جواد خلعتبری

جواد خلعتبری

مدرک تحصیلی: دانشیار روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۸ مورد.
۱.

اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر استعاره های مثنوی معنوی بر ابعاد سرمایه روانشناختی در دانشجویان دختر افسرده

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی براستعاره های مثنوی معنوی بر بهبود ابعاد سرمایه روانشناختی در دانشجویان افسرده دختر صورت گرفت. ابتدا جهت استخراج استعاره های مثنوی معنوی، از تحلیل محتوای کیفی جهت دار (رهنمودی) و تحلیل محتوای کمی با نرم افزار MAXQDA استفاده شد. کدهای شناسایی شده به روش پایایی کدگزاران توسط 5 صاحبنظر روانشناس اعتبارسنجی شد که با درجه توافق 85/0 تایید شده و در پروتکل ذهن آگاهی جایگزین شدند. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون به همراه گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 195 نفر از دانشجویان دختر که در سال 98 دانشجوی رشته روانشناسی واحد چالوس بودند. 40 دانشجواز طریق روش نمونه گیری هدفمند که نمرات بالایی در پرسشنامه افسردگی بک کسب نمودندانتخاب شده و به گونه ی تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 20 نفر) جای گذاری شدند. محتوای جلسات درمان ذهن آگاهی مبتنی بر استعاره های مثنوی معنوی در 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار22- SPSS و روش تحلیل واریانس مختلط انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد بین میانگین ابعاد سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امید، تاب آوری و خوش بینی) در گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری (p <0/05)وجود داشت و همچنان در پیگیری یک ماهه وضعیت خود را حفظ نمود. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که درمان ذهن آگاهی مبتنی بر استعاره های مثنوی معنوی موجب بهبود سرمایه روانشناختی دانشجویان دختر افسرده می شود.
۲.

تحلیل معادلات ساختاری در رابطه تعارضات زناشویی و امنیت عاطفی با استرس ادراک شده و نگرانی های دوران بارداری و شاخص های زیستی با واسطه گری بهزیستی روان شناختی در زنان باردار

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
بارداری پدیده ای است که در صورت عدم توجه کافی ممکن است برای زنان مشکلات روان شناختی، شناختی، هیجانی و ارتباطی ایجاد نماید. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تحلیل معادلات ساختاری در رابطه تعارضات زناشویی و امنیت عاطفی با استرس ادراک شده و نگرانی های دوران بارداری و شاخص های زیستی با واسطه گری بهزیستی روان شناختی در زنان باردار صورت پذیرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان باردار مراجعه کننده به کلینیک های زنان و زایمان و بیمارستان شهرستان رامسر در بازه زمانی بهمن تا فرودین ماه سال 98 -1397 بود. نمونه این پژوهش شامل تعداد 300 زن باردار بود که به شیوه دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی و همکاران، 1379) ؛ مقیاس امنیت عاطفی (کردوا، جی و وارن، 2005)، پرسشنامه استرس ادراک شده (کوهن و همکاران، 1983) ؛ پرسشنامه نگرانی های دوران بارداری (آلدردسی و لین، 2011) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف، 1996) بود. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و معادله یابی ساختاری صورت گرفت. نتایج نشان داد که رابطه معناداری بین متغیرها وجود دارد (001/0>p) .
۳.

مقایسه اثربخشی آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر احساس تنهایی دانشجویان دختر دارای اعتیاد به گوشی های هوشمند

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر احساس تنهایی   در دانشجویان دارای اعتیاد به گوشی های هوشمند انجام شد. درراستای این هدف، از بین دانشجویان دختر رشته روان شناسی مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز ، تعداد 45 نفر براساس نقطه برش مقیاس اعتیاد به گوشی های هوشمند ، به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند.   از هرسه گروه با استفاده از مقیاس تنهایی پیش آزمون بعمل آمد. سپس، گروه های آزمایشی، به تفکیک به مدت 8 جلسه دو ساعتی تحت آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و رفتار درمانی دیالکتیکی قرار گرفتند،   اما گروه کنترل، هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. در آخرین جلسه، مجدداً پرسشنامه احساس تنهایی در مورد هر سه گروه اجرا شد. >نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی در مقایسه با رفتار درمانی دیالکتیکی، بر کاهش احساس تنهایی موثر بوده است (01/0>p ).
۴.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بخشودگی زنان مطلقه

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه : طلاق از جمله عوامل گسیختگی و از هم پاشیدگی کانون خانواده است که عواقب بسیاری را برای افراد جامعه دارد و می تواند منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی باشد . هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بخشودگی زنان مطلقه شهر تهران بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه، همراه با پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری در این پژوهش، شامل تمامی زنان مطلقه شهر تهران در سال 1397 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 45 نفر از این زنان در سه گروه طرحواره درمانی (15 نفر)، درمان پذیرش و تعهد (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) جایابی شدند. گروه های آزمایش تحت طرحواره درمانی (12 جلسه 90 دقیقه ای)، پذیرش و تعهد (12 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند. گروه گواه در طی این مدت هیچ گونه مداخله ای از طرحواره درمانی و پذیرش / تعهد دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه بخشودگی هارتلند ( HFS ) تامسون و همکاران (2005) به استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم ا فزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت . یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که هر دو روش درمانی می توانند بخشودگی زنان مطلقه را افزایش دهند ، اما درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بخشودگی دارای تأثیر بیشتری بود . یا فته های این پژوهش اثربخشی دو روش طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد را در بهبود بخشودگی مورد تأیید قرار داد. نتیجه گیری: بنابراین توجه به طرحواره درمانی و پذیرش / تعهد در محیط های مشاوره و روان درمانی برای افزایش بخشودگی زنان مطلقه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
۵.

نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
مقدمه: سواد سلامتبیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود. روش: در این مطالعه مقطعی و همبستگی 213 بیمار مبتلا به سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و بصورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و تاب آوری را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با تاب آوری رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان افزایش یابد، میزان تاب آوری در بیماران به طور معناداری افزایش می یابد. نتیجه گیری:به نظر می رسد تاب آوری نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد؛ بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.
۶.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه و فرسودگی مرتبط با سرطان در افراد مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۴۵
زمینه: فرسودگی مرتبط با سرطان، از عواملی است که سلامت روانی افراد مبتلا به سرطان را تحت تأثیر قرار می دهد. اما مسئله اصلی اینست که آیا درمان متمرکز بر شفقت و آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه و فرسودگی افراد مبتلا به سرطان تأثیر دارند؟ هدف: مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه و فرسودگی مرتبط با سرطان در افراد مبتلا به سرطان بود. روش : از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون بود. جامعه آماری، شامل کلیه بیماران سرطانی بیمارستان پیامبر اکرم (ص) بود که در سال 1396 به منظور شیمی درمانگری مراجعه کرده بودند. تعداد 60 نفر به روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به روش تصادفی ساده در سه گروه 20 نفری (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. ابزار عبارتند از: پرسشنامه نمو پس از سانحه تدسچی و کاهلون (1996) و مقیاس فرسودگی مرتبط با سرطان اوکمیاما و همکاران (2000)، مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی (بی یر، 2014) و مداخله شفقت درمانگری گیلبرت (2005). داده ها از طریق تحلیل کواریانس چندمتغیره، آزمون تعقیبی برونفرونی و ال - ماتریکس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : ذهن آگاهی و درمان متمرکز بر شفقت بر افزایش نمو پس از سانحه و کاهش فرسودگی بیماران تأثیر معنادار داشتند (0/01 P< ). همچنین آموزش ذهن آگاهی بر نمو پس از سانحه اثربخشی بیشتری نسبت به درمان متمرکز بر شفقت داشت اما بین میزان اثربخشی دو روش مذکور بر فرسودگی مرتبط با سرطان تفاوتی وجود نداشت (0/01 P< ). نتیجه گیری : می توان جهت افزایش نمو پس از سانحه و کاهش فرسودگی افراد مبتلا به سرطان از آموزش ذهن آگاهی و مداخلات درمان متمرکز بر شفقت استفاده کرد
۷.

نقش میانجی فاجعه سازی درد در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
زمینه و هدف: سواد سلامت توانایی دریافت، پردازش، درک و فهم اطلاعات و خدمات مرتبط با سلامت به منظور اتخاذ تصمیمات مناسب برای سلامت است. سواد سلامت بیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی فاجعه سازی درد در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلابه سرطان پستان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های بنیادی و از منظر روش، یک مطالعه مقطعی و همبستگی بود. تعداد ۲۱۳ بیمار مبتلابه سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و به صورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و فاجعه سازی درد را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با فاجعه سازی درد رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلابه سرطان افزایش یابد، میزان فاجعه سازی درد در بیماران به طور معناداری کاهش می یابد. نتیجه گیری: به نظر می رسد فاجعه سازی درد نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلابه سرطان پستان دارد. بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.
۸.

بررسی استعاره های مبتنی بر ذهن آگاهی در ابیات مولانا

تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف: ذهن آگاهی به عنوان یک درمان جدید، ریشه در فرهنگ شرق داشت، هدف از این مطالعه شناسایی استعاره های بومی و فرهنگی مبتنی بر ذهن آگاهی در سه دفتر اول مثنوی معنوی مولانا بود. روش: روش پژوهش حاضر تحلیل محتوا و جامعه آن سه دفتر اول مثنوی معنوی بود. انتخاب نمونه به صورت هدفمند صورت گرفت و تعداد (1027)، استعاره در سه دفتر شناسایی شد. ابتدا استعاره های مرتبط با هر یک از 9 مؤلفه ذهن آگاهی شناسایی و سپس فراوانی آنها تعیین شد. از تحلیل محتوا با استفاده از نرم افزار MAXQDA برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش تعداد استعاره ها در دفتر اول تقریبا دو برابر دفتر دوم و سوم بود. بر اساس یافته ها، استعاره های شناسایی شده مرتبط با مؤلفه های اصلی ذهن آگاهی، به ترتیب فراوانی از تعداد بیشتر به کمتر، عبارت از: عدم واکنش، اعتماد (اطمینان)، عدم قضاوت، بخشندگی (مهربانی)، بردباری، پذیرش و قدرشناسی (سپاسگزاری)، ذهن مبتدی و رها کردن/ نچسبیدن بودند. به عبارت دیگر عدم واکنش از بیشترین فراوانی و رها کردن/ نچسبیدن از کمترین فراوانی برخودار بودند. در این پژوهش برای مؤلفه عدم واکنش، زیرمؤلفه های تسلیم، نجنگیدن و سکوت، و برای مؤلفه عدم قضاوت زیر مؤلفه های روشن بینی، وسعت دید و عدم مقایسه استخراج شدند. همچنین در این پژوهش با توجه به مفهوم کلی ذهن آگاهی و بر اساس استعاره های جستجو شده، 4 مؤلفه عمل با آگاهی، مشاهده و توصیف، درک (همدلی) و تعادل، به عنوان مؤلفه های دیگر ذهن آگاهی کشف و شناسایی شدند. نتیجه گیری: به درمانگران و مشاوران پیشنهاد می شود که به منظور انتقال بهتر مفاهیم و آسان سازی آموزش و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت، از استعاره های بومی و فرهنگی مبتنی بر ابیات مولانا استفاده کنند.
۹.

اثربخشى زوج درمانی هیجان مدار در مقایسه با رویکرد واقعیت درمانى بر انعطاف پذیری کنشى و تحمل پریشانى زوج ها

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی واقعیت درمانى بر انعطاف پذیری کنشى و تحمل پریشانى بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه و جامعه آماری زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره آوای درون، رهنما، و بیمارستان مهر شهر تهران در سال 1397 بود که 60 زوج داوطلب به پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کونور و دیویدسون (2003) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) پاسخ دادند و پس از غربالگری 45 زوج انتخاب به صورت تصادفی در گروه آزمایشی هیجان مدار، گروه آزمایشی واقعیت درمانی، و گروه گواه (در هر گروه 15 زوج) جایگزین شدند. هر دو گروه آزمایش به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله هیجان مدار جانسون  (2012) و واقعیت درمانی گلاسر (1395) قرار گرفته و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله هیجان مدار بر انعطاف پذیری کنشی (75/29 =F، 001/0 =P) و تحمل پریشانی (14/12 =F، 004/0 =P) و تأثیر مداخله واقعیت درمانی بر انعطاف پذیری کنشی   (14/12 =F، 004/0 =P) و تحمل پریشانی (14/12 =F، 004/0 =P) و پایداری این تأثیرها در مرحله پیگیری بود. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که تفاوت بین دو روش زوج درمانی معنادار نیست (18/0 <P). نتیجه گیری: هر دو مداخله موجب شد تا زوج ها تمرکز را از رفتار همسر خود برداشته و بر رفتار خود متمرکز شوند و ضمن افزایش تحمل، با یادگیری برنامه ارتباط درست، توانستند روابط خویش را بهبود ببخشند.
۱۰.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های خودآگاهی و حل مساله بر تاب آوری کارمندان زن جزیزه کیش

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های خودآگاهی و حل مساله بر تاب آوری کارمندان زن جزیزه کیش در سال 1393 است. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون سه گروهی (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه کارمندان زن ادارات دولتی و خصوصی جزیزه کیش بودند نمونه مورد مطالعه با روش نمونه گیری در دسترس 60 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش (هر کدام 20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش (1) 8 جلسه تحت آموزش مهارت های خودآگاهی و گروه آزمایش (2) 8 جلسه تحت آموزش مهارت های حل مساله قرار گرفتند و گروه کنترل در طول این مدت در انتظار درمان ماندند. روش جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) انجام گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن بالای 0.7 به دست آمد. همین طور از روایی محتوا به منظور آزمون روایی پرسشنامه استفاده شد، که برای این منظور پرسشنامه به تأیید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار 19SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت خودآگاهی بر تاب آوری کارمندان زن موثر است. آموزش مهارت های حل مساله نیز بر تاب آوری کارمندان زن موثر بود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های خودآگاهی در افزایش تاب آوری بیشتر از آموزش مهارت حل مساله است. بنابراین در بهبود تاب آوری آموزش مهارت خودآگاهی بیشتر از آموزش مهارت حل مساله اثربخش بود.
۱۲.

مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت خشم مبتنی بر روی آورد درمان شناختی- رفتاری و قصه درمانی بر خودکارآمدپنداری و تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: با توجه به این که اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی بر عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی دانش آموز، تأثیر منفی می گذارد، بنابراین عدم تشخیص و درمان آن موجب ایجاد مشکلات آسیب شناختی جدی در زندگی آنها می شود. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت خشم و قصه درمانی بر خودکارآمدپنداری و تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان مبتلا به نارسایی توجه-فزون کنشی انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل30 دانش آموز پسر 11 الی 12 سال پایه پنجم و ششم ابتدایی مبتلا به نارسایی توجه-فزون کنشی شهرستان بندرانزلی در سال 1398 بود که با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به صورت تصادفی در 3 دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (10 دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های درجه بندی والدین (کانرز، 1990)، تاب آوری تحصیلی (مارتین، 2002) و احساس خودکارآمدپنداری تحصیلی (جینکز، 1999) استفاده شد. به گروه مداخله اول، مدیریت خشم در 12 جلسه60 دقیقه ای و به گروه مداخله دوم، قصه درمانی در 8 جلسه ٤٥ دقیقه ای آموزش داده شد، اما به گروه گواه آموزشی داده نشد. هر سه گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل آنکوا و آزمون اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد بین اثربخشی آموزش مدیریت خشم و قصه درمانی بر خودکارآمدپنداری تحصیلی (000/0>P ،2/403=F)، و تاب آوری تحصیلی (000/0>P ،992/789=F)، تفاوت معنادار وجود دارد. قصه درمانی نسبت به آموزش مدیریت خشم بر احساس خودکارآمدپنداری تحصیلی، (001/0>P)، وآموزش مدیریت خشم نسبت به قصه درمانی بر تاب آوری تحصیلی دانش آموزان، مؤثرتر بوده است (001/0>P). همچنین بین اثربخشی آموزش مدیریت خشم و قصه درمانی بر خودکارآمدپنداری (000/0>P ،407/116=F2/588)، و تاب آوری تحصیلی در مرحله پیگیری دوماهه (000/0>P ،648/385=F3/086)، تفاوت معنادار مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد قصه درمانی نسبت به آموزش مدیریت خشم در افزایش خودکارآمدپنداری تحصیلی، و آموزش مدیریت خشم نسبت به قصه درمانی در افزایش تاب آوری تحصیلی، مؤثرتر بود. قصه درمانی به دلیل تسهیل در آموزش وکمک به شکل گیری رفتار کارآمد و برآورده شدن نیازهای عاطفی دانش آموزان، مؤثر است. همچنین روش مدیریت خشم از طریق آموزش تکنیک های حل مسئله، به افزایش خودمهارگری، سازش یافتگی روان شناختی، روابط بین فردی سازش یافته، و عملکرد مثبت در تکالیف تحصیلی منجر شد.
۱۳.

پیش بینی تاب آوری تحصیلی بر مبنای درگیری تحصیلی با نقش واسطه ای احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۳
هدف از این پژوهش بررسی پیش بینی تاب آوری تحصیلی بر مبنای درگیری تحصیلی با نقش واسطه ای احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان بود. در این مطالعه توصیفی- همبستگی، ج ام ع ه آم اری کلیه دان ش آم وزان دختر مدارس دولتی دوره اول متوسطه منطقه 2 شهر تهران در سال 1398-1397 به تعداد 2105 نفر بودند. بر اساس فرمول پلنت 150 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه تاب آوری تحصیلی (ساموئلز، 2004)، درگیری تحصیلی (ریو، 2013) و احساس به تعلق به مدرسه (بری، بتی و وات، 2004) بود. ارزیابی مدل پیشنهادی با روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. جهت آزمون روابط غیر مستقیم از روش بوت استراپ در دستور کامپیوتری ماکرو پریچر و هیز استفاده شد. بر اساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. به طورکلی نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم درگیری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه معنادار شدند. همچنین نتایج نشان داد مسیر غیرمستقیم درگیری تحصیلی نیز از طریق احساس تعلق به مدرسه با تاب آوری تحصیلی معنادار بود. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که رابطه بین درگیری تحصیلی با تاب آوری تحصیلی یک رابطه خطی ساده نیست و احساس تعلق به مدرسه می تواند این رابطه را واسطه گری کند.
۱۴.

اثر بخشى زوج درمانی هیجان مدار بر انعطاف پذیری کنشى و تحمل پریشانى زوج ها

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر انعطاف پذیری کنشى و تحمل پریشانى بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود؛ جامعه آماری زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره آوای درون، رهنما و مرکز مشاوره بیمارستان مهر شهر تهران در بازه زمانی اردیبهشت تا خرداد سال 1397 بود که 60 زوج داوطلب مشارکت در پژوهش به پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کونور و دیویدسون (2003) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) پاسخ دادند که پس از غربالگری 30 زوج انتخاب و در گروه آزمایشی هیجان مدار و گروه گواه در هر گروه 15 زوج به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله هیجان مدار جانسون (2012) قرار گرفت و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله هیجان مدار بر انعطاف پذیری کنشی (29/75=P=0/001,F) و تحمل پریشانی (12/14=P=0/004,F) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: از آنجا که این مداخله موجب شد تا زوج ها تمرکز را از رفتار همسر خود برداشته و بر رفتار خود متمرکز شوند و در نتیجه کاربرد موانع ارتباطی مذکور را متوقف کرده و ضمن افزایش تحمل، با یادگیری برنامه ارتباط درست، توانستند روابط خویش را بهبود ببخشند تا انعطاف پذیری خود را بالاتر ببرند؛ بنابراین مداخله مؤثری برای درمان انعطاف پذیری کنشی و تحمل پریشانی زوج ها محسوب می شوند.
۱۵.

بررسی نقش میانجی گر سبک های پردازش هیجانی در رابطه بین کیفیت خواب، برتری طرفی و ریتم های شبانه روزی با فراحافظه در بین دانشجویان

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه: توجه و تحریف در پردازش هیجانی از عوامل تداوم دهنده بسیاری از اختلالات روانی است. اما آیا سبک های پردازش هیجانی در رابطه بین کیفیت خواب، برتری طرفی و ریتم های شبانه روزی با فراحافظه نقش میانجی دارند؟ هدف: هدف پژوهش بررسی نقش میانجی سبک های پردازش هیجانی در رابطه بین کیفیت خواب، برتری طرفی و ریتم های شبانه روزی با فراحافظه دانشجویان بود. روش : پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود، جامعه آماری شامل دانشجویان روانشناسی مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامشهر در سال تحصیلی (98-97) به تعداد 2300 نفر بود. 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: مقیاس اعتماد به حافظه و شناخت ندلجکوویک و کایریوس (2007)، مقیاس پردازش هیجانی باکر و همکاران (2007)، مقیاس صبحگاهی – عصرگاهی هورن و اوستبرگ (1976)، مقیاس کیفیت خواب پیتسبورگ (بویس و همکاران، 1989) و چک لیست ارزیابی برتری طرفی چاپمن (1987). تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها : ریتم های شبانه روزی، برتری طرفی و کیفیت خواب با ضریب 0/53 بر فراحافظه با حضور عامل میانجی سبک های پردازش هیجانی تأثیر دارد (0/05 > P ). نتیجه گیری : سبک های پردازش هیجانی در رابطه بین کیفیت خواب، برتری طرفی و ریتم های شبانه روزی با فراحافظه، نقش میانجی دارد.
۱۶.

اثربخشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله کرمانشاه

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه: مطالعات متعددی پیرامون اثربخشی به خود دستوری بازپرداش و علل احساس تنهایی، نگرانی و استرس اداراک شده انجام شده است. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله کرمانشاه پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف : بررسی اثربخشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله کرمانشاه بود. روش : پژوهش از نوع، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زلزله زدگان ساکن در کانکس زلزله کرمانشاه در سال 1398 بود، 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفری) جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس شهروندی اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی کیان و همکاران (1988)، پرسشنامه نگرانی پن استت ( PSWQ ) زینبارگ و بارلو (1990)، پرسشنامه احساس تنهایی (راسل و پیلوا و کورتونا، 1980)، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پکیج آموزشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر، 1995) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره انجام شد. یافته ها : به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله تأثیر معنادار داشت (0/05 > P ). نتیجه گیری : بیمارانی که در جلسات به خود دستوری بازپردازش شرکت کردند احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده کمتری داشتند.
۱۷.

مطالعه کیفی: تدوین مدل طلاق در شرایط اجتماعی و فرهنگی شهر تهران

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه: طلاق پدیده ای است که در جوامع امروزی با سرعت زیاد در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی بسیاری بر مردان و زنان مطلقه دارد. اما مسئله اصلی اینست، که مطالعه کیفی که به تدوین مدل طلاق در شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران بپردازد تاکنون مغفول واقع شده است. هدف: تدوین مدل طلاق در شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران بود. روش: پژوهش از نوع کیفی بر اساس روش داده بنیاد بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان و زنان طلاق گرفته مراجعه کننده به بهزیستی در منطقه 10 شهر تهران بود. تعداد 15 فرد مطلقه از طریق روش نمونه گیری در دسترس و با مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: مصاحبه نیمه ساختار یافته. برای تحلیل داده ها از روش استراس و کوربین (1998) استفاده شد. یافته ها: 620 کد استخراج شد که 553 کد مربوط به بعد از ازدواج و 67 کد مربوط به قبل از ازدواج بود. بعد از ازدواج ابعاد فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی و در قبل از ازدواج ابعاد سن، عوامل روانشناختی مطرح شدند. نتیجه گیری: شاخص های موجود در هر یک از مؤلفه های طبقات فوق به صورت زنجیری و به همراه مقولات دیگر می تواند به صورت علی، زمینه ساز و یا مداخله گر منجر به طلاق رسمی گردد.
۱۸.

مطالعه کیفی تجارب مردان و زنان طلاق گرفته از عوامل روانشناختی مؤثر در طلاق

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۸
زمینه: طلاق پدیده ای که در جوامع امروزی با سرعت زیاد در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی بسیاری بر مردان و زنان مطلقه دارد. هدف: این پژوهش با نگاهی کیفی به منظور کشف عوامل روانشناختی مؤثر در طلاق با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران صورت گرفت. روش: داده های مطالعه حاضر نتیجه مطالعه کیفی و مصاحبه عمیق با 15 زن و مرد مطلقه در شهر تهران است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق بود که تا زمان اشباع نظری ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک (مضمون) به عنوان روش پژوهش انتخاب شد. یافته ها: در نهایت 425 کد روانشناختی استخراج شدکه 390 کد مربوط به بعد از ازدواج و 35 کد مربوط به قبل از ازدواج است. درطبقه بعد از ازدواج چهار مؤلفه شناختی - منشی، رفتاری، هیجانی - عاطفی، تعارض در نقش ها و ویژگی های جنسیتی و درطبقه قبل از ازدواج مؤلفه شناختی - منشی مطرح شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل روانشناختی در قبل و بعد از ازدواج در شکل گیری طلاق موثرند. شاخص های موجود در هر یک از مؤلفه های به صورت زنجیره ای و به همراه مقولات یا ابعاد دیگر می تواند به صورت علی، زمینه ساز و یا مداخله گر منجر به طلاق رسمی گردد.
۲۰.

مقایسه اثربخشی قصه درمانی و درمان روان نمایشگری بر خودتوانمندسازی اجتماعی و ناگویی هیجانی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری خاص

تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی قصه درمانی (شناختی- رفتاری) و درمان روان نمایشگری بر خودتوانمندسازی اجتماعی و ناگویی هیجانی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش : یک پژوهش آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود . جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دختر پایه ششم با اختلال یادگیری خاص ، مراجعه کننده به مراکز مشاوره (تحت نظارت آموزش و پرورش ) شهرستان بهارستان که در سال تحصیلی ۹۷-۹۶ شاغل به تحصیل بوده اند که توسط ﻣﻘیﺎس ﻫﻮش وکﺴﻠﺮ کﻮدکﺎن نسخه ﭼﻬﺎر WISC-IV ( ۲۰۰۳) در بخش روانسنجی مراکز مشاوره ، شناسایی و مورد تشخیص واقع شدند . سپس ۴۸ نفراز دانش آموزان دختر پایه ششم با اختلال یادگیری خاص با پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو (ویلکات و همکاران ، ۲۰۱۱) ، پرسشنامه خودتوانمند سازی اجتماعی( پرندین ،۱۳۸۵ ) و پرسشنامه ناگویی هیجانی ( تورنتو ، ۱۹۹۴) با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه ( دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ) قرار گرفتند . داده ها از طریق آمار توصیفی ( میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیری(مانکوا) و یک متغیری ( آنکوا) و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد بین گروه های آزمایشی که تحت تاثیر قصه درمانی و روان نمایشگری قرار گرفتند در میزان خودتوانمندساری اجتماعی و ناگویی هیجانی تفاوت معناداری P <0/01) ( وجود دارد . نتیجه گیری : بر اساس یافته هامیتوان نتیجه گرفت با توجه به مقایسه تفاوت میانگین های دو گروه آزمایش ، در افزایش متغیر خودتوانمندسازی اجتماعی و در کاهش متغیر ناگویی هیجانی بیشترین تاثیر مربوط به قصه درمانی و سپس روان نماشگری می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان