تازه های علوم شناختی

تازه های علوم شناختی

تازه های علوم شناختی سال بیست و دوم بهار 1399 شماره 1 (پیاپی 85) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی رابطه بین رفتارهای رانندگی، جستجوی بینایی، اختلال کم توجهی_بیش فعالی و سن در رانندگان وسایط نقلیه سواری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جستجوی بینایی اختلال بیش فعالی - کم توجهی تخلفات رانندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 590 تعداد دانلود : 664
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه بین جستجوی بینایی، برخی ویژگی های فردی و تخلفات رانندگان وسایط نقلیه سواری انجام شد. روش کار: در این پژوهش که به روش همبستگی انجام شد، 548 آزمودنی در رده سنی 18 تا 90 سال، به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای بررسی میزان تخلفات رانندگی و ویژگی های فردی از پرسشنامه اطلاعات فردی و برای سنجش جستجوی بینایی از نرم افزار CogLab استفاده شد. همچنین اختلال کم توجهی_بیش فعالی افراد، از طریق پرسشنامه خودگزارشی اختلال کم توجهی_بیش فعالی بزرگسالان مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و رگرسیون چند متغیره نرم افزار SPSS-20 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد رابطه معناداری بین سن با تعداد تصادف ها و داشتن اختلال کم توجهی _ بیش فعالی وجود نداشت. بین سن با تخلفات خودگزارشی، رابطه منفی و معنادار، و بین تعداد کل تصادف ها با تخلفات خودگزارشی و داشتن اختلال کم توجهی _ بیش فعالی رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. نتایج مربوط به همبستگی نشان داد که بین میزان تخلفات رانندگی با مؤلفه های جستجوی بینایی، در اکثر متغیرها، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون خطی نیز نشان داد که سن به صورت منفی و تعداد تصادفات، اختلال کم توجهی _ بیش فعالی ، عدم وجود ترکیب (عوامل حواس پرتی = 4) و عدم خصیصه (عوامل حواس پرتی = 64) به طور مثبت توانستند حدود 28 درصد واریانس تخلفات رانندگی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با افزایش سن میزان تخلفات گزارش شده کاهش می یابد. رابطه مثبت بین داشتن اختلال کم توجهی _ بیش فعالی با تعداد کل تصادف ها و تخلفات خودگزارشی، نشان دهنده توانایی ناکافی در توجه و تمرکز، کنترل کم به شرایط و رفتارهای تکانشی است که می تواند منجر به این رابطه شوند. همچنین با کاهش سن و قابلیت های بالای جستجوی بینایی افراد میزان تخلفات آنها افزایش می یابد.
۲.

اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر مشکلات رفتاری و حافظه فعال دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توان بخشی شناختی مشکلات رفتاری حافظه فعال آسیب شنوایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 770 تعداد دانلود : 597
مقدمه: آسیب شنوایی تمام جنبه های زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد، در حالی که استفاده از برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه با نتایج مؤثری همراه است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر مشکلات رفتاری و حافظه فعال دانش آموزان با آسیب شنوایی بود. روش کار: این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود. در این پژوهش 26 دختر با آسیب شنوایی که به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شده بودند، شرکت داشتند. آزمودنی ها به دو گروه 13 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه را در 10 جلسه دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نگردید. ابزارهای پژوهش، آزمون مشکلات رفتاری (2001) و مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (1396) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر مشکلات رفتاری و حافظه فعال آزمودنی ها تاثیر معناداری داشت (0001/0 P< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه، مشکلات رفتاری و حافظه فعال دانش آموزان با آسیب شنوایی را بهبود بخشید. بنابراین، می توان از این برنامه به منظور بهبود مشکلات رفتاری و حافظه فعال چنین دانش آموزانی بهره برد و برنامه ریزی برای استفاده از برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه برای آنها اهمیت ویژه ای دارد.
۳.

تأثیر آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی بر افسردگی و نشخوار فکری اشتراکی در دانشجویان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: افسردگی آموزش اختصاصی سازی حافظه حافظه سرگذشتی نشخوار فکری اشتراکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 303 تعداد دانلود : 512
مقدمه: کاهش خاص بودن حافظه به عنوان یکی از فرآیند های شناختی اصلی در افسردگی مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی بر افسردگی و نشخوار فکری اشتراکی در دانشجویان دختر افسرده دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 97-96 بود. روش کار: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با پیگیری دو ماهه بود. تعداد 20 نفر از دانشجویان دختر افسرده به شیوه هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک – نسخه دوم، پرسشنامه نشخوار فکری اشتراکی بود . گروه آزمایش آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی را به مدت 5 جلسه هفتگی ، دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس انجام گرفت. یافته ها: بر طبق نتایج، آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی منجر به بهبود افسردگی در مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش شده است (05/0 > P ). همچنین نتایج پژوهش نشان داد که آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی تأثیر معناداری بر نشخوار فکری اشتراکی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری نداشته است. نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی روش مؤثری برای کاهش افسردگی است و با توجه به سهولت و تعداد کم جلسات این آموزش، می توان از آن در کنار سایر درمان ها برای کاهش آسیب پذیری به افسردگی سود جست.
۴.

سوگیری توجه و حافظه کاری در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با و بدون سابقه خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توجه حافظه کاری حساسیت به طرد نشخوار خشم شخصیت مرزی خودجرحی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 232 تعداد دانلود : 137
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی یک اختلال مزمن روان شناختی با عدم تنظیم هیجانی، خودجرحی و روابط بین فردی ناکارآمد است که ممکن است بر اثر نقص در کارکردهای شناختی ایجاد شده باشد. پژوهش های زیادی، فرآیندهای عصب شناختی این اختلال را بررسی کرده اند، اما تاکنون هیچ پژوهشی سوگیری توجه، حافظه کاری و ارتباط آن با نشانه های اختلال شخصیت مرزی را مورد بررسی قرار نداده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سوگیری توجه و حافظه کاری در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با و بدون سابقه خودجرحی انجام شد. روش کار: افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با سابقه خودجرحی (39 نفر)، افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی بدون سابقه خودجرحی (47 نفر) و افراد سالم (46 نفر) به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه های اضطراب و افسردگی بک، نشخوار خشم، حساسیت به طرد، تکلیف شناختی کاوش نقطه و حافظه کاری را کامل کردند. یافته ها: افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با و بدون سابقه خودجرحی سوگیری توجه بیشتری به خشم و درد نشان داده و در حذف چهره های خشم و درد، و ورود شادی به حافظه کاری آهسته تر از گروه سالم عمل می کنند. بین نشخوار خشم، حساسیت به طرد و نشانه های اختلال شخصیت مرزی با زمان واکنش به محرک های هیجانی خشم و درد نیز ارتباط مثبت و معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش شواهدی برای نقص توجه و حافظه کاری فراهم می کند و می تواند به بالینگران و پژوهشگران برای طراحی تمرین هایی جهت برطرف ساختن نقص توجه و حافظه کاری این افراد کمک کند.
۵.

تاثیر مواجه با محرک مبهم در ظرفیت حافظه کاری و سرعت واکنش در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اختلال استرس پس از سانحه حافظه کاری سرعت پردازش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 313 تعداد دانلود : 884
مقدمه: اختلال استرس پس از سانحه با مشکلات شناختی و هیجانی متعددی همراه است. نتایج مطالعات فراتحلیلی حاکی است که حافظه کاری و سرعت پردازش دو مولفه مجزا با اندازه اثر بالا در بررسی نواقص شناختی این اختلال می باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی سرعت پردازش و ظرفیت حافظه کاری هیجانی در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود که هر دو با استفاده از تکلیف ظرفیت حافظه کاری مورد بررسی قرار گرفته تا تصویر کامل تری از مشکلات شناختی این اختلال بدست دهد. روش کار: در این مطالعه 20 فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از تصادف، 15 شرکت کننده درگیر در تصادفات جاده ای بدون علائم این اختلال و 15 نفر فردی که در طول عمر خود با تصادف شدید رانندگی مواجه نشده بودند به صورت در دسترس انتخاب و پس از انجام مصاحبه تشخیصی مورد ارزیابی حافظه و سرعت پردازش قرار گرفتند. در این مطالعه از مصاحبه ساختار یافته بر اساس DSM-5 ، مقیاس تجدید نظر شده تاثیر رویداد، پرسشنامه علائم روان پزشکی Hopkins برای ارزیابی نشانه های افسردگی و تکلیف ظرفیت حافظه کاری دیداری برای ارزیابی ظرفیت حافظه کاری و سرعت پردازش استفاده شد. یافته ها: آزمون تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری های مکرر نشان داد که سرعت واکنش افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در تمام موقعیت های تکلیف ظرفیت حافظه کاری به صورت معنادار آهسته تر از گروه Non-PTSD بود. علاوه بر این همبستگی منفی معنادار میان علائم مرتبط با بیش تحریک پذیری، اجتناب و سرعت واکنش پاسخ های صحیح در کوشش های دارای تصاویر تصادف مشاهده شد. همچنین همبستگی مثبت معنادار میان علائم مرتبط با افکار مزاحم و سرعت واکنش پاسخ های صحیح در کوشش های داری تصاویر مبهم (مغشوش) بدست آمد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده به نظر می رسد که مواجه با تصاویر مبهم (مغشوش) با افزایش افکار مزاحم منجر به کاهش کارآمدی شناختی در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه می گردد که نیاز به بررسی بیشتر در مطالعات آینده دارد.
۶.

اثر چندریختی تک نوکلئوتیدی عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز بر حافظه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چندریختی تک نوکلئوتیدی عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز حاملان متیونین حافظه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 72 تعداد دانلود : 105
مقدمه: عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز ( BDNF ) یکی از فراوان ترین عوامل نروتروفیک در مغز فرد بالغ است و با رشد، شکل پذیری سیناپسی، یادگیری، حافظه و تسهیل فرآیندهای شناخنی در ارتباط است. وجود چندریختی Val66met در کدین ۶۶ ژن BDNF ، ترشح این پروتئین را دچار اختلال می کند. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر چندریختی تک نوکلئوتیدی عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز بر نمره و بهره حافظه بود. روش کار: صد دانشجوی مرد بومی از دانشگاه کاشان (میانگین سنی 20/2 ± 60/21 ) به صورت تصادفی انتخاب شدند. پس از استخراج DNA ژنومیک، انجام واکنش زنجیره پلی مراز ( PCR ) با استفاده از پرایمر رو به جلو 5-ACTCTGGAGAGCGTGAAT-3 و پرایمر معکوس 5-ATACTGTCACACACGCTG-3 ، تایید صحت محصول PCR با استفاده از ژل الکتروفرز 5/1 درصد و در نهایت تعیین توالی با استفاده از آنالیزگر ABI PRISM 7000 Sequencing ، تعدادی از آنها فاقد چندریختی Val66met و تعدادی دیگر تحت تاثیر این چندریختی (حامل متیونین) شناسایی شدند. سپس با استفاده از آزمون حافظه وکسلر، نمره و بهره حافظه شرکت کنندگان مورد آزمون قرار گرفت. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد افراد فاقد چندریختی در نمره و بهره حافظه به صورت معناداری بهتر از حاملان متیونین بودند ( 001/0 P< ). بررسی خرده مقیاس های وکسلر نشان داد که این برتری بیشتر متاثر از خرده مقیاس های حافظه منطقی و یادگیری تداعی بود. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان از تأثیر چندریختی Val66met بر بهره حافظه دارد، به گونه ای که وجود این چندریختی در برخی از افراد احتمالاً از طریق اختلال در ترشح BDNF توانایی آنها نسبت افراد فاقد این چندریختی را تضعیف می کند.
۷.

مشخصات الکتروانسفالوگرافی زیرگروه های کودکان با نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الکتروانسفالوگرافی اختلال بیش فعالی/ نقص توجه مدل افزایشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 219 تعداد دانلود : 514
مقدمه : اختلال بیش فعالی/نقص توجه به عنوان یک اختلال عصب تحولی شامل سه زیر گروه نقص توجه، بیش فعالی/تکانشگری و ترکیبی است که با توجه به تفاوت در سبب شناسی و نشانه شناسی اختلال ناهمگنی را شکل می دهد. هدف این مطالعه بررسی مشخصات الکتروانسفالوگرافی در زیر گروه های اختلال بیش فعالی/نقص توجه بود. روش کار: آزمودنی های این مطالعه را 61 پسر مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه (زیر گروه نقص توجه : 25 نفر؛ زیر گروه بیش فعالی/تکانشگری: 14 نفر؛ ترکیبی از دو زیر گروه: 22 نفر) و 43 کودک عادی که به لحاظ سن و هوش با یکدیگر همتا شده بودند، تشکلیل دادند. آزمودنی ها به وسیله سیاهه رفتاری کودکان و الکتروانسفالوگرافی (دلتا: 1 تا 4 هرتز، تتا: 4 تا 8 هرتز، آلفا: 8 تا 12 هرتز، و بتا 12 تا 30 هرتز) در حالت چشم بسته مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی دو راهه و به وسیله مدل افزایشی و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نسبت تتا/بتا در همه زیر گروه های اختلال بیش فعالی/نقص توجه به ویژه زیر گروه نقص توجه در مقایسه با کودکان عادی بالاتر بود. به علاوه در زیر گروه نقص توجه، فعالیت تتا بالاتر و فعالیت بتا پایین تر بود. هیچ تفاوت معناداری بین گروه ها در فعالیت دلتا و آلفا مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، نشان گرهای الکتروانسفالوگرافی زیر گروه نقص توجه را بهتر تشخیص می دهند که این می تواند در چارچوب مدل تاخیر بلوغ سیستم اعصاب مرکزی تبیین گردد.
۸.

طراحی یک ماشین هوشمند مبتنی بر مدل سازی شناختی با استفاده از تکلیف شبکه توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گفتار هیجانی بازشناسی هیجان تبدیل فوریه کوتاه مدت ضرایب کپسترال فرکانس مل پردازش گفتار هیجانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 732 تعداد دانلود : 692
مقدمه: توجه دروازه یادگیری و یکی از منابع قابلِ پردازش است که مدل سازیِ شناختی آن به درک و استفاده بهتر از آن کمک می کند. هدف از این پژوهش ایجاد مدلی هوشمند با کارایی بسیار برای دسته بندی سطوح مختلف توجه بود. روش کار: ایجاد مدل شناختیِ توجه با استفاده از نتایج تکلیف شبکه توجه و امواج مغزی انجام گرفت. به این منظور، با استفاده از روش های مختلفِ یادگیریِ ماشین، به ایجاد مدلی از توجه پرداخته شد. در این پژوهش، جامعه آماری شامل 92 فرد بزرگسال داوطلب بود که به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه DASS-21 را برای انتخاب اولیه انجام دادند. سپس بر اساس نتایج، از 31 نفر بیماری که افسردگی و اضطراب نداشتند و واجد شرایط بودند، برای مرحله نهایی دعوت به عمل آمد. در حین تکلیفِ شبکه توجه، با استفاده از سیستم واسط کاربری مغز ، از شرکت کنندگان سیگنال مغزی گرفته شد و مدلی از سطوح مختلف با استفاده از سیگنال های مختلف و زمان واکنش و درستی جواب شرکت کننده ایجاد گردید. یافته ها: داده ها با روش های دسته بندیِ یادگیریِ ماشین های مختلفی مانندِ ماشین بُردارهای پشتیبان ( SVM ) و K نزدیک ترین همسایگی ( KNN ) و آدابوست ( Adaboost ) بررسی شد و مدلی که کمترین خطای دسته بندی را داشت برگزیده شد. این دسته بندی ها، به ترتیب با نرخ دسته بندیِ 60 و100 و 94 درصد، در مورد دسته بندیِ الگوهای شناختیِ «توجه»، توانایی های مختلفی را برای این مجموعه از داده ها نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج دقت دسته بندی ها، مدل مناسب انتخاب شد و دسته بندی KNN از نظر تعمیم پذیری و تخمین داده های آزمون دقت بهتری از بقیه مدل های انتخاب شده در این پژوهش را نشان داده است. برای این نوع از مدل های شناختی که در آن امکان جمع آوریِ حجم کمتری داده وجود دارد نیز مدل مناسب تلقی می شود.
۹.

تاملاتی درباره مرگ مغزی براساس تغییرات شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مرگ مرگ مغزی آگاهی روانشناختی آگاهی در دسترس فعالیت های شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 645 تعداد دانلود : 336
انسان همواره به دنبال تعریفی از مرگ بوده تا راهکارهایی برای حفظ بقا بیابد. او همواره با انواع سؤالات مانند مرگ چیست؟ یا چه زمانی می توانیم بگوییم مرگ اتفاق افتاده است؟ مواجه بوده است. دو رویکرد غالب درباره تعریف مرگ در پزشکی رویکرد قلبی -ریوی به معنای توقف بدون بازگشت جریان خون و تنفس و رویکرد مرگ مغزی است که به معنای از دست دادن بدون بازگشت کارکرد مغز تعریف می شود. رویکرد دوم با به وجود آمدن ونتیلاتورها و احیا کننده ها مد نظر قرار گرفت. در نتیجه کارکردهای مغزی مهم ترین معیار جهت تعیین و تعریف مرگ در نظر گرفته شده و قطع یا عدم قطع عملکرد آنها ملاک تمیز زندگی از مرگ شد. حال سوال این است روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی در مغز ملاک تعیین مرگ است، یا روند قطع مراکز مربوط به تنفس و ضربان قلب و اگر روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی ملاک تعیین مرگ باشد، کدام خاصیت یا ویژگی یا کارکردی می تواند ملاک مشخص فعالیت شناختی باشد؟ در این مقاله استدلال می شود که روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی ملاک تعیین مرگ مغز است و در این میان استدلال می شود «آگاهی» می تواند ملاک دقیق تری برای انجام فعالیت شناختی باشد.
۱۰.

چارچوب ارجاعی زمان در گویشوران زبان فارسی از منظر استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چارچوب ارجاع زمانی فارسی نگاشت استعاره مفهومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 444 تعداد دانلود : 965
مقدمه: پژوهش حاضر نگاشت فضا-زمان را در زبان فارسی از منظر استعاره های مفهومی جانسون و لیکاف مورد بررسی قرار می دهد تا چارچوب ارجاعی زمان و منابع اقتباس آن را دریابد. استعاره ی "زمان به مثابه فضا" بر این فرضیه استوار است که ما مفهوم انتزاعی مثل زمان را از مفهوم عینی مثل فضا الگو برداری می کنیم و آن را در ذهن و زبان خود مفهوم سازی می نماییم. روش: برای دستیابی به اهداف تحقیق، داده ی مورد نیاز از طریق طراحی 5 آزمایش زبانی و غیرزبانی به روش تجربی مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش های تجربی 154 دانشجوی زن و مرد با محدوه سنی 18 تا 54 سال از دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمشهر و دانشگاه علوم پزشکی آبادان شرکت نمودند. یافته ها: درصد و میانگین بسامد وقوع نمونه های مورد نظر جستار حاضر نشان داد که محورهای افقی جانبی راست به چپ برگرفته از جهت نوشتاری زبان فارسی؛ محور افقی سهمی عقب به جلو برگرفته از جهت راه رفتن، استعاره های زبانی، و جهت نگاه؛ و محور افقی جانبی چپ به راست برگرفته از جهت نوشتاری اعداد و ریاضیات مهمترین منابع اقتباسی مفاهیم انتزاعی زمان در زبان فارسی قلمداد می گردند. در ضمن چارچوب ارجاعی مطلق به عنوان عمده ترین چارچوب در تمامی آزمایش ها اتخاذ شد. چارچوب ارجاعی ذاتی و نسبی نیز به ترتیب به عنوان ارجاع دوم و سوم توسط شرکت کنندگان استفاده شدند. نتیجه گیری: چارچوب ارجاعی اتخاذ شده و نوع محورهای سهمی و جانبی بسیار تحت تاثیر، نوع آزمایش، الگو و طراحی آزمایش، مفهوم مورد آزمایش، زبان و استعاره های زبانی، و صنایع فرهنگی می باشند.
۱۱.

اثربخشی برنامه بازسازی مهارت های ادراکی بر بهبود بدخط نویسی در دانش آموزان ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازسازی مهارت های ادراکی بدخط نویسی دانش آموزان ابتدایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 688 تعداد دانلود : 277
مقدمه: مشکلات بدخط نویسی یکی از مهم ترین مشکلات حوزه اختلال های یادگیری محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه بازسازی مهارت های ادراکی بر بهبود بدخط نویسی دانش آموزان ابتدائی بود. روش : طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون، پیگیری با گروه گواه بود. جامعه پژوهش حاضر را دانش آموزان ابتدائی استان خراسان رضوی در سال تحصیلی 97- 96 تشکیل دادند.روش نمونه گیری به صورت هدفمندبود، به این صورت که ابتدا دانش آموزان ابتدائی در پایه سوم در مدرسه کمیل شهرمشهد به وسیله سیاهه محقق ساخته از نظر مشکلات دستخط بررسی شدند. پس ازشناسایی دانش آموزان با مشکلات بدخط نویسی 20 نفر انتخاب و باگمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابتدا آزمودنی های گروه آزمایش در 16جلسه(45 دقیقه ای) تحت برنامه آموزش بازسازی مهارت های ادراکی قرارگرفتند در پایان هر دو گروه مجددامورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد برنامه بازسازی مهارت های ادراکی بر کاهش مشکلات خط دانش آموزان ابتدائی تأثیر دارد (025/0 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر،علاوه بر ابعاد جسمی و آموزشی مؤثر بر کاهش مشکلات خط، باید به عوامل دیگری از جمله ویژگی های شخصیتی دانش آموز نیز توجه نمود و طبق مشاهداتی که در هنگام آموزش و ارزیابی انجام شد، بُعدادراکی فرد در آموزش نقش بسزایی دارد، بنابراین می توان برنامه بازسازی مهارت های ادراکی را برای بهبود بدخط نویسی در دانش آموزان ابتدائی به کار برد.
۱۲.

اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه محور در ارتقاء کارکردهای اجرایی کودکان: مروری نظام دار بر پژوهش های داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازتوانی شناختی رایانه محور کارکردهای اجرایی حافظه فعال توجه بازداری پاسخ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 290 تعداد دانلود : 964
مقدمه: برنامه های رایانه ای به عنوان ابزاری برای توانبخشی و ارتقاء کارکردهای اجرایی در کودکان به عنوان یک رویکرد نوآورانه حائز اهمیت می باشد . با این وجود نتایج متناقضی درباره اثربخشی این نتایج وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر برسی نظامدار پژوهش های تجربی انجام شده می باشد. روش پژوهش: این پژوهش، یک مطالعه نظامند است که در آن تمامی مقالات چاپ شده در بازه زمانی فروردین 1390 تا پایان اسفند 1397مورد بررسی قرار گرفته اند. به منظور یافتن مقالات جستجوی اینترنتی در پایگاه های داخلی SID , magiran و پایگاه های خارجی Google scholar , PubMed و با کلید واژه های فارسی و انگلیسی صورت گرفت. 145 مقاله چاپ شده به زبان فارسی و انگلیسی بازیابی شد که در نهایت به دلیل تعداد کم مقالات لاتین در این بازه زمانی صرفا به مرور مقالات فارسی که ۲۳ مقاله مرتبط شناخته شد و مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: غالب پژوهش های داخلی بدون در نظر گرفتن تفاوت های زبانی و ترجمه و انطباق تکالیف به زبان فارسی صرفا از نسخه انگلیسی استفاده کرده اند، همچنین تمرکز بر طیف محدودی از کارکردهای شناختی و عدم اجرای آزمون های پیگیری و مطالعات طولی از جمله عوامل مهمی است که کمتر مطالعه داخلی به آن پرداخته است. علاوه بر این تاثیر توانبخشی شناختی در فعالیت های روزمره و یادگیری کلامی دانش آموزان یا همان انتقال دور مورد غفلت قرار گرفته است. نتیجه گیری و بحث: در مجموع بازتوانی شناختی رایانه ای به عنوان یک درمان مکمل جهت بازتوانی شناختی مبتنی بر رایانه با ایجاد محیط جذاب آموزشی و فضاهای متنوع می تواند به عنوان یک درمان مکمل در کنار سایر مداخلات روانی آموزشی و آموزش مستقیم تاثیرات مثبتی بر کارکردهای اجرایی کودکان داشته باشد. به عبارت دیگر می توان گفت همراه ساختن تکالیف رایانه محور کارکردهای اجرایی همراه با آموزش جبرانی مستقیم و انفرادی می تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد و خود این موضوع مستلزم طراحی و ساخت تکالیفی می باشد که در بخش محرکات زبانی از زبان فارسی استفاده شده باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۹۵