درخت حوزه‌های تخصصی

منطقه آسیای مرکزی و قفقاز (اوراسیا)

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۴۴۶ مورد.
۱.

بنیادهای موازنه گرایی در سیاست نگاه به شرق ایران و جایگاه روسیه در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۲
رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران به گسترش روابط با کشورهای تعریف شده در حوزه شرق به ویژه قدرت های نوپدید از جمله روسیه معطوف است. در تحلیلی کلان نگر، موقعیت روسیه به عنوان قدرت بزرگ در نظام متحول بین المللی و در تحلیلی میانی، تقابل جمهوری اسلامی با کشورهای غربی، متغیرهای مهمی در تعیین جایگاه روسیه در سیاست نگاه به شرق هستند. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که موازنه گرایی در سیاست نگاه به شرق ایران بر چه بنیاد هایی استوار بوده و چه تأثیری بر جایگاه روسیه در این سیاست گذاشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که موازنه گرایی در سیاست نگاه به شرق ایران بر بنیاد های رقابتی استوار بوده و جایگاه روسیه را تاحد ائتلاف راهبردی و ژئوپلیتیک ارتقا داده است. هدف نوشتار این است که با تبیین جایگاه روسیه در سیاست نگاه به شرق ایران، به طور ضمنی از نتایج به دست آمده در وجه تعمیق روابط دوجانبه خوانشی انتقادی داشته باشیم. دستیابی به این هدف بر رویکرد تلفیق سطح های تحلیل مبتنی است تا در پرتو آن از روش روندپژوهیِ رویدادمحور بهره بگیریم. در این چارچوب روش شناسانه، آن دسته رویدادهای سیاست خارجی ایران و روسیه را که نقاط عطف هستند، در ارتباط با یکدیگر در سطح های تحلیل کلان (تحولات ساختاری نظام بین الملل) و میانی (سیاست گذاری خارجی نسبت به تحولات سیستمی) تبیین می کنیم. یافته های این نوشتار نشان می دهند که افزایش فشارها (تحریم ها) بر ایران سبب شده است، علاوه بر کارکرد ژئوپلیتیکی روسیه، جانمایی ژئواکونومیک آن نیز در دستور کار سیاست نگاه به شرق جای گیرد، اگرچه رهاورد چشمگیری نداشته است.
۲.

انقلاب شیل آمریکا و سیاست های تروئیکای گازی در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
با افزایش نقش انرژی در معادله های قدرت جهانی، نظریه های کلاسیک روابط بین الملل، ازجمله واقع گرایی تهاجمی، در تحلیل سیاست خارجی قدرت ها کاربرد بیشتری یافته اند. هم زمان مفهوم امنیت انرژی نیز به مؤلفه ای بنیادین در راهبردهای ژئوپلیتیک کشورها تبدیل شده است. در این نوشتار با بهره گیری از چارچوب مفهومی نوآورانه «واقع گرایی تهاجمی انرژی» که تلفیقی از مفروض های واقع گرایی تهاجمی و ابعاد چهارگانه امنیت انرژی (ژئولوژیک، اکولوژیک، ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک) است، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چگونه انقلاب شیل در آمریکا، به ویژه در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بر سیاست های تروئیکای گازی (ایران، روسیه و قطر) در خاورمیانه تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که انقلاب شیل آمریکا موجب تضعیف سیاست خارجی تهاجم محور ایران و روسیه و تقویت محور قطر و ترکیه در غرب آسیا شده است. در این مقاله با استفاده از روش ترکیبی، شامل کمی و کیفی، رویکرد توصیفی تبیینی برای آزمون فرضیه در نظر گرفته شده است. داده ها نیز از دو منبع کتابخانه ای اولیه، شامل اسناد و گزارش های سازمان های انرژی، و ثانویه، مشتمل بر کتاب ها و مقاله ها گردآوری شده اند. تحلیل و داوری این داده ها هم به روش استدلال قیاسی استقرائی مبتنی بر چارچوب مفهومی ابداعی «واقع گرایی تهاجمی انرژی» صورت گرفته است.
۳.

پیامدهای بحران اوکراین بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی و راهبردهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
جنگ اوکراین در سال 2022 به عنوان یکی از تحولات برجسته ژئوپلیتیکی و اقتصادی در سطح جهانی شناخته می شود که بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی آثار مهمی برجای گذاشته است. پرسش اصلی نوشتار این است که: بحران اوکراین بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی چه پیامدهای سیاسی و اقتصادی داشته و این اتحادیه چه راهبردهای سازگاری را برای دستیابی به یکپارچگی اقتصادی و سیاسی در منطقه اوراسیا به کار گرفته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که جنگ اوکراین نه تنها در روابط سیاسی و اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه اختلال های گسترده ای ایجاد کرده است، بلکه وابستگی کشورهای عضو به روسیه، چالش های قابل توجهی را برای یکپارچگی این اتحادیه فراهم آورده است. با وجود این مشکلات، کشورهای عضو اتحادیه توانسته اند با تقویت روابط تجاری دوجانبه و گسترش همکاری های داخلی، به سطح بالاتری از همگرایی تجاری دست یابند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که اتحادیه اقتصادی اوراسیایی با کاربست راهبردهای سازگاری مانند اصلاحات گمرکی، تسویه حساب های ارزی ملی و تعامل با نهادهای بین المللی مانند بریکس، توانسته است در مقابل بحران اوکراین انعطاف پذیری چشمگیری نشان دهد. در این نوشتار با استفاده از روش تحلیل تاریخی تطبیقی و بهره گیری از منابع مکتوب و برخط، ضمن تحلیل پیامدهای بحران اوکراین بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی، ظرفیت های این اتحادیه در رویارویی با چالش های بحران اوکراین را مطالعه می کنیم.
۴.

تحلیل موقعیتی مواضع بازیگران مختلف در آلودگی رودخانه ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۷
در این نوشتار به بحران آلودگی رودخانه ارس در مرز میان ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان می پردازیم. با استفاده از روش پژوهش تحلیل موقعیت کلارک که یکی از رهیافت های نظریه پردازی داده بنیان یا همان نظریه گراندد است، نقش ها و مواضع بازیگران اصلی در این بحران محیط زیستی را بررسی می کنیم. داده ها را به وسیله مصاحبه های عمیق با 21 نخبه دانشگاهی و افراد آگاه در زمینه محیط زیست منطقه و تحلیل اسناد موجود به عنوان منابع تکمیلی گرد آورده ایم. یافته های این نوشتار نشان می دهد که جوامع محلی، صنایع بزرگ و نهادهای بین المللی همراه با دولت های کشورهای همسایه، مسئولیت بیشتری در ایجاد و مدیریت آلودگی دارند، اما در مورد مسئولیت ها و راهکارهای کاهش آلودگی دیدگاه های متفاوتی دارند. نخست، نقش دولت ها در بحران آلودگی رودخانه ارس بیشتر بر مدیریت ناکارآمد منابع، نبود نظارت کافی بر صنایع و اجرای ناقص قوانین محیط زیستی متمرکز بوده است. همچنین دولت ها در ایجاد همکاری های منطقه ای و بین المللی برای حل بحران، به دلیل تضاد منافع و اولویت های سیاسی، عملکرد مطلوبی نداشته اند. دوم، صنایع محلی به دلیل رویکردهای ناپایدار بهره برداری از منابع، نقش مهمی در گسترش آلودگی دارند. سوم، چون آلودگی، بر جوامع محلی آثار مستقیم دارد، آنان خواستار مشارکت بیشتر در فرایندهای تصمیم گیری و سیاست گذاری هستند. چهارم، سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل و نهادهای محیط زیستی جهانی تلاش می کنند نقش تسهیلگر را داشته باشند، اما تضاد منافع و موانع نهادی  کشورها مانع همکاری مؤثر شده است. 
۵.

موازنه تهدید و روابط نظامی روسیه و چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۱
روسیه و چین در دو دهه اخیر روابط گسترده ای داشته اند. هم جواری روسیه با یک قدرت بزرگ جهانی رو به رشد و مشکلاتی که این کشور در مناطق هم جوار در شرق دور دارد، این مسئله را مطرح می کند که منطق ژئوپلیتیک باید روسیه را به روابطی احتیاط آمیز با همسایه شرقی وادارد و از همکاری گسترده نظامی با چین بپرهیزد. با وجود این مسئله مهم، روند همکاری ها افزایشی بوده است و این پرسش را مطرح می کند که چه عواملی روسیه را از احتیاط راهبردی در روابط نظامی دفاعی با چین به گسترش همکاری ها پیش برده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که تهدید آمریکا در شرایط فشار و محاصره روسیه از هنگام بحران سال 2014 اوکراین، به گسترش مشارکت دفاعی این کشور با چین منجر شده است، اما این موضوع به معنای اتحاد راهبردی نبوده و فقط نوعی موازنه تهدید با ابزارهای نظامی است. برای بررسی این فرضیه از روش تحلیل محتوای کیفی متغیرهای فرضیه پژوهش با بررسی متن ها و داده های مندرج در گزارش های مختلف بهره می گیریم. در این نوشتار نظریه واقع گرایی تدافعی راهنمای تحلیل فرضیه نویسندگان است. یافته این نوشتار این است که روابط میان کشورها در خلأ صورت نمی گیرد و در متنی چندبازیگری و چندموضوعی و به طور هم زمان و نسبی تغییر و تداوم می یابد.
۶.

نقش سازمان های بین المللی در حمایت از حقوق کودکان درگیر جنگ در افغانستان (2001 تا 2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
دفاع از حقوق بشر و به ویژه حقوق کودکان در دوران درگیری های داخلی افغانستان، یکی از مهم ترین دلایل توجیه حمله نظامی به رهبری ایالات متحد آمریکا در زمان ریاست جمهوری جرج بوش و ادامه حضور طولانی این کشور با همراهی سازمان های بین المللی بود. در این دوره، سازمان های بین المللی با تخصیص بودجه، فرستادن کارشناسان و اجرای طرح های گوناگون برای پشتیبانی از کودکان و فراهم کردن شرایط پایدار زندگی آنان تلاش های بسیاری کردند. پرسش اصلی نوشتار این است که پشتیبانی های بین المللی از حقوق کودکان آسیب دیده از جنگ در افغانستان، در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، تا چه اندازه به نتایج پایدار منجر شده است؟ یافته ها که براساس روش کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد و آمارها به دست آمده اند، نشان می دهند مجموعه ای از موانع ساختاری و داخلی مانند عوامل فرهنگی اجتماعی و مذهبی، فساد اداری و اقتصادی در دولت، ضعف جامعه مدنی و نادیده گرفتن زمینه های صلح سازی و رویکرد حق محور به توسعه از سوی سازمان های بین المللی، موجب ناکامی این تلاش ها شده است. فرضیه نوشتار این است که سازمان های بین المللی نتوانستند در میان مردم و نهادهای محلی افغانستان مشروعیت لازم را به دست آورند. همین موضوع موجب ایجاد نوعی «شکاف سازگاری» در میان تعهدهای اعلام شده و اقدام های عملی آنان شد؛ شکافی که سرانجام مانع تحقق پشتیبانی پایدار از حقوق کودکان افغانستان شد.
۷.

بررسی جایگاه تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحد علیه روسیه در بحران اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف این نوشتار بررسی شبکه عوامل مؤثر بر بحران اوکراین و تعیین جایگاه تحریم علیه روسیه در آن است. ما به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحد علیه روسیه چه جایگاهی در شبکه متغیرهای مؤثر بر فرایند بحران اوکراین داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که کاربست تحریم به عنوان متغیر خطرپذیر (دووجهی) در شبکه عوامل مؤثر بر بحران اوکراین با تقویت شریک های جدید اقتصادی و سیاسی روسیه سبب ادامه بحران شده است. مدل جامع مدیریت بحران مایکل برچر به دلیل تأکید بر تأثیر شبکه متغیرها بر روند بحران، به عنوان پایه نظری انتخاب شده است. برای پاسخ به پرسش نوشتار از روش تحلیل آثار متقاطع استفاده می کنیم که تأثیر متقابل شبکه متغیرها را بررسی و جایگاه هر متغیر را براساس ارتباط با شبکه متغیرها مشخص می کند. ابزار پژوهش، پرسشنامه و نظر کارشناسان حوزه روسیه در مورد عوامل مؤثر بر بحران اوکراین  است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بحران خروجی ندارد. این مسئله مشخص می کند که از میان مراحل چهارگانه برچر، بحران همچنان در حال ادامه (اوج گرفتن) است. رویارویی روسیه و آمریکا به همراه استفاده از انرژی شیل و بسته شدن ذخایر ارزی روسیه مهم ترین عوامل تأثیرگذار شناسایی شده اند که مشخص می کند از سوی دوطرف بحران، عاملی برای ادامه بحران وجود دارد. همچنین نتیجه نهایی نشان می دهد که تحریم ها در شبکه عوامل مؤثر بر بحران اوکراین تأثیری دوگانه داشته و ادامه آن ممکن است سبب افزایش بحران شود.
۸.

سیاست خارجی پاکستان در مورد افغانستان بر پایه سیاست «عمق راهبردی» (۱۹۵۰تا ۲۰۲۵)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۵
از هنگام استقلال، پاکستان نسبت به امنیت و ثبات افغانستان حساسیت ویژه ای نشان داده است. این نگرانی که با درک تهدیدآمیز از نقش هند در آن کشور پیوند داشت، مبنای شکل گیری سیاست «عمق راهبردی» در برابر همسایه غربی شد. این سیاست در دوره های مختلف تاریخی از جنگ سرد تا بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ دستخوش تغییر شده است. پرسش اصلی نوشتار این است که سیاست خارجی پاکستان با محوریت سیاست عمق راهبردی در برابر افغانستان، از هنگام استقلال تا سال ۲۰۲۵ چه تحولی یافته است؟ با به کارگیری روش توضیحی توصیفی، در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که سیاست عمق راهبردی پاکستان در دوره جنگ سرد بر پایه ژئوپلیتیک استوار بود، در دهه ۱۹۹۰ ترکیبی از ژئوپلیتیک و ایدئولوژی را بازتاب داد (در قالب حمایت از طالبان) و از سال ۲۰۲۱ به بعد، با استقرار دوباره طالبان، به سوی مؤلفه ای ژئواکونومیک تغییر مسیر داده است. یافته ها نشان می دهد مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی شامل پیامدهای امنیتی منفی حمایت از طالبان، افزایش ناامنی در مناطق قبیله ای، فشارهای اقتصادی و بین المللی و نقش چین به عنوان شریک راهبردی، موجب بازنگری تدریجی در رویکرد پاکستان شده است. این تحول، حرکت از عمق راهبردی سنتی به سوی سیاستی مبتنی بر همکاری اقتصادی و ثبات منطقه ای را آشکار می کند. در این میان، خروج نیروهای ناتو و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ آزمونی عملی برای این تغییر راهبردی به شمار می رود. بنابراین مفهوم عمق راهبردی همچنان در فرهنگ امنیتی پاکستان باقی مانده است، اما ابزارها و سرشت آن دچار دگرگونی بنیادین شده است.
۹.

راهبرد اتحادیه اروپا نسبت به نفوذ چین در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
به موازات گسترش روزافزون دامنه ناتو و اتحادیه اروپا در منطقه آسیای مرکزی، نفوذ چین نیز در این منطقه درحال گسترش است. از این رو  این پرسش مطرح می شود که اتحادیه اروپا چگونه در برابر توسعه حضور چین در آسیای مرکزی واکنش نشان داده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که «اتحادیه اروپا تلاش می کند با توجه به گسترش نفوذ چین در آسیای مرکزی، به ایجاد موازنه و تحدید هوشمند نسبت به حضور این کشور اقدام کند، تا پیامدهای کاهش هژمونی آمریکا در منطقه را نیز مدیریت کند». رویکرد این پژوهش تحلیلی- تبیینی است. روش گرد آوری اطلاعات به صورت کیفی در قالب منابع کتابخانه ای و اینترنتی صورت گرفته است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده از تحلیل محتوای کیفی منابع انجام شده است. بررسی این موضوع در چارچوب موازنه قوا با رویکرد نوواقع گرایی تهاجمی به بحث گذاشته می شود. بنابر یافته های نوشتار، اتحادیه اروپا با توجه به دو واقعیت «خیزش هژمونی چین» و هم زمان «ریزش هژمونی ایالات متحد» در منطقه آسیای مرکزی، به سوی تحدید هوشمند چین و جانب داری از وزنه ائتلاف آمریکا تمایل یافته است. در دایره ادراکی سران اتحادیه اروپا، خیزش هژمونی چین و هم زمان ریزش هژمونی آمریکا در آسیای مرکزی، واقعیتی مسلم برآورد می شود. بنابراین سیاست های راهبردی این اتحادیه در راستای بقای هژمونی ایالات متحد با هدف تحدید هوشمند چین در چارچوب موازنه قوا بنا شده است.
۱۰.

تأثیر خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آن در رقابت راهبردی با چین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
دو سال پس از خروج آمریکا از افغانستان هنوز این پرسش به طور جدی مطرح است که چگونه ممکن است خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آمریکا در رقابت راهبردی با چین تأثیر بگذارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که میان تصمیم آمریکا به خروج از افغانستان و رقابت راهبردی این کشور با چین ارتباط معناداری وجود دارد. بدین معنی که حضور آمریکا در افغانستان فرصت هایی را برای چین و تهدیدهایی را برای آمریکا (هزینه های مالی، جانی و اعتباری) به وجود آورده بود، به گونه ای که پکن درعمل از آمریکا بهره برداری می کرد. آمریکا با خروج خود از افغانستان و جایگزینی راهبرد «آشوب هدایت شده» به جای «راهبرد ثبات بخشی و حل بحران» در افغانستان تلاش می کند فرصت های چین را تبدیل به تهدید و تهدیدهای آمریکا را تبدیل به فرصت کند. به بیان دیگر، آمریکا می خواهد با خروج از افغانستان و درپیش گرفتن سیاست آشوب هدایت شده در افغانستان نه تنها محیط داخلی و منطقه ای افغانستان را برای چین ناامن کند، بلکه امیدوار است با سرریز شدن بحران افغانستان به داخل چین، این کشور را از درون نیز با چالش روبه رو کند. یافته های نوشتار نشان می دهد آمریکا تلاش می کند برای غلبه بر چین در رقابت آینده، علاوه بر مهار چین، شکاف های قومی را در این کشور فعال کند. منچو، مغول، تبتی و اویغور از گروه های قومی هستند که آمادگی خیزش علیه حاکمیت چین را دارند. بی ثباتی که پس از خروج آمریکا از افغانستان ایجاد می شود می تواند بر منطقه سین کیانگ چین و ابرطرح یک کمربند و یک راه تأثیر بگذارد و موقعیت آمریکا را در رقابت با چین بهبود بخشد. روش این نوشتار ترکیبی (کمی کیفی) و ابزار آن فیش برداری از منابع اینترنتی و کتابخانه ای است.
۱۱.

نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه ای در غرب آسیا (2010-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۶
در دوران پس از جنگ سرد و عصر جهانی شدن، گذار به سطح های نوپدید منطقه ای و فرامنطقه ای افزایش یافته است. پیچیدگی موجود در همکاری و روابط بازیگران و چندبعدی شدن بازیگران بین المللی شرایط شکل گرفتن چنین روابط منطقه ای را ایجاد کرده است. فهم پویش های منطقه ای از مهم ترین ضرورت های تحلیل سیاست جهانی در نظام بین الملل کنونی است، زیرا با این پویش ها روابط در سطح گسترده تر بین المللی قوام می یابد. در نتیجه، راهبردهای سیاست خارجی هر یک از بازیگران تعریف می شود. مسئله اصلی این نوشتار، تحولات پس از انقلاب های عربی و جنگ داخلی سوریه است که دیگر با نظم یک سویه از سوی ایالات متحد روبه رو نیستیم. روسیه نیز به دنبال تحمیل و تنظیم نظمی است که خود را در آن شریک می داند. در چارچوب این دشواره مهم، پرسش اصلی این است که نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه ای در غرب آسیا چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که نقش روسیه در منطقه غرب آسیا با توجه به تلاش مسکو برای داشتن سیاست خارجی مستقل برای تأمین امنیت ملی آن و الزام های نظامی است که ناگزیر راهبرد سیاست خارجی کرملین را در جهت نفوذ و نقش آفرینی در منطقه، به عنوان راهی برای ابتکار عمل در دیگر مناطق قرار داده است. رویکرد نظری مورد توجه نویسندگان، نظریه نوواقع گرایی حضور قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای و نظم شکل گرفته نوین است که بازیگران در چارچوب آن عمل می کنند و از روش تحلیل کیفی با رویکرد تحلیل محتوای گزینشی داده ها و تحلیل های موجود بهره می برند. یافته اصلی نوشتار این است که، با توجه به گسترش قدرت روسیه در چند سال اخیر، این کشور به دنبال گسترش نفوذ خود با استفاده از ابزار سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقه غرب آسیا است.
۱۲.

هند و چین در قزاقستان: کالبدشکافی راهبرد پوشش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۲
موقعیت راهبردی و منابع گسترده آسیای مرکزی، قدرت های بزرگ مانند چین و هند را جذب کرده تا با گسترش راه گذرهای حمل ونقل، منافع خود را در چارچوب سیاست «اتصال» دنبال کنند. در این نوشتار راهبرد های اتصال چین، با محوریت ابتکار یک کمربند و یک راه و هند، با تمرکز بر راه گذر بین المللی شمال- جنوب در قزاقستان و دیپلماسی این کشور در برابر آن ها را تحلیل می کنیم. ادعای این نوشتار این است که قزاقستان، با بهره گرفتن هوشمندانه از نفوذ نامتقارن این دو قدرت، «راهبرد پوشش» را در قالب «دیپلماسی چندسوگرا» اجرا کرده است. این کشور با نقش آفرینی به عنوان یک محور حیاتی و بی بدیل در اوراسیا، رویکردی به طور کامل فعالانه داشته و از حضور رقیبان منطقه ای برای متنوع کردن گزینه های سیاست خارجی و تقویت اهرم های چانه زنی خود بهره برده است. یافته ها به روشنی نشان می دهند که سیاست چندسوگرا و محاسبه شده آستانه، درواقع راهبرد دقیق «پوشش خطر» است که برای بیشینه سازی منافع همکاری های اقتصادی و ژئوپلیتیکی و هم زمان، برای کمینه سازی کامل خطرهای ناشی از وابستگی به یک قدرت واحد طراحی و اجرا شده است. این رویکرد تازه به قزاقستان اجازه می دهد همراه با بهره مندی از مزایای طرح های بسیار بزرگ زیرساختی، استقلال عمل و امنیت ملی بلندمدت خود را به طور مؤثر حفظ کند.
۱۳.

تحول مفهوم مصونیت مطلق در قوانین داخلی کشورهای اوراسیایی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
در این نوشتار تحول مفهوم مصونیت قضایی دولت ها در قوانین داخلی کشورهای منتخب اوراسیایی را بررسی می کنیم. در پی پاسخ این پرسش هستیم که روند تحول مفهوم مصونیت قضایی دولت ها در قوانین و رویه قضایی این کشورها چگونه بوده است و چه تفاوت ها و شباهت هایی در این روند میان آن ها وجود دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که کشورهای مورد مطالعه با وجود تفاوت های فرهنگی و حقوقی، روندی مشابه در گذار تدریجی از مصونیت مطلق به سوی پذیرش مصونیت نسبی را طی کرده اند، اما سرعت و شیوه های این تحول در هر کشور متفاوت بوده است. پس از پایان جنگ سرد، تحولات چشمگیر حقوق بشر و تمایز اعمال حاکمیتی از اعمال تصدی گری یا تجاری نقش مهمی در تغییر مفهوم مصونیت دولت ها داشته است. در این نوشتار با رویکرد تطبیقی- تحلیلی و با استفاده از روش اسنادی قوانین، رویه قضایی و پرونده های مهم در این کشورها را بررسی می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد که بیشتر این کشورها با تصویب قوانین جدید یا تغییر رویه قضایی، به تدریج مصونیت نسبی را پذیرفته اند. این تحول در راستای سازگاری با حقوق بین الملل معاصر، ایجاد تعادل میان حاکمیت دولت ها و حقوق افراد و تسهیل تجارت بین المللی انجام شده است. رویکرد ایران به مصونیت دولت ها، با تأکید بر اصل عمل متقابل، تأثیر مهمی بر روابط حقوقی، دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای اوراسیا داشته است. نتایج نشان می دهد که گذار به مصونیت نسبی، ضمن تقویت ارزش های دمکراتیک و حمایت از حقوق بشر و قواعد آمره در شکل گیری نظم حقوقی متعادل تر و توسعه پایدار در عرصه بین المللی نقش محوری دارد.
۱۴.

تداوم انقلاب و مسئله ژئوپلیتیک، ملاحظه ای بر انقلاب اکتبر روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۵
مسئله اصلی در این پژوهش تبیین جایگاه و تأثیرگذاری مسئله ژئوپلیتیک و تعامل آن با انگاره تداوم انقلاب در رویکرد رهبران انقلاب، لنین، تروتسکی و استالین و پیامد آن بر ساختار انقلابی با توجه به مؤلفه های تأثیرگذار ژئوپلیتیک است. انقلاب اکتبر 1917 روسیه با توجه به ایدئولوژی مارکسی در شمار انقلاب های بین المللی و با راهبرد جهان شمول است، تداوم و حفظ انقلاب و در مرحله بعد گسترش آن به عنوان مهم ترین کارویژه و رسالت رهبران انقلابی تعریف شد. در این نوشتار با بررسی روندی تعامل گونه میان مسئله ژئوپلیتیک و انگاره های رهبران در مسئله تداوم انقلاب، برایند بیرونی را در رویکردهای رهبران انقلاب در ده ساله اول انقلاب اکتبر بررسی می کنیم. این نوشتار بر این فرضیه استوار است که برداشت ها و دغدغه های رهبران انقلاب و تأثیرگذاری هویت فراملی انقلاب اکتبر در تعامل با عامل ژئوپلیتیک در روندی به طور کامل متفاوت صورت بندی شده اند. رهبران انقلاب اکتبر با توجه به امنیتی شدن مؤلفه ژئوپلیتیک و دغدغه بقای انقلاب در روند چالش اندیشه در رویکردهای تعامل گرا، رابطه تقابلی و انگاره رقابتی در نوسان بوده اند. نوع پژوهش مقایسه ای و روش گردآوری اسنادی و کتابخانه ای است. 
۱۵.

تبیین درگیری قره باغ از دیدگاه نظری با تأکید بر مناظره نو- نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۰
فروپاشی اتحاد شوروی با بحران های مرزی، قومیتی و ژئوپلیتیکی در سرزمین های استقلال یافته پس از آن همراه بوده است، خلأ قدرت ناشی از این فروپاشی موجب شد منطقه ای با ساختار آنارشیک شکل گیرد. تنوع اقوام و مذاهب و تنوع زبانی در این منطقه و مرزبندی های تحمیلی و ناهمگون با این تکثر قومی، دینی و زبانی و تکامل نیافتن فرایند دولت ملت سازی، منطقه را با چالش هایی روبه رو کرد که نتیجه آن جنگ های دهه های اخیر در این منطقه است. درگیری قره باغ که از سال ۱۹۸۸ آغاز شد و تاکنون ادامه دارد، از مهم ترین بحران های این منطقه است که ابعاد منطقه ای و بین المللی دارد. با اینکه نهادهای بین المللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل، با صدور قطعنامه های متعدد تأکید داشته اند که قره باغ و مناطق پیرامون آن متعلق به جمهوری آذربایجان است و از ارمنستان خواسته اند با استفاده از نفوذ خود بر ارامنه قره باغ آنان را به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت وادار کند، عوامل گوناگونی مانع بازگرداندن سرزمین های اشغالی به صورت مسالمت آمیز به جمهوری آذربایجان شد. این پرسش مطرح است که بحران قره باغ و روند آغاز و پایان آن از دیدگاه مناظره نو نو چگونه تبیین پذیر است؟ در این راستا فرضیه اصلی عبارتست از این که حل نظامی بحران قره باغ و ناکارآمدی نهادهایی مانند گروه مینسک، نشان دهنده برتری شاخص های نوواقع گرایی (خودیاری، بیشینه سازی قدرت در فضای آنارشیک) بر شاخص های نولیبرال گرایی (همکاری و نهادهای بین المللی) در تبیین این درگیری است. این نوشتار از نوع پژوهش کیفی است و با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر مناظره نو نو درگیری قره باغ را بررسی می کنیم. داده ها را نیز با استفاده از منابع کتابخانه ای و مقاله ها گردآوری کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که در بحران قره باغ رویکردهای نوواقع گرایی در سیاست کشورهای درگیر غالب بوده و رویکردهای نولیبرالی که بر همکاری و نقش نهادهای بین المللی تأکید دارد، نتوانسته است در حل وفصل این بحران مؤثر باشد.
۱۶.

دیپلماسی واسطه گرایانه روسیه در پرونده هسته ای ایران (2002 تا 2022)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۹
یکی از چالش های مهم سیاست بین الملل در هزاره جدید، تحول های میان ایران و غرب بوده است. تلاش های ایران برای دستیابی به توانایی هسته ای و نقشی که روسیه در این رابطه داشته، همواره زیر ذره بین غرب بوده است. نه غرب و نه روسیه خواستار دستیابی ایران به توانایی هسته ای نظامی نیستند. با اینکه بارها تهران این موضوع را رد کرده است، همواره کشورهای غربی در این مورد ابراز نگرانی کرده اند. روسیه به عنوان عضو دائم شورای امنیت  که در توسعه فناوری هسته ای ایران نقش داشته، به نامزد کاملی برای داشتن نقش واسطه بانفوذ در پرونده هسته ای ایران تبدیل شده است. در این نوشتار دیپلماسی روسیه در برابر فعالیت های هسته ای ایران در سال های 2002 تا 2022 (آغاز بحران تا جنگ اوکراین) را بررسی می کنیم و به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که «مدل روسی» واسطه گری و مواضع نوسانی روسیه در راهبردهای واسطه گرایانه اش در طول بحران هسته ای چگونه تحلیل می شود؟ در این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیلی و در قالب روش کیفی و بهره گیری از مفهوم شناسی میانجیگری، استدلال می کنیم روسیه به عنوان واسطه گر اصلی در بحران هسته ای ایران، با استفاده از قدرت وتوی خود در شورای امنیت و حفظ توازن در روابط با تهران، از مذاکرات هسته ای به عنوان ابزاری برای حفاظت از منافع ملی و مخالفت با دستیابی ایران به فناوری هسته ای نظامی بهره برداری کرده است.
۱۷.

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا و جهت گیری هویتی در مشارکت شرقی: مطالعه روسیه سفید و مولداوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
اتحادیه اروپا از آغاز دهه 2000 تلاش کرده است نقش خود را به عنوان قدرت هنجاری تثبیت کند؛ یعنی قدرتی که با ترویج ارزش هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و اقتصاد بازار آزاد بر دیگر بازیگران بین المللی تأثیر می گذارد. در همین زمینه، ابتکار مشارکت شرقی که از سال 2009 به عنوان بخشی از سیاست همسایگی اروپا بنیان گذاشته شد؛ به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ هنجاری اتحادیه در شش کشور اروپای شرقی و قفقاز جنوبی طراحی شد. هدف اصلی این ابتکار، نزدیک کردن این کشورها به استانداردهای اروپا بدون وعده عضویت رسمی بود. تمرکز اصلی نوشتار حاضر بر روسیه سفید و مولداوی است. دو کشوری که با وجود اشتراک هایی مانند میراث شوروی و قرارگرفتن در حوزه نفوذ روسیه، مسیرهای متفاوتی را در تعامل با اتحادیه اروپا پیموده اند. با این توضیح ها می توان این پرسش را مطرح کرد که قدرت هنجاری اتحادیه اروپا چگونه بر بُعد هویتی سیاست خارجی در ابتکار مشارکت شرقی، با تأکید بر روسیه سفید و مولداوی تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ می توان گفت تأکید اتحادیه اروپا بر هنجارهای دموکراسی، احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون، سبب برجسته شدن هویت اروپایی و تعمیق شکاف هویتی و فرهنگی اروپایی روسی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت این کشورها شده است. یافته ها نشان می دهند، درحالی که مولداوی پذیرای هویت اروپائی بوده است؛ روسیه سفید در مسیر واگرایی و مقاومت باقی مانده است. تفاوت در مسیرهای هویتی، در تأثیر ساختارهای سیاسی داخلی، روابط با روسیه و برداشت نخبگان از نظم بین المللی شکل گرفته است.
۱۸.

سرشت و سرانجام پدیده دؤنوک در قره باغ عصر صفوی (۹۹۶–۱۰۱۴ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۶
به دنبال سقوط برخی ولایت های شمال غرب در طول جنگ های ایران و عثمانی (۹۸۶–۹۹۹ق)، مسئله تابعیت و امکان تداوم سکونت برای ساکنان این مناطق به چالشی مهم تبدیل شد. در این میان، شماری از ایل های قره باغ برای حفظ جان و اموال خود به تابعیت عثمانی ها درآمدند؛ اقدامی که در تاریخ نگاری دوران صفوی با عنوان «دؤنوک» از آن یاد شده است. این مفهوم، به ویژه پس از بازپس گیری منطقه به وسیله صفویان در سال ۱۰۱۴ق، جایگاه ویژه ای یافت و با روایت هایی از مجازات های سخت مانند قتل عام، کوچ اجباری و مصادره اموال همراه شد. برخی منابع رسمی که از بستر جغرافیایی یا زمانی رویداد فاصله داشتند، تصویری ساده انگارانه، قاطع و بیشتر گنگ از سرنوشت دؤنوک ها ارائه داده و آنان را خائنانی قطعی دانسته اند. در برابر، بررسی منابع محلی و نزدیک به بافت اجتماعی منطقه نشان می دهد که پدیده دؤنوک نه رفتاری یک دست و خیانت آمیز، بلکه کنشی پیچیده و چندلایه بوده است. برخی دؤنوک ها از سر نارضایتی، ملاحظه های سیاسی یا فقط برای بقا، چنین تصمیمی گرفتند. یافته های این نوشتار نشان می دهد که برخورد صفویان نیز با این گروه ها یک دست نبوده و از شدت تا مدارا متفاوت بوده است. بنابراین دؤنوک را باید پدیده ای تاریخی با ابعاد متنوع و انگیزه های متکثر دانست، نه فقط نشانه ای از خیانت. «دؤنوک» پدیده ای چندوجهی است که در بستر پیچیده ای از ناامنی، بحران رهبری و فشارهای زیست محیطی و اجتماعی شکل گرفت و واکنش ایل ها به آن، نه لزوماً خیانت، بلکه تلاشی برای بقا و بازتعریف موقعیت خویش در میان دو قدرت بزرگ زمانه بود.
۱۹.

روابط قفقاز جنوبی و غرب آسیا (2020تا2025): جمهوری آذربایجان و امارات متحد عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۴
روابط جمهوری آذربایجان و امارات متحد عربی که پیش تر بر پایه نزدیکی و دوستی استوار بود، پس از سال ۲۰۲۰ جهش چشمگیری یافته و به سطح همکاری های راهبردی ارتقا پیدا کرده است. این همکاری ها اکنون ابعاد متنوع سیاسی، اقتصادی و امنیتی را در بر می گیرد و برای هر دو کشور اهمیت راهبردی دارد. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چه تحولات و مراحلی زمینه ساز این جهش بوده و چگونه فرصت های جدیدی برای تعمیق روابط دو کشور ایجاد کرده اند؟ با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی و بر پایه مدل مفهومی ابتکاری، مرکب از سه دسته تحولات بستر ساز، مانع زدا و فرصت آفرین، روند نزدیکی جمهوری آذربایجان و امارات متحد عربی را در دوره پس از سال ۲۰۲۰ تحلیل می کنیم. یافته ها نشان می دهند تحولات منطقه ای در غرب آسیا و قفقاز جنوبی، ابتدا با ایجاد بسترهای جدید همکاری، سپس با رفع موانع سیاسی و ژئوپلیتیکی و سرانجام با گشودن فرصت های نو در حوزه هایی مانند انرژی، تجارت و ترتیبات امنیتی، مسیر ارتقای روابط دو کشور را به سطح مشارکت راهبردی هموار کرده اند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت ادامه این روند، چشم اندازی روشن برای تعمیق بیشتر همکاری های دوجانبه در سال های آینده ترسیم می کند.
۲۰.

نوعثمانی گرایی و چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
غرب گرایی بیش از نیم قرن در سیاست خارجی ترکیه عنصری مهم بود و غرب آسیا در نگرش ژئوپلیتیکی این کشور اهمیت کانونی نداشت، اما در دو دهه اخیر شاهد حضور فعال و به نسبت مستقل ترکیه در این منطقه بوده ایم. در این نوشتار پرسش از چگونگی امکان چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا از سال 2003 است. در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح می شود که بازتعریف هویت دولت در قالب نوعثمانی گرایی و به دنبال آن، تغییر در منافع ملی، چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا را امکان پذیر کرده است. چارچوب نظری استفاده شده در این نوشتار سازه انگاری موسوم به سطح واحد با تأکید بر نقش مقوم هویت برساخته شده در سطح داخلی است. برای تحلیل داده ها با تعدیل هایی از روش رهگیری فرآیند استفاده می کنیم و نشان می دهیم چگونه نوعثمانی گرایی به عنوان عنصری هویتی به منافع ملی ترکیه شکل داده و به ارائه تفسیری جدید از ژئوپلیتیک ترکیه و نمودهای آن در سیاست خارجی در غرب آسیا منجر شده است. حمایت نکردن ترکیه از فشار تحریمی آمریکا علیه ایران، حضور فعال این کشور در بحران سوریه، حمایت از حماس و رویکرد کم وبیش ضداسرائیلی اردوغان، مهم ترین محورهای نشان دهنده تغییر در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان