فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱ (پیاپی ۸۱)
199 - 238
حوزههای تخصصی:
در پی حادثه 11 سپتامبر، آمریکا ذیل عنوان مبارزه علیه تروریسم وارد خاک افغانستان شد. اما بعد از گذشت 20 سال از آغاز حمله به این کشور، با امضای توافقنامه با طالبان در 29 فوریه 2020 متعهد به خروج از افغانستان شد. از طرفی به دلیل اهمیت تحولات افغانستان برای ایران، هرگونه اقدام آمریکا در این کشور، متوجه امنیت ملی ایران است. هدف این مقاله، بررسی پیامدهای خروج آمریکا از افغانستان و شکل گیری خلاء قدرت فرامنطقه ای در این کشور است. پرسش این است که با خروج آمریکا از افغانستان و حاکمیت مجدد حکومت طالبان چه پیامدهایی برای امنیت ملی ایران به عنوان همسایه استراتژیکی افغانستان ایجاد شده است؟ فرضیه مقاله این است که فرایند خروج آمریکا از اول مِی 2021 از سرزمین های همجوار ایران پیامد مثبت اما چالش ایجاد یک افغانستان بی ثبات تحت حاکمیت طالبان؛ تصادم قرائت های مختلف از اندیشه های سیاسی اسلام و افزایش فعالیت اندیشه های قومی و تکفیری، ناامنی در مناطق شرقی کشور و کاهش امنیت ملی ایران به عنوان پیامد منفی باقی بماند. این پژوهش با چارچوب رئالیستی با روش تبیینی و بر اساس منابع اینترنتی و کتابخانه ای نگاشته شده است.
مطالعه تطبیقی نگرش دانشجویان و طلاب به مفهوم آزادی و مؤلفه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
255 - 282
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه تطبیقی و بررسی مقایسه ای نگرش به آزادی و ابعاد و مولفه های آن در بین دانشجویان و طلاب به عنوان نماد این دو گروه فکری و سیاسی است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تهران و طلاب حوزه علمیه قم است. حجم نمونه برابر با 480 نمونه است که به صورت مساوی بین دو گروه تقسیم شده است. روش نمونه گیری، تصادفی ساده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. یافته ها نشان داد که در بین مولفه ها و ابعاد پنجگانه آزادی (آزادی اندیشه، عقیده، بیان، سیاسی و اجتماعی) در بین دانشجویان آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی اجتماعی و آزادی سیاسی و در بین طلاب آزادی اندیشه، آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی سیاسی و آزادی اجتماعی به ترتیب بالاترین اهمیت و اولویت را دارد. بر اساس یافته های پژوهش، بین نگرش دانشجویان و طلاب نسبت به آزادی و مولفه های آن اختلاف قابل توجهی وجود دارد و این اختلاف میانگین در خصوص همه مولفه ها معنادار است. بالا بودن اندازه اثر در همه ابعاد مورد بررسی نیز نشانگر بااهمیت بودن تفاوت مشاهده شده در بین دو گروه است. نتایج پزوهش نشان داد که تعامل فکری و همگرایی اجتماعی این دو گروه اجتماعی می تواند نقش مهمی در کاهش تنش و کشمکش در سپهر اجتماعی و سیاسی کشور ایفا نماید.
روایت «حکومت» در اندیشه سیاسی محقق سبزواری و محقق کرکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
218 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فهم نگاه محقق سبزواری و محقق کرکی در باب «حکومت» با بهره گیری از الگوی نظری «غایت–مشروعیت» و با استفاده از «روش تفسیری» است. در بخش غایت حکومت؛ محقق سبزواری «خیرات عامه» با تأکید بر عدالت و محقق کرکی «اعتلا و گسترش شیعه» را به عنوان غایت حکومت طرح می کنند. در بخش کیستی حاکم؛ محقق سبزواری از باب «رعایت قوانین مَعدِلت» و محقق کرکی از باب «فواید عملی برای گسترش» شیعه حکم به مشروعیت عملکردی حکام صفوی می دهند. در حوزه محدودیت اعمال قدرت: محقق سبزواری بر «تدبیر و قانون، نهاد وزارت، تفکیک قوا، شایسته سالاری و داشتن مأموران مخفی» تأکید دارد و محقق کرکی با پذیرش مسئولیت و اذعان حکام صفوی به منصوب بودن از طرف ایشان، مانع مهمی برای جلوگیری از ظلم به رعیت و سوءاستفاده از دین برای سلطه بر مردم بوده است. در حوزه حق اعتراض بر ضد حاکمیت: محقق سبزواری و محقق کرکی با متوقف کردن امربه معروف و نهی ازمنکر به اجازه شاهان صفوی یا به دلیل احتمال ضرر و منع مردم از هرگونه اقدام عملی، از باب «کنشگری منفی» از مردم می خواستند در قتل و جور حکام با آنان همکاری نکنند.
انقلاب اسلامی ایران و گفتمان های صدور انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
487-516
حوزههای تخصصی:
در سال 1357 انقلاب اسلامی رخ داد که پیام آور تحولات بسیار و رسالت هایی در عرصه داخلی و بین المللی بود. یکی از رسالت های انقلاب نشئت گرفته از ماهیت جهان شمول اسلام، مسئله صدور انقلاب بود که از زمان انقلاب تا به امروز در الگوهای مختلفی پیگیری شده است. صدور انقلاب اسلامی از اهمّ اهداف و آرمان های گفتمان انقلاب اسلامی ایران بوده و در خرده گفتمان های اصول گرایی و اصلاح طلبی با ابزار و روش های متنوع و مختلف پیگیری شده است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای و اینترنتی به دنبال یک تحلیل مقایسه ای از نحوه پیگیری اصل صدور انقلاب در خرده گفتمان های اصول گرایی و اصلاح طلبی و فرجام این پیگیری با به کارگیری نظریه گفتمان است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که در دوران بعد از انقلاب در دولت های اصولگرا و ارزشی، صدور انقلاب با شدت بیشتر و گاه به صورت قهرآمیز و در چارچوب حکومت اسلامی پیگیری شده اما در دولت های اصلاح طلب و اعتدالی با شدت کمتر و مسالمت جویانه و در چارچوب حکومت توسعه یافته به انجام رسیده است. هدف نوشتار حاضر واکاوی نقطه ضعف ها و ارائه داده ها و نتایج مناسبی به منظور کمک به پیگیری اصولی تر، منطقی تر و خردمندانه تر اصل صدور انقلاب در نظام جمهوری اسلامی با توجه به رهنمودهای امام خمینی و مقام معظم رهبری است.
شیوه های اعتراض و نظام های معنائی معترضان: بررسی مقایسه ای اعتراضات 1388 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
233 - 282
حوزههای تخصصی:
از سال 1388 تاکنون چهار اعتراض فراگیر با محتوای سیاسی در سال های 1388، 1396، 1398 و 1401 رخ داده است. هدف از این پژوهش آن است که به بررسی تغییرات شیوه های اعتراضی و نسبت این تغییرات با جهان معنایی معترضان بپردازد. روش این پژوهش، پدیدارشناسانه و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با60 نفر از معترضانی است که در یک یا چند مورد از این اعتراض ها شرکت داشته اند. روش تحلیل داده ها نیز مبتنی بر تحلیل مضمون های موجود در این مصاحبه هاست. نتایج حاصله حاکی از آن است که: به موازات افزایش مداخله دولت در ابعاد مختلف زندگی، فرصت های اعتراضی نیز متنوع تر شده است. معترضان از سیاست رسمی، نظیر انتخابات مشروعیت زدائی کرده و به سمت نفی هرگونه نقطه مشترک با نظام معنائی حاکم حرکت کرده اند. مقاومت روزانه به عنوان یکی از شیوه های اعتراضی به مرور هزینه های روانی همراهی با نظم مستقر را بالا برده است. متناسب با بن بست در سیاست رسمی، معترضان به سمت قبح زدایی از خشونت حرکت کردند. با ناامیدی بخشی از معترضان پس از سال 1401 میل به خودکشی اجتماعی در میان آنها رو به ازدیاد گذاشته است. آگاهی در اعتراض و خلق معنای جدید از سال 1388 آغاز گردید و طی هر اعتراض، سطوح جدیدی از زیست اجتماعی را در برگرفت. به نظر میرسد ادامه این روند، در صورت عدم اصلاح بنیادین در سیاست های داخلی و خارجی ، به بی اعتباری بیشتر نظام معنایی حاکم میانجامد و بستر معنایی فراگیرتری برای وقوع اعتراضاتی وسیع تر و شدیدتر فراهم خواهد آورد.
نقش و جایگاه مولفه انرژی بر همگرایی کشورهای منطقه خلیج فارس
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
205 - 241
حوزههای تخصصی:
منطقه خلیج فارس به دلیل منابع قابل توجه انرژی، به ویژه ذخایر نفت و گاز طبیعی، از دیرباز منطقه ای بااهمیت ژئوپلیتیک بوده است. موقعیت جغرافیای این منطقه می تواند محل ترانزیت شرق به غرب و جنوب به شمال باشد. خلیج فارس از هشت واحد سیاسی تشکیل شده است دارای ظرفیت های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و... است؛ که هرکدام از آن می تواند دلیلی برای همگرایی یا واگرایی باشد. با وجود تنش های قابل توجه ژئوپلیتیک و تلاش ها برای تنوع بخشی اقتصادی، وابستگی مشترک به منابع هیدروکربنی، وابستگی متقابل اقتصادی و همکاری سیاسی را تقویت می کند. سؤال اصلی که این مقاله قصد بررسی آن را دارد این است که انرژی از چه نقش و جایگاهی در همگرایی کشورهای منطقه خلیج فارس برخوردار است؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که همگرایی در محیط خلیج فارس با چالش هایی همراه است که یکی از این حوزه ها انرژی باشد. عبارت اند از اول؛ وابستگی قدرت های بزرگ به انرژی خلیج فارس و دوم؛ نقش خلیج فارس در ترانزیت انرژی حوزه خزر. این پژوهش همچنین نتیجه گیری می کند که در حالی که چالش ها همچنان وجود دارند، همکاری استراتژیک در زمینه انرژی همچنان به عنوان رکن اصلی وحدت و ثبات منطقه ای در خلیج فارس باقی می ماند و نقش حیاتی آن را در چشم انداز انرژی جهانی برجسته می کند.
Examining Iran-India Relations within the Framework of Major Powers: An Analysis of the United States’ Influence in the Post-JCPOA Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
333 - 350
حوزههای تخصصی:
Having deep historical roots, the relations between the Islamic Republic of Iran and the Republic of India have been shaped by a multitude of factors, encompassing domestic, regional, and international developments. The influence of major powers on the contemporary ties of these two countries stands out among the international factors. Drawing on the analytical framework developed by Erzsébet N. Rózsa (2021), this paper aims to examine the role of the United States (US) in transforming the dynamics of Iran-India relations. The central argument put forth is that the foreign policy behavior of both countries towards each other in recent years is driven by national strategic interests rather than historical connections. The study employs a three-tiered analysis, examining the bilateral, regional, and global levels. Each level focuses on particular prominent aspects, such as trade flows and the energy market, developments in Southwest Asia, and the nuclear issue, respectively. This article contends that at all three levels, the importance of forging a strong bilateral relationship between India and Iran cannot be overlooked, given their numerous converging interests. However, the US foreign policy towards Tehran, notably through the maximum pressure campaign initiated by former President Donald Trump and President Joe Biden’s failure to reverse unilateral sanctions, has indeed had a significantly detrimental impact on the ties between the two countries in the post-JCPOA period.
The Intellectual Genealogy of the Islamic Revolution of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
To strengthen and perpetuate the discourse of the Islamic Revolution, familiarity with its intellectual foundations and goals is essential. This article employs Laclau and Mouffe’s discourse theory to argue that before the Islamic Revolution, Iranian political discourse was centered around the idea of “Sultanism.” However, this dominant discourse was challenged by two intellectual realms: religious and intellectual. In religious thought, Imam Khomeini’s reinterpretation of the principle of Velayat-e Faqih (Guardianship of the Islamic Jurist) and his assertion of the incompatibility of Shiism with monarchy rendered his political discourse credible among opponents of Sultanism. In the intellectual domain, while leftist and liberal discourses lost credibility over time, the national-religious discourse of liberal intellectuals (the Freedom Movement) gained traction by better understanding the religious context, aligning with Khomeini’s religious discourse to undermine the neo-patrimonialist narrative. The findings indicate that Khomeini’s discourse, emphasizing social justice, support for the oppressed, and Islamic unity around Velayat-e Faqih, successfully replaced the Sultanism discourse, achieving a level of success that previous religious discourses had not attained.
Reconciling Sovereign Immunity with Islamic Principles: A Trust-Based Model for Justice and Accountability(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The traditional conception of sovereign immunity, rooted in the notion of absolute state authority, increasingly conflicts with contemporary demands for justice and accountability. This article proposes a reconceptualization of sovereign immunity through an Islamic political framework that views sovereignty not as an inherent entitlement but as a divine trust (‘amāna’) conditional upon the realization of justice (‘ʿadl’) and the promotion of public welfare (‘maṣlaḥa’). From this perspective, immunity must serve the purpose of protecting legitimate sovereign functions rather than shielding violations of individual rights. By analyzing the evolution from absolute to restrictive immunity in international law and aligning it with Islamic governance principles, the study argues for a justice-centered model where immunity is granted selectively, contingent upon the sovereign’s adherence to ethical and legal obligations. This trust-based understanding ensures that sovereignty remains a mechanism for the preservation of human dignity and the prevention of oppression (‘ẓulm’), rather than a barrier to accountability. The article advocates for a normative shift toward recognizing sovereign responsibility as intrinsic to sovereign rights, offering a new lens through which contemporary debates on immunity can be assessed.
نقش الهام بخشی انقلاب اسلامی ایران در پیدایش جنبش انصار الله براساس تحلیل سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در اهمیت یافتن تشیع به عنوان کانونی ژئوپلیتیک در جهان، ارتقای سطح فکری و بینش سیاسی شیعیان کشورهای منطقه نقش به سزایی داشته است. ایدئولوژی این انقلاب و حضور رهبری امام خمینی ره منجر شد تا شیعیان، از جمله شیعیان یمن شیفته ی این انقلاب شوند. در مقاله حاضر در پاسخ به سوال اصلی که انقلاب اسلامی ایران چه نقشی در شکل گیری و فعالیت های جنبش انصارالله یمن داشته است؟ مشخص گردیدکه انقلاب اسلامی ایران از طریق آموزه هایی مانند استبداد ستیزی، استکبار ستیزی ،مشارکت مردمی، استقلال خواهی و کسب هویت ، نقش الهام بخشی درپیدایش جنبش انصارالله یمن و نقش انسجام بخشی و ایجاد راهبرد مقاومت مردمی در مبارزه با نظام استبدادی و مداخله خارجی داشته است. بدین منظور با استفاده از ادبیات مفهومی نظریه ی سیستمی که جنبه ی جدید این موضوع را نشان می دهد،و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به تحلیل نحوه تاثیرپذیری جنبش انصارالله از انقلاب اسلامی ایران پرداخته شد. در نتیجه تأثیرپذیری جنبش انصارالله از مفاهیم، هویت،دارزش ها و هنجارهای انقلابی و اسلامی ایران نقش مهمی در شکل دهی به اهداف و رفتار این جنبش داشته است
شناسایی و تحلیل پیشران های تاثیر گذار بر آیندۀ حکمرانی مشارکتی در ایران و سناریوهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مشارکتی با تاکید بر تمرکز زدایی از قدرت و ماحصل مشارکت سه نهاد بخش خصوصی، دولت و مردم است. در ایران نیز گذار به حکمرانی مشارکتی و به تعبیر دقیق تر حکمرانی مردمی در مسیر پیشرفت و تحقق اهداف گام دوم انقلاب و پیوند عمیق تر مردم و حاکمیت امری اجتناب ناپذیر می باشد؛ که در پیوند با دیدگاه حلقه های میانی به شکلی متعالی و بومی رقم خواهد خورد. لذا سوالی که مطرح می شود این است که پیشران های تاثیرگذار بر آینده حکمرانی مشارکتی در ایران کدام است ؟ با تاکید بر این پیشران ها چه سناریوهایی را می توان برای این مسئله طراحی کرد؟ لذا از خبرگان خواسته شد که پیشران های تاثیر گذار بر آینده حکمرانی مشارکتی در ایران را بیان کنند. در گام دوم، وزن دهی عددی پیشران ها در جدول تحلیل متقاطع توسط ده نفر از خبرگان انجام شد و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل داده ها پرداخته شد و در نهایت مشخص شد، سناریوی عبور از حکمرانی مشارکتی و تحقق حکمرانی مردمی در پرتو نهادینه سازی و ظرفیت سازی های جدید برای حضور نهادهای مردمی، مطلوبترین سناریوست.
Distributive Justice from the Perspective of Western and Islamic Thinkers
حوزههای تخصصی:
Justice has long been a topic of interest and concern in human societies and among scholars. Justice can be considered the ultimate goal of government formation and has always been a fundamental necessity for the collective life of humans throughout history. Distributive justice, the focus of this study, oversees the government's responsibilities towards the people and determines the distribution of occupations, positions, and public wealth. The importance of distributive justice lies in achieving the acceptance of the ruling system and the satisfaction of citizens, leading to stability and the de-velopment of society in various dimensions of collective life, ultimately resulting in national pros-perity. This research aims to analytically and comparatively examine the perspectives of Western and Islamic scholars on distributive justice. The research method is of a library nature. The research findings indicate that distributive justice in the writings of various Western philosophers and think-ers can be found in one of the following four forms: distribution based on merit, distribution based on fairness, distribution based on need, and distribution based on the principle of equality. From the perspective of Islamic scholars, distributive justice emphasizes universal equality of humans, main-taining proportionality in everything, rejecting any form of discrimination, respecting all entitle-ments, equality in benefiting from Bait al-Mal, and belief in the equality of humans before the law.
The Combination of Critical Rationality and the Theory of Democracy in Karl Popper's Political Thought
حوزههای تخصصی:
Popper, by proposing the theory of falsifiability as a prerequisite for the scientific nature of theories and hypotheses and by rejecting inductive method as the conventional scientific methodology up to that time, presented a new criterion for distinguishing science from pseudo-science, which sparked much agreement and disagreement. Inspired by the Socratic dialectical method, he affirmed the un-certainty and conjectural nature of theories and beliefs, and by equating reason with criticism, he considered the only method of approaching truth to be through continuous dialogue while observing the principles of liberty, tolerance, and fallibility in a free environment guaranteed by the democrat-ic state he envisioned. The democracy Popper had in mind, contrary to the prevailing interpretation, did not mean rule by the people or rule by the majority but rather stemmed from critical rationality and its foundations such as falsifiability and fallibility, which had a negative rather than a positive character. Popper, through a negative interpretation of how democracy functioned in ancient Greece, particularly during the Periclean era, first regarded the age-old question of “Who should rule?” as fundamentally mistaken and defined the correct interpretation of democracy as the ability to remove or dismiss an undesirable government without bloodshed. He redefined the punishment of exile in ancient Greece as a method of preventing tyranny and despotism stemming from popular-ity, thereby presenting evidence of the negative and deterrent aspect of democracy. In this study, the researcher, based on a descriptive-analytical method, attempts to show the close relationship be-tween the theory of critical rationality and Popper’s theory of democracy based on the main ques-tion and hypothesis.
نگرش دانشجویان دوره دکترای علوم سیاسی به اثربخشی این رشته در حل مسائل کارکردی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
161 - 204
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش دانشجویان دکتری علوم سیاسی به اثربخشی این رشته در حل مسائل کارکردی ایران انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک و با رویکرد کیفی به بررسی عمیق تجارب و دیدگاه های دانشجویان پرداخت. جامعه مورد مطالعه شامل دانشجویان دکتری علوم سیاسی (دانشگاه های دولتی شهر تهران) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، 18 نفر از آن ها مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هفت مضمون اصلی شکاف تئوری-عمل، چالش های تحقیقاتی و روش شناختی، همکاری میان رشته ای، انزوای آکادمیک، مهارت های تفکر انتقادی، نقش علوم سیاسی در سیاست گذاری و موانع تأثیر میدانی شد. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه های درسی علوم سیاسی در ایران با چالش های ساختاری متعددی مواجه است که کارآمدی این رشته را در پاسخگویی به نیازهای واقعی کشور محدود می کند. مهم ترین این چالش ها شامل عدم انطباق آموزش ها با شرایط بومی، محدودیت های پژوهشی، تأثیر تحریم ها، روش های سنتی تدریس و عدم تعادل بین مسائل داخلی و بین المللی است. این پژوهش نشان می دهد که علوم سیاسی در ایران جهت رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نیازمند تحولی بنیادین است؛ تحولی که مستلزم بازاندیشی عمیق در مبانی نظری، روش شناختی و کنشی است. پژوهش حاضر راهکارهایی چون بازنگری برنامه درسی، افزایش مطالعات کاربردی، تقویت ارتباط بین دانشگاه و سیاست گذاران، پرورش مهارت های تفکر انتقادی و تقویت همکاری های علمی را پیشنهاد می کند.
آینده پژوهی هویت دینی در ایران با رویکرد تحلیل لایه ای علت ها (CLA)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
755 - 786
حوزههای تخصصی:
هویت دینی در جامعه ایران به عنوان یکی از ابعاد اساسی فرهنگ و زیست اجتماعی، همواره تحت تأثیر تحولات تاریخی، اجتماعی و جهانی قرار داشته است. در دکترین جمهوری اسلامی، هویت دینی جایگاهی ویژه دارد و مسأله اصلی، چگونگی تحول و استمرار آن تحت تغییرات اجتماعی، فرهنگی و جهانی است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-توصیفی، وضعیت هویت دینی در ایران را بررسی کرده و پیامدهای آن را در آینده ترسیم کرده است. یافته ها نشان می دهد که هویت دینی تحت تأثیر عواملی مانند فردگرایی، تغییر سبک زندگی، کاهش نقش نهادهای دینی، جهانی شدن، فناوری های نوین و مشکلات اقتصادی دچار تحول شده و این تغییرات در سطوح کاهش پایبندی، تغییر سبک زندگی، تقلیل نقش دین در عرصه عمومی و ظهور نگرش های جدید به دین نمایان است. با استفاده از تحلیل لایه ای علت ها (CLA)، چهار سناریو برای آینده هویت دینی ارائه شده است: تلفیق دین با فناوری تحت عنوان دین دیجیتال؛ فروپاشی هویت دینی و تبدیل دین به مسئله ای فردی و فرهنگی؛ دوام دین با تغییرات جزئی به عنوان محور فرهنگی؛ و نقش فعال نگهبانان ارزش ها در حفظ و ترویج هویت دینی. پیشنهادهای پژوهش شامل تقویت آموزش دینی، توجه به معیشت و تقویت عقلانیت دینی همراه با حفظ مناسک است. بازنگری در پارادایم هویت دینی و تقویت بنیان های اعتقادی و اخلاقی می تواند هویت دینی را در برابر چالش های نوظهور مقاوم کرده و زمینه ساز زیستی دینی پایدار و معقول باشد.
Patronage Networks of the ʿUlamāʾ in the 19th Century Iran: Suggesting a Theoretical Framework(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The sociopolitical role of the ʿulamāʾ is a common element of most of the academic accounts on Shia. The scholars of political sociology of Iran have commonly crafted new theoretical frameworks to explain this unique element role in Iranian society. Here, I present a general framework for the study of the ʿulamāʾ in Iran based on their patronage networks among the political elites, bazar, and grassroots. Apart from their religious functions as spiritual leaders and as the authoritative source (taqlīd) of Islamic rulings, the ʿulamāʾ performed the role of patrons for their networks of clients existed among political elites, bazar merchants, and grassroots. Their religious capital facilitated the ʿulamāʾ with a solid social influence that turned them into a major source of grievance and support for these social networks. In this paper, I start with a critical analysis of the existing literature on Shia ʿulamāʾ, then I present a historical account of the sociopolitical patronage of the ʿulamāʾ which finally helps me to suggest a coherent theoretical framework for sociopolitical analysis of the role of the Shia ʿulamāʾ in the 19th century Iran. In order to social connections in my work, I also relied on the Weberian approach that concentrates on social alliances and group models.
تأثیر سیاست های مالی بر حقوق شهروندی در عراق بعد از سال 2003 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
57 - 80
حوزههای تخصصی:
سیاست مالی ابزار اصلی در سیاست گذاری عمومی و اقتصادی به شمار می رود و در تقویت مکانیسم ملی و رسیدگی به مشکلات تأثیر گذار بوده است. در اینجا نقش نهادهای قانونی و اجرایی مربوطه در حوزه سیاست مالی و حقوق بشر بسیار حائز اهمیت است. عراق مانند دیگر کشورها با ایجاد ارگان های مالی، قوانین منظم حقوقی واختیارات خود را در مدیریت سیاست مالی کشور توسعه داد. در این راستا، این امر با مشکلات و موانع عدیده ای روبرو شد که بارزترین این موانع، فقر و بیکاری بود. در این مقاله، نویسندگان با روش علی و معلولی درصدد پاسخگویی به این سؤال هستند که سیاست های مالی تا چه اندازه در تضمین حقوق شهروندی در عراق پس از سال 2003 مؤثر بوده اند؟ یافته های مقاله حاکی از آن است که حقوق بشر بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی در محدودیت های امنیت ملی و منافع عمومی ملت بعد از 2003 در نوسان بوده و اقتصاد رانت خواری عراق، ضعف عراق را در عجز وی در عدم وابستگی بودجه ملی به درآمدهای نفتی به اثبات می رساند. عدم مطابقت سیاست های مالی عمومی با سیاست های سازمان بین المللی سبب شکست وی در برنامه های اصلاحی اقتصادی وافزایش فقر و بیکاری در عراق شد
بنیان های چرخش زبانی و تأثیر آن در شکل گیری روش تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
199 - 229
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی و کاربست آن در علوم اجتماعی در قرن نوزدهم، متکی بر نگاهی ساختارگرایانه و در نتیجه تاحدود زیادی تقدیرگرایانه و متصلب بود. در ابتدای قرن بیستم با وقوع چرخش زبانی، فرصتی مهیا شد تا این رویکرد متصلب، منعطف تر شود و همچنین فرصت های روشی و معرفتی مورد نیاز برای تأویل و تبیین گفتمان ها و بازی های زبانی متکثر را فراهم آورد. خود این تقابل در شخص «ویتگنشتاین» تجمیع شده است. او که در فاز متقدم اندیشه خویش در مقام یک فیلسوف تحلیلی به شدت متکی بر منطق صوری، در عمل تنها برای یک گفتمان و بازی زبانی قائل به فرصتِ طرح بود، در فاز متأخر اندیشه خویش، بنیان های پذیرش تکثر در عرصه بازی های زبانی را فراهم آورد. میراث فکری او و تمام متفکرانی که در قرن بیستم در قالب رویکردهای پساساختارگرا دست به اندیشه در عرصه زبان و معرفت شناسی زدند، روش شناسی ای بود که در قالب «تحلیل گفتمان انتقادی» از یکسو فرصت تکثر و تنوع در عرصه گفتمان ها را به کارگزاران انسانی و اجتماعی می دهد و از سوی دیگر در تحلیل بازی های زبانی و گفتمانی این کارگزاران، هم به زمینه عینی و شخصی ایشان توجه دارد و هم متن و زبان ایشان را تأویل می کند. از رهگذر این مجاهدت نظری، روش شناسی ای خلق شده که به نظر برای تأویل و نیز تبیین هر عرصه تعامل اجتماعی که قائم به روابط قدرت باشد، می تواند واجد فایده و کاربرد باشد.
Iran and Russia's Neighborhood Policy and Economic Diplomacy: Challenges and Solutions(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
139 - 166
حوزههای تخصصی:
Due to external factors (like sanctions) and internal issues (such as poorly managed privatization and banking), the country's economic performance has been disappointing over the past decade, with economic growth averaging less than 2%, inflation over 20%, and negative 5% fixed capital formation. Consequently, the country now falls into the category of low-income nations in international reports. Additionally, the loss of the golden era of revenues from crude oil sales has increased restrictions on the government's access to programmable financial resources. Therefore, to address these challenges, Iran must reconstruct its trade flows and explore new economic activities, particularly through economic diplomacy with neighboring countries. This effort should also involve defining new areas for economic activities. For this reason, while it is possible to view economic diplomacy through conventional political definitions as a means to enhance a country's standing in the international arena by promoting foreign trade and creating new markets, in our country, economic diplomacy should be regarded primarily as a strategy to navigate the current challenges facing the national economy. Within this context, among other states, Russia is identified as a key partner for enhancing trade. The conclusions of this research identify the most significant trade obstacles between Iran and Russia as follows: A) Inadequate business infrastructure, B) poorly organized foreign trade activities, and C) The complexities of international political economy. Conversely, the principal solutions to enhance trade levels include A) strengthening infrastructure, B) fostering joint investment opportunities rather than solely focusing on exporting goods, C) enhancing the information and marketing sectors, and D) diversifying the range of exported goods.
بحران های منطقه ای، جنگ غزه و آینده سیاسی جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۳
30 - 53
حوزههای تخصصی:
بحران های منطقه ای را می توان در زمره واقعیت های سیاست بین الملل و امنیت ملی کشورهای جنوب غرب آسیا دانست. مسئله مهم در مطالعات مربوط به بحران های منطقه ای به ویژه بحران های امنیتی غرب آسیا تغییراتی است که ایجادکننده بحران می باشند. جنگ 7 اکتبر غزه مهم ترین بحران دهه سوم قرن بیست و یکم است و در شرایطی به وجود آمد که نشانه هایی از تغییرات هویتی، ژئوپلیتیکی و تکنولوژیک شکل گرفته و این امر تأثیر خود را بر موازنه قوای منطقه ای و آینده محیط پیرامونی خود را متأثر خواهد کرد. پرسش اصلی مقاله آن است که: «جنگ غزه در چه شرایط راهبردی شکل گرفته و چه تأثیری بر آینده جهان اسلام به جا می گذارد؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که: «جنگ غزه انعکاس تغییر در معادله موازنه قدرت بوده و این امر زمینه بازتولید هویت مشروعیت بخش را به وجود می آورد.» پژوهش حاضر نظریه بنیان بوده و تحلیل داده ها بر اساس نظریه «کمربندشکننده» سائول کوهن می باشد.