فریبرز باقری

فریبرز باقری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۴ مورد.
۱.

ارائه الگوی ساختاری پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری مؤلفه تعهد عشق ورزی در دانشجویان متأهل

تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
زمینه : صمیمیت زناشویی، به عنوان یک فرآیند پویای مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل و یک نیاز درونی برای دلبستگی است که یکی از عوامل مهم در زمینه بهبود روابط زوجین است. از این رو، مسأله پژوهش حاضر این بود که آیا سبک های دلبستگی با میانجی گری تعهد عشق ورزی نقشی در پیش بینی صمیمیت زناشویی دارد؟ هدف: ارائه الگوی ساختاری پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری مؤلفه تعهد عشق ورزی در دانشجویان متأهل بود. روش: از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ آماری، شامل کلیه دانشجویان مشغول تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران بود. تعداد 400 نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: مقیاس صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983)، مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ (1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شاور (1987). نتایج با روش ماتریس همبستگی، تحلیل رگرسیون و برازش تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: سبک دلبستگی ایمن بر صمیمیت زناشویی و تعهد عشق ورزی اثر مثبت و معنادار دارد (0/01> P ). سبک دلبستگی اجتنابی بر صمیمیت زناشویی اثر معناداری ندارد (0/05< P )، اما بر تعهد عشق اثر منفی و معنادار دارد (0/05> P ). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا بر صمیمیت زناشویی اثر معناداری ندارد (0/05< P )، اما بر تعهد عشق اثر منفی و معنادار دارد (0/05> P ). نتیجه گیری: تعهد به عنوان یکی از مؤلفه های عشق ورزی، نمی تواند نقش میانجی بین سبک های دلبستگی و صمیمیت زناشویی در جامعه مورد نظر را داشته باشد
۲.

مقایسه بهزیستی روانی نوجوانان در الگوهای ارتباط مادر - فرزند (تلاشی در جهت گسترش الگوی فرزندپروری ایرانی اسلامی)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۱
برای فرزندپروری مؤثر که حاصل آن داشتن فرزندانی شاد، سالم و مولد است، لازم است که الگوی بومی مؤثر و مبتنی بر فرهنگ ایران طراحی گردد. هدف این پژوهش، مقایسه بهزیستی روانی نوجوانان با توجه به الگوهای ارتباط مادر فرزند در دانش آموزان ۱۸-14 ساله دبیرستانی شهر تهران است. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع علّی مقایسه ای ۲۱۹ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های والد فرزندی باقری و بهزیستی روانی ریف میان آنها اجرا گردید تا بهزیستی روانی و سبک ارتباط مادر فرزند را ارزیابی کند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی فیشر استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد، بهزیستی روانی نوجوانان با توجه به الگوهای ارتباط مادر فرزند تفاوت معنادار داشت که ترتیب نمرات بهزیستی روانی از بالاترین به کمترین مربوط به سبک ارتباطی تعادلی، امنیت مدار، آزادمدار و در نهایت سبک متناقض بود.
۳.

بررسی الگوی ارتباط والد−فرزند با مهارت های ارتباطی و واسطه گری عزت نفس دانشجویان

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۶
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه میان الگوی ارتباط والد−فرزند با مهارت های ارتباطی و واسطه گری عزت نفس دانشجویان بود. به این منظور نمونه ای متشکل از 400 دانشجوی دانشگاه جهرم به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه الگوهای ارتباط والد−کودک باقری (1392) و آزمون مهارت های ارتباطی (کوئین دام، 2004) و عزت نفس (کوپر اسمیت، 1967) به دست آمد. به منظور بررسی رابطه بین متغیرها، از روش تحلیل رگرسیون چندگانه هم زمان استفاده شد. نتایج نشان داد که خرده مقیاس های انعطاف ناپذیری، تزلزل و رهایی در الگوی ارتباط پدر و خرده مقیاس مقبولیت و درهم تنیدگی در الگوی ارتباط مادر بر مهارت های ارتباطی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که خرده مقیاس مقبولیت در الگوی ارتباط پدر و خرده مقیاس مقبولیت و درهم تنیدگی در الگوی ارتباط مادر بر عزت نفس معنادار است. همچنین خرده مقیاس عزت نفس اجتماعی نیز بر مهارت های ارتباطی دانشجویان تأثیر معنادار داشت. با توجه به نتایج به دست آمده الگوی غالب ارتباطی والدین با فرزندان خود، امنیت مدار و آزادی مدار است که موجب آسیب رسیدن به نظام ارزش ها و باورهای فرزندان شده و همواره آنها را در خطر جذب توسط افراد، گروه ها، فرقه ها، سازمان های جاسوسی و... قرار خواهد داد که برای آنان جهت و تکلیف مشخص می کنند.
۴.

بررسی تحول چرخش ذهنی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه: مطالعات بسیاری نشان داده اند که توانش های فضایی با موفقیت تحصیلی مرتبط هستند و سطح فعالیت های فضایی در کودکی پیش بینی کننده این توانایی در بزرگسالی است. اما مسئله اصلی اینست، عملکرد و سرعت عمل چرخش ذهنی در دانش آموزان دختر و پسر پایه های تحصیلی مختلف چگونه است؟ هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تحول چرخش ذهنی دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 96-95 بود، که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند (203 پسر و 197 دختر). ابزار پژوهش عبارتند از: آزمون رایانه ای چرخش ذهنی گانیس و کیویت (2015). تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد توانایی چرخش ذهنی کودکان در پایه های تحصیلی اول تا یازدهم صعودی و معناداری بود (0/000= p ). در هر دو شکل آزمون، دانش آموزان پسر نسبت به دختر بهتری بودند (0/001= p عملکرد و 0/008= p سرعت عمل). الگوی تحول چرخش ذهنی حاکی از تمایز بیشتر عملکرد دانش آموزان پایه های چهارم تا ششم بود، لکن در سرعت عمل روند کاهش سرعت از کلاس اول تا ششم و سپس افزایش سرعت در پایه های بالاتر ملاحظه شد. نتیجه گیری: الگوی تحول چرخش ذهنی می تواند زمینه ای مناسب برای برنامه های آموزشی هدفمند باشد.
۵.

مقایسه خودمراقبتی ذهن آگاه، سبک های دلبستگی و راهبردهای حفظ رابطه در متأهلین با و بدون تعارض زناشویی

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک های دلبستگی، خودمراقبتی ذهن آگاه و راهبردهای حفظ رابطه در زنان و مردان متأهل با و بدون تعارض انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع علّی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش در دو گروه شامل کلیه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران و زنان و مردان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بودند که 183 فرد متأهل (گروه اول: 98 نفر و گروه دوم: 85 نفر) به روش نمونه گیری دردسترس و داوطلب برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. هر دو گروه به صورت انفرادی به مقیاس خودمراقبتی ذهن آگاه کوک کاتن (2015)، پرسشنامه تجارب در روابط نزدیک فرالی، والر و برینان (2000) و راهبردهای حفظ رابطه استافورد (2011) پاسخ دادند. نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) نشان داد که زنان و مردان دارای تعارض زناشویی، در مؤلفه های خودمراقبتی ذهن آگاه و راهبردهای حفظ رابطه نمرات پایین تر و در سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی نمرات بالاتری نسبت به گروه زنان و مردان بدون تعارض زناشویی کسب کردند. وجود تعارضات حل نشده، موجب تضعیف رفتارهای خودمراقبتی، راهبردهای حفظ رابطه و اتخاذ سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی در زوجین می شود، ازاین رو، ارتقای کیفیت رابطه زوجین به کمک آموزش و آگاه کردن آن ها نسبت به استفاده از راهبردهای حفظ رابطه می تواند زوجین را نسبت به رفتارهای خودمراقبتی و اصلاح سبک های دلبستگی یاری نماید.
۶.

رابطه میان الگوهای ارتباط والد−فرزند و مهارت های ارتباطی، با میانجیگری مدیریت هیجانی و عزّت نفس: مدل یابی ساختاری

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۹
الگوی ارتباط والد−فرزند، یکی از اجزای ضروری رشد کودکان است و بیشتر با مهم ترین موفقیت های کودکان، از جمله توانایی های اجتماعی و شناختی آنها مرتبط است. همچنین، پایه ای برای بیشتر جنبه های شخصیتی، نگرشی، احساسی و عادتی مردم است. پژوهش پیش رو، با هدف شناخت رابطه ساختاری الگوهای ارتباط والد−فرزند و مهارت های ارتباطی با واسطه گری مدیریت هیجان و عزّت نفس انجام شد. شرکت کنندگان پژوهش شامل چهارصد تن از دانشجویان دانشگاه های جهرم بودند که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و پرسش نامه های الگوهای ارتباط والد−فرزند (باقری، 1392)، مهارت ارتباطی (کویین دام، 2004(، مدیریت هیجانی (راجر و نشوور، 1987) و عزت نفس (کوپراسمیت، 1967) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری، نشان دادند که مدل پیشنهادی با داده های این پژوهش برازش مناسبی دارد و اثر مستقیم الگوی ارتباط والد−فرزند بر مدیریت هیجانی و عزت نفس تأیید شد. همچنین مدل نشان داد الگوی ارتباط والد−فرزند به واسطه عزّت نفس بر مهارت های ارتباطی تأثیر دارد. نتایج بیانگر آن هستند که امنیت مداری پدر، عزّت نفس و مدیریت هیجانی را پیش بینی می کند و امنیت مداری مادر، مدیریت هیجانی و آزادی مداری مادر عزّت نفس را پیش بینی می کند و عزّت نفس در مهارت های ارتباطی اثر دارد.
۷.

مطالعه کیفی: تدوین مدل طلاق در شرایط اجتماعی و فرهنگی شهر تهران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
زمینه: طلاق پدیده ای است که در جوامع امروزی با سرعت زیاد در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی بسیاری بر مردان و زنان مطلقه دارد. اما مسئله اصلی اینست، که مطالعه کیفی که به تدوین مدل طلاق در شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران بپردازد تاکنون مغفول واقع شده است. هدف: تدوین مدل طلاق در شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران بود. روش: پژوهش از نوع کیفی بر اساس روش داده بنیاد بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان و زنان طلاق گرفته مراجعه کننده به بهزیستی در منطقه 10 شهر تهران بود. تعداد 15 فرد مطلقه از طریق روش نمونه گیری در دسترس و با مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: مصاحبه نیمه ساختار یافته. برای تحلیل داده ها از روش استراس و کوربین (1998) استفاده شد. یافته ها: 620 کد استخراج شد که 553 کد مربوط به بعد از ازدواج و 67 کد مربوط به قبل از ازدواج بود. بعد از ازدواج ابعاد فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی و در قبل از ازدواج ابعاد سن، عوامل روانشناختی مطرح شدند. نتیجه گیری: شاخص های موجود در هر یک از مؤلفه های طبقات فوق به صورت زنجیری و به همراه مقولات دیگر می تواند به صورت علی، زمینه ساز و یا مداخله گر منجر به طلاق رسمی گردد.
۸.

مطالعه کیفی تجارب مردان و زنان طلاق گرفته از عوامل روانشناختی مؤثر در طلاق

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه: طلاق پدیده ای که در جوامع امروزی با سرعت زیاد در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی بسیاری بر مردان و زنان مطلقه دارد. هدف: این پژوهش با نگاهی کیفی به منظور کشف عوامل روانشناختی مؤثر در طلاق با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران صورت گرفت. روش: داده های مطالعه حاضر نتیجه مطالعه کیفی و مصاحبه عمیق با 15 زن و مرد مطلقه در شهر تهران است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق بود که تا زمان اشباع نظری ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک (مضمون) به عنوان روش پژوهش انتخاب شد. یافته ها: در نهایت 425 کد روانشناختی استخراج شدکه 390 کد مربوط به بعد از ازدواج و 35 کد مربوط به قبل از ازدواج است. درطبقه بعد از ازدواج چهار مؤلفه شناختی - منشی، رفتاری، هیجانی - عاطفی، تعارض در نقش ها و ویژگی های جنسیتی و درطبقه قبل از ازدواج مؤلفه شناختی - منشی مطرح شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل روانشناختی در قبل و بعد از ازدواج در شکل گیری طلاق موثرند. شاخص های موجود در هر یک از مؤلفه های به صورت زنجیره ای و به همراه مقولات یا ابعاد دیگر می تواند به صورت علی، زمینه ساز و یا مداخله گر منجر به طلاق رسمی گردد.
۹.

مقایسه تأثیر آموزش ذهن آگاهی و دارو درمانگری بر افزایش امید زنان سالمند مبتلا به آلزایمر آسایشگاه های قزوین

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه : از موضوعات بسیار مهم در زندگی سالمندان مسئله امید است. اما مسئله اصلی اینست: آموزش ذهن آگاهی و دارو درمانگری کدام کارایی بیشتری بر امید سالمندان دارند. هدف: مقایسه تأثیر روی آورد آموزش ذهن آگاهی بر افزایش امید زنان سالمند مبتلا به بیماری آلزایمر بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که از طرح پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. جامعه آماری، تمامی زنان مبتلا به بیماری آلزایمر خفیف ساکن آسایشگاه های قزوین در سال 1396 بودند که 27 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به 2 گروه آزمایشی و یک گروه گواه، تقسیم گردیدند. ابزار عبارتند از: مقیاس امید بزرگسالان اشنایدر و همکاران (1991) و پروتکل درمانی بر اساس ذهن آگاهی (رحمانی فرد، کلانتر کوشه و فرامرزی، 1396). نتایج با روش آنالیز واریانس یک راهه و واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری بین اثربخشی درمان ذهن آگاهی و دارو درمانگری بود (0/01 p< ). نتیجه گیری: برای افزایش امید زنان سالمند مبتلا به آلزایمر می توان از آموزش ذهن آگاهی استفاده کرد .
۱۱.

مقایسه توجه انتخابی در دو گروه افراد مبتلا و غیرمبتلا به اختلال شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه و بررسی توجه انتخابی میان مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی و افراد غیر مبتلا می باشد.. این پژوهش در قالب طرح علی مقایسه ای انجام شده است پژوهش حاضر بر روی ۶۰ نفر از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و ۶۰ نفر افراد غیر مبتلا اجرا شد. شصت آزمودنی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شامل ۳۴ مرد و ۲۶زن و به شیوه در دسترس انتخاب شدند و شصت آزمودنی غیر مبتلا شامل ۳۱ مرد و ۲۳ زن با گروه هدف همتا گردیدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون تئودور میلون 3، آزمون D2، آزمون STB ،پرسشنامه اختلال کم توجهی – بیش فعالی بزرگسالی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بون فرنی تحلیل گردیدند. نتایج نشان دادند که تفاوت معنی داری در زمینه توجه انتخابی بین دو گروه وجود دارد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نسبت به افراد غیر مبتلا نمرات بالاتری در خطاهای نوع 1،2 (خطای حذف و خطای از چشم انداختن) و گستره تغییر بدست آوردند اما گروه مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی نمرات پائین تری در برآیند کل توجه انتخابی،میزان توجه و کارامدی خالص نسبت به گروه غیر مبتلا کسب کردند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، در مقایسه با افراد غیر مبتلا دارای اختلال بیشتری در توجه انتخابی هستند.
۱۲.

اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر بهبود رابطه والد-فرزندی و رضایت از زندگی مادران

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
دوران کودکی بدلیل شکل گیری شخصیت فرد، از مهم ترین و موثرترین دوران های زندگی هر فرد است. در این پژوهش، هدف، تدوین و بررسی اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب، بر بهبود رابطه والد-فرزندی و رضایت از زندگی مادران بود و فرض بر این بود که آموزش برنامه فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب، بر بهبود رابطه والد-فرزندی و رضایت از زندگی جامعه هدف موثر است. روش پژوهش مورد استفاده در این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. در این پژوهش، جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای فرزندان زیر شش سال و نمونه آماری، از روش نمونه گیری در دسترس و شامل کلیه مادران دارای فرزندان زیر شش سال مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری تهران در مناطق 3، 5، 14 و 20 بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه های رابطه والد-فرزندی (CPRS) پیانتا (1994) و رضایت از زندگی (SWLS) داینر و همکاران (1985) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و تعمیم یافته-ها، از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب، بر بهبود رابطه والد-فرزندی و رضایت از زندگی مادران تاثیر معناداری دارد. مقدار اتا محاسبه شده نشان داد که 62 درصد از تغییرات رابطه والد-فرزندی و 19 درصد از تغییرات رضایت از زندگی، مربوط به عامل آموزش می باشد. بنابراین می توان گفت که این برنامه می تواند در بهبود رابطه والد-فرزندی و رضایت از زندگی، موثر باشد.
۱۳.

مشغولیت تحصیلی بر سرمایه روان شناختی دانش آموزان دختر متوسطه دوم

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مشغولیت تحصیلی بر سرمایه روان شناختی دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور از بین 546 دانش آموز دختر مدارس دولتی شهر قم در سال تحصیلی 98-1397، 50 دانش آموز پس از همتا شدن بر اساس سن، جنسیت، پایه، رشته تحصیلی و معدل به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای  انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامه سرمایه های روان شناختی لوتانز را به عنوان پیش آزمون و  پس آزمون تکمیل کردند. گروه آزمایش 12 جلسه 75 دقیقه ای، آموزش مشغولیت تحصیلی را دریافت کرد اما گروه کنترل در انتظار آموزش ماند. داده ها با نرم افزار SPSS  و روش آماری کوواریانس و کوواریانس چند متغیره  تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد، آموزش مشغولیت تحصیلی باعث افزایش سرمایه روان شناختی می گردد. بر طبق نتایج با توجه به اثربخشی آموزش مشغولیت تحصیلی به نظر می رسد می توان این روش را بر روی طیف وسیعی از ویژگی های تحصیلی دانش آموزان به کار بست که البته نیاز به تحقیقات تکمیلی دارد.
۱۴.

تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۶
هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی بود. روش شناسی: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزندان زیر شش سال شهرتهران بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری در دسترس بود. انتخاب نمونه از میان تمامی مادران دارای فرزندان زیر شش سال مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری تهران در مناطق 3، 5، 14 و 20 در ماه های مهر و آبان 1396 بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه خودکارآمدی والدینی (PSAM) دومکا بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 05/0 و نرم افزار spss بهره گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب، بر افزایش خودکارآمدی والدینی تاثیر معناداری داشت(001/0>P). مقدار اتای محاسبه شده نشان داد که 23 درصد از تغییرات خودکارآمدی والدینی مربوط به عامل آموزش بود. نتیجه گیری: برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی موثر می باشد.
۱۵.

الگوی ساختاری رابطه بین الگوهای ارتباط والد-فرزند و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجیگری سبک های دلبستگی

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر سبک های دلبستگی در رابطه بین الگوهای ارتباط والد- فرزند با طرحواره های ناسازگار اولیه بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی تمام واحدهای علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 196100 نفر بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای دانشکده های ادبیات و علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی انتخاب و حجم نمونه به پیشنهاد میشل 1993 و با در نظر گرفتن نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر و احتمال ریزش 420 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از مقیاس الگوی ارتباط والد- فرزند باقری (1392)، نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ 1998 و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987) جمع آوری و بعد از حذف 58 پرسشنامه مخدوش و داده پرت، داده ها با روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش برازش مناسبی دارد و تنها سبک دلبستگی دوسوگرا می تواند در سطح 99 درصد اطمینان رابطه بین الگوی ارتباطی آزادی مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (229/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (241/0 =β)، محدودیت های مختل (150/0 =β)، دیگرجهت مندی (208/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (159/0 =β) و نیز رابطه بین الگوی ارتباطی امنیت مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (375/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (396/0 =β)، محدودیت های مختل (246/0 =β)، دیگرجهت مندی (340/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (260/0 =β) میانجیگری کند. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان با آموزش الگوهای درست ارتباط والد-فرزند به والدین، مانع شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه و آسیب های ناشی از آن شد.
۱۶.

اثربخشی برنامه آموزشی افزایش صمیمیت بر مبنای فرهنگ بومی ایران بر رضایت زناشویی زوج ها

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: هدف پژوهش تعیین تأثیر آموزش افزایش صمیمیت بر مبنای فرهنگ بومی ایران بر رضایت زناشویی زوج ها بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری330 زوج مرتبط با مؤسسه فرهنگی شمس الشموس در منطقه 7 تهران در فروردین 1396بود. از میان آن ها 62 نفر که نمره پایین تر از نقطه برش 60 را در پرسشنامه صمیمیت کسب کردند؛ انتخاب و به شکل تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش برنامه گروهی آموزش صمیمیت را که ترکیبی از برنامه های ارتقاء روابط زوج های صادقی (1389) و صمیمیت شناختی رفتاری اعتمادی (1384) بود در 15 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه دریافت کرد. هر دو گروه در سه مرحله به پرسشنامه صمیمیت والکر و تامپسون (1983) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ اولسون و فاورز (1993) پاسخ دادند. پس از ریزش در هر گروه 11 زوج و 1 خانم متأهل باقی ماند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه در رضایت کلی زناشویی (871/8 =F، 0005/0 =P) و مولفه رضایت زناشویی (406/8 =F، 0005/0 =P)، ارتباط ها (267/4 =F، 0005/0 =P)، حل تعارض (594/7 =F، 0005/0 =P) و تحریف آرمانی (658/6 =F، 0005/0 =P) در مرحله پس آزمون و پس از دو ماه پیگیری نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به تأثیری که صمیمیت بر بهبود رضایت زناشویی دارد؛ توصیه می شود روان شناسان و مشاوران از این روش آموزشی برای اصلاح تعامل زوج ها و آموزش نحوه ارتباط آن ها با خانواده همسر استفاده کنند و رضایت زناشویی و انسجام زوج ها را افزایش دهند
۱۷.

تحلیل رابطه ساختاری بهزیستی ذهنی بر مبنای ذهن آگاهی و سختکوشی روانشناختی با میانجی گری تنظیم هیجانی در زنان مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۰
این پژوهش به منظور بررسی رابطه ساختاری بهزیستی ذهنی بر مبنای ذهن آگاهی و سختکوشی روانشناختی و میانجی گری تنظیم هیجانی در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی، و از نظر روش شناسی جزء پژوهشهای توصیفی و همبستگی است که به شیوه معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستانهای شهر تهران بود و 100 نفر از کسانی که به بیمارستان هفتم تیر مراجعه کرده بودند با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو، 5 عاملی ذهن آگاهی، سختکوشی روانشناختی اهواز (AHI)، تنظیم ساخت هیجان گارنفسکی اجرا شد. داده ها با روش حداقل مجذورات جزئی تجزیه و تحلیل شد و نتایج نشان داد الگوی پژوهش از روایی، پایایی و کیفیت مناسبی برخوردار است. الگو توانست 52 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را در بیماران مبتلا به سرطان پستان تبیین کند که روابط ساختاری مفروض معنادار به دست آمد. در مجموع می توان از این الگو به منظور تعدیل مشکلات روانشناختی و جلوگیری از پیشرفت آن در بیماران مبتلا به سرطان پستان بهره جست.
۱۸.

اثربخشی روش فرزندپروری مثبت بر مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری در دوره ابتدایی

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۸۱
زمینه: خانواده نخستین و بادوام ترین عاملی است که به عنوان سازنده و زیر بنای شخصیت رفتارهای بعدی کودک شناخته شده است. هدف: از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش فرزندپروری مثبت بر مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری در دوره ابتدایی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی است. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در مقطع ابتدایی مراجعه کننده به مرکز مشاوره آرامان بودند که به منظور بهبود اختلال خود در سال 1396 مراجعه کردند. گروه نمونه شامل 30 دانش آموز بود که به صورت هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند و پیش و پس از انجام مداخلات، با استفاده از ابزار پژوهش، مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار پژوهش چک لیست مشکلات عاطفی رفتاری راتر بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس مختلط مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد بین میانگین های پرخاشگری و بیش فعالی، اضطراب و افسردگی، ناسازگاری اجتماعی و رفتارهای ضداجتماعی شرکت کنندگان برحسب عضویت گروهی «فرزندپروری مثبت و کنترل» در سه مرحله اندازه گیری تفاوت معناداری مشاهده شد(0/05 p< ). نتیجه گیری: بنابراین روش فرزندپروری مثبت بر کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری تأثیر دارد.
۱۹.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گلاسر و درمان هیجان مدار بر کیفیت زناشویی و رضایت زناشویی در زنان خیانت دیده شهر تهران

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۳
زندگی خانوادگی با خطراتی گره خورده است که استمرار حیات خانوادگی و سلامت خانواده را مختل میکنند. یکی از این خطرها خیانت زناشویی است که مشکلات زیاد و آثار روانی بسیاری برای شخصی که مورد خیانت واقع شده است، در پی دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه اثر بخشی دو روش درمانی، واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر زنان خیانت دیده شهر تهران بود. طرح تحقیق از نوع شبه آزماشی با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل و جامعه شامل تمامی زنان متاهلی بود که مورد خیانت واقع شده و به مراکز مشاوره سازمان بهزیستی شهر تهران مراجعه کرده بودند. نمونه 45 نفر از مراجعین بود که به صورت تصادفی در سه گروه (آزمایش1، آزمایش2 و کنترل) و هر گروه 15 نفر، قرار گرفتند. هر گروه آرمایش 8 جلسه تحت مداخله قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه کیفیت زناشویی (باسبی و همکاران، 1995) و رضایت زناشویی انریچ (السون، فورنیر، دراکمن، 1989) بود. نتایج آماری حاکی از آن بود که هر دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری داشتند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیره نیز نشان داد که میان دو گروه روش درمانی گلاسر و هیجان مداری از لحاظ یکی از متغیر های وابسته تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج به دست آمده از آزمون تقریبی LSD حاکی از آن بود بین اثر بخشی درمان گلاسر و هیجان مداری بر میزان کیفیت روابط زناشویی در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد اما نمره رضایت زناشویی در روش درمانی هیجان مدار بالاتر از روش درمانی گلاسر می باشد. بنابراین هر دو درمان در افزایش کیفیت و رضایت زناشویی موثر بوده و درمان هیجان مدار در متغیر رضایت زناشویی اثربخش تر از واقعیت درمانی بوده است.
۲۰.

نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان در رابطه ی بین رابطه والد-فرزندی و پرخاشگری

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه: مطالعات متعددی به تنظیم شناختی هیجان بر مهارگری خشم اشاره کرده اند؛ اما مسأله پژوهش این است که آیا رابطه والد فرزندی با میانجی گری تنظیم شناختی هیجان بر مهار ابراز خشم اثر دارد؟ هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه ی بین رابطه والد-فرزندی و پرخاشگری در نوجوآنان دختر بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه این پژوهش دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. در مجموع 320 دانش آموز به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل پرخاشگری ابوالمعالی(1392)، مقیاس رابطه ی والد فرزندی باقری(1391)، و پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجانی گارنفسکی(2001) بودند. یافته ها: داده های پژوهش با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بدست آمده از تحلیل فرضیات پژوهش نشان داد که شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد( 0/9 GFI> ). همچنین متغیر رابطه والد-فرزندی بر پرخاشگری نوجوانان هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم (با میانجی گری نظم جویی هیجان) دارد. نتیجه گیری: این بدین معنا است که برطرف کردن مشکلات خانواده و ایجاد فضایی مناسب در خانه منجر به بهبود تنظیم شناختی هیجان و در نتیجه کاهش پرخاشگری نوجوانان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان