اصغر واعظی

اصغر واعظی

مدرک تحصیلی: دانشیار فلسفه گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۸ مورد.
۱.

جستار ژانر در نظریه هرمنوتیکی اریک هرش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فهم تفسیر ژانر معنای لفظی نوع معنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
اریک هرش در نظریه هرمنوتیکی خود، بر مسئله اعتبار در تفسیر متن تأکید دارد. ازاین رو وی درک معنای متن را با فهم معنای مقصود مؤلف به عنوان معیار حقیقت فهم پیوند می زند. ازنظر هرش ازآنجایی که معنا یک بار با اراده تعین بخش مؤلف تولید شده است، پس معنای متن همان معنای مقصود مؤلف است که دارای قابلیت انتقال و اشتراک پذیری است و می تواند در دسترس سایر مخاطبان قرار گیرد و ازآنجایی که هر سخن، با معنا و تفسیر ارتباطی دوسویه دارد، تفسیر متن نیازمند آگاهی از ساختار زبان و شرایط شکل گیری آن است. ازاین رو هرش مایل است بر اساس پیشرفت های انجام شده در زبان شناسی و فلسفه زبان از قصد مؤلف در تفسیر متن دفاع کند. او ایده ژانر را به عنوان یکی از اصول اساسی و راهنمایی برای فهم معنای مقصود مؤلف معرفی می کند. بر این اساس، هرش یک روش شناسی برای یافتن معنا از طریق استنتاج مبتنی بر ژانر متن ابداع می کند. این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی تبیین هرش از مفهوم ژانر را بررسی می کند. ابتدا می کوشیم تا استدلال هرش از کاربرد ژانر در دست یابی به قصد مؤلف را تبیین کرده و سپس ایده ژانر در نظریه هرمنوتیکی هرش را موردبررسی و ارزیابی قرار خواهیم داد.
۲.

سخن سردبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شناخت فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۳
یکی از مزایای تبدیل شدن مجله شناخت به فصلنامه و افزایش شماره های آن در هر سال این است که به ما این امکان را می دهد که برخی از شماره های مجله را به ویژه نامه هایی در موضوعات فلسفی روز اختصاص دهیم. ویژه نامه ای که پیشِ رو دارید به یکی از مباحث مهم فلسفی معاصر پرداخته است: فرافلسفه. فرافلسفه یا همان «فلسفهٔ فلسفه» خودِ فلسفه را موضوعِ پژوهش قرار می دهد و به روش ها، اهداف و جایگاه آن در میان علوم انسانی می اندیشد. در روزگار ما، پرسش های تازه ای در حوزه های معرفت شناسی، اخلاق، فلسفهٔ علم، فلسفهٔ زبان و فلسفهٔ ذهن پدید آمده است؛ پرسش هایی که فلسفه را با چالش های جدید روبه رو ساخته و ضرورت بازاندیشی در خودِ فلسفه را پررنگ تر کرده اند. این ویژه نامه دربرگیرندهٔ هفت مقالهٔ پژوهشی است که هر یک از منظری خاص به این موضوع پرداخته اند: مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی با نقد دو روش مرکزی فلسفهٔ تحلیلی-یعنی روش تحلیل زبانی و روش آزمایش فکری-مهندسی مفهومی را به عنوان رویکردی تازه معرفی و افق های جدیدی برای آن ترسیم می کند. طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان رویکردهای طبیعی گرایانه به متافیزیک زمان را نقد کرده و از استقلال متافیزیک در برابر علوم طبیعی دفاع می کند. فرافلسفه و تولید فضا با الهام از اندیشهٔ لوفور، نسبت میان سیاست فضا، شهر مدرن و زندگی روزمرهٔ شهری را بازاندیشی می کند. تقدّم امر سیاسی بر فلسفه؛ رویکرد فرافلسفی در پراگماتیسم رورتی نشان می دهد که رورتی چگونه با بازخوانی فلسفهٔ کلاسیک، بر اولویت امر سیاسی و نقش زبان و همبستگی اجتماعی در بازتعریف کارکرد فلسفه تأکید می کند. برنهادِ تاریخیتِ فلسفه به دسته بندی و ارزیابی تقریرهای مختلف این دیدگاه می پردازد و لوازم معرفت شناختی آن را بررسی می کند. نقدی بر مفهوم ساختار در فرامتافیزیک سایدر به بررسی مفهوم ساختار در تبیین سایدر از واقع گرایی متافیزیکی می پردازد و مشکلات و ابهام های آن را نشان می دهد. طرح واره ای از فرافلسفهٔ هایدگر اندیشهٔ هایدگر را در پرتو الگوهای فرافلسفی مورد توجه قرار داده و نقش او را در شکل گیری شکاف قاره ای–تحلیلی و امکان گفت وگوی دوباره میان این دو سنت بررسی می کند. این تنوع موضوعی نشان می دهد که فرافلسفه، علاوه بر بعد نظری، کارکردی مؤثر برای فهم بهتر جریان های فلسفی تحلیلی و قاره ای و نیز جهت دهی به پژوهش های آینده دارد. امیدوارم این ویژه نامه زمینه ای برای گفت وگوی عمیق تر میان پژوهشگران، به ویژه نسل جوان علاقمند به فلسفه، فراهم آورد. همچنین از همهٔ صاحب نظران دعوت می کنم با نقدها و پیشنهادهای خود ما را در ارتقای علمی و محتوایی مجله یاری دهند. در پایان، از نویسندگان گرامی این شماره، داوران ارجمند و همکاران سخت کوش در هیئت تحریریه صمیمانه سپاسگزاری می کنم. امیدوارم مطالعهٔ این ویژه نامه برای خوانندگان فرهیخته سودمند و الهام بخش باشد.  اصغر واعظی سردبیر مجله علمی شناخت
۳.

نسبت تاریخ و فهم از منظر مکتب تاریخی آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رانکه درویزن گادامر تاریخ مورخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
در قرن نوزدهم توجه ویژه ای به تاریخ و نسبت آن با فهم شد. ابتدا هگل با نگاهی فلسفی و فراتاریخی به تاریخ و بر پایه یک اصل پیشین و غایت شناختی، حرکت تاریخ را جبری و در عین حال رو به کمال دانست، اما ظهور مکتب تاریخی آلمان در قرن نوزدهم واکنشی به فلسفه تاریخ هگل بود. رانکه، درویزن و دیلتای که بنیان گذاران این مکتب بودند بر این اصل پافشاری کردند که تاریخِ جهان را نباید بر پایه اصلی پیشین و فراتاریخی فهم کرد، زیرا انسان به منزله موجودی تاریخی نمی تواند از موضعی فراتاریخی نظاره گر جریان تاریخ باشد. از این رو، مکتب تاریخی ضمن پیوند زدن فهم تاریخ به هرمنوتیک، فهم تاریخِ جهان را صرفا به نحو پسین و با تکیه بر تحقیق تجربی ممکن دانست. مکتب تاریخی از سوی دیگر در ارتباط با امکان فهم دوره های تاریخیِ گذشته بر این اصل تاکید کرد که فهم عینیِ دوره های تاریخی پیشین در صورتی ممکن است که گذشته را نه با معیارهای امروزین خود، بلکه با معیارهای خودشان بشناسیم، اما مکتب تاریخی با دو مشکل بزرگ مواجه شد؛ مشکل اول غلبه یافتن باور به تاریخمندی انسان بود که فهم عینی گذشته را ناممکن می دانست. مشکل بزرگ تر این بود که مکتب تاریخی با کنار گذاشتن خدا یا روح به منزله عوامل فراتاریخیِ تعین بخش به رویدادهای تاریخی، با معضل توجیه انسجام و وحدت تاریخ مواجه شد. در این مقاله ضمن تبیین دیدگاه های رانکه و درویزن در خصوص چگونگی فهم تاریخ، نقدهای وارد بر آن ها را بیان خواهیم کرد.
۴.

The Functions of Preunderstandings in ʾAllāmah Ṭabāṭabāʾī’s Hermeneutics(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Allamah Ṭabāṭabāī Qur'an hermeneutics preunderstanding understanding interpretation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۲۹۹
Drawing upon the hermeneutic basis that understanding and interpretation of a text is conditioned by the reader’s preunderstanding, this article examines ʾAllamah Ṭabāṭabāʾī’s interpretive preunderstandings. In so doing, the article first, will explore ʾAllamah’s constitutive and non-constitutive preunderstandings. As the foundation of his Qur'anic interpretation, the constitutive category is divided into three subcategories: text-specific, interpreter-specific, and interpretation-specific. The non-constitutive category is studied under the following two subcategories: the imposed and non-imposed preunderstandings. Although the article studies ʾAllamah Ṭabāṭabāʾī’s interpretive preunderstandings, this categorization can be applied in studying any scriptural hermeneutic discourse. The contribution of this article to the field, is not limited to Allamah Ṭabāṭabāʾī’s interpretive preunderstandings. The method applied in this study can be used in the study of any scriptural hermeneutics.
۵.

واکاوی مؤلفه های دیالکتیک افلاطون و هگل در هرمنوتیک فلسفی گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افلاطون هگل گادامر هرمنوتیک دیالکتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
دیالکتیک به عنوان روش در فکر و استدلال فلسفی، نقشی محوری در فلسفه افلاطون و هگل دارد. افلاطون، به ویژه در دیالوگ هایی مانند جمهوری و سوفیست دیالکتیک را به عنوان راهی برای دستیابی به حقیقت معرفی می کند و بنیانی را پایه گذاری می کند که بعدها توسط هگل توسعه یافت. در فلسفه افلاطون ایده ها (مُثُل) ارتباط معنایی و منطقی با یکدیگر دارند و از طریق بررسی متقابل و دیالکتیکی آن ها می توان به فهمی عمیق تر از حقیقت رسید. اما هگل، دیالکتیک را به عنوان یک فرایند تاریخی و فلسفی می بیند که از طریق تضادها (تز و آنتی تز) و رفع آن ها (سنتز) پیش می رود و این فرایند به طور پیوسته آگاهی و شناخت را به سطح بالاتری می رساند و در نهایت به تحقق عقل مطلق می انجامد. هانس-گئورک گادامر، متأثر از این دو فیلسوف، در کتاب مشهور خود حقیقت و روش تلاش می کند تا دیالکتیک را در چارچوب هرمنوتیک فلسفی بازتعریف کند. گادامر با تأکید بر تاریخ مندی و زبان به عنوان عناصر اساسی فهم، دیالکتیک را نه تنها عنصری بنیادین در دست یابی به حقیقت، بلکه عامل جدایی ناپذیر هر گونه فهم و تفسیر متون و رویداد های تاریخی می داند. این مقاله به بررسی تأثیر مؤلفه های دیالکتیکی افلاطون و هگل بر نظریه هرمنوتیکی گادامر می پردازد و به روش تحلیلی- تطبیقی نشان می دهد که گادامر چگونه با استفاده از مفاهیم دیالکتیکی افلاطون و هگل و ترکیب آن با اصول هرمنوتیکی خود، چارچوبی نوین با تأکید بر تاریخ مندی و گفت وگو برای فهم و تفسیر در علوم انسانی ارائه می کند.
۶.

ارزیابی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شبهه هیوم در منشأ تصور علیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منشأ تصور علت پیوند ضروری معقولات ثانیه فلسفی علم حضوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۶
دیوید هیوم در بحث علیت به جست وجوی انطباعی پرداخت که منشأ تصور علیت باشد. او علیت را به مجاورت و تعاقب دو پدیده فروکاست و ضرورتی را که تا پیش از این بین علت و معلول تصور می شد انکار کرد و آن را به انس و عادت ذهنی انسان تقلیل داد. از سوی دیگر، علامه طباطبایی حقیقت علیت را فراتر از صرف مجاورت و توالی بین دو شیء می داند. علیت در نگاه او به معنای وابستگی و اتکای معلول به علت است. علامه طباطبایی علت و معلول را جزء معقولات ثانیه فلسفی می داند که به چنگ حواس نمی آیند، بلکه عقل آن ها را درک می کند. ابتکار علامه طباطبایی در این زمینه این است که نحوه پدید آمدن معقولات ثانیه فلسفی را از طریق علم حضوری تبیین می کند و به این ترتیب، مبنایی را برای تصور علت و معلول ارائه می کند. در پژوهش حاضر ابتدا دیدگاه هیوم و علامه طباطبایی به شیوه تحلیلی به گام های روشن تر و بسیط تری تجزیه شده است، سپس با رویکرد تطبیقی، نقاط مشترک و همچنین نقاط مورد اختلاف دو دیدگاه روشن می گردد.
۷.

مسئله وجود در فلسفه ابن جبیرول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وجود وحدت ابن جبیرول ماده صورت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
ابن جبیرول (فیلسوف یهودی قرن 11 میلادی) در کتاب «ینبوع الحیاه» تقسیمات مختلفی را برای مفهوم «وجود» برمی شمرد که برخی از این تقسیمات در نگاه نخست با یکدیگر ناسازگار به نظر می رسند و این پرسش را برمی انگیزانند که علت این تقسیم بندی های متفاوت چیست و ابن جبیرول چه تعریفی از وجود دارد و چگونه می توان تقسیمات مختلف وجود را در نظام فلسفی او با هم انطباق داد؟ ما با روش تحلیلی – توصیفی مستقیماً به متن کتاب ینبوع الحیاه رجوع کردیم تا به این مسئله پاسخ دهیم. بر اساس یافته های این پژوهش، ابن جبیرول وجود را معادل وحدت می داند. با محور قرار دادن این مفهوم، می توان تقسیمات مختلف وجود را با هم سازگار کرد. در رأس سلسله موجودات، خداوند در جایگاه وحدت خالق و پس از او ممکنات در جایگاه وحدت مخلوق قرار دارند. هر موجود ممکنی از دو وجود -یعنی ماده و صورت- تشکیل شده است. صورت عین وحدت است اما ماده (وجود مادی) حامل وحدت و کثرت به حساب می آید و خود نه وحدت است و نه کثرت، بنابراین، ماده نه وجود است و نه عدم و به همین نحو، هم وجود است و هم عدم.
۸.

موقعیت های ایزوتوپیک سرمایه داری: امکان انقلاب در فلسفه شیزوفرنیک دلوز-گتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دلوز گتاری موقعیت های ایزوتوپیک میل انقلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۷۵
در فلسفه شیزوفرنیک یا اُنتو-اِتیکو-اِستتیکِ دلوز-گتاری، هستی ارتباطی وثیق با زیباشناسی و اخلاق دارد؛ و این یعنی برقراری پیوندی انقلابی و بدیع میان حوزه هایی که پیش تر منفک از یکدیگر دیده می شدند. چنین نگرشی به هستی، مستلزم بازنگری در حوزه های پیشاپیش موجود است؛ این نگرش همچنین مستلزم نقد هر نهاد آموزشی، اجتماعی و درمانی ای است که در روندِ آفرینش گرِ ماشین های میل گر و امیال شیزوفرنیک و انقلابی مانع ایجاد می کند و سعی در سرکوب آن و القای الگویی غیر درون ماندگار دارد. از آنجاکه ماشینِ سرمایه داری و تمام مجموعه ها و آپاراتوس های تابع آن امیال شیزوفرنیک ماشین های میل گر را محدود می سازد، لذا بیش از هر نهاد دیگری نیازمند نقد است؛ این در حالی است که نقد و تحلیلِ نهادهای سرکوب گر و سرمایه محور بسیار دشوار خواهد بود، زیرا این نهادها تمایلی وصف ناشدنی در جهت آکسیوماتیک کردن هر امری -حتی انقلاب و هر آنچه مرتبط با فلسفه های شیزوفرنیک است- دارند. در این پژوهش می کوشیم ضمن طرح مسیر انقلابیِ فلسفه ژیل دلوز و فلیکس گتاری و نقدهای آن بر نظام های سرکوب گر و آپاراتوس های ذیل آن، نقش مفاهیم بنیادینی چون بس گانگی و سوبژکتیویته را تحلیل کنیم و تقابل حاصل شده میان فلسفه انقلابی و نهادهای سرکوب گر را در بحث از امکان انقلاب و خروج از موقعیّت های ایزوتوپیک سرمایه داری بررسی و ارزیابی نماییم
۹.

شیزوکاوی در مواجهه با آنالیزان های سازمانی: نقدی دلوزی-گتاریایی بر علم مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دلوز گتاری سرمایه داری علم مدیریت شیزوکاوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۳۵۹
دلوز و گتاری در دوره دوم فلسفی شان -به صورتِ ویژه در مجلّدات سرمایه داری و شیزوفرنی- انگشت اتهامشان را به سمتِ ماشین سرمایه داری می گیرند و یکی از خصایص مهم آن را ارتجاعی بودنش می دانند. ارتجاع به این معنا که نهاد سرکوب و سلطه، پس از هر قلمروزدایی، مجدداً قلمروگذاری می کند و در هیبت جدیدی آکسیوم صلب و ثابت پیشین را پی می گیرد. به تبع، روان کاوی و دیگر نهادهای آموزشی و آپاراتوس های ذیل آن را نیز به پارانوئید سازی و ترویج فاشیسم بر بستر امیال ماشین های میل کننده -که اساساً انقلابی و شیزوفرنیک اند- متهم می کند. ادعای اصلی این مقاله معرفی آپاراتوس دیگری به نام علم مدیریت است. براساسِ دلایلی که توضیح آن خواهد آمد، مقدم بر هر آپاراتوس دیگر، نقد علم مدیریت مهم تر و محق تر است و باید نقدهای دلوز و گتاری را به آن سمت بازنشانه گیری کرد. در این متن تلاش می شود که، پس از بررسی اولیه چرایی انقلابی بودن فلسفه شیزوفرنیک ژیل دلوز و فلیکس گتاری و نیز تبیین ضدیت این فلسفه با جریانات سرکوبگر و آپاراتوس های بازقلمروگذار ضدانقلاب، به یکی از اصلی ترین آپاراتوس های خادم سرمایه داری -علم مدیریت- بپردازیم.
۱۰.

جغرافیای فلسفه نزد ژیل دلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمین تاریخ فلسفه ژئوفلسفه دلوز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
ژیل دلوز به همراه فلیکس گتاری در کتاب فلسفه چیست؟ در بحثی فرافلسفی به ماهیت فلسفه و تفاوت آن با دیگر شاخه ها نظیر علم و هنر می پردازند. آنان در کتاب مذکور، پس از یک دوره فعالیت پرثمر فلسفی، مسیر را بار دیگر از ابتدا می پیمایند و درصدد تبیین چیستی فلسفه برمی آیند. به عقیده دلوز، فلسفه -به مثابه دانشی که رسالت اصلی خود را آفرینش مفاهیم می داند- در اتصال وثیقی با قلمرو و زمین قرار دارد. به عبارت دیگر، فلسفه، مسائل و نیز مفاهیمش را نمی توان بدون سرزمینی خاص تصور کرد. آنان معتقدند که اساساً چنین فلسفه ورزی ای طریقه راستین و ماتریالیستی فلسفه است. بر مبنای چنین تلقی و نگرشی نسبت به فلسفه و نیز وظیفه درون ماندگاری که برای آن قائل اند، دلوز و گتاری نظر متفاوتی نیز نسبت به تاریخ فلسفه -به مثابه روندی دیالکتیکی بر مبنای غایت و ضرورت- دارند و با افزودن جغرافیا به فلسفه، ترکیب ژئوفلسفه را وضع می کنند. دلوز و گتاری هرگونه فلسفه ای را اساساً ژئوفلسفه می دانند و فلسفه بدون زمین و قلمرو را به رسمیت نمی شناسند. در این پژوهش تلاش می شود با تمهید مقدمه و مدخلی بر فلسفه ژیل دلوز و معرفی فلسفه منحصربه فرد وی، تبیین ویژه او در باب ژئوفلسفه مورد بررسی قرار بگیرد و در نهایت روایتی از گذار آنان از تاریخی نگریستن فلسفه به منظری جغرافیایی در مورد فلسفه از سر گذارنده شود.
۱۱.

اخلاق شوق در فلسفه ابن جبیرول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن جبیرول اخلاق شوق سعادت خلق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۲۷۷
ارتباط بین اخلاق و مابعدالطبیعه ابن جبیرول که به نوعی ارتباط بین دو رساله «ینبوع الحیاه» و «اصلاح الاخلاق» است، از طریق مفهوم «شوق» میسر می شود. جهان نوافلاطونی ابن جبیرول از دو قوس صعود و نزول یعنی تبدیل وحدت به کثرت و بازگشت کثرت به وحدت تشکیل شده است. شوق هم علت نزول و هم علت صعود است. انسان مرتبه ای است که از آن، صعود آغاز می شود. به همین دلیل، او باید شوق نزولی را به صعودی بدل کند. اخلاق آن چیزی است که به انسان کمک می کند تا با حاکم کردن شوق صعودی بر شوق نزولی، به سمت غایت یعنی امر نامتعین یا وحدت محض حرکت کند. اخلاق از طریق تنظیم طبایع حواس و تعادل خُلق ها انسان را در مسیر صعود قرار می دهد. در واقع، انسان به علت نفس حیوانی و شوق نزولی خود در تشخیص غایت خود اشتباه کرده و امور متعین و جزئی را متعلق شوق و غایت خود می داند. این امر سبب خروج نفس از تعادل و گرایش به خلق های متعدد می شود. این خلق ها خود، عامل دوری بیشتر انسان از غایتش یعنی امر نامتعین می شوند. اخلاق این خلق ها را به تعادل می رساند تا انسان بار دیگر به امر نامتعین شوق پیدا کرده و به صعود میل یابد.
۱۲.

نظریات سه گانه اگوستینوس درباره میل و لذت بر اساس کتاب اعترافات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اگوستینوس میل لذت طمع گناه نخستین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۳۲۸
اگوستینوس معتقد است بیشتر لذات و امیال انسان (جز عشق به خدا) بد و شرهستند. او در سه مرحله علت این شر بودن را توضیح می دهد. در مرحله اول، غفلت و اشتباه معرفتی انسان را علت این انحراف می داند. در مرحله دوم تحت تاثیر پولس رسول، گناه نخستین آدم و هبوط انسان به زمین را علت شر بودن امیال و لذات معرفی می کند و در مرحله سوم نیز، طمع ذاتی انسان را که حتی پیش از هبوط نیز در او وجود داشته، علت شر بودن لذات و امیال می داند. به نظر می رسد اگوستینوس این سه مرحله را در طول هم بیان کرده است؛ به این معنی که طمع ذاتی انسان (که در وجود هر انسانی از بدو آفرینشش نهفته است) باعث هبوط او به زمین شد و همین هبوط نیز باعث تکثر لذات شر و بد و سپس خطای معرفتی در پیدا کردن میل، جهت و لذت واقعی گردید. در نتیجه، وجود نوعی طمع در ذات انسان که به معنی فراروی از حد خود است، علت اصلی و اولیه انحراف در لذت و میل است و دو امر دیگر بعد از این عامل و به سبب آن، پدیدار می شوند. در نتیجه به این مسئله می پردازیم که از نظر اگوستینوس، در طبیعت انسان (حتی قبل از گناه اصلی) دو میل وجود دارد: الف) میل به سعادت و اطاعت از خدا  ب) طمع. اولی خوب و دوم شر است و این دو نوعی ناهماهنگی در ذات انسان به وجود می آورد.
۱۳.

A Critical Study of Two Conceptions of Wittgenstein’s “Family Resemblance”(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Wittgenstein family resemblance Ilham Dilman Renford Bambrough

تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۲۸۳
In the Blue Book (pp. 17-18) and in the Philosophical Investigation (§§ 66-67), Wittgenstein offers the idea of ‘family resemblances’ to explain the relation between some ‘things’. This paper first explores two accounts of this idea, one by Renford Bambrough and the other by Ilham Dilman. This reveals that there are at least two different accounts of ‘family resemblances’. Secondly, the paper sets out a critical assessment of both accounts so as to suggest that they both fail at what they claim to do.
۱۴.

واقع گراییِ صدرا و ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صدرا طباطبائی ویتگنشتاین واقع گرایی تصورگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۰۹
طباطبائی و مطهری فلسفه صدرا را یک فلسفه واقع گرایانه می دانند و در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» مدعی نوعی واقع گرایی هستند. ایلهام دیلمان (Ilham Dilman) نیز معتقد است که رد واقع گرایی از سوی ویتگنشتاین سبب نمی شود که او یک تصوّرگرا باشد. بلکه ویتگنشتاین نیز به یک معنا واقع گرا محسوب می شود. این مقاله به بررسی و مقایسه واقع گراییِ مطرح در «اصول...» از سویی و واقع گرایی ای که دیلمان به ویتگنشتاین نسبت می دهد از سویی دیگر می پردازد.
۱۵.

ابر انسان، بازگشت جاودان همان و تکنیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیچه هایدگر ابرانسان بازگشت جاودانِ همان اراده به قدرت تکنیک مصرف گشتل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۲ تعداد دانلود : ۵۶۴
 ابرانسان مشهورترین اندیشۀ نیچه است و شهرت آن محدود به فلسفه نیست. بااین حال و درست به همین دلیل، برداشت از ابرانسان در بیشتر موارد برداشتی نادرست است. این برداشت های نادرست تنها به فرهنگ عمومی محدود نمی شود و تاحدی از دشواری و پیچیدگی طرح خود این اندیشه ناشی شده است. در این مقاله با پیگیری نوشته های نیچه –هماهنگ با خوانش هایدگر از نیچه- نخست به پیوستگیِ عمیق میان ابرانسان و «آموزۀ بازگشتِ جاودانِ همان» پرداخته ایم. آنگاه، جایگاه یکتایِ ابرانسان را در به هم رسیدنِ دو اندیشۀ سترگ نیچه -«بازگشتِ جاودان» و «اراده به قدرت»- نشان داده ایم؛ ابرانسان و مطلقِ واقعیت برای نیچه این همان اند. پس از این، تفسیر هایدگر از این واقعیت و نسبت میان تکنیک و ابرانسان بیان شده است. بنابراین، با این تفسیر، ابرانسانِ نیچه و جهان تکنیکیِ هایدگر اندیشیدن به امری یگانه اند. در ادامه نشان داده ایم که چگونه «بازگشتِ جاودانِ همان» نیچه بیانِ متافیزیکیِ مصرف و بروزِ زمانمندیِ جهانِ تکنیکی است.
۱۶.

تحلیل هایدگر از واقع بودگی مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واقع بودگی پدیده شناسی زندگی دینی رخداد زمان مندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۵۴۶
هایدگر با نقد رویکرد نظری بر تجربه زیستن به مثابه موضوع اساسی فلسفه تاکید می کند. در این میان، تحلیل زندگی مسیحی، الگویی برای خصلت نمایی واقع بودگی به دست می دهد که هایدگر در هستی و زمان از آن بهره می برد. زندگی مسیحی با تأکید بر ورود به حوزه عملی به عنوان اساس ایمان در مقابل متافیزیک نظریه محور یونانی قرار می گیرد. ورود به این حوزه عمل مستلزم پذیرش کلمه خدا یعنی اعتماد به آن چه او از آن خبر داده و انتظار برای بازگشت دوباره مسیح است. در این جا با دانش و تجربه متفاوتی از زمان مندی روبه رو هستیم که در غلبه مفهوم پردازی متافیزیکی از دست رفته است. هایدگر تحلیل اش از واقع بودگی مسیحی را با مطالعه موقعیت پولس بر اساس نامه های وی به غلاطیان و تسالونیکیان و نیز اعترافات آگوستین پی می گیرد.
۱۷.

علامه طباطبائی، سروش و مجتهد شبستری گفتمان نوین هرمنونتیکی و تعین و تکثر معنایی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۱۶
گفتمان نوین هرمنوتیکی، مسأله وحدت یا کثرت و نیز مسأله تعین یا عدم تعین معنای متن را در کانون اندیشه های فلسفی پیرامون سرشت و سازوکار فهم و تفسیر متن نهاد. با در نظر داشتن این مسائل، در مقاله پیش رو سه رویکرد هرمنوتیکی به متن وحیانی در اندیشه معاصر ایران را تحلیل و بررسی خواهیم کرد و ضمن این تحلیل نسبت هرکدام از این رویکردها با گرایش های نوین هرمنوتیکی را برجسته خواهیم کرد. برای این منظور نخست نشان خواهیم داد که علامه طباطبائی اگرچه برای متن وحیانی معانی متعددی در نظر دارد، اما هریک از این معانی را متعین به قصد صاحب وحی می داند، از این رو مباحث تفسیری ایشان بیشتر با قصدگرایی و هرمنوتیک رمانتیک هم سو است. سپس اندیشه های هرمنوتیکی عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری را مطالعه و ارزیابی خواهیم کرد. سروش با مستقل دانستن معنای متن وحیانی از مراد ماتن با آموزه استقال معنایی در هرمنوتیک فلسفی همراه می شود. در این میان مجتهدشبستری از جهاتی به هرمنوتیک فلسفی و از جهاتی دیگر به هرمنوتیک رمانتیک گرایش دارد، چراکه از سویی در برخی از نوشته هایش از معنایی نهایی و نهفته در متن وحیانی می گوید و از دیگر سو امکان تفسیرهای متعدد و معتبر از قرآن را می پذیرد.
۱۸.

پاد-الهیات دلوزی و سیاست تخیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پاد-الهیات ضدمسیح قیاس انفصالی لایب نیتزگرایی اسلوبگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۱ تعداد دانلود : ۷۶۲
ژیل دلوز (1995-1925) فیلسوف فرانسوی هرگز اثر مستقلی به موضوع دین اختصاص نداد. با اینهمه مسئله دین در آثار او قابل ردیابی است. این موضوع به ویژه از منظر ارتباطش با فلسفه، سیاست و اخلاق مهم است. تلقی دلوز از دورنماندگاری را میتوان با تقابلی که او میان فلسفه و دین مینهد توضیح داد. مبحث خدا و درونماندگاری تقابل ریشه ای و دراماتیک دلوز میان فلسفه و دین را نشان میدهد: عشق فلسفه به درونماندگاری یا هستی افقی، تعلق خاطردین به تعالی یا هستی عمودی. دیدگاه کلی او از این حیث نیچه ای و اسپینوزایی است و در راستای نقد افلاطون هم است. به یک معنا او به شدت تحت تأثیر پیامدهای اخلاقی – سیاسی "مرگ خدا"ی نیچه است و از این منظر می توان دین را از دیدگاه دلوزی مطالعه کرد. پژوهش پیش رو این مسئله را مفصل تر بررسی می کند و می کوشد از زاویه مسئله خدا و دین پرتوی بر اخلاق و سیاست دلوزی بیفکند.
۱۹.

سطوح، مؤلفه ها و کارکردهای دور هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هیدگر گادامر فهم دور هرمنوتیکی پیش داوری خود فهمی تاریخ اثرگذار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۹۸
مسئله ی دور هرمنوتیکی از جمله مسائل بنیادین هرمنوتیک مدرن است که با تقریرهای متفاوتی توسط نظریه پردازان این حوزه بیان شده. هرمنوتیک رمانتیک این دور را به مثابه یک اصل روش شناختی معرفی می کند، این در حالی است که هرمنوتیک فلسفی آن را سیاق وقوع فهم تلقی نموده و ابعادی وجودی بدان می دهد. هیدگر معتقد است که دور هرمنوتیکی بازتاب ساختار وجودی دازاین است، گادامر نیز آن را توصیفی از فرآیند وقوع فهم می پندارد. هر یک از این برداشت ها مستلزم وارد کردن مؤلفه های خاصی در چرخه دور است و کارکردهای ویژه ای را نیز از آن انتظار دارد. مقاله پیش رو پس از درنگی کوتاه بر برداشت ها و روایات گوناگون از دور هرمنوتیکی، کوشیده است تا با رویکردی تحلیلی کارکردها و مؤلفه های این دور را در چهار سطح متمایز مورد بررسی قرار دهد. سطح نخست عبارت است از فهم و تفسیر متون بر اساس کارکرد لغت شناختی. در سطح دوم فرآیند بازنگری و اصلاح پیش فهم ها و پیش داوری ها انجام می شود. نیل به خود فهمی از کارکردهای دیگر این دور است که در سطح سوم مورد مداقه قرار می گیرد. دیگر کارکرد دور هرمنوتیکی، تأثیر در تاریخ اثرگذار است که در سطح چهارم به بررسی آن پرداخته ایم.
۲۰.

بررسی نقش کردارهای تقسیم گر در شکل گیری سوژه منقاد در عصر مدرن از نظر فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کردارهای تقسیم گر سوژه منقاد مجنون بزهکار تکنیک قدرت/دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۴ تعداد دانلود : ۶۴۱
فوکو بر این باور است که انسان غربی در عصر مدرن تبدیل به سوژه منقاد شده است. وی برای یافتن سازوکارهای شکل گیری این سوژه منقاد به سراغ سه شیوه ابژه سازی می رود. بر طبق تحلیل فوکو، انسان ها از طریق سه شیوه ابژه سازی، تبدیل به سوژه منقاد می شوند. آنچه ما در این مقاله به آن می پردازیم، تنها دومین شیوه ابژه سازی انسان است که مربوط به کردارهای تقسیم گر می شود. ما قصد داریم نقش این کردارها را در چگونگی شکل گیری سوژه منقاد بررسی نماییم. در این راستا پس از مقدمه ای کوتاه، در بخش اول مقاله، منظور فوکو از کردارهای تقسیم گر توضیح داده می شود و سپس در بخش های دوم و سوم، دو نمونه از مثال های فوکو از کردارهای تقسیم گر و نقش آنها در چگونگی شکل گیری سوژه منقاد به تفصیل تشریح می گردد. کردارهای تقسیم گر مجنون/ عاقل در بخش دوم با تمرکز بر نهاد تیمارستان و کردارهای تقسیم گر بزهکار/ بهنجار در بخش سوم با تمرکز بر نهاد زندان بیان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان