فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
124 - 97
حوزههای تخصصی:
تاثیر ابهام راهبردی سیاست خارجی ترکیه بر سیاست بیداری اسلامی آن(از نظریه تا عمل)چکیده: یکی از موضوعات مهم در سیاست خارجی ترکیه طی دو دهه اخیر، ابهام راهبردی در سیاست گذاری خارجی این کشور است. این ابهام راهبردی به ویژه در سیاست بیداری اسلامی ترکیه که از زمان به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 شکل گرفته، تاثیرات قابل توجهی داشته است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر ابهام راهبردی سیاست خارجی ترکیه بر سیاست بیداری اسلامی آن انجام شده است. روش پژوهش، تحلیلی-تبیینی بوده و داده ها از منابع کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابهام راهبردی در سیاست خارجی ترکیه، به دلیل تناقضات در اهداف و ابزارهای سیاست گذاری، منجر به تضعیف سیاست بیداری اسلامی این کشور شده است. این امر به ویژه در مواجهه با تحولات بهار عربی و روابط ترکیه با گروه های اسلام گرا مانند اخوان المسلمین مشهود است.کلیدواژه ها: ابهام راهبردی، سیاست خارجی ترکیه، بیداری اسلامی، حزب عدالت و توسعه، بهار عربی
نقش زن در خرده گفتمان های مذهبی پس از انقلاب اسلامی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
127 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی و مقایسه نقش زن در خرده گفتمان های مذهبی پس از انقلاب اسلامی است. امام خمینی با بیان «زنان باید در مقدرات اساسی کشور دخالت کنند» اهمیت نقش زنان را در جامعه را مشخص نمودند. ازآنجاکه زنان نیمی از جامعه هستند و از دامن ایشان مرد به معراج می رسد؛ نقش مؤثری در پیشبرد آرمان های جامعه اسلامی ایفا می نمایند. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که زن در خرده گفتمان های مذهبی پس از انقلاب اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است؟ جهت پاسخ، از روشِ مقایسه ای برای مقایسه خرده گفتمان های مذهبی، از نظریه تحلیل گفتمان برای مباحث نظری و از شیوه تحلیلِ اسنادی برای گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته ها حاکی است پس از انقلاب اسلامی سه خرده گفتمان مذهبی با سه دیدگاه متفاوت نسبت به جایگاه و نقش زنان مشاهده می شود. خرده گفتمان مذهبی سنتی رادیکال حصر زن در خانه، شوهرداری و فرزند پروری را شایسته وی می داند؛ به طور کلی مسئولیت زنان را به خانه داری تقلیل می دهد؛ خرده گفتمان مذهبی احیاگرانه که با توجه به مقتضیات زمان و مکان و با مراجعه به سنت، به باز تعریف جایگاه زنان و حضور سالم و بدون دغدغه آن ها با حفظ موازین شرعی در اجتماع تأکید دارد؛ درنهایت خرده گفتمان مذهبی روشنفکرانه که با مراجعه به مدرنیته، ضمن مساوی دانستن زن و مرد به لحاظ حقوقی، بیان می نماید؛ زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چیزی از مردان کم ندارند و این امر را می توان از آیات و روایات نیز برداشت نمود؛ بدین ترتیب آیات و روایات را طوری تفسیر می کنند که تضادی با متون مدرن فمینیستی پیش نیاید.
بررسی مشارکت سیاسی زنان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی با تأکید بر دوازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۱
53 - 78
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار نقش زنان در مشارکت سیاسی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران، با تمرکز ویژه بر مشارکت آنان در دوازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی بررسی می شود. این پژوهش، پویایی در حال تحول مشارکت سیاسی و نمایندگی زنان را در چهارچوب چشم انداز سیاسی در حال تغییر ایران تحلیل نموده و با بررسی روندهای تاریخی، چهارچوب های قانونی و هنجارهای اجتماعی پیرامون مشارکت زنان در فرایندهای انتخاباتی، وضعیت در حال تحول زنان در سیاست ایران را روشن می کند. این پژوهش چالش ها ، فرصت ها و پیامدهای مشارکت سیاسی زنان در انتخابات شورای اسلامی را بررسی کرده و موانع ورود، پویایی جنسیتی و پیامد های سیاستی برای افزایش توانمندی سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب را برجسته می کند. بدین منظور پرسش اصلی پژوهش این است که زنان چه نقشی در مشارکت سیاسی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران داشته اند؟ پاسخ آن این است که پس از انقلاب اسلامی، با استقرار جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول اسلامی، فضای سیاسی ایران دستخوش تغییرات چشمگیری شد و این امر باعث افزایش قابل توجه زنان در مشارکت سیاسی به عنوان رأی دهنده و نماینده در انتخابات، به ویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات شوراهای شهرها و روستاها شد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و گردآوری داده ها کتابخانه ای است و در بحث نظری آن تلاش شده مفهوم مشارکت سیاسی مورد استفاده قرار گیرد.
نظریه های رسانه: مطالعه تطبیقی تمرکز رسانه ای شبکه بی بی سی و ایران اینترنشنال بر مسئله زن در آشوب های 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۲۰۰-۱۶۹
حوزههای تخصصی:
امروزه گونه سازی های تاریخی و اجتماعی عمدتا حول محور ارتباطات و رسانه شکل می گیرد و درک عمیق این پدیده پیچیده نیازمند مفاهیم، نظریه ها و رویکردهای نظری است تا ابعاد آن را آشکار سازند. این مقاله با بهره مندی از روش تحلیلی و مطالعه تطبیقی چهار نظریه رسانه بر قریب به پانصد پست و خبر دو شبکه بی بی سی و ایران اینترنشنال با طرح این سوال که دو شبکه نام برده در حوادث 1401 ایران، بعد از فوت خانم مهسا امینی، از کدام یک از نظریه های رسانه ای و به چه میزان بهره برده است؟ به دنبال آزمون فرضیه ای است که اثرگذاری این دو شبکه را در بهره گیری تلفیقی از چهار نظریه چهارچوب سازی، برجسته سازی، فرااجتماعی و فمینیستی می داند. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی است که اگرچه مسئله زنان و حقوق آنها دلیل ابتدایی و ظاهری شکل گیری جنبش"زن، زندگی، آزادی" بوده که می توان آن را ذیل نظریه فمینیستی به شمار آورد و این جنبش را جنبشی زنانه تلقی کرد. اما با بررسی دقیق وقایع ماه های بعد، می توان به این نتیجه رسید که عمده بهره گیری رسانه های جهت دار غرب از نظریه چهارچوب سازی بوده است تا بتوانند به هدف نهایی خود یعنی براندازی یا تضعیف حکومت جمهوری اسلامی نائل آیند.
رویکرد نهادگرایانه نسبت به نقش نیروهای اجتماعی در توسعه نیافتگی ایران میان سال های 1320 تا 1357
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
327-256
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تمرکز بر علت توسعهنیافتگی سیاسی ایران در دوران پهلوی دوم بر این دعوی است که مانعِ اصلی توسعهی سیاسی در ایرانِ دوران پهلوی دوم، غیبتِ نهادها در ساختار اجتماعیِ جامعه و فقدان تفکرِ نهادی در میان نیروهای مرجع سیاسی از جمله جبههی ملی، حزب توده، اسلامگرایان و دربار بوده است. اقتدارگراییِ نظام سیاسی، فرهنگ سیاسی، موانع ژئوپولیتیکی، امتناع اندیشه و غلبهی ایدئولوژی از جمله ابزارهای نظریای هستند که متفکرانِ حوزهی توسعه، تلاش نمودهاند تا هر یک به نوبهی خود مسألهی توسعه-نیافتگی سیاسی ایران را با اتکاء به آنها مورد تبیین قرار داده و در پرتو آن گرهای از کار فروبستهی توسعه در ایران را بگشایند. در تقابل با ابزارهای مزبور، مقالهی حاضر با کاربستِ چارچوب نظری نهادگرای داگلاس نورث، به این نتیجه منتج شد که در ایرانِ دوران پهلوی دوم امکانات نظریِ و عملی لازم برای توزیع نهادمندِ قدرت در میان نیروهایی که از ظرفیت ایجاد خشونت برخوردار بودند، ایجاد نشد و در نتیجه در غیاب تفکر نهادی، همواره کنش سیاسی در ایران در سایهی خشونت و ناامنی بوده است.
نقش مطبوعات محلی در روند توسعه سیاسی در ایران (مطالعه موردی استان کردستان پس از انقلاب اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
133 - 164
حوزههای تخصصی:
از منظر بسیاری از محققان جامعه شناسی سیاسی، مطبوعات یکی از مهم ترین شاخصه های توسعه سیاسی به شمار می-رود و از آن به عنوان یکی از رکن های اصلی گذار به دموکراسی یاد می شود. لذا مطبوعات فعال ضمن تسریع بهبود توسعه سیاسی، از استبداد و رکود سیاسی در یک کشور جلوگیری به عمل می آورند. مطبوعات به مثابه یکی از مهمترین ابزارهای نظارت جمعی ساحت قدرت را شفاف تر می کند و صاحبان قدرت نیز نسبت به عملکرد خود پاسخگو خواهند بود. در همین راستا، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که مطبوعات و رسانه ها با چه مکانیزمی بر روند توسعه سیاسی تأثیر می گذارند؟ در تحلیل و پاسخ گویی به این پرسش، ابتدا با بهره گیری از نظریات موجود در حوزه توسعه سیاسی، ارتباط میان مطبوعات با توسعه سیاسی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. سپس ضمن بررسی میزان فعالیت مطبوعات در استان کردستان پس از انقلاب اسلامی، میزان اثرگزاری آن ها در روند توسعه سیاسی این استان مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از شاخصه های توسعه سیاسی که در پژوهش حاضر، مورد بحث واقع شده است، میزان مشارکت سیاسی شهروندان در انتخابات می باشد. برای جمع آوری و تحلیل داده های این موضوع در استان کردستان، از روش پژوهش آماری بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که در هر مقطعی که در استان کردستان، طی سال های بعد از انقلاب اسلامی، فعالیت مطبوعات و رسانه های خبری رشد پیدا کرده اند، روند ارتقاء شاخصه های توسعه سیاسی نیز بهبود یافته است. البته باید اذعان داشت که کمیت صرف مطبوعات در بهبود روند توسعه سیاسی موثر نیست، بلکه آنچه حائز اهمیت است میزان آزادی مطبوعات و رسانه ها و آستانه تحمل نهاد های نظارتی می باشد.
بررسی عقل کل و نفس کل از منظر صدرالمتالهین و برخی الزامات تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقل کل و نفس کل هر دو در عالم عقل قرار دارند و حقایق عقلیه اجمالی را از ذات ربوبی دریافت کرده و طی مراحلی به عوالم مادون انتقال داده و ضمن تفصیل آن حقایق به تدبیر عوالم می پردازند. ملاصدرا معتقد است که عقل کل همان روح محمدی صلی الله علیه و آله است که حقایق را بدون واسطه از خدای متعال دریافت کرده و بر نفس کل می نگارد. این دیدگاه ملاصدرا مستلزم پیامدهایی است. از جمله آن پیامدها اعتقاد عقلی به خطاناپذیر بودن شریعت محمدی و همچنین جریان عقلی در امتداد آن و به خصوص شکل گیری تمدن اسلامی است. این مقاله درصدد آن است که به تبیین دیدگاه صدرالمتالهین در باب عقل کل و نفس کل و جایگاه آن دو در عالم عقل و همچنین تطبیق عقل کل بر نبی مکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله پرداخته و برخی از الزامات تمدنی این دیدگاه را بیان کند.
ریشه ها و علل بی تفاوتی سیاسی
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۸
161 - 179
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر قصد دارد ریشه های بی تفاوتی سیاسی را از منظر سیاسی و اجتماعی تحلیل کند. سوال اصلی پژوهش این است که، چه عواملی بر بی تفاوتی سیاسی شهروندان مؤثرند؟روش پژوهش از نوع تاریخی-اسنادی است که محقق با مراجعه با مقالات، کتب، پژوهش و آثار علمی چاپی در پایگاه ها و همچنین با رجوع به گذشته تاریخی پدیده( بی تفاوتی سیاسی) در پی پاسخ به هدف اصلی است. بر این اساس؛ نتایج نشان می دهد پارادایم سیاسی از منظر دولت، طبقه، توسعه و متفکران جامعه شناسی از ابعاد فضای اجتماعی، روابط اجتماعی، میدان اجتماعی و تعامل بین عاملیت و ساختار ریشه های بی تفاوتی سیاسی را بررسی کرده اند. مقایسه و تحلیل پارادایم های سیاسی و اجتماعی نشان می دهد لرنر ریشه بی تفاوتی سیاسی را در فقدان همدلی اجتماعی انسان سنتی (تفکرات سنتی، نظام بسته جغرافیایی و فاقد روحیه نوسازی)، دال در قشر غیرسیاسی (فرهنگ سیاسی پایین، عدم استقلال سیاسی، سلطه نظامی و نظم پادگانی و آشفته برجهان سیاست)، و دورکیم در آنومی اجتماعی (ناشی از تقسیم کار و مدرنیته، فردگرایی افراطی، بحران هویتی-اخلاقی و بحران سرمایه اجتماعی) می دانند.
تحول فرهنگ سیاسی و الگوی مشارکت زنان در جامعه ترکیه (2000-2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
514 - 489
حوزههای تخصصی:
جایگاه زنان تقریباً از گذشته دور مورد مناقشه بوده است و حتی امروز هم با وجود پیشرفت های چشمگیر حقوق بشری و فرهنگی، در موارد متعددی مشکلات زنان، از مسائل اصلی به شمار می رود. کشور ترکیه هم در ادوار مختلف دستخوش تغییرات سیاسی- اجتماعی ای بوده که در آن مسئله زنان و جایگاه آنان در اجتماع نیز تحت تأثیر این تغییرات بوده و جایگاهشان در جامعه همواره فراز و فرودهایی داشته است. پژوهش حاضر به تحولاتی می پردازد که در سمت گیری شناختی، عاطفی و ارزشی زنان در تاریخ معاصر ترکیه رخ داده و موجب گذار تدریجی از یک فرهنگ سیاسی محدوداندیشانه و پیرومنشانه به یک فرهنگ سیاسی مشارکت جویانه در جامعه کنونی ترکیه شده است. نیل به این هدف به کمک چارچوب نظریه فرهنگ سیاسی آلموند و وربا و روش توصیفی- تحلیلی محقق شده است. به نظر می رسد با تغییر ترکیب نخبگان قدرت و آغاز فرایندهای نوسازانه در جامعه ترکیه از دهه 1930 و به ویژه سال های 1980 به بعد، به تدریج سمت گیری های شناختی، عاطفی و ارزشیابانه نسبت به جامعه زنان تغییر کرد و راه برای مشارکت بیشتر زنان در امور عمومی و تخصصی گشوده شد. با وجود این، ترکیه از نظر اجرای تعهدات ملی و بین المللی خود در زمینه برابری جنسیتی در سیاست، همچنان با چالش هایی مهم روبه روست و خشونت مبتنی بر جنسیت نیز یک نگرانی اساسی است.
تأثیر سیاست های منطقه ای روسیه در غرب آسیا بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
319 - 344
حوزههای تخصصی:
افزایش حضور روسیه در غرب آسیا طی سال های اخیر، نظم و امنیت منطقه ای و بین المللی را تحت تأثیر قرار داده است. نوع رویکرد روسیه در این منطقه در قبال سایر بازیگران، سطح و ماهیت تعاملات روسیه و ایران، منافع ایران را در سطوح منطقه ای و فرامنطقه ای تحت تأثیر قرار داده است. از این رو این مقاله با استفاده از نظریه موازنه قدرت، به دنبال پاسخ به این سؤال است که: سیاست های منطقه ای روسیه در غرب آسیا چه تأثیری بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد مهم ترین تأثیرها عبارت اند از: کمک به مقابله با تروریسم سلفی تکفیری؛ افزایش عمق راهبردی ایران؛ ارتقای توان بازدارندگی منطقه ای ایران؛ تقویت محور مقاومت؛ کاهش نفوذ آمریکا و غرب در منطقه؛ تشدید تعاملات راهبردی محور روسیه چین و ایران و مقابله آنها با نظم جهانی لیبرال و یک جانبه گرایی آمریکا.
شبکه مضامین؛ به مثابه مدلی عملیاتی برای گفتمان سازی شعائر سال با عاملیت رسانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۶
۲۲۲-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
با تاملی بر بیانات چندین ساله آیت الله العظمی خامنه ای، می توان نتیجه گرفت که از دیدگاه ایشان، پیاده سازی و اجرای موفق و کامل سیاست های کلان انقلاب اسلامی و ذیل آن شعارهای سالیانه، تنها از طریق تبدیل شدن آنها به گفتمان محقق می گردد. مساله این پژوهش استخراج و کشف عناصر الگوی عملیاتی گفتمان سازی شعار سال با عاملیت رسانه ملی است. این تحقیق با انجام مطالعات اکتشافی و با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون و از طریق مصاحبه با 21 نفر از صاحب نظران حوزه رسانه انجام گردیده است. یافته های تحقیق نشان دهنده الگویی سه مرحله ای است که به ترتیب شامل: «پردازش گفتمانی»، «پرورش و پخش گفتمانی» و «پالایش گفتمانی» است که هر کدام از این سه گانه، مشتمل بر مولفه هایی است که از طریق اقدام و عمل به آنها، موفقیت گفتمان سازی شعائر سال با عاملیت رسانه ملی در کشور افزایش می یابد.
شهروندی انحصاری و تولید «حیات برهنه»: نقد نظریات لیبرال تابعیت از منظر تجربه کردهای سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
625-654
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل انتقادی مکانیسم های طرد سیاسی در دولت های مدرن با تمرکز بر تجربه کردهای سوریه پس از سرشماری ۱۹۶۲ می پردازد. مسئله اساسی این است که نظریات لیبرال شهروندی مبتنی بر حقوق جهانی، قانون محوری و نهادهای بین المللی قادر به تبیین و پیشگیری از پدیده بی تابعیت ساختاری نیستند. هدف اصلی مطالعه نقد این نظریات و ارائه چارچوب نظری جایگزین مبتنی بر مفاهیم «وضعیت استثنایی» و «لحظه تصمیم» کارل اشمیت و «حیات برهنه» و «هومو ساکر» جورجو آگامبن است. سؤال محوری پژوهش این است که چگونه می توان مکانیسم های طرد سیاسی در دولت های مدرن را از منظر این نظریات تحلیل کرد و چرا نظریات لیبرال در توضیح این پدیده ناکام می مانند. روش شناسی پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی و بررسی تطبیقی نظریات سیاسی است. داده ها از منابع کتابخانه ای و گزارش های سازمان های بین المللی حقوق بشر جمع آوری شده است. یافته های کلیدی نشان می دهد که سرشماری ۱۹۶۲ نمونه کاملی از «لحظه تصمیم» اشمیتی بود که به طرد ۱۲۰ هزار کرد از نظم شهروندی و تبدیل آن ها به «هومو ساکر» آگامبنی منجر شد. این فرایند شامل تعلیق قوانین عادی شهروندی، اعمال معیارهای خودسرانه و ایجاد تمایز دوست / دشمن در سطح داخلی بود. این مطالعه آشکار می سازد که وضعیت استثنایی از حالت موقت به وضعیت دائمی و نهادینه تبدیل شد و مناطق کردنشین به عنوان «اردوگاه» آگامبنی عمل کردند. فرمان ۴۹ در سال ۲۰۱۱ نمونه بارز «شمول طردکننده» محسوب می شود. نوآوری پژوهش در کاربرد تحلیلی مفاهیم زیست سیاست بر موردی عینی و نشان دادن ناکارامدی ساختاری نظریات لیبرال است. نتیجه گیری راهکارهای نظری و عملی برای عبور از مدل وستفالیایی و حرکت به سمت مفاهیم جدید شهروندی مبتنی بر کرامت انسانی ارائه می دهد.
طراحی چهارچوب ارزیابی سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران به روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
59 - 88
حوزههای تخصصی:
تهیه و تدوین سیاست های کلی نظام و فرایند کلان سیاست گذاری در کشور، امری مشارکتی است، و به تبع آن ارزیابی و سنجش برونداد این فرایند، نگاه یکپارچه و منسجمی را می طلبد که ضمن احصای جامع نگر، جزئیات ذیل هر یک از سیاست های کلی را با رویکردی کل نگر، بررسی نماید. ازهمین رو پژوهش حاضر به منظور طراحی چهارچوب ارزیابی سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران به روش نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و داده ها به صورت «کتابخانه ای و میدانی» گردآوری شدند. پس از بررسی اسنادی ادبیات پژوهش، به کمک نظریه «داده بنیاد» و با به کارگیری ابزار «مصاحبه عمیق» داده های دست اول برای طراحیِ چهارچوب مورد نظر گردآوری و در سه فاز مختلف ولی به هم پیوسته «کدگذاری باز، محوری و انتخابی» تحلیل شدند. بر این اساس تعداد 162 مفهوم کلی استخراج شد که با استناد به روش گراندد تئوری، در شش حوزه شرایط علّی (شامل 4 مقوله فرعی و 26 مفهوم)، شرایط زمینه ای (شامل 5 مقوله فرعی و 53 مفهوم)، شرایط مداخله گر (شامل 2 مقوله فرعی و 14 مفهوم)، راهبردها (شامل 6 مقوله فرعی و 23 مفهوم)، پدیده محوری (شامل 3 مقوله فرعی و 25 مفهوم) و پیامدها (شامل 4 مقوله فرعی و 21 مفهوم) تسهیم شدند و چهارچوب نهایی بر این اساس ترسیم شد.
رقابت ایران و ترکیه در راه گذرهای منطقه قفقاز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه قفقاز به عنوان محل تلاقی چند راه گذر بین المللی در دهه اخیر در مرکز توجه قرار گرفته است. در این میان ایران و ترکیه به عنوان دو بازیگر مؤثر در منطقه قفقاز منافع و هدف های متفاوتی را در توسعه راه گذرهای اقتصادی دنبال می کنند. ایران در پی گسترش روابط با حوزه اوراسیا برای توسعه راه گذر شمال جنوب تلاش می کند. در حالی که ترکیه توسعه راه گذر میانی را در برنامه خود دارد. پرسش اصلی نوشتار این است که منافع و هدف های متفاوت ایران و ترکیه در منطقه قفقاز چگونه سبب رقابت در راه گذرهای عبوری از این منطقه می شود؟ فرضیه مطرح شده بیان می کند که تفاوت های جدی در هدف ها و منافع جمهوری اسلامی ایران با ترکیه در توسعه راه گذرهای عبوری از منطقه قفقاز از عوامل جدی رقابت میان دو کشور در این منطقه است. نتایج این نوشتار نشان می دهد که راه گذر شمال جنوب و راه گذر میانی با ذی نفعانی که هدف های متفاوتی را در توسعه این دو راه گذر پیگیری می کنند، به افزایش رقابت میان ایران و ترکیه در منطقه قفقاز منجر خواهد شد. در این زمینه رقابت ایران و ترکیه بیشتر بر سر افزایش نفوذ سیاسی و گسترش منافع اقتصادی در منطقه است. این رقابت نسبی است و هر دو کشور تلاش می کنند در سطح محلی و منطقه ای سازوکارهایی ایجاد کنند. این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی، با بهره گیری از روش کیفی مبتنی بر تحلیل اسناد و منابع موجود و با استفاده از دو مفهوم ژئوپلیتیک و ژئواکونومی برای تعریف بهتر راه گذرهای اقتصادی انجام شده است.
مختار و رهبری کاریزماتیک: تأثیرات رهبری بر جنبش های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مختار در سال 67 هجری به خون خواهی امام حسین ( ع ) قیام کرد و بعد از اخراج والی زبیریان حکومت کوفه را بدست گرفت. مختار با ادعای نیابت از محمد حنفیه و نیز با توجه به برخورداری از خصوصیات فردی از جمله هوش سیاسی، شیعه بودن توانست شرایط و احساسات عمومی جامعه را به سمت خود سوق دهد. شیعیان با تاکید بر شخصیت مذهبی مختار هدف و دیدگاهش درباره قیام را ترویج و نفوذ کاریزمایی او را در جامعه تقویت کردند. این تحقیق با طرح این سوال که شخصیت مختار چگونه بر شکل گیری و پیروزی قیام تاثیر گذاشته است ؛ بر مبنای چارچوب جامعه شناختی اقتدار ( سیادت) کاریزماتیک ماکس وبر به بررسی و تحلیل موضوع خود پرداخته است. دستاورد تحقیق حاکی از آن است که علاوه بر ویژگی های شخصیتی مختار، مهدویت، بحران، شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی که زمینه ساز ظهور رهبری کاریزماتیک در جامعه شده بود به مختار کمک کرد تا برای حل بحران سیاسی و اجتماعی شیعیان وارد صحنه سیاست شود و به عنوان رهبر کاریزماتیک شیعیان در شکل گیری و پیروزی قیام شیعیان نقش مهم ایفا کند.
توازن گرایی در سیاست خارجی عراق در دوره پسا داعش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۰)
63 - 90
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر و پس از شکست گروه تروریستی داعش، دولت های مختلف در عراق تلاش کرده اند تا در مسائل مهم منطقه ای و بین المللی ضمن اتخاذ رویکرد تنش زدایی و دوری از محوربندی ها، همکاری پایداری در زمینه های اقتصادی و سیاسی با طرف های مختلف داشته باشند. در این چارچوب، سیاست خارجی عراق طی این سال ها بر مبنای توازن گرایی میان شرکای منطقه ای و جهانی دنبال شده و این رویکرد توازن گرا به ویژگی مهم سیاست خارجی این کشور تبدیل گشته است که دلایل آن قابل بررسی به نظر می رسد. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چرا سیاست خارجی عراق در دوره پساداعش، واجد خصلت توازن گرایی در قبال شرکای منطقه ای و بین المللی بوده است؟ در راستای پاسخ به این پرسش و با اتخاذ رویکرد واقع گرایی نئوکلاسیک به عنوان چارچوب نظری، فرضیه تحقیق این است که ادراک تهدید رهبران سیاسی عراقی نسبت به محیط منطقه ای و بین المللی باعث بروز خصلت توازن گرایی در سیاست خارجی این کشور شده است. از این رو، ابتدا مروری بر محیط داخلی و بیرونی عراق صورت گرفته و سپس با توجه به مقوله «ادراک رهبران سیاسی عراقی»، فرضیه پیش گفته مورد بررسی قرار می گیرد.
ظهور ساختارگرایی جدید: نسل سوم استراتژی توسعه اقتصادی برای کشورهای درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
191 - 209
حوزههای تخصصی:
این مقاله، مقاله ای نظری است که به تجزیه و تحلیل راهبردهای غالب توسعه اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه می پردازد، هدف این مقاله نقد دو راهبرد جایگزینی واردات و تعدیل ساختاری از چشم انداز ساختارگرایی جدید است، ساختارگرایی جدید برآمده از تجربه های موفق حوزه پاسیفیک و چین، ویتنام و هند به ترتیب از 1978، 1986 و 1991 است. هم این طور ساختارگرایی جدید تحت تاثیر تجربه های ناکام گذار اقتصادی نیز قرار دارد. لذا این مقاله به سوالاتی از این قبیل نیز پاسخ می دهد که چرا گذار چین به اقتصاد بازار با مووفقیت همراه بوده است اما گذار شوروی به بازار شکست خورده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که بر طبق ساختارگرایی جدید، کشورهای فقیر، از قابلیت هایی نهفته و مزیت هایی برخوردارند که در صورت بالفعل شدن آنها، این دولت ها قادر به نرخ رشدهای شتابان و بستن شکاف عقب ماندگی اند، در این مقاله این مزایا و چگونگی بالفعل شدن آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، روش تحقیق در این مقاله تبیینی و شیوه گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است.
تأثیر بحران همه گیری کووید-19 بر دولت رفاه سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۹
171 - 208
حوزههای تخصصی:
همه گیری کووید۱۹ و بحران ناشی از آن و واکنش های سیاستی کشورها منجر به ایجاد تأثیرات عمیق در حوزه های مختلف گردیده است. دولت های رفاه در سطح جهان-از جمله دولت های رفاه نوردیک-نیز با توجه به مسئولیت های خود در قبال شهروندان، به نوبه خود تحت تأثیر این بحران قرار گرفتند. دولت رفاه سوئد به عنوان یکی از نمونه های برجسته دولت های رفاهی شمال اروپا با ویژگی های اساسی مساوات طلبی، تعهد به ایجاد اشتغال کامل و ارائه مزایای رفاهی همگانی نیز از تأثیرات این بحران مصون نماند. با توجه به ویژگی های منحصر به فرد مدل سوئدی دولت رفاه از جمله مساوات طلبی، تعهد به ایجاد اشتغال کامل و ارائه مزایای رفاهی همگانی، این پرسش مطرح می شود که بحران همه گیری کووید۱۹ چه تأثیری بر کارکردهای برجسته دولت رفاه در سوئد داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال با توجه به ویژگی های محوری دولت رفاه سوئد، فرضیه پژوهش بیان می کند که همه گیری کووید ۱۹ و بحران های ناشی از این همه گیری، موجب افزایش اقدامات حمایتی از بازار کار، افزایش هزینه های رفاهی و افزایش نابرابری در دولت رفاه سوئدی شده است. برای تبیین فرضیه از روش مورد پژوهی استفاده می شود و چارچوب نظری مورد استفاده نظریه اسپینگ اندرسن در ارتباط با گونه شناسی دولت های رفاه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بحران همه گیری کووید۱۹ با افزایش اقدامات حمایتی دولت رفاه در حوزه بازار کار و افزایش هزینه ها و خدمات رفاهی، ویژگی های اصلی تعهد به اشتغال کامل و ارائه مزایای همگانی دولت رفاه سوسیال دموکرات سوئد و مدل سوئدی دولت رفاه را تقویت کرده است؛ اما در حوزه مساوات طلبی به عنوان یکی از عناصر کلیدی مدل سوئدی دولت رفاه، به نابرابری در سوئد به ویژه در میان جامعه مهاجرین دامن زده است.
راهبردهای تربیت و آموزش خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۴
31 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش توان رزمی و دفاعی کشور و کاربرد صحیح یگان های نظامی در صحنه نبرد، در گرو ارتقاء سطح آموزش، دانش و مهارت، سرمایه انسانی نیروهای مسلح مبتنی بر شکل جدید جنگ است. هدف از انجام این پژوهش تدوین راهبردهای تربیت و آموزش خلبانان هوانیروز آجا در حوزه محتوا و فناوری آموزشی در جنگ آینده است.روش: این پژوهش از نوع توسعه ای - کاربردی بوده که به روش توصیفی و با رویکرد آمیخته انجام شده است. از ابزار کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری اطلاعات در حوزه پژوهش استفاده شد.یافته ها: پس از احصاء نقاط قوت و ضعف و شناسایی فرصت ها و تهدیدهای مؤثر بر تربیت و آموزش خلبانان هوانیروز آجا در حوزه محتوا و فناوری آموزشی در جنگ آینده و ایجاد ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی (IFE و EFE) جایگاه و موقعیت تربیت و آموزش خلبانان هوانیروز آجا در نمودار تعیین و ارزیابی موقعیت و رویکرد راهبردی سازمان (SPACE) در موقعیت رقابتی قرار گرفت.نتیجه گیری: این پژوهش 11 راهبرد در خصوص تربیت و آموزش خلبانان هوانیروز آجا در حوزه محتوای و فناوری آموزشی در جنگ آینده را احصاء و الزامات اجرایی شدن آن ها را تعیین کرده است
راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تبعات مناسبات امنیتی حاکم بر روابط امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی در هراس از قدرت یابی و گسترش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، اقدام به نزدیکی مواضع کرده و هسته ی اصلی فرایند سازش خود را با ادراک یا تصور تهدید از ایران و مقابله با آنچه تهدیدات امنیتی جمهوری اسلامی ایران می خوانند، قرار داده اند.در این راستا هدف این پژوهش تدوین راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تبعات مناسبات امنیتی حاکم بر روابط امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی است.به منظور تجزیه و تحلیل روشمند داده های گردآوری شده، در بخش اعتبارسنجی یافته ها ضمن بهره مندی از مصاحبه ی عمیق با خبرگان موضوع، نظرات آنان درقالب یک پرسشنامه ی محقق ساخته اخذ گردیده، دیدگاه های آنان مبنای تدوین راهبردهای محیط -پایه ی SOAR قلمداد شده است. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که رژیم صهیونیستی با تاکید بر تعارض هویتی، جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین تهدید بقای خود می انگارد. امارات نیز با تاکید بر تعارض منافع و تصور تهدید و نقش آفرینی محدود، احساس عقده حقارت عمیقی در قبال جمهوری اسلامی ایران می نماید. به همین دلیل، ائتلاف راهبردی صهیونیست ها و اماراتی ها با هدف تغییر ساختار امنیت منطقه(ژئوپلتیک خاورمیانه)، صورت پذیرفته است که هدف نهایی هویت بخشی، تثبیت موجودیت و تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است.بنابراین این مناسبات تبعات و پیامدهای امنیتی دارد. جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات امنیتی راهبردها را باید ذیل سه محور، تنش زدایی و گسترش همکاری های منطقه ای، افزایش توان نظامی و عناصر قدرت ملی قرار دهد.