مسعود احمدزاد اصل

مسعود احمدزاد اصل

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

ارتباط سلامت معنوی با بار مراقبت در مراقبین غیررسمی سالمندان مبتلا به دمانس

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
اهداف: دمانس بیماری شایعی در سالمندان است که بار مراقبت زیادی به اعضای خانواده تحمیل می کند. عوامل زیادی می توانند با این بار در ارتباط باشند و یکی از این عوامل سلامت معنوی مراقبین است. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سلامت معنوی با بار مراقبت در بین مراقبین غیررسمی سالمندان مبتلا به دمانس طراحی و اجرا شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر که از نوع همبستگی است، بر روی 60 نفر از مراقبین سالمند مبتلا به بیماری دمانس مراجعه کننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) و کلینیک مغز و شناخت در شهر تهران و در سال 1397 انجام شد. نمونه ها به روش نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب شدند. دو پرسش نامه روا و پایاشده بار مراقبت در بین بیماران دمانس و سلامت معنوی و یک چک لیست مشخصات جمعیت شناختی جهت بررسی اهداف پژوهش استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS با سطح خطای نوع اول 0/05 انجام گرفت. یافته ها: 75 درصد نمونه موردبررسی (مراقبین) زن و مابقی مرد بودند. میانگین سن در کل نمونه 47 سال بود. حدود 16/7 درصد مراقبین دارای بار مراقبت پایین، 35 درصد دارای بار مراقبت متوسط رو به بالا، 25 درصد دارای بار مراقبت متوسط و 23/3 درصد دارای بار مراقبت بالا بودند. 1/7 درصد مراقبین دارای سلامت معنوی پایین، 66/7 درصد دارای سلامت معنوی متوسط و 31/7 درصد نیز دارای سلامت معنوی بالا بودند. بر اساس تحلیل دومتغیره، بین بار مراقبت از بیمار با بُعد مذهبی رابطه منفی و غیر معنادار (0/089=P=0/505 ، r) و با بُعد وجودی رابطه آماری منفی و معناداری (0/298=P=0/023، r) وجود داشت. با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه (با ورود برخی مشخصه های جمعیت ناختی به عنوان متغیرهای کووریت و دو بعد مذهبی و وجودی سلامت معنی) فقط بُعد وجودی در مدل باقی ماند (0/298=P=0/023، β) که حدود 9 درصد از تغییرات بار مراقبت را تبیین کرد. نتیجه گیری: سلامت معنوی به عنوان محور و مرکز اصلی سایر ابعاد سلامت نقش مؤثر بر بهبود سلامت کلی مراقبین ایفا می کند. بنابراین، سلامت معنوی علاوه بر اینکه یکی از تعیین کننده های مؤثر بر بار مراقبت است، به عنوان عاملی در تقویت سایر ابعاد سلامت نیز عمل می کند. درمجموع مراقبت تجربه ای سخت و پرتنش است و اطلاع از مضامین مثبت مثل معنویت به درمانگران کمک می کند که راهکارهایی به مراقبین جهت کاهش استرس و بار مراقبت ارائه دهند.
۲.

بازنگری برنامه ادغام سلامت روان در مراقبت های بهداشتی اولیه و برنامه پزشک خانواده

تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۳۲۷
هدف : سلامت روان در ایران فراز و نشیب های زیادی را گذرانده است. ادغام بهداشت روان در مراقبت های بهداشتی اولیه با ایجاد دسترسی بخصوص در روستاها، نتایج قابل توجهی داشته است. با گذشت نزدیک به سه دهه از اجرای برنامه ادغام ، با توجه به تغییرات جمعیتی، نیازها و اولویت ها تغییر کرده است و در ارزشیابی های انجام شده، بازنگری آن ضروری بیان شده است. با توجه به اجرا و گسترش برنامه پزشک خانواده، و به منظور بهبود خدمات اولیه سلامت روان در چارچوب آن، بازنگری برنامه جاری مد نظر قرار گرفت. این مقاله به معرفی اهداف و راهبردها و اقدامات لازم تنظیم شده در این بازنگری می پردازد. روش : در طرح «بازنگری برنامه ادغام سلامت روان در مراقبت های بهداشتی اولیه و برنامه پزشک خانواده» ترکیبی از مطالعات مروری و روش های کیفی استفاده شد و منابع، تجارب و اسناد معتبر در دنیا و کشور مرور شد. از بحث گروهی و پانل خبرگان و روش دلفی برای تعیین نارسایی ها، اهداف و راهکارها و رسیدن به اجماع استفاده شد. یافته ها : ارزش های مورد نظر برنامه در چند محور و با تعیین اهداف کلی شکل گرفت و برای دستیابی به این اهداف راهکارهایی در حیطه های مختلف شامل: ارایه خدمت، آموزش، نظام اطلاعات و ارزشیابی، جلب مشارکت، تدارک داروهای اساسی، بهبود کیفیت و مسائل مالی و اداری طراحی شد و برای هر راهکار، اهداف و اقدامات لازم مشخص گردید. نتیجه گیری : در ارایه خدمات، علاوه بر افزایش پوشش، خدمات باید بیشتر جامعه نگر شوند و خدمات روانشناختی و ارتقای سلامت روان با دستورالعمل های مشخص در نظام ارایه خدمات استقرار یابند و به تمرکز برنامه باید از گسترش پوشش خدمات به سمت ارتقاء سوق پیدا کند. تقویت نظام جمع آوری اطلاعات با هدف تحقیقات کاربردی، و ایجاد نظامی برای حمایت از بیماران دچار اختلال های مزمن شدید و مراقبان آن ها، باید مد نظر قرار گیرد و تأمین نیروی انسانی توانمند و مشارکت سازمان ها، ارایه دهندگان خدمات و دریافت کنندگان آن مورد توجه قرار گیرد و شاخص رضایت دریافت کنندگان خدمات برای بهبود کیفیت به کار گرفته شود. اجرای راهکارها و مداخلات سلامت روان با حفظ نقاط قوت برنامه های قبلی در بستر برنامه پزشک خانواده و در هر بستر دیگر، برای ارایه مراقبت های بهداشت روان، با تغییرات جزیی قابل اجرا است که وجود اراده لازم در تصمیم گیرندگان و جدیت و ثبات در تامین منابع لازم برای اجرای برنامه لازمه آن است.
۳.

مقایسه شیوه های دلبستگی در افراد مبتلا و غیرمبتلا به چاقی

تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۳۳۳
هدف : هدف از این مطالعه، بررسی سبک دلبستگی در مبتلایان به چاقی و مقایسه آن با افراد دارای وزن طبیعی بود. روش : در این مطالعه، 159 فرد مبتلا به چاقی مراجعه کننده به مراکز کنترل و درمان چاقی، با 183 فرد غیرچاق از نظر سبک دلبستگی مقایسه شدند. سبک دلبستگی به وسیله پرسشنامه هازن و شیور و شاخص توده بدنی و متغیرهای جمعیت شناختی با گزارش خود افراد به دست آمد. یافته ها : در مجموع، 342 نفر، با میانگین سن 8/34 سال (انحراف معیار 6/0)، شامل 82 درصد زن، بررسی شدند. فراوانی سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی در این افراد، به ترتیب، 66، 17 و 15 درصد بود. توزیع فراوانی انواع سبک های دلبستگی در افراد چاق و دارای وزن طبیعی تفاوت آماری معنی داری نداشت (05/0< p )، اما سبک دلبستگی ایمن با همبودهای طبی ارتباط ضعیف تری داشت (01/0> p ). در تحلیل رگرسیون عوامل تعیین کننده شاخص توده بدنی، تنها عوامل مرتبط با شاخص توده بدنی بیشتر، سن بالاتر (05/0> p )، تحصیلات زیردیپلم (05/0> p )، مصرف دارو (05/0> p ) و خانه دار بودن (05/0> p ) بود. نتیجه گیری : ارتباط همبودهای طبی با سبک دلبستگی ناایمن در راستای مطالعاتی است که بسیاری از بیماری های روان تنی را به سبک دلبستگی ناایمن مرتبط می دانند. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
۴.

طراحی و ارزیابی پرسش نامه سنجش آگاهی و نگرش نسبت به خشونت خانگی علیه زنان

تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۳۱۰
هدف : هدف پژوهش حاضر طراحی و ارزیابی پرسش نامه سنجش میزان آگاهی و نگرش نسبت به خشونت خانگی علیه زنان بود. روش: این پژوهش در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول مؤلفه های پرسش نامه با استفاده از نظرات صاحب نظران طراحی و روایی آن با اخذ نظرات 10 نفر صاحب نظر تأیید شد. سپس با اجرای آزمایشی آن بر روی 30 نفر از زنان متأهل منطقه 9 تهران، میزان پایایی با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ تعیین شد. در مرحله دوم با اجرای پرسش نامه نهایی بر روی 615 زن متأهل ساکن مناطق 22 گانه تهران ( 15 نفر در هر خوشه در 42 محله در 22 منطقه تهران)، اطلاعات جمع آوری و سپس با استفاده از تحلیل عامل و محاسبه شاخص های آماری، مؤلفه های پرسش نامه شناسایی شد. یافته ها : میانگین سن (±خطای معیار) افراد مورد بررسی (9/0±)6/42 سال و میانگین مدت زمان ازدواج آنها (8/0±)22 سال بود. 3/42% آنها دیپلم و 4/22% بالاتر از دیپلم، شغل 4/82% خانه دار و 1/96% در ازدواج اول خود بودند. در حوزه آگاهی 5 عامل مرتبط با خشونت به دست آمد و میانگین نمرات به دست آمده در زنان مورد مطالعه معادل 51% آگاهی صحیح بود. بیشترین آگاهی صحیح مربوط به پیامدها و قابل پیشگیری بودن و کمترین میزان آگاهی صحیح در درجه اول مربوط به اپیدمیولوژی و عوامل مرتبط، سپس اثرات بر فرزندان به خصوص فرزند دختر بود. میزان پایایی پرسش نامه در قسمت آگاهی 769/0، و در قسمت نگرش 64/0 بود. نتیجه گیری : ابزار طراحی شده قابلیت استفاده با روایی و پایایی مناسب در زنان ایرانی دارد. حوزه های مختلف آگاهی به خصوص اثرات خشونت بر فرزند دختر نیاز به توجه برای انجام مداخلات مناسب دارد.
۵.

عوامل خطر و محافظت کننده خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی: مرور نظام مند و فراتحلیل

تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۶
هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی و طبقه بندی عوامل تأثیرگذار بر بروز خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی در قالب یک مرور نظام مند بود. روش : جست وجوی الکترونیک در پایگاه های اطلاعاتی و مجموعه مجله های PubMed ، EMBASE ، Web of Knowledge (ISI) ، PsycInfo ، Index Medicus for the Eastern Mediterranean Region (IMEMR) ، Ovid ، Global Health ، IranMedex ، SID و IranDoc و کتابخانه Cochrane و تمامی پایگاه های Science Direct ، Elsevier ، Proquest و Magiran از تاریخ 1949 میلادی تا تاریخ 30 دسامبر 2011، بدون اعمال محدودیت زبان و جست وجوی دستی با استفاده از فهرست منابع پژوهش های انتخاب شده و مستندات طرح «تدوین سند ملی مقابله با خشونت خانگی» انجام شد. معیارهای ورود بررسی ها به پژوهش حاضر عبارت بود از: 1- پژوهش کمّی باشد؛ 2- جامعه پژوهش زنان غیرباردار با دست کم یک بار تجربه زندگی مشترک باشد؛ 3- پژوهش در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی انجام شده باشد؛ 4- به عوامل خطر/ تعیین کننده/ پیش بینی کننده/ تأثیرگذار در بروز خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان در یکی از سه حوزه افراد خشونت دیده (زنان)، افراد خشونت گر و جامعه پرداخته باشد؛ 5- هر سه معیار 3-1 و دست کم دو مورد از معیار های 10- 4 از معیارهای فهرست ارزیابی نقادانه ( CACL ) را دارا باشد. ارزیابی نقادانه با استفاده از فرم از پیش طراحی شده، به وسیله دو نفر به صورت جداگانه انجام شد. با استفاده از نرم افزار استاتا، ناهمگونی میان پژوهش ها با آزمون Q کوکران بررسی شد و با توجه به نتیجه آن از مدل تصادفی برای استخراج نسبت شانس مشترک استفاده شد. وجود سوگیری انتشار با آزمون همبستگی رتبه بگ و روش رگرسیون اِگر ارزیابی شد. برای نمایش گرافیکی داده ها نیز از نمودارهای انباشت و قیفی استفاده شد. یافته ها : بر پایه فراتحلیل، برخورداری زنان از تحصیلات دانشگاهی، عامل محافظت کننده و اشتغال نداشتن زنان به کار درآمدزا، عامل خطر برای قرارگرفتن در معرض خشونت فیزیکی بود. نتیجه گیری : عوامل بسیاری در سه سطح فرد خشونت دیده، عامل خشونت گر و ویژگی های خانوادگی/ اجتماعی در بروز خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان کشورهای حوزه مدیترانه شرقی نقش دارند که شباهت های قابل توجهی با عوامل شناخته شده در سایر کشورها دارند.
۷.

طراحی سامانه ثبت خودکشی در کشور

تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۴
هدف : هدف پژوهش حاضر طراحی سامانه ثبت خودکشی در ایران با قابلیت طراحی مسیرهای شناسایی، ثبت، گزارش دهی و پیگیری موارد اقدام به خودکشی و مرگ ناشی از خودکشی بود. روش : با انجام بررسی های کتاب خانه ای و بررسی سامانه های ثبت خودکشی در سایر کشورها (دانمارک، هند و WHO )، راه های بالقوه شناسایی موارد خودکشی در کشور شناسایی، مسیرهای ثبت داده ها و گزارش دهی موارد خودکشی طراحی و با به کارگیری بحث گروهی نهایی شد. یافته ها : با به کارگیری داده های به دست آمده، فرم های ثبت موارد خودکشی طراحی شد. در این سامانه: 1- شبکه بهداشت و درمان جایگاه مناسب برای گردآوری داده های مربوط به خودکشی درنظر گرفته شد، 2- موارد خودکشی منجر به مرگ و موارد اقدام به خودکشی به طور کامل ثبت می شود، 3- داده ها در فرم های کلی ماهانه از سطح مراکز درمانی و سایر مراکز مشارکت کننده گردآوری می شود، 4- در مرکز ثبت موارد خودکشی در شبکه بهداشت و درمان، داده ها ماهانه به وسیله مسئول بهداشت روان وارد شبکه نرم افزاری می شود، 5- این سامانه نخست در دو دانشگاه پیش اجرا خواهد شد، 6- آموزش گروه های هدف (مدیران مراکز و پرسنل) در مراحل نخست اجرای طرح بااهمیت است. نتیجه گیری : راه اندازی سامانه ثبت رفتارهای خودکشی در کشور گام اساسی نخستین در برنامه های کنترل و پیش گیری از خودکشی در کشور خواهد بود.
۸.

گزارش بازدید از یک خانه اسکان حمایتی بیماران روانی (اسفند 1388)

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
خدمات حمایتی نمونه نوعی مداخله بهبودی محور 1 است که هدف آن، قرار دادن بیمار در محیطی رقابتی (مانند شغل، آموزش یا اسکان) و دلخواه بیمار است تا در صورت لزوم خدماتی برای افزایش موفقیت او ارایه شود. این برنامه نقطه مقابل خدماتی است که بیمار را در کارهای غیررقابتی به کار می گمارد و یا در برنامه ها و محیط های مخصوص بیماران روانی قرار می دهد، محیط هایی که پیشرفت چندانی دربر نداشته، رضایت مندی کمتری به همراه دارد. در مداخله های بهبودی محور افزون بر اشتغال، آموزش و اسکان، اجتماعی کردن حمایتی 2 نیز مورد توجه قرار گرفته است (کاپلاویز 3 ، لیبرمن 4 و سیلورستین 5 ، 2009) . هر انسانی به محلی برای زندگی نیاز دارد (شپرد 6 و مورای 7 ، 2001). اسکان ایمن و قابل قبول یک جز اساسی در مجموعه خدمات پیچیده و پایه ای لازم برای نگهداری بیماران مبتلا به بیماری شدید و ناتوان کننده روانی در جامعه است (کاپلاویز و همکاران، 2009)، این امر کانون تلاش سیستم های مراقبت جامعه محور است (شپرد و مورای، 2001) که بدون آن درمان ها به شکست خواهد انجامید (کاپلاویز و همکاران، 2009). نکته درخور توجه و تعجب برانگیز این است که خدمات بهداشت روان و نیز متخصصان بهداشت روان علاقه کمی به موضوع اسکان نشان داده اند (شپرد و مورای، 2001). موانعی که بیماران روانی را از داشتن سرپناه های ایمن و رضایت بخش بازمی دارد، عبارتند از: نارسایی در مهارت های زندگی مستقل و اجتماعی، نشانه های شدید و اختلال های شناختی، عوامل اجتماعی مانند انگ، فقر، تبعیض و نیز نارسایی های سامانه خدماتی. پیامدهای این بی توجهی مواردی مانند استفاده نامناسب از خدمات بیمارستان های عمومی و روان پزشکی، ایجاد بار برای خانواده و درگیری بیشتر بیماران با سامانه قانونی و کیفری است (کاپلاویز و همکاران، 2009). یکی از اصلی ترین نیازهای بیماران مبتلا به اختلال های شدید روان پزشکی، کمک به آن ها برای بازگشت از بیمارستان به خانه است. ترخیص از بیمارستان یا اماکن اقامتی بازتوانی درصورتی که به خوبی انجام نشود، می تواند بر کل زندگی آینده بیماران تأثیر منفی بگذارد (سالتر 8 و ترنر 9 ، 2008). در این مورد کارهای گوناگونی انجام شده است؛ در ابتدا تلاش شد تا با به کارگیری محیط های زندگی انتقالی، بیماران از محیط های با نظارت زیاد به محیط های با نظارت کم منتقل شوند. مشکل محیط های انتقالی این بود که به گونه ای برنامه ریزی شده بودند که منجر به اقامت به مدت ثابت در هر مرحله از مراحل اسکان می شد و بیماران بیشتر برپایه نیازهای سامانه از مرحله ای به مرحله دیگر انتقال می یافتند، نه برپایه نیاز های متغیر خودشان و تغییرهای به وجودآمده در توانایی های شخصی شان. چیزی که در این سامانه وجود نداشت، توجه به تمایل شخصی بیمار برای اسکان بود، سامانه ای که به صورت فعال خواسته های بیماران را مدنظر قرار دهد و مهارت های مورد نیاز برای یافتن اسکان مستقل را به آنان بیاموزد. یکی از پیشرفت های سال های اخیر، تأکید بر اسکان حمایتی است (کارلینگ 1 ، 1993)، که در آن میزان حمایت انجام شده برپایه نیازهای بیماران است. موضوع اصلی در مراقبت اقامتی، حرکت از مراقبت بیمارستانی تک مراقبی 2 به سوی ارایه دهندگان گوناگون انتفاعی و غیرانتفاعی در جامعه بود. در سال 1955 بیش از 155000 تخت بیمارستانی طولانی مدت در انگلیس و ولز وجود داشت که تا سال 1988 به 36000 مورد کاهش یافت. در این سال ها به تدریج نقش بخش خصوصی و عمومی و داوطلبان در ارایه خدمات اقامت به افراد زیر 65 سال (غیر از مراکز نگهداری سالمندان) افزایش یافت (شپرد و مورای، 2001). در سال های اخیر مشارکت سامانه بهداشت روان و نهادهای اسکان عمومی بیشتر شده است، برای نمونه نهادهای ارایه دهنده درمان های جرأت مدار اجتماعی 3 به صورت تزایدی یک جزء اقامتی را به عنوان جایگزین بستری در بیمارستان، در برنامه های خود گنجانده اند. در برخی نواحی ایالات متحده آمریکا مشارکت میان ارایه دهندگان خدمات اسکان و مراکز خدمات بهداشت روان دانشگاهی، به تربیت و آموزش نیروهای اسکان در مورد روش های مؤثر آموزش مهارت ها و مقابله با رفتارها منجر شده است. هدف این طرح ها استمرار بیشتر خدمات و انجام مداخله های مؤثر برای بیماران، میان بیمارستان و جامعه محل زندگی بیماران است. در ایتالیا یافته های موفقی از تعاونی های انسان دوستانه 4 گزارش شده است که یک برنامه تلفیق محیط های اقامتی شبه خانواده با روش های بازتوانی روان پزشکی مبتنی بر شواهد است. در سال های اخیر اسکان حمایتی بیشتر به کار برده شده است. نکته مهم در کاربرد اسکان حمایتی، حرکت از محیط های اقامتی- درمانی دانشگاهی و محیط های تخصصی متمرکز بر درمان و بازتوانی به خانه ای ایمن، مطمئن و متعلق به خود فرد، به عنوان پایه ای ب
۹.

آگاهی و نگرش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز

تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۳۴
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان آگاهی و نگرش بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی ( GID ) مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز بود. روش : 58 بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی (41 تبدل خواه زن به مرد و 17 تبدل خواه مرد به زن) به روش نمونه گیری دردسترس به پرسش نامه تنظیم شده با توجه به پرسش نامه پیشنهادی مؤسسه سلامت خانواده پاسخ دادند. داده ها به کمک آزمون های پارامتریک و ناپارامتریک متناسب برای مقایسه گروه ها (پس از تعیین نوع توزیع با روش های آماری) تحلیل شدند. یافته ها : حدود 70% آزمودنی ها بر این باور بودند که ممکن است یک فرد به ظاهر سالم نیز به ویروس نقص ایمنی انسانی ( HIV ) آلوده باشد. تنها پنج نفر (6/8%) خود را در معرض خطر آلودگی با HIV می دانستند و در مورد راه های انتقال ایدز 70% بر این باور بودند که شانس انتقال ایدز در تماس جنسی مقعدی کمتر از آمیزش واژینال است. نتیجه گیری : آزمودنی ها در مورد عفونت های آمیزشی، از سطح آگاهی پایینی برخوردار بودند. بنابراین باید به تمامی مبتلایان به GID اطلاعات کافی در مورد ایدز و عفونت های آمیزشی ارایه شود.
۱۰.

پراکندگی جغرافیایی نیروی انسانی در سامانه ارایه خدمات سلامت روان در سال 1386

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۳۲۳
هدف : بررسی حاضر با هدف ارایه نقشه جغرافیایی و وضعیت پراکندگی شاخص های مربوط به پراکندگی نیروی انسانیِ سامانه ارایه خدمات روان در ایران، به تفکیک مناطق زیرپوشش دانشگاه های علوم پزشکی انجام شد. روش : این بررسی با به کارگیری داده های موجود از گزارش های سامانه سلامت روان در سال 1386 انجام شد. پس از تنظیم شاخص ها، داده ها به کمک نرم افزار Arc GIS 9.2 به صورت توصیفی و نمودار درون یاب نمایش داده شد. همچنین میزان هر یک از شاخص های بررسی شده، کمینه و بیشینه و انحراف معیار هر یک از شاخص ها در مناطق گوناگون گزارش شد. یافته ها : در سال 1386 میانگین کشوری هفت شاخص جمعیت زیرپوشش به کل جمعیت کشور، جمعیت زیرپوشش شهری به کل جمعیت شهری، جمعیت زیرپوشش روستایی به کل جمعیت روستایی، نسبت خانه های بهداشت زیرپوشش به کل خانه های بهداشت، نسبت مراکز بهداشتی- درمانی روستایی زیرپوشش به کل موارد موجود، نسبت مراکز بهداشتی- درمانی شهری زیرپوشش به کل موارد موجود و نسبت پایگاه های بهداشتی زیرپوشش به کل موارد موجود به ترتیب 8/54%، 9/36%، 2/96%، 5/97%، 1/97%، 4/50%، 4/41% بود. تعداد افراد ارایه دهنده خدمات بهداشت روان در کشور به تفکیک عبارت بود از: 29282 بهورز، 6529 کاردان بهداشت، 4595 پزشک عمومی دوره دیده، 61877 رابط بهداشت، 692 روان پزشک، 27 روان پزشک کودک، 126 دکتر روان شناس (56 نفر بالینی و 70 نفر دیگر شاخه ها)، 652 کارشناس ارشد روان شناسی (183 نفر بالینی و 469 نفر دیگر شاخه ها)، 651 مددکار اجتماعی و 214 روان پرستار. نتیجه گیری : پراکندگی تخصصی نیروی انسانی در سامانه سلامت روان کشور خوب است، ولی در پراکندگی نیروی انسانی متخصص نسبت به جمعیت زیرپوشش توازن وجود ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان