیای مزمن تحت درمان بوده است. وی به علت مقاومت به درمان از 2 سال قبل تحت درمان با کلوزاپین بوده است. به دنبال قطع مصرف کلوزاپین دچار علایم NMS می گردد و پس از درمان مناسب علایم آن رفع شده و علایم حاد اسکیزوفرنیا آشکار می گردد و با شروع مجدد کلوزاپین علایم حاد بیماری کنترل می گردد. نتیجه گیری: اگرچه NMS از عوارض جانبی مصرف داروهای آنتی سایکوتیک می باشد ولی کلوزاپین در درمان NMS مفید گزارش گردیده است. هم چنین کلوزاپین تنها داروی آنتی سایکوتیک است که در درمان NMS مفید است .
۷.

اثر بخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد یکپارچه گرا (IT) بر کاهش علایم روان شناختی معتادین بزهکار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: اعتیاد گروه درمانی علایم روان شناختی درمان گروهی یکپارچه گرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۴۱۰
زمینه و هدف: اعتیاد یک معضل مهم در حوزه های گوناگون به ویژه سلامت و جامعه به شمار آمده؛ و دارای عوارض متعدد و گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روانی، اخلاقی و حقوقی است. از این رو، آگاهی افراد از روش های درمانی مؤثر، می تواند در بهبود و مهار آن، سودمند و تأثیرگذار باشد. هدف از اجرای این پژوهش بررسی تأثیر گروه درمانی مبتنی بر رویکرد یکپارچه گرا بر کاهش علایم روان شناختی در معتادین بزهکار بوده است. مواد و روشها: در یک کارآزمایی بالینی 30 مددجو به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پیش از مداخله درمانی هر دو گروه با فهرست تجدید نظر شده علائم روانی (SCL-90-R) مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایشی در دوازده جلسه ی گروه درمانی IT شرکت نمودند، سپس هر دو گروه مورد پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که گروه درمانی به طور معنی داری )05/0(p< در کاهش حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، خشونت و ترس مرضی، مؤثر بوده؛ ولی گروه درمانی بر کاهش پارانوئیا، روان پریشی و وسواس فکری- عملی تأثیر معنی داری نگذاشته است. نتیجه گیری: گروه درمانی مبتنی بر رویکرد یکپارچه گرا می تواند در بهبود برخی از شاخص های مربوط به سلامت روانی معتادین مفید باشد و به عنوان یک روش درمانی مقرون به صرفه و مؤثر در درمان اعتیاد مورد استفاده قرار گیرد.
۹.

DSM-5 مروری بر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: طبقه بندی اختلالات روان پزشکی DSM-V

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۳۵ تعداد دانلود : ۳۴۲۰
مهم ترین طبقه بندی های روان پزشکی عبارت است از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM (Diagnostic and statistical manual of mental disorders) که توسط انجمن روان پزشکی آمریکا به وجود آمد و دیگری طبقه بندی بین المللی بیماری ها ICD (International classification of diseases) که توسط سازمان بهداشت جهانی شکل گرفت. اولین چاپ DSM در سال 1952 توسط کمیته نام گذاری و آمار انجمن روان پزشکی آمریکا منتشر گردید و پس از آن پنج چاپ بعدی تألیف گردید: DSMII در 1968، DSMIII در 1980، DSMIIIR در 1987، DSMIV در 1994 و سرانجام DSMIV-TR در سال 2000 تألیف شد. هدف از این مطالعه، مرور اجمالی در زمینه تغییرات و اصلاحات جدید DSM (تفاوت DSM-IVTR با DSM-V) بود. با بررسی سایت های مرورگر معتبر علمی نظیر Google scholar، Medline، Pubmed، SID، Magiran، Iran medex و سایت DSM-V متعلق به انجمن روان پزشکی آمریکا مقالات مرتبط با موضوع این مقاله استخراج و جمع بندی گردید. DSM-V قرار است تا در ماه می سال 2013 به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای بهداشت روان به جامعه پزشکی ارایه گردد. در پنجمین چاپ جدید DSM تغییرات اساسی در پاره ای از طبقه بندی ها، اصطلاحات تشخیصی و معیارهای تشخیصی صورت گرفته است و ضروری است تا دست اندرکاران بهداشت روان با این اصلاحات آشنا گردند. از جمله اصلاحات و تغییرات مهم در DSM-5 می توان به مواردی همچون ارایه معیار تشخیصی برای افسردگی- اضطراب میکس (MAD یا Mixed Anxiety Depressive)، سندرم خفیف سایکوز، رفتار خودکشی، همچنین تغییر در بعضی معیارهای تشخیصی نظیر پدوفیلی، اختلالات ارتباطی Communication disorders، اختلالات شناختی و اختلالات خلقی، جدا شدن OCD (Obsessive–compulsive disorder) و PTSD (Posttraumatic stress disorder) از زیرمجموعه اختلالات اضطرابی به عنوان یک گروه تشخیصی مجزا، اشاره نمود. تغییرات اساسی در طبقه بندی اختلالات سوماتوفورم و اختلالات شخصیت ارایه یک فرمولاسیون مصاحبه فرهنگی از جمله تغییرات نگرشی در DSM محسوب می گردد. برجسته ترین تغییر را می توان در گرایش از طبقه بندی Categorical به سمت Dimensional و توجه به بعضی جنبه های اتیولوژیک اختلالات نام برد.
۱۰.

تأثیر روش درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد درمانی بر میزان افسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: افسردگی دیابت نوع 2 پذیرش و تعهد درمانی تست Beck

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۱۹
زمینه و هدف: به تازگی بحث های زیادی در مورد رویکرد های رفتاری و شناختی موج سوم به خصوص در حیطه درمان افسردگی انجام شده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر روش درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد درمانی بر میزان افسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود. مواد و روش ها: روش پژوهشی آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه بیماران دیابتی مؤسسه خیریه دیابت اصفهان که در بهار و تابستان سال 91 بود. تعداد 30 نفر بیمار در دو گروه آزمایش و شاهد جایگزین شدند. پرسش نامه افسردگی Beck را قبل و بعد از مداخله تکمیل و گروه آزمایش، آموزش گروهی روش درمانی Acceptance and commitment therapy (ACT) را طی 8 جلسه 120 دقیقه ای در طی 8 هفته دریافت کردند و گروه شاهد این آموزش را دریافت نکردند و در لیست انتظار درمان قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه Beck (BDI II یا Beck depression inventory) بود. یافته ها: بین نمرات پس آزمون و پیش آزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد، تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 > P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر تأثیر روش درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد درمانی در کاهش افسردگی در بیماران دیابتی بود. همچنین اثر درمان در زمان پیگیری ماندگار بود.
۱۱.

سبک های ابراز هیجان و باورهای فراشناختی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: اختلال افسردگی اساسی باورهای فراشناختی ابرازگری هیجانی کنترل هیجانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۲۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۸۴
زمینه و هدف: اختلال افسردگی اساسی، دارای تأثیر همه جانبه ی جسمی و روان شناختی بر روی مبتلایان به آن اختلال می باشد. از جمله حوزه های این تأثیر که در روابط درون فردی و بین فردی مبتلایان نقش حایز اهمیتی دارد، سبک های ابراز هیجان و باورهای فراشناختی است. هدف مطالعه حاضر بررسی سبک های ابراز هیجان و تأثیر آنها بر راهبردهای فراشناختی در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی بود. مواد و روش ها: در یک مطالعه مورد- شاهد که در پاییز 1388 در شهر سمنان انجام شد، تعداد 47 بیمار با تشخیص افسرگی اساسی بر اساس معیارهای DSM IV-TR دچار اختلال افسردگی اساسی به صورت پی در پی انتخاب و با 40 نفر به عنوان گروه شاهد از میان دانشجویان بومی دانشگاه سمنان که هیچ نشانه ای از افسردگی نداشتند، مقایسه شدند. کلیه ی آزمودنی ها به کمک پرسشنامه های فراشناخت، ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، بین باورهای فراشناختی و سبک های ابراز هیجان افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و دانشجویان غیر افسرده، تفاوت معنی دار وجود داشت (05/0 >P ). همچنین، مؤلفه های ابراز هیجان منفی، نشخوار یا مرور ذهنی، دوسوگرایی در ابراز هیجان مثبت و دوسوگرایی در ابراز استحقاق و سایر مؤلفه های باورهای فراشناختی، بین دو گروه مورد مطالعه، تفاوت معنی دار داشتند (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس این پژوهش به نظر می رسد ناکارامدی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، مربوط به چگونگی باورهای فراشناختی و نحوه ی ابراز هیجانشان می باشد. بنابراین، با توجه به این که بیماران یاد شده، به تحریف وقایع و پدیده­ها می پردازند و از طرفی فاقد مهارت های مورد نیاز برای تعبیر احساسات خود هستند، در کشمکش درونی بین نحوه ی باورهای فراشناختی و ابراز هیجان گرفتار شده، نه تنها در درک احساسات خود با مشکل مواجه می شوند، بلکه طی پردازش هیجانی از تمایلاتشان برای عمل بر اساس هیجان، خودآگاهی دقیقی ندارند.
۱۲.

نیازسنجی آموزشی از دستیاران روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان درباره خودکشی: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین نیازها و الویت های مربوط به موضوع خودکشی، به نیازسنجی آموزشی از دستیاران روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداخت. روش : در پژوهش کیفی و پدیدارشناختی حاضر، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، 16 نفر از دستیاران روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با مصاحبه بدون ساختار و بحث گروهی گردآوری و به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : یافته های به دست آمده از مصاحبه در 1015 کد و در نهایت در سه دسته اصلی با عنوان های «نیاز در حیطه آموزش»، «نیاز در حیطه فرآیندها و امکانات» و «نیاز در حیطه منابع انسانی» قرار گرفتند. از مهم ترین نیازهای آزمودنی ها می توان به نیاز به آموزش درباره شناخت علل خودکشی، مباحث روانشناختی مربوط به خودکشی و آموزش مهارت های عملی در برخورد با خودکشی اشاره کرد. نتیجه گیری : برنامه آموزشی موجود، برآورنده نیازهای آموزشی دستیاران روانپزشکی در ارتباط با واقعیت های روزمره خودکشی نیست. بنابراین لزوم بازنگری برنامه آموزشی در این زمینه احساس می شود.
۱۳.

ارزیابی دانش و نگرش دانشجویان و دانش آموختگان حرف پزشکی در مورد طب رفتاری: مطالعه مقدماتی طراحی برنامه آموزشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: نگرش دانش طب رفتاری حرف پزشکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۲۲
زمینه و هدف: طب رفتاری حیطه ای بین رشته ای است که شامل پژوهش و فعالیت های بالینی در خصوص تعامل بین محیط اجتماعی و فیزیکی، شناخت، رفتار و بیولوژی بیماری ها و سلامت می شود. هدف از این مطالعه، تعیین میزان دانش و نگرش دانشجویان و دانش آموختگان علوم پزشکی در خصوص طب رفتاری بود. مواد و روش ها: در یک مطالعه توصیفی- مقطعی، دانش و نگرش 232 نفر از پزشکان عمومی، دستیار ها، دانشجویان پزشکی و متخصصان بررسی شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته با 25 سؤال بود که میزان دانش و نگرش افراد را در مورد طب رفتاری می سنجید. یافته ها: به طور کلی شرکت کنندگان در پژوهش دانش کمی درباره طب رفتاری داشتند و تفاوت معنی داری بین دانش و علاقمندی به آموختن طب رفتاری وجود داشت. نتیجه گیری: تعداد بسیار زیادی از گروه های هدف هیچ گونه آموزشی در خصوص طب رفتاری ندیده اند و تمایل به فراگیری این دوره آموزشی را اظهار داشته اند. ارایه دوره طب رفتاری در آموزش پزشکی عمومی پیشنهاد می شود.
۱۴.

عوامل مؤثر در گرایش به استعمال سیگار در دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: دانشجویان پزشکی استعمال سیگار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۹ تعداد دانلود : ۷۱۶
زمینه و هدف: سالانه حداقل 5/4 میلیون نفر در دنیا بر اثر استعمال سیگار و بیماریهای ناشی از مصرف آن جان خود را از دست می دهند. امروزه استعمال سیگار در بین جوانان تحصیل کرده رو به افزایش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر در گرایش به استعمال سیگار از دیدگاه دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود و جامعه آماری آن را 305 نفر از دانشجویان دانشکده پزشکی علوم پزشکی اصفهان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه محقق ساخته که شامل دو قسمت، بخش اول اطلاعات دموگرافیک و بخش دوم مربوط به نظرسنجی از دانشجویان در زمینه عوامل مؤثر در گرایش به سیگار بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 استفاده شد و تجزیه و تحلیل با استفاده از آمار توصیفی انجام شد. یافته ها: دانشجویان سیگاری مهمترین عامل در ترغیب به اولین بار سیگارکشیدن را علاقه شخصی (50%) و سپس دوستان سیگاری و گذران اوقات فراغت (6/28%) بیان نمودند. 9/92% دانشجویان سیگاری امکانات دانشگاه را جهت گذران اوقات فراغت کافی ندانستند. 4/71% افراد مورد بررسی بعد از ورود به دانشگاه، شروع به استعمال سیگار نمودند. شایعترین علت گرایش به مصرف سیگار در دانشجویان پزشکی، از دیدگاه دانشجویان به ترتیب مشکلات روانپزشکی،مشکلات تحصیلی وکمبود امکانات تفریحی می باشد. نظر دانشجویان پزشکی در مورد احتمال میزان شیوع استعمال سیگار در دانشجویان بین 10% تا 80% متفاوت بود. نتیجه گیری: مهم ترین علل گرایش به مصرف سیگار از دیدگاه دانشجویان پزشکی اعمم از سیگاری وغیر سیگاری مشکلات روانپزشکی،مشکلات تحصیلی وکمبود امکانات تفریحی مطرح گردید.. لذا غربالگری سالانه اختلالات روانپزشکی برای دانشجویان پزشکی پیشنهاد می گردد.
۱۵.

نیازسنجی آموزشی پرستاران شاغل در بخشهای روان پزشکی بیمارستان های شهر اصفهان در سال 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۳۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۴۷
زمینه و هدف: برنامه های آموزشی به منظور تأمین نیازهای آموزشی فراگیران طراحی می شوند. با توجه به گسترش سریع مرزهای علم، پرستاران نیاز به کسب مهارتهای جدید دارند. بنابراین شناخت نیازهای آموزشی پرستاران شاغل،گامی مؤثر و مهم در راه ارتقای توانمندی آنان می باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین نیازهای آموزشی پرستاران شاغل در بخشهای روانپزشکی بوده است. مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش مقطعی از نوع پیمایشی بوده که بر روی 76 نفر از پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی بیمارستانهای نور، فارابی و الزهرا(س) شهر اصفهان در تابستان 1390 انجام شده و نمونه گیری به شیوه سرشماری صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده ها یک پرسشنامه محقق ساخته بوده که به روش اعتبار محتوا و استفاده از ضریب آلفای کرانباخ ( 89%=r) پایائی و روائی آن تأیید گردیده است. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آماری استباطی و توسط نرم افزار آماری SPSS انجام شده است. یافته ها: یافته های مطالعه نشان داده که بیشترین نیاز آموزشی پرستاران به ترتیب در سه حیطه«شناخت بیماریها»، « مراقبتهای پرستاری» و سپس «مراقبتهای دارویی و غیردارویی» بوده است. مهمترین نیاز آموزشی پرستاران شاغل در بخشهای روانپزشکی در حیطه شناخت بیماریها شامل اختلالات روانپزشکی کودکان و نوجوانان، و اورژانس های روانپزشکی؛ در حیطه مراقبت های پرستاری مشتمل بر نحوه کنترل بیماران تهاجمی و تدابیر مناسب به منظور پیشگیری از خودکشی؛ و در نهایت در حیطه مراقبتهای دارویی و غیردارویی، آشنایی با عوارض جانبی داروها و چگونگی مدیریت این عوارض جانبی حائز اهمیت بوده است. همچنین یافته ها حاکی از آن بوده که تفاوت معنی دار آماری بین متغیرهای سن، سابقه کار و محل خدمت پرستاران با نیازهای آموزشی آنها وجود ندارد. نتیجه گیری: با توجه به نیازهای اظهار شده توسط پرستاران در سه حیطه «شناخت بیماریها»، «مراقبت های پرستاری» و «مراقبت های دارویی و غیردارویی» پیشنهاد می گردد به منظور ارتقای دانش و مهارت کادر پرستاری و بهبود ارائه خدمات پرستاری به بیماران، به نیازهای مذکور بیشتر توجه شود و برای پرستاران دوره های آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت برگزار گردد.
۱۶.

بررسی شیوع مصرف سیگار در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و ارتباط آن با برخی خصوصیات دموگرافیک و علایم روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: استعمال سیگار دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان خصوصیات روان پزشکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۹ تعداد دانلود : ۸۲۴
زمینه و هدف: استعمال دخانیات یکی از عمده ترین علل مرگ و میر زود هنگام در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است. دوران دانشجویی با توجه به ویژگی های خاص از دید سیاست گزاران سلامتی از جایگاه ویژه ای به منظور پیش گیری از مصرف سیگار برخوردار است. در این پژوهش عوامل مرتبط با استعمال سیگار و ارتباط آن با برخی خصوصیات دموگرافیک و علایم روان پزشکی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مقطعی بود و جامعه آماری آن را 537 نفر از دانشجویان 7 دانشکده دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته و پرسش نامه R-90-SCL بود که توسط گروه نمونه تکمیل گردید. روش جمع آوری اطلاعات از طریق گذاشتن صندوق در محل توزیع پرسش نامه ها انجام شد. اطلاعات پس از ثبت داده ها در نرم افزار 19SPSS محاسبه و جهت تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های این مطالعه، 7/18 درصد دانشجویان سیگاری هستند و درصد استعمال سیگار در مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان می باشد. بین وضعیت تأهل و وضعیت سکونت ارتباط معنی داری مشاهده نشد. 3/27 درصد از دانشجویانی که سیگار مصرف می کنند، خانواده سیگاری دارند و ارتباط معنی داری بین استعمال سیگار و خانواده سیگاری وجود دارد. بیشترین راه های آشنایی با سیگار برای اولین بار از طریق دوستان (75 درصد) بود. از بین علایم روان پزشکی، نمره خصومت (پرخاشگری) و شکایات جسمانی به طور معنی داری در افراد سیگاری بیشتر از افراد غیر سیگاری بود. نمره ضریب کلی علایم مرضی (General severity index یا GSI) در افرادی که سابقه مصرف سیگار دارند، بیشتر از افراد غیر سیگاری بود، ولی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: شیوع استعمال دخانیات در دانشجویان دانشگاه آزاد خوراسگان نسبت به بسیاری از دانشگاه های دیگر بیشتر بود. این شیوع بالا در این سن می تواند منجر به معضلات زیادی از نظر جسمی و روانی گردد و همان گونه که این مطالعه هم نشان داد، میزان پرخاشگری را در این افراد بالا می برد. بنابراین سیاست گزاری های آموزشی و پیش گیرانه جهت کاهش مصرف سیگار در دانشگاه از اهمیت بسزایی برخوردار است.
۱۷.

بررسی رابطه سلامت عمومی و رضایتمندی زناشویی در کارمندان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: سلامت عمومی سلامت روان رضایتمندی زناشویی کارمندان دانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۶ تعداد دانلود : ۷۹۶
زمینه و هدف: تغییرات چند دهه اخیر در الگوهای زندگی زناشویی، چالش هایی در روابط زوج ها پدید آورده است که احساس امنیت روانی و دلبستگی زوجین به همدیگر را تحت تأثیر قرار می دهد و عامل مهمی برای تولید اضطراب و افسردگی و در نتیجه ضعیف شدن یا از بین رفتن رضایتمندی زناشویی شده است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط سلامت عمومی زوجین با رضایتمندی زناشویی آنان بود. روش پژوهش: در این پژوهش توصیفی که از نوع همبستگی است و به منظور بررسی رابطه سلامت عمومی و رضایتمندی زناشویی انجام شده است، صد نفر از کارمندان مرد دانشگاه فردوسی مشهد که در محدوده سنی 45-25 سال و دارای تحصیلات دیپلم تا لیسانس بودند، در سال 1388 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسش نامه های سلامت عمومی (28GHQ- یا 28General health questionnaire-) و رضایتمندی زناشویی به آنان داده شد. سپس داده ها با استفاده از مدل رگرسیون سلسله مراتبی و همچنین همبستگی بین خرده مقیاس های پرسش نامه ها، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: به منظور پیش بینی میزان جاذبه از روی سلامت روان پس از کنترل سن، جنس و سابقه خدمت، نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که افزایش در میزان افسردگی با کاهش میزان کلی خرده مقیاس جاذبه رضایتمندی زناشویی همراه است. همچنین برای پیش بینی میزان خرده مقیاس تفاهم بر اساس عوامل سلامت روان پس از کنترل سن، جنس و سابقه خدمت، عامل معنی دار افسردگی بود، به این معنی که افزایش در میزان افسردگی با کاهش میزان کلی خرده مقیاس تفاهم همراه است. همچنین نتایج نشان دهنده معنی داری عوامل اضطراب و افسردگی بود، بدین صورت که افزایش اضطراب و افسردگی با کاهش در خرده مقیاس طرز تلقی همراه است. در رابطه با خرده مقیاس سرمایه گذاری، نتایج نمایانگر معنی داری عوامل جسمانی، اضطراب و افسردگی بود، به این صورت که با افزایش نمره کلی عامل جسمانی، نمره خرده مقیاس سرمایه گذاری نیز افزایش یافت و افزایش میزان عوامل اضطراب و افسردگی با کاهش عامل سرمایه گذاری همراه است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین خرده مقیاس های جاذبه، تفاهم، طرز تلقی و سرمایه گذاری رضایتمندی زناشویی و اضطراب و افسردگی با علایم جسمانی، افسردگی و اضطراب سلامت روانی رابطه وجود دارد و ما از طریق عوامل سلامت روانی می توانیم رضایتمندی زناشویی افراد را پیش بینی کنیم.
۱۸.

تجربه زنان بستری در بخش روانپزشکی از روابط خانوادگی- زوجی: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف : پژوهش حاضر با هدف توصیف تجربه زنان بستری در بخش روانپزشکی از روابط خانوادگی- زوجی انجام شد. روش : پژوهش کیفی حاضر از روش پدیدارشناسی بهره برد. جامعه پژوهش، زنان بستری در بخش روانپزشکی بیمارستان نور اصفهان بودند. با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و تا رسیدن به حد اشباع داده ها، تعداد 14 نفر بررسی شدند. داده ها با مصاحبه غیرساختاری گردآوری و به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها در 847 کد مفهومی و در نهایت در کدبندی سطح چهارم در دو دسته اصلی قرار گرفتند؛ (1) علل بیماری و عوامل تشدیدکننده آن (رفتار همسر، رفتار خانواده همسر، رفتار آزمودنی، عوامل متفرقه و دوران کودکی و نوجوانی) و 2) واکنش های آزمودنی (نسبت به رفتار همسر، نسبت به ادامه زندگی و نسبت به روابط جنسی با همسر). نتیجه گیری : زنان در سال های زندگی مشترک، تجارب منفی بسیاری را تجربه می کنند، که اثر ناخوشایندی بر سلامت روان دارد. توجه به این مسایل و ارایه آموزش به همسران و خانواده ها می تواند در ارتقای سلامت روانی زنان تأثیر زیادی داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان