درخت حوزه‌های تخصصی

سیاست خارجی ایران

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۱۸۰ مورد.
۱.

سازه های فرهنگی در روابط ایران و چین: بازخوانی مشترکات تمدنی در چارچوب سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۵
ایران و چین، به عنوان دو تمدن دیرینه و تأثیرگذار، در طول تاریخ روابط فرهنگی عمیق و مستمری داشته اند که بازخوانی آن ها می تواند افق های تازه ای در دیپلماسی فرهنگی بگشاید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه منابع مکتوب، به شناسایی و تبیین مشترکات فرهنگی میان دو کشور پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که این اشتراکات در سه محور اصلی قابل دسته بندی اند: عناصر فرهنگی، اسطوره های مشترک، و آیین های مشابه. این مؤلفه ها، در صورت فعال سازی از طریق ارتباطات میان فرهنگی، می توانند به شکل گیری هویت های مشترک و بازتعریف منافع فرهنگی منجر شوند. مدل مفهومی تحقیق، بر پایه نظریه سازه انگاری، سازوکاری را ترسیم می کند که در آن فرهنگ نه تنها بازتابی از گذشته، بلکه ابزاری برای ساخت آینده ای هم گراست. در این چارچوب، اشتراکات فرهنگی صرفاً شباهت های آماری نیستند، بلکه ظرفیت آن را دارند که در قالب دیپلماسی فرهنگی، به ابزار راهبردی برای تقویت تفاهم، اعتماد و همکاری پایدار میان ایران و چین تبدیل شوند.
۲.

کاربست الگوی راهبردی دیپلماسی فرهنگی در عصر دیجیتال: مطالعه موردی مدیریت تصویر ملی در تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۰
در دنیای پیچیده بحران های بین المللی، دیپلماسی فرهنگی به عنوان ابزاری کلیدی از قدرت نرم، ظرفیت های منحصربه فردی برای کاهش تنش ها، بازسازی اعتماد و تقویت ارتباطات میان فرهنگی ارائه می دهد. این پژوهش با هدف تبیین عملیاتی و ارزیابی تجربی نقش دیپلماسی فرهنگی در مدیریت بحران های بین المللی در بستر دیجیتال، به مطالعه موردی تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران (بعنوان موردکاوی اصلی) می پردازد. این مطالعه ابتدا یک مدل مفهومی تلفیقی (بر اساس قدرت نرم، دیپلماسی فرهنگی و دیجیتال) را تدوین کرده و سپس سازوکارهای آن (روایت سازی و اعتمادسازی) را در موردکاوی منتخب، تحلیل می نماید. داده ها با تمرکز بر این موردکاوی و با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی، از طریق پیمایش ۷۸ کارشناس و ۱۵ مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری و تحلیل شدند. تحلیل مضمون کیفی و ارزیابی کمی نشان می دهد دیپلماسی فرهنگی از طریق بازتعریف روایت ها (با میانگین تأثیر ۴.۲ از ۵ در پیمایش)، واسطه گری غیررسمی و نهادسازی ادراکی عمل کرده و ابزارهای دیجیتال آن را تقویت می کنند، اما چالش هایی مانند محدودیت های نهادی، نابرابری های فناورانه و سوءبرداشت های فرهنگی اثربخشی را کاهش می دهند. این مطالعه با ارائه مدل مفهومی کاربردی و شاخص های عملیاتی بحران محور، به سیاست گذاران کمک می کند تا ظرفیت های قدرت نرم کشورها را در مواجهه با بحران ها ارتقا دهند و گفت وگوی میان فرهنگی را تسهیل نمایند.
۳.

جایگاه همکاری های راهبردی در دیپلماسی اقتصادی چین: مطالعه موردی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
پس از دهه 1990، با گسترش جهانی شدن و وابستگی متقابل میان کشورها، یکی از ویژگی های جدید در سیاست خارجی چین، توسعه روابط با کشورها در قالب دیپلماسی اقتصادی در پرتو همکاری های راهبردی بوده است. پژوهش حاضر ضمن واکاوی و ارزیابی دیپلماسی اقتصادی چین از رهگذر همکاری های راهبردی، ارزیابی سطوح گوناگون موجود در همکاری های راهبردی چین و مطالعه موردی همکاری راهبردی این کشور با ایران در چارچوب توافق ۲۵ساله، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا چین بسط و توسعه اقتصادی خویش را در قالب دیپلماسی اقتصادی از رهگذر همکاری های راهبردی دنبال می کند؟ با اتکا به روش توصیفی - تبیینی و در چارچوب مطالعه موردی، فرضیه پژوهش بدین صورت مفصل بندی شده است که سطوح گوناگون موجود در همکاری های راهبردی ضمن آنکه فرصت ارزیابی چین از ظرفیت های اقتصادی و سیاسی طرف مقابل را برای همکاری بلندمدت فراهم می آورد، باعث می شود تا با ایجاد وابستگی متقابل با کشور هدف، آن کشور در بلندمدت در منظومه اهداف اقتصاد سیاسی بین المللی چین (ارتقا در چارچوب قدرت بین المللی و موازنه در برابر غرب) تعریف و نهادینه شود. یافته های این پژوهش نشان می دهند که بیجینگ درصدد است تا با استفاده از همکاری های راهبردی، وزنی سیاسی برابر با وزن اقتصادی خویش کسب کند. بیجینگ با پیگیری سطوح گوناگون در همکاری های راهبردی در چارچوب وابستگی متقابل علاوه بر این که از ظرفیت های اقتصادی و سیاسی ایران برای همکاری های بلندمدت استفاده می کند، به دنبال آن بوده تا با ایجاد وابستگی متقابل، از جایگاه ایران در قالب اهداف اقتصاد سیاسی بین المللی خود بهره گیرد.
۴.

بررسی سیاست خارجی ایران در قبال جنگ سال 2022 روسیه و اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
اوکراین در دو دهه گذشته همواره عرصه رقابت و منازعه قدرت های بزرگ جهانی بوده است. جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 از مهم ترین تحولات بین المللی است که با دقت از سوی کشورهای دیگر دنبال می شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی سیاست خارجی ایران در قبال جنگ سال 2022 اوکراین است. سوال اصلی این است که سیاست خارجی ایران در جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 چه بوده است؟ فرضیه پژوهش بر این تاکید دارد که ایران با اتخاذ سیاستی واقع گرایانه و عمل گرایانه، ضمن مخالفت با توسل به جنگ به عنوان راه حل بحران، بر موازنه گرایی و همگرایی تاکتیکی با روسیه در برابر فشارهای غرب تأکید داشته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سیاست خارجی ایران ابتدا در قالب بی طرفی و تأکید بر موازین بین المللی و سپس در شکل حمایت نسبی از روسیه، بازتابی از رویکرد موازنه گرایانه در چارچوب نظم در حال گذار جهانی است که بر تقویت جایگاه ایران در محور شرق و کاهش وابستگی به غرب می انجامد. از جمله عوامل مؤثر بر آن نیز حرکت در مسیر نگاه به شرق، همکاری بیشتر با روسیه، مخالفت با گسترش ناتو و تلاش برای استفاده از این جنگ به ویژه در زمینه فروش انرژی بوده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی – تحلیلی و با روش اسنادی (کتابخانه ای) انجام شده است.
۵.

واکاوی نقش شورای امنیت در مقابله با تهدیدات نوظهور علیه صلح و امنیت بین المللی؛ مطالعه موردی جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۸
شورای امنیت سازمان ملل متحد، در تئوری دارای اختیارات گسترده ای برای مقابله با جنگ ها، تجاوز و نقض فاحش حقوق بین الملل است. با این حال، عملکرد این نهاد همواره با چالش های بنیادین مواجه بوده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، شکاف میان نقش نظری و عملکرد واقعی شورای امنیت را در مواجهه با تهدیدات نوظهور بررسی می کند. پرسش اصلی، شناسایی موانع ساختاری، حقوقی و سیاسی کاهش دهنده کارآمدی و مشروعیت شورا در بحران های معاصر است. فرضیه تحقیق بر سه مانع کلیدی تمرکز دارد: ساختار تصمیم گیری مبتنی بر حق وتو، ابهام در تعریف «تهدید علیه صلح» در قبال تهدیدات نوظهور و ناسازگاری سازوکارهای سنتی شورا با ماهیت فناورانه این تهدیدات. یافته ها نشان می دهد کارآمدی شورا به شدت تحت تأثیر ساختار نظام بین الملل، منافع ملی اعضای دائم و استفاده ابزاری از «حق وتو» قرار دارد؛ عواملی که به ناکارآمدی، عدم شفافیت، استانداردهای دوگانه و تضعیف مسئولیت حمایت انجامیده اند. مطالعه موردی جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران (ژوئن 2025) این یافته را عیناً تأیید کرد: شورا در نتیجه ملاحظات سیاسی اعضای دائم (مشارکت مستقیم آمریکا و سکوت محتاطانه روسیه و چین) دچار «فلج کامل» شد و هیچ اقدام مؤثری برای محکومیت یا توقف جنگ انجام نداد. آتش بس نهایی نیز نه بر پایه قطعنامه شورا، بلکه توسط آمریکا و در پی موازنه قدرت نظامی تحمیل گردید. این مطالعه، غلبه منافع قدرت های بزرگ بر اصول امنیت جمعی و گذار از حقوق بین الملل کلاسیک به دیپلماسی مبتنی بر قدرت را اثبات می کند.
۶.

ظرفیت سازی انرژی در سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی (مطالعه موردی ترکمنستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۸
امروزه نقش انرژی در سیاست خارجی کشورها با توجه به اهمیت روزافزون آن در تحولات سیاسی و اقتصادی جهان برجسته تر شده است؛ تا آنجا که امروزه ژئوپلیتیک انرژی و ژئواکونومی سهم عمده ای در شکل دهی به سیاست خارجی کشورها ایفا می کنند. در همین راستا پرسش اصلی مقاله حاضر این است که ظرفیت انرژی در شکل دهی به سیاست خارجی ایران در قبال کشورهای آسیای مرکزی، به ویژه ترکمنستان، چگونه عمل می کند؟ در پاسخ، فرضیه پژوهش بیان می کند که بر اساس چارچوب نظری ترکیبی ژئوپلیتیک انرژی و ژئواکونومی، با تحلیل داده ها با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و با توجه به حضور ایران و ترکمنستان در جمع کشورهای تولیدکننده و صادرکننده انرژی، ظرفیت انرژی در سیاست خارجی ایران می تواند کارکردی به مثابه یک ابزار راهبردی داشته باشد و در راستای هسموسازی منافع انرژی محور دو کشور، همزمان در کاهش چالش های ژئوپلیتیکی ترکمنستان و ژئواکونومیکی ایران ایفای نقش نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که گرچه ایران و ترکمنستان به عنوان تولیدکنندگان گاز طبیعی ممکن است رقیب یکدیگر قلمداد شوند، اما همکاری های مبتنی بر ترانزیت و سوآپ گاز می تواند زمینه ساز گسترش روابط دوجانبه و پیش برنده منافع مشترک باشد. همچنین مسیرهایی مانند راه گذر بین المللی شمال جنوب و اتصال بندر چابهار به آن، می تواند نقش مهمی در تسهیل صادرات گاز ترکمنستان و تثبیت جایگاه ایران در زنجیره ترانزیت انرژی منطقه ای ایفا کند. با این حال، عملیاتی سازی این ظرفیت ها با چالش های ساختاری همچون تحریم های یکجانبه و رقابت های ترانزیتی مواجه است که غلبه بر آنها نیازمند دیپلماسی فعال دوجانبه و چندجانبه در سطح منطقه ای است.
۷.

دیپلماسی ورزشی ابزاری برای بهبود تصویر و ویژند ملی: یک بررسی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۱
ورزش به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارها برای دیپلماسی عمومی و ویژند سازی ملی شناخته می شود. دیپلماسی ورزشی، به عنوان شاخه ای از دیپلماسی عمومی، به استفاده از ورزش برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی، دیپلماسی مردم با مردم، تقویت هویت و تصویر کشور و ارتقا روابط بین المللی اشاره دارد. این مقاله به بررسی تأثیر دیپلماسی ورزشی بر ویژند سازی ملی و تصویر ملی کشورها پرداخته و با استفاده از روش فراترکیب، مطالعات موجود در این حوزه که دامنه 183 مقاله از پایگاه web of science را شامل می شود را تحلیل و ترکیب کرده است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه دیپلماسی ورزشی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در ارتقای ویژند و تصویر ملی کشورها مؤثر باشد. یافته ها نشان می دهند که دیپلماسی ورزشی از طریق افزایش شناخت جهانی، تقویت هویت ملی، جذب سرمایه گذاری خارجی، رشد صنعت گردشگری و بهبود روابط بین المللی، به شکل چشمگیری به ارتقای جایگاه کشورها در سطح جهانی کمک می کند. همچنین، یافته ها به موارد موفقی چون تأثیر جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و جام جهانی 2022 قطر پرداخته و چالش ها و موانعی مانند هزینه های بالای میزبانی و چالش های سیاسی را نیز بررسی می کند. درنهایت، نتایج نشان می دهند که در دنیای امروز که اهمیت قدرت نرم افزایش یافته، دیپلماسی ورزشی می تواند ابزاری مؤثر در بهبود تصویر کشور، روابط بین المللی و جایگاه جهانی کشورها باشد.
۸.

گسست ژئواکونومیک جهانی و تأثیر آن بر حضور چین در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۰
تحولات اخیر در نظام بین الملل منجر به تضعیف فرایند جهانی سازی و شکل گیری روندی نوظهور با عنوان «گسست ژئواکونومیک» شده است. گسست ژئواکونومیک دلالت بر فرآیند معکوس سازی یکپارچگی اقتصاد جهانی دارد که تحت تأثیر رقابت های ژئوپلیتیکی و ملاحظات راهبردی، جریان های تجارت، سرمایه و زنجیره های تأمین را به سمت بلوک های همسو و منطقه ای بازتنظیم می کند. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های اسنادی و منابع کتابخانه ای، به این پرسش می پردازد که پدیده گسست ژئواکونومیک جهانی چه تأثیری بر الگوی حضور و سیاست گذاری اقتصادی چین در افغانستان گذاشته است؟ نتیجه گیری تحلیلی پژوهش نشان می دهد که تأثیر این فرایند بر سیاست خارجی قدرت های بزرگ با تمرکز آن ها بر امنیت زنجیره های تأمین، منطقه گرایی اقتصادی و بازتعریف منافع ژئواستراتژیک قابل ارزیابی است. بر اساس مطالعه موردی صورت گرفته، افغانستان با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیک و منابع معدنی غنی، جایگاه ویژه ای در راهبرد ژئواکونومیک چین پیدا کرده است. چین در مقایسه با دوران قبل از شکل گیری فرایند گسست ژئواکونومیک جهانی که تمرکز سیاست خارجی این کشور بر توسعه مناسبات اقتصادی فرامنطقه ای بوده، تلاش دارد در چارچوب راهبرد کمربند و راه (BRI) و با تقویت حضور اقتصادی در افغانستان، به طور هم زمان اهداف امنیتی و اقتصادی خود را در سطح منطقه ای دنبال کند. چین در پی کسب حد اکثر منفعت از منطقه گرایی نوینی است که نتیجه فرایند گسست ژئواکونومیک جهانی است. بر این اساس، الگوی سیاست خارجی این کشور در افغانستان به سوی منطقه گرایی فعال، مدیریت ریسک های امنیتی، افزایش نفوذ ژئواکونومیک و وارد کردن افغانستان به زنجیره های تأمین و خلق ارزش اقتصاد خود تغییر جهت داده است.
۹.

سیاست خارجی هند در قبال ایالات متحده آمریکا (جنگ اوکراین و جنگ غزه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
هند به عنوان قدرتی در حال ظهور یکی از تاثیرگذارترین کشورها در آینده نظام بین الملل خواهد بود. بنابراین فهم سیاست خارجی این کشور در قبال خواسته های آمریکا از اهمیت به سزایی برخوردار است. درک این جهت گیری در تشخیص سناریوهای پیش روی نظام بین الملل کارایی بسیاری خواهد داشت. در این راستا این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که راهبرد امنیتی هند نسبت به ایالات متحده در وقایعی مانند جنگ اوکراین و جنگ غزه چه بوده است؟ فرضیه موقت این پژوهش حاکی از آن است که با توجه به روند های گذشته، هند در جنگ اوکراین و غزه راهبرد دنباله روی از آمریکا را در دستور کار قرار داده است. یافته های پژوهش حاکی از آن اند که هند متاثر از تغییرات ساختار نظام بین الملل و همچنین تغییر سیاست داخلی و خارجی آمریکا در زمینه جنگ اوکراین به طور مشخص هیچ یک از راهبردهای موازنه یا دنباله روی را در پیش نگرفت و با نگاهی به هردو راهبرد، صرفا با رویکردی عملگرایانه به تامین منافع ملی خود پرداخته است. اما در باب جنگ غزه حمایت هند از اسرائیل در چارچوب دنباله روی سخت از آمریکا قابل تفسیر است. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی-توصیفی است. این پژوهش ماهیتی کیفی داشته و جمع آوری اطلاعات آن از طریق مقالات و سایت های اینترنتی انجام گرفته است.
۱۰.

تحول در سیاست خارجی کره جنوبی در غرب آسیا: از اقتصادمحوری به تعامل چند بُعدی (2024- 2000)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
غرب آسیا با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی راهبردی، گذرگاه های حیاتی و سهم قابل توجه از ذخایر انرژی، نقشی تعیین کننده در ساختار قدرت، معادلات انرژی و معماری امنیت بین المللی ایفا می کند. برای کره جنوبی که بخش عمده نیازهای انرژی خود را از این منطقه تأمین می نماید، غرب آسیا واجد اهمیتی راهبردی و غیرقابل جایگزین است. اگرچه تعاملات پیشین سئول با این منطقه عمدتاً بر همکاری های انرژی محور متمرکز بود، اما از دهه ۲۰۰۰ به بعد به تدریج حوزه هایی همچون فناوری های نوین، توسعه زیرساخت ها، همکاری امنیتی–نظامی و دیپلماسی فرهنگی را نیز در بر گرفته است. سؤال اصلی پژوهش این است که سیاست خارجی کره جنوبی در غرب آسیا در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ میلادی چگونه تغییر یافته است؟ این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بهره گیری از چارچوب نظری نولیبرالیسم نهادی، سازوکارهای نهادی، اقتصادی و ساختاری این تحول را واکاوی می کند. نتایج نشان می دهد که افزایش وابستگی متقابل اقتصادی و انرژی، توسعه ترتیبات نهادی در حوزه های انرژی، فناوری و زیرساخت، تقویت قواعد همکاری و نقش فزاینده شرکت های بزرگ کره ای در قالب شبکه های همکاری چندسطحی، مهم ترین عوامل انتقال سیاست خارجی سئول از الگوی اقتصادمحور به الگوی تعامل چندبعدی و نهادبنیاد بوده اند. در پی این تحول، روابط کره جنوبی با غرب آسیا از انسجام نهادی بیشتری برخوردار شده و جایگاه این منطقه در راهبرد کلان سیاست خارجی سئول ارتقا یافته است.
۱۱.

دیپلماسی اقتصادی هندوستان در عربستان سعودی (2024- 2014)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۸
با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، جهان دچار تغییرات شگرف شد که جهانی شدن مهم ترین نمود این امر است. از این رو، از نیمه دهه 90 میلادی که تاکید بر چند جانبه گرایی روند رو به رشدی را تجربه کرد، قدرت های نوظهوری نیز در عرصه بین الملل به بازیگری پرداختند. یکی از مهم ترین آنها هندوستان است که از زمان روی کار آمدن نارندرا مودی توانسته با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی توسعه گرا، با کشورهای گوناگون جهان از جمله عربستان سعودی به دادوستد بپردازد و در برابر، عربستان سعودی نیز برای برنامه های توسعه محور خود نیاز به دو عنصر سرمایه و نیروی کار دارد و هندوستان شریک مناسبی برای این کشور است که می تواند نیازهای این کشور را بر مبنای یک وابستگی متقابل اقتصادی برطرف کند. روابط این دو واحد سیاسی پیشینه ای دیرینه دارد و علیرغم ماهیتی اقتصادی، اهداف امنیتی را نیز دنبال می کند. با توجه به موارد بالا، پرسش اصلی در این مقاله این است که راهبرد دیپلماسی اقتصادی هند در عربستان سعودی دارای چه عناصری و تبیین کننده چه اهدافی می باشد؟ روش پژوهش استفاده شده در این مقاله، کیفی و با رویکرد توصیفی –تحلیلی است. نویسندگان کوشیده اند در چهارچوب نظریه وابستگی متقابل نشان دهند که هندوستان با یک رویکرد مبتنی بر استفاده از قدرت نرم در چهارچوب همکاری های اقتصادی، اهدافی همچون کنترل پاکستان، موازنه قوا با چین، امنیت غذایی و تقویت سیاست بازار بزرگ هند را در منطقه خلیج فارس پیش ببرد.
۱۲.

تحلیل آینده پژوهانه راهبرد چین در افغانستان پس از جنگ ۱۲ روزه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
جمهوری خلق چین که پس از روی کارآمدن مجدد طالبان به دلایلی مانند خلأ امنیتی ناشی از خروج آمریکا و احیای تهدید افراط گرایی، سیاستی محتاطانه در قبال افغانستان دنبال می کرد، در پی تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ ۱۲ روزه ایران-رژیم صهیونیستی و بازتعریف موازنه های قدرت در منطقه با این پرسش مواجه شده که راهبرد پکن در قبال افغانستان با چه تحولاتی مواجه خواهد شد؟ این مقاله با رویکرد آینده پژوهانه و بهره گیری از روش تحلیل پیشران ها و سناریونویسی و استفاده از مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای منابع معتبر و دیدگاه خبرگان به بررسی نتایج و تفسیر چهار سناریوی محتمل در چارچوب نظریه مجموعه های امنیتی منطقه ای پرداخته و بر اساس دو پیشران اصلی یعنی ثبات/عدم ثبات طالبان در افغانستان و نحوه بازیگری فعال/غیرفعال آمریکا در قبال چین، به این فرضیه دست یافته که منافع راهبردی پکن در قبال آمریکا سبب می شود که چین از سیاست همکاری محتاطانه به سمت حمایت فعال و نزدیکی راهبردی با حکومت طالبان سوق یابد. در این راستا، سناریوهای مختلف تغییر راهبرد چین در حوزه های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک بررسی شده و یافته های پژوهش نشان می دهد که با توجه به سناریوهای 1- تثبیت طالبان و همگرایی با چین؛ 2- بی ثباتی ساختاری و افزایش افراط گرایی؛ 3- بازگشت آمریکا و رقابت ژئوپلیتیکی جدید و 4-رقابت قدرت های منطقه ای و بازی چندجانبه، در نهایت پکن در راستای حفظ ثبات مرزهای غربی، تأمین منافع انرژی، جلوگیری از نفوذ رقبای غربی خود در آسیای مرکزی، با کنار گذاشتن سیاست محتاطانه، راهبردی چندلایه و فعالانه را نسبت به افغانستان اتخاذ خواهد کرد.
۱۳.

