فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی تحلیلی تطبیقی به بررسی و مقایسه دیدگاه های علامه مصباح و پلانتینگا درباره مسئله شرّ، با تمرکز بر بُعد منطقی آن، می پردازد. مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین امکان هم افزایی و تکمیل دیدگاه پلانتینگا در خصوص «آزادی اراده» با برداشت مصباح از «حکمت الهی» و مفهوم «شرّ» است. پلانتینگا با تأکید بر آزادی اراده شرّ را معلول انتخاب های آزادانه انسان می داند و بر مسئولیت اخلاقی وی در قبال آن تأکید می کند. در مقابل، علامه مصباح شرّ را جزء لاینفک نظام هستی و زمینه ساز تحقق خیر و کمال انسان تلقی می کند. این پژوهش نشان می دهد، به رغم تفاوت های ظاهری، دیدگاه های این دو متفکر در نقاط کلیدی همپوشانی دارند و مکمل یک دیگرند؛ هر دو فیلسوف بر نقش محوری انسان در مواجهه با شرّ تأکید می ورزند، همچنین هر دو در پی تبیین سازگاری وجود شرّ با صفات خداوند هستند. در نهایت، این مقاله تبیین می کند که درک جامع مسئله شرّ مستلزم توجه هم زمان به جنبه های فردی و اخلاقی شرّ (مطابق نظر پلانتینگا) و نقش آن در نظام هستی و فرایند کمال انسان (مطابق دیدگاه مصباح) است. این رویکردِ تلفیقی به حل تعارض های ظاهری کمک می کند و به درک عمیق تر معنای زندگی، رنج، و مسئولیت های اخلاقی انسان یاری می رساند.
نقش خلاقیت انسانی در روش تحقیق تکاملی با تاکید بر علوم اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
89-122
حوزههای تخصصی:
خلاقیت انسانی نقشی مهم در ساختن نظریه های علمی دارد. اما گاهی روش شناسی علمی به نحوی تبیین می شود که گویی نظریات علمی با پیروی جبری و مطلق از چند مرحله کاملا مشخص و صرفا منطقی؛ ساخته می شوند. روش شناسی تکاملی با تعیین جایگاه خلاقیت در فرآیند تحقیق با مرزبندی نسبت به رویکردهای کیفی و کمی از «تناسب خلاق» در برابر دو مفهوم «برساخت» و «کشف» سخن به میان می آورد. واژه تناسب هم به ضرورت هماهنگی خلاقیت محقق با ظرفیت های جهان واقع اشاره دارد و هم به سازگاری با گزاره های ارزشی که وضع مطلوب پدیده ها بر اساس آنها استنباط می شود. از دیگر سو عقلانیت، امری ساختاری و اجتماعی و خلاقیت امری فردی و ساختارشکن معرفی می شود. اما در روش شناسی تکاملی تحقیق، برای خلق کیفیت جدید، یک روش سازمانی ارائه می شود که با سازماندهی عمومی (اعم از متخصصان و عموم جامعه) فرآیند شکل گیری یک تصویر جدید از عالم را تا تحقق آن در جامعه هدایت می کند. در این مقاله روش شناسی کمی، روش شناسی کیفی و روش شناسی تکاملی با شیوه استنادی و تحلیل منطقی مقایسه شده و تفاوت های آنها از منظر خلاقیت انسانی در محورهای "نسبت معرفت و هستی"، "اعتبارسنجی"، "هدف و فرآیند تحقیق" و "نقش جامعه در شکل گیری نظریه علمی" بیان شده است.
ملاک آگاهی اشیاء از دیدگاه صدرایی؛ تجرد یا وجود؟(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
123-148
حوزههای تخصصی:
در آثار صدرالمتألّهین، مسئله آگاهی اشیاء روندی تدریجی و تحول پذیر را طی می کند. وی در مراحل ابتدایی تفکر خود، اشیای بی جان را فاقد هرگونه آگاهی می دانست؛ اما به مرور از این موضع فاصله گرفت و برای آنها نوعی ادراک ضعیف و حداقلی قائل شد. این دیدگاه میانی نیز در نهایت جای خود را به تبیینی فراگیرتر داد که ریشه در اصول بنیادین حکمت متعالیه، به ویژه نظریه اصالت وجود و گسترش معنای آن دارد. بر این اساس شعور و ادراک نه اموری عارضی یا بیرون از وجود، بلکه از شئون ذاتی آن تلقی می شوند و به تمام مراتب هستی سرایت می کنند. در افق نهایی اندیشه صدرا، با تکیه بر وحدت و تشکیک وجود، آگاهی به منزله حقیقتی مشکّک فهم می شود که متناسب با شدت و ضعف مراتب وجودی تحقق می یابد. ازاین رو، هر موجودی به میزانی که از وجود بهره مند است، از مرتبه ای از آگاهی نیز برخوردار خواهد بود، هرچند در مراتب نازل این آگاهی به شکلی ضعیف و نارس ظهور کند. دیدگاه نهایی صدرالمتألّهین درباره آگاهی همگانی هستی، هم از حیث انسجام درونی با اصول حکمت متعالیه موجه تر است و هم با آموزه های دینی سازگاری بیشتری دارد. افزون بر این، استدلال های مخالفان آگاهی اشیاء از استحکام کافی برخوردار نیست.
تحلیل دین گریزی شخصیت های زن در برخی از رمان های مدرن دهه هفتاد و هشتاد شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته به شیوه ای از زندگی اجتماعی اطلاق می شود که در اروپا، در حدود قرن هفدهم شکل گرفت. یکی از معضلات در حوزه ایدئولوژی، دین گریزی است که با نوعی بی اعتقادی یا نافرمانی بروز می یابد. دوران مدرن بنا بر گرایش به عقلانیت و تجربه و علم گرایی، اعتقاد دینی را با چالشی تجددخواهانه مواجه کرده است. برخی از روشنفکران با تحلیل گفتمان مدرن در این چالش سهیم شده اند؛ از جمله این گروه برخی از نویسندگان رمان های مدرن هستند. این پژوهش می کوشد تا چالش دین گریزی را در میان شخصیت های زن برخی از رمان های منتخب مدرن دهه هفتاد و هشتاد، از جمله رمان هایی از حسین سناپور، ابوتراب خسروی، زویا پیرزاد، رضا قاسمی و رضا امیرخانی بررسی کند. برای تبیین موضوع، ضمن تعریف دین و دین گریزی، شخصیت های زن رمان های منتخب با روش توصیف و تحلیل بررسی خواهند شد و بعد از آن علل و عوامل دین گریزی شخصیت های مدنظر تحلیل خواهند شد. از نتایج این پژوهش چنین برمی آید که دین گریزی در شخصیت های زن رمان های مدنظر می تواند تحت تأثیر عواملی مانند جانبداری های یک طرفه و تعصب ورزی های دینی، فشار و خشونت، محیط اجتماعی و فرهنگی، دوستان، عشق های ممنوعه، ناکارآمدی ظاهری دین، گریز از سنت های شرقی و میل به تجدد شخصیت های یادشده باشد.
نوآوری ملاصدرا نسبت به ابن سینا در تبیین وجود شناختی خُلقیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خُلقیات انسان از ارکان مهم در شخصیت انسان است که تبیین حقیقت آن از دیدگاه فلسفی ضرورت دارد. این مقاله در نظر دارد رویکرد وجود شناختی ملاصدرا را نسبت به رویکرد ماهوی ابن سینا در تبیین خُلقیات بررسی کند. بر مبنای ابن سینا، خُلقیات اعراضی هستند که در نتیجه رابطه نفس با بدن، بر جوهر نفس افاضه و موجب استکمال نفس می شوند. ملاصدرا ضمن ایراد اشکالات بر نظریه یادشده، با تحول در مبانی انسان شناسی، معتقد بود خُلقیات ملکاتی جوهری هستند که به واسطه عملکرد بیشتر یکی از قوا و با بستری سازی علل معد (تکرار فعل، مزاج و اجتماع) طی حرکت جوهری اشتدادی منجر به سعه وجودی نفس می شوند و در نتیجه بیانگر صورت و مرتبه وجودی نفس هستند. به این ترتیب، صدرا برخلاف ابن سینا خُلقیات را کمال ثانوی نمی داند، بلکه آن را کمال اولی معرفی می کند و به همین دلیل، تبیینی دقیق تر ارائه می دهد که در سایر مسائل مرتبط همچون مراحل شکل گیری و ملاک تقسیم بندی خُلقیات نیز تأثیرگذار خواهد بود.
تجربه عرفانی به مثابه مبنایی برای تفکر فلسفی، پژوهشی تطبیقی درباره ووهوآ و عوالمِ خیال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۶۶)
61-72
حوزههای تخصصی:
تجربه عرفانی مواجهه ای شهودی با حقایق قدسی و تجلیّات الهی است که منجر به رؤیت هستی به عنوان یک کل واحد می شود. چنین تجربه ای، در صورت مصونیت از القائات شیطانی و نفسانی، می تواند منبعی معتبر برای شناخت حقیقت وجود باشد. مفهوم «ووهوآ» برآمده از تجربه فراحسی چوانگ تزو، فیلسوف برجسته چینی، است. او این تجربه را به اصلی فلسفی برای تبیین حقیقت وجود تبدیل کرده است. از سوی دیگر، مفهوم عوالم خیال نیز محصول تجربه عرفانی ابن عربی، عارف مسلمان، است؛ که وی نیز از این تجربه برای تبیین ساختارهای چندلایه وجود استفاده کرده است. این دو اندیشمند، به رغم فاصله های فرهنگی و تاریخی زیاد، زمینه های فلسفی مشترکی دارند؛ از جمله اینکه هر دو مبنای تفکر خود را بر نوعی ادراک از وجود استوار کرده اند که فراتر از ادراک حسی است. این پژوهش، با رویکردی توصیفی و موضوع محور، به تبیین دو مفهوم ووهوآ و عوالم خیال و تمرکز بر شباهت های این دو می پردازد. با توجه به پیچیدگی مباحث عرفان اسلامی در زمینه وجود و مراتب آن، سادگی بیان چوانگ تزو می تواند به درک بهتر این مفاهیم کمک کند و راهگشایی برای پژوهشگران و علاقه مندان به حوزه عرفان باشد. روش شناسی پژوهش بر پایه منابع کتابخانه ای است. یافته ها نشان دهنده مشابهت های فراوان میان این دو سنت فکری است.
فضای سایبر و نسبت آن با معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
31-60
حوزههای تخصصی:
امروزه با ظهور، گشودگی و بسط روزافزون فضای سایبر، به منزله زیست جهان و عرصه دومِ زندگی انسان معاصر و منبع اصلی آگاهی و دانایی او، بررسی ابعاد و وجوه مختلف این عرصه، به ویژه نسبت آن با معرفت، در پرتو رهیافت یا رویکردی فلسفی، ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در این راستا پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستی، هستی و مؤلفه های فضای سایبر، با روش تحلیلی عقلی، درصدد ارائه تصویری از نسبت این فضا با مقوله معرفت است. پژوهش حاضر سعی در اثبات این نکات دارد: 1. در وضعیت کنونی علم و فناوری و نیز براساس مبانی فلسفی واقع گرا، طرح فضای سایبر به مثابه فاعل شناسا (ذهن مند)، منتفی است؛ 2. فضای سایبر و اینترنت، متعلَّق شناخت و معلومِ حصولیِ بشر امروزی بوده و منبع کسب دانش و آگاهی و به منزله ابزاری در خدمت توان افزاییِ قوای ادارکی انسان به شمار می رود؛ 3. فضای سایبر و محتوای آن، به عنوان قسمی شناخت یا معرفت قابل طرح و تبیین نمی باشد؛ چه این که این فضا ذهن مند نیست که شناخت یا معرفتی در خود و از ناحیه خود داشته باشد و 4. فضای سایبر خواه عاملی غیرمعرفتی و خواه عاملی معرفتی لحاظ شود بر معرفت پسینِ (ماتأخر) آدمی تأثیراتِ هم سازنده و هم مخرّب فراوانی می گذارد.
بررسی کاربست ها و چالش های الهیات زیبایی شناسی در حیطه های اخلاقی، اجتماعی و معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی کاربست های الهیات زیبایی شناسی در حیطه های اخلاقی و معنوی، می توان به چندین جنبه مهم اشاره کرد که نشان دهنده ارتباط عمیق بین زیبایی، اخلاق و معنویت است. زیبایی شناسی به عنوان شاخه ای از فلسفه، ماهیت زیبایی و سلیقه را مطالعه می کند و در این راستا، مفاهیمی عمیق تر همچون حقیقت، عشق و خدا را نیز در بر می گیرد. کاربست های اخلاقی الهیات زیبایی شناسی چگونگی تأثیر زیبایی بر رفتار انسانی و تصمیم گیری های اخلاقی را بررسی می کند. بسیاری از فیلسوفان باور دارند زیبایی می تواند به عنوان معیاری برای ارزیابی خوبی ها و بدی ها عمل کند. برای مثال، برخی زیبایی را با خوبی اخلاقی مرتبط می دانند و معتقد هستند تجربه زیبایی می تواند انگیزه ای برای رفتارهای اخلاقی باشد. از سوی دیگر، حیطه معنوی الهیات زیبایی شناسی نیز نقشی مهم در شکل دهی به تجربیات دینی و معنوی انسان دارد. هنر و زیبایی در بسیاری از فرهنگ ها به عنوان ابزاری برای نزدیک شدن به خداوند و درک عمیق تر از وجود بشری تلقی می شود. این ارتباطات می تواند منجر به شکل گیری ارزش های معنوی و ارتقای روحیه انسانی شود. به نظر می رسد بررسی این کاربست ها نشان می دهد چگونه زیبایی نه فقط به عنوان یک مفهوم هنری، بلکه به عنوان یک نیروی اخلاقی و معنوی در زندگی انسان ها عمل می کند. این ارتباطات عمیق میان زیبایی، اخلاق و معنویت، زمینه ساز بحث هایی گسترده در حوزه فلسفه و الهیات است که نیازمند توجه بیشتری است.
تفهّم تجربه زیسته تولید علم اجتماعیِ اسلامی (تفسیرگراییِ تعدیل شده به مثابه یک امکان بینابینی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
61-88
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه علم اجتماعیِ اسلامی، چندین دهه است که بیش وکم در مسیر تکوین و تولید قرار گرفته، اما در عین حال، گرفتار رشد کم شتاب و آفات دیگر است، باید به مطالعه این تجربه معرفتی پرداخت و نقصان ها و ضعف های آن را شناسایی کرد. از طرف دیگر، نگارنده به عنوان یکی از کنشگران این عرصه، دارای تجربه زیسته در این باره است و می تواند این تجربه معرفتی را بیان کند. مسأله نگارنده در اینجا، اثبات این گزاره است که روش تفهّمِ تفسیری برای چنین مطالعه ای، کارساز و مطابق است. براین اساس، به جنبه های مختلف کاربست این روش پرداخته شده و نسبت آن با دانش ضمنی، مشخص شده است. همچنین آشکار گردیده که این روش با منطق دینی، سازگار است و این گونه نیست که روش متضاد با انگاره علم اجتماعیِ تجدّدی بر علم اجتماعیِ اسلامی تحمیل شود. در پایان نیز به اعتبار این روش پرداخته شده و چندین سازوکار برای اثبات واقع نمایی آن مطرح گردیده که عبارتند از امکان تبیین های بدیل در شرایط عدم قطعیّت، مواجهه و مؤانستِ دیرینه با مسأله، بازاندیشیِ متأمّلانه در آغازها و سازوکارها، انسجام درونیِ گزاره های زیرطبقه و تحلیل تطبیقی در میان تفسیرهای همگون.
بررسی هستی شناسی واژه بیت در قرآن بر مبنای نظریه استعاره مفهومی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
149-174
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی استعاره های هستی شناختی واژه «بیت» در قرآن بر اساس نظریه استعاره مفهومی می پردازد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد است کارایی این نظریه را بر اساس داده های قرآنی بسنجد؛ اینکه آیا استعاره به عنوان فرایندی شناختی برای بیان معانی انتزاعی و غیرحسی قرآن، حضوری مؤثّر دارد؟ در این مسیر پس از گردآوری داده ها با استفاده از نرم ا فزار قرآنی و وب سایت دانشنامه اسلامی و با استفاده از تفاسیر تسنیم، المیزان، نور و نمونه و با توجه به دیدگاه معاصر استعاره (لیکاف و جانسون، ١٩٨٠) و اصول استعاره شناختی جاکل (٢٠٠٢) تحلیل داده ها صورت گرفت. در شواهد به دست آمده، واژه بیت و متعلقات آن (درب، سقف، ستون، سریر، راه و ...) و واژه های نزدیک آن (مسکن، منزل، مستقر، مقام و ...)بیانگر مفهوم جایگاه (فیزیکی و معنوی) مورد انس می باشد؛ در این قالب مفاهیمی همچون داخل شدن، خارج شدن، حرکت کردن، مهاجرت کردن، توجه و رو کردن، تقرب و نزدیک شدن و ... واژه هایی همچون نشانه، آیه، وسیله در آیات قرآن کریم، بهتر درک می شود. بنابراین کمک به درک کامل تر کلام وحی و دریافت هدایت قرآنی از کاربردهای عملی این پژوهش می باشد. یافته های این پژوهش، افق جدیدی در اختیار مخاطب قرار می دهد تا به درک بهتری از آیات دست یابد.
بررسی تطبیقی قیام امام حسین (ع) و قیام های ضد اموی: از عاشورا تا قیام زید بن علی
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
53 - 68
حوزههای تخصصی:
قیام امام حسین در سال ۶۱ هجری قمری، یکی از نقاط عطف مهم تاریخ اسلام و نماد مقاومت اخلاقی، دینی و سیاسی در برابر ظلم و فساد حکومت اموی بهشمارمیآید. این حرکت، نهتنها ابعاد سیاسی و اجتماعی گستردهای داشت، بلکه در اصول اخلاقی و دینی مانند عدالتخواهی، اصلاح امت اسلامی و پایبندی بهحق ریشه داشت. با وجود این در همان دوران و پس از آن، قیامهای دیگری علیه امویان شکل گرفت که اهداف، روشها و نتایج متفاوتی داشتند و از نظر برخی ویژگیها با قیام حسینی شباهت و تفاوت نشان میدادند. این پژوهش با روش تحلیلی ـ تاریخی و رویکرد تطبیقی بهبررسی قیامهای حرّه، عبدالله بن زبیر، توابین، مختار ثقفی و زیدبن علی پرداخته و آنها را از منظر اهداف سیاسی، انگیزههای مذهبی، ساختار رهبری، استراتژیهای مبارزاتی و پیامدهای تاریخی با قیام امام حسین مقایسه کرده است. یافتهها نشان داد که گرچه همة این قیامها علیه ظلم اموی بودند، اما تنها قیام عاشورا بر مبنای اصلاح امت و شهادت آگاهانه شکل گرفت و الهامبخش نسلهای بعدی شد.
فقره پایانی در زیارت عاشورا، الحاقی یا اصیل؟
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
7 - 34
حوزههای تخصصی:
برخی ادعا کردهاند، لعنهای پایانی زیارت عاشورای مشهور، در اصل در این زیارت موجود نبوده و از دوران صفویه بهبعد به مصباحالمتهجد تألیف شیخ طوسی قدسسره (م۴۶۰ق) افزوده و در نتیجه، زیارت عاشورا تحریف شده است. مهمترین دلایل مدعیان برای اثبات تحریف در زیارت عاشورای مشهور، دو مورد است؛ نخست، عبارت کهنترین نسخه خطیِ مصباحالمتهجد (نسخه نقاش رازی)؛ دوم، عبارت کاملالزیارات. در این پژوهش با دلایل و شواهد گوناگون نشان داده شد تنها عاملی که سبب شد فقره پایانی زیارت عاشورا در برخی منابع این زیارت، ازجمله مصباحالمتهجد (نسخه نقاش رازی) و کاملالزیارات مطابق مشهور نقل نشود، این است که کاتبان و عالمان شیعه، بهویژه پیش از حکومت صفویان در نقل آن عبارات، تقیه کردهاند. در پژوهش حاضر برای حل اشکال در نسخههایی که فقره پایانی در آنها مطابق مشهور نیامده است، بیان کردهایم که در آن نسخهها از سوی کاتبان یا عالمان، تقیه رخ داده است. همچنین برای اثبات اصالت فقره پایانی در زیارت عاشورا، تصاویر صفحات زیارت عاشورا در نسخه بسیار مهم و معتبر مختصرالمصباح بهخط ابن سَکون حلّی (م ۶۰۰ق) ـ که لعنهای پایانی نیز در آن آمده است ـ ارائه کردهایم. در نهایت، در این نوشتار نشان داده شد، فقره پایانی زیارت عاشورا، که برای اظهار برائت از دشمنان اهلبیت صادر شده، از اصالت برخوردار است.
نکته هایی از معارف حسینی: چهره تاریک شمر پیش از عاشورا
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
139 - 142
حوزههای تخصصی:
نگاهی انتقادی به نظریه ابتناء(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
5-30
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی «نظریه ابتناء» استاد علی اکبر رشاد می پردازد. این نظریه، فرایند تکوّن و تطور معرفت دینی را برایند تأثیر و تعامل متداوم و دیالکتیکی «مبادی خمسه» (منبع شناختی، معرفت شناختی، دین شناختی، فاعل شناختی و مخاطب شناختی) تبیین می کند. مهم ترین وجه قوت نظریه، جامعیت و رویکرد سیستمی آن در پوشش کل حوزه های معرفت دینی است که فراتر از محدوده سنتی علم اصول عمل می کند. با این حال قریب ده ایراد و ابهام در نظریه وجود دارد، از جمله ابهام ماهوی و درهم آمیختگی میان ساحت توصیف و تجویز است؛ نظریه میان «فلسفه معرفت دینی» (توصیف چگونگی شکل گیری فهم) و «منطق فهم دین» (ارائه روش معتبر اکتشاف) در نوسان است و در نتیجه، معیار روشنی برای احراز حجّیت معرفت دینی به دست نمی دهد. در نهایت پیشنهاداتی برای تکمیل و اصلاح نظریه مطرح گردیده که مهم ترین پیشنهاد ، تفکیک دقیق دو ساحت توصیف و تجویز است. به نظر می رسد تفکیک نظریه در دو سطح مجزا به گونه ای که در سطح اول به توصیف تحلیلی فرایند تکوّن معرفت دینی پرداخته و در سطح دوم، به استخراج معیارهای هنجاری و ضوابط حجیت کشف صائب معرفت دینی بپردازد، امکان بیشتری را برای اینکه این نظریه از یک گزارش تفصیلی به یک دستگاه روش شناختی کارآمد تبدیل شود فراهم می کند.
تحلیل حقوقی و جزایی تبصره 2 ماده 10 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها و مسائل کاربردی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
225 - 237
حوزههای تخصصی:
قانون گذار در قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 31/03/1374 (اصلاحی 01/08/1385) تکالیفی را برعهده جهاد کشاورزی به عنوان مسؤول حراست از اراضی کشاورزی قرار داده است. انجام این تکالیف مستلزم داشتن برخی اختیارات اجرایی و پیشگیرانه است. یکی از اختیاراتی که به منظور تقویت توان اجرایی جهاد کشاورزی مقرر شده، قلع و قمع آثار تغییر غیرمجاز کاربری به موجب تبصره 2 ماده 10 قانون است، اما در عمل، دیدگاه های مختلفی در رابطه با تفسیر از این مقرره و تعامل آن با ماده 3 قانون مذکور و نحوه عملکرد جهاد کشاورزی مطرح است. این مقاله با روش مطالعه اسنادی و با تکنیک تحلیل منطقی، پس از بررسی و نقد دیدگاه های مختلف در تفسیر این مقرره، دیدگاهی را ارائه می کند بر این مبنا که این تبصره ماهیتی حقوقی، پیشگیرانه، اجرایی و مستقل از ماده 3 همان قانون داشته و جهاد کشاورزی می تواند با رعایت شرایطی قبل از صدور حکم دادگاه، نسبت به قلع و قمع اقدام نماید. با این تفسیر امکان پیشگیری از تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغ ها وجود دارد، هرچند رعایت ضوابطی، از قبیل اخطار و اعلام به مالک قبل از اجرا، حضور نماینده مقام قضایی به عنوان ناظر اجرا و ممنوعیت اعمال این تبصره درخصوص ساختمان های مهیای سکونت، ضروری است. هدف اصلی در این مقاله آن است که با رفع ابهامات پیرامون ماهیت این تبصره از یک سو موجب شکل گیری رویه یکسان قضایی گردد و از سوی دیگر جنبه پیشگیرانه آن را به منصه ظهور برساند.
واکاوی بایسته های کیفی و کمی ظنّ محقِّق لوث از منظر فقه و قانون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های فقهی تا اجتهاد سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
119 - 142
حوزههای تخصصی:
در نظام جزایی اسلام، قسامه به عنوان یکی از ادله اثبات جنایت در ردیف اقرار، شهادت، سوگند و علم قاضی معتبر دانسته شده و یکی از شرایط آن، وجود لوث -یعنی اماره ای که موجب ظن به صدق مدعی یا سوءظن به مدعی علیه می شود- معرفی شده است. تحقیق پیش رو بر بایسته های لازم در تحقق ظنِّ محققِ لوث تمرکز دارد. ارتباط وثیق بایسته های کیفی با ظن شخصی و نوعی، بازشناسی معنا و مقصود از ظن شخصی و نوعی و ارائه معانی و محتملات متناسب با ظن قاضی را ضروری می نماید. از رهگذر معناشناسی ظن شخصی و نوعی، چهار احتمال به دست می آید که عبارت اند از: متعارف بودن و متعارف نبودن ظن؛ فعلیت و عدم فعلیت ظن؛ قابل اثبات بودن یا قابل اثبات نبودن منشأ ظن؛ ظن کارشناسی یا معمولی. نویسنده اعتبار هر یک از این احتمالات را در تحقق ظنِّ لوثی از منظر روایات، کلمات فقیهان و قانون مجازات اسلامی بررسی نموده و برخی را در تحقق لوث معتبر دانسته است. در کنار بایسته های کیفی، توجه به بایسته های کمی نیز ضرورت دارد؛ به نظر می رسد در مشروعیّت قسامه، ظن به معنای احتمال بیش از 50 درصد لازم نیست و ظن اضافی یعنی احتمال راجح کافی است.
بررسی حقوقی قراردادهای هوشمند در حقوق ایران با تأکید بر قابلیت استناد، اعتبار و اجرای قضایی
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
در عصر فناوری های نوین، به ویژه با گسترش فناوری بلاک چین و رمزارزها، قراردادهای هوشمند به عنوان گونه ای نوظهور از تعهدات دیجیتال مورد توجه قرار گرفته اند. این نوع قراردادها، نه در معنای حقوقی سنتی، بلکه به مثابه کدهای نرم افزاری عمل می کنند که بدون مداخله انسانی و با بهره گیری از منطق «اگر... آنگاه...» به طور خودکار اجرا می شوند. با وجود کارکرد فنی و تجاری آن ها، پرسش های بنیادینی درباره وضعیت حقوقی این قراردادها در حقوق ایران مطرح است؛ از جمله: آیا قراردادهای هوشمند را می توان به عنوان عقدی معتبر مطابق ماده ۱۰ قانون مدنی تلقی کرد؟ ارزش اثباتی و قابلیت استناد آن ها در محاکم چگونه ارزیابی می شود؟ و آیا اجرای خودکار، با اصول حقوقی و قواعد سنتی الزام آور بودن قراردادها تعارض دارد؟این مقاله با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، ضمن بررسی مفهوم و ساختار فنی قراردادهای هوشمند، به تحلیل جایگاه آن ها در نظام حقوقی ایران پرداخته و ظرفیت های قانونی موجود برای پذیرش یا تنظیم این قراردادها را با تأکید بر مفاهیم رضایت، اراده، اثبات و قابلیت اجرا ارزیابی می نماید.
هم گرایی و واگرایی خوف و طمأنینه در مواجهه با ذکر الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
177 - 199
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چگونگی جمع میان دو حالت قلبی وجل (ترس) در آیه ۲ سوره انفال و طمأنینه (آرامش) در آیه ۲۸ سوره رعد، که هر دو به مؤمنان در مواجهه با ذکر الهی نسبت داده شده اند، از منظر مفسران می پردازد.با تحلیل دیدگاه های تفسیری، مشخص شد که وجل به معنای خوف و فزع ناشی از عظمت الهی، ترس از عقاب یا خوف از تقصیر است و نشانه ی کمال ایمان شمرده می شود.در مقابل، طمأنینه به معنای سکون و آرامش قلبی است که از یاد رحمت و ثواب الهی، یقین به توحید و تدبر در قرآن حاصل می گردد. مفسران بر عدم تنافی ذاتی میان این دو حالت تأکید ورزیده و آن را ناشی از تفاوت در نوع ذکر (جلال/جمال، عقاب/رحمت)، مراتب سلوک (وجل مقدمه طمأنینه) یا حالات درونی مؤمن (خوف از گناه/امید به فضل) دانسته اند؛ امری که در آیه ۲۳ سوره زمر(تقشعر جلود و لین قلوب) نیز منعکس شده است. در مقابل، قلوب غیرمؤمنان از این حالات بی بهره و ناآرام است و ذکر الهی بر آنان اثری ندارد یا موجب انزجار می شود؛ چرا که اطمینانشان به غیر خدا، ریشه ی اضطراب و شقاوت آنان است. هم گرایی خوف و طمأنینه، نشانه ی پویایی ایمان و راهنمای مؤمن در مسیر کمال معنوی است.
دلالت در نظریه فیلم ویوین سابچک: بازخوانی از منظر پدیدارشناسی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
159 - 180
حوزههای تخصصی:
ویوین سابچک از نظریه پردازان زن سینمای آمریکا است که با تاثیر از مرلوپونتی کتاب خود به نام «خطاب چشم: پدیدارشناسی تجربه فیلم» را نگاشت و رویکردی وجودی-پدیدارشناختی را به سینما اتخاذ کرد. سابچک با الهام از مرلوپونتی به سینما ظرفیت دلالتی می دهد و در ساختار دلالت سینمایی دو عنصر آگاهی متجسد و گوشت را وارد می کند. صحبت از گوشت در سینما ما را به حوزه هستی شناسی سینما می برد و دلالت را با وجود یکی می انگارد. دلالت با دو مدالیته تجربه وجودی یعنی ادراک و بیان شکل می گیرد. ادراک و بیان از حالات وجود مجسم در جهان است که در ساختار آینه ای گوشت معکوس می شوند و معنا در ضخامت این تجربه وجودی شکل می گیرد. از نظر سابچک، دوربین به مثابه ادراک و پروژکتور به مثابه بیان در سینما ظرفیت دلالتی سینما و به تعبیری ظرفیت وجودی آن را افزایش می دهند. بدین شکل که حرکت بصری دوربین تبدیل به کوگیتویی می شود که انتخاب گر است و بیان پروژکتور از دل معانی کهنه معنایی نو پدیدار می کند. این اعمال دوربین و پروژکتور در سینما به هیچ وجه مکانیکی نیست و ما را به سمت تجربه وجودی سوق می دهد.
معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
255 - 282
حوزههای تخصصی:
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.