ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱.

انعكاس النّسويّة ومحاولة تغيير الأنظمة الاجتماعيّة في رواية «المستحيل» لمصطفی محمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
من رحم المعاناه والاضطهاد، انطلقت صرخه النّساء وشکّلت الحرکه النّسویّه بتیاراتها المتعدّده. وسعت النّسویّه إلى تغییر الفکر التقلیدیّ والنّظم الاجتماعیّه السائده التی تُبعد النساء عن صناعه القرار وتحدید المصیر. وکانت لهذه المحاولات ردود فعل متنوّعه بین الرفض والقبول، کما انتشرت الحرکه کزیٍّ ثقافیٍّ تبنَّاه الشباب والمثقّفون. وأثمرت الدعوات والمحاولات النّسویّه ثمارها، فتأثّرت أغلب النساء وخرجت من نطاقها الضیق، لتصبح حرکه عالمیّه. وانبهرت المرأه المسلمه والعربیّه بهذه الموجه المتصاعده، فظهرت تأثیراتها فی المظهر والسلوک، وتجلّت فی الأدب والشعر. وکان مصطفى محمود من الأدباء الملتزمین الذین حاولوا مناقشه النظریات الفکریّه الغربیّه ومعالجتها عبر الأدب والفکر. من هنا، یحاول هذا البحث أن یتناول روایه «المستحیل» باستخدام المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والنظریّه النّسویّه فی النقد. وتُظهر نتائج البحث أنّ الروایه تستکشف دور المرأه فی تحدّی الأنظمه الاجتماعیّه التقلیدیّه داخل مجتمع محافظ، حیث برزت الشخصیّه النّسویّه «فاطمه» بمواقف رافضه وثوریّه، ساعیهً إلى بسط سیطرتها والتأکید على استقلالها الفردیّ. فقد رفضت النظام الأسریّ القائم، فطلَّقت زوجها وهربت من مسؤولیات الزواج والأمومه. علاوه على ذلک، لم تتحمّل البطله مفهوم القیمومه وسلطه الرجل فی العائله، فرکّزت على تحقیق الاستقلال المالی وضمان حریتها المطلقه. أما على الصعید الأخلاقیّ، فکان الصراع أشدّ ضراوه، لأنّها ترى هذه القوانین من صنع الرجل ورؤیته. فقد طالبت فاطمه الرجال بالتخلّی عن الأخلاق الموروثه فی مجتمع الروایه، فدعت حلمی إلى تجنب الغیره الرجولیه، وعدم ربط الشرف بالمرأه، ومنحها حریّه التصرّف والاختیار. کما مثّلت الجسد الأنثویّ مصدراً للقوه والسیطره على الآخر، فکان وسیله لکسب الرجل عبر الإثاره الجنسیّه. وفی الوقت نفسه، کان ضحیه للانکسار والتشیؤ فی شخصیّه البطله.
۲.

بررسی تطبیقی استعاره در عربی و فارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۷۷
استعاره از مهم ترین گونه های مجاز است که در هر زبانی جایگاه ویژه دارد؛ اما نوع نگاه به آن در زبان های مختلف، متفاوت است. در زبان عربی و فارسی، مشابهت های این بحث، بیش از تمایزهاست؛ به گونه ای که غالب مباحث استعاری کتاب های بلاغی عربی به فاصله دو یا سه قرن در کتاب های فارسی تکرار شده است. این مقاله در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بحث استعاره در زبان فارسی و عربی پرداخته است. مبحث استعاره در کتاب های عربی، پنج مرحله آغاز، رشد، شکوفایی، رکود و نوگرایی را تجربه کرده و در فارسی با تحولات کمتر، سه مرحله پیدایش، گسترش و ویرایش را از سر گذرانده است. دوره پیدایش با دوره آغاز و رشد؛ دوره گسترش با دوره رکود و دوره ویرایش با دوره نوگرایی عربی قابل تطبیق است. متأسفانه بلاغت فارسی از دوره شکوفایی بلاغت عربی بهره چندانی نگرفته است؛ از این رو نگاه تحلیلی و زیبایی شناسانه در آن کم رنگ است. پژوهش های امروز دو زبان به مباحث انتقادی، بهره گیری از مطالعات استعاری زبان های دیگر و نگاه زبان شناسانه متمایل شده که در این میان، توجه به ماهیت زبان و بومی گرایی در استعاره پژوهان فارسی برجسته تر است. عدم توجه به تدوین فرهنگ استعاری، بی توجهی به انواع و سبک های ادبی در پژوهش های استعاری و کم توجهی به سیر تحول استعاره در متون ادبی از نقاط ضعف استعاره پژوهی دو زبان است.
۳.

عملية إضفاء الشرعنة ونزع الشرعنة في روايتَي"أيام الخوف" و"الخلاص" لخليل حسن خليل على ضوء نظرية فان ليوين(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
إنّ الشرعنه تعدّ مساراً واعیاً یختاره الأفراد بشکل یومی لتبریر سلوکاتهم والأدوار التی یقومون بها فی المجتمع، لأجل ذلک یجد الشخص نفسه مضطراً إلى الاستناد إلى مجموعه من المصادر التی تساعده على تأسیس هذه الشرعنه وبنائها وتعزیزها لدى الآخرین. إنّ عملیه إضفاء الشرعنه ونزع الشرعنه مهمه جدًا فی تحلیل الخطاب النقدی، لأنّه من خلالها یمکن التعرف على أنّ الخطابات کیف تقوم بإضفاء الشرعنه إلى الفاعلین الاجتماعیین وسلوکهم وأهدافهم أو نزع الشرعنه عنهم وعنها. إنّ منهج هذا البحث وصفی-تحلیلی بینما یعتمد علی نظریه فان لیوین فی إضفاء الشرعنه ونزع الشرعنه لتبیین تقنیات قد وظّفها منتج الخطاب لإضفاء الشرعنه أو نزع الشرعنه فی خطابه وللکشف عن قضایا قد اهتم بها صاحب الخطاب بإضفاء الشرعنه الیها ونزع الشرعنه عنها. فقد اقترح فان لیوین أربع تقنیات للشرعنه وهی تندرج فی التفویض والتسویغ والتحویل الحکایی والتقییم. وکلٌ من هذه التقنیات یمکن أن یعمل بشکل منفصل أو مرکّب. فتمّت فی هذا البحث معالجه روایات خلیل حسن خلیل التی تصوّر حیاه أناس قد تعرّضوا للقمع والتهمیش على أساس أسالیب الشرعنه ونزع الشرعنه لتئو فان لیوین. فتوصّلت هذه الدراسه إلى هذه النتیجه أنّ تقنیات "الموجه نحو الأثر" من أنواع "التسویغ الذرائعی"و"التحویل الحکائی" و"التفویض التخصصی" والقدوه والتقلید من أوجه"التفویض" ثمّ "التقییم" مع مکونتیه الفرعیتین أی "القیاس" و"التقییم الأخلاقی"، لها دور هام فی إضفاء الشرعنه إلى قضیه ما أو نزع الشرعنه عنها فی هذا الخطاب. کما أنّ هذا البحث یبین أنّ خلیل حسن خلیل من خلال هذه الاستراتیجیات یضفی الشرعنه إلى قضایا مثل الحریه، والعداله، والمساواه، والإقدام، وتکوین مجتمع عادل بینما ینزع الشرعنه عن قضایا مثل الاستغلال والاستثمار والنظام الرأسمالی والخوف من أصحاب السلطه وغیرها من القضایا.
۴.

الخصائص المنهجية في كتاب التحليل اللغوي لنهج البلاغة: دراسة نقدية تحليلية(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
بما أن نهج البلاغه هو تفسیر القرآن والبیان له، فانبری عدد غیر قلیل من العلماء بشرحه وکشف خفایاه، وألفوا شروحا مختلفه له، منها الشرح العصری المسمی بالتحلیل اللغوی لنهج البلاغه ، والذی طبعته مؤسسه علوم نهج البلاغه، ویقع فی 456 صفحه، مقتصرا علی شرح العهد الشریف لأمیر المؤمنین إلی مالک الأشتر. یسعی البحث فی هذه العجاله إلی ملامسه الخصائص المنهجیه لهذا الکتاب وبیان قیمته وکیفیه توجیهه لکلمات وأسالیب، وردت فی المتن ومعرفه السمه الممیزه التی یتمیز بها، کما یهدف إلی بیان أهم المآخذ علیه. تکمن أهمیه البحث فی عده أسباب، منها کون هذا الکتاب شرحا عصریا، ألّف وفق المستویات اللغویه المختلفه، استجابه لطلب وزاره التعلیم العالی والبحث العلمی العراقیه، ولا بدع أن البحث فی مثل هکذا موضوع له العدید من الإسهامات والإیجابیات علی صعید المجتمع الأکادیمی الإیرانی، حتى یتعرف على أحدث المنهجیه التی یتم على أساسها تألیف الکتب الدراسیه فی الجامعات العراقیه ونقاط القوه والضعف فیها. یسلک البحث المنهج الوصفی، بالإضافه إلی المنهجین الاستقرائی التحلیلی، لمعالجه الجوانب المختلفه للموضوع. وکان من أهم النتائج المتوصل إلیها: أن الشارح تناول الظواهر اللغویه فی خمسه مستویات بدءا بأصغر وحده فی التحلیل اللغوی وانتهاء بأکبرها بأسلوب، یغلب علیه السؤال والجواب، لإثاره أذهان الطلبه فی توظیف علوم العربیه. وأسلوبه المتبع هو التفصیل وتجنب التکرار وتسلسل العمل، مع ذکر آراء النحاه واللغویین القدامی والأصواتیین المحدثین، ومناقشه الوجوه اللغویه المختلفه والترجیح بینها. من أهم المآخذ علی منهج الکتاب هو أنه لم یوثق المعلومات والأفکار الوارده فی المتن، ولم یضع فهارس المصادر والمراجع، والآیات القرآنیه، والأعلام، وغیرها، کما أنه لم یسخر حیزا للتعالیق والشروح اللازمه فی مساحه الهامش.
۵.

واکاوی مبانی سوررئالیسم در قصیده الطلاسم ایلیا ابو ماضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
بیان مسئله و هدف: پس از رنسانس، یعنی گذار از فلسفه ارسطویی به فلسفه مدرن، ادبیات معاصر با تبعیت از جریان‌های فکری و فلسفی در ابعاد مختلف شکلی و مضمونی دچار تحولات عمیقی شده است و تلاش می‌کند تا از رویکرد تقلیدی جسته و به دنبال کشف حقایق و کنه اشیا باشد. کلاسیسم، مدرنیسم، سمبولیسم، رمانتیسم، سوررئالیسم و بسیاری دیگر از مکاتب فکری به دنبال چنین رویکرد مواجه­گری با نیازهای سنتی فکر و اندیشه در ادبیات و شعر است، اما سوررئالیسم با باز‌تعریف مفاهیمی مانند عقل‌و‌خرد، حیات‌و‌حقیقت به دنبال کشف اسرار و باطن اشیا و حقایق برتر هستی است. این جنبش هنری و ادبی، که در قرن بیستم و در فاصله جنگ جهانی اول و دوم در امتداد دادائیسم در اروپا شکل گرفت، با رهایی از قیود فکری وابسته و غیر‌مستقل، اندیشه‌ها و مفاهیم را در نقطه صفر تفکر و تعقل جست‌و‌جو می­کند؛ نقطه صفری که خود سرآغاز همه اسباب بدون دخالت اغیار است. سوررئالیسم با ابزار نیرومند تخیل به دنبال بازگشت به خود فراشناختی انسان است تا با ابزارهای زبانی دیگر مانند اعاده وتکرار، هنجارگریزی، خلق فضاهای مبهم و تصاویر ناآشنا و سرایش ناخودآگاه، به دیدن امور و اشیا از زوایه فرا‌واقع‌گرایی بپردازد. سوررئالیسم با بازنگری در قوای درونی انسان به دنبال کشف رازها و رمز‌هاست و آن را در فراسوی علل طلب می‌کند. شخصیت‌هایی مانند هگل، افلاطون، فروید و مکاتبی چون سمبولیسم، ایماژیسم، به‌ویژه فوتوریسم، در پیدایش سوررئال و شکل‌گیری اولیه آن مؤثر بودند. سوررئالیسم به دنبال برجسته‌کردن نقش تخیل و عاملیت ضمیر ناخودآگاه در تداعی آزاد معانی است و هنرمند در آثار هنری مبتنی بر سوررئالیسم معتقد است که هنر هرگز با عقل هوشیار حاصل نمی‌شود، بلکه با کند و سست‌شدن قوه عقل و تسلط قوه تخیل با محوریت ناخودآگاه نیرومند حاصل می‌شود. قصیده «الطلاسم» ایلیا ابو ماضی، شاعر قرن بیستم، تجلی­گاه مبانی فکری مکتب سوررئالیسم است و هدف این مقاله بررسی و کاوش چیرگی این مبانی در واژگان و بافت معنایی قصیده است. روش­‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی به موضوع تحقیق پرداخته و از طریق گردآوری اطلاعات با ابزار کتابخانه‌ای (یادداشت‌برداری) به دنبال آن است تا با نظر به آثار بر‌جای‌مانده هنری مرتبط با سوررئالیم به کاوش در مبانی این مکتب در شعر شاعران بنامی چون ایلیا ابوماضی، که دیدگاهی فلسفی به زندگی دارند وجایگاه ویژه‌ای برای قدرت تخیل و ضمیر ناخودآگاه انسان قائل‌اند، همچنین نگارش خودکار ذهنی دارند، بپردازد. بنابر‌این، از این رهگذر، شناخت جدیدی از شاعران معاصر حاصل می شود. ترکیب‌های واژگانی و مفهومی ویژه، متصف به نگارش خودکار، خیال فراگیر، ابهامات زبانی و مفهومی بر‌آمده از نهاد ناخودآگاه از‌جمله تصاویر سوررئالیستی قصیده الطلاسم است که با روش تحلیل و توصیف متن مورد مطالعه و پژوهش قرار می‌گیرد. بحث و تحلیل: در آثار شاعران معاصر، نوعی رویکرد و اندیشه آزادی‌گرا مشاهده می‌شود که متأثر از مکاتب فلسفی و ادبی حاکم بر جامعه در برهه مشخصی از زمان بوده است؛ این مکاتب ریشه در جریان‌های فکری پیش از خود دارد. شاخصه و هسته اصلی این تفکر تقلید‌گریزی و در‌هم‌شکستن ساختارها و قالب‌هایی است که فکر و اندیشه انسان را احاطه کرده است. تجلی این رویکرد، در ادبیات و متون شعری، صورت‌های مختلفی پذیرفته و روش‌ها و نشانگان متعددی به خود دیده است که کشف و دریافت این نوع تفکر در متون نیازمند تعمق و تأمل دقیق در محتوای اشعار و آثار ادبی است. قصیده الطلاسم از مجموعه اشعار الجداول است. این قصیده لبریز از ترکیبات واژگانی رمزآلود و تعابیر برجسته است و سؤالات فلسفی، تخیلی و فرا‌واقع‌گرایی درباره وجود و زندگی مطرح می‌کند. توجه به ضمیر ناخودآگاه و کاویدن ذهن برای کشف حقیقت برتر از‌سوی سوررئال‌ها در قرن بیستم دنیای جدیدی برای هنرمند به‌وجود آورد که به هنجار‌شکنی در حیطه همنشینی کلمات و خلق تصاویر ناآشنا انجامید، به‌گونه‌ای که ساختارها دچار تحول و تغییر شد و برخی ادیبان و شاعران به‌سوی پدیده‌ای ناشناخته در فراواقعیت متمایل شدند. ایلیا ابو ماضی در همان بیت‌های نخستین در قصیده الطلاسم اشاره‌ای گویا به این مضمون دارد و از پدیده‌های ناشناخته‌ای سخن می‌گوید که ذهن را به فضاها و تصاویر سوررئال هدایت می‌کند. او با بهره‌گیری از عناصر واگویی، تکرار لفظ و معنا، سرایش ناخوآگاه، هنجار‌گریزی در نظام علت‌و‌معلول، از‌خود‌بیگانگی و خود‌فراموشی و خلق فضای ناآشنا و تصاویر مبهم، به دنبال القای درک جدیدی از زیبایی‌شناختی مبنی بر مفاهیم ذهنی است. او بر‌‌خلاف گذشتگان تلاش دارد تا با موسیقی درونی مفاهیمی را به رشته قلم در‌آورد و از این طریق ذهن مخاطب را در کشف معناهای گسترده و مفاهیم منتزع همراه و درگیر سازد. دستاوردها: این پژوهش نشان می‌دهد که قصیده الطلاسم لبریز از روابط نامألوف میان کلمات و عبارات است و سراینده ابیات آن، با شکستن منطق زبان، راوی مفاهیمی از سرکشی و خردگریزی با خلق تصاویر متناقض و ناآشنا و متصف به گسست زمان است. بنابر‌این، تفکر سوررئالیسم بسامد نسبتاً بالایی در الطلاسم دارد، اما تأویل واژگانی و مفهومی مبانی سوررئالیسمی یعنی همان برقراری رابطه مستقیم علت‌و‌معلولی در عالمی ورای واقعیت عملاً با توجه به چهارچوب محدود فکری و عقلانی انسان میسر نیست. آثار سوررئالیستی با اتکای به تخیل قوی و قدرتمند بشری برای یافتن عللی ورای واقعیت تلاش می‌کند که این یک جدّ‌و‌جهد خیالی و هنری برای فرونشاندن عطش ذهن خلاق و فراواقع‌گرای بشر معاصر است. ایلیا ابوماضی با خلاقیت در طراحی سؤالات چالش‌بر‌انگیز در مسائل عمیق هستی و نبوغ خود در تخیّل آزاد، هنجارشکنی و ایجاد روابط جدید میان واژگان توانسته است زبانی غریب و گاهی متناقض بیافریند. کلمات بر‌آمده از ناخودآگاه، هنجار‌شکنی لفظی و معنایی، تکرار و فراموشی خود، خلق فضاهای ابهام‌آلود، عناصر غیر‌منطقی و تقابل تضادها، همگی دلالت بر سیطره رؤیا و مفاهیم فرا‌واقع‌گرایی در قصیده الطلاسم دارد.
۶.

عنصر الراوي في المقامة السواديّة لمحمّد مؤمن الجزائري الشيرازي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
یُعدّ «محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی» من أدباء إیران المهتمّین بفنّ المقامه فی أواخر القرن الحادی عشر وأوائل القرن الثانی عشر الهجریَّین، وله الکثیر من المقامات. وردت مقاماتُ الجزائری فی کُتُبه الثلاثه: المقامات الناسخه للمقامات، طیف الخیال، وخزانه الخیال؛ إلّا أنّ معظمَها قد بقیت فی ثنایا المخطوطات ولم تَرَ النورَ بعد. لا شکّ فی أنّ المقامات التی ألّفها محمّد مؤمن الجزائریّ تختلف عن مقامات بدیع الزمان الهمذانی والحریری أسلوباً، وموضوعاً وهدفاً، وقد خرج الکاتب عن الأصول السابقه فی المقامه. حیث نستطیع القول إنّ هذه الفوارق جعلت أسلوب الکاتب فی المقامه ممیّزاً ومختلفاً ونوعاً ما صنعت من الکاتب شخصاً مُبدعاً فی هذا النمط الأدبی. هنالک مقامه لمحمّد مؤمن الجزائری لَفَتَ انتباهَنا من بین کلّ مقاماته، وهذه المقامه مسمّاه بالسوادیّه، وهی المقامه السابعه فی کتاب طیف الخیال فی مناظره العلم والمال حیث الکاتبُ خرقَ الأصول التی أرسی قواعدَها بدیع الزمان الهمذانی والحریری فیها. جاء هذا البحث لیسلّطَ الضوءَ علی عنصر الراوی وأنواعه فی هذه المقامه ویبیّن القیمه الفنّیه والجمالیّه لهذا العنصر فیها معتمداً علی أدوات منهجیّه حدیثه. تکمن أهمّیّه هذا البحث فی أنّه یُلقی الضوء علی جانب مغمور من الإبداع السردی لدی محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی. وقد استخدم الباحث المنهج السردی لتناول هذا الموضوع. توصّل البحث إلی أنّ الکاتب قد اعتمد أسلوب الراوی المتضمّن فی هذه المقامه حیث یَروی الأحداث باستخدام ضمیر المتکلّم أنا. یُشیر البحث إلی أنّ الجزائری یستخدم هذا الأسلوب لیقدّم الأحداث بمشاعر شخصیّه ومحدوده المعرفه حیث یعبّر عن الخوالج واللواعج الداخلیّه الشخصیّه دون القدره علی الولوج إلی قرارات أفکار الشخصیّات. ومن أهمّ میزات أسلوب الجزائری هو تعدّد الرواه حیث یستخدم أصواتاً متعدّده وشخصیّات مختلفه لیرویَ الأحداث من زوایا متعدّده. یُبرز البحث استخدام الجزائری للفنّ الرسائلی فی هذه المقامه حیث یَستخدم الرسائل وسیلهً للسرد وتعبیر الشخصیّات عن مشاعرها وهواجسها وأفکارها. ویمکن اعتبار المقامه السوادیّه نوعاً جدیداً من الروایه الرسائلیّه فی الأدب العربی.
۷.

دراسه بنیویه تکوینیه للشخصیات فی روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۸
تنطلق البنيويه التكوينيه – كما صاغها لوسيان غولدمان – من أن العمل الأدبي بنيه دالّه تعبّر في شكلها الداخلي ومحتواها عن رؤيه جماعيه للواقع، أي عن وعي طبقي أو اجتماعي محدّد، عبر وساطه وعي الكاتب الفردي. تسعی هذه المقاله أن تدرس شخصیات روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد، علی ضوء نظریه البنيويه التكوينيه للوسيان غولدمان معتمده علی المنهج الوصفي التحلیلي. وبناءً على ذلك، يمكن النظر إلى الشخصيات في روايه "أضغاث مدينه" بوصفها تمثيلاً للبنيه الذهنيه والاجتماعيه التي يعيشها المجتمع العراقي في سياق الحروب والاضطرابات السياسيه والأمنيه. الشخصيات الرئيسه، بما تحمله من قلق وتشظٍّ وخوف، لا تُفهم بوصفها سمات فرديه فحسب، بل باعتبارها انعكاساً لأزمه جماعيه، أي أنّها تجسّد رؤيه مأزومه للعالم ناتجه عن التناقض بين طموحات الأفراد والقيود التاريخيه والاجتماعيه التي تكبّلهم. وهذا ما يجعلها، وفق المنظور الغولدماني، بنى دالّه على الوعي الجمعي في لحظه تاريخيه محدده. كذلك يتيح توزّع الشخصيات بين رئيسه وثانويه، وتنوّعها بين مثقفه ومغتربه واشكاليه وقامعه، الكشف عن تنوّع المواقع داخل البنيه الاجتماعيه، وعن تعدّد أشكال استجابه الأفراد للواقع. فالشخصيه المثقفه، مثلاً، تمارس وظيفه وعي نقدي يسعى إلى الربط بين وعي الفرد ووعي الجماعه، ما يتوافق مع مفهوم غولدمان لوظيفه الأدب بوصفه فعلاً يعبّر عن رؤيه طبقيه أو جماعيه تسعى إلى تجاوز أزمتها. على هذا الأساس، فإن روايه «أضغاث مدينه» تُقرأ – في إطار البنيويه التكوينيه – بوصفها بنيه أدبيه متماسكه تعكس رؤيه للعالم تعبّر عن وعي جماعه اجتماعيه مأزومه، وتعيد ترتيب هذا الوعي في بناء رمزي يضيء التناقضات الكامنه في الواقع العراقي ويمنحها شكلاً فنياً قابلاً للتأويل.
۸.

گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر و زیرنویس عربی آن در چارچوب نظریه ادب براون و لِوینسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
نظریه ادب را، ادب زبان شناختی نامیده اند که در حوزه علوم کاربردشناسی و تحلیل گفت وگو قرار دارد؛ این نظریه را براون و لِوینسون در سال ۱۹۷۸ مطرح و در سال ۱۹۸۷، بازنگری و اصلاح کردند. در این پژوهش، تلاش می شود با تکیه بر نظریه ادب براون و لِوینسون، شماری از زوایای پنهان ترجمه گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر (1387) و زیرنویس عربی آن بررسی شود تا بفهمیم که کاربرد هر یک از واژه ها و عبارت ها در زبان فارسی بر کدام یک از راهبردهای ادب این دو نظریه پرداز سازگار است؛ این راهبردها عبارت است از: بیان مستقیم، غیرمستقیم، ادب مثبت و منفی. سبب گزینش این فیلم، وجود حجم بالای گفتارهای مؤدبانه غیرمستقیم، تعارف های فرهنگی و خطاب های احترام آمیز در دیالوگ های آن است. از  همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی، واژه ها و عبارت های مربوط به موضوع ادب را در این فیلم گزینش کرده ایم، آنگاه زیرنویس عربی آن را استخراج، جدول بندی و پس از آن بر پایه نظریه نامبرده، تحلیل کرده ایم. نتایج، حاکی از آن است که گوینده در بخش های گوناگون فیلم می کوشد به صورت غیرمستقیم، مفهوم سخن خود را به مخاطب انتقال دهد و به گونه ای ضمنی و کنایی او را نسبت به درون مایه سخنش آگاه کند. همچنین مترجم تلاش کرده است ابزارهای غیرمستقیم را جهت ادب مند کردن ساختار زبانی دیالوگ های شخصیت های فیلم به کار ببرد؛ به طوری که و در برخی از بخش های زیرنویس، گوینده نمی تواند درخواست خود را ارائه دهد و هیچ یک از کُنش های تهدیدکننده وجهه را به کار نمی برد.
۹.

تحلیل گفتمان انتقادی خطبه حجاج بن یوسف بر اساس الگوی فرکلاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از شاخه های مهم نظریه تحلیل گفتمان است که به منظور نشان دادن چگونگی شکل گیری گفتمان های قدرت، لایه های پنهان زبان را در متون کتبی و شفاهی می کاود. گفتمان شناسی انتقادی نوین علاوه بر عناصر نحوی و صرفیِ سازنده جمله برای تبیین معنا، عناصر فرامتنی از قبیل بافت موقعیتی، فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. این پژوهش بر اساس روش توصیفی _ تحلیلی به بررسی تحلیل گفتمان انتقادی خطبه حجاج بن یوسف بر اساس نظریه فرکلاف می پردازد. هدف اساسی از این کنکاش بررسی متنی کهن در پرتو مفاهیم «تحلیل گفتمان انتقادی» به عنوان رویکردی جدید در تحلیل متون است . به این منظور از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد تا کارکردهای ایدئولوژیک خطبه حجاج در ارتباط با مناسبات قدرت مشخص شود. در سطح توصیف، ویژگی های زبان شناختی خطبه، در سطح تفسیر، بافت موقعیتی گفتمان و بینامتنیت و در سطح تبیین، جایگاه خطبه در ساختار سیاسی عصر بنی امیه بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد حجاج در سطح توصیف با استفاده از مجازها، استعاره ها، کنایه ها و قسم، تأکید، تکرار و هم آیی واژه ها در پی تبیین اندیشه هایش و آشکارکردن قاطعیت خود در کنترل اوضاع بوده است. در سطح تفسیر، از بافت بینامتنی صریح برای ترسیم بافت موقعیت موجود بهره برده و برای قوت بخشیدن به سخنرانی خود از مفاهیم دینی و آیات قرآن استفاده کرده است. در سطح تبیین، با استفاده از مفاهیمی مانند ایدئولوژی و قدرت، و هژمونی و بیگانه سازی به تقویت و بازسازی ساختار قدرت و ایدئولوژی موجود کمک کرده و از حاکمان بنی امیه در تثبیت قدرتشان دفاع نموده است.
۱۰.

دراسة الافتراض المسبق في مسرحية «مسمار جحا» الفكاهية لعلي أحمد باكثير وفقاً لنظرية جورج يول التداولية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
التداولیه من الفروع الهامه لعلم اللسانیات وهی تدرس المعنی غیر المرئی الموجود فی کلام المتکلّم وهو المعنی الذی یستطیع المتلقی التعرف علیه وتفسیره من خلال السیاق. الافتراض المسبق هو أحد مفاهیم التداولیه الخاصه. إنّ الافتراض المسبق یتناول الخلفیه الذهنیه المشترکه بین المتکلم والمتلقی فی حواراتهما. یشتمل مفهوم هذا الافتراض علی أنّ المتکلم یتحدّث مع المخاطب علی أساس ما هو معلوم و مفترض سلفاً ونحصل من سیاق الکلام علی معلومات أخری. قسّم جورج یول الافتراض المسبق إلی سته أقسام: الوجودی، الواقعی، المعجمی، البنیوی، غیر الواقعی، خلاف الواقع. ترتبط المسرحیات الفکاهیه ارتباطاً وثیقاً بواقع المجتمع بواسطه نقد النظام الحاکم والمسائل الاجتماعیه نقداً فکاهیاً. مسرحیه مسمار جحا النثریه لعلی أحمد باکثیر تعبّر عن مشاکل المجتمع العربی وتشجّع الناس ضدّ عملاء الاستعمار البریطانی وظلمهم بواسطه شخصیه "جحا" وباستخدام الفکاهه اللفظیه. یهدف هذا البحث إلی تبیین أنواع الافتراض المسبق و دورها فی خلق الفکاهه اللفظیه فی مسرحیه مسمار جحا بالمنهج الوصفی-التحلیلی المبنیّ علی التداولیه اللسانیه. تظهر النتائج أنّ الکاتب قام بخلق الفکاهه اللفظیه ونقد أوضاع المجتمع فی هذه المسرحیه أوّلاً باستخدام أنواع الافتراض المسبق السته وثانیاً استفاد من المناهج المتنوعه کنقض الافتراض المسبق للمتکلم والاستخدام الفکاهی للافتراض المسبق وتبدیل نوع من الافتراض المسبق إلی نوع آخر لإنشاء الفکاهه. الافتراض المسبق الوجودی أکثر استخداماً فی هذه المسرحیه فی حین أنّ الافتراض المسبق خلاف الواقع أقلّ استخداماً.
۱۱.

دراسة مستوی القلق والاضطراب للشخصيّة الرئيسة في رواية الخائفون بالاعتماد على استبيان القلق لزونغ (S.A.S)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
مع تطوّر المجتمعات البشریّه وظهور الأحداث الفردیه والاجتماعیّه المؤلمه، ساد الخوف والقلق من الظواهر المنتشره فی حیاه الإنسان. یهدف هذا البحث، بالاعتماد على استبیان القلق لزونغ ( (SASإلى تحلیل الحاله النفسیّه للشخصیّه الرئیسه فی روایه الخائفون للکاتبه دیمه ونوس. أُجریت هذه الدراسه بمنهجیه کمّیه–نوعیه، حیث تم تحلیل مؤشّرات القلق والخوف لدى شخصیّه "سلمى" ؛ بطله الروایه. استخرجت البیانات النوعیه من تحلیل محتوى السرد فی الروایه، بالتالی، تمّ جمع البیانات الکمیه من خلال تقویم بنود استبیان زونغ، الذی یتألف من 20 مقیاساً ویعتمد مقیاس لیکرت الرباعی لتقویم الأعراض العاطفیّه والجسدیّه للقلق. تشیر النتائج إلى أن الشخصیّه المدروسه تعانی من قلق شدید (درجه 64)، وتظهر علیها أعراض مثل اضطرابات النوم، وخفقان القلب، والقلق المزمن، والأعراض النفسجسمیه بشکل واضح. یکشف تحلیل النتائج أن السرد الأدبیّ، وخاصه فی سیاق الأزمات السیاسیه والحروب الأهلیه، یمکن أن یعکس الاضطرابات النفسیّه الناجمه عن العنف، والهجره، والفقدان، وأنّ توظیف أدوات القیاس النفسیّ فی التحلیل الأدبیّ لا یوفّر فهماً أعمق للحاله الذهنیّه للشخصیات فحسب، بل یمهّد أیضاً لفهم الآثار النفسیّه الناتجه عن البُنى المأزومه فی المجتمعات البشریّه.
۱۲.

دور الاستعارة في تمثيل الانتماءات الأيديولوجية لخطاب رواية «الجازية والدراويش»: بناءً على منهج تشارتريس-بلاك وتقسيم لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
الاستعاره فی المنهج العلمیّ الجدید لیست مقوله لغویه فحسب، بل یمکن أن تکون بنیهً مهمهً ولها تأثیرات إیدیولوجیه فی الخطاب، حیث یقوم الکاتب، أحیاناً، بإظهار الدلالات الإیدیولوجیه لکلمه أو عباره باستخدامها استعاریاً. فالاستعارات المستخدمه فی نصٍ ما التی تخترق طبقاته الداخلیّه وتتسرب إلیها، یمکن أن تساعد فی فهم الصلات الأیدیولوجیه للخطاب فی ذلک النص. قدّم تشارتریس-بلاک فی کتابه «التحلیل النقدیّ للاستعاره: مقاربه معرفیه-جسدیه» (2004م) نظریه تحلیل الاستعاره النقدیّ لأول مره وعلی ثلاثه مستویات، المستوی اللغویّ والمستوى الوظیفیّ والمستوى المعرفیّ. ولایکوف وجونسون فی کتابهما «الاستعارات التی نحیا بها» (1980م)، شرحا نظریتهما للدور المعرفیّ والمضمونیّ للاستعاره التی سُمّیت الاستعاره المفهومیّه. فقسّما الاستعارات إلى ثلاثه أجزاء: الاستعارات البنیویّه والاستعارات الاتجاهیّه والاس تعارات الأنطولوجیّه. فی روایه «الجازیه والدراویش» لعبد الحمید بن هدوقه استعارات مختلفه، من هذا المنطلق. یهدف هذا البحث إلی تحلیل کیفیه استخدام الکاتبِ هذه الاستعارات للکشف عن انتماءاتِ الخطاب الأیدیولوجیّه أو تشجّعها. ومن أهم النتائج التی تم التوصل إلیها فی دراستنا للروایه وذلک بالاعتماد علی المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ وعبر الانتقال من مستوى التعرف إلى سیاق الحالِ وسیاق التّناص وبتأسیس العلاقه بین النص والخلفیّه المعرفیّه، هی أن بن هدوقه، من خلال استخدام الاستعارات یهدف إلى التعبیر عن أیدیولوجیات الوعی والبصیره، والأصاله، والثبات والاستقامه، والصله بالأصل، ورفض الرَجْعِیَه، وحب الوطن، وتدمیر المجتمع وفساده بسبب عدم استقرار الساسه.
۱۳.

الگوهای جهان متن، گفتمان و زیرشمول در مجموعه شعری «شاهِدَهُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» یحیی سماوی با تکیه بر نظریه پل ورث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
بیان مسئله و هدف: زبان­‌شناسی شناختی از عناصر اصلی علم زبان­‌شناسی است که برای دریافت پیام به بررسی ارتباط میان ساختار و زبان با متن می­‌پردازد. هر شاعری با توجه به حوزه ادبی و شرایطی که در آن قرار گرفته عناصر ویژه­‌ای را که متناسب با مفاهیم مدنظرش است گزینش و میان زبان شعری خویش با مقصود اصلی پیوستگی ایجاد می­‌کند. بررسی هر کدام از ابعاد و لایه­‌های گفتمانی برای رساندن مقصود به مخاطب قابلیت واکاوی دارد. پل ورث از نظریه‌پردازان مشهور حیطه زبان‌شناسی شناختی است که نظریه‌اش جامع و شامل نظریه‌های پیشین است و با تکیه بر نظریه وی می­‌توان به درک بهتری از یک اثر ادبی دست یافت. ورث، در نظریه متن خود، مفهوم اساسی زبان­‌شناسی متن و زبان­‌شناسی شناختی را با هم تلفیق و فرایندی را تکمیل می‌­کند که همانند آن در آثار برجسته قبلی مانند مقدمه­‌ای بر زبان­‌شناسی متن بوگراند و درسلر (1981م) و آثار ون دایک و کینچ (1983م) وجود ندارد. وی، در رویکرد جهان متن، متن را در سه حیطه جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیر‌شمول کاوش می‌کند؛ این رویکرد به‌دلیل جامع‌بودن قابلیت بررسی زبان­‌شناسانه آثار ادبی را دارد. یحیی سماوی از شاعران سرآمد دوران معاصر عراق است که زبان شعری‌­اش با مدد‌جستن از عاطفه و خیال قوی شاعرانه‌­اش گاه پیچیده و گاه عامه‌فهم است و محور اساسی سروده‌هایش حول محور بیان فجایع و اقداماتی می‌گردد که از‌سوی اشغالگران آمریکایی صورت گرفته و شرایط زندگی در سرزمینش را تحت‌تأثیر قرار داده­ است. پژوهش حاضر در پی آن است که با ابعاد زبان‌­شناسی شناختی پل ورث که بر پایه جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیر‌شمول استوار است به بررسی جهان‌­های سه‌­گانه در اثر «شاهِدَهُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» از یحیی سماوی بپردازد. روش­‌شناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بر‌اساس رویکرد الگوهای جهان­‌های متن، گفتمان و زیر‌شمول پل ورث به بررسی مجموعه شعری «شاهِدَهُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» یحیی سماوی پرداخته است. بحث و تحلیل: زبان­‌شناسی شناختی یکی از راه‌­های اندیشیدن در ادبیات است که از منظر زبان­‌شناسی به بررسی متون ادبی می­‌پردازد. پل ورث (Paul Werth)، نظریه‌پرداز معاصر، در رویکرد جهان متن، متن را در سه حیطه جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیر‌شمول کاوش کرده؛ این رویکرد به‌دلیل جامع‌بودن قابلیت بررسی زبان­‌شناسانه آثار ادبی را دارد. از آنجایی که نقد ادبی به‌دلیل محدودیت­‌هایی قادر به اتصال جهان متن به جهان خواننده و بررسی همه زوایای یک متن نیست، از این رهگذر نیازمند به نظریه­‌ای است که از دیدگاه علمی و خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود و نظریه پل ورث این امکان را فراهم می­‌سازد. یحیی سماوی با توجه به اشغال سرزمینش از‌سوی آمریکایی‌ها، که شرایط جامعه را دچار خفقان کرده، مفاهیم بنیادی و اساسی اشعارش را با شیوه‌های شاعرانه و ادبی پوشانیده است. بررسی مجموعه شعری «شاهدهُ قبر مِن رُخامِ الکلمات» اثر سماوی بر‌اساس رویکرد شعرشناسی شناختی پل ورث به مخاطب در دریافت مفاهیم اساسی شعر کمک شایانی می‌کند. دستاوردها: با شناسایی عناصر جهان متن در این اثر، سیر اصلی و هدف بنیادی شاعر به‌تصویر‌کشیدن وضعیت سرزمینش به‌دست اشغالگران است. زمان در این اثر بیشترین بسامد را در گریز به گذشته و جلو‌رفت دارد که دلیل آن قرار‌دادن مخاطب در اتفاقات گذشته و ایجاد امید و تشویق به استقامت و تصویرسازی آینده‌ای روشن برای گفته‌خوانان است. مکان در این مجموعه همواره در حال تغییر است و بیشتر حس خفقان و درد و اندوه را با خود به همراه دارد و از آنجایی که مکان زندگی شاعر اشغال شده است، بیشترین توجه را به این عنصر جهان‌ساز دارد. شاعر، در جهان گفتمان، اطلاعات آنی از مفهوم مدنظرش را در اختیار خواننده قرار داده و مخاطب را با خاطرات، امیال و اهداف خویش آشنا ساخته و وارد عرصه شعری خویش کرده است. وی در جهان متن با استفاده از عناصر جهان­ساز به سروده‌هایش گستره معنایی بخشیده و بخشی از بازنمایی جهان متن را در محور گروه­‌های گزاره‌­گستر قرار داده که بسامد متن تعلیمی به‌دلیل هدف‌­گستر بودن اثر حاضر بیشتر است. هر سه بُعد جهان زیر‌شمول در این مجموعه وجود دارد و شاعر در بُعد اشاری از نظر زمانی عقب‌رفت و جلو‌رفت دارد و شخصیت‌­ها را از اول شخص به سوم شخص تغییر می‌­دهد.
۱۴.

تطبيق نظرية عوالم النص في قصة ثلج آخر الليل لزكريا تامر نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۹
تُعدُّ نظریه عوالم النص، إحدی أدوات اللسانیات المعرفیه التی توفّر للقارئ القدره على دراسه مکونات وبنیه النص والخطاب بدقه، کما تُعد أداه مناسبه للتحلیل الأدبی الحدیث. تمکّن هذه النظریه القارئ من ایجاد إطار دقیق وعلمی للشرح المنهجی وللتفادی من الأوصاف الشخصیه الذوقیه والمتناثره. هذه النظریه عباره عن حدث لغوی، یتضمن مشارکین اثنین على الأقل، بالإضافه إلی تمثیلٍ یتضمن سیاقاً للجمع بین النص والسیاق. هذه الفکره هی إطار لتحلیل الأدب فی ثلاثه عوالم مختلفه ومترابطه. تطرح فی تلک العوالم، ثلاث مستویات: فالأول هو عالم الخطاب الذی یتناول المشارکین فی الخطاب والعوامل المؤثره فیه؛ والعالم الثانی هو عالم النص، یشتمل على عناصر بناء العالم، والتی تتضمن فی حد ذاتها مکونات الزمان، والمکان، والشخصیه، والأشیاء، ومقترحات توسیع الأدوار؛ والعالم الأخیر، تحت عنوان العوالم الفرعیه، یشمل العالم المرجعی، والعالم الموقفی، والعالم المعرفی. ونوقش البحث بالمنهج الوصفی التحلیلی، بالطریقه المعرفیه، ومن منظور فیرث بشأن نظریه عوالم النص، مبیناً هذه العوالم الثلاثه فی قصه ثلج آخر اللیل القصیره من مجموعه ربیع فی الرماد، للکاتب السوری، زکریا تامر، وتوصل إلى استنتاج، مفاده أنّه فی سیاق عالم الخطاب، تمّ تشکیل هذا العالم، بناءً على معتقدات، وقناعات، ومشاعر الشخصیات الأربعه فی القصه، وهم یوسف، وأبوه، وأخته، وأمه. والمستوی الثانی، هو عالم النص، تمّ إنشاؤه بناءً على عناصر بناء العالم ومفترحات توسیع الأدوار التی تکون فی الغالب بصیغه الماضی ولتوسیع الحبکه. والمستوی الأخیر، أی العوالم الفرعیه، فقد لوحظ أنّ ترداد العوالم الموقفیه للرغبه وعوالم الأهداف مرتفع، وقد تمّ استیعابها وتضمینها فی عالم النص الرئیس.
۱۵.

التعديلات المعجمية في ترجمة كتاب ادبيات فارسي از عصر جامي تا روزگار ما على أساس نظرية كاتفورد، الترجمة العربية لبسام ربابعة نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
شهدت الترجمه منذ بدایه التنظیر، اتجاهات مختلفه، تجلت من خلالها آراء المنظرین علی اختلاف المشارب والمدارس التی ینتمون إلیها. ولا یخفى على أحد أنه کان هناک جدال طویل حول الجوده، والصدق، والأمانه، والخیانه فی الترجمه، منذ القدم إلى غایه الخمسینیات، حیث تدرس الترجمه، کفرع من فروع علم اللغه. فلا یمکن إنکار أهمیه هذا العلم وفضله فی تطور دراسات الترجمه ونظریاتها. ومن الذین أسهموا فی تطور النظریات اللغویه للترجمه هو کاتفورد الذی رکز على إیجاد التکافؤ فی الترجمه بین اللغه المصدر واللغه الهدف، من خلال القیام ببعض التعدیلات فی الترجمه. فیحاول البحث هذا من خلال استخدام المنهج الوصفی التحلیلی، دراسه التعدیلات المعجمیه فی ترجمه بسام ربابعه العربیه لکتاب محمد رضا شفیعی کدکنی الموسوم بادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، علی أساس نظریه کاتفورد. ومن أهم النتائج التی توصل إلیها المقال هی أن المترجم أجرى تعدیلات کثیره فی ترجمه المفردات، والترکیبات، والأمثال، واستخدم مرادفات قریبه من لغه القارئ العربی وثقافته عند مواجهه البنی المختلفه فی اللغتین الانطلاق والوصول. ولقد جاءت معظم هذه التغییرات لنقل المعنى الصحیح الذی قصده المؤلف الأصلی، الأمر الذی یدل علی استیعاب المترجم ومعرفته الجیده باللغه والثقافه الفارسیه، وفهمه بالفروق الدقیقه بین اللغتین. ومع ذلک، فی بعض الحالات، أنه لم یکن ناجحا فی العثور علی تکافؤ الکلمات والترکیبات والتعابیر، وفشلت تغییراته التی أجراها فی الترجمه، وأوصلت للقارئ العربی معنى لم یقصده المؤلف الفارسی، کما أن معظم أخطائه حدثت فی ترجمه الأشعار الفارسیه علی وجه الخصوص، وهذا من نتاج قرائته وفهمه الخاطئ لتحلیل بعض المفردات والترکیب.
۱۶.

نقد قصة «سلطانُ ليوم واحد» ليعقوب الشاروني في ضوء نظرية التفكير النقدي ل «ماثيو ليبمان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۲۶
قد زاد الاهتمام بقصص الأطفال، باعتبارها أساساً لبناء الفکر الإنسانی والمستوى الفکری فی المراحل اللاحقه من الحیاه فی العصور الراهنه وتشکّلت نظریات متنوعه ونقدیه للبحث عنها. من أهم هذه النظریات فی نقد القصص هو منهج التفکیر النقدی لماثیو لیبمان. فی مجال النقد الأدبی یمکن استخدام هذه النظریه لفحص وتحلیل الأعمال فی مجال أدب الأطفال وتمییز الآثار التی فیها الکثیر من التأهیل النقدی عن الأعمال الضعیفه فی هذا الصدد. فی هذه المقاله سیتم تحلیل قصه لیعقوب الشارونی، الکاتب المصری ذائع الصیت، فی مجال أدب الأطفال. عنوان القصه «سلطان لیوم واحد» وهنا نرمی إلی تحلیل القصه من حیث تکرار وتطبیق مکونات نظریه التفکیر النقدی ل «ماثیو لیبمان» علی القصه المذکوره. من الواضح بغضّ النظرِ عن عدد أعمال الأطفال التی تستخدم هذه المکونات من الناحیه الفنیه یمکن التوصیه باستخدامها المتکرر من قبل الأطفال فی حیاتهم الیومیه. تخلّصت النتیجه أن یعقوب الشارونی لم یستخدم الترتیب والنمط المحدد لنظریه التفکیر النقدی فی قصته واعیاً؛ إذاً هذه المکونات تتزاید أحیاناً وتنقص أحیاناً أخرى بحسب أسلوبه الشخصی وعملیه القصه. تم استخدام تسعه مکوّنات لنظریه لیبمان فی القصه، وبالنسبه إلی بعضها هناک أکثر من نموذج. من هذا المنطلق تعتبر القصه فعاله وموثوقه فی تعلیم التفکیر النقدی لدى الأطفال. تجدر الإشاره إلى أن المنهج المستخدم فی هذا البحث هو المنهج الوصفی-التحلیلی.
۱۷.

تمظهرات تقنية الصور الحسيّة في شعر إبراهيم مصطفى الحمد (مقاربة تحليلية في ديوان «وَألقَيتُ بي» نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
إنَّ الصور الحسیّه هی آلیه من آلیات تشکیل الصوره الشعریه وتسهم فی تعمیق المعنی وتکثیف الدلاله، فلهذا یجمع بین المدرکات ویآلف بین وظائف الحواس بما یمنح تجاوباً جمالیّاً یعین علی إثراء الإمکانات الإیحائیه. إبراهیم مصطفى الشاعر والناقد العراقی المعاصر قد وظّف هذه الآلیه بکثره فی شعره خاصه فی دیوانه «وألقیت بی» الذی خصّه بأشعار ثوریّ تجاه قضایا الأمّه الإسلامیه والعربیه؛ وقد عبّر الشاعر فی هذا الدیوان عن حبّ الوطن وأبدیه الذود والدفاع عنه بأشکال تعبیریه رائعه ممّا دفعنا إلى دراسه الصور الحسیّه وأثرها على نفس المتلقّی ووقعها علیه وفق المنهج الوصفی والتحلیلی. ومن أهمّ ما توصّلت إلیه الدراسه فی نهایه المطاف أنَّ الشاعر بنى دیوانه على الصوره الحسیّه ووظّف فیه حواس الخمس: البصریه، الشمّیه، السمعیه، اللمسیه، والذوقیّه، واستخدم الصورتین البصریه والسمعیه أکثر من غیرها، فلعب هذان الحسّان دوراً محوریاً فی بنیه قصائده. کما کشفت الدراسه أنّ الصور الحسیّه فی قصائد الدیوان ساعد على تولید دلالات إیحائیه قویّه دفعت المتلقی إلى التأمّل وفتحت أمامه أبواب ممارسه ذهنیه وقراءه فاحصه لشعره.
۱۸.

هنجارگریزی ترکیبی در سوره های مبارکه زخرف و دخان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۹۰
ساختار زبان معیار به گونه ای است که الگو و قواعد دستوری خاصی دارد و خروج نابجا از آن، ایجاد اختلال در زبان معیار را به دنبال دارد، اما چنانچه این خروج هدفمند صورت گیرد، ضمن برجسته شدن کلام، توجه مخاطب به معنای مقصود جلب می شود. اینجاست که کارکرد زبان ادبی بروز می یابد؛ بدینگونه که در اثر تغییر الگوها و صورت ها، فرآیند برقراری ارتباط بین کلام و دریافت کننده، اندکی دشوار شده و لذا ادراک پیام با تأخیر صورت می گیرد، ولی پس از کشف معنا و برقراری فرآیند ارتباطی، مخاطب به وجد آمده و از الگوی نوین کلام،  شگفت زده می شود. قرآن کریم با مؤلفه های ارزشمندش در راستای القای معانی ویژه ، از الگوهای متعددی نظیر هنجارگریزی ترکیبی، در زمینه برجسته سازی کلام برخوردار است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، برخی از این اسلوب ها را که مربوط به حوزه هنجارگریزی ترکیبی است، در دو سوره مبارکه زخرف و دخان مورد بررسی قرار داده است. نتایج بیانگر آن است که با توجه به ساختار زبانی خاص دو سوره و استفاده از اسلوب هایی چون حذف، تقدیم و تأخیر و یا دیگر شیوه های بیانی، ضمن جلب توجه مخاطب به الگوی کلام، مفاهیم ارزشمندی همچون: تأکید، تعظیم، تهویل، اختصار، اختصاص و ..، از آن استنباط می گردد.
۱۹.

دراسه المضامین الاجتماعیه والثقافیه فی أعمال یوسف زیدان؛ روایه "فردقان" نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
الاهتمام بالقضایا التاریخیه والثقافیه والاجتماعیه یساهم فی بناء مجتمع حیوی هادف. ومن أبرز مهام الأدب تبنی مثل هذا المنهج. ومن بین القصص المهمه التی یمکن دراستها من هذا المنظور روایه "فردقان" للمؤرخ والأستاذ الجامعی والکاتب المصری المعاصر "یوسف زیدان". هذه الروایه الأدبیه-التاریخیه تسعى إلى تصویر حیاه العالم والفیلسوف الإیرانی الکبیر ابن سینا حینما کان معتقلا فی قلعه "فردقان". تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تفسیر وتحلیل انعکاس المضامین الثقافیه والاجتماعیه فی أعمال یوسف زیدان، مع الترکیز على روایه فردقان. ومن أبرز النتائج التی توصل إلیها البحث أن یوسف زیدان یظهر فی أعماله اهتماما عمیقا بالقضایا الثقافیه والاجتماعیه، حیث تجلّى هذا الأمر بوضوح فی روایته جوانتانامو (التی تسرد قصه سجن صحفی بریء)، لکنه ظهر بشکل أوسع فی روایه فردقان بسبب بعدها التاریخی والاجتماعی والثقافی البارز. تعکس فردقان ثقافه ومجتمع إیران فی العصر الغزنوی من خلال واقعیه صارخه تُقدّم الحقائق کما هی.
۲۰.

المسافة التواصليّة كأداة نفسيّة في بناء الشخصيّات الروائيّة: دراسة في رواية «طابق 99» لجنى فواز الحسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
یُعنى هذا البحث بدراسه المسافه التواصلیّه من منظور علم النفس، وهو مفهوم یشیر إلى الفجوات النفسیّه والعاطفیّه التی تتشکل بین الأفراد نتیجه العوائق الذهنیّه، والمخاوف، والتجارب السابقه، مما یؤثر على جوده التفاعلات البشریّه. تبرز المسافه التواصلیّه کأداه حیویّه فی تصمیم الحبکه الروائیّه وتطویر الشخصیّات، حیث تُسهم فی إبراز الصراعات الداخلیّه وتعقید العلاقات. تؤخذ روایه «طابق 99» لجنى فواز الحسن کنموذج تحلیلی، حیث تُبنى علاقات الشخصیّات الرئیسه على أساس هذه المسافات التواصلیّه التی تُشکل أنماطا سلوکیّه معقده تُعزز التوترات النفسیّه والاجتماعیّه. یهدف البحث إلى تحلیل ونقد هذه الفجوات التواصلیّه، مسلطا الضوء على کیفیه تأثیرها فی تشکیل الأزمات الدرامیّه والنفسیّه للشخصیّات. اعتمد البحث على منهج تحلیلیّ نفسیّ مرکزا على التفاعلات بین الشخصیّات فی سیاقات حرجه. أظهرت النتائج أن المسافه التواصلیّه فی روایه «طابق 99» تتجلّى فی علاقه مجد وهیلدا، حیث یعانی کلاهما من صدمات نفسیّه ناجمه عن الحرب اللبنانیّه. تتسبب هذه الصدمات فی خلق حواجز عاطفیّه تمنعهما من التواصل العمیق، فمجد، بوصفه فلسطینیّا، یواجه تحدیات الهویّه، بینما تعانی هیلدا من فقدان عائلتها. تتجلّى هذه الفجوات فی لحظات القرب الجسدیّ التی تخلو من الارتباط العاطفیّ، مما یبرز تناقضات نفسیّه. تُفاقم المسافه شعورهما بالعزله، مما یُعزز الصراعات الداخلیّه ویسهم فی تصویر واقعیّ لتعقیدات العلاقات الإنسانیه فی سیاق الحرب، مقدما رؤیه عمیقه لتأثیر المسافات على النفسیّه فی العالم المعاصر.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان