مطالب مرتبط با کلید واژه

پتانسیل وابسته به رویداد


۱.

تحلیل خودآگاه و ناخودآگاه رفتار کودکان مصرف کننده پویانمایی با استفاده از بازاریابی عصبی

کلید واژه ها: مخاطب شناسی بازاریابی عصبی پتانسیل وابسته به رویداد عکس العمل مغز کاراکتر پویانمایی کودکان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی تصویر سازی انیمیشن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی
تعداد بازدید : ۸۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۰۳
بازاریابی عصبی علم جدیدی است که به بررسی رفتار مصرف کننده، نه بر اساس خودآگاه بلکه بر اساس ناخودآگاه فرد می پردازد. این دانش نوپا ابزارها و روش های متنوعی دارد که یکی از آن ها، پتانسیل وابسته به رویداد می باشد که در این تحقیق مورداستفاده قرارگرفته. هدف از تحقیق حاضر، شناسایی مؤلفه های جذابیت کاراکترهای پویانمایی است. بنابراین، پژوهش به سؤالاتی ازاین دست پاسخ خواهد گفت که کاراکتر زن برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر مرد؟ کاراکتر انسان برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر حیوان؟ همچنین، پاسخ کودکان در روش سنتی (پرسش از فرد) و روش بازاریابی عصبی مقایسه شده و فهم جدیدی از چگونگی رفتار کودکان در توجه به شخصیت های موجود در برنامه های کودکان ارائه می شود. تناقض هایی میان آنچه کودکان گفته اند و میان آنچه در ناخودآگاهشان می گذرد در تحقیق مکشوف گردید که در مخاطب شناسی و تصمیم گیری های سیاستی رسانه ها می تواند مؤثر باشد.
۲.

ارتباط بین الگوی امواج مغزی و مهارت ریاضی: مطالعه مبتنی بر پتانسیل وابسته به رویداد

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: علوم اعصاب شناختی در حال حاضر چندین شاخص و ابزار برای استفاده در حوزه آموزش ایجاد کرده است که منجر به کشف نشان گرهای عصبی برای ارزیابی و بررسی روند یادگیری و تفاوت های فردی شده است. هدف این پژوهش بررسی تفاوت های فردی در مهارت های ریاضی در سطح سایکوفیزیک و پتانسیل های وابسته به رویداد بود. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، سی و هشت شرکت کننده راست دست از دانشجویان رشته های مهندسی و غیر مهندسی در دو گروه با مهارت ریاضی بالا و پایین جای گذاری شدند. سپس در حین انجام تکالیف رایانه ای محاسبات عددی سیگنال الکتروانسفالوگرام آنها ثبت شد. نمرات دقت و زمان واکنش و دامنه مولفه منفی در پنجره زمانی 400-200 میلی ثانیه مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با روش تحلیل واریانس مکرر تحلیل شدند. یافته ها: گروه مهارت پایین در دقت و زمان واکنش نسبت به گروه دیگر به طور معنادار عملکرد پایین تری نشان داد (001/0P<). مولفه پتانسیل وابسته به رویداد مورد مطالعه در منطقه آهیانه ای به طور معناداری در گروه مهارت بالا، دامنه بزرگتری داشت، در حالی که دامنه این مولفه در گروه مهارت پایین، در منطقه پیشانی و پیش پیشانی بیشتر بود. همچنین، بین دامنه نواحی قدامی و خلفی در گروه مهارت پایین، اختلاف معناداری وجود داشت در حالی که چنین اختلافی در گروه مهارت بالا مشاهده نشد. نتیجه گیری: به طور کلی افراد با مهارت ریاضی متفاوت فعالیت مغز متفاوتی نشان دادند و مولفه منفی در پنجره زمانی 400-200 میلی ثانیه برای تغییرات فردی در عملکرد ریاضی متفاوت بود
۳.

مقایسه طیف توان برگرفته از الکتروآنسفالوگرافی در حالت استراحت (چشم بسته) و توان برگرفته از پتانسیل وابسته به رویداد در بیماران افسرده و افراد سالم

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۷
افسردگی شایعترین اختلال روانی است و باعث اختلال در روند زندگی بیمار و تحمیل هزینه بر جامعه می شود. اخیرا استفاده از زیست نشانگر ها در تشخیص و بررسی روند درمان در اختلالات روانی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این زیست نشانگر ها، توان برگرفته از الکتروآنسفالوگرافی برای تفکیک بیماران افسرده از سالم هستند. هدف این پژوهش، مقایسه توان در باندهای فرکانسی مختلف در افراد افسرده و سالم است. شرکت کنندگان این پژوهش علی-مقایسه ای با استفاده از ملاک های بالینی بر مبنای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) در کلینیک آتیه در سال97-1396 انتخاب شدند (۲۹ زن و ۲۱ مرد افسرده؛ ۱۹ زن و ۳۱ مرد سالم). الکتروآنسفالوگرام با استفاده از سیستم ۱۰-۲۰، در ۱۹ کانال و پنج باند فرکانسی (دلتا، تتا، آلفا، بتا و گاما) در دو حالت استراحت (چشم بسته) و فعالیت (حین انجام تکلیف عملکرد پیوسته هیجانی) ثبت شد. نتایج نشان داد که در حالت استراحت، میانگین توان، تنها در باند گاما ( Fz, Cz ) ، به شکلی معنی دار در گروه افسرده بالاتر بود (p<.05) . همچنین در حالت فعالیت در باند تتا ( P8 ، O1 و O2 ) ، آلفا ( P4 ، P8 و O1 ) ، بتا ( Fp1 ، P3 ، Pz و P4 ) و گاما ( Fp1 ، Fp2 ، Fz و O1 ) تفاوت معناداری مشاهده شد و میانگین توان در گروه افسرده بالاتر بود . (p<.05) به نظر می رسد توان در حالت فعالیت توانایی تمیز بیشتری از توان در حالت استراحت دارد و بالقوه می توان از آن به عنوان زیست نشانگر در تشخیص افسردگی استفاده کرد.
۴.

طبقه بندی پتانسیل های وابسته به رویداد شنیداری در یک تکلیف افتراق زمانی مبتنی بر پارادایم ادبال

تعداد بازدید : ۴
مقدمه: با وجود بیش از یک سده مطالعات در زمینه چگونگی ادراک زمان توسط مغز انسان، پژوهش در مورد تشخیص الگوهای مربوط به ادراک زمان در سیگنال الکتروآنسفالوگرافی افراد نادر بوده است. هدف از این مطالعه تشخیص کوتاه یا بلند بودن بازه مورد قضاوت توسط یک فرد، بر اساس سیگنال الکتروآنسفالوگرافی وی بود. روش کار: در یک تکلیف ادبال شنیداری، از آزمودنی ها خواسته شد که مدت زمانی محرک ادبال کوتاه (ms400) یا بلند (ms600) را با مدت ارائه محرک های استاندارد (ms500) پیش از آن مقایسه کنند. همزمان با ارائه تکلیف، الکتروآنسفالوگرافی افراد ثبت می شد. سپس نمونه های هدف (پتانسیل های مغزی برانگیخته شده توسط محرک ادبال ms400 یا ms600) و نمونه های غیر هدف (پتانسیل های مغزی برانگیخته شده توسط محرک استاندارد) به الگوریتم های طبقه بندی داده شد. یافته ها: طبقه بند SVM با کرنل RBF توانست با بالاترین صحت طبقه بندی 25/94 درصد از میان طبقه بندهای درخت تصمیم گیری و شبکه عصبی پرسپترون چند لایه (MLP)، نمونه های مورد آزمایش هدف (بازه ms400) را از نمونه های غیر هدف (بازه های ms500 و ms600) تشخیص دهد. همچنین، این الگوریتم با صحت 98/93 درصد نمونه های هدف ms600 را از نمونه های غیر هدف (بازه های ms500 و ms400) تشخیص داد و در نهایت با صحت 95/87 درصد توانست نمونه های مربوط به بازه های ms400 را از ms600 و ms500 تشخیص دهد. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که یادگیری ماشین می تواند الگوهای مربوط به ادراک بازه کوتاه و بلند را بر اساس سیگنال الکتروانسفالوگرافی افراد، با دقت بالایی تشخیص دهد. واژه های کلیدی: