ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۱.

تحلیل مقایسه ای–انتقادی مبانی معرفت شناختی در اندیشه ملاصدرا و مرلوپونتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معرفت شناسی مرلوپونتی ملاصدرا ادراک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی معرفت شناسی ملاصدرا و مرلوپونتی می پردازد. نتایج نشان می دهد که ملاصدرا ادراک را حرکتی تکاملی از حس به عقل و شناخت وجودی می داند، در حالی که مرلوپونتی آن را تجربه ای بدنی و زیسته در پیوند مستقیم و پیشاتأملی با جهان معرفی می کند. در حوزه ی خودشناسی و ادراک دیگری، مرلوپونتی بر هم زیستی و تعامل بدنی تأکید دارد، اما ملاصدرا آن را امری روحانی و عقلانی در مسیر کمال نفس می بیند. همچنین معنا در نگاه مرلوپونتی محصول تجربه ی زیسته است، در حالی که در اندیشه ی ملاصدرا بر پایه ی مراتب نفس شکل می گیرد. با وجود این تفاوت ها، هر دو فیلسوف بر اصالت تجربه و وجود، نقش بنیادین بدن در شناخت و تعامل فعال انسان با جهان تأکید دارند. تفاوت رویکرد فلسفی آنان در روش نیز مشهود است: مرلوپونتی با تکیه بر پدیدارشناسی و تجربه ی مستقیم، و ملاصدرا با بهره گیری از عقل، شهود و وحی. در نهایت، این مطالعه چشم اندازی نو برای بازخوانی و تطبیق فلسفه ی اسلامی و پدیدارشناسی غربی در حوزه ی معرفت شناسی معاصر فراهم می کند و زمینه ی گفت وگوی میان سنت ها را گسترش می دهد.
۲.

فضای سایبر و نسبت آن با معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: فضای سایبر اینترنت معرفت ذهن ذهن مندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
امروزه با ظهور، گشودگی و بسط روزافزون فضای سایبر، به منزله زیست جهان و عرصه دومِ زندگی انسان معاصر و منبع اصلی آگاهی و دانایی او، بررسی ابعاد و وجوه مختلف این عرصه، به ویژه نسبت آن با معرفت، در پرتو رهیافت یا رویکردی فلسفی، ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در این راستا پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستی، هستی و مؤلفه های فضای سایبر، با روش تحلیلی عقلی، درصدد ارائه تصویری از نسبت این فضا با مقوله معرفت است. پژوهش حاضر سعی در اثبات این نکات دارد: 1. در وضعیت کنونی علم و فناوری و نیز براساس مبانی فلسفی واقع گرا، طرح فضای سایبر به مثابه فاعل شناسا (ذهن مند)، منتفی است؛ 2. فضای سایبر و اینترنت، متعلَّق شناخت و معلومِ حصولیِ بشر امروزی بوده و منبع کسب دانش و آگاهی و به منزله ابزاری در خدمت توان افزاییِ قوای ادارکی انسان به شمار می رود؛ 3. فضای سایبر و محتوای آن، به عنوان قسمی شناخت یا معرفت قابل طرح و تبیین نمی باشد؛ چه این که این فضا ذهن مند نیست که شناخت یا معرفتی در خود و از ناحیه خود داشته باشد و 4. فضای سایبر خواه عاملی غیرمعرفتی و خواه عاملی معرفتی لحاظ شود بر معرفت پسینِ (ماتأخر) آدمی تأثیراتِ هم سازنده و هم مخرّب فراوانی می گذارد.
۳.

نقش خلاقیت انسانی در روش تحقیق تکاملی با تاکید بر علوم اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: روش شناسی تکاملی واقعیت جهت دار تناسب خلاق خلاقیت هماهنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
خلاقیت انسانی نقشی مهم در ساختن نظریه های علمی دارد. اما گاهی روش شناسی علمی به نحوی تبیین می شود که گویی نظریات علمی با پیروی جبری و مطلق از چند مرحله کاملا مشخص و صرفا منطقی؛ ساخته می شوند. روش شناسی تکاملی با تعیین جایگاه خلاقیت در فرآیند تحقیق با مرزبندی نسبت به رویکردهای کیفی و کمی از «تناسب خلاق» در برابر دو مفهوم «برساخت» و «کشف» سخن به میان می آورد. واژه تناسب هم به ضرورت هماهنگی خلاقیت محقق با ظرفیت های جهان واقع اشاره دارد و هم به سازگاری با گزاره های ارزشی که وضع مطلوب پدیده ها بر اساس آنها استنباط می شود. از دیگر سو عقلانیت، امری ساختاری و اجتماعی و خلاقیت امری فردی و ساختارشکن معرفی می شود. اما در روش شناسی تکاملی تحقیق، برای خلق کیفیت جدید، یک روش سازمانی ارائه می شود که با سازماندهی عمومی (اعم از متخصصان و عموم جامعه) فرآیند شکل گیری یک تصویر جدید از عالم را تا تحقق آن در جامعه هدایت می کند. در این مقاله روش شناسی کمی، روش شناسی کیفی و روش شناسی تکاملی با شیوه استنادی و تحلیل منطقی مقایسه شده و تفاوت های آنها از منظر خلاقیت انسانی در محورهای "نسبت معرفت و هستی"، "اعتبارسنجی"، "هدف و فرآیند تحقیق" و "نقش جامعه در شکل گیری نظریه علمی" بیان شده است.
۴.

ملاک آگاهی اشیاء از دیدگاه صدرایی؛ تجرد یا وجود؟(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: آگاهی (علم) تجرد مادیت وجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
در آثار صدرالمتألّهین، مسئله آگاهی اشیاء روندی تدریجی و تحول پذیر را طی می کند. وی در مراحل ابتدایی تفکر خود، اشیای بی جان را فاقد هرگونه آگاهی می دانست؛ اما به مرور از این موضع فاصله گرفت و برای آنها نوعی ادراک ضعیف و حداقلی قائل شد. این دیدگاه میانی نیز در نهایت جای خود را به تبیینی فراگیرتر داد که ریشه در اصول بنیادین حکمت متعالیه، به ویژه نظریه اصالت وجود و گسترش معنای آن دارد. بر این اساس شعور و ادراک نه اموری عارضی یا بیرون از وجود، بلکه از شئون ذاتی آن تلقی می شوند و به تمام مراتب هستی سرایت می کنند. در افق نهایی اندیشه صدرا، با تکیه بر وحدت و تشکیک وجود، آگاهی به منزله حقیقتی مشکّک فهم می شود که متناسب با شدت و ضعف مراتب وجودی تحقق می یابد. ازاین رو، هر موجودی به میزانی که از وجود بهره مند است، از مرتبه ای از آگاهی نیز برخوردار خواهد بود، هرچند در مراتب نازل این آگاهی به شکلی ضعیف و نارس ظهور کند. دیدگاه نهایی صدرالمتألّهین درباره آگاهی همگانی هستی، هم از حیث انسجام درونی با اصول حکمت متعالیه موجه تر است و هم با آموزه های دینی سازگاری بیشتری دارد. افزون بر این، استدلال های مخالفان آگاهی اشیاء از استحکام کافی برخوردار نیست.
۵.

نگاهی انتقادی به نظریه ابتناء(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: منطق فهم دین نظریه ابتناء معرفت دینی فلسفه معرفت دینی مبادی شناخت دین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
مقاله حاضر به بررسی «نظریه ابتناء» استاد علی اکبر رشاد می پردازد. این نظریه، فرایند تکوّن و تطور معرفت دینی را برایند تأثیر و تعامل متداوم و دیالکتیکی «مبادی خمسه» (منبع شناختی، معرفت شناختی، دین شناختی، فاعل شناختی و مخاطب شناختی) تبیین می کند. مهم ترین وجه قوت نظریه، جامعیت و رویکرد سیستمی آن در پوشش کل حوزه های معرفت دینی است که فراتر از محدوده سنتی علم اصول عمل می کند. با این حال قریب ده ایراد و ابهام در نظریه وجود دارد، از جمله ابهام ماهوی و درهم آمیختگی میان ساحت توصیف و تجویز است؛ نظریه میان «فلسفه معرفت دینی» (توصیف چگونگی شکل گیری فهم) و «منطق فهم دین» (ارائه روش معتبر اکتشاف) در نوسان است و در نتیجه، معیار روشنی برای احراز حجّیت معرفت دینی به دست نمی دهد. در نهایت پیشنهاداتی برای تکمیل و اصلاح نظریه مطرح گردیده که مهم ترین پیشنهاد ، تفکیک دقیق دو ساحت توصیف و تجویز است. به نظر می رسد تفکیک نظریه در دو سطح مجزا به گونه ای که در سطح اول به توصیف تحلیلی فرایند تکوّن معرفت دینی پرداخته و در سطح دوم، به استخراج معیارهای هنجاری و ضوابط حجیت کشف صائب معرفت دینی بپردازد، امکان بیشتری را برای اینکه این نظریه از یک گزارش تفصیلی به یک دستگاه روش شناختی کارآمد تبدیل شود فراهم می کند.
۶.

تفهّم تجربه زیسته تولید علم اجتماعیِ اسلامی (تفسیرگراییِ تعدیل شده به مثابه یک امکان بینابینی)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: علم اجتماعیِ اسلامی تفهّمِ تفسیری تجربه زیسته دانش ضمنی تاریخ دانش تولید دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
ازآنجاکه علم اجتماعیِ اسلامی، چندین دهه است که بیش وکم در مسیر تکوین و تولید قرار گرفته، اما در عین حال، گرفتار رشد کم شتاب و آفات دیگر است، باید به مطالعه این تجربه معرفتی پرداخت و نقصان ها و ضعف های آن را شناسایی کرد. از طرف دیگر، نگارنده به عنوان یکی از کنشگران این عرصه، دارای تجربه زیسته در این باره است و می تواند این تجربه معرفتی را بیان کند. مسأله نگارنده در اینجا، اثبات این گزاره است که روش تفهّمِ تفسیری برای چنین مطالعه ای، کارساز و مطابق است. براین اساس، به جنبه های مختلف کاربست این روش پرداخته شده و نسبت آن با دانش ضمنی، مشخص شده است. همچنین آشکار گردیده که این روش با منطق دینی، سازگار است و این گونه نیست که روش متضاد با انگاره علم اجتماعیِ تجدّدی بر علم اجتماعیِ اسلامی تحمیل شود. در پایان نیز به اعتبار این روش پرداخته شده و چندین سازوکار برای اثبات واقع نمایی آن مطرح گردیده که عبارتند از امکان تبیین های بدیل در شرایط عدم قطعیّت، مواجهه و مؤانستِ دیرینه با مسأله، بازاندیشیِ متأمّلانه در آغازها و سازوکارها، انسجام درونیِ گزاره های زیرطبقه و تحلیل تطبیقی در میان تفسیرهای همگون.
۷.

بررسی هستی شناسی واژه بیت در قرآن بر مبنای نظریه استعاره مفهومی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم استعاره مفهومی استعاره هستی شناختی واژه بیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
مقاله حاضر به بررسی استعاره های هستی شناختی واژه «بیت» در قرآن بر اساس نظریه استعاره مفهومی می پردازد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد است کارایی این نظریه را بر اساس داده های قرآنی بسنجد؛ اینکه آیا استعاره به عنوان فرایندی شناختی برای بیان معانی انتزاعی و غیرحسی قرآن، حضوری مؤثّر دارد؟ در این مسیر پس از گردآوری داده ها با استفاده از نرم ا فزار قرآنی و وب سایت دانشنامه اسلامی و با استفاده از تفاسیر تسنیم، المیزان، نور و نمونه و با توجه به دیدگاه معاصر استعاره (لیکاف و جانسون، ١٩٨٠) و اصول استعاره شناختی جاکل (٢٠٠٢) تحلیل داده ها صورت گرفت. در شواهد به دست آمده، واژه بیت و متعلقات آن (درب، سقف، ستون، سریر، راه و ...) و واژه های نزدیک آن (مسکن، منزل، مستقر، مقام و ...)بیانگر مفهوم جایگاه (فیزیکی و معنوی) مورد انس می باشد؛ در این قالب مفاهیمی همچون داخل شدن، خارج شدن، حرکت کردن، مهاجرت کردن، توجه و رو کردن، تقرب و نزدیک شدن و ... واژه هایی همچون نشانه، آیه، وسیله در آیات قرآن کریم، بهتر درک می شود. بنابراین کمک به درک کامل تر کلام وحی و دریافت هدایت قرآنی از کاربردهای عملی این پژوهش می باشد. یافته های این پژوهش، افق جدیدی در اختیار مخاطب قرار می دهد تا به درک بهتری از آیات دست یابد.
۸.

مقایسه قوه متصرفه در فلسفه اسلامی با نواحی ارتباطی مغز در علوم اعصاب(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: متصرفه نواحی ارتباطی ادراک حسی ادراک خیالی ادراک عقلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۰
در فلسفه اسلامی، قوه متصرفه، نقش کلیدی در پردازش اطلاعات ادراکی ایفا می‌کند. این قوه مسئول ترکیب و تفکیک صور حسی و معانی جزئی است و به عنوان حلقه واسط میان ادراک حسی و فعالیت‌های عالی‌تر ذهن عمل می‌کند. در مقابل، علوم اعصاب نواحی ارتباطی مغز را شناسایی کرده که شامل شبکه‌های پیچیده‌ای در قشر مغز هستند و اطلاعات حسی مختلف را یکپارچه و تفسیر می‌کنند. از این رو پژوهش حاضر به این مسئله می‌پردازد که با وجود تشابهات کارکردی میان قوه متصرفه و نواحی ارتباطی مغز، آیا این دو در تبیین حقیقت و علت فاعلی ادراک نیز همسو هستند؟ هدف این است که از طریق مقایسه مفهومی و هستی‌شناختی و با روش تحلیل مقایسه‌ای و با رویکردی تطبیقی، نسبت این دو الگو در تبیین پدیده یکپارچه‌سازی ادراکی روشن گردد.یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هر دو مفهوم در سطح کارکردی اشتراکات ساختاری قابل توجهی دارند، اما در سطح هستی‌شناختی در تعارضی بنیادین قرار می‌گیرند. از منظر صدرایی، علوم اعصاب صرفاً به «علل اعدادی» و سازوکارهای مادی می‌پردازد و از «علت فاعلی» حقیقی ادراک، یعنی نفس (روح) به عنوان خالق صور ادراکی، غافل است. بر این اساس تشابه کارکردی این دو الگو، تمایز هستی‌شناختی آن‌ها را پنهان نمی‌کند و تبیین علوم اعصاب، با تمام دقتی که در توصیف سازوکارها دارد، از نگاه فلسفه صدرایی، قادر به تبیین حقیقت ادراک نیست. این تحلیل، گامی ضروری برای تعیین دامنه و حدود گفت‌وگوی بین‌رشته‌ای فلسفه و علوم اعصاب به شمار می‌آید.
۹.

تفسیر دوگانه انگارانه از «تجربه های نزدیک به مرگ» در بوته آزمایش فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه نزدیک به مرگ روح دوگانه انگاری هوش مصنوعی آزمایش فکری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربه های نزدیک به مرگ(NDE)، مبتنی بر شواهدی از جمله تجربه از مکانهای بسیار دور، کسب آگاهی از گذشته، حال و آینده و مشاهده ورای اشیای فیزیکی می باشند. از این منظر، این تجربه ها بدون وجود روح و بُعد فرامادی امکان پذیر نیست. این رویکرد، تفسیرهای تقلیل گرا و فیزیکالیستی را از توضیح این اتفاقات ناتوان می داند. در این مقاله در صدد پاسخ به این پرسشها هستیم که: آیا بجز فرض وجود روح مجرد، گزینه دیگری برای پذیرش و تبیین تجربه های نزدیک به مرگ وجود ندارد؟ آیا با استفاده از این تجارب میتوان به اثبات وجود روح مجرد در انسان پرداخت؟ این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی و با طراحی یک استدلال از نوع آزمایش فکری به بررسی دیدگاهی می پردازد که براساس آن با توسعه هوش مصنوعی(AI)، اینترنت اشیاء (IoT) و همچنین ترکیب این دو فناوری با عنوان هوش مصنوعی اشیاء(AIoT)، میتوان به وسیله یک ربات یا جسم مجهز به این فناوری، ادعاهای تجربه گران نزدیک به مرگ را بدون نیاز به وجود روح، تکرار و تجربه نمود و یا حتی با اتصال به مغز افراد، آن تجربه ها را بدون وجود حالات نزدیک به مرگ ایجاد کرد. این ادعا میتواند چالشی برای تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربیات نزدیک به مرگ باشد. راقمان این سطور، تفسیرهای فیزیکالیستی و یگانه انگارانه از تجربیات پس از مرگ را تایید نمی کنند؛ اما قصد دارند چالش های نوین پیش روی تفسیرهای دوگانه انگارانه از این تجربیات را مطرح نمایند.
۱۰.

ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ژاک دریدا معرفت شناسی تفاوت ساختارشکنی دیگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
۱۱.

معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری معرفت شناسی یقین استقرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.
۱۲.

تحلیل و بررسی معانی و لوازم کمال جلاء و کمال استجلاء از منظر عارفان مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: کمال جلاء کمال استجلاء کمال ذاتی کمال اسمائی شهود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
از جمله اصطلاحاتی که در طول تاریخ عرفان اسلامی همواره مورد توجّه قرار عارفان الهی بوده است، دو اصطلاح کمال جلاء و استجلاء است. گرچه برخی از ریشه ها و معانی مشابه آن در متون دینی یافت می شود، لکن می توان چنین گفت که واضع این دو اصطلاح عارفان بوده اند. صدرالدین قونوی از جمله عارفانی است در تبیین این دو اصطلاح کوشیده است که درواقع می توان چنین گفت که نخستین عارفی بود که به طور صریح به توضیح آن پرداخته است. پس از وی فرغانی دیگر پیرو مکتب ابن عربی، به طور تفصیلی سعی در تبیین و توضیح این دو اصطلاح کرده است. وی رابطه میان کمال اسمائی و کمال ذاتی را به طور دقیق مورد تبیین قرار داده و لوازم این دو مفهوم را به طور تفصیلی مورد بحث قرار داده است. فناری نیز همین تحلیل وی را مورد پذیرش قرار داده است. نگارنده در این مقاله کوشیده است که تعاریف مختلف این دو اصطلاح و لوازمی که برخی از عارفان الهی از تبیین این دو مفهوم بیان نموده اند را توضیح دهد، از این جهت ارائه تعریفی واحد از این دو اصطلاح دشوار خواهد بود. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی رویکردهای مختلف عارفان الهی در این باره مورد تبیین قرار خواهد گرفت.
۱۳.

تحول جوهر نفسانی و ثبات شخصیت انسان بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول ثبات نفس حرکت جوهری صدرالمتألهین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای به بررسی حرکت جوهری نفس و ارتباط آن با ثبات شخصیت انسان پرداخته است. محور اصلی این پژوهش، چالش اثبات وحدت و بقای موضوع در جریان حرکت جوهری است. این مسئله در فلسفه های پیش از ملاصدرا به شکلی جدی مطرح بوده و بسیاری از فیلسوفان به دلیل ناتوانی در اثبات بقای موضوع در حین حرکت جوهری، تحول تدریجی در جوهر را انکار کرده اند. با استناد به فلسفه صدرایی، مقاله نشان می دهد که حرکت جوهری نفس که تحولی تدریجی در وجود انسان است با ثبات شخصیت او منافاتی ندارد. صدرالمتألهین با طرح «اصالت وجود» و «اعتباری بودن ماهیت»، استدلال کرده است که حرکت در متن وجود رخ می دهد، بی آنکه وحدت هویت و ثبات شخصیت انسان از بین برود. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تبیین نقش مراتب طولی وجود در حفظ هویت واحد انسانی در عین تحولات تدریجی است. همچنین در این نوشتار نشان داده شده که در همان حال که مراتب پایین وجود انسان دستخوش تغییرند، مراتب عالی وجود او ثابت اند.
۱۴.

معیار علم دینی در اندیشه امام خمینی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: امام خمینی علم دینی معیار هستی شناختی معرفت شناختی انسان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۷
مشخص شدن هویت علم دینی و تمایزات آن، تاحد زیادی در گرو تبیین معیارهای علم دینی است. برخی نظریه پردازان این حوزه به اجمال یا تفصیل در این مقوله ورود کرده و عمدتا به سه معیار موضوع، غایت و روش قائل شده اند. مسئله این پژوهش کشف معیارهای علم دینی از نظر امام خمینی با هدف ارائه تعاریفی از علم دینی متناظر با این معیارهاست. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل و تطبیق و با استفاده از داده های کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار امام خمینی در این موضوع پرداخته است. علم دینی در کلام امام خمینی شامل یک معیار کلی برای علوم حقیقی یعنی الهی بودن موضوع علم و سه دسته معیارهای هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه است که مهم ترین آنها عبارتند از: «ظلیت علوم امکانی نسبت به علم الهی، منبعیت عالم غیب نسبت به عالم شهود» به عنوان معیار هستی شناختی، «انطباق با فطرت الهی انسان، آیه ای و نافع بودن» به عنوان معیار معرفت شناختی، «طهارت نفس عالم، دوری از انواع طاغوت، تدین و تعهد» به عنوان معیار انسان شناختی. هریک از معیارهای مذکور به نوعی تسهیل گر معرفی علم دینی مدنظر ایشان بوده و ارائه سه سنخ تعریف هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه از علم دینی از ثمرات این پژوهش است.
۱۵.

رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عشق کمال ابن سینا ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۳
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
۱۶.

مشترک لفظی بودن صفات اراده، حیات و قدرت: بررسی انتقادی دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حیات اراده قدرت اشتراک لفظی تشکیک عامی و خاصی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
ابن سینا در تبیین صفات الهی، به خصوص سه صفت اراده و حیات و قدرت، درعین حال که صفات الهی را معنادار می داند و در روشن ساختن معنای صفات الهی جداً تلاش می نماید، اما نحوه تحلیل او منجر به این برداشت می گردد که در صفات مذکور بین خدا و انسان اشتراک لفظی برقرار است. در جست وجوی علت چنین روی کردی دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست به موضع شیخ الرئیس در بائن دانستن وجود خدا از مخلوقات مربوط می شود که با بررسی مواضع شیخ، این نتیجه به دست آمد که نمی توان چنین احتمالی را علت گرایش ابن سینا به مشترک لفظی بودن صفات سه گانه خداوند  قلمداد نمود. احتمال دوم نیز به حوزه معناشناسی مربوط می شود که با توجه به روی کرد شیخ الرئیس در تعریف صفات الهی و بشری، معلوم می شود  که می توان این عامل را علت گرایش شیخ به قول مذکور دانست؛ اگرچه روی کرد شیخ و لوازم آن با اشکال جدی همراه است؛ به همین دلیل با دو ایراد: ۱) خلط مفهوم و مصداق و ۲) مشترک لفظی شدن تمامی صفات، مبنای شیخ الرئیس نقد و ارزیابی شده است. در پایان این نکته خاطرنشان شده است که معناداری صفات واجب ازنظرِ ابن سینا، با پذیرش تشکیک خاصی قابل توجیه خواهدبود وگرنه باید کلام وی را در این باب غیرمنقّح دانست.
۱۷.

رویکرد ذاتی معرفت در تبیین نظریات علمی از منظر شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریات علمی علیت استقرا شهید صدر رویکرد عقلی رویکرد تجربی رویکرد ذاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۹
نظریات علمی قضایای عام و تعمیم یافته ای هستند که از تکرار مشاهدات خاص ،عمومیت و تعمیم خود را با استقرا بدست آورده اند.در خصوص این سیر از خاص به عام و تعمیمی که دراستقرا هست رویکردهای مختلفی مطرح شده برخی با رویکرد عقلی این تعمیم را بواسطه قیاس و یک سری قضایای پیشینی عقلی تبیین نموده اند، نماینده این رویکرد ،منطق ارسطویی است و برخی دیگر با رویکرد تجربی و حسی نگرشهای مختلفی به این تعمیم داشته اند ، دسته ای این تعمیم را به واسطه استقرای گسترده تر و شاملتر یقینی و قابل اعتماد و دسته ای این تعمیم را بر عدم آن ترجیح داده و آن را بشکل مرجوح پذیرفته اند ولی دسته دیگر این تعمیم را غیر منطقی ، و آن را رد کرده اند وتفسیری روانشناختانه به مسئله استقرا داشته آن را عادت ذهن دانسته و هیچ گونه ارزش منطقی برای آن قائل نیستند. شهید صدر با بررسی این رویکرد ها وتدقیق در اشکالات ،برخی از آنها را وارد دانسته، رویکردی مختص به خود ارائه می دهد این رویکرد را "رویکرد ذاتی معرفت" نام می نهد ایشان در این رویکرد در راستای توسعه و نمو معرفت، نتیجه گیری را به دو شکل می داند "توالد موضوعی" و "توالد ذاتی " و بیان می دارد که اشکال منطق ارسطویی در تبیین تعمیم استقرا این است که صرفا با توالد موضوعی نتیجه گیری می کندمی داند درحالی که بخش اعظم نتیجه گیری با توالد ذاتی انجام می گیرد .این نحوه از نتیجه گیری تنها اختصاص به رویکرد مطروحه خودش دارد
۱۸.

پی جویی دیدگاه ابن سینا در ارتباط با مسئله بازنمایی ذهنی در اندیشه فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معرفت ابن سینا فیلسوفان ذهن نظریه بازنمایی ذهنی نظریه ثابت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
نظریه بازنمایی، یکی از نظریات معرفت شناختی مطرح شده در حکمت سینوی است که در دوران معاصر نیز ، به دلیل قدرت تبیینی بالای آن در چگونگی تحقق شناخت نسبت به عالم خارج، با حصول تغییراتی در آن، مورد پذیرش بسیاری از فیلسوفان ذهن واقع شده است. در همین راستا، این نگارش کوشیده است که با جمع آوری و دسته بندی مطالب از منابع مرتبط و با اتّخاذ روشی تحلیلی، سعی در اثبات این فرضیه نماید که علی رغم وجود فاصله زمانی حدود هزار ساله میان ابن سینا و فیلسوفان ذهن معاصر و گسترش مطالب تجربی مرتبط با این نظریه، علاوه بر آنکه شباهت هایی میان نظرات او و برخی فیلسوفان معاصر وجود دارد، در بسیاری از نقاط اختلاف موجود در میان دیدگاه های او و این فیلسوفان نیز، پاسخ هایی با توجه به مبانی حکمت سینوی می توان ارائه نمود که حاکی از پویایی اندیشه او در مواجهه با مسائل معرفت شناختی معاصر است. علاوه بر این، دلایل وجود مفارقت و مشابهت در میان نظرات او و فیلسوفان معاصر ، از دیگر موارد مورد توجه این نگارش بوده است.
۱۹.

تحلیل انتقادی دیدگاه استاد مطهری در باب ارتباط حق های طبیعی و احکام فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: حقوق طبیعی اصل غایی تناظر حق و تکلیف ظنون نقلی مرتضی مطهری احکام فقهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
حقوق طبیعی درجهان غرب ادوار متفاوتی اعم از سکولار و دینی را پشت سر گذاشته، اما در جهان اسلام کمتر بدان پرداخته شده است. استاد مطهری یکی از معدود فلاسفه و فقهای مسلمان است که به صراحت به مسئله حقوق طبیعی پرداخته و در آثارش به صورت دقیق به بحث های هستی شناختی و معرفت شناختی حقوق طبیعی می پردازد. تحقیق پیش رو با هدف بررسی دیدگاه استاد مطهری در باب ارتباط حق های طبیعی و احکام فقهی انجام شده و سوال اصلی پژوهش این است که ترابط حق های طبیعی با احکام فقهی چگونه است؟ روش تحقیق براساس مطالعات توصیفی - تحلیلی و یافتن ترابط حق های طبیعی و احکام فقهی است. در نگاه استاد مطهری بى توجهى به منزلت عقل و فلسفه احکام باعث شده تا فلسفه اجتماعى اسلام رشد نکند و فقهى غیرمتناسب با سایر اصول و فلسفه اجتماعى اسلام پدید آید. انتقاد شهید مطهری به فقیهان ناوارد بوده و از آنجا که ایشان براساس مبنایی محکم که همان قصور عقل از دریافت مناطات احکام است، به نفی و طرد عقل از ساحت استنباط پرداخته است. پس مادامی که وجه مذکور پاسخ داده نشود، وجهی برای تمسّک به احکام عقل در فرایند استنباط باقی نمی ماند. تاکید همزمان بر عقل گرایی و قطع گرایی در حوزه استنباط ناممکن بوده و در این حوزه امکان سنجی اعتبار و حجّیت ظنون عقلیه قابل مطالعه و ارزیابی است.
۲۰.

علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: علت و معلول علیت فروعات علیت مصادیق علیت معتزله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۱
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان