لادن فتی

لادن فتی

سمت: دکتر

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۸ مورد.
۱.

مقایسه معنای زندگی و نگرش به مرگ در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان و افراد عادی

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه: مراقبین بیماران مبتلا به سرطان در فرایند مراقبت با شرایط سخت و اضطراب های متعددی مواجهه می شوند که مستقیماً بر نگرش و سلامت روان شناختی آن ها اثر می گذارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه ی معنای زندگی و نگرش به مرگ بین مراقبین بیمار مبتلا به سرطان و افراد عادی بود. روش: طرح مطالعه علی-مقایسه ای است. با مراجعه به بیمارستان فیروزگر و مرکز شیمی-درمانی روشنا، 52 نفر از افرادی که یکسال گذشته یکی از اعضای درجه یک خانواده ایشان به سرطان مبتلا شده اند؛ و آن ها به عنوان مراقب اصلی از او مراقبت می کرده اند به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. گروهی که تجربه مراقبت از بیمار مبتلا به سرطان را نداشتند، نیز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گروه اول همتا شدند؛ هر دو گروه پرسشنامه های معنای زندگی (استگر، فرازیر، اُشی و کالر، 2006) و نیمرخ نگرش به مرگ – نسخه تجدیدنظرشده (وونگ، رکر و گسر، 1994) را تکمیل نمودند. داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیری ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد افراد دارای تجربه مراقبت، اضطراب و اجتناب از مرگ بالاتری در شاخص نگرش به مرگ نسبت به افراد عادی گزارش می کنند؛ اما در معنای زندگی تفاوت معنادار بین دو گروه دیده نشد. نتیجه گیری: مراقبین با ابهام درباره آینده و روز به روز وخیم شدن حال بیمار روبه رو هستند؛ شرایطی که اضطراب از مرگ و تلاش برای اجتناب از آن را ایجاد می کند.
۲.

تبیین داده بنیاد شرم در جمعیت غیربالینی: یک پژ وهش کیفی

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: شرم از جمله هیجانات خودآگاه است که نقش مهمی در زندگی انسان دارد. با توجه نقص دانش بافتاری و فرهنگ محور در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم شرم در جمعیت غیربالینی و ارائه مدل مفهومی برای آن انجام شده است. روش: پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی از نوع داده بنیاد است. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 16 نفر (8 مرد و 8 زن) بود که انتخاب افراد در ابتدا به صورت هدف مند و در ادامه بر اساس نمونه گیری نظری انجام شده است. روش جمع آوری داده ها مصاحبه بدون ساختار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کوربین و استراوس (2014) و از نرم افزار (2018) MAXQDA استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، سه مقولۀ اصلی در توصیف مشارکت کنندگان از تجربۀ شرم عبارت بود از «قضاوت درونی شده»، «سرافکندگی» و «خودواقعی نبودن». به علاوه تجربۀ شرم همراه بوده است با راهبردهای متنوعی که برای پیشگیری از شرم یا خلاصی از آن استفاده می شده است. پیامد این راهبردها در دو مقولۀ «خودواقعی نبودن» و «نگرش منفی به خود» با سه زیر مقولۀ «بی عرضگی»، «کافی نبودن» و«متفاوت بودن» خلاصه گردید. نتیجه گیری: در این مطالعه شرم در جمعیت غیربالینی با ژرفای بیشتری بررسی شد که نتایج آن نشان دهنده تأثیر چشمگیر این هیجان بر کیفیت زندگی افراد بود و بر اهمیت اقدامات آموزشی در مدیریت این هیجان تاکید داشت.
۳.

مدل ساختاری رابطه میان چندش و نشانه های وسواس آلودگی با نقش میانجی قانون سرایت و برآوردهای تهدید

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
اهداف: قانون سرایت یکی از قوانین جادوی همانندپنداری و از تحریف های شناختی شناسایی شده در ارتباط با چندش است. این قانون ویژگی هایی دارد که آن را برای مطالعه در اختلال وسواس آلودگی مناسب می کند. در توضیح اینکه چندش با چه مکانیسم اثری منجر به نشانه های وسواس آلودگی می شود، مطالعه حاضر چنین فرض می کند که هیجان چندش سبب فعال شدن قانون سرایت و آن نیز سبب برانگیختن برآوردهای تهدید مرتبط با سرایت می شود که احتمالاً منجر به ترس از آلودگی در اختلال وسواس می شوند. بنابراین هدف از مطالعه پیش رو بررسی برازش مدل ساختاری است که در آن قانون سرایت و برآورد تهدید، به ترتیب، میانجی رابطه چندش و ترس از آلودگی در وسواس هستند. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی است. شرکت کنندگان در پژوهش شامل 495 دانشجو (59 درصد زن) هستند که به روش نمونه گیری در دسترس از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران به عنوان جامعه پژوهش گردآوری شده اند. همه شرکت کنندگان پرسش نامه های پژوهش شامل مقیاس چندش تجدیدنظرشده، مقیاس حساسیت سرایت زیرمقیاس سرایت فرافیزیکی، پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور زیرمقیاس آلودگی و هشت سناریوی مرتبط با درجه بندی برآورد تهدید را تکمیل کردند. مدل پیشنهادی از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و با نرم افزار AMOS20 مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل آسیب شناختی پیشنهادی مطالعه حاضر بر اساس شاخص های برازشِ تطبیقی (،(CFI شاخص نیکویی برازش تعدیل شده (AGFI)، شاخص نیکویی برازش (GFI )، شاخص خی دوی نسبی (CMIN/DF)، و ریشه دوم مربعات خطای برآورد (RMSEA) از برازش مناسبی برخوردار است. بدین ترتیب که شاخص CMIN/DF کوچک تر از 2، شاخص RMSEA کوچک تر از 0/05 و سایر شاخص ها نیز بزرگ تر از 0/90 هستند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان به نقش میانجی یافتارهای سرایت جادویی و برآوردهای تهدید در رابطه میان چندش و نشانه های وسواس آلودگی اشاره کرد. مدل آسیب شناختی پیشنهادی حاضر می تواند به پیشبرد نظریه رو به رشد چندش و بهبود درمان های شناختی رفتاری مرتبط با آن کمک کند.
۴.

پیش بینی تفکر خودکشی بر اساس سوگیری توجه در جمعیت بالینی و غیربالینی

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۳
اهداف: پیش بینی تفکر خودکشی بر پایه سوگیری توجه در جمعیت بالینی و غیربالینی هدف پژوهش حاضر بود. مواد و روش ها: شرکت کننده ها 120 نفر (77 زن و 43 مرد، دامنه سنی 40-18 سال) به صورت هدفمند در قالب سه گروه بالینی خودکشی، بالینی غیرخودکشی و غیربالینی انتخاب شدند (هر گروه 40 نفر) و در سنجش های آزمون استروپ خودکشی (SST) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSS) شرکت کردند. سه شاخص سوگیری توجه متشکل از زمان واکنش، تداخل زمان و نسبت تداخل محاسبه شد و داده ها با استفاده از آزمون تی جفت شده، ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندگانه در سطح اطمینان 95 درصد تحلیل شدند. یافته ها: بین میانگین زمان واکنش در انواع استروپ (مثبت، منفی و خودکشی) در مقایسه با استروپ خنثی تفاوت معنادار مشاهده نشد (0/05>P). تفکر خودکشی تنها با زمان واکنش کل نمونه در استروپ هیجانی مثبت (0/001 >r=32/0 ، P)، استروپ هیجانی منفی (0/01>r=0/27 ، P) و استروپ خودکشی (0/01 >r=0/28 ، P) و با تداخل زمان گروه غیربالینی در استروپ خودکشی (0/05 >r=0/33 ، P) همبستگی معنادار داشت و در باقی موارد، روابط بین متغیرها از لحاظ آماری معنادار نبودند (0/05 >P). تحلیل رگرسیون بر اساس داده های کل نمونه نشان داد که سن (253/0- = β)، جنسیت (0/233=β)، داشتن شرایط بالینی (0/242= β) و اقدام اخیر به خودکشی (0/424 = β) با تبیین 44 درصد از تغییرات، تعیین کننده های معنادار تفکر خودکشی هستند و شاخص های مربوط به سوگیری توجه نقشی در پیش بینی تفکر خودکشی نداشتند (0/05 >P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که بروز سوگیری توجه در قبال اطلاعات مرتبط با خودکشی تابع شرایط بالینی نبوده و همبستگی سوگیری توجه و تفکر خودکشی از الگوی معینی تبعیت نمی کنند. عواملی نظیر سن، جنسیت، شرایط بالینی و سوابق رفتارهای خودکشی گرایانه گذشته تعیین کننده های مهم تفکر خودکشی به شمار می روند، اما شاخص های سوگیری توجه ممکن است نقش تعیین کننده ای در پیش بینی تفکر خودکشی نداشته باشند.
۵.

دیدگاه طرح واره درمانگران نسبت به نقش مولفه های طرح واره ای در سبب شناسی خیانت زناشویی: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
رابطه خارج از ازدواج یکی ازشایع ترین و آسیب زاترین مشکلات زوجی است. پیش بینی کننده های خیانت زناشویی در سه طبقه مولفه های فردی، ارتباطی و بافتاری طبقه بندی می شوند. در این مطالعه قصد بررسی نقش یکی از مهم ترین مولفه های فردی یعنی طرح واره های ناسازگار اولیه را در این پدیده داریم. برای رسیدن به این هدف سه گروه متمرکز از متخصصین حوزه طرح واره درمانی تشکیل شد و داده ها به روش کلارک و بران تحلیل شد. در نهایت سه مضمون سایه بانی مولفه های حالتی طرح واره، مولفه های صفتی طرح واره و مولفه های فراتر از طرح واره استخراج شد. نتایج نشان دادند که فعالیت طرح واره های حوزه طرد و بریدگی، محدودیت های مختل و دیگر جهت مندی در کنار استراتژی های مقابله جبران افراطی و تسلیم در افراد دارای خیانت زناشویی پرنگ تر مشاهده شده است. ذهنیت های کودک آسیب دیده، کودک تکانشی، والد سرزنشگر و محافط منفک شده خود آرام بخش نیز مورد توجه بودند. نهایتا دیگر مولفه های فردی و بافتاری موثر در خانت زناشویی نیز مورد اشاره متخصصین قرار گرفتند. در مجموع می توان گفت، طرح واره ناسازگار اولیه به عنوان یک فاکتور فردی در کنار مولفه های دیگر در بروز رابطه خارج از زادواج موثر هستند.خیانت زناشویی، طرح واره های ناسازگار اولیه، گروه متمرکز
۶.

مشخصات روان سنجی و ساختار عاملی پرسشنامه آگاهی بدنی

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
اخیراً سازه ای به نام آگاهی بدنی در حوزه ی سلامت تعریف شده است و به معنای تمرکز بر روی حس های بدنی درونی و آگاهی از آن ها است. آگاهی بدنی سازه ای دووجهی است که می تواند ابعاد انطباقی و غیرانطباقی داشته باشد. با وجود اهمیت این سازه در حوزه ی سلامت روان، مشخصات روان سنجی پرسشنامه ای که آگاهی بدنی را بسنجد، در ایران بررسی نشده است. بدین ترتیب، هدف این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه آگاهی بدنی (شیلدز، مالوری و سیمون، 1989)، در ایران بود. پس از ترجمه به فارسی و ترجمه ی متن اصلاح شده ی فارسی به زبان اصلی، داده ها جمع آوری شد. 238 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران، به پرسشنامه ی آگاهی بدنی پاسخ دادند. داده ها با روش همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد تحلیل قرار گرفتند. ضریب آلفای کرونباخ در پرسشنامه ی آگاهی بدنی، 0/88 به دست آمد. برای بررسی روایی همگرا از زیرمقیاس پرسشنامه ی تجربه ها (زیرمقیاس فاصله گرفتن) و برای بررسی روایی واگرا از پرسشنامه ی نگرانی ایالت پنسیلوانیا استفاده شد و ضریب همبستگی (0/3= r ) و ضریب همبستگی غیرمعنادار (0/02= r ) به دست آمد. در تحلیل عاملی اکتشافی این پرسشنامه، 4 عامل به دست آمد و در تحلیل عامل تأییدی، این مدل 4 عاملی برازش مناسبی داشت (0/06= RMSEA ؛ 2/15= Chi-square/df ) این پژوهش شواهد امیدبخشی از خصوصیات روان سنجی پرسشنامه ی آگاهی بدنی در جمعیت غیربالینی دانشجویی نشان می دهد.
۷.

The Phenomenology of Shame: A Qualitative Study

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
Shame is one of the emotions that a person experiences in a variety of everyday situations and many cases it is annoying. Shame is known as a moral emotion, yet its role in psychopathology has been emphasized. This study aimed to examine the lived experience of shame in individuals . This research is a qualitative study with a phenomenological approach. This research describes in-depth what shame is and how it is experienced from the perspective of individuals. The participants included eight men and seven women who contributed to an in-depth unstructured interview. A seven-step Colaizzi method was used to analyze the data. Data were analyzed using MAXQDA (2018) software.Based on our findings, the eight themes of "physical reactions", "accompanying emotions", "making mistakes", "vicarious shame", "gaze of others", "being subject to judgment", " preoccupation" and three sub-themes of "worry", "rumination" and "blame", "existential shame" with the sub-themes of "inadequacy" and "feeling different" are the most common ones in people's experience of shame. Results are discussed regarding the existing literature. In general, the study of people's experience of shame shows that there are common themes in the description of different people from what they have experienced. The use of shame as a concept in psychotherapy may improve our understanding of the nature of some psychological problems.
۸.

نقش واسطه ای ترس از سرایت در تبیین رابطه بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی

تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۴۰
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه گرایش به تجربه چندش، ترس از آلودگی و ترس از سرایت و همچنین تعیین نقش واسطه ای ترس از سرایت در این رابطه بود. مواد و روش   ها پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی است. جامعه تحت مطالعه، دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بودند که از بین آن ها، 391 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد پرسش نامه آلودگی فزاینده، خرده مقیاس ترس از آلودگی پرسش نامه وسواس پادوا و خرده مقیاس پرسش نامه گرایش و حساسیت به چندش را کامل کردند. به منظور تحلیل داده ها از spss 22 و از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی براساس روش بارون و کنی (1987) و آزمون سوبل استفاده شد. یافته   ها نتایج آزمون رگرسیون مشخص کرد که بین گرایش به تجربه چندش با ترس از سرایت (001/0 >P ، 35/0= β ) و ترس از آلودگی (001/0 >P ، 41/0= β ) رابطه وجود دارد. علاوه براین، رابطه معناداری بین ترس از سرایت و ترس از آلودگی مشاهده شد (001/0 >P ، 41/0= β ). همچنین، تحلیل های رگرسیون نشان داد که ترس از سرایت، نقش واسطه ای در ارتباط بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی ایفا می کند (001/0 >P ، 26/0= β ) و نتایج آزمون سوبل این نقش واسطه ای را تأیید کرد (001/0 >P ، 36/6= Z ). نتیجه   گیری ترس از سرایت، متغیری واسطه ای بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی است. در نتیجه، به نظر می رسد این سازه، در تبیین ترس از آلودگی اهمیت داشته باشد. می توان گفت که چنانچه در ارزیابی و درمان ترس از آلودگی به ترس از سرایت توجه شود، اثربخشی درمان افزایش می یابد.
۹.

تأثیر روان درمانی مثبت گرای مبتنی بر خیر باوری بر کاهش علایم و نشانه های افسردگی غیربالینی- مطالعه تک آزمودنی چند خط پایه

کلید واژه ها: طرح تک آزمودنی چند خط پایه افسردگی غیربالینی روان درمانی مثبت گرای مبتنی بر خیر باوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۴۵۸
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر روان درمانی مثبت گرای مبتنی بر خیر باوری بر کاهش علایم افسردگی در افراد دارای افسردگی غیربالینی بود. برای انجام این پژوهش از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره پیگیری استفاده شد. ابتدا از بین افراد دارای افسردگی غیربالینی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند، 3 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای هر کدام از شرکت کنندگان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته جلسه خط پایه در نظر گرفته شد. ارزیابی ها با استفاده از مقیاس افسردگی بک، افسردگی هامیلتون-17 و مقیاس جهت گیری شادکامی در مرحله خط پایه، جلسات مداخله و چهار ماه بعد از پایان درمان (پیگیری) انجام گرفت. مداخله به صورت انفرادی بر اساس روان درمانی مثبت گرای مبتنی بر خیر باوری در 8 جلسه توسط پژوهشگر انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع مداخله روند کاهشی را در طراز نمرات افسردگی بک (75 درصد)، هامیلتون (85 درصد) و روند افزایشی را در طراز نمرات احساس لذّت (84 درصد)، مجذوب شدن (70 درصد) و احساس معنا (215درصد) نشان دادند. بخش عمده ای از این نتایج در پایان دوره پیگیری چهار ماهه نیز حفظ شد. به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرای مبتنی بر خیر باوری یک مداخله کوتاه مدّت مؤثر برای کاهش علایم افسردگی باشد.
۱۰.

کاهش علایم و نشانه های افسردگی با استفاده از مداخله های مثبت گرا: مطالعه ی تک آزمودنی چند خط پایه

کلید واژه ها: افسردگی نشانه روان درمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۵۱۳
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، مطالعه ی کارآمدی روان درمانی مثبت گرا در کاهش افسردگی افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی بود. روش کار: برای انجام این پژوهش در سال 1393 از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره ی پی گیری استفاده شد. ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند، 3 نفر به شیوه ی نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. برای هر کدام از ایشان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته جلسه، خط پایه در نظر گرفته شد. ارزیابی ها با استفاده از مقیاس افسردگی بک-ویرایش دوم، مقیاس افسردگی هامیلتون-17، مقیاس عاطفه ی مثبت و منفی، آزمون جهت گیری شادکامی و پرسش نامه ی معنا در زندگی در مرحله ی خط پایه، جلسات درمان و چهار ماه بعد از پایان درمان (پی گیری) انجام گرفت. مداخله به صورت انفرادی بر اساس دستورالعمل سلیگمن و همکاران (2006) در 6 جلسه توسط پژوهشگر انجام شد. یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع درمان روند کاهشی را در طراز نمرات افسردگی بک (71%) و افسردگی هامیلتون (61%) نشان می دهند. این نتایج در پایان دوره ی پی گیری نیز حفظ شده و درمان برای هر سه مراجع، موثر بوده است. هم چنین طراز نمرات شرکت کنندگان در مولفه های روان درمانی مثبت گرا مثل احساس لذت، تقویت توان مندی ها و احساس معنا در طی جلسات درمان، روند افزایشی داشته است. نتیجه گیری: به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرا به عنوان یک درمان کوتاه مدت موثر برای کاهش علایم و نشانه های افسردگی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱.

ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس آلودگی ذهنی- پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور

کلید واژه ها: ساختار عاملی ویژگی های روان سنجی مقیاس آلودگی ذهنی پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۳۲۹
آلودگی ذهنی اشاره به احساس کثیفی و آلودگی دارد که مستقل از تماس فیزیکی با آلودگی ایجاد می شود و در برخی از اختلال های روانی دیده شده است. مقیاس آلودگی ذهنی پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور (VOCI-MC)، یک ابزار خودگزارشی برای سنجش این سازه است. هدف از این مطالعه، بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی این مقیاس در نمونه غیر بالینی بود. ساختار عاملی، اعتبار همگرا، همسانی درونی و پایایی بازآزمایی این مقیاس با 391 شرکت کننده از جمعیت عمومی دانشجویان دانشگاه شاهد بررسی شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس آلودگی ذهنی (VOCI- MC) و پرسش نامه پادوآ (PI) بود. نتایج نشان دادند که نسخه فارسی VOCI-MC همسانی درونی و پایایی بازآزمایی خوبی دارد. هم چنین، همگرایی این مقیاس با نمره های وسواس پرسش نامه پادوآ (PI) خوب بود. نتایج تحلیل عامل اکتشافی، چهار عامل را برای این مقیاس نشان داد و تحلیل عامل تاییدی از برازش مطلوب تر ساختار چهار عاملی نسبت به ساختار یک عاملی این مقیاس حمایت کرد. یافته های این مطالعه نشان دادند که نسخه فارسی VOCI-MC مشخصه های روان سنجی مناسبی در جمعیت عمومی دارد. بر این اساس، می توان از این ابزار برای سنجش نشانه های آلودگی ذهنی و هم چنین، در حوزه پژوهشی، با اطمینان استفاده کرد.
۱۲.

نقش واسطه ای نارسایی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین شدت هیجان منفی و انگیزش ایمنی با نشانه های اضطراب فراگیر

کلید واژه ها: اضطراب تنظیم هیجان آگاهی بدنی کنترل توجه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی اضطراب فراگیر
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
تعداد بازدید : ۱۰۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۶۸
پژوهش های اخیر، به بررسی نقش نارساتنظیم گری هیجان در رشد و تداوم نشانه های اضطرابی پرداخته اند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نارسایی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین شدت هیجان منفی و سیستم انگیزش ایمنی با نشانه های اضطراب فراگیر بود. تعداد 621 نفر (392 دختر، 229 پسر) از دانشجویان دانشگاه های تهران در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان پرسشنامه نشانه خلقی و اضطرابی- نسخه کوتاه (MASQ-SF)؛ مقیاس دشواری تنظیم هیجان (DERS)، مقیاس شدت عاطفی (AIM)، پرسشنامه حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش (SPQRS)، مقیاس کنترل توجه (ACS)، پرسشنامه آگاهی بدنی (BAQ)، پرسشنامه تجربه ها (EQ) و پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان (ERQ) را تکمیل کردند. نتایج پژوهش نشان داد که شدت هیجان منفی و سیستم انگیزش ایمنی رابطه مثبت معنادار دارند. هم چنین، از بین راهبردهای تنظیم هیجان تنها مولفه کنترل توجه از راهبرد توجه کردن و راهبرد اجازه دادن با برانگیختگی اضطرابی رابطه منفی داشتند. در این پژوهش، نقش واسط ه ای آگاهی بدنی از راهبرد توجه کردن و ارزیابی مجدد در رابطه بین شدت هیجان منفی و سیستم انگیزشی ایمنی با نشانه های اضطرابی تایید نشد، درحالی که سایر راهبردهای تنظیم هیجان، نقش واسطه ای معنادار داشتند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که راهبردهای توجه کردن، اجازه دادن و فاصله گرفتن در تشکیل نشانه های اضطرابی تاثیرگذار هستند. بنابراین، توجه به این راهبردهای تنظیم هیجان می تواند به شناخت بهتر نشانه های اضطرابی و درمان کارآمدتر منجر شود.
۱۳.

مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان بیماران مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی همایند: کارآزمایی بالینی تصادفی

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف : هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی همزمان بود. روش : در پژوهش حاضر 45 فرد مبتلا به حداقل یک تشخیص اصلی و یک تشخیص همراه در حوزه اختلال های اضطرابی و افسردگی به طور تصادفی در سه گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، درمان فراتشخیصی یکپارچه و گروه لیست انتظار جایگزین شدند و دو گروه درمانی، درمان های متناظر را دریافت کردند. برای گردآوری داده ها، آزمودنی ها پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم ( BDI-II )، پرسشنامه اضطراب بک ( BAI )، مقیاس عاطفه مثبت و منفی ( PANAS )، مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری ( WSAS ) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مختلط، آزمون تعقیبی اثرات ساده و آزمون معناداری بالینی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که هر دو درمان در مقایسه با گروه لیست انتظار، موفق به کاهش علایم افراد مبتلا به اختلال های همایند اضطرابی و افسردگی شدند (001/0 p< ). البته درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در بهبود اضطراب، عملکرد عمومی و عاطفه منفی نسبت به درمان فراتشخیصی یکپارچه از اثربخشی بهتری برخوردار بوده است (05/0 p< )، ولی در کاهش افسردگی تفاوت معنی داری با هم نداشتند (05/0 p> ). همچنین درمان فراتشخیصی یکپارچه در افزایش عاطفه مثبت عملکرد بهتری داشته است (05/0 p< ). بررسی ملاک های معناداری بالینی نیز نشان داد که گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مورد اختلال های اصلی و همراه، در پایان دوره پیگیری، به ترتیب 29 و 23 درصد بیشتر از گروه فراتشخیصی یکپارچه به وضعیت عملکرد طبیعی دست یافتند. نتیجه گیری : درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مقایسه با درمان فراتشخیصی یکپارچه در بهبود علایم افراد مبتلا به اختلال های همایند اضطرابی و افسردگی از اثربخشی بیشتری برخوردار بود.
۱۴.

نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی در رابطه بین نوروزگرایی با همبودی اضطراب و افسردگی

تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی در رابطه بین روان رنجور خویی با همبودی اضطراب و افسردگی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری زنان و مردان ساکن در مناطق مختلف شهر تهران به تعداد تقریبی پنج میلیون نفر بود. تعداد 358 داوطلب شامل 178 مرد و 180 زن از جمعیت عمومی شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند و نسخه کوتاه مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کرا (1992)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت- هاوتون (2003)، مقیاس حساسیت اضطرابی (ریس، پترسون، گورسکای، مک نالی، 1986) و مقیاس افسردگی اضطراب استرس لاویباند و لاویباند (1995) را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که روان رنجور خویی، باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی با اضطراب و افسردگی رابطه مثبت دارد. نتایج تحلیل مسیر نیز نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی را در رابطه بین روان رنجور خویی با همبودی اضطراب و افسردگی نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت اختلال های اضطرابی و افسردگی چندعاملی هستند و افزون بر این در شکل گیری، تداوم و درمان اختلال های اضطرابی و افسردگی، همزمان با روان رنجور خویی، باید به نقش باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی توجه کرد.
۱۵.

اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر شادکامی و بهزیستی روانشناختی افراد دارای نشانه های افسردگی: مطالعه تک آزمودنی با چند خط پایه

کلید واژه ها: بهزیستی روانشناختی مداخله های مثبت گرا علایم و نشانه های افسردگی طرح تک آزمودنی چند خط پایه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان رضایت از زندگی
  4. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی مثبت گرا
تعداد بازدید : ۲۵۰۷ تعداد دانلود : ۱۷۷۷
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی کارآمدی روان درمانی مثبت گرا برای افزایش بهزیستی روانشناختی در افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی در فرهنگ ایرانی است. بدین منظور از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره پیگیری استفاده شد. برای انجام این پژوهش ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند و ملاک های ورود و خروج در پژوهش حاضر را دارا بودند و برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی کردند، 3 نفر به شیوه نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. برای هر کدام از شرکت کنندگان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته مرحله خط پایه در نظر گرفته شد. درمان به صورت انفرادی بر اساس دستورالعمل سلیگمن و همکاران (2006) در 6 جلسه توسط پژوهشگر انجام گرفت. ارزیابی ها با استفاده از پرسش نامه افسردگی بکویرایش دوم(بک و دیگران، 1996) پرسشنامه شادکامی آکسفورد(آرگایل و دیگران، 1995)، آزمونجهت گیری های شادکامی (پترسون و دیگران، 2005)، مقیاس رضایت از زندگی (دینر و دیگران، 1985) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (ریف، 1995) در مرحله خط پایه، جلسات درمان و دو ماه بعد از پایان درمان (پیگیری) انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع درمان روند کاهشی معناداری را در طراز نمرات افسردگی نشان می دهند (71 درصد). همچنین هر سه مراجع روند افزایشی معناداری را در طراز نمرات بهزیستی روانشناختی (21 درصد)، شادکامی (46 درصد) و رضایت از زندگی (61 درصد) نشان می دهند. این نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. بر این اساس، به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرا یک درمان کوتاه مدّت مؤثر برای کاهش علایم و نشانه های افسردگی و افزایش بهزیستی روانشناختی در فرهنگ ایرانی است.
۱۶.

نقش عوامل شناختی، رفتاری، هیجانی و فراشناختی در پیش بینی افکار تکرارشونده منفی: یک رویکرد فراتشخیصی

تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کنندگی بی نظمی هیجانی، باورهای فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی و اجتناب تجربه گرایانه در افکار تکرارشونده منفی بود. روش: در پژوهش همبستگی حاضر 510 دانشجوی دانشگاه تهران به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی (RNTQ)، مقیاس مشکل در تنظیم هیجانی (DERS)، پرسشنامه فراشناختی (MCQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسشنامه اجتناب تجربه گرایانه چندبعدی (MEAQ) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: تمام متغیرهای پژوهش به طور معنی داری با افکار تکرارشونده رابطه داشتند (001/0p<). تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد مدل پیش بینی افکار تکرارشونده منفی به ترتیب شامل بی نظمی هیجانی، اجتناب تجربه گرایانه، باورهای فراشناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی بود. این متغیرها به طور کلی قادر به پیش بینی حدود 78 درصد واریانس افکار تکرارشونده منفی بودند. نتیجه گیری: افکار تکرارشونده منفی یک سازه فراتشخیصی چندبعدی است که سازوکارهای شناختی، رفتاری، هیجانی و فراشناختی دارد.
۱۷.

نشخوار ذهنی و اجتناب شناختی- رفتاری در افراد مبتلا به اختلال افسردگی و اختلال اضطراب اجتماعی: مقایسه دو دیدگاه طبقه ای و طیفی

تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی دو مؤلفه نشخوار ذهنی و اجتناب در افراد سالم و مبتلا به اختلال های افسردگی و اضطراب اجتماعی بود. روش: 30 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی، 30 بیمار مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و 120 فرد غیربیمار به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب بک (BAI)، ویرایش دوم پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، پرسشنامه سبک های پاسخ (RSQ)، مقیاس اجتناب شناختی- رفتاری (CBAS) و پرسشنامه پردازش پس رویدادی (PEPQ) به کار رفت. برای تحلیل داده ها افزون بر روش های توصیفی، از تحلیل تابع تمایزی برای آشکارسازی تفاوت های عمده میان گرو ه ها استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد میان افراد افسرده و افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در متغیرهای اجتناب شناختی غیراجتماعی (001/0 > p ) ، اجتناب رفتاری غیراجتماعی (001/0 > p ) و نشخوار ذهنی (001/0 > p ) تفاوت وجود داشت و از نظر متغیرهای پردازش پس رویدادی، اجتناب اجتماعی و پرت کردن حواس میان دو گروه تفاوتی وجود نداشت. متغیرهای اجتناب شناختی غیراجتماعی و نشخوار ذهنی بهترین متغیرهای پیش بینی کننده بودند که توانستند گروه افراد مبتلا به افسردگی را از گروه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی متمایز کنند. نتیجه گیری : پژوهش حاضر مقداری همپوشانی در آسیب پذیری شناختی در دو اختلال افسردگی و اضطراب اجتماعی نشان داد. به نظر می رسد نشخوار ذهنی، پردازش پس رویدادی و اجتناب در طول یک پیوستار از هنجار تا نابهنجار قرار دارند. با این وجود نشخوار ذهنی و اجتناب شناختی غیراجتماعی، مؤلفه های خاص افسردگی بودند. این پژوهش در تأیید هر دو دیدگاه طبقه ای و طیفی شواهدی فراهم آورد.
۱۸.

تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر استرس شغلی و فرسودگی شغلی

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر استرس شغلی و فرسودگی شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر بود. روش: تعداد 96 نفر از کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر به صورت نمونه گیری در دسترس برای شرکت در پژوهش نام نویسی کردند و به طور تصادفی، به سه گروه آزمایش، گفت وگو و شاهد اختصاص یافتند. گروه آزمایش در چهار جلسه 5/1 ساعته آموزش گروهی مبتنی بر ACT، با استفاده از الگوی باند و هیس، شرکت کرد. در گروه گفت وگو، آزمودنی ها در چهار جلسه 5/1 ساعته درباره تغذیه و ورزش (نامربوط به موضوع اصلی مورد پژوهش) آموزش دیدند. گروه سوم هیچ آموزشی ندید. سه ماه پس از آموزش اصلی، در مرحله پی گیری گروه های آزمایش و گفت وگو دو جلسه 5/1 ساعته را گذراندند. در این جلسه ها نیز همان مطالب قبلی مرور و تمرین شد. آزمودنی ها پیش و پس از مداخله ها و در مرحله پی گیری به پرسش نامه های استرس شغلی اسیپو (OOSI) و فرسودگی شغلی ماسلاخ و جکسون (MJJBI) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها: آموزش گروهی مبتنی بر ACT، افزون بر کاهش نمره کلی استرس شغلی (001/0p<)، به کاهش برخی از مؤلفه های استرس شغلی، شامل اضافه بار نقش (05/0p<)، ابهام نقش (001/0p<)، مرز نقش (01/0p<) و مسئولیت (001/0p<)، منجر شد. هم چنین، آموزش مبتنی بر ACT مؤلفه احساس کاهش دستاورد شخصی را کاهش داد (05/0p<). نتیجه گیری: آموزش گروهی مبتنی بر ACT به کاهش استرس شغلی منجر می شود، اما بر فرسودگی شغلی اثر قابل توجهی ندارد.
۱۹.

اثربخشی درمان فراشناختی در بیماران اختلال تنیدگی پس از سانحه: مورد پژوهی سه بیمار

کلید واژه ها: افسردگی اضطراب درمان فراشناختی مدل فراشناختی اختلال تنیدگی پس از سانحه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۲ تعداد دانلود : ۵۸۶
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر کاهش علائم افسردگی و اضطراب در بیماران دارای اختلال تنیدگی پس از سانحه، با استفاده از طرح مطالعه موردی است. روش: در یک بررسی تک موردی آزمایشی از نوع خط پایه چندگانه فرایند درمان بر روی سه آزمودنی انجام شد. سه بیمار سرپایی مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه، پیش از درمان، حین درمان و پس از درمان با استفاده از مقیاس تأثیر رویداد- ویرایش شده، پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم، پرسشنامه اضطراب بک و مقیاس واحدهای ذهنی ناراحتی ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که این درمان به کاهش نشانه های اختلال، کاهش اضطراب و افسردگی، ناراحتی کلی منجر شد. رویکرد درمانی مبتنی بر مدل فراشناختی در درمان اختلال تنیدگی پس از سانحه مؤثر است. نتیجه گیری: نتایج بررسی این سه آزمودنی، حاکی از اثربخشی بالینی درمان فراشناختی در فرهنگی متفاوت از فرهنگ اولیه سازنده این پروتکل درمانی بود. هر چند که این مطالعه فاقد گروه کنترل بود، اما یافته های پژوهش حاضر دلالت بر تعمیم پذیری بالای یافته های مربوط به فراشناخت است. در نهایت، می توان گفت که این روش درمانی، رضایت بخش بوده و برای بررسی بیشتر اثربخشی آن، مطالعات ارزیابی کنترل شده ای در جهت رسیدن به یک نتیجه قطعی لازم است.
۲۰.

اثربخشی مداخله ی شناختی رفتاری گروهی کوتاه مدت بر افسردگی، اضطراب و تنش بیماران کرونری قلب مزمن: یک آزمایه ی کنترل شده ی تصادفی

کلید واژه ها: افسردگی اضطراب مداخله تنش بیماری کرونری قلب شناختی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
تعداد بازدید : ۹۳۷ تعداد دانلود : ۴۵۷
مقدمه: هدف از مطالعه­ی حاضر تعیین اثربخشی مداخله­ی شناختی­رفتاری گروهی کوتاه­مدت برای بیماری کرونری قلب (CBGI-CHD) بر تنش، افسردگی واضطراب بیماران مبتلا می­باشد. روش­کار: با استفاده از طرح پیش­آزمون و پس­آزمون با گروه شاهد، بیماران کرونری قلب مزمن به طور تصادفی به یک برنامه­ی مداخله­ی 12 هفته­ای (جلسات 5/2 ساعته) شناختی­رفتاری گروهی (24 نفر) و یا به گروه شاهد (20 نفر) که تنها مراقبت معمول را دریافت می­کردند، وارد شدند. بیماران گروه آزمون به مدت 3 ماه (از اول خرداد تا پایان مرداد 89) تحت برنامه­ی CBGI-CHD در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد قرار گرفتند. نشانه­های افسردگی، اضطراب و تنش بیماران، توسط نسخه­ی­های فارسی پرسش­نامه­های افسردگی بک 2، اضطراب زونگ و خرده مقیاس تنش از مقیاس­های افسردگی، اضطراب و تنش (42-DASS) قبل از مداخله (پیش­آزمون) و بلافاصله بعد از مداخله (پس­آزمون) مورد اندازه­گیری قرار گرفت. یافته­ها: تحلیل کوواریانس نشان داد که گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد، کاهش معنی­داری در تنش در پس­آزمون داشت (05/0P<). اگر چه مداخله، منجر به کاهش افسردگی و اضطراب در بیماران گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد در پس­آزمون شد اما این کاهش، معنی­دار نبود (05/0P<). نتیجه­گیری: برنامهCHD-CBGI می­تواند منجر به کاهش تنش بیماران قلبی شود. اما در خصوص کاهش افسردگی و اضطراب، نیاز به بازبینی در محتوای مداخله و افزایش جلسات درمان افسردگی و اضطراب دارد. تحقیقات بعدی با دوره­های طولانی­مدت پی­گیری به منظور حصول اطمینان از تداوم اثربخشی پیشنهاد می­گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان