فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
76 - 100
حوزههای تخصصی:
علم سکولار مبانی فلسفی متعددی دارد. از جمله مبانی هستی شناختی آن، نفی علت غایی و غلبه رویکرد مکانیکی نسبت به انسان و جهان است. مسئله اصلی این مقاله آن است که تأثیر این مبنا را در فرایند سکولارشدن علوم جدید بررسی کند. این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است، نشان می دهد کنارنهادن علت غایی، مهم ترین تأثیر را در علم سکولار داشته است. با آنکه بسیاری از دانشمندان مدرن نقش خداوند به عنوان علت فاعلی را پذیرفتند، انکار خدا به مثابه علت غایی جهان، تأثیر جدی در کنارنهادن مفاهیم داشت. نفی علت غایی از سویی تحت تأثیر جایگزینی نگرش فرانسیس بیکن در تعیین هدف علم، اصالت ریاضیات و تفسیر نادرست از علیّت است؛ از سوی دیگر زمینه ساز دئیسم، جبرگرایی، پوچ گرایی، تضعیف ارزش های اخلاقی و باورهای الهیاتی می شود که هر کدام از این پیامدها به شکلی در سکولارسازی علوم نقش جدی دارند. اشکالات منطقی و معرفت شناختی نفی علت غایی از دیگر دغدغه های این مقاله است.
تحلیل هستی شناختی کرامت انسانی و نسبت آن با تفضیل در آیه تکریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
123 - 154
حوزههای تخصصی:
آیه تکریم (اسراء/۷۰ )، از آیات بنیادین قرآن در تبیین منزلت انسان در نظام آفرینش است که با دو تعبیر «تکریم» و «تفضیل»، به کرامت ذاتی و برتری انسان بر سایر مخلوقات اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین هستی شناختی کرامت انسانی و تحلیل مفهومی نسبت آن با تفضیل، درصدد قرائتی منسجم و دقیق از آیه تکریم است. این تحقیق با روش مطالعه کتابخانه ای و حل مسئله تحلیلی-تفسیری، مبتنی بر تفسیر موضوعی، به آن می پردازد. فهم روشن تر از حقیقت کرامت ذاتی و نسبت آن با برتری های نسبی انسان می تواند پایه ای نظری برای بازخوانی نظام ارزش گذاری انسانی در قرآن و دفاع عقلانی از مبانی حقوق بشر در نگاه توحیدی فراهم کند. بر اساس یافته های پژوهش، کرامت انسان در این آیه، موهبتی الهی، همگانی، غیرقابل سلب و متعلق به ذات نوع انسان است که در وجود همه افراد بشر به صورت بالقوه نهاده شده است. این کرامتْ تنها در صورت فعلیت یافتن از طریق حرکت اختیاری انسان در مسیر کمال، می تواند منشأ بهره مندی از حقوق و شئون انسانی گردد. در ادامه، «تفضیل» به مثابه تجلی بیرونی کرامت انسان در مقایسه با سایر مخلوقات تحلیل شده و روشن گردیده است که این دو مفهومْ در نسبت طولی با یکدیگرند. همچنین تفسیر واژه «کثیر» در عبارت <فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا> ناظر به فراوانی مفضَّل علیه است نه تحدید دایره آن، تا از آن نفی برتری نوع انسان بر برخی مخلوقات مانند فرشتگان را نتیجه گرفت.
حکمرانی ولی فقیه حکمرانی زمینه ساز ظهور(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
74 - 95
حوزههای تخصصی:
از جمله وظایف مهم مردم و منتظران در عصر غیبت، بحث زمینه سازی ظهور است. اهتمام ورزی و فراگیری بحث زمینه سازی ظهور در میان بارومندان اسلامی نشان از تأثیر گذاری و ضروری بودن آن دارد. در واقع زمینه سازی ظهور در دو ساحت فردی و اجتماعی قابل بیان است که در ساحت اجتماعی، عالی ترین و کاربردی ترین نوع زمینه سازی، تشکیل حکمرانی اسلامی با هدایت گری ولی فقیه به عنوان نماینده امام زمان (ع) می باشد. پیرامون حکمرانی ولی فقیه به عنوان حکمرانی زمینه ساز سه نگرش مطرح شده است. نگرش اول که بر اساس ملاک فراگیری ظلم و جور پایه گذاری می شود نفی کننده هر حرکت اصلاحی از جمله حرکت ولی فقیه برای زمینه سازی ظهور می باشد. نگرش دوم بر خلاف نگرش اول، گر چه موافق هر نوع حرکت های اصلاحی از جمله حکمرانی ولی فقیه بوده ولی خود باز به دو قسم مختلف تقسیم می شود. قسم اول که بر اساس معیار ثابت بودن زمان ظهور و عدم تغییر آن با افعال و اعمال مردم سنجیده می شود، حکم به عدم تأثیر گذاری حکمرانی ِولی فقیه در رخداد ظهور و تقدم بخشی آن می کند. قسم دوم که بر اساس قانون شناور بودن زمان ظهور و تغییر پیدا کردن آن توسط اعمال و رفتار مردم، محاسبه می شود، رأی به تأثیر گذاری حکمرانی ولی فقیه و هر حرکت اصلاحی در رخداد ظهور و تقدم بخشی آن داده می شود. پس در اینجا سه نگرش «نفی حکمرانی زمینه ساز » ، «نفی اثر بخشی حکمرانی زمینه ساز در ظهور» و « تحقق اثر بخشی حکمرانی زمینه ساز در ظهور» مطرح است که نگرش سوم همان نگرش مختار می باشد که برای تحقیق و پژوهش آن در جمع آوری اطلاعات از فن کتابخانه ای و اسنادی و در پردازش اطلاعات از روش توصیفی و تحلیلی استفاده می شود.
بررسی مؤلفه های تفکر مراقبتی در منتخبی از داستان های ایرانی گروه سنی «ج»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۳
63 - 91
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در دنیای معاصر، پیشرفت های شتابان در رسانه های جمعی، صنعت و فناوری، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جوامع را به طور عمیق و گسترده ای دگرگون ساخته است. این تحولات، ارزش های اخلاقی را دستخوش تغییر نموده و چالش های جدیدی در حوزه های فکری، اخلاقی و اجتماعی پدید آورده است. این شرایط، ضرورت بازنگری در روش های آموزشی را برای آماده سازی کودکان در مواجهه با مسائل پیچیده فکری، اخلاقی و اجتماعی بیش از پیش آشکار ساخته است. تفکر مراقبتی، به عنوان یکی از ارکان کلیدی تفکر فلسفی که توسط لیپمن مفهوم سازی شده، استدلال عقلانی را با ملاحظات عاطفی و ارزش محور درهم آمیخته و تصمیم گیری هایی را ترویج می دهد که منطق و همدلی را تلفیق می سازد. پژوهش ها نقش این تفکر را در تقویت رشد شناختی، اجتماعی و اخلاقی کودکان تأیید کرده اند، به ویژه از طریق روایت هایی که با درگیر کردن احساسات و تخیل، گفت وگوی فلسفی را تسهیل می کنند. ادبیات کودک ایران، که ریشه در میراث فرهنگی و فلسفی این سرزمین دارد، فرصتی بی نظیر برای پرورش تفکر مراقبتی در بستری فرهنگی و بومی فراهم می آورد. با این حال، اتکای برنامه فلسفه برای کودکان (P4C) به داستان های ترجمه شده، اغلب ارزش های بومی را نادیده گرفته و گسستی فرهنگی ایجاد می کند. این پژوهش به بررسی کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی؛ شامل تفکر ارزش محور، عاطفی، هنجاری، فعال و همدلانه در داستان های ایرانی برای گروه سنی «ج» (9 تا 12 سال) می پردازد و هدف آن ارزیابی ظرفیت این داستان ها برای تقویت تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان است. این پژوهش دو مسئله اصلی را بررسی می کند: میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی در این داستان ها و ظرفیت آنها برای پرورش تفکر مراقبتی در برنامه فبک. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی مبتنی بر چارچوب مایرینگ (2000) انجام شده است تا داستان های منتخب به صورت نظام مند ارزیابی شوند. تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-تفسیری بهره گرفته که توصیف دقیق داده ها را با تفسیری نظام مند ترکیب می کند تا کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را آشکار سازد. قلمرو پژوهش شامل داستان های کودکان ایرانی برای گروه سنی «ج» است که به صورت هدفمند و براساس معیارهایی نظیر تعداد دفعات چاپ بالا، درون مایه فلسفی (مانند عدالت، آزادی، مسئولیت)، کندوکاومحوری، تنوع نویسندگان و ناشران، و دریافت جوایز ادبی انتخاب شده اند. داستان های منتخب شامل «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، «چتری با پروانه های سفید»، «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره»، «زیباترین آواز»، «شب به خیر فرمانده»، «سارا، مربای سیب و رودخانه»، «کبوتر و ساعت»، «معدن زغال سنگ کجاست؟» و «ماهی سیاه کوچولو» هستند. واحدهای تحلیل شامل جمله ها، بند ها و کل داستان بوده و هر بند از داستان به عنوان واحد معنایی و کل داستان به عنوان واحد زمینه در نظر گرفته شد. مؤلفه های تفکر مراقبتی لیپمن شامل؛ تفکر ارزش گذار (احترام، ارزش ذاتی)، عاطفی (کنترل عاطفی رفتار خوب)، هنجاری (مقایسه واقعیت با ایده آل ها)، فعال (انجام اقدامات برای خیر) و همدلانه (درک دیدگاه دیگران) است که تحلیل با استفاده از چک لیستی که جزئیات این مؤلفه ها را مشخص می کرد، انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند و این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع ادامه یافت. به منظور اعتباریابی پژوهش از روش مسیر ممیزی و تأیید توسط کارشناسان حوزه آموزش استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مؤلفه های تفکر مراقبتی به طور عمیقی در داستان های منتخب ایرانی حضور داشته و می توانند بر رشد شخصیت ها و انتقال پیام های اخلاقی و اجتماعی تأثیرگذار باشند. تفکر فعال با 52 مصداق، برجسته ترین مؤلفه است که اقدامات هدفمند شخصیت ها را برای دستیابی به اهداف فردی و جمعی نشان می دهد. برای مثال، در داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، تلاش های جمعی کودکان برای ساخت آدم برفی، کار تیمی و مسئولیت پذیری را نشان می دهد، در حالی که در داستان «شب به خیر فرمانده»، تحول شخصیت اصلی از انتقام به شفقت و همدلی، تصمیم گیری تحول آفرین را نمایان می سازد. تفکر عاطفی با 49 مصداق، نقش مهمی در تقویت خودآگاهی و ارتباطات بین فردی ایفا می کند. در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟»، پیوند عاطفی دختر با پدر، محور جست وجوی او قرار دارد. تفکر هنجاری در داستان هایی مانند «کبوتر و ساعت» که شخصیت ها از میان انتظارات اجتماعی عبور می کنند، و در «اگر آدم برفی ها آب نشوند» که اهداف جمعی با هنجارهای اجتماعی هم راستا هستند، آشکار است. تفکر همدلانه با 33 مصداق، درک دیدگاه های دیگران را ترویج می دهد، همان طور که در «سارا، مربای سیب و رودخانه» که آرزوی قهرمان برای خشنود کردن مادرش نشان دهنده همدلی است، و در «ماهی سیاه کوچولو» که قهرمان برای خیر عمومی تلاش می کند، دیده می شود. تفکر ارزش گذار، اگرچه از حضور کمرنگی برخوردار است، در داستان هایی مانند «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «سارا، مربای سیب و رودخانه» که احترام به خانواده و سنت های فرهنگی انتخاب های اخلاقی را هدایت می کند، اهمیت دارد. از نظر کمی، داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند» با 25 مصداق، بالاترین سطح تفکر مراقبتی را نشان می دهد، پس از آن داستان های «شب به خیر فرمانده» (23 مصداق) و «معدن زغال سنگ کجاست؟» (22 مصداق) قرار دارند، در حالی که داستان های «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره» و «کبوتر و ساعت» کمترین میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را دارند (هر کدام 17 مصداق). این داستان ها در مجموع بر کار جمعی، روابط عاطفی و تأمل اخلاقی تأکید دارند که با اهداف فبک هم راستا است. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که داستان های ایرانی با روایت های غنی فرهنگی، بستری برای پرورش تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان فراهم می آورند. تفکر فعال، اقدامات هدفمند شخصیت ها را هدایت کرده و همکاری و مسئولیت پذیری را ترویج می دهد، این مهم در داستان های «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «شب به خیر فرمانده» قابل مشاهده است که با پژوهش اسکندری شرفی و همکاران (1400) همسو است. تفکر عاطفی، به ویژه در داستان «چتر با پروانه های سفید»، خودآگاهی و تصمیم گیری اخلاقی را تقویت می کند که با یافته های عظمت مدارفرد و قائدی (1396) هم خوانی دارد. تفکر هنجاری، همان طور که در داستان «کبوتر و ساعت» دیده می شود، تأمل بر مسئولیت اجتماعی را تشویق می کند که با پژوهش حیدری نسب و همکاران (1401) همسو است. تفکر همدلانه، که در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟» برجسته است، درک متقابل را ترویج می دهد و با دیدگاه حسام پور و مصلح (1393) هم راستا است. تفکر ارزش گذار، هرچند کمرنگ است اما اصول فرهنگی و اخلاقی را تقویت می کند. اهمیت فرهنگی این داستان ها، محدودیت داستان های ترجمه شده را برطرف ساخته و از آنها می توان به عنوان محرک حلقه کندوکاو در برنامه فلسفه برای کودکان استفاده نمود. برای به حداکثر رساندن تأثیر این داستان ها، طراحی فعالیت ها و تمرین های مرتبط با فبک می تواند ظرفیت آموزشی آنها را افزایش دهد. محدودیت های پژوهش حاضر تمرکز بر چارچوب لیپمن و نبود ارزیابی مقایسه ای از داستان های گروه سنی متفاوت است. تحقیقات آینده می تواند تأثیر عملی این داستان ها را در محیط های آموزشی بررسی کرده و پاسخ های کودکان به پرسش های مطرح شده در حلقه کندوکاو را نیز در نظر بگیرد. درمجموع، داستان های ایرانی ظرفیت قابل توجهی برای پرورش تفکر مراقبتی، پر کردن شکاف رشد شناختی، عاطفی و اخلاقی و ترویج شهروندی مسئولانه در بستری فرهنگی و بومی ارائه می دهند.
دیدگاه عرفانی ابن عربی درباره طبیعت و نتایج آن برای مقابله با بحران زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
95 - 112
حوزههای تخصصی:
طببعت و محیط زیست به عنوان موهبتی الهی در اختیار بشر قرارگرفته است و برای مسلمانان سراسر جهان، قرآن، حدیث و سنت به عنوان پیام های معتبر برای راهنمایی معنوی و رفتاری در مورد چگونگی واکنش انسان برای حفاظت از محیط زیست و سلامت شناخته می شوند. اندیشمندان و عرفای مسلمان نیز با استناد به این منابع مباحثی را مطرح نموده اند که می تواند راهگشای حفاظت از طبیعت و محیط زیست با رویکرد عرفانی باشد. این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه عرفانی ابن عربی درباره طبیعت و نتایج آن برای مقابله با بحران زیست محیطی انجام شده و در شمار مطالعات اسنادی و کتابخانه ای از نوع توصیفی است. در این پژوهش، اطلاعات از طریق مراجعه به آرای ابن عربی و کتاب ها و مقالاتی که در مورد دیدگاه عرفانی- زیست محیطی نوشته شده اند ب دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که در خوانش ابن عربی از هستی، مفهوم تجلی قابلیت بالایی در اخلاق زیست محیطی دارد. اندیشه های ابن عربی درباره تجلّی خدا در طبیعت ادامه اندیشه های پیشین است، اما ابن عربی تأکید بیشتری به طبیعت می نماید و اندیشه خود را با تجلی الهی در طبیعت با بسط بیشتری توضیح می دهد. از نظر ابن عربی طبیعت مجرای فیض خداوند است. مشارکت فعال انسان در دنیای معنوی باعث ورود نور به قلمرو طبیعی می شود. به دلیل رابطه صمیمی انسان با طبیعت، حالت درونی انسان در نظم بیرونی اشیا منعکس می شود. اندیشه های ابن عربی درکی از وجود مظاهر خداوند در طبیعت را ارئه می دهد که می تواند به دلیل جایگاه آن به عنوان مظهرخداوند، زیربنای ضرورت حفاظت از طبیعت باشد.
نظریه تکاملی هنر در اندیشه موهان متهن و نسبت آن با نظریه لذت بی غرض امانوئل کانت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
205 - 227
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تلاش شده است با تمرکز بر نظریه تکاملی هنر از منظر موهان متهن (Mohan Matthen)، فیلسوف معاصر کانادایی هندی تبار، به بررسی نحوه پدیدارشدن تجربه زیباشناختی با عنوان یک ظرفیت ادراکی-زیستی و نسبت آن با نگره «لذت بی غرض زیباشناختی» کانت، پرداخته شود. متهن بر این باور است که هنر، به جای آنکه صرفاً امری فرهنگی یا قراردادی باشد، ریشه در فرایندهای ادراکی و شناختی دارد که طی تاریخ تکامل انسان، شکل گرفته اند. در سوی دیگر، امانوئل کانت با معرفی مفهوم «لذت بی غرض» در نقد قوه حکم و تبیین گام های چهارگانه کمیت، کیفیت، نسبت و جهت، زیباشناسی را از دل تجربه ذهنی و فاقد منفعت بیرونی تفسیر می کند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، در پی آن است تا نشان دهد چگونه دیدگاه متهن می تواند بنیانی زیستی شناختی برای نظریه لذت بی غرض کانت فراهم آورد. یافته ها نشان می دهند این دو رویکرد، با وجود خاستگاه های متفاوت، در سطحی عمیق تر، می توانند مکمل یکدیگر باشند.
Components of Children’s Citizenship Rights in the Conduct of Imam al-Rida
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
93 - 108
حوزههای تخصصی:
Citizenship rights constitute a universal and comprehensive concept encompassing political, economic, social, cultural, and civil dimensions, and they extend to all age and gender groups. Children, as an essential segment of society, also possess specific rights, which are recognized in international instruments, most notably the Convention on the Rights of the Child. In this regard, certain aspects of children’s rights in Islam may be understood in terms of citizenship rights. The primary objective of this study is to examine the components of children’s citizenship rights within the conduct ( sīra ) of Imam al-Rida. The central question is: What are the manifestations and components of children’s citizenship rights in the Imam al-Rida’s conduct? This investigation demonstrates that children’s rights—including health (through principles of nutrition, personal hygiene, and family hygiene), the provision of tranquility and comfort in the home, religiosity and emphasis on spiritual and religious dimensions in child-rearing, rational education and training of children, and affectionate and compassionate treatment—are all evident in the practical conduct and hadiths narrated from Imam al-Rida. The Radawi tradition’s emphasis on children’s specific rights may be regarded as a model for Islamic approaches to citizenship rights, which can also be articulated within binding legal instruments.
تحلیل آرای مفسران فریقین درباره «کلمه باقیه» در آیه 28 سوره زخرف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
239 - 262
حوزههای تخصصی:
از جمله موارد اختلاف در میان مفسران فریقین، مفهوم «کلمه باقیه» در آیه «وَ جَعَلَها کَلِمَهً باقِیهً فی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» است. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با هدف کشف معنای کلمه باقیه، آرای این مفسران را احصا، دسته بندی و تحلیل کرده است. حاصل آنکه، مفسران با استدلال های گوناگون، سه معنای «اسلام» و «توحید» و «امامت» را در تفسیر کلمه باقیه ذکر کرده اند و براساس استدلال ها و شواهد قرآنی، روایی و ادبی، تفاسیر «اسلام» و «توحید» ناتمام بوده است. در مقابل، تفسیر کلمه باقیه به «امامت» با اِعمال اصلاحات لازم در استدلال های موجود، به عنوان تفسیر ارجح شناخته شد. آیات هم سیاق با آیهٔ مورد بحث، به روشنی گواهی می دهند که منظور از کلمه باقیه ، امامت است، چنان که روایات متعدد واردشده در تفسیر آیه نیز به صراحت مراد از «کلمه باقیه» را مشخص می کنند.
تاریخ گذاری حدیث "... لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ ..." در مصادر روایی فریقین «با تأکید بر روش تعیین حلقه مشترک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری مأثورات در نگاه مستشرقان علی رغم گذشت یک سده از مباحث نوین درحدیث پژوهی معاصر تلقی می شود؛ به گونه ای که بازشناسی شیوه آنان در تحلیل روایات از ضرورت این امر گواهی می دهد؛ زیرا قبول یا طرد نتایج آنان فارغ از آشنایی با شیوه حدیث پژوهان غربی میسر نخواهد بود. پژوهش حاضر نیز با نگاهی مشترک بر سند و متن گزاره "لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ"، در پی ارزیابی این پرسش است که تعیین حلقه مشترک، کدامین دوره را نخستین خاستگاه زمانی ترویج روایت معرفی می دارد. لذا این پژوهش با نظر به فقدان مطالعات حدیثی پیرامون تاریخ گذاری روایت مذکور در مجامع فریقین، برآن است تا ازگذار پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی، کاستی های موجود را برطرف نماید. گفتنی است این نوشتار با بهره وری از شیوه توصیفی تحلیلی بدین رهیافت نایل آمد که تحلیل سندی و دلالی روایت بر مبنای مستندات نقلی و کلامی، تماماً از ضعف روایت و گسترش بی رویه آن در عصر فتوحات خلفا حکایت می نماید. نقل منفرد گزاره در مصادر شیعی و انتقال آن در مکتوبات "راوندی" و "طبرسی"، در قیاس با نخستین ورود روایت در سیره "إبن إسحاق" و انعکاس آن با تعدد طرق در منابع متاخرتر، از جمله مهم ترین برآیند حاصله از تحلیل ترکیبی روایت است .
تفسیر تطبیقی نسبت الْجِنَّه با خدا در آیه 158 سوره صافات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران دو معنا از الْجِنَّهِ در آیه 158 سوره صافات ارائه کرده اند. بیشتر مفسران مراد از این واژه را فرشتگان دانسته اند و تناسب معنای لغوی واژه «الْجِنَّه» با پوشیده بودن ملائکه از حواس ظاهری را دلیل این تفسیر اعلام کرده اند. طبق این دیدگاه، بین خدا و فرشتگان نسبت پدری و دختری برقرار است. گروه دوم مفسران ظاهر لفظ «الْجِنَّه» را در نظر گرفته و مراد از آن را جن شناسانده اند و گفته اند برخی از مشرکان نسبت همسری بین خدا و جن قائل بوده اند. مطالعه حاضر، با ارزیابی دلایل دو گروه از مفسران، قصد دارد علاوه بر واکاوی معنای «الْجِنَّه»، نوع نسب مذکور در آیه را تبیین کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد دلایل گروه نخست (بیشینه مفسران) ضعیف است و سیاق آیات نظر گروه دوم را تأیید می کند. افزون بر سیاق، آیات دیگر قرآن نیز به گمان مشرکان در همسری جن و خدا اشاره کرده اند. وجود روایاتی از تابعین، شأن نزول آیه و فرهنگ عرب های پیش از اسلام شواهد دیگری هستند که معنای منتخب را تأیید می کند. بنابراین آیه مورد بحث ساحت خدا را از هر گونه نسبت، به ویژه نسبت همسری با جن، تنزیه کرده است.
هندسه آیات اتحاد امت اسلامی با محوریت ولایت الهی در قرآن
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
211 - 236
حوزههای تخصصی:
اتحاد امت اسلامی یکی از مهم ترین مسائل مطرح در قرآن کریم است. مجموع آیات مرتبط با این موضوع دارای محورهایی است که کشف و استنباط آنها، روشن کننده هندسه نظام مسائل وحدت در قرآن است. از آنجا که وحدت مسلمانان، راهبردی بنیادین در پیوند جمعی مسلمانان، خنثی کننده توطئه های دشمنان دین و مقدمه ساز جهانی شدن اسلام است، امامان انقلاب نیز همواره بر این موضوع تأکید داشته اند. ضرورت تبیین هندسه وحدت در قرآن کریم برای حل مشکلات جامعه اسلامی در دوره کنونی به وضوح احساس می شود؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با استفاده از روش جمع آوری اسنادی و تحلیل توصیفی به تبیین هندسه اتحاد و وحدت امت اسلامی با محوریت ولایت الهی پرداخته است. اهم نتایج به دست آمده در این تحقیق عبارت اند از: 1- فرآیند تحقق اتحاد و وحدت به صورت یک حرکت مستمر تصویر شده و تمام لوازم و مراحل آن، از جمله آغاز، انجام، مسیر و راهنما، تبیین گردیده است. 2- برای حصول اتحاد و وحدت در هر مرحله ای از این فرآیند، محور واحدی با استنباط از آیات قرآن تبیین شده است. این محورها عبارت اند از: «صراط مستقیم»، «اهل ذکر»، «صادقین»، «نور»، «حق» و «حبل الله» که همگی از مصادیق ولایت الهی می باشند.
بررسی تطبیقی استعاره در عربی و فارسی
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
استعاره از مهم ترین گونه های مجاز است که در هر زبانی جایگاه ویژه دارد؛ اما نوع نگاه به آن در زبان های مختلف، متفاوت است. در زبان عربی و فارسی، مشابهت های این بحث، بیش از تمایزهاست؛ به گونه ای که غالب مباحث استعاری کتاب های بلاغی عربی به فاصله دو یا سه قرن در کتاب های فارسی تکرار شده است. این مقاله در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بحث استعاره در زبان فارسی و عربی پرداخته است. مبحث استعاره در کتاب های عربی، پنج مرحله آغاز، رشد، شکوفایی، رکود و نوگرایی را تجربه کرده و در فارسی با تحولات کمتر، سه مرحله پیدایش، گسترش و ویرایش را از سر گذرانده است. دوره پیدایش با دوره آغاز و رشد؛ دوره گسترش با دوره رکود و دوره ویرایش با دوره نوگرایی عربی قابل تطبیق است. متأسفانه بلاغت فارسی از دوره شکوفایی بلاغت عربی بهره چندانی نگرفته است؛ از این رو نگاه تحلیلی و زیبایی شناسانه در آن کم رنگ است. پژوهش های امروز دو زبان به مباحث انتقادی، بهره گیری از مطالعات استعاری زبان های دیگر و نگاه زبان شناسانه متمایل شده که در این میان، توجه به ماهیت زبان و بومی گرایی در استعاره پژوهان فارسی برجسته تر است. عدم توجه به تدوین فرهنگ استعاری، بی توجهی به انواع و سبک های ادبی در پژوهش های استعاری و کم توجهی به سیر تحول استعاره در متون ادبی از نقاط ضعف استعاره پژوهی دو زبان است.
Jewish-Islamic Scholarly Interaction: The Influence of Abū Naṣr al-Fārābī on Moses Maimonides Regarding Human Characteristics, Faculties, Perfections, and Ranks
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۵)
153 - 182
حوزههای تخصصی:
Al-Fārābī is a renowned and influential Muslim philosopher who has impacted not only Muslim scholars but also scholars of other religions, among whom Moses Maimonides is one of the most significant. This study, employing an analytical and comparative approach and drawing upon the works of both al-Fārābī and Maimonides, seeks to answer the question of how much Maimonides was influenced by al-Fārābī in the domain of philosophical psychology, particularly regarding human characteristics, faculties, perfections, and ranks. The findings indicate that Maimonides was influenced by al-Fārābī in various areas, frequently citing him and his works as a primary source. However, in many instances, to avoid provoking sensitivity or opposition from his audience, he refrained from explicitly mentioning his source, though it is evident that al-Fārābī’s works were among his principal references. Furthermore, this study demonstrates that Maimonides was influenced by al-Fārābī not only in the structure of his works but also in his fundamental theories concerning human characteristics, faculties, perfections, and ranks. His conceptual framework and terminology also reflect al-Fārābī’s influence, to the extent that the title of one of his major works on faculties, perfections, and moral philosophy was derived from one of al-Fārābī’s works.
راهبرد سیاست خارجی امارات در بحران سوریه. 2011 - 2024(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری موج انقلاب های عربی در پایان سال 2010 در خاورمیانه، الگوی نظم منطقه و کنش برخی از بازیگران منطقه ای را متحول و دگرگون ساخت. تحولات ناشی از خیزش های مردمی و افول قدرت های کلاسیک منطقه نظیر مصر، سوریه و عراق،امارات متحده عربی را ترغیب نمود تا با افزایش ثقل ژئوپلیتیک خود، به عنوان قدرت نوظهور و بازیگر کلیدی در معادلات منطقه ای نقش آفرینی کند. امارات که تا سال 2011 روابط خوبی با دولت بشار اسد برقرار کرده بود و یکی از بزرگ ترین سرمایه گذاران خارجی در سوریه به شمار می رفت، با آغاز بحران، روابط دیپلماتیک خود را با دمشق قطع کرد و به حمایت از اپوزیسیون سوریه پرداخت. سال های 2012 تا 2014، دوران سیاست خارجی تهاجمی و اوج تلاش های امارات برای سرنگونی دولت بشار اسد بود، اما از ابتدای 2018 رویکرد ابوظبی از سیاست تهدید و فشار به سیاست تنش زدایی و عادی سازی روابط تغییر یافت.سفر وزیر خارجه امارات به دمشق در پایان سال 2021 و سفر بشار اسد به امارات در آغاز سال 2022 نقطه عطفی در روابط امارات و سوریه به شمار می رود. از این رو، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و الکترونیکی به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که دلیل چرخش امارات از سیاست تهاجمی به عادی سازی روابط با سوریه چیست؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده با کاربست چارچوب مفهومی پراگماتیسم، این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که ملاحظات منطقه ای و بین المللی و مؤلفه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی، منجر به تغییر رویکرد سیاست خارجی امارات در قبال بحران سوریه شده است
تبیین مؤلفه های کارآمدی سیاست داخلی از منظر قرآن کریم با تأکید بر تفکر سیستمی
حوزههای تخصصی:
کارآمدی از موضوعات مهم در دولت های مدرن و نیز نظام سیاسی اسلامی است که در دو عرصه داخلی و خارجی مورد توجه است. تعالیم قرآن کریم به سبب جامعیت و جاودانگی بیانگر تعالیم صریح و گاه ضمنی درزمینهٔ کارآمدی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای به مراحل تفکر سیستمی کارآمدی از منظر قرآن با تحقیق در آرای مفسران معاصر رسیده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد؛ کارآمدی از بخش های کارویژه، دستاورد، مدیریت عملکرد و الگویی نظام مند تحت عناوین مراحل یک سیستم برخوردار است. ورودی این سیستم عبارت اند از؛ اهداف متعالی و واقعی، یادگیری جمعی، مشارکت الزامی و دوسویه مردم و سیاستمداران تحت عنوان امر جامع و امنیت و رفاه پایدار. فرآیند آن ارزیابی عملکرد تحت مدیریت سنت قطعی الهی است. استخلاف و تمکین ارزش های اسلامی از طریق حُسن فعلی و حُسن فاعلی، کارآمدی به عنوان خروجی تفکر سیستمی قابل ذکر است. نوآوری تحقیق حاضر در یافتن ارتباط میان تفکر سیستمی در نظام ارزشی اسلام با مدیریت اسلامی است. یافته ها نشان از استعمالات و مصادیقی از ایمان و عمل صالح در مراحل تفکر سیستمی دارد که باعث بروز اقتدار سیاسی و کارآمدی سیاست داخلی نظام اسلامی با بهره گیری از توان و عناصر داخلی می شود. نتیجه این پژوهش در حوزه مطالعات سیاست اسلامی کاربرد دارد همچنان که درزمینهٔ مطالعات تفسیری سودمند است.
اهتمام ناتمام: ارزیابی انتقادی ویراست مجموعه رسائل خواجه نصیرالدّین طوسی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
395 - 408
حوزههای تخصصی:
با وجود مقام علمی ممتاز و بی هنباز نصیرالدّین طوسی، تاکنون اهتمام درخور توجّهی نسبت به اِحیا و ارائه شایسته آثار ارزنده وی صورت نگرفته است و بسیاری از نگاشته های او هنوز در قالب ویراست های انتقادیِ دقیق انتشار نیافته است. در نوشتار حاضر ویراست مجموعه ای از مکتوبات و مکاتبات طوسی که زیر عنوان أجوبه المسائل النصیریّه به اهتمام مرحوم شیخ عبداللّه نورانی تصحیح و منتشر شده است، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. عدم استفاده از نسخه های متعدّد و معتبر، ضبط های غلط، افتادگی ها و خطاهای حروف نگاشتی از مهم ترین اِشکالات وارد بر ویراست مزبور است. در این طبعِ نامطبوع از رسائل طوسی، بیشتر اصول و قواعد متعارف تصحیح انتقادی متون رعایت نگشته است و در نتیجه، متونی مشحون از نادرستی های گوناگون عرضه شده که البتّه واجد اعتبار و قابل اعتماد تام نیست.
فضای تخاصم گفتمانی در سوره احزاب؛ با بهره گیری از برخی مؤلفه های نظریه لاکلاو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
47 - 64
حوزههای تخصصی:
سوره احزاب مضامینی چالش انگیز در ارتباط با مسائل شخصی پیامبر ص مطرح نموده که موجب قضاوت هایی درباره ایشان و دست مایه منتقدان اسلام گردیده است. از سوی دیگر، شماری از منتقدان، قرآن را کتابی پریشان و آشفته می دانند که موضوعات مختلف و بی ارتباط را در کنار هم آورده است که تنوع و تعدد و پراکندگی ظاهری موضوعات در سوره احزاب می تواند مؤید این نظر باشد. علی رغم چندین پژوهش درباره این سوره، از منظر تحلیل گفتمان که از روش های جدید تحلیل متون در دانش زبان شناسی است، تاکنون مطالعه ای پیرامون آن صورت نگرفته است. گزاره های سیاسی اجتماعی فراوانی در سوره احزاب موجود است که طبق فرضیه این پژوهش حول محوری واحد گرد آمده است و این پژوهش در پی آن است تا با بهره گیری از برخی مؤلفه های تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه که مشخصه آن تسری گفتمان از حوزه فرهنگ و فلسفه به جامعه و سیاست است، فضای تخاصم گفتمانی در سوره احزاب را تبیین کند. طبق یافته های این پژوهش، دو گفتمان متخاصم در موقعیت نزول سوره احزاب درصدد تضعیف هژمونی یکدیگر بوده اند. منافقان و بیماردلان گفتمان نفاق و جهل را شکل داده بودند که دالّ مرکزی آن موروثی دانستن جایگاه پیامبر ص و گرایش به نبوت فرزندخوانده ایشان به عنوان نبیّ بعدی بود و دیگر دالّ های این گفتمان نیز آن را تقویت می کرد. در واکنش به آن، گفتمان ایمان، با پشتیبانی خدا و پیامبر ص و مؤمنان راستین، با تبیین جایگاه پیامبر ص به عنوان فرستاده خدا و خاتم النبیین که نه موروثی و نه قابل انتخاب است، ضمن حفظ هژمونی خود، به تبیین این موضوع به عنوان دالّ مرکزی خود مبادرت ورزید.
تأملی در معافیت پدر از قصاص فرزندکشی بر مبانی نگاه انسان معاصر به جایگاه فرزند و حقوق او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از قوانین اسلامی که ممکن است در بدو امر در تناقض با حقوق بشر به شمار رود، حکم معافیت پدر از قصاص فرزندکشی است. نظر به ضرورت بررسی مسئله، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و با نگاه به پیشینه حکم، به تبیین و بررسی آن پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اولاً حکم معافیت پدر از مجازات فرزندکشی، حکمی حکومتی و منطبق با مصالح جامعه عرب صدر اسلام به شمار می رود. ثانیاً امروزه تحول شرایط عرفی، تغییر این حکم بر مبنای مقتضیات جامعه امروز را اقتضا می نماید. ثالثاً نظر بر آنکه اصل در قتل عدوانی و عمدی، قصاص است، رجوع به حکم لزوم قصاص در جنایت فرزندکشی، ضروری و متکی بر مبانی حقوق بشری اسلام به شمار می رود. رابعاً با لحاظ آمار رو به تزاید فرزندکشی، قصاص به عنوان مجازات اشد، سیاستی بازدارنده در جهت تکریم حق حیات بشر و حق امنیت اجتماع است.
تحلیل تزاحمات اخلاقی تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی براساس ارکان چهارگانه تبلیغ(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۲)
122 - 159
حوزههای تخصصی:
تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی به دلیل گستردگی مخاطبان و فرصت های ارتباطی، اهمیت زیادی یافته است، اما همزمان با چالش ها و تعارض های اخلاقی متعددی روبه رو است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی تعارض های اخلاقی تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی و ارائه راهکارهای عملی و اخلاقی برای رفع آن هاست. هدف پژوهش، شناسایی تعارض های مربوط به ارکان تبلیغ (مبلّغ، مخاطب، پیام و ابزار) و تدوین راهکارهای مبتنی بر اخلاق کاربردی و مدیریت هوشمندانه این تعارض ها است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر بررسی ادبیات و تحلیل مسائل اخلاقی در تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تعارضاتی همچون ضرورت حضور مبلّغان در شبکه های اجتماعی در برابر خطر اعتیاد، تنوع ذائقه ها و نیازهای مخاطبان، تعارض شفافیت پیام با حفظ حریم خصوصی، و تضاد حضور در شبکه های اجتماعی بیگانه با اصل پرهیز از سلطه دشمن وجود دارد. راهکارهای پیشنهادی شامل حضور هدفمند و کار تشکیلاتی مبلّغان، تخصص گرایی و بازگشت به اصول انسانی، تفکیک زندگی خصوصی از امور اجتماعی در پیام رسانی، و حمایت از شبکه های اجتماعی داخلی و مطالبه گری از دولت است. این نتایج می تواند راهنمایی کارآمد برای برنامه ریزی تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی باشد.
نقد و بررسی اهمِّ خوانش های قرآن پژوهان از آیه « اِضربوهنّ»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف نقد و بررسی اهم دیدگاه های قرآن پژوهان در شبهه زدایی از آیه « اضربوهنّ»، تحت لوای «اصل معاشرت به معروف» به سامان رسیده است. داده های علمی این اثر ، به روش کتابخانه ای استخراج شده و با مراجعه به لغت نامه ها و کتب تفسیری ، اخلاقی ، فقهی با شیوهٔ تفسیر اجتهادی و به شکل توصیفی۔تحلیلی تبیین شده اند. در این پژوهش ، با محوریت اصل اخلاقی۔حقوقی «معاشرت به معروف» ، مهم ترین و مشهورترین دیدگاه های قرآن پژوهان در تفسیر آیه «اضربوهنّ» بررسی شده و در نهایت ، دیدگاه نسخ تدریجی ظاهر آیه شریفه با اصل معاشت به معروف سازگارتر انگاشته شده است؛ زیرا تئوری قرآن کریم در عنایت به امر اخلاق محور معاشرت معروف با زنان ، ناظر بر راهکارهای انعطاف پذیر و فاصله گرفتن از تنبیه بدنی و زدن است. از این رو ، زدن زن را از نخستین به آخرین شیوه هدایت کرده و با هر نوع رفتاری که به کرامت زنان آسیب وارد نماید، مقابله کرده تا با مهار و نسخ تدریجی خشونت های خانگیِ رایج در عصر نزول وحی ، فرهنگ تعاملات همسران را به سمت روابط محبّت آمیز و دور از سوء استفاده سوق دهد.