رقابت راهبردی در دیپلماسی جهانی: تحلیل گفتمانی سخنرانی های ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد 2025(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
نظام بین الملل در دهه های اخیر از نظم نسبتاً پایدار لیبرال به سوی محیطی مبتنی بر رقابت فزاینده قدرت های بزرگ در حال گذار است؛ رقابتی که فراتر از موازنه سازی سخت، در سطوح هنجاری، معنایی، روایی و گفتمانی بازتولید می شود. سخنرانی رهبران کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بازتابی از درک آنان از نظم جهانی، هویت، قدرت و جایگاه کنشگری در ساختار بین المللی است. در این چارچوب، دیپلماسی به عرصه ای راهبردی برای رقابت معنابخشی، روایت پردازی قدرت و بازتعریف مشروعیت تبدیل شده است. ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه به عنوان سه بازیگر اثرگذار در دوران گذار نظم جهانی، از طریق دیپلماسی گفتمانی و قدرت نمادین، در پی تثبیت یا بازتعریف نقش نظم ساز و جایگاه راهبردی خود هستند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سه سطح زبانی، ایدئولوژیک و کارکردی، سخنرانی های رسمی نمایندگان ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در نشست ۲۰۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد ایالات متحده با گفتمان رئالیستی- لیبرالی بر حفظ برتری ساختاری، رهبری جهانی و استمرار نظم لیبرال تأکید دارد؛ چین با گفتمان توسعه محور و چندجانبه گرا و طرح ابتکارهایی چون GDI ,GGI ,GSI ، در پی تقویت مشروعیت نقش نظم ساز خود است و روسیه با گفتمان تقابلی و حقوق محور، خود را مدافع نظم چندقطبی و منتقد یک جانبه گرایی معرفی می کند. نتایج نشان می دهد رقابت راهبردی در دیپلماسی جهانی بیش از آنکه صرفاً ژئوپلیتیکی باشد، فرایندی گفتمان ساز برای کنترل معنا، مشروعیت و ادراک عمومی بین المللی است.
۱۴.

دولت آونگی و پویایی سیاست خارجی ترکیه؛ مورد پژوهی جنگ اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۱
سیاست خارجی ترکیه با ورود به قرن بیست و یکم، الگویی پویا و چندوجهی یافته که فهم آن نیازمند چارچوب های تحلیلی نوین است. این پژوهش با هدف تبیین این پویایی، به تحلیل کنشگری ترکیه در جریان جنگ ۲۰۲۲ اوکراین از طریق چارچوب مفهومی دولت آونگی و نظریه سیستم های انطباقی پیچیده می پردازد. فرضیه اصلی آن است که رفتار آونگی ترکیه، پاسخی هوشمندانه به الزامات ژئوپلیتیک، فشارهای سیستمی و پویایی های داخلی برای تحقق استقلال راهبردی است. این تحقیق با روش کیفی و رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده و رفتار ترکیه بر اساس پنج شاخص کلیدی دولت های آونگی (ژئوپلیتیک، اقتصاد، نظامی، دیپلماسی و قدرت هوشمند) و با تکیه بر نظریه سیستم ها تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که ترکیه در بحران اوکراین، با اتخاذ یک استراتژی دوگانه حمایت نظامی از اوکراین و حفظ روابط اقتصادی با روسیه نقش یک دولت آونگی را به طور کامل ایفا کرد. این کشور با استفاده از اهرم های ژئوپلیتیک (کنوانسیون مونترو)، اقتصادی (کریدورهای انرژی) و دیپلماتیک (میانجی گری در توافق غلات)، توانست نفوذ خود را بر هر دو طرف متخاصم حفظ کند. کنشگری آونگی، جایگاه ترکیه را از یک متحد پیرو به یک تنظیم گر محوری در نظم بین الملل تغییر داده است. این استراتژی ضمن تحقق استقلال راهبردی، با ایجاد خلأ اعتبار و معرفی ترکیه به عنوان یک متحد غیرقابل اتکا، ریسک های ساختاری نیز به همراه داشته است.
۱۵.

بررسی رقابت استراتژیکی ایالات متحده آمریکا با چین با تأکید بر سیاست خارجی بایدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۴
طی دو دهه اخیر، رقابت استراتژیک میان آمریکا و چین به یکی از محورهای کانونی تحولات نظام بین الملل تبدیل شده است. این تقابل نه تنها ابعاد اقتصادی، امنیتی، فناورانه و ژئوپلیتیکی را دربر گرفته بلکه، روابط دوجانبه این دو قدرت بزرگ، و ساختار نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با آغاز ریاست جمهوری بایدن در سال ۲۰۲۱، سیاست خارجی آمریکا در قبال چین دستخوش تحولاتی شده که واجد ویژگی های هم تداوم و هم تمایز نسبت به دوران پیشین است این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی با تمرکز بر رقابت استراتژیک آمریکا با چین در دوره بایدن، به به طرح این سوال پرداخت که اهداف اهداف امریکا در مواجهه با چین چه بوده است؟ یافته ها نشان می دهد اولاً بایدن برخلاف رویکرد یکجانبه گرایانه سلف خود به بازسازی و تقویت اتحادهامنطقه ای(مانند کواد و آکوس)، محدودسازی دسترسی به فناوریهای پیشرفته (از طریق تحریم ها و ممنوعیت های صادراتی) را در قلب رقابت استراتژیکی خود علیه چین قرار داده بود.ثانیاً دپیلماسی بایدن بر مفهوم رقابت شدید اما مسئولانه تاکید داشت این دولت به دنبال تعریف کف یا حاشیه امن برای این رقابت بود تا از تبدیل آن به درگیری مستقیم جلوگیری کند.ثالثاً ماهیت و منطق این رقابت ها سرشار از تناقضات ذاتی از رقابت تا همکاری در تغییرات اقلیمی،بهداشت و سلامت بوده است.
۱۶.

راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تهدیدهای نارکوتروریسم داعش خراسان افغانستان (2025- 2018)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
با افزایش فعالیت گروه تروریستی تکفیری داعش در غرب آسیا، گروه های متعدد تروریستی نیز در افغانستان شروع به تحرکات گسترده ناشی از اقتصاد قدرتمند قاچاق مواد مخدر کردند. داعش خراسان به عنوان یکی از همین گروه ها، با هدف ایجاد یک مجموعه افراطی بنیادگرا و توسعه همه جانبه عملکردش، عمده فعالیت های تروریستی خود را در افغانستان و کشورهای همسایه انجام داده است. (طرح مساله) این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریه واقع گرایی تدافعی، و اطلاعات لازم را از منابع اینترنتی و مقالات جمع آوری کرده است. به همین منظور می باشد که سوال بدینگونه مطرح می شود که، «جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی به منظور کاهش تهدیدهای داعش خراسان در افغانستان برای دستگاه دیپلماسی خود اتخاذ کرده است؟(سؤال) یافته ها: یافته های پژوهش بیان می دارد که، تهدیدات داعش خراسان در حوزه های: 1-معضلات امنیتی، نظیر گسترش فعالیت های تروریستی؛ 2- مشکلات اقتصادی همچون ایجاد اقتصاد سیاه؛3- حوزه ی معضل سیاسی، به شمار می رود. به همین منظور راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای کاهش تهدیدهای این گروه، روند همکاری خود را با سازمان های منطقه ای از جمله اکو، شانگهای توسعه داده و همگرایی دو جانبه با کابل و چند جانبه در آسیای مرکزی را توسعه داده است.(فرضیه)
۱۷.

The Gaza crisis and the future of US-Israel relations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۸
Following the end of World War II and the onset of the Cold War between East and West in the Middle East, the United States gravitated toward supporting Israel as a means to realize its vision of global hegemony, ultimately establishing Israel as a strategic ally in the region. Washington’s support for Tel Aviv is rooted in shared values, beliefs, and the security of mutual interests. This article aims to provide an insightful and accurate understanding of the United States’ strategic reorientation in response to the Gaza crisis. Thus, the research seeks to address the question: What direction will the future of U.S.-Israel relations take in light of the Gaza crisis? The study examines the hypothesis that the future of U.S.-Israel relations could evolve into a form of limited cooperation, characterized by a reduction in Israel’s economic, political, and military dependency on the United States and a shift toward Tel Aviv’s self-reliance. This research is grounded in constructivist theory. Using a futures studies methodology, it explores U.S.-Israel relations in connection with developments in Gaza. The findings demonstrate that the Gaza crisis and the security threats faced by Israel have introduced a new phase of convergence between the two nations. However, this convergence may take the form of limited cooperation due to fundamental challenges, including the decline of the U.S.'s global position, the rise of new powers, and regional challenges.
۱۸.

Analyzing the Drivers Behind the Declining Importance of Oil in Future Iran–Saudi Relations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۳
Iran and Saudi Arabia have long competed as two regional powers, striving to expand their influence and safeguard their interests over the past five decades. While this rivalry has largely been non-military and indirect, it has manifested through political, ideological, informational, and economic avenues. The pivotal variable of oil has significantly shaped the competition between these nations. In recent years, a transition towards alternative energy sources has emerged, driven by factors such as dwindling oil reserves, economic inefficiencies, oil price volatility linked to global politics, potential fluctuations in demand, supply security concerns, sustainable economic practices, and environmental issues like global warming and climate change. Both Iran and Saudi Arabia have endeavored to diversify their energy portfolios, moving beyond oil dependency through initiatives like nuclear programs and exploration of other sources. Consequently, the influence of oil on their bilateral relations has evolved, losing some of its historical significance. This study aims to explore the factors that have diminished the importance of oil in shaping the dynamic between Iran and Saudi Arabia. Through the lens of the rentier state theory and scenario-writing method, the research reveals that technological advancements, the involvement of regional and extra-regional actors in West Asia, the impact of non-governmental entities, the shift towards alternative energy sources in the region, and the economic diversification efforts of both nations have collectively reduced the once-central role of oil in their relationship.
۱۹.

Analysis and Evaluation of President Raisi's Eastward Policy(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۵۷
This research aims to explore the strategic pivot in Iran's foreign policy toward Eastern countries under President Ebrahim Raisi. The study investigates the motivations behind this shift, its implications for Iran's international relations, and the effectiveness of this policy in achieving its intended goals. This article aims to dissect the conceptual underpinnings and theoretical content of Raisi's 'Look to the East' policy, situating it within broader theoretical and political contexts in international relations. The research question is: What are the driving forces behind Iran's increased engagement with Eastern countries under President Raisi, and how effective has this pivot been in enhancing Iran's geopolitical standing and economic stability? This article aims to prove analytically and descriptively the hypothesis that the Raisi administration's shift toward Eastern nations, particularly China and Russia, stems from a combination of economic necessity, geopolitical realignment, and the desire to evade Western sanctions. Findings: The research reveals that Raisi's policy has resulted in deeper economic and military collaborations with Eastern powers. However, while these moves have provided some economic relief and bolstered Iran's regional influence, they also present risks such as over-reliance on Eastern allies and potential geopolitical tensions with Western nations. The Raisi administration is orienting toward the East and establishing extensive ties with China and Russia in the military, economic, and security fields. The purpose of Iran's state is to form a global coalition against the US with Russia, China, and other states that oppose the Western world order.
۲۰.

Between Religious Principlism and Pragmatism: Islamic Iran`s Approach to Communist China(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۲
Along with geopolitical reasons lurking beneath the surface of Tehran-Beijing connections, such an odd partnership between an Islamist government and a communist one brings religious-ideological elements to the fore. Iran’s relationship with China is compatible with its dominant ideological-religious doctrine. The paper introduces a new understanding of the Sino-Persian Connections from a religious-ideological prism. ‘How and under what mechanisms has Iran made its Chinese policy compatible with its religious-ideological codes? This is the pivotal question that guides the analytical narrative of the paper. The paper argues that Shia Jurisprudence has specific religious foundations that justify Iran’s policy towards China. It highlights both ‘Principlism’ and ‘Jurisprudence Pragmatism’ through which Iran expands its relations with China. Principlism asserts that the expansion of ties with China does not conflict with the religious principle of rejecting domination by non-Muslim foreigners. That is why Iranian elites do not perceive the expansion of China's influence as a form of new imperialist expansionism that could lead to the domination of a non-Muslim country over a Muslim one. Jurisprudence Pragmatism posits that the rule of expediency in Shia jurisprudence mitigates the conflict between China's policies towards its Muslim population and Iran's proclaimed support for Muslims worldwide. This pragmatism provides a religious justification for maintaining relations with Beijing.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان