شعله امیری

شعله امیری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۹ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری بر بهبود طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران بی اشتهای عصبی با پیوند ضعیف مادری

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری بر بهبود طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران بی اشتهای عصبی با توجه به پیوند ضعیف مادری روش: روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون ، پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل بیماران دارای اختلال خوردن مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی و کلینیک های روان درمانی شهر تهران در رده سنی 16 تا 23 سال می باشد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بوده است. در غربالگری صورت گرفته 21 بیمار بی اشتهای عصبی دارای پیوند ضعیف مادری تشخیص داده شد، سپس بیماران در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل همتا سازی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و مصاحبه تشخیصی بر اساس ملاک های تشخیص اختلال خوردن و تشخیص روان پزشک است. از دو پرسشنامه 1- پیوند والدینی 2- طرحواره های یانگ استفاده شد. یافته ها: بیماران در حوزه بریدگی و طرد، خود گردانی و عملکرد مختل و سپس گوش به زنگی دارای بیشترین مشکل بوده اند.، اما در حوزه دیگر جهت مندی و محدودیت های مختل آسیب پذیری کمتری داشتند.همچنین نتایج بیانگر این بود که درمان طرحواره نسبت به درمان شناختی رفتاری در بهبود طرحواره های ناسازگار بیماران دارای اثربخشی و ماندگاری بیشتری بوده است.
۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد با تمرکز بر شفقت، بر اضطراب اجتماعی دختران نوجوان

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد با تمرکز بر شفقت، بر اضطراب اجتماعی دختران نوجوان 14 تا 18 ساله انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دختران نوجوان 14 تا 18 ساله شهر اصفهان در سال 1394 بود. به منظور انجام این پژوهش32 نفر دختر به شیوه هدفمند، انتخاب و با روش تصادفی به گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 16 نفر). روش پژوهش نیمه تجربی بود. مداخله درمانی به مدت 8 جلسه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت و به گروه کنترل هیچ آموزشی ارائه نشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اضطراب اجتماعی نوجوانان  (SAS-A)و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی محقق ساخته  بود که در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (3 ماهه) تکمیل شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان  از وجود تفاوت معنادار در گروه آزمایش و  گواه، در مرحله پس آزمون (01/0P≤) و پیگیری (02/0P≤) بود، لذا با اطمینان 98 درصد می توان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخله درمانی مبتنی بر پذیرش وتعهد با تمرکز بر شفقت، بر اضطراب اجتماعی دختران نوجوان موثر است.
۳.

بررسی اثربخشی آموزش روابط اجتماعی مبتنی بر بازی بر مبنای هوش میان فردی Gardner بر مهارت اجتماعی و شادی کودکان پیش دبستانی

کلید واژه ها: روابط بین فردیهوش اجتماعیمهارت های اجتماعیشادیکودکان پیش دبستانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۱۱
زمینه و هدف: ماهیت پیچیده رفتار کودکان، بررسی و به کارگیری درمان های جدید را ایجاب می کند. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش روابط اجتماعی مبتنی بر بازی بر مبنای هوش میان فردی Gardner بر مهارت اجتماعی و شادی کودکان پیش دبستانی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه شاهد انجام شد. ابتدا یکی از مراکز پیش دبستانی با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به صورت تصادفی انتخاب گردید و تمام کودکان آن مرکز با استفاده از پرسش نامه مهارت هاي اجتماعي Matson (Matson Evaluation of Social Skills with Youngsters یا MESSY) جهت بررسی میزان مهارت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت، 24 نفر که نمره پایین تری کسب کردند، انتخاب گردیدند و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار داده شدند. مادران همه آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله، مقیاس هوش چندگانه Gardner، پرسش نامه شادی کودکان مبتنی بر مقیاس شادکامی آکسفورد (Oxford Happiness Inventory یا OHI) تطبیق داده شده برای کودکان و مقیاس MESSY را تکمیل نمودند. گروه آزمایش 12 جلسه تحت آموزش روابط اجتماعی مبتنی بر بازی بر مبنای هوش میان فردی Gardner قرار گرفتند. یافته ها: تفاوت معنی داری بین میزان شادی و مهارت اجتماعی گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد وجود داشت (050/0 > P). نتيجه گيري: بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر، توصیه می گردد از آموزش روابط اجتماعی مبتنی بر مقیاس هوش میان فردی Gardner جهت افزایش مهارت های اجتماعی و شادی کودکان پیش دبستانی استفاده شود.
۴.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری بر علائم اختلال خوردن در بیماران 16-23 سال مبتلا به پر اشتهای روانی با توجه به پیوند والدینی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
اختلالات خوردن از بیماری های روانی مزمن و رو به رشد است. یکی از انواع فرعی اختلال خوردن پر اشتهای روانی است که به موجب آن، فرد بین رژیم گرفتن افراطی و پرخوری شدید در نوسان است. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی و رفتاری بر علائم اختلال خوردن در بیماران پر اشتهای روانی با توجه به پیوند والدینی بوده است. روش کار و مواد این پژوهش بدین شرحند: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل بیماران دارای اختلال خوردن مراجعه کننده به مراکز مشاوره و کلینیک های روان درمانی درمانی شهر تهران است که در رده سنی 16 الی 23 سال قرار دارند. تعداد بیماران دارای پرونده پزشکی 72 نفر بوده است. بعد از غربالگری، تعداد 39 بیمار با توجه به تشخیص روانپزشک و ملاک های تشخیصی و آماری اختلالات روانی به روش در دسترس انتخاب شدند. بیماران در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل با توجّه به سن و تعداد رفتار جبرانی نامناسب در هفته همتاسازی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه (1- پیوند والدینی 2- سیاهه اختلال خوردن و 3- طرحواره های یانگ) و مصاحبه تشخیصی بر اساس ملاک های تشخیص اختلال خوردن و تشخیص روان پزشک بود. یافته های این پژوهش از این قرارند: طرحواره درمانی نسبت به درمان شناختی رفتاری در کاهش علائم اختلال خوردن در بیماران دارای پیوند بیش حمایت گر نسبت به مراقبت کم در مؤلّفه نارضایتی از بدن دارای اثربخشی و ماندگاری بیشتری بوده است. (05/0 > 001/0: p ; 430/0= f ) . نتیجه این پژوهش این است که بیمارانی با پیوند والدینی بیش حمایت گر به طرحواره درمانی بهتر پاسخ داده- اند، از این رو به درمانگران توصیه می شود که رویکرد طرحواره را با رویکرد های سیستمی و روابط شیء به صورت تلفیقی به کار گیرند .
۵.

تدوین الگوی فرآیندها و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان بر اساس الگوی رشدنگر خودتنظیمی کودکان

کلید واژه ها: کودکانخود تنظیمیتنظیم هیجانکارکردهای اجرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۲۱۹
پژوهش حاضر به شناسایی فرآیندها و راهبردها و تدوین الگوی تنظیم هیجان مبتنی بر الگوی رشدنگر خود تنظیمی در کودکان 4 تا 12 ساله پرداخته است. نمونه شامل 108 کودک در شهر تهران بوده است. شرکت کنندگان در پژوهش یا پس از تجربه موقعیت واقعی ایجاد کننده هیجان یا پس از در معرض قرار گرفتن سناریوهایی با مضمون چهار هیجان غم، عصبانیت، ترس و درد، مورد مصاحبه تنظیم هیجان ( ERI) و مشاهده قرار می گرفتند. داده ها مطابق روش های کیفی و تحت نظر متخصصان کدگذاری و تحلیل شد و سپس الگویابی سنی انجام شد. یافته ها نشان داد که تنظیم هیجان طبق الگوی خود تنظیمی رشدنگر از مسیر تنظیم برون ارگانیسمی شامل تغییر موقعیت، تغییر توجه، تعدیل ادراک، تغییر پاسخ (برون داد و پاسخ) به سمت درون ارگانیسمی شامل درخواست حمایت و تغییر شناختی (پردازش تجربه) می گذرد و استقرار می یابد. چنین یافته هایی راهگشای انسجام بخشی در حوزه نظریه پردازی های خود تنظیمی و کارکردهای اجرایی است.
۶.

بررسی روند تحولی تعالی معنوی از نوجوانی تا پیری: مطالعه مقطعی

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۰
هدف این پژوهش، بررسی روند تحولی تعالی معنوی از دوره نوجوانی تا پیری در شهر اصفهان در سال 90-91 بود. حجم نمونه 409 نفر را شامل می شد. پژوهش با توجه به هدف، مطالعه مقطعی بود؛ بنابراین افراد بر حسب سن در 4 گروه سنی شامل 77 نفر نوجوان (18-14 ساله)، 202 نفر جوان (39-19ساله)، 113 نفر میان سال (65-40 ساله) و 23 نفر پیر (88-66 ساله) و بر طبق جنسیت در دو گروه جنسی (213 زن و 196 مرد) در پژوهش شرکت کردند. روش نمونه گیری در گروه سنی نوجوان به صورت چندمرحله ای تصادفی و در سایر گروه ها به صورت در دسترس بود. به منظور بررسی سازه تعالی معنوی از مقیاس ارزیابی احساسات مذهبی و معنوی (پیدمونت،2010) استفاده شد. این مقیاس پیش از انجام پژوهش تجزیه و تحلیل و روایی و پایایی آن تأیید شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس نشان داد که میان گروه های سنی از نظر روند تحولی تعالی معنوی، تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0>P). مقایسه های زوجی نیز بیانگر وجود تفاوت معنی دار میان گروه سنی اول (18-14) با گروه های سنی سوم (65-40) و چهارم (88-66) و هم چنین میان گروه سنی دوم (39-19) با گروه های سنی سوم (65-40) و چهارم (88-66) بودند (05/0>P). نتایج نشان داد روند تحولی تعالی معنوی از نوجوانی تا پیری به صورت سیر صعودی است و در پیری به بالاترین حد خود می رسد، ولی تفاوت معنی داری بین دو جنس مشاهده نشد.
۷.

مقایسه اثربخشی آموزش اصلاح سبک زندگی و درمان با فراورده حاصل از طب سنتی (اطریفل گشنیزی) بر کاهش علایم افراد مبتلا به میگرن

کلید واژه ها: سبک زندگیطب سنتیعلایم میگرن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه و هدف :اختلال سردرد میگرن از جمله اختلالات روان تنی است که به عنوان یکی از رایج ترین اختلالات ناتوان کننده در میان تمام بیماری های غیر مسری در جهان به شمار می رود. پژوهش حاضر به مقایسه و تعیین اثربخشی آموزش سبک زندگی و طب سنتی بر کاهش علایم میگرن افراد مبتلا پرداخت. مواد و روش ها:پژوهش از نوع نیمه تجربی دارای پیش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد و پیگیری بود. 45 نفر از مراجعه کنندگان به درمانگاه نورولوژی بیمارستان الزهرا (س) طی زمستان سال 1392 و بهار سال 1393 وارد مطالعه گردیدند که توسط پزشک متخصص عصب شناسی مبتلا به میگرن تشخیص داده شدند. انتخاب افراد به صورت در دسترس بود و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه شاهد و در هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش اول در 8 جلسه آموزش اصلاح سبک زندگی شرکت نمودند. گروه آزمایش دوم توسط متخصص طب سنتی ویزیت و درمان دریافت کردند. علایم میگرن مشارکت کنندگان و سردرد ناشی از آن با پرسش نامه سردرد میگرن نجاریان طی سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (40 روز پس از پس آزمون) ارزیابی شد. یافته ها:آموزش اصلاح سبک زندگی، تأثیر معنی داری بر نمرات میگرن در مرحله پس آزمون داشت (001/0 > P). درمان طب سنتی بر روی کاهش نمرات میگرن تأثیر معنی داری نشان نداد و در مرحله پیگیری نیز معنی دار نبود. سن از بین متغیرهای جمعیت شناختی همبستگی منفی با علایم میگرن داشت؛ به طوری که با افزایش سن، علایم میگرن کاهش می یافت. نتیجه گیری:نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که می توان از آموزش اصلاح سبک زندگی به عنوان یک درمان مکمل بر روی افراد مبتلا به میگرن جهت کاهش علایم آن ها استفاده کرد. برای پژوهش های آینده پیشنهاد می گردد که بر سایر رویکردهای طب سنتی متمرکز شوند و اثربخشی آن ها را بر کاهش علایم میگرن بررسی نمایند.
۸.

مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی

کلید واژه ها: همدلیدیدگاه گیری عاطفیکودکان زورگو و کودکان قربانی زورگویی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی پرخاشگری، تعارض و خشونت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط مدرسه
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۲۹۸
زمینه و هدف: ارتباط به پیگیری اطلاعات اجتماعی، زبانی و بدنی و در عین حال مدیریت جریان این اطلاعات بین شرکای محاوره ای نیاز دارد. ارتباط موفق، مستلزم آن است که شرکای محاوره ای نسبت به حالت های ذهنی یکدیگر مطلع و آگاه باشند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در کودکان زورگو و قربانی زورگویی است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پس رویدادی و جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-1391 بودند. برای نمونه گیری، بصورت تصادفی چندمرحله ای، 192 دانش آموز زورگو و دانش آموز قربانی زورگویی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته دیدگاه گیری عاطفی (1384) و پرسشنامه همدلی برایانت (1982) بود. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه ها در متغیرهای پژوهش وجود دارد (001/0P<). همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک متغیره نشان داد که تفاوت گروه ها در متغیر همدلی معنادار نیست (05/0P>)، اما این تفاوت در متغیر دیدگاه گیری معنادار است. بدین معنا که گروه بندی در متغیر دیدگاه گیری 8 درصد واریانس را تبیین می کند (05/0P<). نتیجه گیری: دیدگاه گیری عاطفی و همدلی به عنوان دو مؤلفه مؤثر در شناخت اجتماعی و موفقیت در روابط با همگنان، باید در قالب مهارت های ابتدایی و اساسی در آموزش رسمی و مهارت های فرزندپروری قرار بگیرد تا از مشکلات بین فردی در نتیجه ضعف در مهارت های همدلی و دیدگاه گیری جلوگیری نمود.
۹.

مقایسه تأثیر آموزش گفتار شخصی بر کارکرد اجرایی دانش آموزان با نارسایی توجه و عادی

کلید واژه ها: دانش آموزانکارکرد اجراییآموزش گفتار شخصیگفتار شخصیبا نارسایی توجه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش گفتار شخصی بر کارکرد اجرایی دانش آموزان پسر 9 تا 11 ساله با نارسایی توجه و عادی ، در شهر اصفهان بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه های کنترل بود. روش نمونه گیری دو مرحله ای بود. نمونه نهایی شامل 20 پسر با نارسایی توجه (10 کودک گروه آزمایش و 10 کودک گروه کنترل اول) و 9 کودک عادی در گروه کنترل دوم بود. ابزارهای به کار رفته عبارت بودند از مقیاس خزانه لغات تصویری بریتانیا[1]، فرم کوتاه آزمون هوش وکسلر برای کودکان(ویسک-آر[2]) و خرده آزمون برج از آزمون عصب روانشناختی نپسی[3] . به منظور بررسی گفتار شخصی کودکان، از آن ها حین حل خرده آزمون برج فیلمبرداری شد و فیلم ها توسط سه کدگذار مورد تحلیل محتوا قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که کودکان با نارسایی توجه به طور معناداری خطاهای بیشتری را نسبت به گروه کنترل اول و دوم داشتند؛ در حالیکه هم در گروه آزمایش و هم در گروه کنترل دوم (که هر دو آموزش دریافت کرده بودند) میزان گفتار شخصی به طور معناداری در مقایسه با گروه کنترل اول که آموزش دریافت نکرده بود، افزایش یافت. با توجه به یافته پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که گرچه آموزش گفتار شخصی ، میزان گفتار شخصی کودکان با نارسایی توجه را افزایش می دهد اما این افزایش لزوما باعث افزایش کارکرد کودکان نمی شود، بلکه امکان دارد در مورد تکالیف دشوار نتیجه معکوس بدهد.
۱۰.

تعیین اثربخشی آموزش روش های معماهای زندگی واقعی و شفاف سازی ارزش ها بر انتظارات هیجانی و تصمیم گیری اخلاقی دختران نوجوان

کلید واژه ها: معماهای زندگی واقعیشفاف سازی ارزش هاانتظارات هیجانی و تصمیم گیری اخلاقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، تفریحات و سلامت روانشناسی زنان
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان ماهیت هیجان
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۳۱۵
این تحقیق، با هدف بررسی اثربخشی آموزش روش های معماهای زندگی واقعی و شفاف سازی ارزش ها بر تصمیم گیری اخلاقی و انتظارات هیجانی دختران نوجوان صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر یاسوج در سال تحصیلی 1393-1392تشکیل می دادند. گروه نمونه شامل90 دانش آموز دختر بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه (30) نفری جایگزین شدند. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی (پیش آزمون- پس آزمون) با گروه کنترل بود. همه گروه ها سناریوهای انتظارات هیجانی و تصمیم گیری اخلاقی (Malti & Keller, 2011 (، را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. گروه های آزمایش به طور مجزا 8 جلسه70 دقیقه ای تحت آموزش به کمک روش های معماهای زندگی واقعی و شفاف سازی ارزش ها قرار گرفتند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیری (MANCOVA) حاکی از این است که مقدار F چند متغیری (65/6) در سطح (p<0/000)معنی دار می باشد. لذا می توان گفت که: روش های آزمایشی (آموزش معماهای زندگی واقعی و شفاف سازی ارزش ها) با کنترل اثر پیش آزمون، بر متغیرهای وابسته (سبک انتظارات هیجانی و تصمیم گیری اخلاقی) موثر بودند.
۱۱.

مقایسه اثربخشی رژیم درمانی، مداخله مبتنی بر دلبستگی و درمان همزمان (مداخله مبتنی بر دلبستگی و رژیم درمانی) در پرخوری و چاقی دختران

کلید واژه ها: اختلال پرخوریچاقیرژیم درمانیمداخله مبتنی بر دلبستگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۸۴
مقدمه: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر دلبستگی و رژیم درمانی در درمان پرخوری و چاقی دختران مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال پرخوری (چاقی) شهر اهواز بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش-آموزان دختر مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال پرخوری و دارای شاخص توده بدنی بالاتر از صدک 95 بود. حجم نمونه این پژوهش شامل 68 دختر مقطع ابتدایی بود که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال دلبستگی کودکان، پرسشنامه اختلال پرخوری و شاخص توده بدنی بود. پس از تشکیل گروه ها پیش آزمون اجرا شد. سپس مادران گروه دلبستگی درمانی به مدت 10 جلسه در برنامه مداخله مبتنی بر دلبستگی شرکت نمودند و گروه رژیم درمانی یک رژیم غذایی بر اساس سن و میزان اضافه وزن کودک، و گروه همزمان هردو مداخله را همزمان دریافت نمودند. آزمودنی های گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت ننمودند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که مداخله های انجام شده در هر سه گروه آزمایشی باعث کاهش علائم اختلال پرخوری و شاخص توده بدنی در آزمودنی ها شد. اثر مداخله رژیم درمانی بر علائم پرخوری و شاخص توده بدنی در پس آزمون مؤثرتر از درمان مبتنی بر دلبستگی بود؛ ولی در پیگیری دلبستگی درمانی در کاهش علائم پرخوری و شاخص توده بدنی مؤثرتر بود. نتیجه گیری: بنابراین درمان مبتنی بر دلبستگی می تواند به عنوان شیوه روان درمانی انتخابی در کنار دیدگاه های تغذیه ای، جهت کاهش چاقی و اختلال پرخوری در کودکان دارای اضافه وزن و چاق به کار گرفته شود.
۱۲.

هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی ""مقیاس دلبستگی دوره نهفتگی"" در کودکان 7 تا 11 ساله

کلید واژه ها: هنجاریابیویژگی های روان سنجیمقیاس دلبستگی دوره نهفتگی پایایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف پژوهش حاضر، هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس دلبستگی دوره نهفتگی است. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. 340 نفر از دانش آموزان 7 تا 12 ساله مدارس شهر اصفهان به عنوان نمونه انتخاب شدند و والدین آنها به مقیاس دلبستگی دوره نهفتگی پاسخ دادند. با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی هر یک از عوامل مقیاس مطلوب گزارش شد (83/0 برای عامل اول، 83/0 برای عامل دوم، 77/0 برای عامل سوم و 58/0 برای عامل چهارم). روایی مقیاس با استفاده از روش های روایی سازه و روایی صوری تأیید شد. تحلیل عاملی اکتشافی، وجود چهار عامل مجزا در سؤال های مقیاس را با نام های اجتناب مراقبت کننده، اجتناب همگنان، اضطراب مراقبت کننده و اضطراب همگنان مشخص نمود. با استفاده از محاسبه نقاط درصدی، بهترین نقطه برش معادل با نقطه درصدی 90 برای هر عامل پیشنهاد شد (به ترتیب 56 و 72 ، 73 و49). در پایان، به دلیل تعداد زیاد مؤلفه های مقیاس، مؤلفه های دارای بیشترین بار عاملی به منظور استفاده در فرم کوتاه مقیاس معرفی گردید. با توجه به نتایج حاصل از روایی و پایایی مقیاس دلبستگی دوره نهفتگی، می توان گفت این مقیاس ابزاری پایا و روا برای بررسی اختلال دلبستگی است و قابلیت استفاده در جامعه ایرانی را داراست.
۱۳.

بررسی مولفه دیداری- فضایی حافظه فعال و کوتاه مدت در دانش آموزان با اختلالات یادگیری و مقایسه با دانش آموزان عادی

کلید واژه ها: حافظه کوتاه مدتحافظه فعالاختلالات یادگیریمولفه دیداری- فضایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه دیداری- فضایی حافظه فعال و حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان با اختلالاتیادگیری و مقایسه آن ها با دانش آموزان عادی است.30 دانش آموز با اختلالات یادگیری (از هر یک از گروه های اختلالات خواندن، ریاضیات و املا 10 دانش آموز) و 10 دانش آموز عادی پایه سوم دبستان های شهر اصفهان به روش نمونه گیری تصادفیخوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار های مورد استفاده، آزمون ایرانی کی مت، مقیاس شناسایی دانش آموزان با ناتوانییادگیری در املا، آزمون تشخیص سطح خواندن، مقیاس هوش کودکان وکسلر، مصاحبه بالینی و تکلیف بلوک های کرسی برای ارزیابی مولفه دیداری- فضایی حافظه فعال و کوتاه مدت بود. داده ها با روش تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در دو مولفه دیداری- فضایی حافظه فعال و حافظه کوتاه مدت در بین دانش آموزان با اختلالات یادگیری ریاضی، خواندن، املا و دانش آموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد.بدین صوت که دانش آموزان با اختلالیادگیری ریاضی در این مولفه ها از سه گروه دیگر عملکرد پایین تری دارند.دانش آموزان با اختلالات یادگیری به ویژه اختلال ریاضیدر مولفه دیداری- فضایی حافظه فعال و کوتاه مدت دارای نارسایی هستند.این مشکل باید در این
۱۵.

معرفی مفهوم خردمندی در روان شناسی و کاربردهای آموزشی آن

کلید واژه ها: خردمندیمدل سه بعدیآموزش.پارادایم خردمندی برلیننظریه تعادلی خردمندینظریه های تلویحینظریه های تصریحی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۴۴۶
مفهوم خردمندی [1] در متون فلسفی و دینی دارای قدمتی دیرینه است، اما از حدود دو سه دهه اخیر این موضوع وارد مباحث و پژوهش های تجربی در عرصه های مختلف روان شناسی شده است. نظریه پردازان مختلف با توجه به جهت گیری فلسفی خود و حیطه ای که در روان شناسی بر آن متمرکزند، به تعریف این مفهوم پرداخته اند، ولی تاکنون تعریف مورد توافقی پدید نیامده است. روان شناسی تربیتی نیز با بهره گیری از این مفهوم، نظریه ها و شیوه هایی کاربردی برای آموزش این توانمندی یا فضیلت ارائه کرده است. این مقاله به طور خلاصه، به معرفی و مقایسه اجمالی سه نظریه جامع و جدید در این زمینه، نظریه تعادلی خردمندی [2] ، پارادایم خردمندی برلین [3] ، و مدل سه بعدی خردمندی [4] پرداخته و به برخی نظرها و یافته ها در زمینه آموزش خردمندی اشاره کرده است.
۱۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر میزان بهداشت روان در دختران دارای مشکلات دلبستگی

کلید واژه ها: افسردگیاضطرابدلبستگیبهداشت رواناختلال نافرمانی مقابله ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۱ تعداد دانلود : ۴۷۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر میزان بهداشت روان (کاهش میزان افسردگی، فزون­اضطرابی و نافرمانی مقابله­ای) دانش­آموزان دارای مشکلات دلبستگی انجام شد. روش­کار: این پژوهش تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پی­گیری با گروه شاهد در سال 1389 انجام شد. نمونه ی هدف این مطالعه 34 نفر بودند که از بین 388 دانش آموز مقاطع دوم و چهارم ابتدایی که بیشترین نمره را در زمینه­ی مشکلات مربوط به دلبستگی و علایم اختلالات رفتاری (افسردگی، فزون­اضطرابی و نافرمانی مقابله­ای) به دست آوردند، انتخاب شدند. ارزیابی با استفاده از پرسش­نامه­ی مشکلات دلبستگی راندولف و فرم بهداشت روان کودکان انتاریو انجام شد. مادران گروه آزمون در 10 جلسه­ی گروهی درمان مبتنی بر دلبستگی شرکت نمودند. گروه شاهد مداخله­ای دریافت نکردند. سپس تاثیر مداخله بر میزان بهداشت روان (کاهش علایم افسردگی، فزون­اضطرابی و نافرمانی مقابله­ای) کودکان هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج با استفاده از نرم­افزار SPSS و به کمک آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و به روش تحلیل کوواریانس ارزیابی گردیدند. یافته­ها: میانگین نمرات افسردگی، فزون اضطرابی ونافرمانی مقابله­ای در گروه آزمون در مرحله­ی پس­آزمون (05/0P<) و پی­گیری (05/0P<) نسبت به گروه شاهد به میزان معنی داری پایین­تر بود. مجموع کاهش این علایم توسط آزمودنی­ها در پس­آزمون 72/0 و در پی­گیری سه ماهه 85/0 بود. نتیجه­گیری: درمان مبتنی بر دلبستگی در افزایش بهداشت روان دختران دارای مشکلات دلبستگی موثر بود و پای­بندی مادران به تداوم روش­های درمانی باعث بهبودی بیشتر در مرحله­ی پس­آزمون شد.
۱۷.

تاثیر آموزش مهارت های دوست یابی به کودکان و آموزش از طریق والدین بر افزایش کیفیت دوستی دخترانِ دارای مشکل در روابط با همگنان

۱۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر علایم افسردگی در دختران دارای مشکلات دلبستگی

کلید واژه ها: افسردگیسبک دلبستگی ایمنمشکلات دلبستگیدرمان مبتنی بر دلبستگیسبک دلبستگی ناایمن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۳۰
زمینه و هدف: ماهیت پیچیده مشکلات عاطفی کودکان به کارگیری درمان های جدید را ایجاب میکند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر علایم افسردگی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی با مشکلات دلبستگی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش یک طرح آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد بود. نمونه هدف 34 نفر بودند که از بین 388 نفر از دانش آموزان مقطع دوم و چهارم ابتدایی شهر اصفهان انتخاب شدند که بیشترین نمره را در مشکلات مربوط به دلبستگی و علایم افسردگی به دست آوردند. ارزیابی با استفاده از پرسش نامه مشکلات دلبستگی Randolph (RADQ یا Randolph attachment disorder questionnaire) و فرم سلامت روان کودکان انتاریو انجام شد. مادران در 10جلسه گروهی درمان مبتنی بر دلبستگی شرکت کردند و تأثیر آن بر میزان افسردگی کودکانشان طی دو مرحله پس آزمون و پیگیری سه ماهه بررسی شد. نتایج حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS16 و به کمک آمار توصیفی و استنباطی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: از آن جا که کسب نمره بیشتر در علایم اختلال افسردگی نشان از شدت علایم دارد، ملاحظه میشود که میانگین نمرات افسردگی گروه مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه شاهد به میزان معنیداری پایین تر است (05/0 < P). میزان کاهش علایم افسردگی گزارش شده توسط آزمودنیها در مرحله پس آزمون 38/0 و در پیگیری سه ماهه 50/0 بود. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر دلبستگی در کاهش علایم افسردگی دختران دارای مشکلات دلبستگی مؤثر بود و پایبندی مادران به تداوم روش های درمانی باعث بهبودی بیشتر در مرحله پس آزمون شد.
۲۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر علائم نافرمانی مقابله ای در دختران دارای مشکلات دلبستگی

تعداد بازدید : ۵۴۳ تعداد دانلود : ۴۹۷
مقدمه: ماهیت پیچیده اختلالات رفتاری کودکان، بررسی و بکارگیری درمان های جدید را ایجاب می کند. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر علائم نافرمانی مقابله ای دانش آموزان دختر دوره ابتدائی دارای مشکلات دلبستگی انجام شد. روش: روش این پژوهش تجربی بود. نمونه شامل 32 نفر از 388 دانش آموز مقطع دوم و چهارم ابتدایی بودند که بیشترین نمره را در زمینه مشکلات مربوط به دلبستگی و علائم نافرمانی مقابله ای به دست آوردند. اندازه گیری با استفاده از پرسشنامه مشکلات دلبستگی راندولف و پرسشنامه سلامت روان کودکان انتاریو انجام شد. مادران در 10جلسه گروهی درمان مبتنی بر دلبستگی شرکت نموده و تاثیر آن روی میزان علائم نافرمانی دختران آنها مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: از آنجا که کسب نمره بیشتر در علائم اختلال نافرمانی مقابله ای نشان از شدت این علائم دارد، آشکار شد که میانگین نمرات نافرمانی گروه مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه شاهد به میزان معنی داری پایین تر بود. میزان کاهش علائم نافرمانی گزارش شده توسط آزمودنیها در مرحله پس آزمون 27/0 و در پیگیری یک ماهه 33/0 بود. نتیجه گیری: مداخله انجام شده روی مادران دختران دارای مشکلات دلبستگی درکاهش علائم نافرمانی مقابله ای دختران آنها موثر بود و پایبندی مادران به تداوم روش های درمانی باعث بهبودی بیشتر در مرحله پس آزمون شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان