بهرام میرزاییان

بهرام میرزاییان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

اثربخشی تحریک الکتریکی مغز بر کارکردهای اجرایی و کاهش علائم افراد دچار اختلال افسردگی اساسی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تحریک الکتریکی مغز بر ارتقای کارکردهای اجرایی از جمله حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی و کنترل بازداری و کاهش علائم افسردگی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه و جامعه آماری شامل 33 زن دچار افسردگی اساسی مراجعه کننده به مراکز مشاوره سرپایی منطقه 1 و 2 وابسته به آموزش و پرورش شهر ساری در سال 1397 بود. با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 20 دقیقه ای هفته ای دو بار تحت درمان تحریک الکتریکی قرار گرفتند. از نسخه نرم افزاری سه آزمون به نام کارت های ویسکانسین هیتن و همکاران 1993، ان-بک کریچنر 1958، برو-نرو هافمن 1984 و آزمون افسردگی بک دو 1996 داده ها جمع آوری و با بهره گیری از شاخص های توصیفی و آزمون تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر داده ها تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تحریک الکتریکی مغز علائم افسردگی (68/38 =F، 001/0 =P)، خطای ویسکانسین (82/9 =F، 006/0 =P) و زمان کل آن را (24/8 =F، 010/0 =P)، زمان ان-بک (09/28 =F، 001/0 =P) و زمان واکنش حالت برو را (32/4 =F، 05/0 =P) کاهش و دقت برو-نرو در حالت برو (66/11 =F، 003/0 =P) و دقت در حالت نرو را (53/15 =F، 001/0 =P) افزایش داده و این تغییرات در مرحله پیگیری پایدار مانده است؛ ولی در طبقات ویسکانسین (53/1 =F، 232/0 =P) تأثیری نداشته است. نتیجه گیری: از آنجا که تحریک الکتریکی مغز موجب بهبود زمینه های شناختی، علائم افسردگی، کارکردهای اجرایی می شود؛ بنابراین می توان از آن به عنوان یکی از مداخله های مؤثر در درمان اختلال افسردگی اساسی استفاده کرد.
۲.

اثر آموزش مهارت های زندگی (خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) بر ابراز وجود و خودناتوان سازی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر آموزش مهارت های زندگی (خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) بر ابرازوجود و خودناتوان سازی دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم و ششم در حال تحصیل مدارس ابتدایی ناحیه 2 شهرستان ساری در سال 1395-1394، به تعداد 3513 نفر بوده است. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه پرسشنامه های استاندارد ابراز وجود توسط گمبریل و ریچی و پرسشنامه ی خودناتوان سازی تحصیلی میگلی، کاپلان و میدلتون بوده است. نمونه پژوهش به صورت روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شد و سپس 40 نفر از آزمودنی ها از بین این 8 کلاس به طور تصادفی انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس دوره آزمایشی (آموزش مهارت های زندگی خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) برای گروه آزمایش طی 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد ولی در مورد گروه گواه هیچ آموزشی صورت نگرفت. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر 2 گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل نتایج پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و آزمون آنالیز کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های زندگی (خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) بر افزایش ابراز وجود و کاهش خودناتوان سازی مؤثر است.
۳.

مدل یابی روابط ساختاری طرحواره، سبک های دلبستگی با آمادگی به اعتیاد با واسطه گری راهبردهای مقابله ای استرس، تنظیم شناختی هیجان واحساس تنهایی در معتادان در حال ترک اعتیاد به مواد مخدر

کلید واژه ها: احساس تنهاییسبک های دلبستگیتنظیم شناختی هیجانطرحوارهآمادگی به اعتیادراهبردهای مقابله ای استرس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۲۵۵
هدف: این پژوهش با هدف مدل یابی روابط ساختاری طرحواره، سبک های دلبستگی با آمادگی به اعتیاد با واسطه گری راهبردهای مقابله ای استرس، تنظیم شناختی هیجان واحساس تنهایی در معتادان در حال ترک اعتیاد به مواد مخدر انجام شد. روش: روش تحقیق توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه ی تحقیق عبارت بودند از: معتادان در حال بهبودی استان گلستان در سال 1395. به روش نمونه گیری لوهلین (2004)، 300 نفر از معتادان درحال بهبودی به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسش نامه های، آمادگی به اعتیاد، سبک های دلبستگی هازن و شیور، راهبردهای مقابله با استرس اندلر و پارکر، تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی، کرایج و اسپینهاون، احساس تنهایی راسل، طرحواره یانگ فرم کوتاه استفاده شد. یافته ها: به طورکلی پنج متغیر توانستند 74 درصد از متغیر آمادگی به اعتیاد را تبیین نمایند. نتیجه گیری: با توجه به قدرت پیش بینی کنندگی متغیرها می توان از نتایج در مداخلات و آموزش ها در کلینیک های ترک اعتیاد استفاده نمود.
۴.

اثربخشی آموزش مهارت های زندگی(کنترل خشم،جرأت ورزی و ارتباط مؤثر) بر سرسختی و راهبردهای مقابله ای نوجوانان بی سرپرست

تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
پیش زمینه و هدف: دوران کودکی و نوجوانی شرایط خاصی دارد. مشکل در مقابله و تنظیم هیجان می تواند منجر به رفتارهای پرخطر شود. یکی از دلایل اصلی که سبب می شود، برخی نوجوانان مهارت زندگی کردن را نداشته باشند؛ این است که این کودکان، مهارت های زندگی مناسبی که می توانند آن ها را جلوه دهند را ندارند. آن ها در یک وضعیت دو سویه گرفتارند. از یک طرف، دانش آموزان بی دقت فرصتی برای تمرین مهارت های زندگی نمی یابند و از طرف دیگر، آن هایی که در مهارت های زندگی ضعیف هستند قادر به برقراری ارتباط نیستند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت های زندگی (کنترل خشم، جرأت ورزی و ارتباط مؤثر) بر سرسختی و راهبردهای مقابله ای نوجوانان بی سرپرست استان مازندران می باشد. مواد و روش کار: روش پژوهش در این تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان بی سرپرست مراکز بهزیستی استان مازندران در سال (1395-1394) می باشند (112=n). به این صورت که از بین مراکز استان مازندران، دو مرکز انتخاب شد. نمونه پژوهش حاضر شامل 30 نفر از نوجوانان بی سرپرست استان مازندران بودند و پس از اجرای پیش آزمون، 15 نفر از آزمودنی ها در گروه آزمایشی و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند، که به صورت روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه های سخت رویی اهواز و راهبردهای مقابله ای لازاروس بود. سپس مداخله آزمایشی (آموزش مهارت های کنترل خشم، جرأت ورزی و ارتباط مؤثر) برای گروه آزمایشی، طی 8 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد ولی در مورد گروه کنترل هیچ آموزشی صورت نگرفت. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های زندگی ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑ ﻪ ﻣﯿ ﺎﻧﮕﯿﻦ مؤلفه سرسختی و راهبردهای مقابله ای ﮔﺮوه آزﻣﺎیشی در ﭘﺲآزﻣﻮن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل، ﻣﻮﺟﺐ افزایش سرسختی و راهبردهای مقابله ای ﮔﺮوه آزﻣﺎیشی ﺷﺪه اﺳﺖ و همچنین، موجب تفاوت معنی داری بین دو گروه کنترل و آزمایشی شده است. بحث و نتیجه گیری: مطابق با یافته های این مطالعه، آموزش مهارت های زندگی (کنترل خشم، جرأت ورزی و ارتباط مؤثر) بر افزایش سرسختی و راهبردهای مقابله ای نوجوانان بی سرپرست مؤثر است. لذا به کارگیری این روش حمایتی، می تواند به عنوان یک روش مؤثر، به منظور افزایش سرسختی و راهبردهای مقابله ای نوجوانان بی سرپرست باشد.
۵.

مقایسه پردازش حسی و معنایی اطلاعات در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و افراد بهنجار

کلید واژه ها: اختلال شخصیت مرزیپردازش معناییپردازش حسیافراد عادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
پردازش حسی و معنایی اطلاعات دو عامل مهم در تعیین واکنش های رفتاری می باشند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه پردازش حسی و معنایی اطلاعات در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و افراد عادی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش شامل افراد مراجعه کننده به مرکز روانپزشکی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و 30 فرد عادی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پردازش حسی و معنایی اطلاعات از طریق پرسشنامه نیمرخ حسی بزرگسالان براون و آزمون افتراق معنایی آزگود مورد ارزیابی قرار گرفتند. از روش تحلیل واریانس چند متغیره(مانووا) جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مولفه های حساسیت حسی و دورجویی حسی و نیز در تمامی مولفه های پردازش معنایی اطلاعات (بعد زندگی) با افراد عادی تفاوت معناداری دارند(05/0>P). نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نقایصی در حساسیت حسی و دوری جویی حسی دارند. به علاوه، در مقایسه با افراد عادی، بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی زندگی را قدرتمندتر، ناآرامتر، خطرناکتر و منفی تر ارزیابی می کنند. این یافته ها مورد بحث قرار گرفتند.
۶.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی و اجتناب شناختی در دانشجویان اضطرابی

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۴۸
پیش زمینه و هدف: اختلال های اضطرابی از شایع ترین اختلال های روان پزشکی در جمعیت عمومی است. مطالعه ی حاضر با هدف کارآزمایی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر نگرانی و اجتناب شناختی در دانشجویان اضطرابی انجام شده است. مواد و روش کار: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. 30 دانشجوی با اضطراب بالا پس از اجرای آزمون تشخیصی (سیاهه ی اضطراب حالت-صفت) به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه به طور برابر (15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. یافته ها: داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری کوواریانس (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی راهبرد مفید و مؤثری برای کاهش نگرانی و اجتناب شناختی در دانشجویان اضطرابی می باشد. بحث و نتیجه گیری: مطابق با یافته های این مطالعه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند روش مؤثری برای کاهش اضطراب از طریق تقلیل نگرانی و اجتناب شناختی است.
۷.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب و باورهای فراشناختی مثبت نسبت به نگرانی در دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۳
پیش زمینه و هدف: اضطراب امتحان به عنوان نوعی اضطراب وابسته به موقعیت می تواند منجر به افت معنی دار توانایی دانش آموز در موقعیت های مرتبط با ارزیابی یا امتحان گردد. مطالعه ی حاضر با هدف کارآزمایی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر اضطراب و باورهای فراشناختی مثبت نسبت به نگرانی در دانش آموزان با اضطراب امتحان انجام شده است. مواد و روش کار: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعه ی مورد مطالعه کلیه ی دانش آموزان مقطع متوسطه ساری بود. 16 دانش آموز دارای اضطراب امتحان پس از اجرای آزمون تشخیصی (پرسشنامه ی اضطراب امتحان TAI) به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه به طور برابر (8 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی راهبرد مفید و مؤثری برای کاهش اضطراب و باورهای فراشناختی مثبت نسبت به نگرانی در دانش آموزان با اضطراب امتحان می باشد. بحث و نتیجه گیری: مطابق با یافته های این مطالعه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند روش مؤثری برای کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستانی باشد.
۸.

سهم امید به آینده ی معلمان زن در پیش بینی شادکامی دانش آموزان دختر

کلید واژه ها: شادکامیمعلمان زنامید به آیندهدانش آموزان دختر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۲۰۹
شواهدی در دست است که نشان می دهد امید به آینده در به زیستی و داشتن زندگی معنادار، تاثیر به سزایی دارد. شادکامی نیز به عنوان یکی از جنبه های مهم روانشناختی در سال های اخیر مورد توجه روانشناسان قرار گرفته، نقش و اهمیت باورها و تصور افراد از توانایی های خود در شئون زندگی، بیش از پیش روشن گردیده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین سهم امید به آینده ی معلمان در پیش بینی شادکامی دانش آموزان بود. روش مطالعه ی حاضر از نوع همبستگی می باشد که در سال 91-90 در بین مدارس راهنمایی دخترانه ی شهرستان قائم شهر انجام شد. روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی خوشه ای است. بدین منظور381 نفر از دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی دخترانه ی شهرستان قائم شهر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه ی شادکامی ""آکسفورد"" (Oxford) و به ازای هر ده دانش آموز یک معلم مربوط به همان پایه (کلا 38 نفر) پرسشنامه ی امیدواری"" اشنایدر""(Snyder) را پر کردند. داده ها با استفاده از آزمون (t) و ضریب همبستگی ""پیرسون"" تحلیل شد. با توجه به یافته های پژوهش، بین امید به آینده ی معلمان زن و میزان شادکامی دانش آموزان دختر، رابطه وجود دارد و امید به آینده ی معلمان می تواند شادکامی دانش آموزان را به طور موثر پیش بینی کند.
۹.

تأثیر آموزش مهارتهای کنترل کودک به مادران بر کاهش علایم اختلال نقص توجه بیش فعالی کودکان و افسردگی مادران

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان