ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۱.

تحلیل مقایسه ای–انتقادی مبانی معرفت شناختی در اندیشه ملاصدرا و مرلوپونتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی معرفت شناسی ملاصدرا و مرلوپونتی می پردازد. نتایج نشان می دهد که ملاصدرا ادراک را حرکتی تکاملی از حس به عقل و شناخت وجودی می داند، در حالی که مرلوپونتی آن را تجربه ای بدنی و زیسته در پیوند مستقیم و پیشاتأملی با جهان معرفی می کند. در حوزه ی خودشناسی و ادراک دیگری، مرلوپونتی بر هم زیستی و تعامل بدنی تأکید دارد، اما ملاصدرا آن را امری روحانی و عقلانی در مسیر کمال نفس می بیند. همچنین معنا در نگاه مرلوپونتی محصول تجربه ی زیسته است، در حالی که در اندیشه ی ملاصدرا بر پایه ی مراتب نفس شکل می گیرد. با وجود این تفاوت ها، هر دو فیلسوف بر اصالت تجربه و وجود، نقش بنیادین بدن در شناخت و تعامل فعال انسان با جهان تأکید دارند. تفاوت رویکرد فلسفی آنان در روش نیز مشهود است: مرلوپونتی با تکیه بر پدیدارشناسی و تجربه ی مستقیم، و ملاصدرا با بهره گیری از عقل، شهود و وحی. در نهایت، این مطالعه چشم اندازی نو برای بازخوانی و تطبیق فلسفه ی اسلامی و پدیدارشناسی غربی در حوزه ی معرفت شناسی معاصر فراهم می کند و زمینه ی گفت وگوی میان سنت ها را گسترش می دهد.
۲.

نقش خلاقیت انسانی در روش تحقیق تکاملی با تاکید بر علوم اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
خلاقیت انسانی نقشی مهم در ساختن نظریه های علمی دارد. اما گاهی روش شناسی علمی به نحوی تبیین می شود که گویی نظریات علمی با پیروی جبری و مطلق از چند مرحله کاملا مشخص و صرفا منطقی؛ ساخته می شوند. روش شناسی تکاملی با تعیین جایگاه خلاقیت در فرآیند تحقیق با مرزبندی نسبت به رویکردهای کیفی و کمی از «تناسب خلاق» در برابر دو مفهوم «برساخت» و «کشف» سخن به میان می آورد. واژه تناسب هم به ضرورت هماهنگی خلاقیت محقق با ظرفیت های جهان واقع اشاره دارد و هم به سازگاری با گزاره های ارزشی که وضع مطلوب پدیده ها بر اساس آنها استنباط می شود. از دیگر سو عقلانیت، امری ساختاری و اجتماعی و خلاقیت امری فردی و ساختارشکن معرفی می شود. اما در روش شناسی تکاملی تحقیق، برای خلق کیفیت جدید، یک روش سازمانی ارائه می شود که با سازماندهی عمومی (اعم از متخصصان و عموم جامعه) فرآیند شکل گیری یک تصویر جدید از عالم را تا تحقق آن در جامعه هدایت می کند. در این مقاله روش شناسی کمی، روش شناسی کیفی و روش شناسی تکاملی با شیوه استنادی و تحلیل منطقی مقایسه شده و تفاوت های آنها از منظر خلاقیت انسانی در محورهای "نسبت معرفت و هستی"، "اعتبارسنجی"، "هدف و فرآیند تحقیق" و "نقش جامعه در شکل گیری نظریه علمی" بیان شده است.
۳.

ملاک آگاهی اشیاء از دیدگاه صدرایی؛ تجرد یا وجود؟(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۶
در آثار صدرالمتألّهین، مسئله آگاهی اشیاء روندی تدریجی و تحول پذیر را طی می کند. وی در مراحل ابتدایی تفکر خود، اشیای بی جان را فاقد هرگونه آگاهی می دانست؛ اما به مرور از این موضع فاصله گرفت و برای آنها نوعی ادراک ضعیف و حداقلی قائل شد. این دیدگاه میانی نیز در نهایت جای خود را به تبیینی فراگیرتر داد که ریشه در اصول بنیادین حکمت متعالیه، به ویژه نظریه اصالت وجود و گسترش معنای آن دارد. بر این اساس شعور و ادراک نه اموری عارضی یا بیرون از وجود، بلکه از شئون ذاتی آن تلقی می شوند و به تمام مراتب هستی سرایت می کنند. در افق نهایی اندیشه صدرا، با تکیه بر وحدت و تشکیک وجود، آگاهی به منزله حقیقتی مشکّک فهم می شود که متناسب با شدت و ضعف مراتب وجودی تحقق می یابد. ازاین رو، هر موجودی به میزانی که از وجود بهره مند است، از مرتبه ای از آگاهی نیز برخوردار خواهد بود، هرچند در مراتب نازل این آگاهی به شکلی ضعیف و نارس ظهور کند. دیدگاه نهایی صدرالمتألّهین درباره آگاهی همگانی هستی، هم از حیث انسجام درونی با اصول حکمت متعالیه موجه تر است و هم با آموزه های دینی سازگاری بیشتری دارد. افزون بر این، استدلال های مخالفان آگاهی اشیاء از استحکام کافی برخوردار نیست.
۴.

فضای سایبر و نسبت آن با معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
امروزه با ظهور، گشودگی و بسط روزافزون فضای سایبر، به منزله زیست جهان و عرصه دومِ زندگی انسان معاصر و منبع اصلی آگاهی و دانایی او، بررسی ابعاد و وجوه مختلف این عرصه، به ویژه نسبت آن با معرفت، در پرتو رهیافت یا رویکردی فلسفی، ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در این راستا پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستی، هستی و مؤلفه های فضای سایبر، با روش تحلیلی عقلی، درصدد ارائه تصویری از نسبت این فضا با مقوله معرفت است. پژوهش حاضر سعی در اثبات این نکات دارد: 1. در وضعیت کنونی علم و فناوری و نیز براساس مبانی فلسفی واقع گرا، طرح فضای سایبر به مثابه فاعل شناسا (ذهن مند)، منتفی است؛ 2. فضای سایبر و اینترنت، متعلَّق شناخت و معلومِ حصولیِ بشر امروزی بوده و منبع کسب دانش و آگاهی و به منزله ابزاری در خدمت توان افزاییِ قوای ادارکی انسان به شمار می رود؛ 3. فضای سایبر و محتوای آن، به عنوان قسمی شناخت یا معرفت قابل طرح و تبیین نمی باشد؛ چه این که این فضا ذهن مند نیست که شناخت یا معرفتی در خود و از ناحیه خود داشته باشد و 4. فضای سایبر خواه عاملی غیرمعرفتی و خواه عاملی معرفتی لحاظ شود بر معرفت پسینِ (ماتأخر) آدمی تأثیراتِ هم سازنده و هم مخرّب فراوانی می گذارد.
۵.

تفهّم تجربه زیسته تولید علم اجتماعیِ اسلامی (تفسیرگراییِ تعدیل شده به مثابه یک امکان بینابینی)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
ازآنجاکه علم اجتماعیِ اسلامی، چندین دهه است که بیش وکم در مسیر تکوین و تولید قرار گرفته، اما در عین حال، گرفتار رشد کم شتاب و آفات دیگر است، باید به مطالعه این تجربه معرفتی پرداخت و نقصان ها و ضعف های آن را شناسایی کرد. از طرف دیگر، نگارنده به عنوان یکی از کنشگران این عرصه، دارای تجربه زیسته در این باره است و می تواند این تجربه معرفتی را بیان کند. مسأله نگارنده در اینجا، اثبات این گزاره است که روش تفهّمِ تفسیری برای چنین مطالعه ای، کارساز و مطابق است. براین اساس، به جنبه های مختلف کاربست این روش پرداخته شده و نسبت آن با دانش ضمنی، مشخص شده است. همچنین آشکار گردیده که این روش با منطق دینی، سازگار است و این گونه نیست که روش متضاد با انگاره علم اجتماعیِ تجدّدی بر علم اجتماعیِ اسلامی تحمیل شود. در پایان نیز به اعتبار این روش پرداخته شده و چندین سازوکار برای اثبات واقع نمایی آن مطرح گردیده که عبارتند از امکان تبیین های بدیل در شرایط عدم قطعیّت، مواجهه و مؤانستِ دیرینه با مسأله، بازاندیشیِ متأمّلانه در آغازها و سازوکارها، انسجام درونیِ گزاره های زیرطبقه و تحلیل تطبیقی در میان تفسیرهای همگون.
۶.

بررسی هستی شناسی واژه بیت در قرآن بر مبنای نظریه استعاره مفهومی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقاله حاضر به بررسی استعاره های هستی شناختی واژه «بیت» در قرآن بر اساس نظریه استعاره مفهومی می پردازد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد است کارایی این نظریه را بر اساس داده های قرآنی بسنجد؛ اینکه آیا استعاره به عنوان فرایندی شناختی برای بیان معانی انتزاعی و غیرحسی قرآن، حضوری مؤثّر دارد؟ در این مسیر پس از گردآوری داده ها با استفاده از نرم ا فزار قرآنی و وب سایت دانشنامه اسلامی و با استفاده از تفاسیر تسنیم، المیزان، نور و نمونه و با توجه به دیدگاه معاصر استعاره (لیکاف و جانسون، ١٩٨٠) و اصول استعاره شناختی جاکل (٢٠٠٢) تحلیل داده ها صورت گرفت. در شواهد به دست آمده، واژه بیت و متعلقات آن (درب، سقف، ستون، سریر، راه و ...) و واژه های نزدیک آن (مسکن، منزل، مستقر، مقام و ...)بیانگر مفهوم جایگاه (فیزیکی و معنوی) مورد انس می باشد؛ در این قالب مفاهیمی همچون داخل شدن، خارج شدن، حرکت کردن، مهاجرت کردن، توجه و رو کردن، تقرب و نزدیک شدن و ... واژه هایی همچون نشانه، آیه، وسیله در آیات قرآن کریم، بهتر درک می شود. بنابراین کمک به درک کامل تر کلام وحی و دریافت هدایت قرآنی از کاربردهای عملی این پژوهش می باشد. یافته های این پژوهش، افق جدیدی در اختیار مخاطب قرار می دهد تا به درک بهتری از آیات دست یابد.
۷.

نگاهی انتقادی به نظریه ابتناء(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقاله حاضر به بررسی «نظریه ابتناء» استاد علی اکبر رشاد می پردازد. این نظریه، فرایند تکوّن و تطور معرفت دینی را برایند تأثیر و تعامل متداوم و دیالکتیکی «مبادی خمسه» (منبع شناختی، معرفت شناختی، دین شناختی، فاعل شناختی و مخاطب شناختی) تبیین می کند. مهم ترین وجه قوت نظریه، جامعیت و رویکرد سیستمی آن در پوشش کل حوزه های معرفت دینی است که فراتر از محدوده سنتی علم اصول عمل می کند. با این حال قریب ده ایراد و ابهام در نظریه وجود دارد، از جمله ابهام ماهوی و درهم آمیختگی میان ساحت توصیف و تجویز است؛ نظریه میان «فلسفه معرفت دینی» (توصیف چگونگی شکل گیری فهم) و «منطق فهم دین» (ارائه روش معتبر اکتشاف) در نوسان است و در نتیجه، معیار روشنی برای احراز حجّیت معرفت دینی به دست نمی دهد. در نهایت پیشنهاداتی برای تکمیل و اصلاح نظریه مطرح گردیده که مهم ترین پیشنهاد ، تفکیک دقیق دو ساحت توصیف و تجویز است. به نظر می رسد تفکیک نظریه در دو سطح مجزا به گونه ای که در سطح اول به توصیف تحلیلی فرایند تکوّن معرفت دینی پرداخته و در سطح دوم، به استخراج معیارهای هنجاری و ضوابط حجیت کشف صائب معرفت دینی بپردازد، امکان بیشتری را برای اینکه این نظریه از یک گزارش تفصیلی به یک دستگاه روش شناختی کارآمد تبدیل شود فراهم می کند.
۸.

مقایسه قوه متصرفه در فلسفه اسلامی با نواحی ارتباطی مغز در علوم اعصاب(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
در فلسفه اسلامی، قوه متصرفه، نقش کلیدی در پردازش اطلاعات ادراکی ایفا می‌کند. این قوه مسئول ترکیب و تفکیک صور حسی و معانی جزئی است و به عنوان حلقه واسط میان ادراک حسی و فعالیت‌های عالی‌تر ذهن عمل می‌کند. در مقابل، علوم اعصاب نواحی ارتباطی مغز را شناسایی کرده که شامل شبکه‌های پیچیده‌ای در قشر مغز هستند و اطلاعات حسی مختلف را یکپارچه و تفسیر می‌کنند. از این رو پژوهش حاضر به این مسئله می‌پردازد که با وجود تشابهات کارکردی میان قوه متصرفه و نواحی ارتباطی مغز، آیا این دو در تبیین حقیقت و علت فاعلی ادراک نیز همسو هستند؟ هدف این است که از طریق مقایسه مفهومی و هستی‌شناختی و با روش تحلیل مقایسه‌ای و با رویکردی تطبیقی، نسبت این دو الگو در تبیین پدیده یکپارچه‌سازی ادراکی روشن گردد.یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هر دو مفهوم در سطح کارکردی اشتراکات ساختاری قابل توجهی دارند، اما در سطح هستی‌شناختی در تعارضی بنیادین قرار می‌گیرند. از منظر صدرایی، علوم اعصاب صرفاً به «علل اعدادی» و سازوکارهای مادی می‌پردازد و از «علت فاعلی» حقیقی ادراک، یعنی نفس (روح) به عنوان خالق صور ادراکی، غافل است. بر این اساس تشابه کارکردی این دو الگو، تمایز هستی‌شناختی آن‌ها را پنهان نمی‌کند و تبیین علوم اعصاب، با تمام دقتی که در توصیف سازوکارها دارد، از نگاه فلسفه صدرایی، قادر به تبیین حقیقت ادراک نیست. این تحلیل، گامی ضروری برای تعیین دامنه و حدود گفت‌وگوی بین‌رشته‌ای فلسفه و علوم اعصاب به شمار می‌آید.
۹.

دلالت در نظریه فیلم ویوین سابچک: بازخوانی از منظر پدیدارشناسی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
ویوین سابچک از نظریه پردازان زن سینمای آمریکا است که با تاثیر از مرلوپونتی کتاب خود به نام «خطاب چشم: پدیدارشناسی تجربه فیلم» را نگاشت و رویکردی وجودی-پدیدارشناختی را به سینما اتخاذ کرد. سابچک با الهام از مرلوپونتی به سینما ظرفیت دلالتی می دهد و در ساختار دلالت سینمایی دو عنصر آگاهی متجسد و گوشت را وارد می کند. صحبت از گوشت در سینما ما را به حوزه هستی شناسی سینما می برد و دلالت را با وجود یکی می انگارد. دلالت با دو مدالیته تجربه وجودی یعنی ادراک و بیان شکل می گیرد. ادراک و بیان از حالات وجود مجسم در جهان است که در ساختار آینه ای گوشت معکوس می شوند و معنا در ضخامت این تجربه وجودی شکل می گیرد. از نظر سابچک، دوربین به مثابه ادراک و پروژکتور به مثابه بیان در سینما ظرفیت دلالتی سینما و به تعبیری ظرفیت وجودی آن را افزایش می دهند. بدین شکل که حرکت بصری دوربین تبدیل به کوگیتویی می شود که انتخاب گر است و بیان پروژکتور از دل معانی کهنه معنایی نو پدیدار می کند. این اعمال دوربین و پروژکتور در سینما به هیچ وجه مکانیکی نیست و ما را به سمت تجربه وجودی سوق می دهد.
۱۰.

بررسی سفرنامه های معنوی در فلسفه ایران باستان و فلسفه اسلامی: مطالعه موردی ارداویراف نامه و رساله الطیر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
این پژوهش مطالعه ای درباره دو اثر اَرداویراف نامه در سنت فکری ایران باستان و رساله الطیر ابن سینا در دوران اسلامی برای فهم شباهت ها و تفاوت ها میان این دو اثر است. وجه تمایز رویکرد اتخاذ شده در ارداویراف نامه این است که نگارنده در این سفرنامه معنوی، مشاهدات خود را از سیر روح به بهشت، برزخ و دوزخ ارائه داده است. با این حال هرچند که ابن سینا نیز در رساله الطیر نیز یک سفرنامه معنوی را تحریر کرده است ولی مفاد آن مربوط به سیر نفس ناطقه به سوی کمال و سعادت حقیقی است. افزون بر این، با تأمل در این دو سفرنامه معنوی در می یابیم که این دو اثر از سه جهت بافت، روش و مبانی قابلیت بررسی و مقایسه دارند و اهمیت بررسی این دو سفرنامه معنوی براساس این سه جهت آن است که باعث فهم قرابت فکری میان سنت فکری ایران باستان و سنت فکری در دوران ایران اسلامی می گردد. همچنین پس از انجام این مطالعه دریافته شد که با وجود تشابه و اختلاف در سه حیث بافت، روش و مبانی، در هر دو اثر از استکمال نفس سخن رفته است و استکمال نفس و محصول آن یعنی سعادت به عنوان مبنای اساسی این دو رساله با یک دیگر مشترک است.
۱۱.

روش شناسی رویکرد فلسفی – تفسیری حکمت متعالیه در مسئله «علم خداوند»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۲
بی تردید مسئله «هویت علم خداوند» از منظر حکمت متعالیه بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما روش شناسی صدرالمتألهین در اثبات و تبیین آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد فلسفی – تفسیری ملاصدرا در مسئله «علم خداوند» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی _ توصیفی انجام شده است. پرسش پیش رو این است که چگونه این اندیشمند با بهره گیری از متن دینی، به اثبات و تبیین فلسفی «هویت علم خداوند پرداخته است؟ از آنجا که تاثیر روش شناسی اندیشمندان شاخص هر علم، تاثیر مستقیم بر امتداد آن علم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیاز تحلیل چگونگی بهره گیری صدرالمتألهین از متن دینی، در این مسئله فلسفی، شناخت دقیق از تعریف و تبیین او از علم خداوند است. نظر به این رویکرد، هویت علم خداوند، «عدم غیبت از ذات خود و اشیاء» می باشد و متن دینی، علم خداوند را بر محور عدم غیبت ذات خداوند از اشیاء توصیف می نماید. نویسنده معتقد است که ملاصدرا در این تحلیل از «روش عام» فلسفی بهره برده است. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تبیین نگاه فلسفی ملاصدرا در مسئله علم خداوند یا تطبیق نظریه او با متن دینی، پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به روش شناسی این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که روش او در مسئله علم خداوند، روش عام فلسفی است به این معنا که او از طریق مراجعه به متون دینی می تواند واقعیت را کشف کند، اما این کشف به طور مستقل انجام نمی شود و او این مسیر را به تنهایی طی نکرده است؛ بلکه فهم او از واقعیت تابع متن دینی می باشد.
۱۲.

بررسی اشکال تای به تصورپذیر بودن ایده زامبی چالمرز(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
چالش بین فیزیکالیسم و ضد فیزیکالیسم با ایده زامبی فلسفی وارد فضای جدیدی شده است. یکی از طرفداران اصلی ایده زامبی، چالمرز است. روشی که وی برای اثبات مدعای خود برگزیده، آزمایش فکری است. نکته محوری آزمایش فکری چالمرز در زامبی و جهان آن، تمایز بین کیفیت های پدیداری و کیفیت های کارکردی است. آنچه در جهان زامبی وجود ندارد، کیفیت های پدیداری است. در حالیکه همه انواع کیفیت های کارکردی در چنین جهانی و هم چنین در زامبی یافت می شود. مایکل تای در مخالفت با چالمرز با پیش فرض گرفتن چارچوب وی، آزمایش فکری جدیدی سامان می دهد تا نشان دهد گرچه در ابتدای مسیر، ایده زامبی تصورپذیر به نظر می رسد اما در ادامه به دلیل بروز شکاف های پرنشدنی به تناقضی درونی می رسد که در نهایت ایده زامبی و جهان آن را تصورناپذیر می کند. هدف این نوشتار بررسی آزمایش فکری تای و اشکالات آن است تا داوری مناسبی از آنچه صحیح است به دست دهد.
۱۳.

تحلیل انتقادی دیدگاه استاد مطهری در باب ارتباط حق های طبیعی و احکام فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۲
حقوق طبیعی درجهان غرب ادوار متفاوتی اعم از سکولار و دینی را پشت سر گذاشته، اما در جهان اسلام کمتر بدان پرداخته شده است. استاد مطهری یکی از معدود فلاسفه و فقهای مسلمان است که به صراحت به مسئله حقوق طبیعی پرداخته و در آثارش به صورت دقیق به بحث های هستی شناختی و معرفت شناختی حقوق طبیعی می پردازد. تحقیق پیش رو با هدف بررسی دیدگاه استاد مطهری در باب ارتباط حق های طبیعی و احکام فقهی انجام شده و سوال اصلی پژوهش این است که ترابط حق های طبیعی با احکام فقهی چگونه است؟ روش تحقیق براساس مطالعات توصیفی - تحلیلی و یافتن ترابط حق های طبیعی و احکام فقهی است. در نگاه استاد مطهری بى توجهى به منزلت عقل و فلسفه احکام باعث شده تا فلسفه اجتماعى اسلام رشد نکند و فقهى غیرمتناسب با سایر اصول و فلسفه اجتماعى اسلام پدید آید. انتقاد شهید مطهری به فقیهان ناوارد بوده و از آنجا که ایشان براساس مبنایی محکم که همان قصور عقل از دریافت مناطات احکام است، به نفی و طرد عقل از ساحت استنباط پرداخته است. پس مادامی که وجه مذکور پاسخ داده نشود، وجهی برای تمسّک به احکام عقل در فرایند استنباط باقی نمی ماند. تاکید همزمان بر عقل گرایی و قطع گرایی در حوزه استنباط ناممکن بوده و در این حوزه امکان سنجی اعتبار و حجّیت ظنون عقلیه قابل مطالعه و ارزیابی است.
۱۴.

رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۴۶
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
۱۵.

تحلیل آرای مثبتان و منکران قاعده الواحد در سنت فلسفی و کلامی با تأکید بر نوآوری های ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
«قاعده الواحد» به مثابه اصلی بنیادین در تبیین علیت و نظام صدور، امتناع صدور کثیر از واحد بالذات را لازمه بساطت و وحدت حیث تعقل و تعلق آن می داند؛ زیرا صدور کثیر متوقف بر حیثیات متکثره و تعینات متباینه در مبدأ فاعلی است که با اطلاق وحدت حقیقی ذات واجب الوجود در تعارض است. ابن سینا و خواجه نصیر در سنت مشاء، این قاعده را از بدیهیاتی نزدیک به فطریات عقل معرفی کرده اند؛ در مقابل، متکلمانی چون شیخ مفید و غزالی با استناد به تجرد مطلق ذات و توحید افعالی، قاعده الواحد را نفی و صدور کثرت را با تساوی نسبت فعل الهی به ممکنات و نفی ترجیح بلامرجح توجیه می کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با شیوه تطبیقی و انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ابتدا به تبیین مفهوم الواحد می پردازد و سپس مهم ترین آرای مثبتان و منکران این قاعده را بررسی و در بعضی فروض نقد می کند و درنهایت بر دیدگاه ملاصدرا و نوآوری او تأکید می ورزد. منشأ انکار الواحد بر اساس این پژوهش، نداشتن تصور صحیح وحدت حقیقی و بساطت ذات واجب است و رأی مختار، دیدگاه ملاصدرا است که با ارتقای تبیین الواحد به رویکردی تجلّی محور و تلقی صدور به مثابه تجلی وجود بسیط الحقیقه، نظامی منسجم بنا می نهد که هم مقتضای برهان عقلی و هم هم ساز با شهود عرفانی است؛ در این نگاه، کثرت نه نافی وحدت، بلکه مرتبه ای از تعین حقیقت واحد است و رابطه واحد و کثیر نه تقابل عرضی، بلکه تشأن طولی در سیر وجود است.
۱۶.

مدرسه فلسفی سبزوار: از شکوفایی تا افول؛ واکاوی علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
مدرسه فلسفی سبزوار، که در نیمه قرن سیزدهم هجری به همت حاج ملاهادی سبزواری تأسیس شد، یکی از تأثیرگذارترین مراکز فلسفی ایران در دوران قاجار بود. این حوزه که تا سه نسل به حیات خود ادامه داد، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش و تأثیر شگرف آن بر اندیشه فلسفی ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران تاریخ فلسفه اسلامی بوده است. این پژوهش به بررسی علل شکوفایی و افول این مدرسه می پردازد و تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی سبب رونق چشمگیر آن در دوران حیات بنیان گذارش شد و چرا پس از درگذشت وی رو به افول نهاد. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت علمی و فکری ممتاز حکیم سبزواری، تمرکز بر حکمت متعالیه، روش آموزشی متمرکز بر سلوک عملی، و جذب گسترده شاگردان از سراسر ایران و جهان اسلام، از مهم ترین عوامل شکوفایی این مدرسه بودند. در مقابل، وابستگی شدید آن به شخصیت مؤسس، ظهور مراکز فلسفی رقیب در تهران و مشهد، موقعیت سیاسی جغرافیایی سبزوار، فقدان نوآوری و عدم توجه به فلسفه های جدید، از جمله عوامل اصلی افول آن به شمار می روند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی، نشان می دهد که مدرسه فلسفی سبزوار، علی رغم افول تدریجی، تأثیرات عمیقی بر تداوم و توسعه حکمت متعالیه در ایران بر جای گذاشته است.
۱۷.

ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۲
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
۱۸.

تحول جوهر نفسانی و ثبات شخصیت انسان بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای به بررسی حرکت جوهری نفس و ارتباط آن با ثبات شخصیت انسان پرداخته است. محور اصلی این پژوهش، چالش اثبات وحدت و بقای موضوع در جریان حرکت جوهری است. این مسئله در فلسفه های پیش از ملاصدرا به شکلی جدی مطرح بوده و بسیاری از فیلسوفان به دلیل ناتوانی در اثبات بقای موضوع در حین حرکت جوهری، تحول تدریجی در جوهر را انکار کرده اند. با استناد به فلسفه صدرایی، مقاله نشان می دهد که حرکت جوهری نفس که تحولی تدریجی در وجود انسان است با ثبات شخصیت او منافاتی ندارد. صدرالمتألهین با طرح «اصالت وجود» و «اعتباری بودن ماهیت»، استدلال کرده است که حرکت در متن وجود رخ می دهد، بی آنکه وحدت هویت و ثبات شخصیت انسان از بین برود. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تبیین نقش مراتب طولی وجود در حفظ هویت واحد انسانی در عین تحولات تدریجی است. همچنین در این نوشتار نشان داده شده که در همان حال که مراتب پایین وجود انسان دستخوش تغییرند، مراتب عالی وجود او ثابت اند.
۱۹.

بررسی نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۱
از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان، ارزش گذاری آثار هنری است که برای این کار، تعیین معیاری ثابت و مشخص در جهت ارزیابی آثار هنری ضروری به نظر می رسد؛ زیرا اگر نتوان به معیاری ثابت دست پیدا کرد، نمی توان مرز دقیقی بین هنر و دیگر عرصه های فعالیت انسان مشخص نمود. همچنین در صورت نسبی بودن این معیار، نمی توان از آثار برتر تقدیر کرد و آثار ضعیف را در درجه پایین تر دسته بندی نمود. در این حالت انسان دچار سردرگمی می شود و کارکرد هنر که کمک به شناخت و فهم بهتر انسان از خود و کمالات حقیقی خود است، از بین می رود. بر این اساس نوشته حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی انتقادی به بررسی نظرات آیت الله مصباح یزدی درباره نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری در فلسفه اسلامی بپردازد. از منظر ایشان ارزش هنری، اگرچه مانند دیگر ارزش ها منشأئی غیر از مطلوبیت ندارد، اما این نوع مطلوبیت به علت یافت شدن زیبایی در اثر هنری، خاص هنر است. همچنین ملاک ارزش حقیقی در همه انواع هنر، در نهایت، سازگاری و ملائمت اثر هنری با کمال خاص انسانی است و ارزش هنری با اثر هنری رابطه ای ابزاری دارد و تنها در ارتباط با بیرون از اثر هنری فهم می شود. ایشان اگرچه ارزش هنری را در نسبت با مرتبه مخاطب نسبی می داند، اما در نهایت با ذات گرایی در هنر موافق تر است و در پاسخ به سؤال درخصوص نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری، آن را در نگاه کلان و با لحاظ کمال حقیقی انسانی غیرنسبی و ثابت می داند و ارزش گذاری را که متناسب با ادراک لذت وهمی باشد ارزش گذاری غیر صحیح و غیر اصیل می شمارد.
۲۰.

بررسی استعاره های مفهومی آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد شناختی لیکاف و جانسون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۸
استعاره در دیدگاه نوین، برخلاف دیدگاه سنتی که آن را وابسته به زبان می دانست و در سطح الفاظ رخ می داد، به-عنوان هسته ی بنیادین معناشناسی شناختی مطرح شد و پس از ارائه ی نظریه ی استعاره ی مفهومی توسط لیکاف و جانسون، مفهومی فراتر یافت. به نظر آن ها، در استعاره، یک قلمرو مفهومی را براساس قلمرو مفهومی دیگر بیان می کنیم. به بیانی دیگر، میان دو قلمرو، مفهومی متفاوت از طریق نگاشت برقرار می کنیم. زبان شناسان الگوهای موجود در ساختار مفهومی واژه ها و عبارات استعاری را به عنوان شاهدی جهت وجود استعاره های مفهومی ذهنی مورد تحلیل قرار می دهند. مقاله حاضر در صدد یافتن استعاره های مفهومی در آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد لیکاف و جانسون می باشد. هدف از این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که استعاره مفهومی چه نقشی در تصویرسازی واژه «کیل»، «میزان» و «قسطاس» دارد؟ پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد زبان شناسی شناختی صورت گرفته است. نتایج حاصل از تطبیق حوزه های مقصد بر مبدأ نشان دهنده این است که مفاهیم انتزاعی و نامحسوس در آیات مربوط به وزنه و سنجش، از طریق نام نگاشت هایی مانند عدالت، نظم و هماهنگی در نظام آفرینش، عمل، ادای حق ملموس تر شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان