فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
ابن حجر عسقلانی از رجالیون شهیر اهل سنت در قرن هشتم و نهم هجری قمری است. از جمله آثار مهم او در حوزه علم رجال، کتاب «لسان المیزان» می باشد که آن را ناظر بر«میزان الاعتدال فی نقد الرجال» شمس الدین ذهبی نگاشته است. هرچند در نگاه اول ممکن است تصور شود لسان المیزان تنها ذیل و مستدرکی بر کتاب ذهبی است؛ اما بررسیِ محتوای کتاب حاکی از آن است که مؤلف در نگارش لسان المیزان، در موارد متعددی به نقادی کلام ذهبی پرداخته است. اینکه عسقلانی چگونه و با چه شیوه هایی کلام ذهبی را نقد نموده، پرسش اصلی پژوهشِ فراروی است. بر این اساس، نویسندگان در پی پاسخ به این سؤال، با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کتابخانه ای به کاوش در لسان المیزان پرداخته و به این نتیجه دست یافته اند که: عسقلانی در جهت نقادیِ کلام ذهبی، از روش های گوناگونی همچون: مراجعه به اصل منبعِ مورد استفاده ذهبی؛ توجه به عدم تطابق گفتار و عمل ذهبی؛ ارائه دلیل جهت تضعیف برخی نقدهای ذهبی بر روایات؛ عدم توجه ذهبی به ناقل اصلی کلام؛ تبیین خطاهای ذهبی در تمییز راوی مشترک؛ آشکارسازی بی توجهیِ ذهبی بر وقوع تصحیفات در اسامیِ برخی راویان؛ تبیین اطلاعات رجالیِ مبهم ارائه شده از سویِ ذهبی، بهره برده است.
تحلیل تطبیقی اسماء و صفات الهی در آرای امام خمینی و ابن میمون: رویکردی وجودشناختی و پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
119 - 140
حوزههای تخصصی:
بحث از اسماء و صفات الهی از مباحث مهم اعتقادی است که شناخت آنها موجب تقویت ایمان و درک بهتر از خداوند و رابطه ی انسان با او می شود. این مقاله به مطالعه تطبیقی آرای دو اندیشمند برجسته، موسی بن میمون (ابن میمون) در سنت یهودی و امام خمینی در سنت اسلامی، در مسئله ذات و صفات الهی می پردازد. این پژوهش، با استفاده از روش تطبیقی-تحلیلی و با تمرکز بر متون کلیدی دو اندیشمند؛ از جمله «دلاله الحائرین» ابن میمون و آثار فلسفی-عرفانی امام خمینی مانند «تعلیقه بر فصوص الحکم» به بررسی این پرسش اصلی می پردازد: «تفاوت ها و اشتراکات آرای ابن میمون و امام خمینی در تبیین ذات و صفات الهی چیست و این تفاوت ها چه ریشه های مکتبی و روش شناختی دارند؟» یافته های این پژوهش، حاکی از آن است که ابن میمون با تکیه بر الهیات سلبی و عقلانیت ارسطویی، صفات را به نفی نقص یا افعال تقلیل می دهد، در حالی که امام خمینی با تلفیق حکمت متعالیه و عرفان شیعی، صفات را تجلیات کمالات ذاتی در مراتب وجود می داند. این پژوهش، افزون بر تبیین وجوه اشتراک و افتراق، الگویی برای مطالعات تطبیقی فلسفه دینی در سنت های مختلف ارائه می کند.
Imam al-Riḍā (PBUH) and Cultural Justice
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
67 - 86
حوزههای تخصصی:
Social justice in the modern state is among those concepts whose essence and implementation are difficult to trace historically, particularly in Islamic history and the conduct (sīra) of the Infallibles. Understanding concepts such as the state, democracy, and social justice from religious foundations is itself a formidable task. The challenge becomes even greater when this complex notion of social justice is further subdivided into more specific domains, such as cultural justice, and examined through the lens of the conduct. This study aims to analyze Imam al-Riḍā’s activism in promoting cultural justice through a descriptive-analytical method. His engagement appears to be explicable across three main areas. First, the debate between agency and structure within justice studies can be specifically traced in Imam al-Riḍā’s conduct. Notably, he not only advanced justice through individual actions but also created structural opportunities, having directly entered existing structures. Second, cultural diversity—recognized as a pillar of cultural justice—is evident in his practice. Third, in the tension between teleology and deontology within cultural justice, teleology holds a distinguished position in Imam al-Riḍā’s conduct. This article elucidates these three dimensions.
قلندریات؛ شعر نمادین صوفیانه یا ضد ژانری هتروتوپیک؟ (با بررسی غزلی از عطار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
87 - 120
حوزههای تخصصی:
تجلیل آشکار قلندریات از اعمال ممنوعه و شخصیت های هنجارشکن و تجاوز آشکار این نوع شعر به نمادها و نشانه های شریعت اسلامی و تخطی از هنجارهای اجتماعی- مذهبی، بسیاری از مخاطبان آن را شگفت زده کرده است. برخی محققان این اشعار را از منظر تاریخی نگریسته و در پی کشف رابطه این نوع شعر با جنبش های آنتی نومیستی از قبیل اباحیه در دوره میانه اسلامی بوده اند. بسیاری از محققان نیز در شیوه ای همگرا با صوفیه، نمادها و تصاویر هنجارستیز این نوع شعر را به طرق مختلف با چارچوب متافیزیکی سنت هرمنوتیک صوفیانه (تأویل) پیوند داده و آن ها را اشارات نمادین رمزگذاری شده در زبان شاعرانه دانسته اند که تنها به کمک مواد هرمنوتیکی صوفیانه قابل رمزگشایی است. در این میان، آنچه در این بحث ها نادیده گرفته شده، بررسی ساختار شعری یا بوطیقای قلندریات، و چگونگی شکل گیری آن در درون نظام ژانرهای اولیه شعر فارسی است. این پژوهش با گذر از تحلیل نمادگرایانه، و بدون آنکه تصاویر شاعرانه پویا در قلندریات را به کهن الگوها و نمادهای ازپیش تعیین شده صوفیانه فروبکاهد، به روش توصیفی و تحلیلی و با بررسی نمونه ای از عطار، نشان می دهد که «شعر قلندری» چگونه ساختار شعری کارناوالی و هتروتوپیک خود را ازطریق گفت وگو و مناظره با دو گونه شعری «زهدیات» و «مدحیات» پیکربندی می کند.
بررسی انتقادی دیدگاه نِوُو و کورِن درباره دین فاتحان عرب، با تأکید بر منابع سریانی
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین نظریه های مستشرقان تجدیدنظرطلب شکل گیری تدریجی اسلام از یک دین توحیدی ابتدایی است که در دوره امویان در قالب اسلام پدیدار می شود. نوو و کورن، در کتاب چهارراه هایی به اسلام: مبادی مذهب تازیان و حکومت ایشان به تبیین ویژه خود از این نظریه بر اساس شواهد باستان شناختی و متون سریانی صدر اسلام پرداخته اند. یکی از محورهای اصلی این نظریه تکامل تدریجی دین فاتحان عرب از بت پرستی به یکتاپرستی و سپس اسلام است. نوشتار پیشِ رو به روش تحلیل تاریخی-انتقادی و با تاکید بر شواهد متون سریانی به ارزیابی این دیدگاه می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد نظریه نوو و کورن درباره پیدایش اسلام مبتنی بر روش علمی در بهره گیری از متون سریانی مرتبط با دوره نخستین شکل گیری اسلام نیست. برداشت نادرست از مقصود نویسندگان سریانی از واژه «حنپی»، عدم توجه به کاربست مجازی این واژه، تکیه بر برهان سکوت منابع بدون در نظر گرفتن دغدغه و هدف نویسندگان در اشاره به باورهای دینی اسلامی، بی توجهی به ماهیت جدلی برخی متون سریانی، و صرفنظر کردن از متون سریانی متعلق به دوره پیشاعبدالملک که به باورهای اسلامی تصریح داشته اند، از مهمترین اشکالات نوو و کورن در استناد به متون سریانی برشمرد.
القرآن الكريم وقواعد الحضارات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ خریف ۲۰۲۵ العدد ۳
9 - 28
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه الدراسه البحثیه المنهجیه العلاقه بین القرآن الکریم والفکر الحضاری مرکزه البحث عن قواعد الحضارات؛ ومستنده إلى أن القرآن ارتبط بحضاره عُدَّت من الحضارات العظیمه فی التاریخ الإنسانی، هی الحضاره الإسلامیه التی غیّرت وجهه الحضارات ومجرى الفکر الإنسانی. وأشار الکاتب استنادًا إلى آراء بعض المستشرقین وباحثی الحضاره، أنّ الحضاره الإسلامیه هی أول حضاره عالمیه حقیقیه روحها منبثقه من القرآن الکریم. فالقرآن لم یقف عند حدود التعالیم الأخلاقیه أو التشریعات الدینیه مکتفیًا بها، ومنصرفًا عمَّا سواها، وإنما إلى جانب ذلک اعتنى بقضایا الحضاره والعمران. لذا یؤکد المیلاد أنّ أی بحثٍ فی نشأه الحضاره الإسلامیه أو ازدهارها أو أفولها یظلّ قاصرًا ما لم یُرجَع فیه إلى القرآن وسُننه التاریخیه؛ لکون أن القرآن کتاب هدایه وبصیره یشمل جمیع مجالات الحیاه الإنسانیه الدینیه والاجتماعیه والسیاسیه والعمرانیه. وفی نطاق البحث عن قواعد الحضارات فی القرآن الکریم تطرق الکاتب إلى أربع قواعد مرکزیه، تحددت بهذا النحو، أولًا: "نظریه السنن التاریخیه"، ورأى الکاتب أن القرآن قدم فتحًا عظیمًا للفکر الإنسانی حین کشف عن نظریه السنن والقوانین التاریخیه والاجتماعیه الکلیه والثابته والمطَّرده، التی تحکم حرکه التاریخ بکلیته فی جمیع أزمنته وعصوره، وتوجّه سیر المجتمعات والحضارات تقدّمًا وتراجعًا، صعودًا وهبوطًا، مهما کانت طبیعه هذه المجتمعات والحضارات وأشکالها وتقسیماتها. وبحسب تحلیل الکاتب، فقد استطاع القرآن أن یُنشئ تصورًا علمیًّا للتاریخ والمجتمع الإنسانی لم یُعرف من قبل فی أی مدرسه فکریه أو کتاب سماوی. کما أشار الکاتب مستندًا إلى آراء محمد عبده، ومحمد باقر الصدر، وعماد الدین خلیل، إلى أنّ نظریه السنن الإلهیه ینبغی أن ترتقی من مستوى المفهوم اللاهوتی إلى مستوى العلم الاجتماعی، لتصبح حقلًا معرفیًّا مستقلًّا ذی وظیفه حضاریه واجتماعیه. واستنادا إلى التحلیل اللغوی والموضوعی للقرآن الکریم درس المیلاد العلاقه بین هلاک القُرى وقانون الظلم باعتبارها القاعده الحضاریه الثانیه. ووجد الکاتب من خلال تحلیل واسع لآیات عدیده تُظهر أنّ هلاک القرى إنما هو نتیجه للظلم بالمعنى الشامل، ومبیّنا أنّ القرآن یعتبر الظلم عاملا تاما وعاما لانحطاط المجتمعات وزوال الحضارات. ولا یقتصر هذا الظلم على معنى السیاسی، بل یشمل أیضًا الأبعاد الاقتصادیه والأخلاقیه؛ کما ورد صریحًا فی سیره قوم شعیب (الظلم الاقتصادی)، وقوم فرعون (الظلم السیاسی)، وقوم لوط (الظلم الأخلاقی). وذکر المیلاد فی معرض نقده لابن خلدون بأنّه اقتصر نظره على الجانب الاقتصادی من الظلم، بما یدل عن غفلته لشمولیه المفهوم القرآنی، إذ إنّ القرآن یقدّم الظلم باعتباره الأساس لانهیار البنیه الاجتماعیه والثقافیه برمّتها. ثمّ انتقل الکاتب إلى القاعده الثالثه باحثا عن العلاقه بین "الأمه وقانون الأجل" والمهله التاریخیه، وبعد أن تتبع الکاتب الآیات الداله على هذه القاعده انتهى إلى خلاصه قررها قائلا: من المؤکَّد لو أن الفکر الاجتماعی لدى العرب والمسلمین کان ناضجًا ومُتقدِّمًا فی هذه الأزمنه الحدیثه والمعاصره، لوجد فی آیات الاقتران بین الأمه والأجل وأن لکل أمه أجل، أنها تلفت النظر إلى قانون اجتماعی له أهمیته البالغه فی دراسه وتحلیل الظواهر الاجتماعیه الکبرى، ومنها تدهور الجماعات والمجتمعات والأمم والحضارات وتراجعها وسقوطها، کونها محکومه بقانون الأجل الذی إذا حل بأمه فإنها بحسب البیان القرآنی (لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ). فی القاعده الرابعه، تناول الکاتب سنّه تداول الأیام وتعاقبها، مستندًا إلى قوله تعالى: (وتلْکَ الأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ)، وفی هذا الشأن توقف الکاتب عند قضیتین مُهمَّتین شغلت اهتمام المؤرخین والباحثین فی حقل الدراسات التاریخیه والحضاریه، وتعدَّدت بشأنهما وتفارقت التصورات والتحلیلات، هما: قضیه لماذا لا تدوم الحضارات وتستمر؟ وقضیه هل تعود الحضارات وتنهض من جدید؟ واستعرض الکاتب تفسیرات لمالک بن نبی وعماد الدین خلیل فی شأن الدورات الحضاریه، ورأى القرآن بقاعده تداول الأیام یقدم سنّه باعثه على الأمل، إذ تحول دون دوام الحضارات على نحو مطلق، لکنها فی الوقت نفسه تتیح إمکان العوده وإحیاء الحضاره من جدید. کما أنّ قوله تعالى: (إِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حتّى یُغَیِّروا مَا بِأَنفُسِهِمْ) فإن هذه الآیه تشکّل قانون التغییر الحضاری، وتفتح الطریق أمام إعاده بناء الحضارات عبر التحوّل الداخلی والأخلاقی والإیمانی. هذه هی أبرز القواعد الکلیه التی رأى فیها الکاتب أنها تُوثِّق علاقه القرآن الکریم بمسأله الحضاره، وتُؤکِّد على ضروره العوده إلیه لیکون مرجعًا لنا فی السعی إلى تکوین دوره حضاریه تُمهِّد لقیام حضاره إسلامیه جدیده. فمن القرآن نتبصَّر بقواعد الحضارات وقوانینها قیامًا وسقوطًا، ونستلهم روح الحضاره التی تُغیِّر مزاج الأمه کُلِّیًّا روحیًّا وعقلیًّا، ونکتسب عظمه الفکره الدینیه التی لا قیام لحضاره من دونها بعد التخلُّق بها نفسیًّا وفکریًّا. ومن القرآن بدأت الحضاره الإسلامیه فی عهدها الأول القدیم، ومنه کذلک تبدأ عهدها الجدید إذا سعت سعیها الحضاری الشامل.
رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
5 - 24
حوزههای تخصصی:
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
تکرار داستان ها در قرآن و فرضیه سنت های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
295 - 322
حوزههای تخصصی:
مسئله تکرار در قرآن کریم، به ویژه در داستان های قرآنی، سؤالاتی را درباره چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهت های مختلف در نقل داستان ها نشان دهنده عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنت های مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روش های معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاه های مطرح، فرضیه سنت های مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دوره ای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی می شود. سپس نظریه ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد می گردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درون متنی داستان ها در نسخه های مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کل نگری سوره ها، به عنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقل ها ارائه می شود. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که تکرارهای موجود در قرآن نه تنها توجیه پذیرند، بلکه با ویژگی های ادبی و تاریخی آن سازگارند.
بررسی اشکال تای به تصورپذیر بودن ایده زامبی چالمرز(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
33-48
حوزههای تخصصی:
چالش بین فیزیکالیسم و ضد فیزیکالیسم با ایده زامبی فلسفی وارد فضای جدیدی شده است. یکی از طرفداران اصلی ایده زامبی، چالمرز است. روشی که وی برای اثبات مدعای خود برگزیده، آزمایش فکری است. نکته محوری آزمایش فکری چالمرز در زامبی و جهان آن، تمایز بین کیفیت های پدیداری و کیفیت های کارکردی است. آنچه در جهان زامبی وجود ندارد، کیفیت های پدیداری است. در حالیکه همه انواع کیفیت های کارکردی در چنین جهانی و هم چنین در زامبی یافت می شود. مایکل تای در مخالفت با چالمرز با پیش فرض گرفتن چارچوب وی، آزمایش فکری جدیدی سامان می دهد تا نشان دهد گرچه در ابتدای مسیر، ایده زامبی تصورپذیر به نظر می رسد اما در ادامه به دلیل بروز شکاف های پرنشدنی به تناقضی درونی می رسد که در نهایت ایده زامبی و جهان آن را تصورناپذیر می کند. هدف این نوشتار بررسی آزمایش فکری تای و اشکالات آن است تا داوری مناسبی از آنچه صحیح است به دست دهد.
رویکرد افتراقی قانون گذار در دادرسی جرایم سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
123 - 136
حوزههای تخصصی:
افتراقی شدن دادرسی کیفری به معنای آنست که قواعد و مقررات حاکم بر دادرسی در حوزه خاصی متمایز با قواعد و مقررات عام دادرسی باشد. سیاست گذاری افتراقی در دادرسی جرم سیاسی به معنای تعیین وضعیت و رویه های خاص برای رسیدگی به جرم های سیاسی است و اهدافی، ازجمله امنیت مداری، حمایت از بزه دیده و مقابله مؤثر با شیوه ها و اشکال نوین ارتکاب جرم را دنبال می کند. این نوع سیاست گذاری معمولاً در کشورهایی با مسائل سیاسی پیچیده و حساس اجرا می شود. در سیاست گذاری افتراقی، تفاوت بین جرم های سیاسی و غیرسیاسی مورد توجه قرار می گیرد. این تفاوت ممکن است در مواردی مانند محدودیت هایی در آزادی بیان، حقوق انسانی و حقوق مدنی و نیز تأثیرات سیاسی و اجتماعی جرم بر جامعه بروز یابد. این مطالعه با هدف بررسی رویکرد افتراقی قانون گذار در دادرسی جرایم سیاسی با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیلی توصیفی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که هدف از رویکرد افتراقی قانون گذار معمولاً حفظ حقوق متهمان و تضمین عدالت در روند دادرسی است. برخی از انتقادکنندگان این رویکرد معتقدند که این افتراق قانون گذار در برابر جرایم سیاسی ممکن است منجر به نابرابری در برابر قانون و سوءاستفاده از قدرت شود.
تبیین و بررسی رابطه استناد و نقش و تأثیر عرف در احراز آن برای تحقق تحمیل مسؤولیت کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
65 - 78
حوزههای تخصصی:
در قانون مجازات اسلامی، قانون گذار ایجاد رابطه استناد را در تحمیل مسؤولیت کیفری و مدنی پذیرفته، اما معیار و ضابطه کلی برای شناخت آن تعیین ننموده است و حتی تعریفی دقیق نیز از آن به عمل نیاورده است، این درحالی است که شناخت و بررسی این رابطه برای اثبات جنایت و انتساب آن به مرتکب از اهمیت به سزایی برخوردار است. بنابراین باتوجه به این دغدغه مطروحه، این مقاله با بررسی رابطه استناد، شناخت جایگاه استناد و نحوه اثبات آن، در پی اثبات این امر است که رابطه استناد قابلیت ضابطه مندی را نداشته و باید برای اثبات این امر و مسؤول شناختن مرتکب، هر پرونده را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد و باتوجه به عرف و شرایط و اوضاع احوال آن پرونده، حکم صحیح و عادلانه تری صادر کرد، زیرا اولاً شرایط و اوضاع احوال هر پرونده، حتی درصورتی که عنوان مجرمان یکی باشد، متفاوت است و نمی شود ضابطه ای خاص برای تمامی موارد در نظر گرفت؛ ثانیاً عوامل زیادی مثل قواعد فقهی و عوامل انسانی، ازجمله قربانی جرم در قطع رابطه سببیت و عدم مسؤولیت مرتکب دخیل هستند که در این موارد نمی توان ضابطه مشخصی را اعمال کرد، پس باید شرایط و اوضاع احوال خاص هر پرونده توسط عرف رسیدگی شود تا درنهایت بتوانیم رابطه استناد را به مرتکب برای تحمیل مسؤولیت کیفری اثبات و احراز کنیم.
تحلیل جنسیت محور و قوم محور از سیاست های سلامت در خاورمیانه
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر، توجه به ابعاد جنسیتی و قومی در سیاستهای سلامت بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر عدالت اجتماعی در خاورمیانه برجسته شده است. این مقاله با تمرکز بر کشورهای ایران، عربستان و فلسطین، به تحلیل نقش تبعیضهای جنسیتی و قومی در شکلدهی و اجرای سیاستهای سلامت میپردازد. یافتهها نشان میدهد که نادیدهگرفتن این عوامل منجر به نابرابریهای عمیق در دسترسی به خدمات سلامت ،بهویژه برای زنان و اقلیتهای قومی شده است. همچنین، سیاستهای غالب اغلب بهطور غیرمستقیم تعمیقکننده این نابرابریها هستند .مقاله با ارائه پیشنهادهایی برای اصلاح سیاستها، تأکید میکند که ارتقاء عدالت سلامت مستلزم ادغام رویکردهای جنسیتمحور و قوممحور در فرآیندهای تصمیمگیری و برنامهریزی است.
مقایسه «مثبت نگری به انسان» از دیدگاه روان شناسی مثبت و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
263 - 285
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین مبانی انسان شناختیِ روان شناسی مثبت نگر، پذیرش نگاه مثبت به انسان است. در پی تبیین چیستی چنین نگاهی به انسان می توان آن را مشتمل بر دو مؤلفه دانست: یکی پذیرش منش و ویژگی های مثبت صفت گونه در انسان و دیگری اصالت توأمان توانمندی ها و ضعف ها در انسان. از نگاه قرآن کریم، طبق برداشت بسیاری از مفسران، شاکله به معنای منش است و پذیرش تحولات قلب، تأکید بر ظهور ویژگی های اخلاقی در ظرف آخرت و تکرار زیاد عباراتی مانند «بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» نشان از پذیرش ویژگی های صفت گونه است. ازسوی دیگر، قرآن کریم نیز نه تنها ویژگی های مثبت صفت گونه را می پذیرد؛ بلکه مفسران بر این باورند که قرآن کریم گرایش های دوگانه ای را درون انسان می پذیرد که با هم تقابل ندارند و مفسران برای جمع میان آن ها از تعابیر مختلفی بهره برده اند. در مجموع به نظر می رسد که نگاه مثبت به انسان در روان شناسی مثبت با قرآن کریم همسویی فراوانی دارد.
نقدی بر تصحیح اخیر دیوان ابوالفرج رونی (با تکیه بر واژه نامه و تعلیقات)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
409 - 447
حوزههای تخصصی:
جدیدترین تصحیح دیوان ابوالفرج رونی، متنی است فراهم آمده به کوشش خانم مریم محمودی که بر اساس چهار نسخه سامان یافته و در 1398 ش، با حمایت مرکز نسخه پژوهی دانشگاه اصفهان و به توسط نشر «سخن» از چاپ برآمده است. در انتهای کتاب، تعلیقات، و پس از آن، واژه نامه ای دوستونی و چهارده صفحه ای از لغات و ترکیبات دشوار دیوان دیده می شود. در این مقاله، ضمن اشاره ای کلی به کاستی های تصحیح مورد بحث، مانند سهوالقلم های راه یافته به مقدمه، مغفول مانده برخی سروده های صحیح الانتساب ابوالفرج، بی توجهی مصحح به منابع جنبی، وجود ابهام معنایی و خلل وزنی در بعض ابیات، شماری از اشکالات واژه نامه و تعلیقات نیز نقد و بررسی شده است. در پاره ای از موارد به نظر می رسد که تعریف درج شده با معنای کاربردی در شعر ابوالفرج انطباق ندارد؛ گویا مصحح معنای لغات و ترکیبات را بدون درنظرگرفتن بافت ابیات، صرفاً از روی فرهنگ ها نوشته است. تعلیقات کتاب نیز به شکل فعلی چندان راهگشا نیست و نقایصی دارد.
منابع المبسوط فی فقه الإمامیه و رویکرد شیخ طوسی به آنها با تأکید بر کتاب الطهاره
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
611 - 670
حوزههای تخصصی:
غرض شیخ طوسی از تألیف المبسوط، نشان دادن توانمندی فقه امامیه در پاسخ به تفریعات مطرح در فقه عامه، با رجوع به روایات و بدون اتکا به قیاس و رأی بوده است. بنابراین شیخ در المبسوط به تفریعات عامه در کنار مسائل مذکور در النهایه پرداخته است. النهایه اصلی ترین منبع امامی المبسوط است. درباره تفریعات عامه، شواهد متعددی نشان می دهد که شیخ در استخراج این تفریعات از فقه شافعیه بهره برده است. تعلیقه ابو الطیب طبری در میان منابع شافعیه، کتابی مهم و مغفول است که شیخ در تألیف المبسوط از آن استفاده می کند و ظاهراً با شخص طبری ارتباط مستقیم داشته است. تعلیقه بندنیجی نیز ظاهراً مورد لحاظ شیخ بوده است؛ همچنین المبسوط با الحاوی ماوردی، بحر المذهب رویانی و البیان عمرانی ارتباط قابل توجهی دارد و منشأ این ارتباط به منابع پیشین بر می گردد که در مواردی به دست ما نرسیده است. در این مقاله، «کتاب الطهاره» در جایگاه نمونه ای از سبک تألیفی شیخ در قسمت اول المبسوط بررسی شده است. این قسمت ارتباط برجسته ای با النهایه دارد؛ گرچه انتقال مطالب از النهایه با تغییراتی همراه است و در برخی موارد، فتوای ذکرشده در المبسوط به متن روایات نزدیک تر است. درباره منابع شافعیه دو رویکرد تبعی و ابداعی وجود داشت و شیخ تفریعات شافعیه را با اتکا به روایات پرشمار امامیه و بدون توجه به ادله ظنی بیان شده در منابع پاسخ گفته است؛ البته در مواردی، برخی ادله تحلیلی که بنا بر فقه امامیه قابل تقریر بوده را پذیرفته است.
واکاوی سبک داستان های قرآنی با محوریت داستان حضرت موسی و علم فرشتگان به فساد و خون ریزی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیم نگاهی به تفاسیر قرآن کریم در خصوص آیه ی شریفه ی ﴿... قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ..﴾ (بقره:30) نشان می دهد که مفسران در این خصوص دیدگاه های متفاوت و توجی هی گوناگونی ارایه نموده اند. این مطالعه در صدد آن بوده تا با بررسی ساختاری داستان کشتن گاو به وسیله قوم موسی (ع) به این سوال پاسخ دهد که چگونه و از کجا فرشتگان می دانستند که انسان خونریز است و چگونه به خداوند در این خصوص اعتراض نموده و گفتن د« اَ تجعلُ فیها من یفسدُ فیها؟» برای این منظور با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و ابزار سندکاوی و کتابخانه ای، داده های لازم گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که این سخن فرشتگان، نمی تواند ابتدایی بوده و حتماً مسبوق به سابقه ای است و ما این را از عبارت ﴿لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا﴾ (بقره:32) می توانیم دریافت کنیم به عبارت دیگر فرشتگان این آگاهی را قبلاً از خداوند متعال دریافت نموده بوده اند منتهی این مهم به جای این که در آغاز داستان ذکر شود در انتهای آن بیان گردیده است.
گونه شناسی کج فهمی ها در روایات طبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایات طبی به مثابه سخنانی منسوب به اهل بیت علیهم السلام که با بهداشت، پیشگیری و درمان بشر سروکار دارد، از دیرباز تا کنون توجه عالمان حدیث و پژوهشگران علوم اسلامی را به خود معطوف داشته و ایشان را به سوی تألیف آثاری درباره فهم و استفاده از این آموزه های دینی سوق داده است. در این میان، گروهی از باورمندان به طب اسلامی با تکیه بر این آثار، رو به تجویزهای پزشکی آورده و توصیه های درمانی فراوانی را به دست داده اند. این در حالی است که مطالعه برخی از این کتب، از آسیب های بسیاری در فرایند فهم این روایات پرده برمی دارد. فارغ از اعتبارسنجی روایات و نقد سندی یا متنی آن ها، در جستار پیشرو با تمرکز بر آسیب های شایع به گونه شناسی مهمترین لغزشگاه های فهم از جمله «غفلت از تفاوت زبان روایات با زبان دانش پزشکی»، «عدول از ظاهر روایات»، «تعمیم نا به جای آن احادیث»، «جمود بر الفاظ آن ها»، «بی توجهی به شرایط محیطی و فردی مخاطبان»، «تأثیرپذیری بیشینه از گفتمان های عصری» و «فقدان منطق علمی روشمند» پرداخته شده و ضمن آن نمونه هایی شایع طبی مرتبط با هریک مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
هدف نهایی سیاست ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
5 - 10
حوزههای تخصصی:
برای تبیین رابطه اخلاق و سیاست، باید در هر کارِ ارزشی، ازجمله فعالیت های سیاسی، رابطه آن با نتیجه اش لحاظ شود؛ اگر فعالیتی، با هدف مورد نظر تناسب داشته باشد، «خوب» و اگر با آن ناسازگار و مانع تحقق هدف شود، «بد» است. افعال ارزشی به دو دسته کلی فردی و اجتماعی تقسیم می شود. هدف افعال اجتماعی، برآورده کردن نیاز های جامعه است. هر کاری که چنین هدفی را برآورده کند، «خوب»، وگرنه «بد» است. در تحقق اهداف، نباید صرفاً به اهداف مادی و دنیوی بسنده کرد، اهداف مادی مقدمه دستیابی به هدف اصلی و نهایی است. ارزش اخلاقی، زمانی مطرح است که حسن فعلی و حسن فاعلی، با هم مورد توجه قرار گیرد. برای شناخت اهم و مهم در مسائل سیاسی، باید ابتدا حسن فعلی فعالیت های مربوط را از نظر دین تشخیص داد. اگر هدف فعالیت های سیاسی، فقط منافع دنیوی باشد، دیدگاه متخصصان سیاست مقدم است. اگر آنان اختلاف نظر داشتند، باید به حاذق ترین آنها مراجعه کرد. اما در ملاحظه سعادت و منافع اخروی، باید مصالح نظام اسلامی و مردم مسلمان و دیدگاه اسلام را در نظر داشت. در اینجا باید نظر حاذق تر فرد در حوزه فقه سیاسی و اجتماعی، که دارای تجربه سیاسی موفق، متخصص ترین فرد در حوزه فقه، احکام سیاسی و اجتماعی و سرآمد در تشخیص مصالح نظام اسلامی و شناخت دشمن و دوست، متقی و پارسا و... مقدم و باید به او مراجعه کرد؛ این همان ولی فقیه می باشد.
بررسی الگوی وحدت اجتماعی در منظومه فکری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) بر اساس روش تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر پالایش جوامع بشری از چندگانگی، موردتوجه بسیاری از اندیشوران قرار گرفته و تلاش های فراوانی در جست وجوی راهبردهای مؤثر برای تحقق وحدت اجتماعی انجام شده است. وحدت به عنوان کلیدواژه راهبردی در گفتمان اسلامی، از مباحث محوری در اندیشه سیاسی اسلام محسوب می شود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزارmaxqda و با استناد به بیانات آیت الله خامنه ای به تبیین این مفهوم می پردازد. مسأله اصلی پژوهش این است که وحدت اجتماعی در منظومه فکری معظم له چگونه ترسیم شده و چگونه می تواند به عنوان پارادایمی برای نظم بخشی به روابط اجتماعی ایفای نقش کند. یافته های پژوهش گویای آن است که تحقق الگوی وحدت اجتماعی در جامعه اسلامی مستلزم توجه به مقوله های متعددی می باشد. ایشان وحدت را یک مسأله استراتژیک خوانده و همواره علما و برجستگان سیاسی و آحاد ملت ایران را به وحدت در ذیل دستورات و آموزه های قرآن کریم و محبت به پیامبر اسلام دعوت کرده اند و وحدت اسلامی نقش پُررنگی در تقویت یکپارچگی و انسجام امت اسلامی و ایستادگی در برابر نظام سلطه ایفا می نماید. نتایج حاصل نشان داد که کُدهای حاصل از تجزیه وتحلیل بیانات آیت الله خامنه ای را می توان در مقولهٔ های چهارچوب های نظری وحدت و مکانیسم های عملیاتی وحدت طبقه بندی کرد.
رویکرد مذاهب خمسه به آثار جرم جاسوسی در چهارچوب حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
35 - 48
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جاسوسی یکی از قدیمی ترین جرائم علیه حاکمیت و امنیت عمومی می باشد. هدف از پژوهش حاضر تبیین رویکرد مذاهب خمسه به آثار جرم جاسوسی در چهارچوب حقوق بشر می باشد.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: در رویه دولت ها جاسوسی یکی از جرائمی است که رویکردی خاص به آن وجود دارد. دلیل آن هم به هدف جاسوسی و تأثیر آن بر امنیت ملی است. در اسناد بین المللی رویکردی حمایتی از جاسوس در فرآیند دادرسی و اجرای احکام مشاهده نمی شود. به همین دلیل آثار جرم جاسوسی آثار مستقیمی نسبت به حقوق بشر بر جای می گذارد.
نتیجه : جاسوسی از دو جهت در ارتباط با حقوق بشر قرار دارد؛ از جهت ایجابی به معنای بکارگیری روش های مناسب و عادلانه برای برقراری امنیت عمومی در جامعه اسلامی و ایجاد آرامش و دوستی در جامعه و از جهت سلبی یعنی نفی اسرار جامعه اسلامی و مقابله با کسانی که با استفاده از ابزارهای جاسوسی، امنیت جامعه و اسرار آنان را فاش می کنند، قابل توجه است.