امیر قمرانی

امیر قمرانی

سمت: کارشناس ارشد
مدرک تحصیلی: استادیار گروه روان شناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشگاه اصفهان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۳ مورد.
۱.

اثربخشی آموزش خودتعیین گری بر انگیزش و شیفتگی تحصیلی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بیرجند

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۸۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودتعیین گری بر انگیزش تحصیلی و شیفتگی تحصیلی دانشجویان است. بدین منظور یک طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون پیگیری با گروه آزمایش و گواه، اجرا گردید. جامعه ی آماری پژوهش، کلیه ی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بیرجند در سال 96 بودند. نمونه گیری به شیوه ی داوطلبانه انجام شد. 40 دانشجوی دختر و 40 دانشجوی پسر داوطلبانه ثبت نام و هر یک از گروه های دختر و پسر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین شدند، گروه آزمایش 12 جلسه ی 90 دقیقه ای تحت آموزش خودتعیین گری قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (1989) و شیفتگی تحصیلی مارتین و جکسون (2008) بود. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که آموزش خودتعیین گری بر انگیزش تحصیلی و شیفتگی تحصیلی اثر دارد (001/0P≤). این نتایج در دوره پیگیری نیز تداوم یافته بود (05/0P≤). با توجه به مؤثر بودن برنامه آموزشی خودتعیین گری بر انگیزش و شیفتگی تحصیلی، استفاده از این برنامه آموزشی برای افزایش انگیزش و شیفتگی در موقعیت های یاددهی- یادگیری پیشنهاد می شود.
۲.

اثربخشی درمان پاسخ محور بر تفکر آینده نگر و فرآیندهای پاس در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: اختلال طیف اوتیسم یک اختلال عصبی رشدی است. پژوهش های اخیر درباره این گروه از افراد علاوه بر علائم تشخیصی بر نقایص شناختی همچون تفکر آینده نگر و فرآیندهای پاس (برنامه ریزی، توجه، پردازش هم زمان و متوالی) متمرکز شده اند. به نظر می رسد این نقایص می توانند نشانه های رفتاری این اختلال را تبیین کنند. در همین راستا مطالعه حاضر اثربخشی مداخلات پاسخ محور بر تفکر آینده نگر و فرآیندهای پاس در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم را مورد هدف قرار داد. مواد و روش ها: طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه کودکان 8-6 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالای شهر اصفهان بود. نمونه مورد استفاده در این پژوهش شامل 20 دانش آموز مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به دو گروه (کنترل و آزمایش) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 20 جلسه در مداخله شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل سیستم ارزیابی شناختی- ویرایش دوم (Cognitive assessment system- Second edition)، پرسشنامه سنجش دامنه اوتیسم (Autism spectrum screening questionnaire) و تکلیف سفر (Trip task) بود. دو ماه پس از اتمام برنامه آموزشی، هر دو گروه با استفاده از سیستم ارزیابی شناختی و تکلیف سفر مورد پیگیری قرار گرفتند. یافته ها: در گروه آزمایش نمره تفکر آینده نگر و فرآیندهای شناختی (برنامه ریزی ) تأثیر پذیری بیشتری نسبت به گروه کنترل نشان داد و این تأثیر ازنظر آماری معنی دار بود (01/0>p). نتیجه گیری: این مطالعه نتایج امیدوارکننده ای را برای درمان پاسخ محور به عنوان یک مداخله برای بهبود مؤلفه های شناختی در کودکان اوتیسم ارائه داد و نشان می دهد که مؤلفه های شناختی نیز با درمان پاسخ محور قابل انعطاف هستند.
۳.

تأثیر درمان ذهن آگاهی بر تحمل ابهام و درآمیختگی فکر و عمل مبتلایان به اختلال وسواس بی اختیاری

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: وسواس بی اختیاری، اختلالی جدی است که دیگر فرایندهای روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، و هیجانی فرد را با آسیب مواجه می کند. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر درمان ذهن آگاهی بر تحمل ابهام و درآمیختگی فکر و عمل مبتلایان به اختلال وسواس بی اختیاری انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری دو ماهه است. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از مبتلایان به اختلال وسواس بی اختیاری شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-1396 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایدهی شدند. گروه آزمایش مداخله ذهن آگاهی را طی سه ماه در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت کردند. پرسشنامه های مورد استفاده شامل پرسشنامه وسواس مادزلی (هاجسون و راچمن، 1980)، پرسشنامه تحمل ابهام (مک لین، 1993) و پرسشنامه آمیختگی فکر و عمل (شفران و همکاران، 2004) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی بر تحمل ابهام و درآمیختگی فکر و عمل مبتلایان به اختلال وسواس بی اختیاری تأثیر معناداری داشته است ( F= 13/11, F= 79/98, P<0/001 ) که این تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است ( P<0/001 ). میزان تاثیر آماری درمان ذهن آگاهی بر تحمل ابهام و درآمیختگی فکر و عمل به ترتیب 40 و 73 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که درمان ذهن آگاهی با ایجادآگاهی در مراجع نسبت به افکار و احساسات می تواند باعث افزایش تحمل ابهام و کاهش درآمیختگی فکر و عمل در مبتلایان به وسواس بی اختیاری شود.
۴.

مقایسه اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر مدل دوگانه ای بی سی ایکس و فرزندپروری مبتنی بر مهرورزی بر رابطه مادر –کودک و مشکلات رفتاری کودکان با کم توانی های ذهنی و تحولی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
کم توانی ذهنی و تحولی، اختلالی است که بر کارکرد انطباقی و هوشی فرد در حوزه های عملی، اجتماعی و مفهومی تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر برنامه مدل دوگانه ای بی سی ایکس و فرزندپروری مبتنی بر مهرورزی بر رابطه مادر –کودک و مشکلات رفتاری کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. نخست، آزمودنی ها بر اساس ملاک های ورود غربال شدند، سپس 45 مادر کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه جای گرفتند (15 نفر در هر گروه). مادران در گروه مبتنی بر برنامه مدل دوگانه ای بی سی ایکس، 10 جلسه و در گروه مبتنی بر مهرورزی 8 جلسه تحت مداخله قرار گرفتند و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نقاط قوت و ضعف و پرسشنامه رابطه مادر-کودک در هر سه مرحله برای آزمودنی ها اجرا شدند.تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با تکرار سنجش نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر برنامه مدل دوگانه ای بی سی ایکس در مقایسه با فرزندپروری مبتنی بر مهرورزی و گروه گواه بر رابطه مادر –کودک و مشکلات رفتاری کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی تأثیرگذاری معناداری داشته است. بر اساس یافته ها، فرزندپروری مبتنی بر برنامه مدل دوگانه ای بی سی ایکس برنامه ای مؤثر برای فرزندپروری مادران کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی می باشد.
۵.

بررسی تأثیر روش تصحیح نارساخوانی دیویس بر عملکرد قرآن خواندن دانش آموزان سال پنجم دبستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1395−1396

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر روش تصحیح نارساخوانی دیویس بر عملکرد قرآن خواندن دانش آموزان سال پنجم دبستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 95−96 بود. روش پژوهش آزمایشی و روش اجرای آن به صورت پیش آزمون−پس آزمون با گروه کنترل بود. برای انتخاب نمونه پژوهش، از طریق شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش مقیاس هوشی وکسلر و مقیاس محقق ساخته عملکرد قرآن خواندن بود. جلسات آموزشی روش دیویس در هشت هفته (هر هفته دو جلسه) و در جلسات 45 دقیقه ای فقط برای گروه آزمایش اجرا شد. یافته های پژوهش نشان داد با در نظر گرفتن نمرات پیش آزمون به عنوان متغیرهای هم پراش، روش تصحیح نارساخوانی دیویس بر سرعت خواندن (001/0=P)، صحت خواندن (001/0=P)، درک خواندن (018/0=P) تأثیر معنی داری داشته است. با توجه به این نتایج، می توان نتیجه گرفت که روش تصحیح نارساخوانی دیویس موجب بهبود سرعت، صحت و درک خواندن قرآن دانش آموزان سال پنجم دبستان شهر اصفهان می شود. با توجه به این نتایج، می توان از این روش در مراکز آموزشی و درمانی بهره گرفت.
۶.

اثربخشی درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان وسواس - ناخودداری و درآمیختگی فکر و عمل در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواس – ناخودداری

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه: اختلال وسواس - ناخودداری، اختلالی جدی است که دیگر فرآیندهای روانشناختی، ارتباطی، اجتماعی و هیجانی نوجوانان را نیز با آسیب مواجه می سازد، اما آیا درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به بهبود نشانگان در این دانش آموزان کمک می کند؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان وسواس - ناخودداری و درآمیختگی فکر و عمل دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری انجام گرفت. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-1396 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز دوره متوسطه اول مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش تحت درمان پذیرش و تعهد غضنفری و همکاران (1394) قرار گرفت. در این پژوهش پرسشنامه وسواس - ناخودداری مادزلی (هاجسون و راچمن، 1980) و مقیاس آمیختگی فکر و عمل (شفران و همکاران، 2004) استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان وسواس - ناخودداری و درآمیختگی فکر و عمل دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری تأثیر معناداری داشت (0/001> p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد با استفاده از تکنیک های ذهنی موجب بهبود نشانگان وسواس - ناخودداری و درآمیختگی فکر و عمل دانش آموزان می شود.
۷.

اثربخشی درمان مبتنی بر مدل ارتقاء کیفیت زندگی بر اضطراب درد زنان مبتلا به بیماری فیبرومیالژیا

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر مدل ارتقاء کیفیت زندگی بر اضطراب درد زنان مبتلا به بیماری فیبرومیالژیا بود . روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به بیماری فیبرومیالژیا مراجعه کننده به مطب های خصوصی متخصصان روماتولوژی شهر شیراز بود که از میان آن ها 30 بیمار به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب درد بود که شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل نمودند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده گردید . یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر مدل ارتقاء کیفیت زندگی در کاهش اضطراب درد بیماران مؤثر بود . نتیجه گیری: به کارگیری درمان های روان شناختی می تواند به کاهش اضطراب درد بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا کمک کند.
۸.

رهیافت های روان شناختی انواع توجه در آموزش دینی و معنوی کودکان

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۶۸
آموزش مفاهیم معنوی، به ویژگی های متربی از جمله ویژگی های روان شناختی نیاز دارد و توجه یا دقت یکی از توانایی های مهم شناختی است که بدون آن یادگیری و تربیت معنوی روی نخواهد داد. در این راستا، هدف این مقاله بررسی نقش و جایگاه روند تحول انواع توجه کودکان در میزان آموزش پذیری جنبه های معنوی بود. در این پژوهشِ توصیفی−استنادی، از منابع مختلف، برای رهیافت تربیت معنوی براساس انواع توجه استفاده شد. این بررسی نشان داد براساس الگوی تحولی توجه بینایی، شنوایی، انتقالی، پایدار، انعطاف پذیر، معطوف شده، انتخابی و تقسیم شده در تربیت معنوی کودکان نمی توان از یک شیوه یکسان آموزش استفاده کرد. همچنین، در این راستا جنسیت و سن کودکان نقشی مهم دارند و نکات مهمی برای مربیان معنوی دربردارند. تربیت معنوی ابعاد و پیچیدگی های مختلفی دارد که تحقق آن بدون ملاحظه تحول انواع توجه در گروه های مختلف سنی کودکان امکان پذیر نیست و به پژوهش های بیشتر در این باره نیاز است.
۹.

تدوین برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران کودکان با ناتوان هوشی

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
ناتوانی هوشی یک اختلال عصبی رشدی محسوب می شود که تاثیر بسیار زیادی بر خانواده به خصوص مادران می گذارد. لذا هدف از این پژوهش تدوین برنامه فرزندپروری مبتنی برتجارب زیسته مادران کودکان ناتوان هوشی بود. برای تدوین برنامه به شیوه کیفی به کاوش تجارب زیسته مادران با استفاده از مصاحبه ژرف نگر با 12مادر، که دارای کودک ناتوانی هوشی بودند پرداخته شد و مضامین اصلی تجربه ها از طریق روش Colaizzi کشف شد. سپس بر اساس مضامین اصلی کشف شده به مطالعه مروری کلیه روشهای فرزندپروری و برنامه های مربوطه( که در کتابها و مقالات مختلف مطرح شده بودند) پرداخته شد تا جلسات فرزندپروری طراحی شود. و در نهایت برنامه فرزندپروری طراحی شده با استفاده از روش گروه های کانونی بین مشاوران تخصصی مدارس استثنایی استان یزد مورد بررسی قرار گرفت و ضریب CVR مربوط به هرجلسه محاسبه و در مورد برنامه به اجماع رسیده شد و روایی محتوایی و صوری آن مورد تایید قرار گرفت. یافته های حاصل از تجربیات مادران در زندگی با کودک مبتلا به ناتوانی هوشی در 7 مضمون اصلی ( تجربه سرزنش، نگرانی از آینده، مشکلات رفتاری کودک ، اختلال در تعامل، داغ و انزوای اجتماعی، افکار و احساسات منفی و دستاوردهای مثبت ) و 16 مضمون فرعی که به صورت زیرگروه های مضامین اصلی کدبندی شده اند، خلاصه گردید. سپس برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای کودک ناتوان هوشی با استفاده از مولفه های اساسی درمان مبتنی بر شفقت و روش فرزندپروری مثبت در 9جلسه آموزشی تدوین شد. از آنجایی که برای طراحی این برنامه از تجارب مادران به عنوان مخاطبان اصلی و همچنین مطالعه ی مروری گسترده منبع علمی برای پاسخگویی به نیازهای آنان استفاده شده است و کلیه جلسات آموزشی مورد بررسی و تایید متخصصان مربوطه قرار گرفته است، به این نتیجه می رسیم که برنامه طراحی شده از روایی محتوایی و صوری قابل قبولی برخوردار می باشد و می تواند در جهت پیشرفت کودکان ناتوان هوشی و خانواده های آنها موثر و مفید باشد.
۱۰.

اثربخشی آموزش قدردانی Emmons بر کیفیت زندگی و سلامت روان

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه و هدف : قدردانی از ویژگی های شخصیتی مثبت می باشد که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از روان شناسان قرار گرفته است. بهبود قدردانی می تواند کیفیت زندگی و سلامت روان را در افراد بهبود بخشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش قدردانی بر کیفیت زندگی و سلامت روانی انجام شد. مواد و روش ها: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، همراه با گروه شاهد بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 20 زوج شهر نیشابور انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت آموزش قدردانی روش Emmons قرار گرفتند، اما گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکرد. پیگیری نیز بعد از یک ماه صورت گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات کیفیت زندگی و سلامت روان افراد بر حسب گروه (شاهد و آزمایش) پس از تعدیل پیش آزمون وجود داشت (050/0 > P) و گروه آزمایش پس از دریافت آموزش قدردانی، سلامت روان و کیفیت زندگی بالاتری را نشان دادند. نتیجه گیری: می توان بیان داشت که آموزش قدردانی با افزایش ویژگی های مثبت در زوجین، جهت گیری کلی مثبت، فرایندهای شناختی مثبت و کارکرد عاطفی مثبت را در زوجین افزایش می دهد و کیفیت زندگی و سلامت روان را بهبود می بخشد.
۱۱.

افق زمان: بررسی مبانی نظری تا تدوین برنامه برای آموزش والدین کودکان کم توان ذهنی

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه و هدف: افق زمانی یک سازه روان شناختی است که بیانگر ارتباط فرد با زمان است. کم توانی ذهنی نیز با محدودیت های اساسی در کارکرد هوشی و رفتار سازشی در دوره رشد مشخص می شود. تولد و حضور کودک کم توان ذهنی، خانواده را با مشکلات زیادی مواجه می سازد و در افق زمان بر کمیت و کیفیت روابط والدین و اعضای خانواده تاثیر می گذارد. افق زمانی نیز برخاسته از فرایندی شناختی است که تجربه انسان را به ساختارهای زمانی گذشته، حال و آینده نسبت می دهد. نظریه افق زمانی دارای پنج عامل به نام های گذشته مثبت، گذشته منفی، حال لذت گرایانه، حال قضا و قدری و آینده است. نتیجه گیری: در نظریه افق زمانی، فرض بر این است که ادراک شخص از زمان بر تصمیم گیری وی موثر است و اثرات روان شناختی تحت تاثیر ساختارهای زمانی گذشته، حال یا آینده قرار می گیرد. اگرچه صفات مختلف افراد نسبتاً ثابت هستند ولی پژوهش های مقدماتی نشان داده اند که می توان آنها را از طریق فرایند درمان تغییر داد. تفاوت های فردی در نظریه افق زمانی با پیامدهای عاطفی، شناختی و رفتاری همخوانی دارد. پژوهش ها نشان داده اند که افق زمانی به بهزیستی فردی و تجربه های عاطفی شخصی وابسته است و بر فرایندهای شناختی و همچنین روابط اجتماعی تاثیر می گذارد. در این مقاله، مبانی نظری رویکرد افق زمانی بررسی و برنامه ای برای والدین کودکان کم توان ذهنی تدوین شد.
۱۲.

مقایسه خودارزشیابی های مرکزی و شیفتگی مرتبط با کار در معلمان آموزش ویژه و عادی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
مطالعه حاضر با هدف مقایسه خودارزشیابی های مرکزی – بمعنای یک ارزیابی که فرد از ارزشمندی، توانمندیها و کفایت هایش به عمل می آورد - وشیفتگی مرتبط با کار -بمعنای انگیزش درونی به انجام، درگیری و لذت بردن از کار - در معلمان آموزش ویژه و عادی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس آموزش ویژه و عادی شهرستان قم بود و نمونه ای از معلمان مدارس آموزش ویژه و عادی (40 نفر معلم مدارس آموزش ویژه و 40 نفر معلم مدارس عادی ) انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده پرسشنامه ها مشتمل بر مقیاس های خودارزشیابی های مرکزی جوج و شیفتگی مرتبط با کار باکر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس چند متغیره و آمار توصیفی انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش مبین آن بود که بین معلمان مدارس آموزش ویژه و معلمان مدارس عادی در مولفه خودارزشیابی های مرکزی وشیفتگی مرتبط با کار تفاوت معنادار(001/0p< ) وجود دارد،که در این بین معلمان مدارس آموزش ویژه نمره پایین تری داشته اند. با توجه به نتایج بدست آمده همواره شناسایی راه های ارتباط و یادگیری دانش آموزان آموزش ویژه برای معلمانشان از مواردیست که می بایست مورد پشتیبانی و ارایه خدمات تخصصی واقع شود
۱۳.

مقایسه هیجان ابراز شده مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم و عادی و پیش بینی هیجان ابراز شده مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم بر اساس مشکلات رفتاری، تعامل اجتماعی و شدت اوتیسم

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
این پژوهش به منظور مقایسه هیجان ابراز شده مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم و عادی و پیش بینی هیجان ابراز شده مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم از طریق مشکلات رفتاری، شدت اوتیسم و تعاملات اجتماعی کودکان مبتلا به طیف اوتیسم آنها انجام شد. بدین منظور 50 کودک مبتلا به طیف اوتیسم به شیوه نمونه گیری در دسترس و 50 کودک عادی به شیوه نمونه گیری تصادفی در تهران انتخاب شدند. والدین دو گروه از نظر وضعیت اقتصادی، سنی و تحصیلات همتا شدند. نتایج از طریق آمار توصیفی، تحلیل مانوا و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و مادران کودکان عادی در نمره کلی هیجان ابراز شده (0001/0 p=) و درگیری عاطفی افراطی (0001/0p=) و انتقاد (003/0) تفاوت وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که از طریق نمرات مشکلات رفتاری با ( 014/0 p=) و شدت اوتیسم فرزندان آنها (026/0 p=) می توان هیجان ابراز شده مادران را پیش بینی کرد اما نمرات هیجان ابراز شده مادران از طریق نمرات مشکلات تعامل اجتماعی فرزندانشان قابل پش بینی نبود. همچنین از طریق میزان تحصیلات مادران می توان میزان هیجان ابراز شده آنها را پیش بینی کرد (047/0p=).
۱۴.

تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان از جمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام شد. روش: این مطالعه به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال از مدارس آموزش عمومی شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و بر حسب تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، جایدهی شده اند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و همکاران، 2002)، آزمون هوش وکسلر ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، و آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزش هیجانات مثبت بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0/0001> P ). نتیجه گیری : برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون می تواند بر تنظیم و مهار هیجانات دانش آموزان نارساخوان تأثیر گذارد و درمان گران می توانند از آن در کنار سایر روش های آموزشی-درمانی استفاده کنند.
۱۵.

اثربخشی روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان ازجمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی (Dyslexia) با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روان نمایشگری (Psychodrama) بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر مقطع تحصیلی ابتدایی مبتلابه نارساخوانی شهر اصفهان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم تا ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس عادی مناطق پنج گانه شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. نمونه موردمطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. آزمون خواندن و نارساخوانی (Reading & Dyslexia Test یا RDT) جهت تشخیص ناتوانی یادگیری روی دانش آموزان اجرا شد و 30 دانش آموز مبتلابه نارساخوانی انتخاب و برحسب تصادف در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، قرار گرفتند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، ویرایش چهارم آزمون هوش وکسلر (Wechsler Intelligence Scale for Children-Fourth Edition یا WISC-IV) به منظور کسب اطمینان از عادی بودن هوش گروه نمونه، که یکی از معیارهای لازم در تشخیص ناتوانی یادگیری است و آزمون خواندن و نارساخوانی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0001/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری در تنظیم مؤثر هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی مؤثر است. به طوری که دانش آموزان بعد از دریافت این رویکرد علاوه بر کاهش هیجانات منفی و بهبود تنظیم هیجانات مثبت، در زمینه های دیگری مانند رفتارهای بین فردی و اجتماعی نیز بهبود نشان دادند. بنابراین تمرکز بر مهارت های تنظیم هیجان به عنوان عامل مهمی در تداوم اختلالات یادگیری، می تواند در طراحی مداخلات پیشگیرانه و کاهش بروز اختلالات روان شناختی ناشی از آن مفید باشد.
۱۶.

کاربرد پذیری تئوری پاس (PASS) در پیش بینی عملکرد ریاضی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: کودکان با اختلال یادگیری ریاضی نه تنها با مشکلات خاص در زمینه یادگیری ریاضیات روبرو هستند، بلکه اکثریت آنها در فرآیندهای شناختی دچار نقایص جدی می باشند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربردپذیری تئوری پاس ( PASS ) در پیش بینی عملکرد ریاضی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه در شهر اصفهان انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه مورد استفاده در پژوهش 36 دانش آموز با اختلال یادگیری ریاضی بودند که به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از ماتریس های پیشرونده ریون، آزمون ایران کی مت، آزمون معلم ساخته ریاضی، سیستم ارزیابی شناختی- ویرایش دوم (ناگلیری، داس و گلدشتاین، 2014) بود. داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که کودکان با اختلال یادگیری ریاضی، دارای عملکرد مرتبط با کارکرد ناقص در برنامه ریزی، توجه، پردازش همزمان و متوالی هستند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که عملکرد ریاضی دانش آموزان بر فرآیندهای شناختی پاس متکی است و فرآیندهای شناختی PASS می تواند متخصصان را در امر تشخیص کودکان در معرض خطر اختلال یادگیری ریاضی یاری رساند.
۱۷.

ویژگی های روان سنجی مقیاس شیفتگی تحصیلی در دانشجویان

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۸
شیفتگی زمانی رخ می دهد که افراد به تکالیف یا فعالیت های کنترل پذیر اما چالش انگیزی اشتغال یابند که مستلزم داشتن مهارت قابل ملاحظه است و با انگیزه درونی همراه است (سیکزنت میهالی، ۱۹۹۰). هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی (پایایی و روایی) مقیاس شیفتگی فرم کوتاه مارتین و جکسون (2008) در حوزه تحصیلی است. طرح تحقیق از نوع توصیفی مقطعی است که تعداد 291 نفر دانشجوی دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی به صورت داوطلب در آن مشارکت نموده اند. نسخه فارسی مقیاس به روش ترجمه و ترجمه وارونه تنظیم شده است. پایایی مقیاس با استفاده از روش همسانی درونی و دونیمه کردن آزمون و اعتبار سازه به وسیله همبستگی با مقیاس انگیزش تحصیلی (ابعاد انگیزش درونی و بی انگیزگی) محاسبه شده است. در تحلیل انجام شده، ضریب همسانی درونی کل مقیاس بر حسب آلفای کرونباخ 85/0 و ضریب گاتمن برای ارزیابی پایایی تنصیفی 82/0 به دست آمد. همبستگی مثبت این مقیاس با انگیزش درونی 83/0 حاکی از روایی همگرا و همبستگی آن با بی انگیزگی 85/0- حاکی از روایی واگرای آزمون است. تحلیل عامل تأییدی ساختار تک عاملی را تأیید نمود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نسخه فارسی مقیاس شیفتگی در حوزه تحصیلی از روایی و پایایی خوبی برخوردار است و از مقیاس مذکور می توان در بررسی شیفتگی تحصیلی دانشجویان در موقعیت های یاددهی- یادگیری استفاده کرد.
۱۸.

معرفی روش آموزش شناختی-رفتاری استامپ برای کودکان و بزرگسالان دارای اختلال اوتیسم باعملکرد بالا

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه: تاکنون روش های قطعی برای درمان اختلال طیف اوتیسم گزارش نشده است اما روش های بسیاری برای کمک به این افراد و بهبود مهارت ها و افزایش سازگاری آنها با محیط و آموزش چگونگی ارتباط و تعامل با دیگران بطور اجتماعی وجود دارد. یکی از جدیدترین روش های آموزشی استامپ است که با تاکید برفرایند های شناختی –رفتاری سعی در آموزش و شناخت احساسات و هیجان های مثبت و منفی و همچنین کاهش رفتار های ناسازگارانه از قبیل پرخاشگری و خود آزاری دارد. نتیجه گیری: در زمینه آموزش ارتباط اجتماعی و ایجاد علاقه برای حضور و مشارکت فعال و موثردرگروه همسالان و اجتماع و کاهش اضطراب اجتماعی همچنین شناخت احساسات و عواطف خود و دیگران برای پاسخ دهی و تعاملات طبیعی کودکان دارای اختلال اوتیسم با عملکرد بالا کاربرد دارد. دراین مقاله مولفه ها ی روش آموزش شناختی-رفتاری استامپ ارائه می شود. درقالب؛ 1 - آموزش موثر 2 -بازسازی شناختی 3-جعبه ابزار هیجانی
۱۹.

اثربخشی برنامه جامع برای بهبود خواندن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۸
زمینه و هدف: نارساخوانی (Dyslexia) علاوه بر مشکلات تحصیلی، تأثیرات مختلفی بر وضعیت روان شناختی دانش آموزان دارد. با توجه به این موضوع، پژوهش حاضر باهدف تدوین برنامه جامع برای بهبود خواندن (Reading Improvement Comprehensive Program یا RICP) و اثربخشی آن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد نابرابر بود. برای انتخاب نمونه، از بین دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی شهر اصفهان که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. ابزار پژوهش مقیاس هوش وکسلر برای کودکان (Wechsler Intelligence Scale for Children یا WISC)، آزمون جامع تشخیص نارساخوانی (Dyslexia Comprehensive Diagnostic Test یا DCDT)، مقیاس تاب آوری تحصیلی (Academic Resilience Scale یا ARS) و مقیاس موفقیت تحصیلی (Academic Success Scale یا ASS) بود. برنامه RIC طی 16 هفته فقط به دانش آموزان گروه آزمایش ارائه گردید. محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر آن بود که RICP بر تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی داری دارد (001/0=p). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که RICP از طریق توجه به مفهوم سازی های جدید در حوزه نارساخوانی و نیز هیجان ابرازشده مراقبان اصلی، تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان را بهبود می بخشد.
۲۰.

اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی بر موفقیت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی بر موفقیت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه دانش آموزان دختر پایه سوم دوره اول متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 95-1394 بودند. در یک طرح نیمه آزمایشی 40 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه 70 دقیقه ای (دو جلسه در هفته) با روش سرزندگی تحصیلی آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. هر دو گروه پرسشنامه های موفقیت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی را به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. داده ها به روش تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری مکرر و با کمک نرم افزار SPSS-21 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد در مراحل پس آزمون و پیگیری بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای موفقیت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر آموزش سرزندگی تحصیلی در مراحل پس آزمون و پیگیری باعث افزایش معنادار موفقیت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر شد (01/0>P).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان