روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار)

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار)

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران سال 21 بهار 1394 شماره 1 (پیاپی 80)

مقالات

۱.

همسرآزاری، بررسی نظریه ها و مدل های مداخلاتی: ارائه مدل مداخلاتی مبتنی بر نظام مراقبت های اولیه بهداشتی در ایران

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
! هدف : خشونت خانگی پدیده ای شایع در جوامع و یک اولویت بهداشتی کشورهاست. عوامل متعددی، مانند عوامل زیست شناختی، ژنتیکی، روان شناختی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی در شکل گیری خشونت خانگی یا جلوگیری از بروز آن نقش دارند. بنابراین، در مداخلات پیشگیرانه و مراقبت مستمر و مؤثر بهتر است نظام مراقبتی یکپارچه ای به کار گرفته شود که بتواند همه عوامل مؤثر را پوشش دهد. در ایران نیز پژوهش هایی در مورد شیوع و چند مداخله با رویکردهای آموزشی انجام شده است. روش : با طراحی یک پژوهش پیشگیری از همسرآزاری در نظام مراقب های بهداشتی اولیه کوشش شد تا مدلی یکپارچه، مبتنی بر جامعه و بر مراقبت های بهداشتی اولیه ایران طراحی و اجرا شود. مدل حاصل از این پژوهش کاربردی در نوشته حاضر ارائه می شود. یافته ها : مدل «پیشگیری از همسرآزاری در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه» به گونه ای طراحی شده که قادر است در سطح جامعه روستایی و شهرهای کوچک، با کمک متون آموزشی، کارکنان مراقبت های بهداشتی اولیه، مانند بهورزان، کاردان ها و کارشناسان بهداشتی و پزشکان خانواده را به شکل کوتاه مدت آموزش دهد تا بتوانند به شناسایی موارد همسرآزاری، برقراری ارتباط، ثبت موارد و ارجاع قربانیان همسرآزاری جسمی بپردازند و با درمان مشاوره ای، حمایتی و دارویی به تسکین رنج هایشان کمک کنند. نتیجه گیری : این مدل توانست با آگاه سازی و حساس سازی کارکنان مراقبت های بهداشتی اولیه بر همه محدودیت ها و نارسایی هایی که در مطالعه رمزی و همکاران درباره بی میلی کارکنان در همکاری به برنامه پیشگیری از خشونت گزارش شده بود، غلبه کند و نشان دهد بخش پزشکی و مراقبت های بهداشتی اولیه منبع ارزشمندی در کمک به اجرای برنامه های پیشگیری از خشونت هستند. این مدل محدودیت هایی نیز دارد و پیشنهادهایی برای کمک به رفع محدودیت ها در سطح کشور و تبادل تجربه با کشورهای منطقه ارائه شده است. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:10.0pt font-family:"Times New Roman","serif"}
۲.

فراتحلیل اثربخشی روش تحلیل رفتار کاربردی (ABA) بر مشکلات کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در ایران، 92-1384

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل اثربخشی روش تحلیل رفتار کاربردی (ABA) بر مشکلات و دشواری های کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در ایران انجام شد. روش: در این فراتحلیل، از بین 142 پژوهش انجام شده در سال های 1384 تا 1392، هشت پژوهش که روش شناسی مناسبی داشتند، بررسی شدند. این هشت ﭘﮋوﻫﺶ جمعاً ﺑﺮ روی 200 شرکت کننده انجام شده بودند و به دلیل اینکه هر کدام از پژوهش ها روی چند مورد از مشکلات اوتیسم متمرکز بودند، 28 اﻧﺪازه اﺛﺮ به دست آمد. ابزار پژوهش سیاهه تحلیل محتوا (CAC)، از لحاظ روش شناختی، بود و با در دست داشتن آماره هایی، مانند t ، F و 2، شاخص اندازه اثر مربوط به r برآورد شد. یافته ها: اندازه اثر روش تحلیل رفتار کاربردی بر کاهش مشکلات کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم 82/0بود (001/0p<). بیشترین مقدار اندازه اثر (926/0r=) مربوط به پژوهش خرم آبادی و همکاران (متغیر مهارت های شناختی) و کمترین مقدار آن (151/0r=) مربوط به پژوهش مشهدی و همکاران (متغیر رشد اجتماعی) بود. نتیجه گیری: مقدار تأثیر روش تحلیل رفتار کاربردی بر کاهش مشکلات کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در ایران، مطابق جدول تفسیر اندازه اثر کوهن، بسیار بالاست. همچنین هنگامی که این روش در طولانی مدت و با شدت بیشتری اجرا شود، تأثیر بیشتری بر کاهش مشکلات این گروه از افراد دارد. بنابراین، از روش ABA می توان به عنوان درمانی مناسب برای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بهره گرفت.
۳.

اثربخشی حل مسأله هدایت شده نوجوان بر ولع، باورها و روش های مقابله ای نوجوانان سوء مصرف کننده مواد

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۲
هدف : پژوهش حاضر با هدف پاسخ گویی به این پرسش انجام شد که آیا مداخله حل مسأله هدایت شده، بر کاهش ولع مصرف، باورهای مربوط به مواد و سبک مقابله ای در نوجوانان سوء مصرف کننده مواد مؤثر است؟ روش : در یک طرح شبه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد، 30 نفر از نوجوانانی که به دلیل رفتار بزهکارانه، ساکن کانون اصلاح و تربیت تهران بودند، همتا شدند و هر جفت به طور تصادفی در یکی از گروه های آزمایش یا شاهد قرار گرفتند. تمام این نوجوانان در یک سال گذشته سابقه مصرف دست کم یک ماده را داشتند. برای ارزیابی این افراد از ابزارهای راهبرد های مقابله ای ( CS )، پرسشنامه باورهای مرتبط با مواد ( DBQ )، پرسشنامه ولع مصرف ( CAQ ) و تشخیص آزمایشگاهی استفاده شد. در گروه آزمایش، مداخله حل مسأله هدایت شده نوجوان، در 5 هفته پیاپی، هر هفته یک جلسه ارائه شد. در هر جلسه، 90 دقیقه به مداخله و 30 دقیقه به ارزیابی ها اختصاص داشت. سه هفته بعد از آخرین جلسه مداخله، دوباره برای هر دو گروه آزمایش و شاهد پس آزمون اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون معناداری بالینی شاخص تغییر پایا و تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها : در گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد، ولع مصرف و باورهای مربوط به مواد کاهش معنادار بالینی و سبک مقابله ای ابراز هیجانی کاهش معنادار آماری نشان داد. نتیجه گیری : مداخله حل مسأله هدایت شده نوجوان بر بهبود سبک های مقابله ای نوجوانان دچار سوء مصرف مواد مؤثر است. ابراز هیجانی نقش محوری در کاهش ولع مصرف و باورهای مصرف مواد دارد. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
۴.

مقایسه شیوه های دلبستگی در افراد مبتلا و غیرمبتلا به چاقی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۳
هدف : هدف از این مطالعه، بررسی سبک دلبستگی در مبتلایان به چاقی و مقایسه آن با افراد دارای وزن طبیعی بود. روش : در این مطالعه، 159 فرد مبتلا به چاقی مراجعه کننده به مراکز کنترل و درمان چاقی، با 183 فرد غیرچاق از نظر سبک دلبستگی مقایسه شدند. سبک دلبستگی به وسیله پرسشنامه هازن و شیور و شاخص توده بدنی و متغیرهای جمعیت شناختی با گزارش خود افراد به دست آمد. یافته ها : در مجموع، 342 نفر، با میانگین سن 8/34 سال (انحراف معیار 6/0)، شامل 82 درصد زن، بررسی شدند. فراوانی سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی در این افراد، به ترتیب، 66، 17 و 15 درصد بود. توزیع فراوانی انواع سبک های دلبستگی در افراد چاق و دارای وزن طبیعی تفاوت آماری معنی داری نداشت (05/0< p )، اما سبک دلبستگی ایمن با همبودهای طبی ارتباط ضعیف تری داشت (01/0> p ). در تحلیل رگرسیون عوامل تعیین کننده شاخص توده بدنی، تنها عوامل مرتبط با شاخص توده بدنی بیشتر، سن بالاتر (05/0> p )، تحصیلات زیردیپلم (05/0> p )، مصرف دارو (05/0> p ) و خانه دار بودن (05/0> p ) بود. نتیجه گیری : ارتباط همبودهای طبی با سبک دلبستگی ناایمن در راستای مطالعاتی است که بسیاری از بیماری های روان تنی را به سبک دلبستگی ناایمن مرتبط می دانند. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
۵.

تجربه والدین از کودکی فرزند دچار اختلال هویت جنسی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی تجربه والدین از دوران کودکی فرزند دچار اختلال هویت جنسی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بود. با روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند، با 10 نفر از والدین افراد دچار اختلال هویت جنسی ارجاع شده به انستیتو روانپزشکی تهران، در سال 1391، مصاحبه عمیق ساختارنیافته انجام شد. مصاحبه های ضبط شده پس از پیاده کردن و تایپ، با روش تحلیل محتوای استقرایی کدگذاری شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده در چهار طبقه اصلی، با عناوین «شباهت به جنس مخالف/ تفاوت با هم جنسان»، «مشکلات مدرسه»، «نحوه برخورد با واقعیت وجود مشکل هویت جنسی» و «احساسات والدین» قرار گرفتند. والدین، واقعیت وجود مشکل هویت جنسی را در دوران کودکی فرزندشان به شیوه های مختلف تجربه کرده بودند، اما برخورد با واقعیت دیده شده را به شیوه های مختلف و با توجیهات گوناگون، به گذر زمان سپرده و از راه حل هایی مانند به تعویق انداختن، جدی نگرفتن، توجه نکردن و وعده دادن، کمک گرفته بودند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر اولین مطالعه در کشور ما است که در آن صدای والدین مبتلایان به اختلال هویت جنسی شنیده شده است. با توجه به یافته های به دست آمده از مطالعه حاضر، لزوم طرح ریزی برنامه هایی چندبُعدی احساس می شود که در آنها از یک سو، به آموزش عموم مردم (از جمله والدین) و آموزش تخصصی اهل حرفه، جهت آشنایی با اختلال هویت جنسی پرداخته و از سوی دیگر، به مشارکت والدین افراد دچار اختلال هویت جنسی در فرایند تشخیص و درمان توجه شده باشد.
۶.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی (BDRS) در بیماران و جمعیت بهنجار ایرانی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
هدف : از آنجایی که افسردگی دوقطبی و تک قطبی هم از لحاظ زیستی و هم از نظر ظهور نشانه های بالینی متفاوتند، مقیاس های موجود اندازه گیری افسردگی برای سنجش افسردگی در اختلال دوقطبی مناسب نیستند. هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی ( BDRS ) بود. روش : شرکت کنندگان 368 نفر، شامل 120 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی در دوره افسردگی، 126 بیمار افسرده مبتلا به اختلال افسردگی عمده (تک قطبی)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 91-1390، و 122 فرد بهنجار، از همراهان بیماران و کارکنان مراکز نمونه گیری، بودند. مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی ( BDRS )، مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون ( HDRS )، ویراست دوم پرسشنامه افسردگی بک ( BDI-II ) و مقیاس درجه بندی مانیای یانگ ( YMRS ) برای گردآوری داده ها به کار رفتند و داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی و تحلیل تمایزات تحلیل شدند. یافته ها : مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی در جمعیت ایرانی همسانی درونی بالایی (81/0=&alpha) داشت و روایی آن از طریق همبستگی بالا با پرسشنامه افسردگی بک (61/0) و مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون (71/0) تأیید شد. خرده مقیاس آمیخته با مقیاس درجه بندی مانیای یانگ همبستگی 69/0 داشت. تحلیل عاملی سه عامل افسردگی روان شناختی، جسمانی و آمیخته را شناسایی کرد که برخی گویه های آن با نسخه اصلی متفاوت بود. مناسب ترین نقطه برش بالینی، نمره 18 با حساسیت 93 درصد و ویژگی 94 درصد بود. نتیجه گیری : نسخه فارسی مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی در جمعیت ایرانی از ویژگی های روان سنجی مناسب برخوردار است. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
۷.

گزارش یک مورد ابتلای هم زمان به اختلال دوقطبی و پارافیلیاهای متعدد

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف : معرفی یک بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک که هم زمان دچار انواع مختلف رفتارهای پارافیلیک بود. گزار ش مورد : بیمار مرد 25 ساله ای با سابقه ابتلای اختلال دوقطبی نوع یک، همراه با رفتارهای مالش خواهی، یادگارخواهی، مبدل پوشی و نظربازی، رفتارهای ایذایی، بهره هوش پایین تر از حد طبیعی و سابقه احتمالی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی ت ی ( ADHD ) بود که تحت درمان با والپروئیک اسید (دپاکین)، ریسپریدون، نالترکسون و فیناستراید قرار گرفت. نتیجه گیری : توجه به هم ابتلایی روانپزشکی در هر یک از اختلالات خلقی و پارافیلیک، با هدف ارزیابی و درمان کامل بیمار و اجتناب از تداخلات درمانی، اهمیت دارد. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:10.0pt font-family:"Times New Roman","serif"}
۸.

اهمیت توجه به افکار و رفتار خودکشی در کودکان خردسال: «تهدید به خودکشی در یک کودک پنج ساله»

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
هدف : هدف گزارش حاضر توجه به افکار خودکشی در کودکان و ارزیابی این افکار بود. گزارش مورد : این گزارش به معرفی کودک پنج ساله ای می پردازد که با علائم تهدید به خودکشی و دیگرکشی با کارد، بی قراری، پرحرفی، تحریک پذیری و درگیری جسمی و کلامی با اطرافیان می پردازد. وی پیشتر، با تشخیص اختلال کمبود توجه و بیش فعالی، به طور کوتاه مدت و ناقص با متیل فنیدیت درمان شده بود و در زمان تهیه گزارش، در بخش روانپزشکی کودکان بیمارستان شهید بهشتی کرمان، برای نوبت دوم و با فاصله زمانی کوتاه از ترخیص نوبت اول، بستری بود. تفکر در مورد خودکشی، دیگر کشی و یا اقدام به آن، در این کودک به دلیل تفکر غیرانتزاعی مختص این دوران و بدون توانایی اندیشیدن به عواقب و کشندگی روش تصور می شود. نتیجه گیری : حتی در کودکان نیز باید در صورت احتمال وجود افکار خودکشی/دیگرکشی یا اقدام به خودکشی، مورد به طور دقیق ارزیابی و اقدامات لازم جهت کاهش این رفتار انجام شود. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
۹.

مشکلات دسترسی کودکان مبتلا به اوتیسم و والدین آنها به خدمات درمانی و توان بخشی در ایران

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۵
بر پایه آمارهای جهانی، حدود 1 تا 5/2 درصد کودکان به اختلالات طیف اوتیسم (درخودماندگی) مبتلا هستند (1) و تکامل و استقلال یابی آنها تحت تأثیر نواقص و انحرافات جدی رشدی و اختلال های همراه خواهد بود (2). به دلیل ماهیت این اختلالات، کودکان مبتلا در زندگی با چالش های مهمی روبه رو می شوند و به حمایت شدید خانواده، مدرسه، جامعه و دولت نیاز دارند. نیازها و رفتارهای خاص این کودکان و پیش آگهی نامطلوب این اختلالات، تنش زیادی برای خانواده به همراه دارد و این تنش ممکن است بر روابط آنها با کودک و عملکرد کودک و کل خانواده تأثیر بگذارد (3). در طول روند تشخیص گذاری بر کودک، خانواده دچار عواطف و ارزیابی منفی از خود و در بسیاری از موارد دچار رفتارهایی، مانند انکار و پنهان کردن مسأله می شود (4). والدین کودکان درخودمانده به طور معنی داری تنش و احساس ملامت بیشتری نسبت به والدین کودکان دچار مشکلات ذهنی، فلج مغزی یا اختلال های ژنتیکی تجربه می کنند و بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند (4). در آسیای میانه، بسیاری از والدین دلیل پنهان کردن مشکل فرزندشان را این چنین بیان می کنند: «ما خود از این که فرزندی با نیازهای ویژه داریم، خجالت زده نیستیم. اما اگر به جامعه نگاه کنید، می بینید که نمی توانیم بگوییم فرزندمان نیازهای خاص دارد، بنابراین باید واقعیت را پنهان کنیم» (5). پژوهش ها نشان داده اند بیشتر کودکان دچار اختلالات طیف اوتیسم در منزل نگه داری می شوند و بنابراین مشکل اجتماعی شدن آنها باعث تشدید مشکلات آنها در آینده می شود. یکی از دلایل نگهداری این کودکان در منزل، وابستگی عملکردی آنها به والدین و رفتارهای ناسازگارانه بسیار شدید آنهاست. دغدغه مسائل مالی نیز یکی دیگر از دلایل است. هزینه های تحمیلی به خانواده این کودکان سه برابر بیشتر از کودکان هم سن آنها و بسیار بیشتر از هزینه هایی است که کودکان عقب مانده ذهنی یا معلول جسمی به خانواده تحمیل می کنند (6). در کشورهای آسیایی، هزینه های درمانی و مراقبتی این کودکان تقریباً هفتاد درصد حقوق یک کارمند دولت است؛ بسیاری از خدمات درمانی دور از محل زندگی خانواده ارائه می شود و بنابراین، خانواده مجبور است برای دریافت این خدمات به نقاط دیگر برود (5). سیمسک 2 و کروگلو 3 مشغله های فکری والدین کودکان درخودمانده را بررسی کردند (7). بیشترین نگرانی این والدین ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه فرزندانشان بود. آنها نگران بودند اگر یکی از والدین یا هر دو فوت کنند، چه کسی از فرزندشان مراقبت می کند. آنها شیوه درست برخورد با مشکلات ناشی از این اختلال را نمی دانستند و به مراکزی نیاز داشتند که مشکلاتشان را با روشی جامع و مسأله محور مدیریت کنند. والدین از انواع درمان های مربوط به درخودماندگی بی اطلاع بودند و امکان انتخاب میان روش های مختلف درمان برای آنها وجود نداشت. آنها به توضیح پزشک درباره بیماری کودک و مشاوره برای رفع مسائل رفتاری کودک نیاز مبرم داشتند (7). در پژوهش دیگری مشغله های والدین کودکان درخودمانده بدین شکل بیان شد (8): بسیاری از خدمات درمانی در مدارس ارائه نمی شود و برای کودکان از ابتدای کودکی تا پایان تحصیلات و ورود به جامعه، روند منظم خدمات حمایتی وجود ندارد. بدین صورت که در ابتدای مداخلات تشخیصی و درمانی، بر درمان و پیگیری تأکید می شود، اما بقیه روند زندگی این کودکان بر عهده والدین است؛ مانند این که یک فرد دیابتی فقط در سه سال اول تشخیص دیابت، تحت نظر قرار گیرد و بعد به حال خود رها شود (2)! این در حالی است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته، برنامه ریزی برای انتقال از دوره تحصیلات به جامعه و یافتن کار و حمایت از تحصیل در مقاطع بالاتر، از عادی ترین کارهایی است که برای افراد مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم انجام می شود. در عین حال، تلاش می شود در تمام طول زندگی فرد و در دوره های حیاتی زندگی، از جمله نوجوانی، جوانی و بزرگسالی، حمایت هایی فراهم شود (8). احمدی و همکاران، در سال 2011، نیازهای خانواده های ایرانی دارای کودک درخودمانده را با خانواده های کانادایی مقایسه کردند (3). بر اساس این پژوهش، در سه زمینه تشابه وجود داشت: کمبود اطلاعات والدین در مورد چگونگی دسترسی به خدمات مورد نیاز، همکاری ضعیف والدین و متخصصان در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی خدمات درمانی، و ناهمگونی خدمات ارائه شده در مراکز متفاوت. نیازهای والدین ایرانی بسیار بیشتر از والدین کانادایی بود. اساسی ترین نیازهای والدین ایرانی عبارت بود از درخواست تداوم خدمات درمانی برای تمام طول زندگی این کودکان، درک و همدلی بهتر متخصصان و حتی جامعه با خانواده، چرخه آموزشی کارآمد که کودک را برای زندگی مستقل آماده کند و داشتن زمان فراغت برای والدین که با اعضای خانواده یا دوستان تفریح کند (3).

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۹۱