فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
207 - 237
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیشرو باهدف بررسی و تحلیل ساختار اقتصادی و سیاسی نئوپاتریمونیالیسم عربستان سعودی در دوران معاصر نگارش شد. تکیه بر ساختار اقتصادی نفت محور، ارتباط گسترده با شرکت های نفتی معتبر دنیا، سازه های موروثی قدرت و بینش های قبیله-ای، بازتولید اقتدار و ثبات حکمرانی را برای نظام سیاسی عربستان سعودی در پی داشته است. بازخورد این تحولات نهادینگی و استمرار خودکامگی درجامعه و نظام سیاسی این کشور بوده که با نوع نظام درآمدی تولیدی بی ارتباط نیست، پژوهش پیشرو کوشید با بهره گیری از روش تحلیل کیفی (نوع تبیین علی) ابتدا داده های موردنیاز از منابع (کتب، مقالات و اسناد) در مورد شاخصه های نئوپاتریمونیالیسم سیاسی اقتصادی احصا و سپس بر اساس چارچوب مفهومی نئوپاتریمونیالیسم رفاقتی، پیوند میان متغیرهای حل مسئله مورد تبیین وتحلیل قرار گیردسؤال اصلی پژوهش این است رابطه و نسبت استمرار و ثبات نظام پادشاهی عربستان با ساختار اقتصادی و مالی این کشور چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که درعربستان سعودی بنیان های اقتصاد رفاقتی با ویژگی هایی همچون (شبکه های حمایتی، رفیق بازی، فساد، رانت جویی، انحصارات اقتصادی – مالی و ...) پیوندهایی بین گروه ها و بخش های استراتژیک جامعه به ویژه بخش تجاری با دولت به وجود آورده که برآیند این درهم تنیدگی، تحکیم و تداوم نظام سیاسی نئوپاتریمونیال باثبات دراین کشور بوده است.
بررسی رویکرد سیاست خارجی روسیه به مسئله هسته ای ایران در دوره پسابرجام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
357-382
حوزههای تخصصی:
توافق نامه هسته ای ایران که در سال 1394 بین کشورهای 5+1(آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس، آلمان) به انجام رسید، با خارج شدن یک جانبه آمریکا از برجام به حالت تعلیق درآمده است. اگرچه کشورهای غربی و اروپایی از ابتدا با انرژی هسته ای ایران مخالف بودند اما در این میان کشورهایی مانند چین و روسیه نیز از موضوع هسته ای ایران حمایت کردند. روسیه بویژه، از یک طرف همسو با آمریکا از قدرت گرفتن هسته ای ایران نگران هستند و از سوی دیگر از انرژی هسته ای ایران حمایت می کنند. هدف اصلی پژوهش با تمرکز بر موضع روسیه، ارزیابی سیاست خارجی این کشوردر قبال مسئله هسته ای ایران در دوره پسابرجام بر پایه نظریه پیوستگی سطح تحلیل جیمز روزنا است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه روسیه از برنامه انرژی هسته ای ایران حمایت می کند و با تحریم های آمریکا علیه ایران موافق نیست، با این حال به دلیل منافع و تعاملات تجاری و اقتصادی که با کشورهای اروپایی دارد، سیاست دوگانه ای را برگزیده است. به عبارت روشن تر این کشور با ایران هسته ای مخالف و به دنبال دستیابی به جایگاه ابر قدرتی خود است. روش پژوهش کیفی، روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و داده های فضای مجازی و روش تحلیل؛ توصیفی- تبیینی است.
تأثیر رقابت روسیه و آمریکا بر امنیت افغانستان (از 2003 تا 2021)
منبع:
غرب آسیا سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵)
135 - 165
حوزههای تخصصی:
افغانستان از 2001- 2021 یک تجربه ی تازه ی دولت سازی را تجربه کرد. در این دوران حکومت افغانستان با شرکای بین المللی و عمدتا غربی خود کوشید که یک دولت لیبرالی در افغانستان روی کار آورد. با این که از 2001- 2003 امیدهای زیادی برای شکل گیری یک دولت مدرن وجود داشت، مگر از 2003 آهسته آهسته ناامیدی به کارایی دولت نمایان شد؛ به این دلیل که از 2003 بدین سو، ناامنی شدت می گرفت. برخی دلیل ناامنی را ناتوانی رهبران سیاسی در مدیریت کشور دانسته اند؛ برخی بر نقش منفی همسایگان انگشت گذاشته اند؛ و برخی دیگر نیز از بازی بزرگ سخن گفته اند. هدف مقاله ی کنونی تبیین این مسئله است. از این رو، پرسش اصلی در این پژوهش آن است که رقابت روسیه و امریکا در سه بعد سیاسی، نظامی- امنیتی و اقتصادی چگونه بر امنیت افغانستان تأثیر گذاشته است؟ فرضیه ی پژوهش این است که این دو قدرت با توجه به موارد اختلاف بر سر حضور امریکا در افغانستان، مساله ی طالبان و صلح افغانستان، انتقال انرژی از مسیر افغانستان و دموکراسی سازی امریکایی، سیاست تقابلی را در افغانستان دنبال کرده اند که منجر به کاهش امنیت در افغانستان شده است. این مقاله با روش کیفی، با استفاده از داده های کتاب خانه ای به این نتیجه دست یافته است که رقابت روسیه و امریکا در افغانستان در سه زمینه ی یادشده سبب شده است که هردو کشور به دنبال موازنه سازی و تحدید نفوذ یک دیگر برآمده و بازی پیچیده ی چندسطحی را در افغانستان دنبال نمایند. این موضوع امنیت نسبی کشور را صدمه زده و گفت وگوهای صلح را بی نتیجه ساخته است. چرا که همسویی منافع گروه های داخلی (چه احزاب سیاسی، چه بخشی از دولت و چه طالبان) با این دو کشور، زمینه ساز پیچیده شدن سیاست گذاری امنیتی و اقدام برای تامین امنیت شده است.
تأثیر مؤلفه های انسان شناختی قرآن در تمدن سازی نوین اسلامی با تکیه بر دیدگاه علامه مصباح یزدی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی به دنبال نهضت های اسلامی و جنبش بیداری اسلامی، ذهن اندیشمندان اسلامی را به خود متوجه ساخته است. با توجه به اهمیت مهندسی تمدن نوین اسلامی و بایستگی استخراج علوم انسانی از قرآن، جایگاه تربیت محوری تمدن اسلامی و اینکه علامه مصباح مباحث تأثیرگذاری در تمدن اسلامی ارائه کرده اند، سؤال پژوهش چیستی مؤلفه های انسان شناختی قرآن در تمدن سازی اسلامی با تکیه بر دیدگاه علامه مصباح یزدی است که با روش توصیفی تحلیلی و با هدف شناسایی ارکان تمدنی و تأثیر آن در تمدن نوین اسلامی به استخراج و استنباط مؤلفه های انسان شناختی در حوزه الهیات و ارتباط آن با تمدن سازی پرداخته است. در حوزه مؤلفه های انسان شناختی قرآن در پیوند با تمدن سازی نوین اسلامی می توان از چهار محور؛ نفس شناسی، سعادت، هویت جمعی انسان و تمدن اسلامی یاد کرد که با تعامل نفس و عمل و رفع مانع سلوک و استمداد از عقل و علم، تکامل و سعادت حاصل گردیده و تأثیر افراد واجد این شاخصه ها در هویت جمعی با تداوم خود ارزیابی مستمر، توجّه به ارزش هاى اسلامى، باعث اقبال به سنّت ها و روح مدنیّت در جامعه اسلامى و منجر به ایجاد تمدن نوین اسلامی خواهد شد.
بررسی تطبیقی سیاست حقوق بشری ایران و عربستان با تأکید بر نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
205 - 222
حوزههای تخصصی:
حوزه مطالعاتی حقوق بشر بر مجموعه ای از مفاهیم مبتنی است که تحولات مفهومی و نظری گوناگونی را تجربه کرده است. دراین پژوهش تلاش بر آن است که ضمن بررسی حقوق بشر از نگاه سازه انگاری ، به نوع نگاه و وضعیت دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی نسبت به مباحث حقوق بشری پرداخته شود و این پرسش اصلی را مطرح می سازد که سیاست حقوق بشری با توجه به تئوری سازه انگاری چه تفاوت هایی در حاکمیت ایران و عربستان ایجاد می کند؟ در پاسخ به سؤال مذکور پژوهشگر با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بیان نقاط اشتراک و افتراق بین دو کشور ایران و عربستان سعودی پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نوع اقدامات دو کشور در قبال مسائل حقوق بشری نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران دیدگاهی بسیار منعطف تر نسبت به عربستان سعودی در قبال مسائل حقوق بشری داشته و این به دلیل نوع حکومت و نوع جامعه مدنی در این کشورها است.
واکاوی مفهوم دولت مداری در سنت سیاست نامه نویسی ایران عصر میانه (بررسی تطبیقی سیرالملوک، کتاب النصیحه و نصیحه الملوک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
113 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال واکاوی مفهوم دولت مداری در سنت فکری سیاست نامه نویسی دوره میانی ایران است؛ تا به این سؤال پاسخ دهد که مؤلفه های الگوی سیاست نامه نویسی از حیث دولت مداری، در آثار مکتوب این دوره با توجه به تضعیف خلافت اسلامی و شکل گیری سلطنت های نیمه مستقل شامل چه ویژگی هایی بوده و نسبت آن با اندیشه دولت در ایران چگونه است. بعداز تبیین مؤلفه های چهارگانه «توأمانی دین و سیاست»، «پادشاهی و سلطنت محوری»، «رعیت داری و تعامل عادلانه» و «حفظ قدرت و نفی مخالفان» با استفاده از «روش تطبیقی» به بررسی این شاخص ها میان آثار (سیرالملوک، کتاب النصیحه و نصیحه الملوک) پرداخته شد. یافته های تحقیق بیانگر آن است که خواجه به دنبال ایجاد فره ایزدی و مشروعیت دینی برای پادشاه بوده، عنصرالمعالی سلطنت زمینی را جایگزین مشروعیت دینی کرده و غزالی راهی میانه را در قالب نظریه ی ظل الله است. هر سه متفکر، گرانیگاه خود را حول محور پادشاه قرار داده اند اما ایجاد دیوان عریض مختص به خواجه بوده و عنصرالمعالی و غزالی به ترتیب در جایگاه های بعدی قرار می گیرند. جهت «رعیت داری و تعامل عادلانه» عنصرالمعالی و غزالی به کنترل رعیت و لشکر از طریق نظام های اخذ خراج و صدور فرمان اشاره کرده اند اما خواجه کمتر از بقیه به موضوع عدالت پرداخته است. به ترتیب خواجه، عنصرالمعالی و غزالی در آثار خود به دنبال «بسط»، «کسب» و «حفظ» قدرت بودند. در مجموع می توان نتیجه گرفت فرآیندهای حاکم بر شکل گیری دولت در ایران نشان می دهد که دولت امری تأسیسی بوده و در ادامه متون سیاست نامه ها، بازتاب دهنده تجربه دولت مداری ایرانیان است تا در «سیاست عملی» به اقتضائات نظام های سیاسی جدید پاسخ داده شود.
فرانسیس بیکن در مقام یک فیلسوف سیاسی سقراطی: تأملی در چهره ژانوسی پیشاهنگ پروژه علم مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
123 - 103
حوزههای تخصصی:
فرانسیس بیکن پیش قراول پروژه علم مدرن است. روش او برای پژوهش در طبیعت، گسستی انقلابی از روش قدما بود. توصیف مجدد او از رابطه میان انسان و طبیعت نیز به همان اندازه با توصیف قدما تفاوت داشت. او با این رأی دیگر فیلسوفان مدرن اولیه موافق بود که انسان تنها قادر است چیزی را بشناسد که خودش ساخته باشد و این مؤید صورتی از فروبستگی نسبت به امر استعلایی در معنای قدمایی کلمه بود. اما باید پرسید که آیا بیکن، در مقام فیلسوف، می توانست با این فروبستگی موافق باشد؟ آیا او در لحظه بنیانگذاری بیکنیسم، خودش یک بیکنیست بود؟ بررسی دقیق تر آثار بیکن نشان می دهد که پاسخ تا حدی منفی است. اگر روش سقراطی فلسفه ورزی را به عنوان معیار بپذیریم، آنگاه فیلسوف در مقام فیلسوف نمی تواند به معنای دقیق کلمه قائل به آموزه های جزمی باشد. در اینجا میان فیلسوف به ما هو، و قرار گرفتن در جایگاه مرجعیت مجموعه ای از آموزه های جزمی، فاصله ای وجود دارد که در مورد بیکن نیز صدق می کند. لاجرم می توان از دو بیکن سخن گفت: فیلسوفی با چهره ای ژانوسی. بیکن در مقام پیشاهنگ پروژه علم مدرن، و بیکن در مقام فیلسوفی سقراطی که از آن حیث که فیلسوف است، در آموزه های جزمی خودش نیز شک می کند. به نظر می رسد چهره بیکنی بیکن، با وجود فاصله ای که او در مقام فیلسوفی سقراطی از آن می گیرد، در نهایت چهره اخیر را دستخوش تغییر ساخته و دچار ابهام می کند. در این مقاله می کوشیم با پرتو افکندن بر این دو چهره، زوایایی از تنش موجود میان آنها را در معرض دید قرار دهیم.
اصول فهم و حل مسأله در سیاستگذاری عمومی با تأکید بر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۹
321 - 303
حوزههای تخصصی:
در دانش سیاستگذاری مسأله عبارت است از یک موضوع مشکوک یا دشوار که فهم یا انجام یا مقابله با آن دشوار است و نیاز به راه حل دارد و حل مسأله به معنای توانایی تجزیه و تحلیل منطقی و عقلانی مسأله، شناسایی چالش ها و ارائه راه حل های موثر است؛ راه حل هایی که به سیاستگذار کمک می کند تا از پیچیدگی های فرایند سیاست گذاری و تصمیم سازی عبور نموده و تصمیمات آگاهانه بگیرد و نیز بتواند به طور فعال مسائل و مشکلات احتمالی آینده را پیش بینی و برای پیشگیری یا کاهش اثرات آن اقدام نماید. هدف پژوهش حاضر تبیین اصول حاکم بر فهم و حل مسأله در سیاستگذاری عمومی با تأکید بر منظومه فکری و اندیشه ای امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج البلاغه است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و نتایج نشان می دهد که با توجه به اصول و آموزه های مستخرج از کتاب شریف نهج البلاغه، فهم و حل مسأله در فرایند سیاستگذاری عمومی بیش از هر چیزی نیازمند توجه به اصولی همچون اصل پرهیز از ساده نگری، پرهیز از نگاه صفر و یکی؛ پیچیده بودن مسائل اجتماعی؛تدریج؛ اقناع افکار عمومی، پرهیز از آمریت؛ پیگیری آرمانها در عین دیدن واقعیت ها، روشن شدن تمام زوایای مسأله، غلبه بر هیجانات و پرهیز از لجاجت می باشد.
عوامل مؤثر در غافل گیری عراق در عملیات والفجر 8(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نتیجه عملیات والفجر ۸ تغییر موازنه جنگ به نفع ایران بود. علت اصلی موفقیت در این عملیات، غافل گیری ارتش عراق در منطقه فاو بود. سوالات این تحقیق عبارتند از: چه عواملی در غافل گیری ارتش عراق مؤثر بوده اند؟ و یا این که ارتش عراق در چه ابعادی غافل گیر شد؟ و میزان این غافل گیری در چه حدی بوده است؟ و آخر این که غافل گیری ارت ش ع راق در پیروزی عملیات والفجر ۸ به چه میزانی مؤثر بوده است؟ روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده و از طریق بررسی کتب و اسناد و مدارک و فیش برداری از آنها، مصاحبه و پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردید. نتایج حاصله تحقیق:حفاظت اطلاعات، عملیات فریب به ویژه در منطقه هورالهویزه، انجام عملیات های پشتیبانی به خصوص در منطقه ام الرصاص، تاکتیک های عبور از رودخانه، خط شکنی و سرعت عمل در اجرای مراحل عملیات و شرایط جوی در شب عملیات از عوامل مؤثر در غافل گیری عراق در عملیات والفجر ۸ بودند و در این رابطه زمان عملیات نیز تا حدودی به این امر کمک نمود. ارتش عراق در عملیات والفجر ۸ در ابعاد استراتژیکی و عملیاتی به طور کامل و در بعد تاکتیکی نیز تا حدود زیادی غافل گیر شد. میزان غافل گیری ارتش عراق در این عملیات نیز بسیار بالا بوده است، به طوری که مهم ترین و اصلی ترین عامل در پیروزی عملیات محسوب می شود. میزان تأثیر غافل گیری ارتش عراق، به حدی بود که اگر عراق با تمام توانایی هایش در این عملیات غافل گیر نمی شد، پیروزی ایران در این عملیات امکانپذیر نبود.
الگوی مطلوب حاکمیت، بر اساس ارزش های اسلامی در جایگاه مردم و بسط عدالت پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
103-124
حوزههای تخصصی:
الگوی مطلوب حاکمیت بر مبنای ارزش های اسلامی یکی از آرمان های متفکران مسلمان بوده است تا عدالت را بر مبنای اسلام اصیل بسط دهد. انقلاب اسلامی را می توان نمودِ این الگو در عصر امروز دانست که مفصل بندی ارزش های اسلامی در قالب یک حکومت برآمد. از این جهت، ضرورت پژوهش حاضر این است تا ضمن رفع نیازهای اساسی جامعه، عدالت و امنیت و پایداری را مورد مداقه قرار دهد و جایگاه مردم و عدالت در آن بیش از پیش درونی شود. هدف پژوهش ارائه الگویی مبنی بر مدل مطلوب حاکمیت اسلامی است که می تواند در جمهوری اسلامی تحقق یابد. سؤال این است که الگوی مطلوب حاکمیت، بر اساس ارزش های اسلامی در بسط عدالت و جایگاه مردم پس از انقلاب اسلامی تا چه اندازه پیاده شده است؟ یافته ها حاکی از آن است که اگرچه انقلاب اسلامی با شعار عدالت و پیدا کردن جایگاه مردم در جامعه اسلامی رخ نمایاند، اما به نظر می رسد که در روند خود به تک گویی عدالت محورانه بیمار شده است که باید به منتقدان و معترضان که از مردم هستند رخصت ابراز نظرات در وجوه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داده شود. روش تحقیق به شکل کیفی و توصیفی تحلیلی است.
چالش های دولت-ملت سازی در سوریه بعد از سال 2000(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوریه از جمله کشورهایی است که به دلیل مداخله قدرتهای بزرگ، روند دولت-ملت سازی مطلوبی را طی نکرده است. نقشه جغرافیایی، وضعیت مرزها و همچنین حکومت این کشور توسط قدرتهای بزرگ شکل گرفته است. چالش هایی زیادی مانند عدم تجانس قومی و مذهبی، سلطه همراه با سرکوب و در نتیجه تنش و بی ثباتی از جمله پیامدهای دولت-ملت سازی ناموفق در سوریه بوده است. میراث دولت-ملت سازی ناموفق در سال 2000 به بشار اسد رسید. اگرچه وی در ابتدا سعی در ایجاد اصلاحاتی داشت، ولی با ادامه روند اقتدارگرایی، بویژه بعد از شکل گیری بهار عربی در سال 2011 سوریه وارد بحرانی حاد شد که به سرعت تبعات منطقه ای و بین المللی پیدا کرد. هدف پژوهش حاضر بررسی آسیب شناسانه چالش های دولت-ملت سازی در سوریه بعد از روی کار آمدن بشار اسد است. پرسش این است که دولت-ملت سازی در سوریه بعد از روی کار آمدن بشار اسد در سال 2000 با چه چالش ها و آسیب هایی مواجه بوده است؟ فرضیه این است که چالش های داخلی و خارجی مختلفی مانند وجود شکاف های قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکل گیری و تثبیت هویت ملی و مداخلات خارجی باعث عدم دستیابی به دولت-ملت سازی موفق در سوریه شده است. مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات و داده ها با روش کتابخانه ای جمع آوری شده است.
ارائه الگوی ایرانی اسلامی کارآفرینی از دیدگاه آیت الله خامنه ای مبتنی بر تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
236 - 258
حوزههای تخصصی:
در دنیای درحال تحول امروز، کامیابی از آن جوامعی است که بین منابع کمیاب و قابلیت های مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. طبیعتا تحقق تمدن اسلامی و مسیر حرکت روبه جلو و توسعه همه جانبه زمانی امکان پذیر خواهد بود که با درک اهمیت کارآفرینی و ایجاد بسترهای لازم، منابع انسانی به دانش و مهارت کارآفرینی مولد تجهیز شود تا با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه به سوی ایجاد ارزش وحصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت گردد. گسترش روحیه کارآفرینی و تربیت و پرورش کارآفرینان در جامعه اثر مطلوبی بر رشد اقتصادی و اجتماعی دارد. این پژوهش که یک پژوهش بنیادی از نوع توصیفی- اکتشافی است، تلاش شده بر مبنای روش «تحلیل مضمون» در مطالعات بنیادین، متناسب با روش شناسی تحقیق، عوامل و مشخصه های الگوی «کارآفرینی ایرانی اسلامی» را از دیدگاه آیت الله خامنه ای ارایه نماید. تحقیق، متناظر به شناسایی و معرفی مضامین اصلی رویش یافته از درون داده ها با استفاده از بیانات مقام معظم رهبری به صورت تمام خوانی تا رسیدن به اشباع، مورد مطالعه قرار گرفته است. از کدگذاری (مفهوم سازی) 284کد و مفهوم، 29 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون اصلی به نام «کارگرایی» «جهاد علمی» «مدیریت منابع» «آینده نگاری» و «مردم سالاری اقتصادی » در قالب «الگوی ایرانی اسلامی » شکل گرفت.
Cultural Influence in the Islamic Republic of Iran: Challenges and Confrontations in the Thought of the Supreme Leader (1989–2018)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
189 - 204
حوزههای تخصصی:
This article delves into the cultural invasion faced by Islamic society following the Islamic Revolution, focusing on how Western powers have strategically attempted to undermine indigenous cultures through materialism and cultural hegemony. The primary research question of this study is, what factors have contributed to the cultural penetration of Western values in Iran, and how can these influences be resisted in line with the perspectives of the Supreme Leader, Ayatollah Khamenei? The hypothesis suggests that cultural infiltration is not merely a historical issue but a modern tactic used by Western forces to weaken Islamic ideals and revolutionary movements, especially in the post-revolutionary context. Through a content analysis of Ayatollah Khamenei's speeches and writings, the study identifies the key components of cultural resistance, such as the need for a solid intellectual foundation, an in-depth understanding of the enemy's tactics, and an active presence in the digital and cyberspace spheres. The research highlights that these elements are essential for developing an effective strategy against cultural domination. Moreover, the study reveals that public participation and solidarity, while important, are less critical in countering cultural infiltration than a stronger ideological framework and intellectual empowerment. This suggests that the focus should shift towards strengthening the cultural and intellectual defenses of society, with particular attention to the role of education, media, and critical thinking in resisting foreign cultural pressure. The study concludes that in order to safeguard cultural security in Iran, it is imperative to activate public diplomacy, promote cultural assimilation based on resistance, and establish an Iranian-Islamic progress plan that emphasizes self-reliance and the preservation of indigenous cultural values. These strategies are not only crucial for maintaining cultural sovereignty but also for reinforcing the broader ideological and political independence of Iran.
نقش قدرت نرم در اتحاد راهبردی ترکیه با جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم قدرت در طول تاریخ با ظرفیت نظامی یکسان بوده است. اما پس از جنگ جهانی دوم، اقتصاد نیز اهمیت پیدا کرد. بعد از جنگ سرد، جنبه دیگری از قدرت توسط جوزف نای با عنوان قدرت نرم مطرح شد. این نوع قدرت که شامل روش های اجبار نیست، امروزه به یکی از مفاهیم اصلی در روابط بین الملل تبدیل شده است. ترکیه نیز از زمان روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه و با هدف گسترش حوزه نفوذ خود، توجه بیشتری به قدرت نرم نشان داده است. هدف این پژوهش تبیین نقش قدرت نرم در تحکیم و تعمیق روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان می پردازد. پرسش اصلی نویسندگان این است که: « قدرت نرم چه نقشی در تکوین و تعمیق اتحاد راهبردی ترکیه با جمهوری آذربایجان داشته است؟» در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که «قدرت نرم به عنوان عامل محرک و تسهیل کننده در اتحاد راهبردی ترکیه با جمهوری آذربایجان نقش داشته است.» نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد جذابیت ترکیه برای جمهوری آذربایجان نقش مهمی در شکل گیری اتحاد دو کشور داشته است. همکاری دو کشور در زمینه فرهنگی، به حوزه های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی سرریز کرده و به اتحاد آنها عمق بیشتری داده است که در اعلامیه شوشی نمود پیدا کرد. این اعلامیه به روشنی هماهنگی سیاست کلی در حوزه های نظامی، سیاسی و سیاست خارجی را بیان می کند و بر هماهنگی نیروهای دو کشور برای توسعه جهان ترک تأکید می کند. بدین ترتیب، در اعلامیه شوشی جلوه های پان ترک گرایی روابط ترکیه و آذربایجان آشکار می شود.
تأثیر طرح های آبی ترکیه در بالادست حوضه ارس بر اقتصاد کشاورزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار طرح های آبی ترکیه در حوضه ارس را بررسی می کنیم؛ مسئله ای که می تواند بر زندگی بخش بزرگی از مردم شمال باختری ایران تأثیر مستقیم داشته باشد. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که طرح های آبی ترکیه، به عنوان کشور بالادست حوضه ارس، چه تأثیری بر اقتصاد کشاورزی ایران خواهد داشت؟ این نوشتار روش استقرایی را استفاده می کند و رویکرد آن آینده پژوهانه و مبتنی بر روش تبیین و تحلیل عِلی است. این نوشتار نشان می دهد در ترکیه، افزون بر کانال های بزرگ و کوچک انتقال آب، سدهایی مانند «سد کاراکورت» در حوضه ارس ساخته شده است که با تکمیل شبکه های بهره برداری از آن ها، به صورت روزافزون از آبی که از ارس به کشورهای پایین دست می رسد، کاسته خواهد شد. بنابراین گفته شده است با توجه به تداومِ روند نگاه به سدسازی به عنوان عامل توسعه، تداوم روند مخالفت با «موافقت نامه بهره گیری غیرکشتیرانی از آب راه های بین الملی»، تداوم تسلط گفتمان مهندسی بر بهره برداری از منابع آبی، تداوم روند تعیین کننده بودن رویکرد امنیتی در بهره برداری از رودهای مرزگذر و تداوم روند کم شدن بارش برف و باران، اجرای طرح های آبی در بالادست حوضه ارس در ترکیه ادامه خواهد یافت که پیامد آن کم شدن فزاینده آب ارس برای پایین دست خواهد بود. از این رو استدلال شده است که این موضوع برای اقتصاد کشاورزی ایران مسئله ساز خواهد شد، از جمله اینکه سرمایه گذاری هایی را که از چند دهه پیش در دشت مغان در بخش کشاورزی شده است بی نتیجه می کند. بخش بزرگی از زمین های آبی ایران در حوضه ارس را به زمین دیم با بهره دهی پایین تبدیل می شود و فشار بیشتر بر منابع آبی زیرزمینی را در پی خواهد داشت.
نگرشی انتقادی بر چرایی گسست میان هویت زن در انقلاب اسلامی و دوره معاصر
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
113 - 139
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: انقلاب اسلامی به مثابه یک نیروی گذار گفتمانی به الغای مؤلفه های فرهنگ غرب گرایانه باستان گرایانه گفتمان سلطنت و ایجاد یک نظم گفتمانی جدید بر محوریت هویت اسلامی ایرانی منجر گردید که این تغییر به شکل گیری گونه متفاوتی از هویت فردی در جامعه ایرانی و نیز هویت ملی در عرصه بین المللی انجامید. با گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی، برساختی که از زن در جامعه پسا انقلاب صورت تحقق یافته نسبت به دوره پیش از خود، دستخوش تحول اساسی شده و نوعی هویت برساخت گرا را برای زن خلق کرده؛ چنانچه ظهور رسانه های جمعی در بستر ظهور پردامنه فرایند دموکراتیزاسیون فناوری بر تشدید فرایند بازنمایی هویت زنانه تأثیر مستقیم گذاشته است.پرسش اصلی: دلایل عمده بروز شکاف میان هویت گفتمانی زن در آینه انقلاب اسلامی با هویت برساخته از او درون فضای سایبرنتیک و به طور مشخص تعاملات زنان در رسانه های اجتماعی چیست؟نظریه و روش: این پژوهش از روش تفکر انتقادی سهیل عنایت الله در مقام الگوی تحلیل و نیز از نظریه سازه انگاری در مقام سازه نظری تحقیق بهره برده است.یافته تحقیق: گسست میان هویت گفتمانی زن با هویت برساختی زن در دوره معاصر را می توان از حیث علل در سه سطح تبیین کرد: در سطح علل، مؤلفه هایی چون نقص در فرایند جامعه پذیری نظم هنجاری انقلاب اسلامی؛ عدم توجه به سنّت های اجتماعی؛ عدم توجه به نقش و تأثیر فرهنگ فناوری؛ عدم توجه به رابطه مقوم ساختار - کارگزار در سیاست گذاری فرهنگی؛ ضعف در سیاست گذاری رسانه ای و نیز ظهور نسل - قابل اشاره است. در سطح علل گفتمانی توجه به گفتمان رهایی بخش و در سطح علل اسطوره ای، فقدان توجه به تفاوت های انسان شناختی در قالب سه گانه انسان سنّتی، انسان مدرن و انسان فرامدرن یا سایبرنتیکی موجده وضعیت گسست گفتمانی و هویتی زن در جامعه ایران امروز است.
شاخصه های مسجد تراز انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
77 - 110
حوزههای تخصصی:
مسجد تراز انقلاب اسلامی، بمثابه قرارگاه و کانون اصلی و محوری تحولات اجتماعی است که در نظام و جامعه ی دولت محله ومسجد محور، با احیای ظرفیت های بالقوه و خاموش و مورد غفلت قرار گرفته مساجد و ارائه نظام جامع نظارتی و هدایتی و پیش برنده، ضمن افزایش پویائی و جاذبه های مسا جد (در عین حفظ استقلال)؛ ارتباط متقابل اثر بخش و هم افزا، اولاً؛ بین مساجد و گلوگاه های تصمیم ساز و تصمیم گیر در ساحت های دینی تربیتی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نظام اسلامی، وثانیاً؛ بین مسجدو خانواده و مدرسه و شجره طیبه بسیج در جامعه اسلامی؛ تقویت و ترمیم می گردد.در این راستا، ترسیم جلوه ای نسبتاً کامل از مسجد تراز انقلاب بعنوان محور محله ی اسلامی با شناختی جامع و دقیق از ظرفیتها و شاخصه های مسجد تراز، شمایی از دولت و حاکمیت اسلامی را در مقیاس محله متجلی و محقق خواهد ساخت. نگارنده این سطور بامید تامین بخشی از خواستگاه بیانیه گام دوم انقلاب با مروری بر شاخصه های اصلی مسجد تراز انقلاب اسلامی؛ انتظار دارد تا جامعه ی نخبگانی نسبت به مهمترین سنگر انقلاب توجه ویژه ای را معطوف دارد..
عوامل مؤثر در ارتقای اقتصاد دفاع و تأثیر آن در تأمین امنیت ملی با تأکید بر منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر رقابت ژئوپلیتیکیِ تجدید شده، جایی که توانایی کشورها برای تقویت رشد اقتصادی، پایه ای برای استوار کردن قدرت نظامی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می شود، دفاع از امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران کاری بسیار مهم است. این موضوع دارای اهمیت است که هنگام تدوین سیاست ملی، ملاحظات اقتصادی و امنیتی را به دقت در نظر بگیرند. در این پژوهش، ضمن تبیین روش تحلیل مضمون و با استفاده از تکنیک تحلیل شبکه مضامین، تعداد 351 داده متن اصلی بیانات آیت الله خامنه ای در رابطه با موضوع اقتصاد دفاع مورد تجزیه، تحلیل و بازآرایی دقیق قرار گرفت و در انتها 4 مضمون اصلی و فراگیر به عنوان مؤلفه های الگوی اقتصاد دفاع در بیانات ایشان به دست آمد. ازاین رو، هدف مقاله حاضر، واکاوی و کشف مضامین مرکزی و اصلی، عوامل مؤثر در ارتقای اقتصاد دفاع از طریق الگوی تحلیل مضمون، در منظومه فکری آیت الله خامنه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اولاً، مفهوم اقتصاد دفاع صرفاً به امور نظامی مربوط نمی شود، بلکه دارای تعیّن مرکب است و عناصر چندوجهی مانند تاب آوری اقتصادی، توسعه فناوری علمی، اتکا به داخل و ... برخوردار است. ثانیاً، بررسی منظومه فکری آیت الله خامنه ای در باب عوامل مؤثر در ارتقای اقتصاد دفاع، همه وجوهات مربوط به اقتصاد دفاع را در خود جای داده است. ثالثاً، چنانچه الگوی اقتصاد دفاع در نظر همه اقشار جامعه - دولت، مردم و بخش خصوصی- به مثابه فرهنگ پذیرفته شود، به عرصه ای برای تأمین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تعیّن می یابد.
Behaviorology of Elites and Experts in Determining a Successor after the Prophet Mohammad (PBUH) Death According to the Historical Sociology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The investigation into the factors that led elites and experts to choose a different path for selecting a ruler after the demise of the Prophet of Islam (PBUH), disregarding his directives, and the subsequent compliance of the people with them, is the primary focus of this research. The present study aims to uncover the factors that shaped the transformations at the time of the passing of the Prophet of Islam (PBUH). Utilizing historical data and a descriptive-analytical method, it examines and evaluates the cultural life of Arabs in the context of selecting a tribal chief and their customs and traditions in this selection process. According to its findings, considering the large number of newly converted Muslims at the time of the Prophet's (PBUH) passing and the absence of a centralized inter-tribal government prior to his rule in Hijaz, the prevailing beliefs among Arabs in selecting a tribal chief-such as the disregard for the explicit instructions of the previous chief and the appointment of a ruler based on material criteria like physical appearance, age, etc.-are evident. Furthermore, if the Prophet (PBUH) issued a directive that did not align with the preferences of certain companions or was beyond their limited understanding, they would openly or covertly oppose it. The discourse of the elites and experts present at the Saqifah Bani Sa'ida in determining the successor to the Prophet Muhammad (PBUH) can be evaluated in this context.
رویکرد حقوق بشری چین به جنایات بین المللی؛ مطالعه موردی میانمار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: جمهوری خلق چین هم زمان با آغاز اصلاحات و گشایش در سال ۱۹۷۸، وارد مرحله نوینی شد که فراتر از به ثمر رساندن معجزه ملی اقتصادی با تأثیرگذاری گسترده فراملی بود و به ظهور قدرتی جهانی منجر شد. این کشور به نقش آفرینی فعال، گسترده و چندوجهی در حاکمیت بین المللی حقوق بشر با حفظ اصول بنیادین حزب کمونیست با ویژگی های چینی مبادرت نموده است. پرسش اصلی این است که چگونه رویکرد حقوق بشری جمهوری خلق چین به واکنش آن نسبت به وقوع جنایات ناقض حقوق بشر بین الملل در کشور میانمار شکل داده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح شده است که رویکرد دوگانه جمهوری خلق چین به گفتمان حقوق بشر بین الملل در چارچوب ایدئولوژی کمونیستی-لنینیستی از طریق ایجاد تعادل ظریف بین سه گانه سیاست (حاکمیت به مثابه حق و عدم مداخله)، فرهنگ (اصل نسبیت گرایی فرهنگی) و اقتصاد (توسعه اقتصادی و ثبات اجتماعی) به واکنش مستقیم و غیرمستقیم این کشور نسبت به نقض حقوق بشر در کشور میانمار شکل داده است.روش ها: با استفاده از مطابقت آزمایی به عنوان یکی از روش های تحلیل درون موردیِ موارد واحد در چارچوب روش پژوهش مطالعه موردی، علل و ابعاد رویکرد جمهوری خلق چین به بحران حقوق بشری اقلیت مسلمان روهینگیا در کشور میانمار طی سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ارزیابی می شوند. به دیگر سخن، با استفاده از روش مطالعه موردی خواهان پاسخ به این سؤال مهم هستیم که چرا یک دولت در نظام بین الملل رویکردی را در مواجهه با بحران حقوق بشری در دولت دیگر در پیش می گیرد که نه تنها آن را بر می تابد و با آن به مماشات رفتار می کند، بلکه روابط میان آن ها تداوم و حتی در ابعاد مختلف گسترش می یابد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که رویکرد حقوق بشری جمهوری خلق چین به بحران اقلیت مسلمان روهینگیا تحت تأثیر تعاملات پیچیده و متقابل عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با نوسان بین حفظ ارزش ها و هنجارهای ایدئولوژیک در عرصه داخلی و کسب منافع در عرصه بین المللی بوده است. با وجود آن که سرمایه گذاری های کلان اقتصادی جمهوری خلق چین در میانمار به ویژه در حوزه انرژی مزایای حائز اهمیتی را برای این کشور به ارمغان آورده، تضاد منافع را نیز برای پیشبرد و اجرای کامل تعهدات بین المللی حقوق بشری و مشروعیت آن در نظام بین الملل ایجاد کرده است. نتیجه گیری: می توان این گونه استنباط نمود که واکنش جمهوری خلق چین نسبت به وقوع جنایات ناقض حقوق بشر و آزادی های اساسی اقلیت روهینگیاها در میانمار طی سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، دوگانه بوده است. از یک سو، دولتمردان جمهوری خلق چین در سطح بین المللی به ویژه در برابر شورای امنیت ملل متحد تلاش نموده تا حمایت همه جانبه از دولت میانمار و ارتش این کشور را با اتکاء به اهمیت حاکمیت ملی و اصل عدم مداخله به اجرا بگذارد و حتی از تحریم های بین المللی علیه این کشور جلوگیری کند. از سوی دیگر، در چارچوب همکاری های منطقه ای در نقش یک قدرت بزرگ مسئول خواهان حل و فصل مسالمت آمیز این بحران از طریق رویکردی صلح طلبانه و مبتنی بر دیپلماسی گفت وگو بوده است. این واکنش دوگانه را می توان نتیجه تعادل ظریفی دانست که چین بین حفظ منافع ملی و پایبندی به تعهدات بین المللی به عنوان یک عضو دائم شورای امنیت، برقرار کرده است. واژگان کلیدی: جنایات بین المللی، رویکرد حقوق بشری چین، ایدئولوژی کمونیستی، بحران میانمار، اقلیت روهینگیا.