تازه های علوم شناختی

تازه های علوم شناختی

تازه های علوم شناختی سال بیست و دوم پاییز 1399 شماره 3 (پیاپی 87)

مقالات

۱.

نقش نشخوار فکری مادر، ادراک مادر از شدت بیماری، حل مساله و عوامل مرتبط با جراحی در پیش بینی پیامدهای روان شناختی در کودکان مبتلا به بیماری های قلبی مادرزادی

تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقدمه : بیماری قلبی مادرزادی شایع ترین بیماری دوران جنینی و دومین علت مرگ در نوزادان و کودکان است. هدف مطالعه حاضر تشخیص عوامل کلیدی روان شناختی و زیستی تاثیرگذار بر پیامدهای روان شناختی ین کودکان بود. روش کار: این مطالعه از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کودکان 12-8 سال مبتلا به بیماری قلبی مادرزادی از نوع سیانوز مراجعه کننده به بیمارستان قلب شهید رجایی بود. 338 نفر از کودکان و والدینشان به شیوه نمونه گیری غیر تصادفی و از نوع در دسترس وارد مطالعه شدند. برای گردآوری داده ها از آزمون برج لندن Shallice (1982) که روی کودکان اجرا شد و پرسشنامه های نشخوار فکری Nolen-Hoeksema (1999) و فهرست اختلال های رفتاری Rutter (1967) که توسط مادران پاسخ داده شد، استفاده گردید. به علاوه مادران به دو سوال ادراک مادر از شدت بیماری و شدت محدودیت فیزیکی کودک پاسخ دادند. اطلاعات مربوط به بیماری نیز از پرونده های کودکان استخراج شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS-25 و با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام انجام شد. یافته ها: نشخوار فکری مادر، ادراک مادر و شدت محدودیت فیزیکی در مجموع 16 درصد از اضطراب/افسردگی کودک را پیش بینی کردند. نشخوار فکری مادر و حل مسئله 13 درصد از متغیر پرخاشگری/بیش فعالی را پیش بینی کردند. نشخوار فکری و حل مسئله 10 درصد از رفتار ضد اجتماعی و 7 درصد از ناسازگاری های اجتماعی کودک را پیش بینی کردند. نشخوار فکری 8 درصد از نقص توجه و در نهایت دفعات بستری 2 درصد از حل مسئله را پیش بینی کردند. از بین این متغیرها، نشخوار فکری مادر بیشترین قدرت پیش بینی و تعداد دفعات بستری در بیمارستان کمترین قدرت پیش بینی را داشتند. نتیجه گیری: عوامل روان شناختی به ویژه عوامل مرتبط با مادر، نسبت به عوامل مرتبط با جراحی نقش مهم تری در پیامدهای روان شناختی کودکان ایفا کردند.
۲.

اثربخشی طرحواره درمانی بر ابعاد سرشت، منش و ولع مصرف غذا در زنان چاق مبتلا به دیابت نوع 2

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه: دیابت یکی از شایع ترین بیماری های مزمن و همچنین بزرگترین مشکل بهداشتی در همه کشورها است . پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر ابعاد سرشت، منش و ولع مصرف غذا در زنان چاق مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش کار: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زنان متاهل چاق مبتلا به دیابت نوع دو عضو انجمن دیابت شهر گنبدکاووس در سال 1397 تشکیل دادند که دارای پرونده فعال در انجمن بودند. نمونه این مطالعه 40 نفر از بیماران بودند که بر اساس ملاک های ورود و خروج به مطالعه، به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. جلسات طرحواره درمانی برای شرکت کنندگان گروه آزمایش در 10 جلسه 120 دقیقه ای برگزار شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ابعاد سرشت و منش و پرسشنامه ولع به غذا-صفت بود. داده های پژوهش با بهره گیری از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره درمانی به طور معناداری باعث افزایش ابعاد سرشت و منش و کاهش ولع مصرف غذا شرکت کنندگان گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شده بود (01/0 > P ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، می توان گفت نظر به تاثیر معنادار طرحواره درمانی بر ابعاد سرشت و منش و ولع مصرف غذا در زنان چاق مبتلا به دیابت نوع 2 این روش درمانی می تواند گزینه مداخله ای مناسبی جهت درمان این افراد باشد.
۳.

اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و آموزش نظریه ذهن بر انعطاف پذیری شناختی در دانش آموزان دارای ناتوانی های خاص یادگیری با و بدون همبودی اختلال نقص توجه/بیش-فعالی

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و آموزش نظریه ذهن بر انعطاف پذیری شناختی در دانش آموزان دارای ناتوانی های خاص یادگیری با و بدون همبودی اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر 10 تا 12 سال دارای ناتوانی خاص یادگیری شهر اهواز در سال 1397 بود که از بین آنها 60 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شدند (20 نفر در هر گروه). به منظور گردآوری اطلاعات از آزمون کارت های ویسکانسین استفاده شد. پس از ارزیابی اولیه، گروه آزمایش اول تحت آموزش نظریه ذهن به مدت 2 ماه (هر ماه 5 جلسه آموزشی)، جمعاً در 10 جلسه 90 دقیقه ای و گروه آزمایش دوم تحت مداخله بازی درمانی شناختی رفتاری انفرادی در 10 جلسه 90 دقیقه ای به صورت دو بار در هفته قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری با نرم افزار SPSS-23 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش نظریه ذهن و بازی درمانی شناختی رفتاری بر بهبود انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان اثربخش بودند (01/0>P). اما بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معناداری دیده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد، همبودی اختلال نقص توجه/ بیش فعالی اثر بخشی این مداخلات را تعدیل کرد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن مداخلات پیشنهاد می شود چنین برنامه هایی با برگزاری کارگاه های آموزشی به جهت این که درمان گران در این زمینه از دانش کافی برخوردار باشند، اجرا شود.
۴.

نقش قطعیت آگاهانه و ضمنی در بستر تصمیم های چند مرحله ای

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه : هدف این پژوهش به دنبال بررسی نقش قطعیت آگاهانه در مقابل قطعیت ضمنی در بستر مطالعه چگونگی تنظیم استراتژی تصمیم های چند مرحله ای ا ست. در این مطالعه، از تصمیم گیری دو مرحله ای به عنوان بستری مناسب برای بررسی این تفاوت استفاده شده است. این موضوع از آنجا حائز اهمیت است که در مطالعات سال های اخیر در حوزه تصمیم گیری، مساله شکل گیری قطعیت از جمله سوالات مهم بوده است. این مطالعه می تواند تصویر کامل تری از بازنمایی قطعیت و اثر آن بر مولفه های تصمیم را نشان دهد. روش کار: این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح درون آزمودنی بود . در این مطالعه از داده های آزمایش روان-فیزیک نقاط متحرک تصادفی 12 شرکت کننده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، استفاده شد. هر شرکت کننده در طی 4 بلاک مجموعا 528 آزمایه را کامل کرد. شرکت کنندگان باید دو تصمیم ادراکی متوالی را اخذ و همزمان با پاسخ، میزان قطعیت خود را با ساکاد چشمی اعلام می کردند. یافته ها : نتایج نشان داد کاهش قدرت محرک در تصمیم اول به طرز معناداری منجر به افزایش زمان پاسخ تصمیم دوم می شود. همچنین گزارش قطعیت بالاتر در تصمیم اول به افزایش زمان پاسخ تصمیم دوم منتهی می شود. از طرفی نتایج نشان داد قطعیت تصمیم اول بر زمان پاسخ تصمیم دوم به طرز معناداری اثر بیشتری نسبت به تاثیر صحت تصمیم اول بر زمان پاسخ تصمیم دوم دارد. نتیجه گیری : هنگامی که قطعیت در مورد هر تصمیم به صورت همزمان با پاسخ و آگاهانه گزارش می شود همان اثری را بر تنظیم استراتژی می گذارد که در عدم گزارش قطعیت دیده می شد. بر همین اساس می توان عنوان کرد که در بستر تصمیمات چند مرحله ای ادراکی، قطعیت آگاهانه و ضمنی مشابه با یکدیگر عمل می کنند.
۵.

تاثیر توان بخشی شناختی با نرم افزار رهاکام بر بهبود توجه در بیماران آسیب تروماتیک مغزی

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه: آسیب تروماتیک مغزی یکی از مهم ترین علل شایع ناتوانی به ویژه مشکلات شناختی و مرگ و میر در جهان محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر توان بخشی شناختی با نرم افزار رهاکام بر بهبود توجه تقسیم شده ب یماران مبتلا به ضایعات تروماتیک مغزی انجام شد. روش کار: نمونه پژوهش حاضر شامل 40 نفر بیمار مبتلا به ضایعات تروماتیک مغزی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده و بعد از همتاسازی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره صورت گرفت. ابزارهای پژوهش شامل نرم افزار توان بخشی شناختی رهاکام و آزمون عملکرد پیوسته بود. به منظور اجرای مداخله، نرم افزار توان بخشی رهاکام به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه 30 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که آموزش های مبتنی بر توان بخشی شناختی با نرم افزار رهاکام موجب بهبود معنادار توجه تقسیم شده (01/0 P< ) و توجه مداوم (05/0 P< ) در گروه آزمایش شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از این بود که توان بخشی شناختی با استفاده از نرم افزار رهاکام موجب بهبود توجه بیماران مبتلا به ضایعات تروماتیک مغزی می شود. بنابراین می توان از این روش به عنوان یک روش درمان مکمل در درمان این بیماران استفاده نمود.
۶.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک بیماری و نگرانی بیماران مبتلا به اختلال اضطراب بیماری

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه: یکی از مباحث مطرح در روان شناسی نحوه واکنش افراد به بیماری های جسمانی است که می تواند آسیب های همه جانبه ای برای فرد داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نگرانی و ادراک بیماری مبتلایان به اختلال اضطراب بیماری انجام گرفت. روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون سه گروهی بود. نمونه ای به حجم 45 نفر از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب بیماری به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایشی (طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) و یک گروه کنترل قرار گرفتند (15 نفر در هر گروه). سپس 12 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی و 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در گروه های آزمایشی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا و پرسشنامه ادراک بیماری جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS-21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نگرانی و ادراک بیماری مبتلایان به اختلال اضطراب بیماری موثر است (05/0 > P ). اما بین این دو درمان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 < P ). نتیجه گیری: با توجه به نقش باورها و افکار در اختلال اضطراب بیماری پیشنهاد می شود که درمانگران، طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در کاهش علائم نگرانی و ادراک بیماری مد نظر قرار دهند.
۷.

ارتباط بین الگوی امواج مغزی و مهارت ریاضی: مطالعه مبتنی بر پتانسیل وابسته به رویداد

تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۶
مقدمه: علوم اعصاب شناختی در حال حاضر چندین شاخص و ابزار برای استفاده در حوزه آموزش ایجاد کرده است که منجر به کشف نشان گرهای عصبی برای ارزیابی و بررسی روند یادگیری و تفاوت های فردی شده است. هدف این پژوهش بررسی تفاوت های فردی در مهارت های ریاضی در سطح سایکوفیزیک و پتانسیل های وابسته به رویداد بود. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، سی و هشت شرکت کننده راست دست از دانشجویان رشته های مهندسی و غیر مهندسی در دو گروه با مهارت ریاضی بالا و پایین جای گذاری شدند. سپس در حین انجام تکالیف رایانه ای محاسبات عددی سیگنال الکتروانسفالوگرام آنها ثبت شد. نمرات دقت و زمان واکنش و دامنه مولفه منفی در پنجره زمانی 400-200 میلی ثانیه مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با روش تحلیل واریانس مکرر تحلیل شدند. یافته ها: گروه مهارت پایین در دقت و زمان واکنش نسبت به گروه دیگر به طور معنادار عملکرد پایین تری نشان داد (001/0P<). مولفه پتانسیل وابسته به رویداد مورد مطالعه در منطقه آهیانه ای به طور معناداری در گروه مهارت بالا، دامنه بزرگتری داشت، در حالی که دامنه این مولفه در گروه مهارت پایین، در منطقه پیشانی و پیش پیشانی بیشتر بود. همچنین، بین دامنه نواحی قدامی و خلفی در گروه مهارت پایین، اختلاف معناداری وجود داشت در حالی که چنین اختلافی در گروه مهارت بالا مشاهده نشد. نتیجه گیری: به طور کلی افراد با مهارت ریاضی متفاوت فعالیت مغز متفاوتی نشان دادند و مولفه منفی در پنجره زمانی 400-200 میلی ثانیه برای تغییرات فردی در عملکرد ریاضی متفاوت بود
۸.

طراحی و روایی سنجی بسته نرم افزاری مبتنی بر واقعیت مجازی با تصاویر حقیقی جهت بهبود نشانگان نقص توجه

تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: عدم تمرکز با وجود عوامل مزاحم یکی از نشانگان نقص توجه است و شبیه سازی آنها در محیط واقعیت مجازی می تواند در کاهش حساسیت نسبت به آنها و بهبود نقص توجه مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر، طراحی و روایی سنجی بسته نرم افزاری مبتنی بر واقعیت مجازی برای کاهش اثر عوامل حواس پرتی و بهبود نشانگان نقص توجه بود. روش کار: در این پژوهش یک بسته نرم افزاری واقعیت مجازی شامل 18 فیلم کوتاه پانورامیک با سناریوهای مشخص تدوین شد. برای سنجش اعتبار محتوایی از بین متخصصان نقص توجه و واقعیت مجازی، 10 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و نرم افزار در اختیار آنها قرار گرفت و ضریب توافق کاپا تحلیل شد. برای اجرای مقدماتی، از بین دانش آموزان دختر مبتلا به نقص توجه کلاس ششم ابتدایی اصفهان، یک نمونه 14 نفری به شیوه در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله به مدت 9 هفته و 18 جلسه برای گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. پرسشنامه SNAP-IV توسط والدین آزمودنی ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل و نتایج با استفاده از آزمون من ویتنی در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شد. یافته ها: ضریب کاپای 83/0 نشا ن دهنده اعتبار محتوایی روش مزبور است. نتایج آزمون من ویتنی بیانگر تأثیر نرم افزار فوق بر بهبود نشانگان نقص توجه دانش آموزان بود (232/3- = F و 001/0 P= ). نتیجه گیری: فناوری واقعیت مجازی با شبیه سازی عوامل مؤثر در بروز حواس پرتی در یک بستر مجازی و نیز با قابلیت شخصی سازی محیط بر اساس نیازهای بیمار می تواند در بهبود نشانگان نقص توجه در کودکان موثر باشد.
۹.

طبقه بندی تصور حرکت دست راست و چپ با استفاده از روش های یادگیری عمیق از روی سیگنال های الکتروانسفالوگرافی و طیف سنجی مادون قرمز

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه: در این مقاله یک واسط مغز و رایانه برای طبقه بندی تصور حرکت دست راست و چپ با استفاده از روش یادگیری عمیق از روی سیگنال های مغزی ارائه شده است. واسط مغز و رایانه به منظور دستیابی به یک راه ارتباطی بین مغز و یک دستگاه خارجی برای بیمارانی مانند اسکلروز جانبی آمیوتروفیک طراحی می شود به گونه ای که کاربر بدون هیچ گونه استفاده از اندام های بدن و با استفاده از مغز خود دستگاه بیرونی از جمله یک ویلچر را کنترل کند.روش کار: سیگنال الکتروانسفالوگرافی و طیف سنجی نور مادون قرمز از 29 فرد سالم ثبت شد و پیش پردازش سیگنال ها به منظور حذف نویز انجام گرفت. سپس سیگنال ها به صورت جداگانه و به صورت ترکیبی به تصاویر دو بعدی زمان فرکانس اسکیلوگرام با استفاده از تبدیل موجک پیوسته تبدیل شدند و تصاویر هر ناحیه از مغز به صورت جداگانه و ترکیبی به شبکه عصبی کانولوشنی از پیش آموزش دیده ResNet 18 برای استخراج ویژگی و طبقه بندی وارد شدند.یافته ها: نتایج به دست آمده از شبکه عصبی کانولوشنی از پیش آموزش دیده ResNet18 برای تصاویر اسکیلوگرام در نواحی Frontal-Central, Central-Parietal مغز برای سیگنال الکتروانسفالوگرافی 88 درصد، برای تصاویر اسکیلوگرام سیگنال طیف سنجی نور مادون قرمز 85 درصد و برای مجموع تصاویر اسکیلوگرام، دقت 90 درصد به دست آمد.نتیجه گیری: ترکیب تصاویر اسکیلوگرام سیگنال های مغزی و روش یادگیری عمیق استفاده شده منجر به بهبود دقت طبقه بندی تصور حرکت دست راست و چپ نسبت به مطالعات گذشته شد.
۱۰.

استدلال تصورپذیری زامبی: یک نتیجه هستی شناختی برای آگاهی پدیداری

تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
مقدمه: فیزیکالیزم دیدگاهی است که معتقد است هر چیزی فیزیکی است و آگاهی پدیداری را یک پدیده فیزیکی می داند. هدف ما در این مقاله این است که از طریق استدلال تصورپذیری زامبی که توسط Chalmers مطرح شده است نشان دهیم که آگاهی پدیداری یک پدیده فیزیکی نیست در نتیجه مدعای فیزیکالیزم کاذب است.روش کار: این پژوهش بر اساس مطالعه منابع اصلی و دست اول پیرامون بحث مذکور شکل گرفته است و تلاش کرده ایم تا از طریق تحلیل مفهومی و استدلا ل های فلسفی و منطقی به نتایجی درباره آگاهی پدیداری دست یابیم.یافته ها: طبق استدلال تصورپذیری زامبی، موجودی که از نظر فیزیکی مانند انسان است اما فاقد آگاهی پدیداری می باشد تصورپذیر است و اگر این موجود تصورپذیر باشد، آنگاه آن امکان پذیر است و امکان پذیری این موجود نشان می دهد که آگاهی پدیداری یک پدیده فیزیکی نیست. این استدلال ابتدا با مطرح کردن شکاف معرفت شناختی میان دو قلمرو فیزیکی و پدیداری نشان می دهد که میان ویژگی های فیزیکی و آگاهی پدیداری استلزام معرفت شناختی وجود ندارد، یعنی می توان یکی را بدون دیگری تصور کرد سپس برای شکاف موجّهاتی میان آن دو استدلال می کند، یعنی امکان پذیر است که ویژگی های فیزیکی وجود داشته باشند اما آگاهی پدیداری وجود نداشته باشد و سرانجام از این شکاف موجّهاتی برای شکاف هستی شناختی و رد استلزام هستی شناختی میان ویژگی های فیزیکی و آگاهی پدیداری استدلال می کند و نشان می دهد که ویژگی های فیزیکی آگاهی پدیداری را ضرورت نمی بخشند. نتیجه گیری: آگاهی پدیداری و ویژگی های فیزیکی از نظر هستی شناختی از هم مستقل هستند، آگاهی پدیداری یک پدیده فیزیکی نیست در نتیجه مدعای فیزیکالیزم کاذب است.
۱۱.

تاثیر آموزش شناختی مبتنی بر حافظه بر توانایی شناختی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان ناشنوا

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
مقدمه: برنامه آموزش شناختی مبتنی بر حافظه توجه ویژه ای به توانایی شناختی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان ناشنوا دارد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر آموزش شناختی مبتنی بر حافظه بر توانایی شناختی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان ناشنوا بود. روش کار: این پژوهش، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. در پژوهش حاضر 26 دختر ناشنوا شرکت داشتند که به روش نمونه گیری در دسترس از دبیرستان ناشنوایان میر شهر اصفهان انتخاب شده بودند، آزمودنی ها با گمارش تصادفی به دو گروه 13 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه آموزش شناختی مبتنی بر حافظه را در 10 جلسه آموزش دریافت کردند ولی این برنامه آموزشی به گروه کنترل ارائه نشد. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش مقیاس هوشی وکسلر کودکان (2003) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی Burton (1990) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیان گر آن بود که آموزش شناختی مبتنی بر حافظه بر توانایی شناختی و مهارت های ارتباطی آزمودنی ها تاثیر معناداری دارد (0001/0P<). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، برنامه آموزش شناختی مبتنی بر حافظه سبب بهبود توانایی شناختی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان ناشنوا شد. بنابراین، می توان از این برنامه به منظور بهبود توانایی شناختی و مهارت های ارتباطی چنین دانش آموزانی استفاده کرد و توجه به برنامه آموزش شناختی مبتنی بر حافظه موثر و مفید می باشد.
۱۲.

تاثیر آموزش سبک اسناد خوش بینانه بر خودکارآمدی پسران عادی و نارساخوان

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۵
مقدمه: خودکارآمدی، یکی از مهم ترین توانایی های شناختی برای موفقیت کودکان است که نقص در آن منجر به شکست می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش سبک اسناد خوش بینانه بر خودکارآمدی پسران عادی و نارساخوان پایه چهارم شهر اصفهان بود. روش کار: پژوهش حاضر تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به همراه گروه کنترل بود. پس از غربال گری بر مبنای تست هوش Cattell(1973)، چک لیست نارساخوانی بذر افشان مقدم (1376)، آزمون خواندن و نارساخوانی کُرمی نوری و مرادی (1384) و پرسشنامه سبک اسنادی کودکان Seligman(1984) از جامعه دانش آموزان پسر پایه چهارم شهر اصفهان، 60 نفر به شیوه تصادفی چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس 30 نفر به صورت تصادفی به گروه آزمایش و کنترل عادی و 30 نفر به گروه آزمایش و کنترل نارساخوان گمارده شدند. بعد از اجرای پیش آزمون شامل آزمون خودکارآمدی Bandura(2006) و ارائه آموزش سبک اسناد خوش بینانه، پس آزمون و پیگیری 1 ماهه اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش سبک اسناد خوش بینانه در پس آزمون و پیگیری بر خودکارآمدی عمومی و زیر مقیاس مهارت های اجتماعی و واکنش های هیجانی گروه های آزمایش موثر بوده است (05/0P<) همچنین، این آموزش در پس آزمون و پیگیری بر خودکارآمدی تحصیلی گروه عادی و خودکارآمدی خواندن گروه نارساخوان نیز موثر بود (05/0P<)، ولی بر خودکارآمدی خواندن گروه عادی و خودکارآمدی تحصیلی گروه نارساخوان تاثیر نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: آموزش سبک اسناد خوش بینانه، قادر به ارتقای خودکارآمدی پسران عادی و نارساخوان است و از این برنامه می توان در جهت ارتقای خودکارآمدی کودکان بهره برد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۸