سید ابوالقاسم مهری نژاد

سید ابوالقاسم مهری نژاد

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۶ مورد.
۱.

غنی سازی زندگی زناشویی بر مبنای آموزه های اسلامی: یک تحلیل محتوای کیفی

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: برنامه غنی سازی زندگی زناشویی یک برنامه پیشگیرانه است و پیشگیری بسیار موثرتر از درمان است. این برنامه یک برنامه کلی جهت تقویت سلامت رابطه زوجهای متاهل است. این برنامه زمانی از اعتبار لازم برخوردار است که مبتنی بر داده های فرهنگی آن جامعه باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی بخشهای مؤثر در غنی سازی زندگی زناشویی بر مبنای آموزههای اسلامی انجام شد. روش: مطالعه حاضر یک تحلیل محتوای کیفیِ قراردادی است. محتوای مورد پژوهش از طریق جستجوی الکترونیکی در پایگاه های منتخب و تائید کارگروه تحقیق انتخاب شدند. مرور متون، انتخاب واحدها، استخراج کدهای ، زیرطبقات، طبقات و رسیدن به درون مایه های اصلی و نامگذاری آنها از گامهای متداول این روش است. جهت ارتقاء دقت علمی مطالعه نیز از روشهای مختلفی مانند استفاده از تجارب پنل 15 نفره متخصصان استفاده شد. یافته ها: فرآیند کدگذاری نشان داد که مولفه های مؤثر در غنی سازی زندگی زناشویی بر مبنای آموزه های اسلامی را می توان در چهار بخش اصلی ارائه کرد که عبارتند از غنی سازی: 1-غنی سازی زیرساختها، 2-غنی سازی ابزارها و قوا، 3-غنی سازی قالبها و 4-غنی سازی عملکردها. توافق بین اعضای پانل برای چهار بخش اصلی ذکر شده نشان داد که ضریب نسبی روایی محتوا(CVR) و شاخص روایی محتوا(CVI) به ترتیب برابر با 81/0 و 92/. بوده و تمامی بخشها حداقل مقدار قابل قبول را دارا هستند. نتیجه گیری: بخشهای اصلی حاصل از تحقیق حاضر می تواند در سطوح مختلف پیشگیری، آموزش و درمان مورد توجه برنامه ریزان حوزه ازدواج و خانواده قرار گیرد.
۲.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی در دانشجویان

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
انعطاف پذیری روان شناختی یک صفت چندوجهی است که در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله سلامت روان نقش دارد. با توجه به نقش انعطاف پذیری روان شناختی، پژوهشگران به بررسی این خصوصیت علاقمند شدند؛ اما برای بررسی آن ابزاری که به صورت تخصصی انعطاف پذیری روان شناختی را مورد سنجش قرار دهد، در اختیار ندارند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی بود تا در نبود یک مقیاس منسجم، کوتاه و مختص به اندازه گیریِ انعطاف پذیریِ روان شناختی بتواند در سنجش این خصوصیت در پژوهش های روان شناسی کمک کند. به منظور جمع آوری داده ها، 400 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 98-99با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه انعطاف پذیریِ روان شناختی را تکمیل کردند. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد و به منظور بررسی اعتبار محاسبه ضریب آلفای کرونباخ صورت گرفت. تحلیل عاملی نشان داد که این پرسشنامه 5عامل دارد که عبارتند از: تفسیر مثبت از تغییر، در نظر گرفتن خود به عنوان فردی منعطف، در نظر گرفتن خود به عنوان فردی گشوده و خلاق، تفسیر واقعیت به عنوان پویا و قابل تغییر بودن، و تفسیر واقعیت به عنوان چندوجهی بودن که پنج عامل بر روی هم 83/59% از واریانس کل پرسشنامه را تبیین می کردند. همسانی درونی گویه های پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی برابر ضریب آلفای 89/0 به دست آمد که بیانگر پایایی مطلوب این پرسشنامه است. بر اساس نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی در این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی از روایی و اعتبار قابل قبول در دانشجویان برخوردار است .
۳.

اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر نیرومندی من و اضطراب در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نیرومندی من و اضطراب در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر همدان از آبان 1396 تا آبان 1397 تشکیل دادند. از بین آن ها 24 نفر با استفاده از مصاحبه بالینی نیمه ساختاریافته، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12نفر) و کنترل(12نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 15 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای یک بار تحت درمان شناختی- رفتاری به صورت انفرادی قرار گرفت؛ گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب همیلتون و سیاهه روان شناختی قدرت ایگو مارکستروم و همکاران در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و گروه کنترل در متغیرهای نیرومندی من و اضطراب، تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی، درمان شناختی رفتاری بر افزایش نیرومندی من و اضطراب فراگیر گروه آزمایش اثربخش بود. با توجه به نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود از درمان شناختی رفتاری برای افزایش توانایی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در مواجهه با چالش ها و موقعیت های دشوار زندگی استفاده شود.
۴.

پیش بینی سبک مکانیزم های دفاعی بر اساس کارکردهای اجرایی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
ترکیب روانکاوی و عصب شناسی در ابتدا ناملموس و عجیب به نظر می رسد. ترکیبی که سعی کرده است معانی و مفاهیم روانکاوی را با دانش عصب شناسی متحد کند تا بتواند دانش یکپارچه ای را برای درک بهتر و عمیق ذهن آدمی فراهم کند. با این حال تعامل روانکاوی و عصب شناسی جهت تفسیر رفتار آدمی در سه دهه ی گذشته مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی و یافتن سهم کارکردهای اجرایی در پیش بینی سه سبک دفاعی رشد نایافته، رشد یافته و روان رنجور در دانشجویان شهر تهران می باشد. بدین منظور نمونه ی ۱۴۰ نفری (شامل ۷۶ نفر زن و ۶۴ نفر مرد) به شیوه ی نمونه ی در دسترس مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل یک پرسشنامه سبک های دفاعی اندروز و همکاران (DSQ) و چهار آزمون رایانه ای عملکرد مداوم، استروپ، ان بک و برو نرو می باشد. برای تحلیل داده از همبستگی پیرسون و رگرسیون استاندارد چند متغیره استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد ارتباط معناداری بین سبک های دفاعی و کارکردهای اجرایی وجود دارد همچنین این پژوهش توانست مدلی را جهت تعیین سهم کارکردهای اجرایی در سبک دفاعی رشد یافته و روان رنجور نشان دهد. میزان عملکرد فرد در کارکردهای اجرایی بر سبک مکانیزم دفاعی مؤثر است.
۵.

مقایسه اثربخشی مواجهه، ذهن آگاهی و ذهن آگاهی – مواجهه به صورت تلفیقی بر اختلال وسواس زنان شهر اراک

تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۷
زمینه : اختلال وسواسی - جبری یکی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین اختلالات روانشناختی است. پژوهش های زیادی به بررسی اثربخشی ذهن آگاهی و مواجهه بر بهبود اختلال وسواس پرداخته اند، اما مسئله اصلی این است که بین مواجهه، ذهن آگاهی و ذهن آگاهی مواجهه به صورت تلفیقی کدام یک بر اختلال وسواس زنان تأثیر بیشتری دارد؟ هدف: مقایسه اثربخشی مواجهه، ذهن آگاهی و ذهن آگاهی - مواجهه به صورت تلفیقی، بر اختلال وسواس در زنان شهر اراک بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با پیگیری سه ماهه و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل زنان 25 تا 40 ساله شهر اراک بود، 64 به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند، 16 نفر در گروه مواجهه (فوآ، یادین و لیچنر،2012)، 16 نفر درگروه ذهن آگاهی (سیرز، 2015)، 16 نفر در گروه تلفیقی (استراس و همکاران، 2015) و 16 نفردرگروه گواه به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: مقیاس وسواس ییل بروان (دادفر، بوالهری، ملکوتی و بیان زاده، 1380)، مصاحبه بالینی (شادلو و شهریور، 1396)، تشخیص روان پزشک و پرسشنامه افسردگی بک (رجبی و کارجوکسمائی، 1391). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون طرح های آمیخته ی 2 طرفه انجام شد. یافته ها: روش ذهن آگاهی، مواجهه و تلفیقی در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری در کاهش علائم وسواس اثربخش بودند (0/05 P< ). روش مواجهه سازی و تلفیقی در مقایسه با ذهن آگاهی به شکل معناداری در بهبود علائم وسواس اثربخش تر بودند و بین روش مواجهه و ذهن آگاهی تفاوت معناداری مشاهده نشد (0/05 P< ). نتیجه گیری: مواجهه در بهبود علائم اختلال وسواس اثربخش بود و علائم وسواس را کاهش داد.
۶.

تأثیر آموزش راهبردهای برنامه ریزی و نظارت در توان بخشی حافظه آینده نگر کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا

تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش راهبردهای برنامه ریزی و نظارت در توان بخشی حافظه آینده نگر کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالاست. روش: 9 کودک 7 تا 10 ساله مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا با روش هدفمند انتخاب شدند. پژوهش حاضر با روش آزمایشی از طریق طرح تک آزمودنی با مدل ABAB انجام شد. جمعاً هر شرکت کننده 12 جلسه آموزش راهبرد نظارت و برنامه ریزی را در هر هفته سه جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرده است. از ابزارهای تکلیف حافظه آینده نگرکرنز، پروتکل آموزش حافظه آینده نگر، ویراست چهارم آزمون هوشی وکسلر، پرسش نامه استاندارد سنجش دامنه اتیسم و مقیاس درجه بندی درخودماندگی گیلیام برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل بصری و اندازه اثر کوهن استفاده شده است. یافته ها: مطابق با یافته ها، شرکت کنندگان در گروهی که راهبردهای هر دو تکلیف را دریافت کرده بودند عملکرد بهتری داشتند و هر 9 شرکت کننده در تکلیف رویدادمحور اندازه اثر بالایی را نشان داده اند، ولی در تکلیف زمان محور فقط دو شرکت کننده گروه مختلط و دو شرکت کننده گروه زمان محور، اندازه اثر متوسطی را به دست آورده اند. نتیجه گیری: آموزش این راهبردها می تواند نقش مؤثری در بهبود حافظه آینده نگر کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا داشته باشد و نظارت و برنامه ریزی آنها را برای تکالیف روزمره بهبود بخشد.
۷.

اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس و تعارض والد-نوجوان دختران دوره ی متوسطه ی اول شهر تهران

تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۱۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس و تعارض والد-نوجوان در میان دختران دوره ی متوسطه ی اول شهر تهران صورت گرفته است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی اول (پایه های 7 و 8) مناطق 7 و 3 تهران است که در سال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند. پس از اجرای پرسشنامه ی عزت نفس کوپر اسمیت(1954) و پرسشنامه تعارض نوجوان با والدین (نسخه کوتاه CBQ)( 1979)، 30 نفر واجد شرایط به صورت در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش یا کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفت؛ در حالی که در این زمان، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش مهارت های زندگی منجر به افزایش عزت نفس و کاهش تعارض والد-نوجوان گردیده است. می توان نتیجه گرفت که ارتقای مهارت های زندگی در دوره ی نوجوانی می تواند در بهبود عزت نفس دختران و تعارض های آن ها با والدینشان مؤثر باشد.
۸.

تأثیر آموزش راهبرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویداد محور در بهبود عملکرد حافظه آینده نگر کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی

تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۳۰
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی دارای نارسایی معنادار در برنامه ریزی، مهار کردن تکلیف در حال انجام، و تکمیل تکالیف مربوط به زمان آینده، هستند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر آموزش راهبرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویداد محور در بهبود عملکرد حافظه آینده نگرکودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود. روش: پژوهش حاضر با روش آزمایشی از طریق طرح ت ک آزمودنی با مدل ABAB انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 3 نفر از کودکان پسر 7 تا 10 ساله مبتلا به نارسایی توجه/فزون کنشی در مقطع ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هر 3 کودک، 12 جلسه انفرادی آموزش راهبرد حافظه آینده نگر دریافت کردند. ابزار مورد استفاده، شامل تکلیف حافظه آینده نگر (کرنز،2000) ، مقیاس درجه بندی مشکلات رفتاری کودکان -فرم معلم (کانرز، 1998)، ویراست چهارم آزمون هوشی وکسلر (وکسلر، 2003) بود. برای آموزش راهبردها، برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم، دفالت و مک دنیل ( 2014) متناسب سازی و مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل بصری و اندازه اثر کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد در تکلیف زمان محور، تعداد چک کردن سوخت و در تکلیف رویدادمحور، تشخیص درست نشانه ها در جلسات درمان، و پیگیری افزایش پیدا کرد. اندازه اثر آموزش راهبرد در بهبود عملکرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویدادمحور بین 15/1 تا 7/2 به دست آمد که اندازه اثر بالایی است. نتیجه گیری: آموزش راهبردهای حافظه آینده نگر موجب بهبود رفتارهای نظارت کردن و تشخیص به موقع نشانه های تکالیف آینده نگر می شود، در نتیجه عملکرد حافظه آینده نگر و انجام تکالیف روزانه در این کودکان بهبود می یابد.
۹.

بررسی عوارض شناختی متعاقب آسیب مغزی تروماتیک خفیف برعملکرد اجرایی و حافظه کاری بیماران آسیب مغزی

تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۱۹۵
مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای وضعیت شناختی افراد سالم و بیماران آسیب مغزی تروماتیک خفیف( MTBI )، که یکسال از زمان آسیب آنان گذشته است از دو منظر عملکرد اجرایی و حافظه کاری طراحی و اجرا شده است . در این مطالعه علی- مقایسه ای که در فاصله زمانی بهمن 1396 تا مهر 1397 انجام گرفت. 48 بیمار مرد MTBI با دامنه سنی 30 تا 55 سال که طی یکسال گذشته در بخش ICU بیمارستانهای شهدای هفتم تیر شهر ری و بقیه الله تهران بستری بودند، بعنوان گروه آزمایشی و 64 مرد سالم ( کارکنان و عیادت کنندگان بیماران)،با دامنه سنی همتا بعنوان گروه کنترل بصورت تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه (افراد بیمار و سالم)، که کلیه معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، با دو آزمون ویسکانسین و حافظه کاری وکسلر مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه در عملکرد اجرایی در سطوح طبقات، درجاماندگی، پاسخهای درست و نادرست، تعداد کوششها برای تکمیل الگوی اول و پاسخهای سطح مفهومی در سطح خطای 1 درصد از نظر آماری معناداراست (0/01> p ). همچنین، نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه درنمره حافظه شنیداری رو به جلو و معکوس، حافظه دیداری رو به جلو و معکوس، نمره کل حافظه شنیداری، نمره کل حافظه دیداری و فراخنای حافظه شنیداری در سطح خطای1درصد (0/01> p ) و فراخنای حافظه دیداری در سطح خطای 5 درصد از نظر آماری معناداراست(0/05> p ). به عبارت دیگر نتایج گویای برتری معنا دار گروه سالم در عملکرد های اجرایی و حافظه کاری نسبت به گروه MTBI است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد، آسیب مغزی تروماتیک خفیف پس از گذشت یکسال می تواند، در کارکرد عملکرد های اجرایی لوب پیشانی مغز ایجاد اختلال نماید. بنابراین، پیشنهاد می گردد این موضوع در ارزیابی های بالینی و قانونی مورد توجه قرار گرفته و مداخلات روانشناختی همزمان با مداخلات پزشکی جهت تسهیل روند درمان و باز توانی شناختی بیماران و پیشگیری از عوارض فردی و هزینه های اجتماعی متعاقب MTBI ، صورت پذیرد.
۱۰.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری و فراشناختی بر وسواس فکری-عملی

کلید واژه ها: رفتاری فراشناختی عملی وسواس فکری شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۴۰
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و فراشناختی بر وسواس فکری-عملی انجام شد. مطالعه حاضر از طرح های نیمه آزمایشی با مدل پیش آزمون-پس آزمون و دارای دو گروه آزمایشی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (20-30 سال) دانشگاه علم و صنعت ایران در سال تحصیلی 94-93 بود. نمونه گیری اولیه به صورت داوطلبانه توسط فراخوان اجرای پژوهش انجام شد و افراد پرسشنامه پادوا (Padua) ساناویو را تکمیل نمودند؛ سپس از میان آن ها 12 نفر مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی که به تأیید روانشناس بالینی (براساس ملاک های تشخیصی DSM5) نیز رسیده بودند به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایشی شناختی رفتاری (6=n) و فراشناختی (6=n) به طور تصادفی قرار گرفتند. سپس مداخلات شناختی-رفتاری و فراشناختی هر یک به مدت ده جلسه دو ساعته اجرا شدند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (ANOVA) و آزمون تحلیل واریانس آمیخته (Mixed-ANOVA) استفاده شد. هر دو روش درمانی فراشناختی و شناختی-رفتاری در کاهش نشانه های وسواس فکری-عملی در پایان درمان و بعد از پیگیری یک ماهه مؤثر واقع شدند. همچنین اثربخشی هر دو گروه شناختی-رفتاری و فراشناختی در وسواس فکری-عملی در پایان درمان و بعد از پیگیری یک ماهه تفاوت معنی داری ندارند. بنابراین درمان فراشناختی به عنوان درمان جدیدتر در حوزه روانشناختی به اندازه درمان شناختی-رفتاری در کاهش نشانه های وسواس فکری-عملی و زیرشاخه های آن مؤثر است و می توان به عنوان درمان جایگزین از آن استفاده کرد.
۱۱.

رابطه مکانیسم های دفاعی سازگارانه و ناسازگارانه با دینداری در دانشجویان

تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
این پژوهش با هدف تعیین رابطه مکانیسم های دفاعی و دینداری در دانشجویان، و مقایسه مکانیسم های دفاعی و سطح دینداری پسران و دختران دانشجو با روش پژوهشی همبستگی انجام گرفت. در این مطالعه 798 نفر (423 دختر و 375 پسر) از دانشجویان کارشناسی رشته های غیرپزشکی دانشگاه های شهر تهران با روش نمونه گیری در دسترس شرکت داشتند. شرکت کنندگان پرسش نامه مکانیسم های دفاعی (40 DSQ) و باورهای مذهبی (برای سنجش دینداری) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با آزمون آماری همبستگی پیرسون و t در گروه های مستقل تحلیل شد. تحلیل داده های پژوهش نشان داد که همبستگی مثبت و معنادار میان سبک دفاعی پخته و سطح دینداری وجود دارد، به این معنا که افزایش میزان باورهای مذهبی موجب رشد فزون تر سبک دفاعی پخته می شود. رابطه بین سبک های دفاعی روان آزرده (ناسازگار) و دینداری منفی و معنادار است، ولی همبستگی معنادار بین دینداری و بعد دیگری از مکانیزم های دفاعی ناسازگارانه (سبک های دفاعی ناپخته) وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که میانگین نمره های دختران در مکانیسم های دفاعی سازگارانه (پخته) و میانگین نمره های پسران در مکانیسم های دفاعی ناسازگارانه (روان آزرده) بیشتر است. تفاوت معناداری بین میانگین نمره های پسران و دختران در بعد دیگری از مکانیزم های دفاعی ناسازگارانه یعنی مکانیسم های دفاعی ناپخته وجود ندارد. همچنین تفاوت معناداری میان میانگین نمره های باورهای مذهبی در دختران و پسران وجود دارد، و میزان دینداری دختران بیش از پسران است.
۱۲.

مقایسه سوگیری توجه و سبک های پردازش هیجانی در دانشجویان دختر مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، مبتلا به بدریخت انگاری و غیرمبتلا

کلید واژه ها: سوگیری توجه اختلال اضطراب فراگیر پردازش هیجانی اختلال بدریخت انگاری افراد غیرمبتلا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲ تعداد دانلود : ۴۹۵
پژوهش های روان شناختی ادعا می کند سوگیری توجه و تحریف در پردازش هیجانی از عوامل تداوم دهنده بسیاری از اختلالات روانی است از این میان اختلال اضطراب فراگیر و اختلال بدریخت انگاری دو نمونه از اختلالات هیجانی شایع هستند که بخش عظیمی از افراد جامعه از آن رنج می برند. هدف پژوهش حاضر مقایسه سوگیری توجه و سبک های پردازش هیجانی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، مبتلا به بدریخت انگاری و غیرمبتلا بود. این پژوهش با استفاده از روش علی مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفت. نمونه ی مورد پژوهش شامل 300 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اضطراب بک، پرسشنامه بدریخت انگاری ییل-براون، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و آزمون نرم افزاری دات پروب بود. یافته های پژوهش حاضر نشان داد افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر در مقایسه با افراد دارای بدریخت انگاری و غیرمبتلا، سوگیری توجه منفی تری دارند (05/0>P). به علاوه افراد مبتلا به بدریخت انگاری هنگام ادراک محرک ها تحت تأثیر سوگیری توجه نیستند (05/0>P). همچنین افراد مبتلا به اضطراب و افراد مبتلا به بدریخت انگاری در مقایسه با افراد غیر مبتلا بیشتر از سبک های پردازش هیجانی ناکارآمد مزاحمت، سرکوبی، عدم کنترل و تجزیه استفاده می کنند (05/0>P). از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت، توان بخشی و اصلاح سوگیری توجه در تشخیص و درمان اختلال اضطراب فراگیر موثر است. همچنین اصلاح سبک های ناکارآمد پردازش هیجانی در درمان اختلال اضطراب فراگیر و اختلال بدریخت انگاری مفید است.
۱۴.

مقایسه ی نیمرخ عصب - روان شناختی بیماران مبتلابه اختلال شخصیت وسواسی و اختلال وسواس فکری - جبری با جمعیت سالم

کلید واژه ها: اختلال نیمرخ عصب روانشناختی شخصیت وسواسی وسواس فکری - جبری گروه سالم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی وسواس فکری –عملی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات شخصیت
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری جنبه زیستی اختلالها
تعداد بازدید : ۱۱۲۲ تعداد دانلود : ۴۴۵
پژوهش های معدودی نقص های عصب شناختی را در افراد مبتلابه اختلال شخصیت وسواسی بررسی کرده اند. به علاوه بدکارکردهای شناختی می تواند در ارتباط با صفات شخصیت وسواسی نیز رخ دهند. ویژگی های شخصیت وسواسی مانند پایبندی خشک به قواعد می توانند به عنوان راهبردی جبرانی در پاسخ به نقایص شناختی باشند. از طرفی با توجه به ارتباط این اختلال با اختلال وسواس فکری و با توجه به الگوی کارکردهای عصب شناختی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس چنین فرض شد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی نیز نقایصی در مجموعه ارزیابی های عصب شناختی نشان دهند، برای بررسی این فرض نیمرخ عصب روان شناختی بیماران مبتلابه اختلال شخصیت وسواسی و اختلال وسواس فکری - جبری با گروه سالم مقایسه شد. در پژوهش حاضر، بیماران مبتلابه اختلال شخصیت وسواسی، اختلال وسواس فکری - جبری و گروه سالم در یک مجموعه ارزیابی های عصب شناختی بررسی شدند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که افراد مبتلابه اختلال شخصیت وسواسی و اختلال وسواس فکری - جبری تفاوت معناداری در ارزیابی های عصب شناختی از انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله و حافظه ی کاری دارند. این نتایج نشان دهنده ی نقص در انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله و حافظه ی کاری در این بیماران هست.درحالی که الگوی اختلالات عصب شناختی در این دو اختلال متفاوت هست.
۱۵.

مقایسه نیمرخ شخصیتی افراد مبتلا به حساسیت با افراد عادی

کلید واژه ها: ویژگی های شخصیتی حساسیت وظیفه شناسی روان رنجورخویی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۳۹۵
امروزه شیوع انواع حساسیت ها رو به افزایش است. به همین دلیل شناسایی عوامل خطرساز روان شناختی در پیشگیری و درمان این بیماری ها ضروری می باشد. مطالعه حاضر به شناسایی ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به حساسیت می پردازد. در این پژوهش علی- مقایسه ای، از میان بیماران مبتلا به حساسیت مراجعه کننده به کلینیک طوبی در ساری، 110 نفر مرد و زن انتخاب شدند. 110 نفر گروه گواه سالم از بین جمعیت عادی شهر انتخاب و با نمونه مبتلا به حساسیت همتاسازی شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه NEO-FFI استفاده شد. سپس با استفاده از تحلیل واریانس وآزمون t داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه از نظر ویژگی های شخصیتی روان رنجورخویی، برون گرایی و وظیفه شناسی مشاهده شد(p
۱۶.

مقایسه ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز (M.S ) و افراد عادی

کلید واژه ها: برون گرایی صفات شخصیت وجدانی بودن روان رنجور خویی بیماری مولتیپل اسکروز توافق پذیری باز بودن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۲ تعداد دانلود : ۷۴۹
پژوهش حاضر به منظور مقایسه صفات شخصیتی در بیماران مبتلا به M.S و مقایسه آن با افراد عادی اجرا شد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از طرح علی - مقایسه ای استفاده شد. بدین منظور ، تعداد 76 نفر بیمارM.S مراجعه کننده به انجمن M.S ایران که دارای تشخیص کمتر از دو سال بیماری بوده اند با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و به لحاظ ویژگی های سن، جنس، میزان تحصیلات، نوع منزل (استیجاری و شخصی) و شغل از گروه سالم نمونه ای همتا گرفته شد. برای بررسی صفات شخصیتی از فرم کوتاه پرسشنامه NEOاستفاده شد. به منظور طبقه بندی داده ها از نرم افزار SPSS و به منظور تحلیل داده ها از آزمون tتست برای دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج تحلیل ها نشان داد ٰدر بعدهای شخصیتی با توجه به آزمون انجام شده بین بیمارانM.S و عادی از لحاظ صفات روان رنجور خویی و توافق پذیری تفاوت معناداری وجود دارد. به گونه ای که به طور معناداری افراد دارای بیماری M.S از لحاظ میزان روان رنجور خویی نمره بالا و در بعد توافق نمره پایین تری نسبت به افراد عادی کسب کردند، ولی در سه بعد شخصیتی دیگر یعنی، برون گرایی ، باز بودن ، وجدانی بودن بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به M.S در دو بعد شخصیتی روان رنجور خویی و توافق پذیری با افراد عادی متفاوت بوده و در حقیقت افراد دارای صفت روان رنجور خویی و افرادی که به لحاظ ارتباطات اجتماعی در سطح پایینی قرار دارند آمادگی بیشتری برای کسب بیماری M.S دارند.
۱۸.

رابطه سپاسگزاری با سبک های مقابله ای دانشجویان دانشگاه های تهران

کلید واژه ها: دانشجویان سبک های مقابله ای سپاسگزاری مسأله مدار هیجان مدار ناکارامد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۵ تعداد دانلود : ۴۹۸
هدف این پژوهش، بررسی رابطه سپاسگزاری و سبک های مقابله با استرس در دانشجویان دانشگاه های سراسری شهر تهران بود. 299 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس دانشجویان پرسش نامه سپاسگزاری و سبک های مقابله با استرس را تکمیل کردند. نتایج پژوهش بین سپاسگزاری با کلیه زیرمقیاس های سبک مقابله ای مسأله مدار و همچنین با برخی از زیرمقیاس های سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه مثبت نشان داد. همچنین سپاسگزاری با مقابله از طریق مصرف دارو و مقابله از طریق عدم درگیری رفتاری، رابطه منفی و با مقابله از طریق تفکر آرزومندانه رابطه مثبت نشان داد. نتایج نشان داد که افراد سپاسگزار بیشتر از سبک های مقابله ای کارامد در مقایسه با سبک مقابله ای ناکارامد بهره جستند. بیشترین قدرت پیش بینی سپاسگزاری را در میان سبک های مقابله با استرس به ترتیب سبک مقابله ای هیجان مدار، مسأله مدار و ناکارامد دارد. همچنین بین نمره کل سپاسگزاری با سبک های مقابله ای کارامد و ناکارامد رابطه متقابل وجود دارد. این احتمال وجود دارد که افرادی که از میزان سپاسگزاری بالایی برخوردارند، گرایش به استفاده از سبک های مقابله ای کارامد دارند.
۱۹.

مقایسه کارکرد برنامه ریزی لُب پیشانی نوجوانان پرخاشگر بزهکار و غیربزهکار و نوجوانان عادی

کلید واژه ها: پرخاشگری بزهکاری نوجوانان برنامه ریزی لب پیشانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۷ تعداد دانلود : ۶۹۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکرد برنامه ریزی لب پیشانی در نوجوانان بزهکار پرخاشگر، نوجوانان پرخاشگر غیربزهکار و نوجوانان عادی صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. نمونه مورد مقایسه متشکل از سه گروه 35 نفری از نوجوانان بزهکار پرخاشگر، پرخاشگر غیربزهکار و عادی با همتاسازی در متغیرهای سن، جنس، میزان تحصیلات و شرایط اجتماعی و اقتصادی بود. داده های پژوهش پس از جمع-آوری از طریق پرسشنامه پرخاشگری آیزنگ و مقیاس برنامه ریزی در نظام ارزیابی شناختی (CAS)، با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس یکراهه و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن بودند که بین کارکرد برنامه ریزی لب پیشانی نوجوانان بزهکار پرخاشگر، نوجوانان پرخاشگر غیربزهکار و نوجوانان عادی تفاوت معنا دار وجود دارد. در نتیجه نوجوانان بزهکار پرخاشگر و پرخاشگر غیربزهکار در مقایسه با نوجوانان عادی، از کارکرد برنامه ریزی ضعیف تری برخوردارند. نتیجه گیری: با توجه به نتیجه بدست آمده احتمال دارد در افراد پرخاشگر، وجود نقایص عصب روان شناختی، نظیر ضعف در کارکرد برنا مه-ریزی، منجر به عملکرد ضعیف تر این افراد در مقایسه با افراد عادی شده باشد
۲۰.

مقایسه تنیدگی (Stress) تجربه شده در زنان مبتلا به سرطان سینه

کلید واژه ها: تنیدگی سرطان سینه رویدادهای تنیدگی‏زا افراد عادی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات روانی ناشی از اختلال طبی کلی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
تعداد بازدید : ۱۴۸۶ تعداد دانلود : ۷۱۰
هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای رویدادهای تنیدگی زای زندگی در زنان مبتلا به سرطان سینه و زنان سالم بود. 65 بیمار مبتلا به سرطان سینه بستری طی ماه های شهریور تا دی سال 1387 در بخش سرطان انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی به صورت در دسترس انتخاب گردید. همه بیماران کمترا ز2 ماه از تشخیص سرطان آنها گذشته بود. 65 بیمار با 65 فرد سالم که از نظر سن، میزان تحصیلات، وضعیت سکونت و شغل در شهر تهران همتا بودند از جنبه رویدادهای تنیدگی زای زندگی با استفاده از آزمون پیکل سال 1971مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون t برای دو گروه مستقل مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که زنان مبتلا به سرطان سینه بطور معناداری از افراد سالم رویدادهای تنیدگی زای بیشتری را تجربه نموده اند. همچنین زنان مبتلا به سرطان سینه به تعداد بیشتری مرگ یکی از اعضای خانواده به جز همسر و فرزند را به عنوان مهم ترین حادثه اعلام نموده اند. و حاملگی ناخواسته و طلاق از میانگین تنیدگی بالائی برخوردار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان