مقالات
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ مطالعات حدیثی، نقل به معنا به عنوان یکی از علل تعارض اخبار، همواره مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده است. اما، بی توجهی به مقام صدوری روایاتِ مؤید این عملکرد و نقش شرایط تاریخی در صدور و فهم این روایات، مانع از مواجهه صحیح با این عارضه حدیثی شده است. ازاین رو بسیار ضروری است که این موضوع، به شکل مبنایی بازبررسی گردد. به این منظور در پژوهش پیش رو، با تحلیل روایاتِ مؤید نقل به معنا و مقابله مفهومی آن ها با روایاتی که بر نقل عین الفاظ تأکید دارند، نشان داده خواهد شد که این روایات، ناظر به شرایط تاریخی صادر شده اند و عمل به آن ها، تنها در مقام تبیین عام حدیث صحیح است. در نتیجه راوی در مقام ضبط حدیث، نه تنها اجازه نقل به معنا ندارد، بلکه موظف به ضبط عین واژگان حدیث است. فهم عام راویان اولیه از این روایات، خصوصاً تصور کفایت رعایت شرایطی که برای نقل به معنا در همین روایات ذکر شده است و الزامات بیرونی، نظیر دشواری ضبط عین الفاظ، مانع از فهم صحیح علت تعارض این دو گروه از احادیث شد و به تبع آن راویان در مقام ضبط حدیث نیز، به طور گسترده خود را مجاز به نقل به معنا دانستند.
تحلیل روایی-فرهنگی بن مایه مکثرین حدیث: واکاوی تعامل ساختارهای روایی، زمینه های فرهنگی و نظام فقهی در سنت حدیثی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی علل ناهمخوانی میان طول مصاحبت راویان معروف به مکثرین حدیث و تعداد روایات ایشان و تحلیل تعامل ساختارهای روایی، زمینه های فرهنگی و نظام فقهی در شکل گیری این پدیده است. این پژوهش در پی پاسخ به سه پرسش محوری است: مهم ترین بن مایه های روایی در روایات مکثرین کدام اند؟ چه نسبتی بین زمینه های فرهنگی-سیاسی قرن دوم هجری و شکل گیری این بن مایه ها وجود دارد؟ و این الگوهای روایی چه تأثیری بر نظام فقهی اهل سنت گذاشته اند؟ روش این پژوهش ترکیبی است و از تاریخ گذاری سندی برای تعیین زمان ظهور روایات، تحلیل بن مایه ها برای شناسایی الگوهای تکرارشونده، و مطالعه تطبیقی سنّت های حدیثی شیعه و اهل سنت استفاده می کند. یافته ها نشان می دهد مکثرین حدیث، نه به عنوان افراد تاریخی، بلکه به مثابه بن مایه های فرهنگی-روایی می باشند که با بهره گیری از محبوبیت اجتماعی آن ها در دوره اموی، به عنوان ابزاری برای انتقال احکام فقهی در قالب داستان های کوتاه مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند قدرت ادبیات داستانی، خلأ نظام فقهی دوره اموی، و وارونگی ارزشی شکل گرفته است که از یک سو، به احیای سنّت نبوی و ایجاد وحدت نسبی در احکام فقهی انجامیده و از سوی دیگر، چالش هایی مانند تعارض روایات و کاهش نقش عقل در اجتهاد را به همراه آورده است.
فلسفه ملقب شدن امام علی بن موسی به «رضا» تحلیل سندی و دلالی روایت «رَضِیَ بِهِ الْمُخَالِفُونَ مِنْ أَعْدَائِهِ کَمَا رَضِیَ بِهِ الْمُوَافِقُونَ مِنْ أَوْلِیَائِهِ»
حوزههای تخصصی:
روایتِ علّت ملقب شدن علی بن موسی(ع) به لقب «رضا»، که از امام جواد(ع) به ما رسیده است و در منابع اصلی عیون و علل الشرایع شیخ صدوق آمده است، از دیرباز مورد توجه بوده است. اما، در عین حال، ابهام در تحلیل جامع آن و چگونه جلب دوست و دشمن توسط امام(ع)، چالشی است که نیاز به بررسی دقیق دارد. این پژوهش با هدف رفع این چالش، به این پرسش کلیدی می پردازد که حضرت رضا(ع) چگونه رفتار کردند که دوست و دشمن از ایشان راضی بودند و چگونه باعث رضایت و مخالفت شدند؟ این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی سند و این روایت پرداخته و صحت آن را می کند. همچنین، در چرایی ملقب شدن امام هشتم(ع) به «الرضا»، دو تحلیل اصلی (سیاسی و معنوی- اخلاقی) بررسی می شوند. به جست وجوی مأمون عباسی برای کسب مشروعیت از طریق این لقب اشاره دارد، در حالی که از نظر علمی، اخلاقی بر محبوبیت و احترام ناشی از دانش، زهد و سلوک اخلاقی امام(ع) می کند. در نهایت، به این نتیجه می رسد که لقب «الرضا» نمادی از رضایت همه جانبه بوده است که این مقاله سیاسی مأمون را پاسخ می دهد و هم بازتابی از جایگاه رفیع امام میان موافق و مخالف است.
نوکاوی "مجلس نود و سوم امالی شیخ صدوق" به عنوان سندی برای استنباط احکام فقهی
حوزههای تخصصی:
شیخ صدوق در مجلس نود و سوم کتاب أمالی به طرح برخی مسائل اعتقادی و فقهی پرداخته است. در مقدمه این مجلس، آمده که گروهی از علما و مشایخ به شیخ صدوق مراجعه کردند و از او خواستند تا دین امامیه را برایشان بیان کند. در پاسخ به این درخواست، شیخ صدوق به طور مختصر به تعدادی از مباحث کلامی و فقهی اشاره کرده و وعده داد که در آینده و در مجال مناسب به تبیین و شرح این جستار بپردازد. فقیهان شیعه از قرن یازدهم به این مجلس از أمالی به عنوان منبعی برای استنباط احکام شرعی توجه کرده و از فتاوای شیخ صدوق در فرایند اجتهاد بهره برداری کردند. نکته قابل ذکر آن است که استفاده فقهی شیعه از این مجلس متفاوت بوده و هر یک با رویکرد خاص خود به آن پرداخته اند. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی کوشیده تا با بررسی دقیق این مجلس، گونه های تعامل فقیهان امامیه با آن را نشان دهد. فتاوای شیخ صدوق به دلیل ناهمخوانی و اختلافات زیاد با دیگر فتاوی و روایات از یک سو و نیز اجمال در عبارات از سوی دیگر، کارایی مستقل در عرصه استنباط را ندارند و این فتاوا تنها می توانند به عنوان یکی از شواهد، در کنار دیگر مدارک، مورد استفاده قرار گیرند.
بررسی جرم «رَیْشْ» در روایات با تأکید بر روایت «الرَّاشِی وَ الْمُرْتَشِی وَ الرَّائِشُ بَینَهُمَا مَلْعُونُونَ»
حوزههای تخصصی:
یکی از افعال و جرائم مرتبط با رشوه، واسطه گری در جرم رشا و ارتشا است. در فقه به این شخص رایش گفته می شود و به جرم ارتکابی ریش گویند که در واقع نوعی خاص از معاونت در جرائم است. قانون گذار در قانون تعزیرات و مجازات های بازدارنده (مصوب ۱۳۷۵)، برای اولین بار اقدام به جرم انگاری مستقل این نوع از معاونت نموده است. در ماده ۵۹۳ این قانون جرم ریش با عنوان «فراهم نمودن موجبات تحقق جرم ارتشا» بیان شده است. سؤال اصلی این است که علی رغم وجود مواد عمومی معاونت در قوانین کیفری، چه نیازی به جرم انگاری مستقل این جرم وجود دارد؟ که در پاسخ باید گفت این اقدام به تبعیت از پشتوانه فقهی جرم ریش صورت گرفته است و در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، با تأکید بر منابع کتابخانه ای، با جمع آوری و بررسی دقیق تمام احادیث مرتبط با رایش از کتب متقدم و مرجع (که تنها منابع فقهی این جرم می باشند)، به این مهم دست یافت که این روایات، به ویژه صحیحه ابن بابویه به طور کامل این جرم انگاری مستقل را توجیه می کند. پس از دست یابی به این مهم، با تحلیل مضمون احادیث، انطباق مبانی فقهی با قانون فعلی را سنجیده و پیشنهادهایی برای تکمیل نظام کیفری برای لایحه تعزیرات ۱۴۰۳ ارائه می نماید.
بررسی تطبیقی حدیث خلقت انسان بر صورت خدا در اندیشه ابن عربی و امام خمینی(ره)
حوزههای تخصصی:
حدیث «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» یکی از پرمناقشه ترین احادیث در حوزه الهیات، انسان شناسی و عرفان اسلامی است که در طول قرون متمادی، تفاسیر و تأویلات گوناگونی را در سنت های فکری مختلف برانگیخته است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، به بررسی تفسیر این حدیث در دو منظومه فکری برجسته عرفانی فلسفی، یعنی اندیشه محی الدین ابن عربی و روح الله خمینی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق، فهم جایگاه انسان و مراتب وجودی او از منظر این دو متفکر است که در چارچوب مفاهیمی چون انسان کامل، خلافت الهی، و ظهور اسماء و صفات الهی، معنا می یابد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع اصیل عرفانی و کلامی، نشان می دهد که هرچند زبان و قالب های بیانی این دو اندیشمند متفاوت است، اما هر دو در تلقی از حدیث مذکور، به نوعی از حقیقت انسان کامل به مثابه آینه تمام نمای اسماء و صفات الهی رسیده اند. این نگاه، نسبت وثیقی با نظریه تجلی، مراتب وجود و وحدت شهود در عرفان ابن عربی و ساحت های نفس در سلوک عرفانی خمینی دارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در هر دو نظام فکری، حدیث خلقت بر صورت خدا نه تنها حامل معنایی جسمانی یا ظاهری نیست، بلکه مدخلی برای تبیین جایگاه انسان در هستی شناسی عرفانی و فلسفه وجودی او است.