ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱.

مورفولوجية رواية «النخلة وسلطان المدينة» في ضوء نظرية كلود بريمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۴
یعدُّ غریماس أوَّل من تحدث عن سردیه الخطاب الروائی ووضع نموذجه العاملی لدراسه الخطاب السَّردی ومعالجه هیکلیته السَّردیه. تنوَّعت بعده المناهج التی عکفت علی دراسه الخطابات السَّردیه ورغم اختلافها من ناحیه الرؤیه والتطبیق، لکنَّها تشربت من منهج غریماس ویعد بریمون الذی استقی الأسس الأولیه لمنهجیته المتفرده فی دراسه الخطاب السَّردی من غریماس والإطار التحلیلی لبروب فی مقاربته النصوص السردیه من البارزین فی مجال علم السردیات. یرکِّز بریمون فی اتجاهه علی الأحداث والشَّخصیات وانطلق فی معالجته للخطاب السَّردی من المنظور الحداثی، حیث یعکف علی البنیات السَّردیه بالدرس والتحلیل ویرکّز علی الأحداث ودور الشخصیات فیها من منطلق یسمّیه التوالی أو التراکب الذی یشیر إلی تراکم الأحداث المتعدده والمتنوعه التی تحکمها العلاقه السببیه. تعد الشخصیه، العامل الأساسی فی الأحداث وظهورها وتنامیها فی النَّسیج السردی ویسمی بریمون عملیه ظهور الأحداث بالشکل المتناسق والمترابط فی النص السَّردی بالمتتالیات السردیه ویدرسها کلبنه أساسیه لبناء الهیکلیه السَّردیه. یرمی هذا البحث إلی دراسه روایه «النخله وسلطان المدینه» لعزالدین جلاوجی وفق المنهج الوصفی-التحلیلی معتمداً علی منهجیه بریمون والروایه تحمل من وجوه الإبداع والتمیز فی مستوی البنیه والمنظور قلَّما نجدها فی غیرها؛ لأنها تحمل النضج الإبداعی کما أن تکثیف الأحداث وحرکیتها أکسبها تجدیداً وإبداعاً متمیزاً وانسابیه مستمره مما جعلها تستحق البحث والدراسه. توصلت الدراسه بعد رحلتها إلی أن النص زاخر بالأحداث المتتالیه المترابطه التی تحکمها العلاقه السببیه والنص فی سرده لموضوع الأصاله العربیه والتشبث بها وظاهره التغریب بوصفها الخطه المنهجیه فی الخطاب الغربی السیاسی لفرض الهیمنه علی الشعوب الأخری، تبدأ بحاله من التعادل والاستقرار المتمثل فی حضور الشیخ ودعوته الی التشبث بالنخله المقدسه التی یرمز بها الثقافه العربیه والأصاله ثم یمرُّ المسار السردی بمرحله عدم الاستقرار وتجسد الروایه وجود الأحداث المختلفه المتتالیه التی تختلف عن المرحله الزمنیه المتمثله فی حضور الشیخ فی صیانته للأصاله العربیه کرمز للقوه والمواجهه حیث سادت علی المجری السردی حاله من اللاستقرار نتیجه ممارسات نجل الشیخ الذی یمثل نموذج الإنسان العربی المتغرِّب الذی یرفض الأصاله العریبه الأصیله وینصهر فی الحضاره الغربیه المادیه والکاتب یعبر عن هذه الازدواجیه فی شخصیه نجل الشیخ برسم اقتلاع النخله المقدسه وفی النهایه تصل الروایه مرحله السکون والاستقرار بعد الإطاحه بحکم السلطان بفعل الممارسات الثوریه التوعویه التی یقوم بها النخلی والسیف والسالم ویسود الثبات والاستقرار من جدید فی مدینه النخله.
۲.

تحليل الخطاب النقدي لرواية "اعترافات كاتم صوت" للكاتب مونس الرزاز استناداً إلى نظرية نورمان فيركلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۴
یعتبر الخطاب النقدی فی الواقع مسیره تکوینیه لتحلیل الخطاب، حیث یتم الترکیز على العملیات المؤثره فی تشکیل الخطاب بدلاً من مجرد وصف للبیانات اللغویه. وفی هذا النوع من تحلیل الخطاب، یتم تناول النهجین الاجتماعی واللغوی. فیتم فی النهج الاجتماعی تناول الخطاب والسیاق الموقفی، بینما یتم فی النهج اللغوی وصف السیاق النصی لهدف دراسه هیاکل السلطه، والهیمنه، وعدم المساواه السیاسیه والاجتماعیه والثقافیه الناتجه عنها، من منظور نقدی فی النص. فی هذه الدراسه، سیتم تحلیل روایه "اعترافات کاتم صوت" لمونس الرزاز باستخدام نهج تحلیل الخطاب النقدی لنورمان فیرکلاف على ثلاثه مستویات: الوصف، والتفسیر، والتأویل استنادًا إلى نظریه نورمان فیرکلاف. من خلال التحلیل النقدی للروایه المذکوره، یتضح أن الکاتب فی مستوى الوصف، ومن خلال إبراز الکلمات الرئیسه فی القصه باستخدام تقنیه التکرار والتوافق اللفظی واستخدام کلمات معینه، یسعى إلى التعبیر عن أفکاره السیاسیه الوطنیه، ومن خلال تصویره للقارئ، یمنح فهماً عمیقاً لمضمون القصه الرئیسی. وعلى مستوى التفسیر، یرکز على السیاق والمکونات النصیه للخطاب الروائی، حیث یتضح التناص الموجود فی أسطوره مثل سیزیف، وطرح فکر الحزب الوطنی (البعث) حول قضیه الظلم الداخلی التی أدت إلى تدمیر الأفکار الثوریه والانقطاع عن الجماهیر الشعبیه. وعلى مستوى التوضیح، تم تحلیل النص کجزء من عملیه النضال الاجتماعی فی إطار علاقات القوه، مما یعکس أیدیولوجیه الکاتب، ویعبر عن الأفکار الرجعیه وعدم الواقعیه والأفکار التقلیدیه لدى الناس فی بدایه القصه ونهایتها، ویعتبر رؤیتهم السطحیّته سبباً لفشل الحرکات الشعبیه.
۳.

انعكاس النّسويّة ومحاولة تغيير الأنظمة الاجتماعيّة في رواية «المستحيل» لمصطفی محمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۸
من رحم المعاناه والاضطهاد، انطلقت صرخه النّساء وشکّلت الحرکه النّسویّه بتیاراتها المتعدّده. وسعت النّسویّه إلى تغییر الفکر التقلیدیّ والنّظم الاجتماعیّه السائده التی تُبعد النساء عن صناعه القرار وتحدید المصیر. وکانت لهذه المحاولات ردود فعل متنوّعه بین الرفض والقبول، کما انتشرت الحرکه کزیٍّ ثقافیٍّ تبنَّاه الشباب والمثقّفون. وأثمرت الدعوات والمحاولات النّسویّه ثمارها، فتأثّرت أغلب النساء وخرجت من نطاقها الضیق، لتصبح حرکه عالمیّه. وانبهرت المرأه المسلمه والعربیّه بهذه الموجه المتصاعده، فظهرت تأثیراتها فی المظهر والسلوک، وتجلّت فی الأدب والشعر. وکان مصطفى محمود من الأدباء الملتزمین الذین حاولوا مناقشه النظریات الفکریّه الغربیّه ومعالجتها عبر الأدب والفکر. من هنا، یحاول هذا البحث أن یتناول روایه «المستحیل» باستخدام المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والنظریّه النّسویّه فی النقد. وتُظهر نتائج البحث أنّ الروایه تستکشف دور المرأه فی تحدّی الأنظمه الاجتماعیّه التقلیدیّه داخل مجتمع محافظ، حیث برزت الشخصیّه النّسویّه «فاطمه» بمواقف رافضه وثوریّه، ساعیهً إلى بسط سیطرتها والتأکید على استقلالها الفردیّ. فقد رفضت النظام الأسریّ القائم، فطلَّقت زوجها وهربت من مسؤولیات الزواج والأمومه. علاوه على ذلک، لم تتحمّل البطله مفهوم القیمومه وسلطه الرجل فی العائله، فرکّزت على تحقیق الاستقلال المالی وضمان حریتها المطلقه. أما على الصعید الأخلاقیّ، فکان الصراع أشدّ ضراوه، لأنّها ترى هذه القوانین من صنع الرجل ورؤیته. فقد طالبت فاطمه الرجال بالتخلّی عن الأخلاق الموروثه فی مجتمع الروایه، فدعت حلمی إلى تجنب الغیره الرجولیه، وعدم ربط الشرف بالمرأه، ومنحها حریّه التصرّف والاختیار. کما مثّلت الجسد الأنثویّ مصدراً للقوه والسیطره على الآخر، فکان وسیله لکسب الرجل عبر الإثاره الجنسیّه. وفی الوقت نفسه، کان ضحیه للانکسار والتشیؤ فی شخصیّه البطله.
۴.

بررسی بازتاب برخی از مضامین شعر شافعی در آینه ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۷
بیان مسئله و هدف: محمد بن ادریس شافعی (146–204ﻫ.ق) ملّقب به «ابوعبدالله» و معروف به «امام شافعی» با نام کامل محمدبن ادریس‌­ بن عباس‌ ­بن عثمان­‌ بن شافع ­بن سائب ­بن عبید بن عبد یزید بن هاشم ­بن عبدالمطلب ­بن عبد مناف، از مشهورترین ائمه چهارگانه اهل ­سنّت و امام شافعیان بوده که در جوانی طبعی ­لطیف داشته و اشعار پرمحتوا و طرفه می­‌سروده است. وی در فصاحت ­و بلاغت زبانزد روزگار خویش بوده و در دنیای شعر نیز خود را برتر از لبید (شاعر معروف عرب که معلّقه­‌ای نیز در کعبه داشته) می­‌دانسته و در این رابطه گفته است: «اگر شعر از شأن فقها نمی‌­کاست، من از لبید شاعرتر بودم». البته چنین ادعایی از جانب وی اصلاً گزاف نبوده، زیرا زعفرانی در این مورد گفته است: «هرگز کسی را فصیح‌­تر و داناتر از شافعی ندیده‌­ام. روزی گروهی از اعراب را ­دیدم که به محضر وی می‌رفتند. یکی از بزرگان حاضر در مجلس درس شافعی رو به آنها کرد و گفت: شما که علم نمی­‌آموزید، چرا به جلسات درس ابن ادریس می‌­آیید؟ گفتند: می‌­آییم تا سخنانش را بشنویم، چون ما شیفته سخن­‌گفتن او هستیم». اما شافعی بعدها، بر اثر پند عتاب‌­آمیز پیری خردمند، شعر را رها کرد و به فقه روی آورد و از آن پس دیگر شاعری را در شأن یک فقیه نمی­‌دید. به‌همین دلیل، وی هرگز اهتمام به تدوین دیوان اشعار خویش ننمود و اشعارش اغلب توسط راویان به تذکره­‌های یاقوت حموی، ابن ­خلکان، دمیری، فخر رازی، مسعودی، ابن ­ندیم و برخی از کتب تراجم دیگر راه یافته است. تأثیر فقه و شعر شافعی بر شعر و ادبیات­ فارسی و نقش شاعران نامدار فارسی­‌زبان شافعی ­مذهب، یعنی نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ در معرّفی آن فقیه پرآوازه، به جامعه اسلامی ایران، بر اعراب و ایرانیان پوشیده نیست. می‌­توان ادعا کرد که شافعی میان حکیمان­ و شاعران کهن عرصه ادب­ فارسی با اقبال بی­‌نظیری رو‌به‌رو بوده و دلیل چنین اقبالی تسلّط وی بر شعر و ادبیات بوده است. مضامین شعر عربی شافعی فاخر و درخور توجه بوده اما اشعار او تقریباً از صنایع ­ادبی و محسنّات ­لفظی خالی است. شعر او بیشتر از نوع مقطّعات و سراسر ابیات آن در مورد مضامین اخلاقی بوده و این خود گواه آن است که فقه شافعی بر شعر شافعی مقدّم بوده و شعر از نگاه وی تنها وسیله­‌ای برای بیان مقاصد دینی ­و اخلاقی بوده و هرگاه حق سخن ادا می‌­شده از اطالهکلام پرهیز می­‌کرده است. با‌این‌­حال، شافعی مترجمان خوش‌­قریحه­‌ای در عرصه زبان و ادب­ فارسی داشته­ است، به‌طوری­ که بسیاری از مضامین آثاری همچون خمسه نظامی، دیوان خاقانی، گلستان­‌و‌بوستان سعدی، دیوان حافظ و... ترجمه فارسی رساله و دیوان­ اشعار شافعی است. هدف از تدوین مقاله حاضر نیز بررسی برخی مضامین مشترک دیوان شافعی و دواوین و آثار شاعران و نویسندگان مذکور است. روش‌­شناسی: مقاله پیش­‌رو با روش مطالعات­ کتابخانه‌­ای و رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی بازتاب برخی مضامین شعر شافعی در آثار چهار شاعر برجسته ادب فارسی، یعنی خاقانی، نظامی، سعدی و حافظ پرداخته است. بحث و تحلیل: در حوزه ادبیات­ غنایی، شاعرانی همچون نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ برخی مضامین آثار خود را از دیوان اشعار محمدبن ادریس شافعی (پیشوای مذهب شافعی) اقتباس نموده­‌اند. این اقتباس به­‌صورت ترجمه اشعار عربی به فارسی و آراستن آنها با مضامین علمی، انواع صنایع و آرایه‌­های ادبی، در شعر فارسی نمایان شده است. در‌واقع، می‌­توان ادعا کرد که شعر شافعی همچون دختری عرب، زیبا، ساده و بی­‌آلایش است که فقه شافعی نقاب بر چهره­‌اش افکنده و او را از انظار مردمان نهان کرده است، اما وصف جمال آن زیبارو به آثار بزرگان هرعصری راه یافته و سال­‌ها پس از مرگ شافعی به گوش مشاطّه‌­گران شعر فارسی در بلاد پارس رسیده است. آنها نیز نقاب از رخسار آن دختر زیباروی عرب برداشته و او را در نهایت عزّ‌و‌احترام به سرزمین پارس آورده، بر اندام موزونش، حله هزار‌نقش و هزار‌رنگ پارسی پوشانده­ و به هفت­‌قلم فقه، طب، نجوم، ریاضیات، فلسفه، عرفان و تصوّف آراسته و پری‌­رخساری بی­‌بدیل با نام «شعر فارسی» را به جهانیان معرفی کرده‌­اند. یکی از مضامین مشترک شعر شافعی و گلستان ­سعدی حکایت معروف «فقیه کهن‌جامه تنگدست» است که سعدی آن را از دیوان شافعی برگرفته و خود شافعی نیز همان فقیه عالم و ژنده‌­پوش حکایت سعدی است. مصراع بسیار مشهور «چهار تکبیر زدم بر همه هر‌چه که هست» نیز از مضامین مشترک شعر شافعی و دیوان حافظ است، حال­ آنکه همگان می‌­پندارند که حافظ آن را از رساله فقهی ابن ادریس اقتباس کرده است. دستاوردها: محمدبن ادریس شافعی یکی از فقهای چهارگانه اهل‌سنّت است که دستی نیز بر شعر داشته و برخی مفاهیم ادب کهن فارسی متأثر از شعر او است. شعرای پرآوازه شافعی­ مذهب پارسی‌­زبان؛ نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ، نه‌­تنها در وادی مذهب، که در دنیای ادبیات ­و شعر نیز پیرو ابن ادریس بوده و مضامین بسیاری را از دیوان اشعار وی اخذ کرده­‌اند. آنها مفاهیمی مانند تلاش‌­و‌کوشش، چهار تکبیر، افشای اسرار، کسب دانش در جوانی، نکوهش خنده بسیار، نکوهش حسادت، دوست روزگار پریشانی و شیوه برخورد با دوستانِ دشمنان را از اشعار عربی شافعی اقتباس و به فارسی ترجمه نموده و در آثار ادبی خویش متجلّی ساخته­‌اند. البته، میان شاعران موردبحث مقاله حاضر، نظامی همواره با نظرات شافعی موافق بوده و آنها را تأیید کرده است، اما سعدی و حافظ در برخی موارد با عقاید ابن ادریس مخالف بوده­ و نظرات خود را در مورد موضوع موردبحث ارائه کرده­‌اند.
۵.

بررسی تطبیقی استعاره در عربی و فارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
استعاره از مهم ترین گونه های مجاز است که در هر زبانی جایگاه ویژه دارد؛ اما نوع نگاه به آن در زبان های مختلف، متفاوت است. در زبان عربی و فارسی، مشابهت های این بحث، بیش از تمایزهاست؛ به گونه ای که غالب مباحث استعاری کتاب های بلاغی عربی به فاصله دو یا سه قرن در کتاب های فارسی تکرار شده است. این مقاله در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بحث استعاره در زبان فارسی و عربی پرداخته است. مبحث استعاره در کتاب های عربی، پنج مرحله آغاز، رشد، شکوفایی، رکود و نوگرایی را تجربه کرده و در فارسی با تحولات کمتر، سه مرحله پیدایش، گسترش و ویرایش را از سر گذرانده است. دوره پیدایش با دوره آغاز و رشد؛ دوره گسترش با دوره رکود و دوره ویرایش با دوره نوگرایی عربی قابل تطبیق است. متأسفانه بلاغت فارسی از دوره شکوفایی بلاغت عربی بهره چندانی نگرفته است؛ از این رو نگاه تحلیلی و زیبایی شناسانه در آن کم رنگ است. پژوهش های امروز دو زبان به مباحث انتقادی، بهره گیری از مطالعات استعاری زبان های دیگر و نگاه زبان شناسانه متمایل شده که در این میان، توجه به ماهیت زبان و بومی گرایی در استعاره پژوهان فارسی برجسته تر است. عدم توجه به تدوین فرهنگ استعاری، بی توجهی به انواع و سبک های ادبی در پژوهش های استعاری و کم توجهی به سیر تحول استعاره در متون ادبی از نقاط ضعف استعاره پژوهی دو زبان است.
۶.

تمظهرات تقنية الصور الحسيّة في شعر إبراهيم مصطفى الحمد (مقاربة تحليلية في ديوان «وَألقَيتُ بي» نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۳
إنَّ الصور الحسیّه هی آلیه من آلیات تشکیل الصوره الشعریه وتسهم فی تعمیق المعنی وتکثیف الدلاله، فلهذا یجمع بین المدرکات ویآلف بین وظائف الحواس بما یمنح تجاوباً جمالیّاً یعین علی إثراء الإمکانات الإیحائیه. إبراهیم مصطفى الشاعر والناقد العراقی المعاصر قد وظّف هذه الآلیه بکثره فی شعره خاصه فی دیوانه «وألقیت بی» الذی خصّه بأشعار ثوریّ تجاه قضایا الأمّه الإسلامیه والعربیه؛ وقد عبّر الشاعر فی هذا الدیوان عن حبّ الوطن وأبدیه الذود والدفاع عنه بأشکال تعبیریه رائعه ممّا دفعنا إلى دراسه الصور الحسیّه وأثرها على نفس المتلقّی ووقعها علیه وفق المنهج الوصفی والتحلیلی. ومن أهمّ ما توصّلت إلیه الدراسه فی نهایه المطاف أنَّ الشاعر بنى دیوانه على الصوره الحسیّه ووظّف فیه حواس الخمس: البصریه، الشمّیه، السمعیه، اللمسیه، والذوقیّه، واستخدم الصورتین البصریه والسمعیه أکثر من غیرها، فلعب هذان الحسّان دوراً محوریاً فی بنیه قصائده. کما کشفت الدراسه أنّ الصور الحسیّه فی قصائد الدیوان ساعد على تولید دلالات إیحائیه قویّه دفعت المتلقی إلى التأمّل وفتحت أمامه أبواب ممارسه ذهنیه وقراءه فاحصه لشعره.
۷.

عملية إضفاء الشرعنة ونزع الشرعنة في روايتَي"أيام الخوف" و"الخلاص" لخليل حسن خليل على ضوء نظرية فان ليوين(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۲
إنّ الشرعنه تعدّ مساراً واعیاً یختاره الأفراد بشکل یومی لتبریر سلوکاتهم والأدوار التی یقومون بها فی المجتمع، لأجل ذلک یجد الشخص نفسه مضطراً إلى الاستناد إلى مجموعه من المصادر التی تساعده على تأسیس هذه الشرعنه وبنائها وتعزیزها لدى الآخرین. إنّ عملیه إضفاء الشرعنه ونزع الشرعنه مهمه جدًا فی تحلیل الخطاب النقدی، لأنّه من خلالها یمکن التعرف على أنّ الخطابات کیف تقوم بإضفاء الشرعنه إلى الفاعلین الاجتماعیین وسلوکهم وأهدافهم أو نزع الشرعنه عنهم وعنها. إنّ منهج هذا البحث وصفی-تحلیلی بینما یعتمد علی نظریه فان لیوین فی إضفاء الشرعنه ونزع الشرعنه لتبیین تقنیات قد وظّفها منتج الخطاب لإضفاء الشرعنه أو نزع الشرعنه فی خطابه وللکشف عن قضایا قد اهتم بها صاحب الخطاب بإضفاء الشرعنه الیها ونزع الشرعنه عنها. فقد اقترح فان لیوین أربع تقنیات للشرعنه وهی تندرج فی التفویض والتسویغ والتحویل الحکایی والتقییم. وکلٌ من هذه التقنیات یمکن أن یعمل بشکل منفصل أو مرکّب. فتمّت فی هذا البحث معالجه روایات خلیل حسن خلیل التی تصوّر حیاه أناس قد تعرّضوا للقمع والتهمیش على أساس أسالیب الشرعنه ونزع الشرعنه لتئو فان لیوین. فتوصّلت هذه الدراسه إلى هذه النتیجه أنّ تقنیات "الموجه نحو الأثر" من أنواع "التسویغ الذرائعی"و"التحویل الحکائی" و"التفویض التخصصی" والقدوه والتقلید من أوجه"التفویض" ثمّ "التقییم" مع مکونتیه الفرعیتین أی "القیاس" و"التقییم الأخلاقی"، لها دور هام فی إضفاء الشرعنه إلى قضیه ما أو نزع الشرعنه عنها فی هذا الخطاب. کما أنّ هذا البحث یبین أنّ خلیل حسن خلیل من خلال هذه الاستراتیجیات یضفی الشرعنه إلى قضایا مثل الحریه، والعداله، والمساواه، والإقدام، وتکوین مجتمع عادل بینما ینزع الشرعنه عن قضایا مثل الاستغلال والاستثمار والنظام الرأسمالی والخوف من أصحاب السلطه وغیرها من القضایا.
۸.

تحليل رواية "أرني أنظر إليك" لخولة حمدي بناءً علي نظرية علم النفس الوجوديّ لإرفين يالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
شهدت السنوات الأخیره بروزاً ملحوظاً للاهتمام بالمنظور الوجودیّ فی علم النفس، حیث أصبح أحد أبرز التیارات التی حظیت باهتمام کبیر لیس فقط فی المجال النفسی، بل فی الدراسات المتعدده التخصصات، وخاصه فی مجال الأدب. وقد أولى هذا المنظور اهتماماً عمیقاً للمفاهیم الأساسیه للحیاه الإنسانیه وأکد على ضروره البحث عن المعنى والمواجهه الواعیه للتحدیات الوجودیّه. وتشکل مسائل مثل الموت والحریه والمسؤولیه واللاجدوى والمعنى محاور أساسیه فی علم النفس الوجودیّ، حیث یرى أن طریقه مواجهه الإنسان لهذه الأزمات تحدد نوعیه حیاته النفسیه. وفی هذا المنظور، لا تُعتبر الشخصیات الروائیه مجرد انعکاس للأحداث الخارجیه، بل تمثل تجسیداً للهموم الوجودیّه والسعی لإضفاء معنى على الحیاه فی عالم ملیء بالتحدیات الأساسیه. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تحلیل شخصیه مالک، فی روایه «أرنی أنظر إلیک» لخوله حمدی اعتماداً على المفاهیم الأساسیه لعلم النفس الوجودیّ لإرفین یالوم. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن مالک، بعد بحث طویل، توصل إلى أن معنى الحیاه لیس شیئاً ثابتاً أو محدداً سلفاً، وأن اللاجدوى جزء لا یتجزأ منها. وقد أدى قبوله لهذه الحقیقه إلى نوع من الإیمان الشخصی المباشر بالله یتجاوز المعتقدات التقلیدیه. شعور مالک بالانفصال الجوهری عن الآخرین، وحتى عن نفسه، یتجلى کاغتراب عن المجتمع والدین والعلاقات الإنسانیه، مما یعزز من عزلته النفسیه والروحیه. ومع قبول آلام وتناقضات الحیاه، یسعى مالک إلى خلق معنى شخصی لنفسه بدلاً من الهروب منها. ومن منظور الوجودیّه، فإن هذا البحث یدل على صحته النفسیه؛ لأنه بدلاً من إنکار الأسئله الوجودیّه أو الهروب منها، یسعى بنشاط للعثور على إجابات لها.
۹.

التعديلات المعجمية في ترجمة كتاب ادبيات فارسي از عصر جامي تا روزگار ما على أساس نظرية كاتفورد، الترجمة العربية لبسام ربابعة نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
شهدت الترجمه منذ بدایه التنظیر، اتجاهات مختلفه، تجلت من خلالها آراء المنظرین علی اختلاف المشارب والمدارس التی ینتمون إلیها. ولا یخفى على أحد أنه کان هناک جدال طویل حول الجوده، والصدق، والأمانه، والخیانه فی الترجمه، منذ القدم إلى غایه الخمسینیات، حیث تدرس الترجمه، کفرع من فروع علم اللغه. فلا یمکن إنکار أهمیه هذا العلم وفضله فی تطور دراسات الترجمه ونظریاتها. ومن الذین أسهموا فی تطور النظریات اللغویه للترجمه هو کاتفورد الذی رکز على إیجاد التکافؤ فی الترجمه بین اللغه المصدر واللغه الهدف، من خلال القیام ببعض التعدیلات فی الترجمه. فیحاول البحث هذا من خلال استخدام المنهج الوصفی التحلیلی، دراسه التعدیلات المعجمیه فی ترجمه بسام ربابعه العربیه لکتاب محمد رضا شفیعی کدکنی الموسوم بادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، علی أساس نظریه کاتفورد. ومن أهم النتائج التی توصل إلیها المقال هی أن المترجم أجرى تعدیلات کثیره فی ترجمه المفردات، والترکیبات، والأمثال، واستخدم مرادفات قریبه من لغه القارئ العربی وثقافته عند مواجهه البنی المختلفه فی اللغتین الانطلاق والوصول. ولقد جاءت معظم هذه التغییرات لنقل المعنى الصحیح الذی قصده المؤلف الأصلی، الأمر الذی یدل علی استیعاب المترجم ومعرفته الجیده باللغه والثقافه الفارسیه، وفهمه بالفروق الدقیقه بین اللغتین. ومع ذلک، فی بعض الحالات، أنه لم یکن ناجحا فی العثور علی تکافؤ الکلمات والترکیبات والتعابیر، وفشلت تغییراته التی أجراها فی الترجمه، وأوصلت للقارئ العربی معنى لم یقصده المؤلف الفارسی، کما أن معظم أخطائه حدثت فی ترجمه الأشعار الفارسیه علی وجه الخصوص، وهذا من نتاج قرائته وفهمه الخاطئ لتحلیل بعض المفردات والترکیب.
۱۰.

الخصائص المنهجية في كتاب التحليل اللغوي لنهج البلاغة: دراسة نقدية تحليلية(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
بما أن نهج البلاغه هو تفسیر القرآن والبیان له، فانبری عدد غیر قلیل من العلماء بشرحه وکشف خفایاه، وألفوا شروحا مختلفه له، منها الشرح العصری المسمی بالتحلیل اللغوی لنهج البلاغه ، والذی طبعته مؤسسه علوم نهج البلاغه، ویقع فی 456 صفحه، مقتصرا علی شرح العهد الشریف لأمیر المؤمنین إلی مالک الأشتر. یسعی البحث فی هذه العجاله إلی ملامسه الخصائص المنهجیه لهذا الکتاب وبیان قیمته وکیفیه توجیهه لکلمات وأسالیب، وردت فی المتن ومعرفه السمه الممیزه التی یتمیز بها، کما یهدف إلی بیان أهم المآخذ علیه. تکمن أهمیه البحث فی عده أسباب، منها کون هذا الکتاب شرحا عصریا، ألّف وفق المستویات اللغویه المختلفه، استجابه لطلب وزاره التعلیم العالی والبحث العلمی العراقیه، ولا بدع أن البحث فی مثل هکذا موضوع له العدید من الإسهامات والإیجابیات علی صعید المجتمع الأکادیمی الإیرانی، حتى یتعرف على أحدث المنهجیه التی یتم على أساسها تألیف الکتب الدراسیه فی الجامعات العراقیه ونقاط القوه والضعف فیها. یسلک البحث المنهج الوصفی، بالإضافه إلی المنهجین الاستقرائی التحلیلی، لمعالجه الجوانب المختلفه للموضوع. وکان من أهم النتائج المتوصل إلیها: أن الشارح تناول الظواهر اللغویه فی خمسه مستویات بدءا بأصغر وحده فی التحلیل اللغوی وانتهاء بأکبرها بأسلوب، یغلب علیه السؤال والجواب، لإثاره أذهان الطلبه فی توظیف علوم العربیه. وأسلوبه المتبع هو التفصیل وتجنب التکرار وتسلسل العمل، مع ذکر آراء النحاه واللغویین القدامی والأصواتیین المحدثین، ومناقشه الوجوه اللغویه المختلفه والترجیح بینها. من أهم المآخذ علی منهج الکتاب هو أنه لم یوثق المعلومات والأفکار الوارده فی المتن، ولم یضع فهارس المصادر والمراجع، والآیات القرآنیه، والأعلام، وغیرها، کما أنه لم یسخر حیزا للتعالیق والشروح اللازمه فی مساحه الهامش.
۱۱.

المسافة التواصليّة كأداة نفسيّة في بناء الشخصيّات الروائيّة: دراسة في رواية «طابق 99» لجنى فواز الحسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
یُعنى هذا البحث بدراسه المسافه التواصلیّه من منظور علم النفس، وهو مفهوم یشیر إلى الفجوات النفسیّه والعاطفیّه التی تتشکل بین الأفراد نتیجه العوائق الذهنیّه، والمخاوف، والتجارب السابقه، مما یؤثر على جوده التفاعلات البشریّه. تبرز المسافه التواصلیّه کأداه حیویّه فی تصمیم الحبکه الروائیّه وتطویر الشخصیّات، حیث تُسهم فی إبراز الصراعات الداخلیّه وتعقید العلاقات. تؤخذ روایه «طابق 99» لجنى فواز الحسن کنموذج تحلیلی، حیث تُبنى علاقات الشخصیّات الرئیسه على أساس هذه المسافات التواصلیّه التی تُشکل أنماطا سلوکیّه معقده تُعزز التوترات النفسیّه والاجتماعیّه. یهدف البحث إلى تحلیل ونقد هذه الفجوات التواصلیّه، مسلطا الضوء على کیفیه تأثیرها فی تشکیل الأزمات الدرامیّه والنفسیّه للشخصیّات. اعتمد البحث على منهج تحلیلیّ نفسیّ مرکزا على التفاعلات بین الشخصیّات فی سیاقات حرجه. أظهرت النتائج أن المسافه التواصلیّه فی روایه «طابق 99» تتجلّى فی علاقه مجد وهیلدا، حیث یعانی کلاهما من صدمات نفسیّه ناجمه عن الحرب اللبنانیّه. تتسبب هذه الصدمات فی خلق حواجز عاطفیّه تمنعهما من التواصل العمیق، فمجد، بوصفه فلسطینیّا، یواجه تحدیات الهویّه، بینما تعانی هیلدا من فقدان عائلتها. تتجلّى هذه الفجوات فی لحظات القرب الجسدیّ التی تخلو من الارتباط العاطفیّ، مما یبرز تناقضات نفسیّه. تُفاقم المسافه شعورهما بالعزله، مما یُعزز الصراعات الداخلیّه ویسهم فی تصویر واقعیّ لتعقیدات العلاقات الإنسانیه فی سیاق الحرب، مقدما رؤیه عمیقه لتأثیر المسافات على النفسیّه فی العالم المعاصر.
۱۲.

دراسه المضامین الاجتماعیه والثقافیه فی أعمال یوسف زیدان؛ روایه "فردقان" نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
الاهتمام بالقضایا التاریخیه والثقافیه والاجتماعیه یساهم فی بناء مجتمع حیوی هادف. ومن أبرز مهام الأدب تبنی مثل هذا المنهج. ومن بین القصص المهمه التی یمکن دراستها من هذا المنظور روایه "فردقان" للمؤرخ والأستاذ الجامعی والکاتب المصری المعاصر "یوسف زیدان". هذه الروایه الأدبیه-التاریخیه تسعى إلى تصویر حیاه العالم والفیلسوف الإیرانی الکبیر ابن سینا حینما کان معتقلا فی قلعه "فردقان". تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تفسیر وتحلیل انعکاس المضامین الثقافیه والاجتماعیه فی أعمال یوسف زیدان، مع الترکیز على روایه فردقان. ومن أبرز النتائج التی توصل إلیها البحث أن یوسف زیدان یظهر فی أعماله اهتماما عمیقا بالقضایا الثقافیه والاجتماعیه، حیث تجلّى هذا الأمر بوضوح فی روایته جوانتانامو (التی تسرد قصه سجن صحفی بریء)، لکنه ظهر بشکل أوسع فی روایه فردقان بسبب بعدها التاریخی والاجتماعی والثقافی البارز. تعکس فردقان ثقافه ومجتمع إیران فی العصر الغزنوی من خلال واقعیه صارخه تُقدّم الحقائق کما هی.
۱۳.

واکاوی مبانی سوررئالیسم در قصیده الطلاسم ایلیا ابو ماضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۰
بیان مسئله و هدف: پس از رنسانس، یعنی گذار از فلسفه ارسطویی به فلسفه مدرن، ادبیات معاصر با تبعیت از جریان‌های فکری و فلسفی در ابعاد مختلف شکلی و مضمونی دچار تحولات عمیقی شده است و تلاش می‌کند تا از رویکرد تقلیدی جسته و به دنبال کشف حقایق و کنه اشیا باشد. کلاسیسم، مدرنیسم، سمبولیسم، رمانتیسم، سوررئالیسم و بسیاری دیگر از مکاتب فکری به دنبال چنین رویکرد مواجه­گری با نیازهای سنتی فکر و اندیشه در ادبیات و شعر است، اما سوررئالیسم با باز‌تعریف مفاهیمی مانند عقل‌و‌خرد، حیات‌و‌حقیقت به دنبال کشف اسرار و باطن اشیا و حقایق برتر هستی است. این جنبش هنری و ادبی، که در قرن بیستم و در فاصله جنگ جهانی اول و دوم در امتداد دادائیسم در اروپا شکل گرفت، با رهایی از قیود فکری وابسته و غیر‌مستقل، اندیشه‌ها و مفاهیم را در نقطه صفر تفکر و تعقل جست‌و‌جو می­کند؛ نقطه صفری که خود سرآغاز همه اسباب بدون دخالت اغیار است. سوررئالیسم با ابزار نیرومند تخیل به دنبال بازگشت به خود فراشناختی انسان است تا با ابزارهای زبانی دیگر مانند اعاده وتکرار، هنجارگریزی، خلق فضاهای مبهم و تصاویر ناآشنا و سرایش ناخودآگاه، به دیدن امور و اشیا از زوایه فرا‌واقع‌گرایی بپردازد. سوررئالیسم با بازنگری در قوای درونی انسان به دنبال کشف رازها و رمز‌هاست و آن را در فراسوی علل طلب می‌کند. شخصیت‌هایی مانند هگل، افلاطون، فروید و مکاتبی چون سمبولیسم، ایماژیسم، به‌ویژه فوتوریسم، در پیدایش سوررئال و شکل‌گیری اولیه آن مؤثر بودند. سوررئالیسم به دنبال برجسته‌کردن نقش تخیل و عاملیت ضمیر ناخودآگاه در تداعی آزاد معانی است و هنرمند در آثار هنری مبتنی بر سوررئالیسم معتقد است که هنر هرگز با عقل هوشیار حاصل نمی‌شود، بلکه با کند و سست‌شدن قوه عقل و تسلط قوه تخیل با محوریت ناخودآگاه نیرومند حاصل می‌شود. قصیده «الطلاسم» ایلیا ابو ماضی، شاعر قرن بیستم، تجلی­گاه مبانی فکری مکتب سوررئالیسم است و هدف این مقاله بررسی و کاوش چیرگی این مبانی در واژگان و بافت معنایی قصیده است. روش­‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی به موضوع تحقیق پرداخته و از طریق گردآوری اطلاعات با ابزار کتابخانه‌ای (یادداشت‌برداری) به دنبال آن است تا با نظر به آثار بر‌جای‌مانده هنری مرتبط با سوررئالیم به کاوش در مبانی این مکتب در شعر شاعران بنامی چون ایلیا ابوماضی، که دیدگاهی فلسفی به زندگی دارند وجایگاه ویژه‌ای برای قدرت تخیل و ضمیر ناخودآگاه انسان قائل‌اند، همچنین نگارش خودکار ذهنی دارند، بپردازد. بنابر‌این، از این رهگذر، شناخت جدیدی از شاعران معاصر حاصل می شود. ترکیب‌های واژگانی و مفهومی ویژه، متصف به نگارش خودکار، خیال فراگیر، ابهامات زبانی و مفهومی بر‌آمده از نهاد ناخودآگاه از‌جمله تصاویر سوررئالیستی قصیده الطلاسم است که با روش تحلیل و توصیف متن مورد مطالعه و پژوهش قرار می‌گیرد. بحث و تحلیل: در آثار شاعران معاصر، نوعی رویکرد و اندیشه آزادی‌گرا مشاهده می‌شود که متأثر از مکاتب فلسفی و ادبی حاکم بر جامعه در برهه مشخصی از زمان بوده است؛ این مکاتب ریشه در جریان‌های فکری پیش از خود دارد. شاخصه و هسته اصلی این تفکر تقلید‌گریزی و در‌هم‌شکستن ساختارها و قالب‌هایی است که فکر و اندیشه انسان را احاطه کرده است. تجلی این رویکرد، در ادبیات و متون شعری، صورت‌های مختلفی پذیرفته و روش‌ها و نشانگان متعددی به خود دیده است که کشف و دریافت این نوع تفکر در متون نیازمند تعمق و تأمل دقیق در محتوای اشعار و آثار ادبی است. قصیده الطلاسم از مجموعه اشعار الجداول است. این قصیده لبریز از ترکیبات واژگانی رمزآلود و تعابیر برجسته است و سؤالات فلسفی، تخیلی و فرا‌واقع‌گرایی درباره وجود و زندگی مطرح می‌کند. توجه به ضمیر ناخودآگاه و کاویدن ذهن برای کشف حقیقت برتر از‌سوی سوررئال‌ها در قرن بیستم دنیای جدیدی برای هنرمند به‌وجود آورد که به هنجار‌شکنی در حیطه همنشینی کلمات و خلق تصاویر ناآشنا انجامید، به‌گونه‌ای که ساختارها دچار تحول و تغییر شد و برخی ادیبان و شاعران به‌سوی پدیده‌ای ناشناخته در فراواقعیت متمایل شدند. ایلیا ابو ماضی در همان بیت‌های نخستین در قصیده الطلاسم اشاره‌ای گویا به این مضمون دارد و از پدیده‌های ناشناخته‌ای سخن می‌گوید که ذهن را به فضاها و تصاویر سوررئال هدایت می‌کند. او با بهره‌گیری از عناصر واگویی، تکرار لفظ و معنا، سرایش ناخوآگاه، هنجار‌گریزی در نظام علت‌و‌معلول، از‌خود‌بیگانگی و خود‌فراموشی و خلق فضای ناآشنا و تصاویر مبهم، به دنبال القای درک جدیدی از زیبایی‌شناختی مبنی بر مفاهیم ذهنی است. او بر‌‌خلاف گذشتگان تلاش دارد تا با موسیقی درونی مفاهیمی را به رشته قلم در‌آورد و از این طریق ذهن مخاطب را در کشف معناهای گسترده و مفاهیم منتزع همراه و درگیر سازد. دستاوردها: این پژوهش نشان می‌دهد که قصیده الطلاسم لبریز از روابط نامألوف میان کلمات و عبارات است و سراینده ابیات آن، با شکستن منطق زبان، راوی مفاهیمی از سرکشی و خردگریزی با خلق تصاویر متناقض و ناآشنا و متصف به گسست زمان است. بنابر‌این، تفکر سوررئالیسم بسامد نسبتاً بالایی در الطلاسم دارد، اما تأویل واژگانی و مفهومی مبانی سوررئالیسمی یعنی همان برقراری رابطه مستقیم علت‌و‌معلولی در عالمی ورای واقعیت عملاً با توجه به چهارچوب محدود فکری و عقلانی انسان میسر نیست. آثار سوررئالیستی با اتکای به تخیل قوی و قدرتمند بشری برای یافتن عللی ورای واقعیت تلاش می‌کند که این یک جدّ‌و‌جهد خیالی و هنری برای فرونشاندن عطش ذهن خلاق و فراواقع‌گرای بشر معاصر است. ایلیا ابوماضی با خلاقیت در طراحی سؤالات چالش‌بر‌انگیز در مسائل عمیق هستی و نبوغ خود در تخیّل آزاد، هنجارشکنی و ایجاد روابط جدید میان واژگان توانسته است زبانی غریب و گاهی متناقض بیافریند. کلمات بر‌آمده از ناخودآگاه، هنجار‌شکنی لفظی و معنایی، تکرار و فراموشی خود، خلق فضاهای ابهام‌آلود، عناصر غیر‌منطقی و تقابل تضادها، همگی دلالت بر سیطره رؤیا و مفاهیم فرا‌واقع‌گرایی در قصیده الطلاسم دارد.
۱۴.

هنجارگریزی ترکیبی در سوره های مبارکه زخرف و دخان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
ساختار زبان معیار به گونه ای است که الگو و قواعد دستوری خاصی دارد و خروج نابجا از آن، ایجاد اختلال در زبان معیار را به دنبال دارد، اما چنانچه این خروج هدفمند صورت گیرد، ضمن برجسته شدن کلام، توجه مخاطب به معنای مقصود جلب می شود. اینجاست که کارکرد زبان ادبی بروز می یابد؛ بدینگونه که در اثر تغییر الگوها و صورت ها، فرآیند برقراری ارتباط بین کلام و دریافت کننده، اندکی دشوار شده و لذا ادراک پیام با تأخیر صورت می گیرد، ولی پس از کشف معنا و برقراری فرآیند ارتباطی، مخاطب به وجد آمده و از الگوی نوین کلام،  شگفت زده می شود. قرآن کریم با مؤلفه های ارزشمندش در راستای القای معانی ویژه ، از الگوهای متعددی نظیر هنجارگریزی ترکیبی، در زمینه برجسته سازی کلام برخوردار است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، برخی از این اسلوب ها را که مربوط به حوزه هنجارگریزی ترکیبی است، در دو سوره مبارکه زخرف و دخان مورد بررسی قرار داده است. نتایج بیانگر آن است که با توجه به ساختار زبانی خاص دو سوره و استفاده از اسلوب هایی چون حذف، تقدیم و تأخیر و یا دیگر شیوه های بیانی، ضمن جلب توجه مخاطب به الگوی کلام، مفاهیم ارزشمندی همچون: تأکید، تعظیم، تهویل، اختصار، اختصاص و ..، از آن استنباط می گردد.
۱۵.

آسیب شناسی فارسی گرایی در معادل گزینی واژگان در ترجمه قرآن کریم حداد عادل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۴
یکی از چالش های مهم در ترجمه قرآن کریم، انتخاب معادل های مناسب برای واژگان قرآنی است که در عین دقت معنایی با زبان معیار همخوانی داشته و قابل درک برای مخاطب فارسی زبان باشد. ترجمه ای که از زبان معیار فاصله گرفته و شامل واژگان غیرمتداول و مهجور باشد، ممکن است زمینه را برای دوری مخاطب از مفاهیم قرآن فراهم آورد. بنابراین، استفاده از معانی نزدیک به مفهوم و قابل درک، هم به انتقال پیام الهی کمک می کند و هم زمینه پذیرش و عمل به معارف قرآن را تقویت می نماید. این تحقیق با هدف بررسی معادل های واژگان قرآن کریم در ترجمه قرآن حداد عادل و ارزیابی تناسب آن ها با زبان معیار انجام شده است. در این پژوهش که با روش تحلیلی- مقایسه ای انجام شده، ابتدا واژگانی که در ترجمه حداد عادل به کار رفته، مورد تحلیل قرار گرفته و واژگان مهجور و منسوخ شناسایی شدند. همچنین، معادل های پیشنهادی برای این واژگان ارائه شده است تا ضمن حفظ دقت معنایی، فهم مخاطب عمومی از آیات قرآن تسهیل شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استفاده از واژگان غیرمتداول در برخی معادل ها می تواند منجر به کاهش درک و فهم آیات گردد. در عوض، معادل های نزدیک تر به زبان معیار، باعث تسهیل فهم مفاهیم قرآنی و ارتباط بهتر با مخاطب می شود. این پژوهش همچنین بر اهمیت استفاده از معادل های ساده، دقیق و قابل درک تأکید دارد تا فرآیند انتقال معانی قرآن به طور مؤثرتر صورت پذیرد.
۱۶.

تطبيق نظرية عوالم النص في قصة ثلج آخر الليل لزكريا تامر نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
تُعدُّ نظریه عوالم النص، إحدی أدوات اللسانیات المعرفیه التی توفّر للقارئ القدره على دراسه مکونات وبنیه النص والخطاب بدقه، کما تُعد أداه مناسبه للتحلیل الأدبی الحدیث. تمکّن هذه النظریه القارئ من ایجاد إطار دقیق وعلمی للشرح المنهجی وللتفادی من الأوصاف الشخصیه الذوقیه والمتناثره. هذه النظریه عباره عن حدث لغوی، یتضمن مشارکین اثنین على الأقل، بالإضافه إلی تمثیلٍ یتضمن سیاقاً للجمع بین النص والسیاق. هذه الفکره هی إطار لتحلیل الأدب فی ثلاثه عوالم مختلفه ومترابطه. تطرح فی تلک العوالم، ثلاث مستویات: فالأول هو عالم الخطاب الذی یتناول المشارکین فی الخطاب والعوامل المؤثره فیه؛ والعالم الثانی هو عالم النص، یشتمل على عناصر بناء العالم، والتی تتضمن فی حد ذاتها مکونات الزمان، والمکان، والشخصیه، والأشیاء، ومقترحات توسیع الأدوار؛ والعالم الأخیر، تحت عنوان العوالم الفرعیه، یشمل العالم المرجعی، والعالم الموقفی، والعالم المعرفی. ونوقش البحث بالمنهج الوصفی التحلیلی، بالطریقه المعرفیه، ومن منظور فیرث بشأن نظریه عوالم النص، مبیناً هذه العوالم الثلاثه فی قصه ثلج آخر اللیل القصیره من مجموعه ربیع فی الرماد، للکاتب السوری، زکریا تامر، وتوصل إلى استنتاج، مفاده أنّه فی سیاق عالم الخطاب، تمّ تشکیل هذا العالم، بناءً على معتقدات، وقناعات، ومشاعر الشخصیات الأربعه فی القصه، وهم یوسف، وأبوه، وأخته، وأمه. والمستوی الثانی، هو عالم النص، تمّ إنشاؤه بناءً على عناصر بناء العالم ومفترحات توسیع الأدوار التی تکون فی الغالب بصیغه الماضی ولتوسیع الحبکه. والمستوی الأخیر، أی العوالم الفرعیه، فقد لوحظ أنّ ترداد العوالم الموقفیه للرغبه وعوالم الأهداف مرتفع، وقد تمّ استیعابها وتضمینها فی عالم النص الرئیس.
۱۷.

عنصر الراوي في المقامة السواديّة لمحمّد مؤمن الجزائري الشيرازي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
یُعدّ «محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی» من أدباء إیران المهتمّین بفنّ المقامه فی أواخر القرن الحادی عشر وأوائل القرن الثانی عشر الهجریَّین، وله الکثیر من المقامات. وردت مقاماتُ الجزائری فی کُتُبه الثلاثه: المقامات الناسخه للمقامات، طیف الخیال، وخزانه الخیال؛ إلّا أنّ معظمَها قد بقیت فی ثنایا المخطوطات ولم تَرَ النورَ بعد. لا شکّ فی أنّ المقامات التی ألّفها محمّد مؤمن الجزائریّ تختلف عن مقامات بدیع الزمان الهمذانی والحریری أسلوباً، وموضوعاً وهدفاً، وقد خرج الکاتب عن الأصول السابقه فی المقامه. حیث نستطیع القول إنّ هذه الفوارق جعلت أسلوب الکاتب فی المقامه ممیّزاً ومختلفاً ونوعاً ما صنعت من الکاتب شخصاً مُبدعاً فی هذا النمط الأدبی. هنالک مقامه لمحمّد مؤمن الجزائری لَفَتَ انتباهَنا من بین کلّ مقاماته، وهذه المقامه مسمّاه بالسوادیّه، وهی المقامه السابعه فی کتاب طیف الخیال فی مناظره العلم والمال حیث الکاتبُ خرقَ الأصول التی أرسی قواعدَها بدیع الزمان الهمذانی والحریری فیها. جاء هذا البحث لیسلّطَ الضوءَ علی عنصر الراوی وأنواعه فی هذه المقامه ویبیّن القیمه الفنّیه والجمالیّه لهذا العنصر فیها معتمداً علی أدوات منهجیّه حدیثه. تکمن أهمّیّه هذا البحث فی أنّه یُلقی الضوء علی جانب مغمور من الإبداع السردی لدی محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی. وقد استخدم الباحث المنهج السردی لتناول هذا الموضوع. توصّل البحث إلی أنّ الکاتب قد اعتمد أسلوب الراوی المتضمّن فی هذه المقامه حیث یَروی الأحداث باستخدام ضمیر المتکلّم أنا. یُشیر البحث إلی أنّ الجزائری یستخدم هذا الأسلوب لیقدّم الأحداث بمشاعر شخصیّه ومحدوده المعرفه حیث یعبّر عن الخوالج واللواعج الداخلیّه الشخصیّه دون القدره علی الولوج إلی قرارات أفکار الشخصیّات. ومن أهمّ میزات أسلوب الجزائری هو تعدّد الرواه حیث یستخدم أصواتاً متعدّده وشخصیّات مختلفه لیرویَ الأحداث من زوایا متعدّده. یُبرز البحث استخدام الجزائری للفنّ الرسائلی فی هذه المقامه حیث یَستخدم الرسائل وسیلهً للسرد وتعبیر الشخصیّات عن مشاعرها وهواجسها وأفکارها. ویمکن اعتبار المقامه السوادیّه نوعاً جدیداً من الروایه الرسائلیّه فی الأدب العربی.
۱۸.

دراسه بنیویه تکوینیه للشخصیات فی روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۲
تنطلق البنيويه التكوينيه – كما صاغها لوسيان غولدمان – من أن العمل الأدبي بنيه دالّه تعبّر في شكلها الداخلي ومحتواها عن رؤيه جماعيه للواقع، أي عن وعي طبقي أو اجتماعي محدّد، عبر وساطه وعي الكاتب الفردي. تسعی هذه المقاله أن تدرس شخصیات روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد، علی ضوء نظریه البنيويه التكوينيه للوسيان غولدمان معتمده علی المنهج الوصفي التحلیلي. وبناءً على ذلك، يمكن النظر إلى الشخصيات في روايه "أضغاث مدينه" بوصفها تمثيلاً للبنيه الذهنيه والاجتماعيه التي يعيشها المجتمع العراقي في سياق الحروب والاضطرابات السياسيه والأمنيه. الشخصيات الرئيسه، بما تحمله من قلق وتشظٍّ وخوف، لا تُفهم بوصفها سمات فرديه فحسب، بل باعتبارها انعكاساً لأزمه جماعيه، أي أنّها تجسّد رؤيه مأزومه للعالم ناتجه عن التناقض بين طموحات الأفراد والقيود التاريخيه والاجتماعيه التي تكبّلهم. وهذا ما يجعلها، وفق المنظور الغولدماني، بنى دالّه على الوعي الجمعي في لحظه تاريخيه محدده. كذلك يتيح توزّع الشخصيات بين رئيسه وثانويه، وتنوّعها بين مثقفه ومغتربه واشكاليه وقامعه، الكشف عن تنوّع المواقع داخل البنيه الاجتماعيه، وعن تعدّد أشكال استجابه الأفراد للواقع. فالشخصيه المثقفه، مثلاً، تمارس وظيفه وعي نقدي يسعى إلى الربط بين وعي الفرد ووعي الجماعه، ما يتوافق مع مفهوم غولدمان لوظيفه الأدب بوصفه فعلاً يعبّر عن رؤيه طبقيه أو جماعيه تسعى إلى تجاوز أزمتها. على هذا الأساس، فإن روايه «أضغاث مدينه» تُقرأ – في إطار البنيويه التكوينيه – بوصفها بنيه أدبيه متماسكه تعكس رؤيه للعالم تعبّر عن وعي جماعه اجتماعيه مأزومه، وتعيد ترتيب هذا الوعي في بناء رمزي يضيء التناقضات الكامنه في الواقع العراقي ويمنحها شكلاً فنياً قابلاً للتأويل.
۱۹.

مشترکات الأئمه (ع) و اختلافاتهم فی استعمال الروایات التفسیریه المختلفه (الإمام علی (ع) الى الإمام الصادق (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
قد وردت عن أهل البيت (ع) روايات كثيره في تفسير القرآن الكريم تصل في مجموعها إلى عشرات الأنواع. وقد ساعد هذا التنوع في الأحاديث على فهم آيات القرآن بشكل مؤثّر. وقد ترك كل من الأئمه (ع) خلفه ماده ثمينه في أنواع مختلفه من أساليب تفسير الآيات رغم اختلاف الزمان والأحوال الاجتماعيه والسياسيه؛ ونظراً لأهميه السنه ومكانتها في تفسير الآيات الإلهيه، كان لابد من التعرف على أنواع أحاديث أهل البيت (ع) وبيان القواسم المشتركه بينهم والاختلاف في هذا الصدد. وقد تم ذلك بالرجوع إلى مختلف الكتب والمقالات والتفاسير السرديه الشيعيه و السنيه، وحصلت على نتائج قيمه. منها؛ قد استخدم هؤلاء النبلاء في تفاسیرهم أساليب مختلفه مثل تفسير القرآن بالآيات، تفسیر القرآن بالروايات، التعبير لمعاني الكلمات، تفسير عموم الآيات، الرد على الشبهات، التفسير من خلال التعبير عن الأحداث التاريخيه، استخدام الأمثال و قد استخدموا الأدب والمثال و الظاهر والباطن وغيرها. والفرق أن بعض الأئمه (ع) استخدموا أساليب لم يستخدمها آخرون. أو أن عدد الروايات في بعض الحالات كان أكثر أو أقل من البعض الآخر. كما أن في الروايات المتعلقه بالجري والتطبیق، في أنواع الجري، أن هناك قواسم مشتركه كثيره بينهم، كما أن هناك اختلافات ترجع بالأساس إلى تيارات هؤلاء الشيوخ وأحوالهم السياسيه والاجتماعيه. نحاول في هذا المقال البحث والتحقيق في قواسم المشترکه واختلافات الأئمه المذكورين (ع) في مجال الروايات التفسيريه باستخدام المنهج الوصفي التحليلي.
۲۰.

أثر انطباعات المترجم الذهنیه من مصادره المعلوماتیه فی عملیه ترجمه النص القرآنی (دراسه کلمات «مجنون»، «أُمّی» و «رَبّ» فی ترجمات أنصاریان وفولادوند وآیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۳
إن المصادر المعلوماتيه التي تشكل التصورات والانطباعات الذهنيه للمترجم تؤثر على أدائه في عمليه الترجمه أيضاً. قد تكون المصادر المعلوماتيه للمترجم مواضيع مثل المصادر الصرفيه والنحويه والبلاغيه واللغويه والأدبيه والاجتماعيه والتاريخيه والدينيه والسياسيه أو المصادر المستنده إلى السياق لنص معين خاص يتأثر بعوامل مثل خطاب معين أو فلسفه أو القضايا النفسيه والجماليه والدلاليه وما إلى ذلك. كما وقد توفر كل من اللغه والاجتماع والثقافه منصه مستقله تكوّن سلسله من المصادر المعلوماتيه لتؤثر في نوعيه الانطباعات المتعلقه بالنصوص وعمليه ترجمتها. وهذه التصورات العقليه والانطباعات الذهنيه للمترجم والتي تنجم عن مصادر معلوماته في ترجمه القرآن الكريم يمكن أن تغير المعنى والرساله الموجوده في النص. حاول هذا المقال انطلاقاً من المنهج الوصفي- التحليلي، بيان مدى جوده التأثير المباشر أو غير المباشر للمصادر المعلوماتيه للمترجمين في عمليه ترجمه القرآن الكريم. وأظهرت بعض النتائج أن مصادر المترجم المعلوماتيه فعاله في تغيير معنى ودلاله النص المقصود الهدف من خلال التأثير على اتجاهه وتوجهاته. وعلى الرغم من انسجام الترجمه المنتجه المنطبقه مع ذوق وثقافه اللغه المقصوده الهدف، إلا أنها تفقد الدقه الدلاليه اللازمه، وكانت كلمات "مجنون" و"أمّي" و"رَبّ" كنماذج من هذا النوع اُختيرت بسبب انطواء كل منها على حموله من معان لغويه وثقافيه واجتماعيه تسببت في إشكاليات في ترجمتها، حيث أصيبت مضامينها بالتدهور الدلالي والتراجع المعنوي في حدودها الدلاليه وقد اختزلت معانيها من دلالاتها الأصليه التي كانت مبنيه على معان اجتماعيه وثقافيه في بدايه نزول الوحي، إلى مجرد معان معجميه ودلالات أخرى.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان