فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۱٬۲۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کارکردهای اجرایی فرایندهای شناختی را کنترل، هدایت و هماهنگ می کنند. هدف تحقیق حاضر مقایسه فعالیت الکتریکی مناطق مختلف مغز در یادگیری آشکار و پنهان یک مهارت حرکتی در دختران نوجوان با کارکردهای اجرایی سرد است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی، با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که 20 دختر 12 تا 14 ساله بصورت هدفمند بر اساس نمره آزمون های کاگلب انتخاب و در دو گروه یادگیری آشکار و پنهان قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون افراد 15 پرتاب دارت داشتند و همزمان امواج مغزی با دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس هر دو گروه به مدت پنج روز متوالی با آموزش های متفاوت جلسات تمرینی 60 دقیقه ای را پشت سر گذاشتند. بعد از اتمام تمرینات، روز ششم آزمون یادداری و انتقال انجام شد. نتایج با استفاده از نرم افزار متلب، اس .پی. اس. اس و اکسل در سطح معناداری 0/05 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد پاسخ بخش های مختلف سیستم عصبی در قالب انواع امواج مغزی در پنج منطقه مغز DLPFC، OFC، CF، Frontal، All Frontal به روش یادگیری آشکار معنادار بوده است و به روش یادگیری پنهان معنادار نبوده است. نتیجه گیری: براساس نتایج حاضر می توان گفت روش یادگیری آشکار باعث ایجاد تغییرات مثبتی در سطح قشر مغزی می شود ولی یادگیری پنهان نیاز به تقویت بلندمدت دارد. بنابراین، یادگیری آشکار می تواند یک مداخله مؤثر برای بهبود امواج مغزی و ارتقای یادگیری مهارت حرکتی در افراد با کارکرد اجرایی سرد در کوتاه مدت باشد.
The Impact of Celebrity Endorsements on Brand Image, Brand Loyalty, and Repurchase Intentions in the Sports Industry: A Case Study of Nike Product in Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the impact of celebrity endorsements on brand image, brand loyalty, and repurchase intentions within the sports industry, specifically focusing on Nike Product in Tehran, Iran. Employing a survey-based approach with 400 participants, the study utilizes a Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) technique to analyze the relationships between these key variables. The findings reveal a significant positive effect of celebrity endorsement on both brand loyalty and brand image among Nike customers in Tehran. Furthermore, the study demonstrates that brand image and brand loyalty both mediate the relationship between celebrity endorsement and repurchase intention. These results highlight the crucial role of celebrity endorsements in enhancing brand perception, fostering customer loyalty, and ultimately driving sales within the competitive sports industry.
The Role of Relationship Marketing on Brand Equity: The Mediating Role of Brand Identification and Brand Experience (A Case Study of Isfahan Fitness Clubs)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Relationship marketing is considered an influential factor in changing customer purchasing behavior and plays an important role in the development of sport clubs' brand equity. This research aims to investigate the role of relationship marketing on brand equity with the mediating role of brand identification and brand experience in Isfahan fitness clubs during the year 2024. The study is applied in nature and was conducted using a survey method. The research instruments included standard questionnaires measuring relationship marketing, brand equity, brand identification, and brand experience. The reliability coefficients of the questionnaires were estimated at 0.82, 0.81, 0.86, and 0.74, respectively. The statistical population consisted of 384 customers of Isfahan fitness clubs. The findings revealed that relationship marketing had a significant impact on brand equity (β=0.33, t=6.94, p<0.01), brand identification (β=0.48, t=11.17, p<0.01), and brand experience (β=0.55, t=15.86, p<0.01). Additionally, brand identification (β=0.32, t=6.72, p<0.01) and brand experience (β=0.24, t=5.16, p<0.01) had a significant effect on brand equity. Since previous studies have mostly focused on the importance of relationship marketing in non-sport organizations, the present research underscores the importance of evaluating its effect on brand equity in sport clubs, considering the mediating role of brand identification and experience.
الگوی توسعه مدیریت مالی در هیات های ورزشی با بکارگیری مدل های زبانی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
601 - 628
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، توسعه مدیریت مالی در هیات های ورزشی با بکارگیری مدل های زبانی هوش مصنوعی بود. روش شناسی این پژوهش از نوع کیفی بوده است. داده ها از طریق مصاحبه با مدل های زبانی ChatGPT، Command-R، Claude، Google Gemini، Mistral و LLaMA جمع آوری و با هوش مصنوعی تاک بات کد گذاری اولیه انجام پذیرفت، سپس به جهت تایید کدها، محققین کدهای استخراجی را بازکدگذاری نمودند و سپس با رویکرد ساخت گرایانه چارمز تجزیه و تحلیل شد. روایی و پایایی پژوهش با استفاده از روش مثلث سازی، کدگذاری مجدد توسط متخصیص حوزه مالی در ورزش و ضریب پایایی کاپای کوهن تایید گردید. در نتیجه 240 کد اولیه شناسایی شد که در مراحل بعد به 28 کد متمرکز و در نهایت به 10 کد محوری تقلیل یافت. یافته ها شامل سلامت مالی و پاسخگویی، بهبود افشا در گزارش های مالی، برنامه ریزی بودجه عملیاتی، تحلیل داده های مالی با مبنای تعهدی، مدیریت ریسک مالی، مدیریت جریان نقدینگی، مدیریت هزینه ها و بهبود فرآیندها، سرمایه انسانی، سرمایه گذاری و حامیان مالی و استفاده از فناوری های پیشرفته مالی بر بستر بلاک چین می باشد. این محورها به صورت زنجیره ای و به هم پیوسته هستند و هر محور به تقویت محورهای دیگر کمک می نماید. الگوی ارائه شده به بهبود شفافیت، دقت برنامه ریزی بودجه و مدیریت ریسک مالی در هیات های ورزشی کمک می کند و پیاده سازی این الگو می تواند به افزایش پایداری و رشد مالی هیات های ورزشی در بلندمدت منجر شود.
Digital and AI-Driven Transformation in Para-Sport Organizations: Inclusive Management, Strategic Innovation, Ethical Implications, and Future Scenarios
منبع:
Journal of Asian Paralympic Movement, Volume ۵, Issue ۲, ۲۰۲۵
181 - 206
حوزههای تخصصی:
The convergence of digital transformation and artificial intelligence (AI) is reshaping sports globally, yet para-sport organizations face uniquely complex challenges, from precision in classification to equitable access to technology. Despite growing interest, research remains fragmented, lacking an integrated framework linking technological capability, ethical governance, and inclusivity imperatives. This narrative review critically synthesizes contemporary evidence (2005–2025) to illuminate how AI and digital systems can reconfigure para-sport governance, performance optimization, and athlete empowerment. Literature was sourced from major scholarly databases, analyzed thematically, and integrated into a foresight-oriented conceptual model. Findings reveal five strategic domains: organizational digital readiness; AI applications for adaptive training and decision-making; governance frameworks for ethical and transparent implementation; mitigation of algorithmic bias; and future scenario planning for resilient, inclusive systems. Opportunities include enhancing classification accuracy, personalizing performance strategies, and democratizing digital resources. However, risks such as entrenched bias, data governance failures, and regulatory fragmentation remain critical threats. This review advocates for urgent, coordinated action to integrate ethics, accessibility, and co-creation into AI development. Policy recommendations include stakeholder-driven algorithm design, routine bias audits, capacity-building initiatives, and harmonized global regulatory standards. Ultimately, para-sport stands at a pivotal inflection point: without intentional, equity-focused strategies, technological advances risk reinforcing structural disparities.
مطالعه میزان مشارکت گیمرهای ورزش های الکترونیک در فعالیت های جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
23 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی میزان مشارکت گیمرهای ورزش های الکترونیکی در فعالیت های جسمانی و شناسایی عوامل موثر بر رفتار و تمایلات آن ها نسبت به مشارکت در فعالیت های بدنی بود.روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل گیمرهای نسل زد (متولدین سال های 1373 تا 1388) ساکن ایران بودند که در ورزش های الکترونیکی به صورت حرفه ای یا تفریحی فعالیت داشتند و حداقل یک سال تجربه مرتبط در این حوزه را دارا بودند. این افراد به صورت در دسترس از میان سکوهای گیمینگ، انجمن های آنلاین، باشگاه های ورزش های الکترونیکی و سایر اجتماعات مرتبط شناسایی شدند. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده و تعداد 408 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسش نامه استاندارد شامل پرسش نامه تئوری رفتار برنامه ریزی شده (شامل سنجش نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری درک شده و میل رفتاری)، پرسش نامه سودمندی و لذت درک شده (برای ارزیابی برداشت کاربران از ارزش ها و تجربه های خوشایند حاصل از فعالیت بدنی) و پرسشنامه محقق ساخته مشارکت در فعالیت های بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار PLS4 استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای کنترل رفتاری درک شده و هنجار ذهنی، تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل بازیکنان ورزش های الکترونیکی برای مشارکت در فعالیت های جسمانی دارند. همچنین نگرش مثبت بازیکنان نسبت به فعالیت های بدنی، به ویژه زمانی که با لذت و سودمندی درک شده همراه است، نقش مهمی در تقویت میل رفتاری آن ها ایفا می کند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که برای افزایش مشارکت بازیکنان ورزش های الکترونیکی در فعالیت های جسمانی، توجه به عوامل روان شناختی مانند کنترل رفتاری درک شده، نگرش مثبت، و هنجارهای اجتماعی ضروری است. برنامه ریزان حوزه ورزش و سلامت می توانند با طراحی کمپین های آگاهی بخشی جذاب و مبتنی بر فرهنگ بین نسلی، بر لذت و سودمندی فعالیت های بدنی تأکید کرده و نگرش مثبت نسبت به این فعالیت ها را تقویت کنند.
نشانه شناختی ارتباطات کلامی برنامه رادیویی ورزش در فارس
حوزههای تخصصی:
از شاخص توده بدنی، دور کمر و دور لگن برای اندازه گیری چاقی استفاده می شود، اما عملاً به دلایل مختلف انجام دقیق این معیارها دشوار است، اخیرا از دور گردن و دور مچ دست به عنوان یک شاخص جایگزین استفاده می شود. از آنجایی که گزارش کمی در مورد چنین مطالعات آنتروپومتریک در ایران وجود دارد، هدف ما یافتن ارتباط بین دور گردن و دور مچ دست با دور کمر و تعیین نقاط برش برای اندازه گیری چاقی بود. این مطالعه مشاهده ای مقطعی روی 112 شرکت کننده (63 مرد و 49 زن) با سن بالای 23 سال در زنان و مردان شاغل انجام شد. نشانگرهای آنتروپومتریک شامل قد، وزن، دور کمر، دور گردن و دور مچ دست اندازه گیری شد. از آمار توصیفی برای بررسی ویژگی های آزمودنی ها و از آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد. همچنین از نمودار ROC جهت تعیین نقاط برش هر شاخص استفاده گردید. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت قوی بین دور گردن با دور کمر در هر دو گروه مردان و زنان وجود دارد (r=0.741 در مردان و r=0.621 در زنان). دور مچ دست نیز با دور کمر در هر دو گروه مردان و زنان (r=0.577 در مردان و r=0.607 در زنان) همبستگی مثبت معناداری نشان داد. نقاط برش دور گردن برای زنان و مردان به ترتیب cm 35 و cm38.5 بود. همچنین نقاط برش برای دور مچ دست برای زنان cm 15.5 و برای مردان cm 17.5 بود. بنابراین دور گردن و دور مچ دست ابزاری مفید، کاربردی و ارزان است که می تواند برای شناسایی، ارزیابی و پایش افراد دارای اضافه وزن و چاق مورد استفاده قرار گیرد
تاثیر انزوا و فراموش شدگی معلمان ورزش بر خستگی عاطفی سازمانی با میانجی گری استرس شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر انزوا و فراموش شدگی معلمان ورزش بر خستگی عاطفی سازمانی با میانجی گری استرس شغلی بود. روش تحقیق حاضر توصیفی و از لحاظ هدف کاربردی بود که به شکل میدانی انجام شد. داده های این تحقیق به صورت میدانی و با استفاده از پرسش نامه گردآوری شد. جامعه آماری این تحقیق معلمان ورزش مقطع متوسطه شهر تهران بودند و با استفاده از جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد. در این پژوهش برای آزمون مدل و فرضیه های تحقیق از مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در نرم-افزار SPSS و Smart Pls برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که انزوا و فراموش شدگی بر خستگی عاطفی معلمان ورزش شهر تهران تاثیر مثبت دارد. همچنین، انزوا و فراموش-شدگی بر استرس شغلی معلمان ورزش شهر تهران تاثیر مثبت دارد. همچنین، نقش میانجی استرس شغلی در رابطه انزوا و فراموش شدگی و خستگی عاطفی معلمان ورزش شهر تهران تاثیر مثبت دارد، بنابراین استرس شغلی در این بین نقش میانجی را ایفا کرده است. خستگی عاطفی ممکن است باعث کاهش توانایی آنها در حل مسائل و تصمیم گیری در مواقع دشوار شود. این امر می تواند به افزایش استرس شغلی و افزایش حجم کارهای ناتمام منجر شود. بنابراین، خستگی عاطفی سازمانی معلمان ورزش می تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث افزایش استرس شغلی آنها شود.
مطالعه رابطه سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی (مورد مطالعه: جوانان ورزشکار شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
51 - 68
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی جوانان است.
روش: این مطالعه با رویکرد کمی و روش پیمایش انجام شده و داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه ی آماری تحقیق شامل جوانان 18-29 سال ساکن در شهر شیراز بوده است. حجم نمونه 400 نفر از جوانان ورزشکار شهر شیراز بوده است. پس از جمع آوری پرسشنامه ها اطلاعات لازم با نرم افزارspss و Amos تجزیه و تحلیل شده است.
یافته ها : یافته ها نشان می دهند که رابطه معنی داری بین ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد نهادی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و فرهنگی، روابط اجتماعی، حمایت دوستان و خانواده، هنجار اجتماعی) و مشارکت سیاسی جوانان وجود دارد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان می دهد که ارتباط مستقیم و معناداری بین سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی وجود دارد. به این معنی که هر چه افراد از سرمایه اجتماعی بیشتری برخودار بوده اند؛ میزان مشارکت سیاسی بیشتری نیز داشته اند. اما این رابطه میان همه ی ابعاد سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی به طور یکسان برقرار نیست. به این معنی که ارتباط اجتماعی، حمایت و انسجام اجتماعی تأثیر مستقیمی بر مشارکت سیاسی دارند اما در میان ابعاد اعتماد (فردی، اجتماعی، نهادی)، میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی رابطه مستقیمی وجود ندارد؛ بلکه اعتماد اجتماعی بصورت غیر مستقیم بر افزایش مشارکت اثرگذار بوده است. همچنین ارتباط معنی داری میان دو بعد هنجار اجتماعی و مشارکت سیاسی وجود ندارد.
مقایسه اثر رژیم های با و بدون محدودیت کالریک به همراه تمرین تداومی بر بیان ژن های پروتئین پیش ساز آمیلوئید بتا و تائو در بیماری آلزایمر در رت های نر سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری آلزایمر به عنوان شایع ترین بیماری تحلیل برنده مغزی وابسته به سن تعریف می شود. لذا، هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر رژیم های با و بدون محدودیت کالریک به همراه تمرین تداومی، بر بیان ژن های منتخب موثر در بیماری آلزایمر در رت های نر سالمند بود. روش تحقیق: 36 سر رت نر سالمند (26 ماهه با میانگین وزن 3/41 ± 8/437 گرم) به طور تصادفی به چهار گروه کنترل، تمرین تداومی، تمرین تداومی با محدودیت کالریک، و محدودیت کالریک تقسیم شدند. تمرینات تداومی به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته (10 الی 40 دقیقه) با رعایت اصل اضافه بار روی نوارگردان انجام شد. همچنین، محدودیت کالریک در ابتدا با کاهش 30 درصدی و سپس 20 درصدی در غذای مصرفی اعمال گردید. بافت برداری از مغز، 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین و بیان ژن پروتئین پیش ساز آمیلوئید بتا و ژن تائو در بافت در قشر مغز، با روش Real Time-PCR بررسی شد. همچنین، با استفاده از کیت تجاری انسولین خون اندازه گیری شد و توسط مدل هموئوستازی میزان مقاومت انسولینی ارزیابی گردید. به علاوه، جهت تحلیل نتایج از آزمون های آنالیز واریانس یک راهه و تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0>p استفاده شد. یافته ها: به طور کلی یافته ها حاکی از آن بود که بین اثر تمرین تداومی با و بدون محدودیت کالریک بر سطح مقاومت به انسولین در رت های نر سالمند تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که تفاوت معنی داری بین چهار گروه مورد بررسی در بیان ژن پیش ساز آمیلوئید بتا و ژن تائو، در بافت مغز رت های نر سالمند وجود نداشت. نتیجه گیری: به طور کلی تمرین تداومی، چه همراه با محدودیت کالریک و چه بدون آن، نمی تواند به تغییر معنی دار در بیان ژن پروتئین پیش ساز آمیلوئید بتا و بیان ژن تائو در بافت مغز رت های نر سالمند منجر شود.
تأثیر تمرینات حیاط پویا بر تبحرحرکتی و کارکردهای اجرایی دختران دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تاثیر زندگی مدرن موجب افزایش مدت زمان نشستن در کودکان و کاهش فعالیت بدنی گردیده است. یکی از در دسترس ترین امکانات در هر مدرسه یا فضای عمومی شهری ایجاد حیاط پویا است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر 32 جلسه تمرینات حیاط پویا بر عملکرد حرکتی و شناختی دختران ده ساله دارای اضافه وزن بود.روش پژوهششرکت کنندگان این مطالعه شامل 30 دختر ده ساله دارای اضافه وزن بود که بر اساس شاخص توده بدنی (BMI) و به صورت تصادفی از مدارس شهر همدان انتخاب شدند. عملکرد جسمانی این افراد با استفاده از آزمون برونینکس-ازوروتسکی (BOT-2) ارزیابی شد. کارکردهای اجرایی نیز با استفاده از آزمون استروپ و زمان واکنش ساده مورد سنجش واقع گردید. برای مقایسه نتایج از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.یافته هاطبق نتایج، تمرینات حیاط پویا توانست موجب افزایش معنی دار در خرده مقیاس های سرعت دویدن و تعادل گردید (05/0>p). همچنین بعد از تمرینات، افزایش تعداد پاسخ های صحیح و کاهش تعداد محرک های بی پاسخ در هر دو آزمون زمان وااکنش و آزمون استروپ، مشاهده گردید (05/0>p).نتیجه گیرینتایج این مطالعه نشان داد، تمرینات حیاط پویا می تواند به طور قابل توجهی اجزای کارکردهای اجرایی و مهارت های حرکتی را در دختران ده ساله دارای اضافه وزن بهبود بخشد. این تمرینات با ادغام چالش های شناختی و حرکتی در یک محیط جذاب و تعاملی موجب افزایش فعالیت های جسمانی و در نتیجه تاثیر مثبت بر عملکرد شناختی و حرکتی این کودکان داشته است.
The Effect of Yoga Exercises on Fatigue, Balance, Muscle Strength and Neurological Disorders in Women with Multiple Sclerosis
منبع:
Journal of Asian Paralympic Movement, Volume ۵, Issue ۱, ۲۰۲۵
123 - 132
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to investigate the effect of yoga exercises on fatigue, balance, muscle strength and neurological disorders in women with multiple sclerosis.
This was a semi-experimental study, for this purpose, pre and post-test study design (experimental group and control group) were used. 42 women with MS in Khomein city participated in this study and divided into two control (age: 33.3±6.2, height: 164.6±4.4, weight: 71.1± 7.3 and BMI: 26.4±2.9) and experimental group (age: 38.3±4.5, height: 160.8±7, weight: 68.5±14/6 and BMI: 26.4±4.8). The exercises were based on cognitive therapy based on mindfulness and yoga exercises, which was an 8-week program (3 sessions of 60 minutes per week). A quesinnaire, Berg balance test, Standing stork test, Tug, chair test and neurological disorders test were used to collect data. Kolmogorov Smirnov, dependent and independent t test, and Cohen's D test were used in the SPSSV25 software environment to analys data. Level of significant was 0.05.
The findings of this study showed that yoga exercises leads to reduce fatigue level(P≤0.05), improve static and dynamic balance (P≤0.05), increase lower body muscle strength (P≤0.05) and leads to decrese neurological disorders (P≤0.05) in women with MSm(P≤0.05).
In conclusion it can sugusted to trainers and MS patients' authorities to utilize this method in to minimiz balance problems, improve strength, endurance and also nurological disorders of affected individuals. Thi sapproach can be considered as a new method in their rehabilitation exercise program
طراحی مدل پیامدهای توسعه بازی ها و ورزش های سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
321 - 336
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف طراحی و آزمون مدل پیامدهای توسعه ورزش های سنتی و بازی های بومی محلی اجرا گردید. جامعه آماری در بخش کیفی را متخصصان صاحب نظر در حوزه ورزش های سنتی و اساتید مدیریت ورزشی بود. نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند و مصاحبه با خبرگان تا زمان اشباع اطلاعاتی ادامه پیدا کرد و 15 مصاحبه با 15 نفر از خبرگان انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق در بخش کمی شامل کلیه مدیران و کارکنان ستادی وزارت ورزش و جوانان، مدیران ورزش استانی و مدیران فدراسیون ها و هیات های ورزشی و اساتید مدیریت ورزشی بود. با توجه به اینکه جامعه آماری بر اساس استعلام از وزارت ورزش و جوانان 1800 نفر بود، در بخش کمی 288 نفر به عنوان نمونه و به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش حاضر از کدگذاری در بخش کیفی و از روش معادلات ساختاری در بخش کمی استفاده گردید. در بخش کیفی پژوهش مشخص گردید که مقوله ها در قالب 29 کد مفهومی و 6 مقوله اصلی استخراج شد. در بخش کمی نیز مشخص گردید که هر 6 مقوله اصلی پژوهش(ورزشی، رویداد ورزشی، سلامت روانی، سلامت جسمی، فرهنگی اجتماعی و اقتصادی) از برازش مناسبی برخوردار است و استفاده از ظرفیت های بسیار بالای بازی های بومی محلی و ورزش های سنتی، منجر به پیامدهای مثبت بسیاری می گردد.
تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های با لیپپوپلی ساکارید
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: استرس و التهاب ناشی از تزریق LPS می تواند بر محور هورمونی اثر گذاشته و منجر به تغییرات معنادار در سطح هورمون های استرس و جنسی شود. شناسایی راهکارهای مؤثر برای تعدیل این تغییرات اهمیت بالینی و پژوهشی دارد. بنابراین هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های مواجهه شده با لیپپوپلی ساکارید بود.روش کار: در این مطالعه تجربی که به مدت چهار هفته به طول انجامید، 80 سر موش های نر(Mice) نژاد NMRI با سن تقریبی 80-90 روز و وزن 25-22 گرم از انستیتو پاستور ایران تهیه شد. نمونه ها به 8 گروه ۱- (گروه کنترل یا سالین)۲-(گروه LPS)۳-(گروه شنا + سالین)۴-(گروه شنا + LPS)۵-(گروه دیازپام+ سالین)۶-(گروه فلوکستین+ سالین)۷-(گروه شنا+ دیازپام+ LPS)۸-(گروه شنا+ فلوکستین+ LPS). که در هر گروه 10 سر موش وجود داشت. در این مطالعه گروه های دارو، دیازپام 3 میلی گرم بر کیلوگرم(3mg/Kg) و فلوکستین 10 میلی گرم بر کیلوگرم (3mg/Kg) به صورت خوارکی دریافت کردند و نمونه های گروه های تمرینی تحت یک برنامه چهار هفته ای تمرین شنا قرار گرفتند. پس از چهار هفته درمان دیازپام، قرار گرفتن در معرض ورزش یا ترکیب آنها، حیوانات به صورت تزریق درون صفاقی با LPS آماده شده (830 میکروگرم بر کیلوگرم) یا سالین استریل بدون اندوتوکسین تحت مداخله قرار گرفتند. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و از آزمون توکی برای مقایسه بین گروهی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که LPS افزایش کورتیکوسترون و کاهش تستوسترون را به دنبال داشت (05/0>p). ترکیب تمرین شنا و فلوکستین و دیازپام در تغییرات هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون نسبت به گروه های فلوکستین و دیازپام موثرتر بود (05/0>p).نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گیری کرد که مداخله با LPS باعث افزایش معنادار هورمون کورتیکوسترون و کاهش سطوح تستوسترون در موش ها می شود و این تغییرات نشان دهنده تأثیر منفی استرس التهابی بر محور هورمونی هستند.
Structural Modeling of the Relationships between Personality Style and Sports Identity with Psychological Resilience in Athletes with a Disability
منبع:
Journal of Asian Paralympic Movement, Volume ۵, Issue ۲, ۲۰۲۵
281 - 296
حوزههای تخصصی:
This study's purpose was to structurally model the relationships between personality style and sports identity with psychological resilience in athletes with a disability. The research method was descriptive-correlational, using structural equation modeling. The sample included active athletes with a disability (club, provincial) who had experienced at least one sports injury in the past two years. Data collection utilized McCrae and Costa's Personality Questionnaire, Brewer et al.'s Sports Identity Questionnaire, and the Connor-Davidson Resilience Scale. Data were analyzed using partial least squares. The findings showed that personality style has a positive and significant effect on psychological resilience. Sports identity also had a positive, significant impact on resilience. These variables explained a significant variance in resilience. Results indicate that athletes with positive personality traits and stronger sports identity have a greater ability to bounce back from difficult situations. From an applied perspective, findings can be used in designing psychological interventions to enhance resilience. Sports federations should include personality skills development.
تدوین و رتبه بندی مولفه های موثر بر اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بود و جامعه آماری پژوهش کلیه کارشناسان و فعالان بخش ورزش و کسب و کارهای ورزشی استان قم بودند که بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 360 نفر به عنوان نمونه از میان آن ها انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته مؤلفه های مؤثر بر اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان بررسی و مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 97/0 گزارش شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون فریدمن جهت رتبه بندی مؤلفه ها) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که مولفه های رعایت حریم شخصی مشتریان، صادقانه بودن، عدم فریبکاری، راه حل ه ای فن اوری اطلاعات، امنیت، رضایت مشتری، مسئولیت اجتماعی، اثربخشی، بازاریابی، رعایت انصاف و قابلیت اطمینان در اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی موثر می باشند و در این میان بیشترین میانگین مربوط به رعایت حریم شخصی مشتریان و کمترین آن مولفه قابلیت اطمینان بود.درجمع بندی کلی می توان گفت، سازمان هایی که در راستای رعایت موازین اخلاقی در حرکت می باشند موجب توانمندسازی مشتریان، رضایت آنها و کسب مزیت رقابتی خواهند شد، بنابر این پیشنهاد می شود عوامل دهگانه موثر بر اخلاق حرفه ای مورد توجه و آموزش ذینفعان کسب و کارهای ورزشی اینترنتی قرار گیرد.
مقایسه اثر هشت هفته تمرین پلایومتریک روی سطح سالن و چمن بر نشانگرهای آسیب عضلانی در بازیکنان فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فوتبال به عنوان محبوب ترین رشته ورزشی در جهان شناخته می شود و با توجه به ماهیت این رشته ورزشی و آسیب های آن، محققین هنوز تاثیر تمرینات ورزشی بر روی سطوح مختلف را به خوبی نشناخته اند. لذا هدف از تحقیق حاضر مقایسه اثر هشت تمرین پلایومتریک روی سطوح سالن و چمن بر نشانگرهای آسیب عضلانی در بازیکنان فوتبال بود. روش تحقیق: در این مطالعه نیمه تجربی، 36 بازیکن فوتبال لیگ دسته یک و دو رده جوانان و امید کشوری (با میانگین سنی 81/2 ± 94/20 سال) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. سپس به طور تصادفی در سه گروه مساوی (12 نفر) شامل تمرین پلایومتریک روی چمن، تمرین پلایومتریک در سالن و گروه کنترل تقسیم گردیدند. تمرینات منتخب پلایومتریک روی سطوح سالن و چمن به مدت هشت هفته، دو جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه انجام شد. در ابتدا و انتهای دوره تحقیق، مقادیر سرمی تروپونین T ویژه عضلات اسکلتی (sTnT) به روش الایزا و DNA میتوکندریایی (mtDNA) در سلول های سفید خون به روش Real Time-PCR در سه گروه اندازه گیری شد. جهت تجزیه تحلیل یافته ها از آزمون های آماری t وابسته و آنالیز واریانس یک راهه همراه با آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0≥p استفاده شد. یافته ها: تفاوت معنی داری در مقادیر sTnT بین گروه های تحقیق وجود نداشت (47/0=p)؛ اما بیان ژنی mtDNA در گروه های تمرین در چمن (001/0=p) و تمرین در سالن (001/0=p) به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود. همچنین بیان ژن mtDNA در گروه تمرین در چمن به طور معنی داری بالاتر از گروه تمرین در سالن بود (001/0=p). نتیجه گیری: اگرچه تمرین پلایومتریک در چمن و سالن هر دو، با افزایش بیان ژنی mtDNA در سلول های لکوسیت خون همراه هستند؛ اما اثر تمرین در چمن نسبت به تمرین در سالن بر بیان ژنی mtDNA مطلوب تر است. بنابراین پیشنهاد می گردد به منظور افزایش محتوای DNA بازیکنان فوتیال از تمرینات پلیومتریک در چمن استفاده کنند.
اعتباریابی روانسنجی مقیاس رشدی نیوشا در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عملکردی در روانشناسی ورزشی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
104 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف مقیاس رشدی نیوشا یکی از معدود ابزارهای سنجش رشدی ایرانی است. این مقیاس 7 مهارت رشدی و از جمله مهارت های حرکتی کودکان از زمان تولد تا 72 ماهگی را می سنجد. مطالعات محدودی برای بررسی ویژگی های روانسنجی این ابزار خصوصا خرده مقیاس حرکتی آن انجام شده است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی اعتبار همزمان و سازه خرده مقیاس رشد حرکتی نیوشا در کودکان پیش دبستانی بود.روش پژوهشهشتاد کودک پیش دبستانی با میانگین سن (7/0 ±) 1/4 سال به طور تصادفی از سه مهدکودک شهرستان بجستان انتخاب شدند. برای بررسی اعتبار همزمان همبستگی بین نمره خرده مقیاس رشد حرکتی نیوشا با نمره کل و نمرات مهارت های حرکتی درشت و ظریف پرسشنامه سنین و مراحل 3 (ASQ-3) و برای بررسی اعتبار سازه همبستگی بین سن و نمره خرده مقیاس رشد حرکتی نیوشا محاسبه شد. با توجه به طبیعی نبودن توزیع داده ها تحلیل آماری با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد.یافته هانتایج همبستگی مثبت ضعیفی بین نمره مهارت های حرکتی نیوشا با نمره کل (11/0=rs) و مهارت های حرکتی درشت (23/0= rs) و همبستگی غیرقابل قبول با مهارت های حرکتی ظریف ASQ-3 (04/0-= rs) و همبستگی مثبت متوسط با سن را نشان داد (67/0=rs).نتیجه گیریبراساس یافته ها چنین به نظر می رسد که خرده مقیاس رشد حرکتی نیوشا از اعتبار همزمان ضعیف و اعتبار سازه متوسطی برای سنجش مهارت های حرکتی کودکان پیش دبستانی برخوردار است که استفاده از این ابزار برای غربالگری رشد حرکتی را مورد تردید قرار می دهد.
تأثیر روش آموزش خطی و غیرخطی بر قابلیت تعادل ایستای کودکان فلج مغزی همی پلاژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: منظور از فلج مغزی طبقه ای از اختلالات عصبی غیرپیشرونده است که دارای تأثیرات دائمی بر توانایی های حسی – حرکتی افراد می شود و در نوزادی یا اوایل کودکی ظاهر می شود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر آموزش خطی و غیرخطی بر قابلیت تعادل ایستای کودکان فلج مغزی همی پلاژی بود.
روش پژوهش: 20 پسر فلج مغزی همی پلاژی در دامنه سنی 7-12 سال به صورت در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. آزمون شارپند رومبرگ برای اندازه گیری نمرات تعادل ایستا به کار گرفته شد. گروه های خطی و غیرخطی به مدت چهار هفته، سه روز در هفته و هر روز یک ساعت به انجام تمرینات مخصوص به هر گروه پرداختند. آزمون های تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) و تحلیل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) در سطح 0/05> p اجرا شدند.
یافته ها: بر اساس یافته های تحقیق، بین دو گروه روش آموزشی خطی و غیرخطی حداقل در یکی از متغیرهای تعادل ایستا تفاوت معناداری وجود داشت (0/001=p). همچنین با توجه به نمرات بالاتر گروه غیرخطی، این روش آموزشی در مقایسه با روش خطی سبب نمرات بهتر تعادل ایستا (با چشم باز و بسته) در کودکان فلج مغزی همی پلاژی شد.
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج تحقیق حاضر بر اهمیت آموزش غیرخطی در بهبود تعادل ایستای کودکان فلج مغزی همی پلاژی تأکید دارد و نتایج تأییدی بر رویکرد قیودمحور است.
اثر حاد دهانشویه کافئینی بر شاخص خستگی و توان بی هوازی کشتی گیران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم زیستی ورزشی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۴)
79 - 97
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اگرچه مزایای خوردن کافئین بر بهبود عملکرد به طور گسترده در منابع مختلف بحث شده است، سایر اشکال جایگزین مصرف آن از جمله به شکل دهانشویه برای بهبود عملکرد ورزشی پیشنهاد شده است. روش پژوهش: تعداد 16 کشتی گیر مرد با میانگین وزن (3٫25±65٫94) کیلوگرم، قد (0٫08±1٫68) متر و سن (1٫4±16٫87) سال در پژوهش حاضر شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه هشت نفره شامل گروه دهانشویه با محلول کافئینی و گروه کنترل تقسیم شدند. در جلسه ی پیش آزمون، با انجام آزمون رست مقادیر پیش آزمونِ فاکتورهای حداکثر، متوسط و حداقل توان بی هوازی به علاوه ی شاخص خستگی، با استفاده از فرمول های مربوطه اندازه گیری و محاسبه شد. متغیر های پژوهش در جلسه ی پس آزمون، به فاصله ی یک هفته، در ساعت مشابهی از شبانه روز، با شستشوی دهان با آب و محلول دهانشویه ی 1٫2% کافئینی مجموعا سه مرتبه، یک مرتبه پیش از استارت و دو مرتبه بعد از دو بار طی کردن مسیر 35 متری، مجددا مورد اندازه گیری قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از آزمونt زوجی و مستقل در سطح معنی داری 0٫05≥p صورت گرفت. یافته ها: تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که بین دو گروه تحقیق در متغیرهای حداقل توان بی هوازی (0٫78=p)، متوسط توان بی هوازی (0٫24=p)، حداکثر توان بی هوازی (0٫17=p) و شاخص خستگی (0٫07=p) تفاوت معنی داری در پس آزمون وجود نداشت (0٫05≥p). نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان از عدم وجود تأثیری چشمگیر، متعاقب استفاده از دهان شویه کافئینی بر توان بی هوازی و شاخص خستگی در مقایسه با گروه کنترل داشت و اثر ارگوژنیک احتمالی این رویکرد را تأیید نکرد.