فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۸۱ تا ۵٬۱۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۱۲۴-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
درباره رابطه توحید افعالی و فاعلیت انسان در افعالش، سه دیدگاه وجود دارد: اشاعره با پذیرش توحید افعالیِ خداوند، علیت میان انسانها و افعال آنان را انکار کرده، جبرگرا شده اند. معتزله با انکار توحید افعالی و پذیرش علیت انسانها در افعالشان، تفویض را پذیرفته اند. امامیه بر اساس دستور اهل بیت علیهم السلام، از قاعده «لاَ جَبْرَ وَ لاَ تَفْوِیضَ وَ لَکِنْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ» پیروی می کنند. برای تبیین دیدگاه اخیر، سه راه حل می توان ارائه کرد: الف) بر اساس علیت طولی، خداوند، فاعلِ غیرمباشر، و انسان، علت مباشر افعال خود است ب) بر اساس علیت حقیقی و اِعدادی، خداوند علت حقیقی و انسان، علت اِعدادی افعال خود است ج) با ارجاع علیت به تشأن، خداوند علت حقیقی و انسان مظهر و تجلی خداوند می باشد و از آنجا که انسان ها با یکدیگر تفاوت دارند، نوع مظهریت و تجلی خداوند در آنها نیز متفاوت خواهد بود. مقاله حاضر بعد از توصیف و تحلیل اجمالی سه دیدگاه کلامی فوق، انواع مظهریت انسانها را با استمداد از آیات قرآن تبیین نموده است.
تحلیل تاریخی نسبت دانش اجتماعی و تحولات تبلیغ در حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
123 - 142
حوزههای تخصصی:
در جامعه اسلامی، تبلیغ دین از وظایف اصلی نهاد دینی است و حوزه علمیه به عنوان یک نهاد علمی دینی از بدو تأسیس بر اهمیت تبلیغ تأکید ورزیده است. از سویی، امر تبلیغ متأثر از خواست ها و نیازهای اجتماعی مردم است و با توجه به حاکمان به عنوان عوامل بیرونی و ساختار حوزه به عنوان عوامل درونی تحول می یابد، که این امر نیازمند بررسی تاریخی است. حوزه علمیه قم از بدو تأسیس تا کنون دو دوره پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده است. دردوره پیشاانقلاب عوامل بیرونی ای همچون رویکردهای پهلوی که سبب مدرن شدن زندگی اجتماعی مردم شد و ازاین رو نیازهای جدید مردم درخواست های جدیدی را به سمت حوزه علمیه در دوران حاج شیخ عبدالکریم حائری و آیت الله بروجردی روانه کرد، سبب احساس نیاز به تحول در بخش های مختلف حوزه علمیه، از جمله تبلیغ، شد. پس از انقلاب نیز با توجه به تحول ساختار حکومت و توجه به نیازهای اجتماعی مردم در نسبت با دین (عامل بیرونی) ازیک سو و به تبع آن، تحول در ساختار حوزه (عامل دورنی) ازسوی دیگر، امر تبلیغ دین دچار تحول شگرفی شد، که از نتایج آن تأسیس نهادهای تبلیغی، به روزرسانی و تلاش برای کارآمدی امر تبلیغ و پاسخ گویی به نیازهای مردم بوده است. افزودنی است که شناخت شرایط سیاسی اجتماعی جامعه به منظور تحول در بخش های حوزه توسط دانش اجتماعی که با شناخت شرایط اجتماعی، فعالیت های تحول گرایانه صورت پذیرفت. در این پژوهش با استفاده از روش بررسی اسناد تاریخی مربوط به پیش و پس از انقلاب و به کارگیری روش تحلیل متحوای کیفی برای بررسی محتوای شرح وظایف نهادهای تبلیغی، به تحلیل نسبت یادشده پرداخته ایم.
مقابله حوزه علمیه قم با جریان های انحرافی سده اخیر در عرصه تفسیر و علوم قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
133 - 154
حوزههای تخصصی:
مقابله حوزه علمیه قم به عنوان یکی از چند حوزه بزرگ تأثیرگذار جهان تشیع در سده چهاردهم شمسی با جریان های انحرافی اعم از التقاطی و غیر التقاطی در عرصه دانش تفسیر و علوم قرآن چگونه بوده است؟ این مقاله با جمع آوری داده ها و اطلاعات به شیوه اسنادی و با روش توصیفی- تحلیلی به این موضوع و داوری در باره آن می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در سده اخیر سه جریان انحرافی در عرصه تفسیر ظهور کرده اند: 1.جریان علم گرا با گرایش اصالت حسی و تجربی(افراد ملی مذهبی و نهضت آزادی) 2.جریان روشنفکری با گرایش سوسیالیستی و جامعه شناختی (بخشی از حسینه ارشاد و گروه جنبش مسلمانان مبارز) 3.جریان مارکسیستی شبه اسلامی با گرایش سیاسی مبتنی بر انقلابیگری (گروه های مجاهدین خلق و فرقان). در سده اخیر از عالمان حوزه علمیه قم علامه طباطبائی و شاگردان وی، به ویژه شهید مطهری و آیت الله مصباح یزدی به مقابله جدی با این جریان ها برخاستند. عدم اشراف به مقدمات ضروری و مبانی علمی صحیح تفسیر، خودمرجع پنداری در قرائت متون دینی و ضدیت با حوزه و روحانیت از دلایل اصلی این انحرافات فکری در تفسیر آیات از سوی این جریان ها بوده است.
زیبایی شناسی سوگ توحیدی
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
85 - 96
حوزههای تخصصی:
سوگ، احساسی ترین واکنشی است که انسان در وقایع مرگ بار یا غمناک از خود نشان می دهد. سوگ در ادیان توحیدی برخلاف منشأ احساسی، دارای اهداف معقول در مسیر الهی است. زیبایی شناسی، در واقعه سوگ توحیدی تحلیلی هنرمندانه ارائه می دهد که قدمت آن به بیان مصیبت امام حسین در شروع تاریخ بشری برای حضرت آدم می رسد. سوگ توحیدی در سیره پیامبران به عنوان یکی از ابزارهای تبلیغی در رسالت الهی اهمیت یافته است اما در ادیان غیر توحیدی سوگ به بستر اساطیر افتاده و جایگاه غنی خود را از دست داده است.
نگاهی تاریخی به مفهوم مهدویت و نقش آن در همگرایی مسلمانان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
232 - 248
حوزههای تخصصی:
عقیده به ظهور منجی و امید به یک آینده ای روشن در سایه امنیت و آرامش و دفع ظلم و از میان برداشتن حاکمان ستمگر یک باور عمومی است که همواره بین اقوام و مذاهب مختلف وجود داشته است .در دین اسلام نیز مباحث مربوط به مهدی موعود (عج) از قرون نخستین اسلامی تاکنون مورد توجه دانشمندان مسلمان بوده است و در این خصوص آثار ارزشمندی نیز تدوین شده است. بدین ترتیب، این مسئله توسط شیعیان که باور و اعتقاد منسجمی در مورد مهدویت دارند و همچنین عالمان اهل سنت واکاوی گردیده است. در طول تاریخ نیز اشخاصی با ادعای مهدویت تلاش کردند تا با گردآوری پیروان وفادار بر علیه حکومت های مستبد و فاسد قیام کنند و بدین گونه، به اهداف خود برسند. هدف از انجام این پژوهش پاسخگویی به این سؤال است که تفکر مهدویت درگذر زمان چه تأثیری بر وحدت میان مسلمانان داشته است؟ فرضیه حاصله چنین است که اعتقاد به مهدویت همواره اختلافات را در بین مسلمین کاهش داده و آنان را به اتحاد با یکدیگر و سرنگونی ظالمان امیدوار کرده است. این مقاله با بهره گیری از منابع کتابخانه ای ابعاد مختلف موضوع را توصیف و تحلیل می نماید. یافته های تحقیق نشان می دهد که در ادوار مختلف تاریخ عده ای با اشاعه اندیشه مهدویت قیام های گسترده ای را سامان بخشیدند و با تضعیف حکومت های استبداد آنان را به انحطاط انداختند، بدین سان، قدرت وافر این تفکر توأم با ایمان آشکار می گردد.
رشد معنوی در عصر ظهور و ارتباط آن با توسعه ی اقتصادی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
250 - 269
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان یک مکتب جامع، برنامه ای کامل برای هدایت انسان در ابعاد مختلف حیات فردی و اجتماعی ارائه کرده است. یکی از مهم ترین ابعاد زندگی انسان، بعد اقتصادی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله رشد معنوی قرار دارد. در حکومت جهانی امام مهدی (ع) به واسطه ی رشد معنوی، استعدادهای انسانی شکوفا شده و به بالاترین سطح خود خواهد رسید.مسئله ی اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط میان رشد معنوی در حکومت امام مهدی(ع) و توسعه ی اقتصادی است. این تحقیق با روش توصیفی _ تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در حکومت مهدوی، پیوندی عمیق و منطقی میان معنویت و اقتصاد برقرار است، به گونه ای که شکوفایی معنوی انسان ها به رشد پایدار اقتصادی منجر می شود. همچنین، الگوگیری از این نظام اقتصادی می تواند زمینه ساز ترویج اخلاق صحیح و دستیابی به توسعه ی اقتصادی عادلانه در جامعه ی کنونی باشد.
بازپژوهی مفهوم عبارت قرآنی «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیهِ …» و نقد برداشت های تفسیری از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
267 - 282
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد برداشت های تفسیری از قرآن کریم ضرورتی انکارناپذیر و حرکتی در جهت فهم مراد جدی خداوند متعال در قرآن کریم است. بیان سرگذشت حضرت یونس (ع) یکی از قصص قرآنی است که مفسران برداشت های تفسیری متفاوتی از آن به دست داده اند. مساله اصلی پژوهش حاضر بررسی و نقد برداشت های تفسیری در آیات 87 و 88 سوره انبیاء با تاکید بر عبارت «وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیهِ …» و طرح رویکردی نوین به این آیات است. پژوهشی با این رویکرد فاقد پیشینه بوده و با روش توصیفی و تحلیلی خواهد کوشید با استفاده از مبنای عصمت انبیاء، سیاق، معنا شناسی واژگان و شبکه معنائی آیه، به خوانشی کاملا نوین از آیه دست یابد. نتایج به دست آمده چنین می نماید یونس (ع) دچار هیچ گناه یا ترک اولائی نشده و بر اساس قاعده سیاق مرتبط، خداوند متعال او را از غم و اندوهی که به آن مبتلا شده، نجات داده است. همچنان که بر اساس قواعد معناشناسی انحصار واژه ظن در معنی شک یا گمان صحیح نبوده و زمانی که مورد ابتلای الهی قرار گرفته، در حین انداخته شدن در دریا توسط سایر سرنشینان، یقین و اطمینان او به خداوند بر تنگ نگرفتن بر او در دل سختی ها و ایمان ستودنی در توجه به خداوند بوده است.
ارزیابی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شبهه هیوم در منشأ تصور علیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
65 - 84
حوزههای تخصصی:
دیوید هیوم در بحث علیت به جست وجوی انطباعی پرداخت که منشأ تصور علیت باشد. او علیت را به مجاورت و تعاقب دو پدیده فروکاست و ضرورتی را که تا پیش از این بین علت و معلول تصور می شد انکار کرد و آن را به انس و عادت ذهنی انسان تقلیل داد. از سوی دیگر، علامه طباطبایی حقیقت علیت را فراتر از صرف مجاورت و توالی بین دو شیء می داند. علیت در نگاه او به معنای وابستگی و اتکای معلول به علت است. علامه طباطبایی علت و معلول را جزء معقولات ثانیه فلسفی می داند که به چنگ حواس نمی آیند، بلکه عقل آن ها را درک می کند. ابتکار علامه طباطبایی در این زمینه این است که نحوه پدید آمدن معقولات ثانیه فلسفی را از طریق علم حضوری تبیین می کند و به این ترتیب، مبنایی را برای تصور علت و معلول ارائه می کند. در پژوهش حاضر ابتدا دیدگاه هیوم و علامه طباطبایی به شیوه تحلیلی به گام های روشن تر و بسیط تری تجزیه شده است، سپس با رویکرد تطبیقی، نقاط مشترک و همچنین نقاط مورد اختلاف دو دیدگاه روشن می گردد.
بررسی تطبیقی حدیث خلقت انسان بر صورت خدا در اندیشه ابن عربی و امام خمینی(ره)
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
137 - 159
حوزههای تخصصی:
حدیث «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» یکی از پرمناقشه ترین احادیث در حوزه الهیات، انسان شناسی و عرفان اسلامی است که در طول قرون متمادی، تفاسیر و تأویلات گوناگونی را در سنت های فکری مختلف برانگیخته است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، به بررسی تفسیر این حدیث در دو منظومه فکری برجسته عرفانی فلسفی، یعنی اندیشه محی الدین ابن عربی و روح الله خمینی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق، فهم جایگاه انسان و مراتب وجودی او از منظر این دو متفکر است که در چارچوب مفاهیمی چون انسان کامل، خلافت الهی، و ظهور اسماء و صفات الهی، معنا می یابد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع اصیل عرفانی و کلامی، نشان می دهد که هرچند زبان و قالب های بیانی این دو اندیشمند متفاوت است، اما هر دو در تلقی از حدیث مذکور، به نوعی از حقیقت انسان کامل به مثابه آینه تمام نمای اسماء و صفات الهی رسیده اند. این نگاه، نسبت وثیقی با نظریه تجلی، مراتب وجود و وحدت شهود در عرفان ابن عربی و ساحت های نفس در سلوک عرفانی خمینی دارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در هر دو نظام فکری، حدیث خلقت بر صورت خدا نه تنها حامل معنایی جسمانی یا ظاهری نیست، بلکه مدخلی برای تبیین جایگاه انسان در هستی شناسی عرفانی و فلسفه وجودی او است.
الگوی امضایی قرآن کریم؛ بررسی موردی: انگاره «مالکیت پدر بر فرزند»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
181 - 202
حوزههای تخصصی:
اگر بپذیریم که «مالکیت پدر بر فرزند» انگاره حقوقی شناخته شده و اثرگذاری در محیط قانونی قرآن بوده است، الگوی برخورد قرآن کریم با چنین هنجار ریشه داری چگونه بوده است؟ پاسخ به این پرسش می تواند پرتوی بر مسئله چالشیِ چگونگی مواجهه قرآن کریم با نظام های قانونی پیش از خود بیفکند. ازاین رو نوشتار فرارو فرضیه «پیش فرض امضایی» قرآن در تشریع را در چارچوب انگاره «مالکیت پدر» به آزمون گذاشته است. نتیجه آن که قرآن در همان گام نخست نزول، با سکوت خود انگاره مالکیت پدر را «امضا» کرده و در ادامه، تنها برای اصلاح برخی پیامدهای مردود آن، بیان هایی تأسیسی داشته است. حق تزویج فرزند، قصاص نشدن پدر در قتل فرزند، حلیت ربای پدر و فرزند، تقدم ولایت جد بر پدر، آزاد شدن قهری پدر، جاری نشدن حد سرقت بر پدر و برخی دیگر از این دست احکام، همگی برآمده از انگاره مالکیت پدر است که با سکوت قرآن امضا شده اند. در سایه این سکوت امضایی قرآن، چنین می نماید که «سنت»، تنها وظیفه تبیین و تفصیل الگوی تشریعی قرآن درباره این انگاره را بر عهده داشته و در عرض کتاب الهی تشریعی نکرده است.
تحلیل تطبیقی مفاهیم عشق و صلح در مثنوی مولانا و آثار روزنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
311 - 326
حوزههای تخصصی:
امنیت، آرامش و صلح از دیرباز جزو نخستین نیازهای بشر برای حفظ بقا بوده است. به همین دلیل از دیرباز اندیشمندان مؤلف های بسیاری را برای رسیدن به صلح معرفی کرده اند و ادیبان نیز در آثار خود به آن توجه کرده اند. مولانا شاعر و عارف قرن هفتم دراثر خود، مثنوی شریف، به صلح پرداخته است و بر عشق به عنوان راهکاری برای رسیدن به امنیت وآرامش تأکید کرده است. بیش از 7 قرن بعد از او در غرب، روانشناسی به نام مارشال روزنبرگ در رویکردی به نام ارتباط بدون خشونت، از لوازم رسیدن به دنیای فارغ از خشونت را، عشق عنوان می کند. مولانا و روزنبرگ ، به عشق به عنوان مهم ترین مؤلفه برای رسیدن به صلح توجه کرده اند. هردو، راه رسیدن به صلحِ بیرون را ابتدا، رسیدن به صلح درونی دانسته اند و هر دو متفق القول اند که برای رسیدن به صلح ، لازم است عشق وارد زندگی انسان شود. این مقاله پژوهشی به شیوه توصیفی -تحلیلی؛ به بررسی تطبیقی جایگاه عشق در رسیدن به صلح نزد این دو اندیشمند می پردازد، با این هدف که نشان دهد طبق نظریات این دو، عشق چگونه با تأثیراتی که بر روان و عملکرد فرد می گذارد، خواهدتوانست صلح را برای انسان و جهان پیرامونش به ارمغان آورد.
A Functionalist Analysis of Free Will and Its Role in Lifestyle from the Perspective of Imam Ali(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۱, Issue ۳۹, Summer ۲۰۲۴
21 - 37
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The paper provides a functionalist analysis of human free will and its impact on lifestyle from the perspective of Imam Ali . The discussion of free will and human influence over one’s actions is a significant issue in the fields of anthropology and theology, and it is interconnected with many topics in Islamic sciences and disciplines. Human beings possess various dimensions and characteristics, among which free will is a key feature. Imam Ali , in opposition to the prevalent deterministic interpretation, emphasized human free will and its impact on one’s actions. The belief in free will manifests in individuals’ lifestyles.METHOD & FINDING: In an analytical-descriptive method, this paper aims to examine the statements of Imam Ali regarding human free will and its role in human lifestyle and progress. An active lifestyle or a passive lifestyle is considered a result of the belief in or denial of this free will. Progress and advancement in life, as well as divine happiness and reward, are achieved through free will, effort, and endeavor.CONCLUSION: Reward and punishment would be meaningless without free will. Effort and endeavor are fundamental aspects of lifestyle that arise from the belief in human free will. “An attempt to change undesirable conditions” and “Governance of belief” are among the manifestations of free will in individuals’ lifestyles. Man must strive to preserve freedom and not allow beliefs and values to be controlled by emotions.
تحلیل و بررسی تفسیر روایات معرفة الله بالله در نگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
151 - 174
حوزههای تخصصی:
متون دینی ضمن بیان طرق متعدد شناخت خداوند، راهی با مضمون «معرفهالله بالله» پیش روی انسان ها قرار داده است؛ برای نمونه از امیرالمؤمنین(علیه السّلام) نقل شده است: اعْرِفُوا اللهَ بِاللهِ.... که نظر بسیاری از بزرگان را به خود جلب کرده و از این جهت دیدگاه های مختلفی ذیل این روایت شریف شکل گرفته است. علامه طباطبایی از جمله کسانی است که به شرح این حدیث پرداخته و آن را به معنای نفی واسطه در شناخت خدا می گیرد و هرگونه شناختی غیر از این را شرک می داند. او می گوید: این معرفت برای هر موجود دارای درکی حاصل است اما چون مورد غفلت واقع می شود نیازمند رفع غفلت است. بنابراین نظر، تمامی براهین اثبات خدا براهین تنبیهی هستند. ایشان گرچه راه معرفت حصولی را برای شناخت خدا مسدود می داند اما راه معرفت حضوری را برای این مهم باز دانسته و معتقد است از طریق معرفهالنّفس می توان به سرمنزل مقصود رسید. این پژوهش در صدد است تا با روش تحلیلی- توصیفی و نقلی به تحلیل و بررسی دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر «معرفه الله بالله» بپردازد. آنچه پرداختن به این مسأله را مهم می کند این است که؛ اولا بر اساس جست وجوی نگارنده؛ دیدگاه علامه، با این تفصیل در جای دیگر نیامده است و ثانیا این بررسی، جایگاه مبانی فلسفی و عرفانی را در تبیین و تفسیر متون دینی روشن تر می کند.
تصویر معشوق در شعر جاهلی و مقایسه آن با شعر دوره اسلامی با تکیه بر معلّقات سبع و دیوان متنبّی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
. هدف و مقدمهاین پژوهش بر آن است تا با بررسی پیشینه تشبیهات درباره معشوق در دوره پیش و پس از اسلام جایگاه تشبیه را به عنوان یکی از پرکاربردترین فنون بلاغی در شعر عربی بررسی کند و وجوه اشتراک و افتراق این دو دوره را در مطالعاتی موردی نشان دهد.2. روش شناسیروش پژوهش در این مقاله توصیفی_تحلیلی است و بر پایه خوانش منابع تحقیق و مطالعه آراء و نظریات محققان صورت گرفته است و از آنجا که مباحث تحلیل مقاله نیاز به داده های اطلاعاتی داشت و داده ها می بایست بر پایه آمار تهیه و پردازش می شد لذا در حد ضرورت از روش های آماری نیز استفاده شده است. شایان ذکر است که برای دست یافتن به نتیجه ای عینی و ملموس، نویسندگان بر آن شدند تا از میان موضوعات متنوع بلاغی، تشبیه را انتخاب و آن را به تشبیه معشوق، که از گسترده ترین مفاهیم در متون ادبی است محدود کنند و از میان آثار سروده شده در دوره جاهلی، «معلقات سبع» و از میان آثار منظوم دوره اسلامی تا (قرن چهارم)، «دیوان متنبی» را به عنوان آثار شاخص این دو دوره برگزینند و تصویر معشوق را در این دو اثر بکاوند و تصویر به دست آمده را با یکدیگر مقایسه کنند.3. یافته هایافته های این مقاله که متکی به پژوهش گسترده ای برای رساله دکتر نویسنده مسئول است، متنوع و از جهات گوناگون قابل بررسی است، آنچه از این تحقیق موردی حاصل است به اجمال از این قرار است: - شاعران دوره جاهلی به ویژه سرایندگان معلقات با علوم بلاغی از جمله تشبیه و استعاره مانوس بوده اند و غالب اشعار ایشان آمیخته به نوعی تشبیه است به گونه ای که نمونه های متعددی از تشبیه در شعر آنها به کار گرفته شده است. - در معلقات سبع، 17 مورد تشبیه غیرمکرر درباره معشوق آمده است.- تشبیه مجمل در توصیف معشوق بر انواع دیگر تشبیه غلبه دارد.- تشبیهات شاعران جاهلی، جملگی از نوع محسوس به محسوس اند.- شاعران جاهلی در وصف معشوق رویکردی واقع گرایانه دارند.- مقایسه تصویرسازی معشوق در معلقات و دیوان متنبّی نشان می دهد که تا قرن چهارم هجری قمری شعر عربی متمایل به تصاویر نزدیک به واقع بوده و استفاده از تشبیه حسی به حسی از رایج ترین انواع تشبیه بوده است. نوع نگاه به معشوق در هر دو اثر منحصر به توصیف ابعاد تنانه ی وجود اوست و به عواطف و روحیات انسانی معشوق توجهی نشده است.4. بحث و نتایج- نویسندگان مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش ها بوده اند که تشبیهات معشوق در شعر جاهلی (مطالعه موردی: معلّقات) از لحاظ فنی و ساختاری چگونه اند؟ نوع نگاه شاعر جاهلی (مطالعه موردی: معلقات) در وصف معشوق و ویژگی های زنانه چگونه بوده است؟ با گذر زمان چه تفاوت هایی در ساخت و محتوای تشبیهات معشوق راه یافته که احیانا معشوق دوره اسلامی(مطالعه موردی: متنبّی) را از معشوق جاهلی(مطالعه موردی: معلّقات) متمایز می کند؟- فرض نویسندگان بر آن است که در شعر جاهلی _نظر به دیرینگی آن_ تشبیهات، ساختاری ابتدایی، ساده و کامل دارند و ارکان تشبیه غالبا به طور کامل ذکر شده و دو سوی تشبیه غالبا از نوع حسی اند. - توجه به معشوق و زیبایی های زنانه در شعر جاهلی با خلق تصاویری ساده، واقع گرایانه و جزئی نگر بروز یافته و در گذر زمان، به ویژه تحت تاثیر ظهور اسلام و نزول قرآن، بلاغت تصاویر پیرامون معشوق فزونی و قوت یافته و چهره تازه تر و خیال انگیزتری از معشوق ترسیم شده و ابعاد وجودی گسترده تری از او مورد توجه قرار گرفته است.- فرض سوم آن که شعر در دوره اسلامی قاعدتاً از پیچیدگی های خاص و خیال انگیزی های بیشتر در ساخت و محتوای تشبیهات برخوردار بوده و تصویری متفاوت از معشوق ارائه می دهد.نتایج تحقیق نشان می دهد که :- مطابق پیش بینی و فرضیه نویسندگان ساختار تشبیهات معشوق در معلقات نسبت به شعر متنبی ساده تر و ابتدایی تر است در عین حال تشبیه مرکب در شعر جاهلی بیش از شعر متنبی به کار رفته که حاصل آن تصاویری پویا و بدیع در وصف معشوق است؛ احتمالا نگاه جزئی نگر و واقع گرای اعراب جاهلی به جهان در شکل گیری این نوع تشبیهات موثر بوده است. - شاعران معلّقات و متنبی در تصویرپردازی کاملاً حسی و طبیعت گرایند و بر اساس آنچه تحقیقات این پژوهش نشان داد هر دو صد در صد از تشبیهات حسی به حسی برای وصف معشوق بهره برده اند و عناصر محسوس را از تماشای طبیعت پیرامون خویش وام گرفته و به اجزایی از پیکر زنان مانند کرده اند، لذا تصویری واقعی و قابل درک از معشوق ارائه داده اند که در عین حال از توجه به حالات روحی و عواطف انسانی معشوق در آن نشانی نیست. علت این مشابهت در به کارگیری تشبیه میان این دو اثر (معلقات و شعر متنبی) البته نیاز به تحقیق مستقل دارد با این حال مقایسه ویژگی های هر دو معشوق حکایت از معشوق مشابهی در دو نمونه منتخب دارد.- احتمالاً گرایش به ویژگی های معشوق آنگونه که در قرون بعد از قرن پنجم و ششم در شعر عربی و فارسی شکل گرفته در شعر عربی قرن چهارم که متنبّی به عنوان نماینده تام و تمام آن شناخته شده است، چندان رواج نداشته است و معشوق را آنگونه که می دیده اند و می خواسته اند، توصیف کرده اند. با این وصف مقایسه تصاویر دو معشوق نشان می دهد که تفاوت چندانی در اعضای منتخب معشوق و نوع نگاه به زن در تشبیهات به کار گرفته شده وجود ندارد هرچند ساختار تشبیهات معشوق در شعر متنبی به نسبت شعر جاهلی فشرده تر و پیشرفته تر است. مع الوصف شباهت سیمای دو معشوق از دو برهه تاریخی متفاوت می تواند نظر کسانی را که در اصالت شعر جاهلی تردید داشته اند، تقویت کند.
بررسی تحلیلی تمایز عادت و ملکه از دیدگاه ملاصدرا در پرتو مقایسه با حکمت مشاء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
۱۳۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
در فلسفه مشاء ملکات نفسانی به عنوان حالتی تلقی می شوند که صدور رفتار از آنها با سهولت تحقق می یابد؛ از این طریق، مفهوم ملکه در اخلاق، کاربرد پیدا می کند و شالوده ی اخلاق فضیلت گرایانه نزد فیلسوفان مسلمان ریخته می شود. در گفتمان مشائی ملکه حالتی است حاصل از تکرار فعل که این بیان، مرز عادت و ملکه را نشان نمی دهد و ملکه را به عادت، فرو می کاهد. از یافته های پژوهش حاضر اینکه از ارسطو تا ملاصدرا تمایزی میان ملکه و عادت یافت نمی شود و ملاصدرا اولین فیلسوف مسلمانی است که با فروکاستن ملکه به عادت به مخالفت پرداخته است. یکی از مرزهای متمایز کننده عادت و ملکه حالت عارضی عادت بر نفس است درحالی که ملکات، اگر راسخ شوند، ذاتی نفس خواهند شد. هدف از پژوهش حاضر نشان دادن این تمایز با تکیه بر نوآوری ملاصدرا در تبیین نسبت عادت و ملکه است که با روش و رویکرد تحلیلی از حیث لوازم منطقی تحقق می یابد.
بررسی تطبیقی دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین درباره جایگاه عقل در مسائل توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله جایگاه عقل در فهم معارف دینی، به ویژه در باب توحید، از دیرباز موضوع مباحثات گسترده ای در میان اندیشمندان اسلامی بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی، به مقایسه جایگاه و کارکرد عقل در فهم توحید از منظر دو جریان فکری تأثیرگذار یعنی وهابیت و اخوان المسلمین می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وهابیت، برخلاف اخوان المسلمین، قلمرو عقل در فهم توحید را محدود کرده و به نوعی رویکردی حداقلی نسبت به آن دارد. این تفاوت در نگاه به عقل، پیامدهای قابل توجهی در فهم مفاهیم بنیادین توحید، از جمله براهین اثبات وجود خدا، تقسیم بندی توحید، اثبات صفات خداوند و تفسیر صفات خبری داشته است. رویکرد حداقلی وهابیت به عقل همچنین منجر به نفی برخی از آموزه های اسلامی همچون توسل، استغاثه و ولایت تکوینی اولیاء شده است. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد که اختلاف در نگاه به عقل، به تفاوت های چشمگیری در فهم و تفسیر آموزه های توحیدی در میان وهابیت و اخوان المسلمین منجر شده است.
واکاوی فقهی تأثیر قصد در تحقق عنوان إعانه بر جرم؛ با رویکردی بر دیدگاه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
137 - 163
حوزههای تخصصی:
در حقوق اسلام، ادله متعددی بر ضرورت قصد در مباشر دلالت دارد و آن را اساسی ترین رکن در تحقق جرم به شمار آورده که بدون آن، انتساب عنوان مجرمانه و استحقاق مجازات با مشکل مواجه می گردد. این ضرورت در تحقق معاونت مورد اختلاف واقع شده و از امام خمینی به عنوان یکی از مخالفین نام برده اند. از آنجا که گستردگی عملیات اجرایی برخی اعمال، دخالت عوامل دیگر را جهت اجرای قصد مباشر ایجاب می کند، لزوم تدقیق در مسئله روشن می گردد؛ چراکه معاون ممکن است تحت تأثیر فریب مباشر یا برای جلوگیری از عملی شدن تهدید و یا با هدف احسان، اقداماتی انجام دهد که علی رغم فقدان قصد، به دلیل انتساب عنوان معاونت، محکوم به مجازات گردد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای صورت گرفته و حاصل آن نشان می دهد که قول موافق با ضرورت قصد أرجح بوده و بررسی نظرات امام نیز علی رغم قول به کفایت علم و تأکید بر نقش عرف در تشخیص معاونت، بیانگر گرایش ایشان به این قول است. درنتیجه، در برخی مصادیق به دلیل فقدان قصد، عنوان معاونت و استحقاق مجازات منتفی خواهد بود.
مدل فضاسازی تربیتی، رویکردی نوین در راستای تربیت دینی، اخلاقی و انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
29 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، دست یابی به الگویی چندوجهی در مدل آموزشی مقاطع پیش دبستانی، جهت تعمیق فرایند تربیت دینی، اخلاقی و انقلابی می باشد.روش: برای جمع آوری داده ها از روش هفت مرحله ای تحلیلی کلایزی، استفاده گردید. ابتدا اهداف تربیتی بر اساس منابع بالادستی مشخص شد و سپس بر اساس مشابهت یا افتراق، در دسته های کلان قرار گرفت. سپس هر دسته بر اساس قرابت معنایی درون گروهی، مورد آنالیز قرارگرفته و با حذف موارد مشابه، دسته های نهایی مشخص شد. مجدداً دسته های استخراج شده مورد تحلیل قرار گرفت و صفات سه دسته کلی اهداف ایمانی، اخلاقی و انقلابی به دست آمد. در مرحله بعد، تمامی اجزا و عناصر مادی و انسانی متناسب با اهداف، لیست گردید و اهداف استخراج شده، در قالب لیست فضای آموزشی، طرح ریزی و پیاده سازی شد و الگوی فضاسازی تربیتی در قالب جدول کار هفتگی یا ماهانه، مدل سازی شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که می توان اهداف کلان و جزئی تربیت دینی، اخلاقی و انقلابی را در قالب الگوی فضاسازی تربیتی، به صورت پارامترهای خرد و چندوجهی درآورد و با استفاده از همه ظرفیت های محیط آموزشی در راستای تحقق اهداف تربیتی به کار گرفت. مدل فضاسازی تربیتی نه تنها می تواند الگویی برای مقاطع پیش دبستانی باشد؛ بلکه مناسب تمام مقاطع تحصیلی است.
تبیین وجودی زبان در حکمت متعالیه ملاصدرا و نسبت آن با حرکت جوهری و عقل قابل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود، حرکت جوهری و عقل قابل سه مفهوم بنیادین در حکمت متعالیه ملاصدرا به شمار می روند که با زبان نسبت حقیقی دارند. در این پژوهش با اتخاذ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و تحلیل متون دست اوّل و دوّم درباره حکمت متعالیه تلاش می کنیم تا نسبت سه مفهوم محوری وجود، حرکت جوهری و عقل قابل را با پدیده زبان از دیدگاه ملاصدرا مورد قرار دهیم. بررسی منابع موجود نشان می دهد که، اوّلاً، از نظر ملاصدرا زبان امری صرفاً ماهیتی و اعتباری نیست، بلکه زبان جوهری وجودی نیز دارد که وجه حقیقی زبان محسوب می شود. به بیان دیگر، وجود و زبان هر دو مشَکَک هستند. دوّم آنکه، زبان مانند وجود دارای حرکت بوده و این حرکت جوهری است نه عَرَضی. حرکت در زبان و در قوس صعودی از وجود لفظی یا کتبی آغاز می شود و به سوی مخیلات پیش می رود و سپس وارد قلمرو الهامات ربانی می شود. سوّم آنکه، زبان هم ساحتی ماهیتی دارد و هم ساحتی وجودی، بدین معنی که میزان استکمال زبان به میزان استکمال عقل قابل بستگی دارد. به عبارت دیگر، هر چه عقل قابل کامل تر باشد، زبان عقل قابل کامل تر است، تا حدی که مرز آن به اندازه مرز هستی گسترده شده و این همان با کلام الهی می شود.
بررسی مقایسه ای دیدگاه موفقان تغییر جنسیت در قوانین ایران و انگلیس از منظر کرامت انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
221 - 238
حوزههای تخصصی:
تغییر جنسیت از جمله موضوعات مهم حقوقی، اخلاقی و پزشکی در دوره معاصر است که امروزه ابعاد حقوقی آن از حیث کرامت انسانی نیز مورد توجه است. پژوهش حاضر با عنایت به اهمیت این موضوع، درصدد بررسی تطبیقی دیدگاه موافقان تغییر جنسیت در ایران و انگلیس از منظر کرامت انسانی است. بدین صورت که پذیرش بحث تغییر جنسیت در قوانین داخلی دو کشور با چه دلایلی مطرح شده است؟ بررسی حاضر نشان داده است که در قانون ایران به صورت مستقل و صریح به بحث تغییر جنسیت پرداخته نشده است، اما با توجه به پیوند فقه و حقوق، برای بررسی نظرات پیرامون تغییر جنسیت نیازمند رجوع به دیدگاههای فقهی است. همچنین موافقت با تغییر جنسیت از منظر فقهی با استناد به قواعد فقهی نظیر حلیت، اضطرار، تسلط بر نفس و با گذراندن مراحل پزشکی قابل انجام است. در قوانین داخلی نیز تنها در بند 18 از ماده 4 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391 بحث تغییر جنسیت آمده که نشانگر سکوت قانونگذار و یا در نظر گرفتن معیارهایی برای پذیرش این پدیده است. اما در انگلستان، تغییر جنسیت به عنوان خواسته ای آزاد برای فرد در نظر گرفته شده که کرامت انسانی را در معنای اختیار فرد برای تغییر جنسیت خود نیز بسط داده است و در قانون مصوب 2004 و 2010، حقوق اقتصادی و اجتماعی این افراد برابر با سایر شهروندان در نظر گرفته شده است. کرامت انسانی افراد تغییر جنسیت داده و یا خواهان آن در ایران وابسته به تأیید نیاز توسط مراجع پزشکی و حقوقی و در انگلیس نیز تابع اراده آزاد فرد و همسان با سایر شهروندان است.