پژوهش های معرفت شناختی

پژوهش های معرفت شناختی

پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان 1404 شماره 29 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

قلمرو معرفت تشکیکی در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
باتوجه به وجودی دانستن علم و برمبنای مسانخت وجود و معرفت در حکمت متعالیه، می توان از تشکیک در وجود به تشکیک در معرفت، پل زد و براساس پذیرش تشکیک در معرفت، مسئله امکان معرفت و قلمرو معرفت تشکیکی صورت جدیدی می یابد. این پژوهش با هدف تعیین مرزها و حدود معرفت تشکیک پذیر در پرتو وجود انگاری معرفت، به تحلیل مسئله امکان و قلمرو معرفت اختصاص یافته است. در همین راستا یافته های این پژوهش عبارتند از: امکان بحث از حقیقت وجود من حیث هو، امکان انتزاع مفاهیم متعدد از وجود واحد بسیط و مفاهیم بیشتر از وجودات شدیدتر، تبدیل ماهیت به مفهوم، و نفی تشکیک از مفاهیم بدلیل عدم تشکیک در ماهیات و ارجاع لوازم ماهیت به لوازم وجود ذهنی و عینی، اثبات وجود ذهنی و امکان طرح بحث حمل اولی ذاتی و شایع صناعی در حل مشکله وجود ذهنی، طرح بحث حمل حقیقت و رقیقت با قائل بودن به انحای وجود برای ماهیت و پذیرش وجود جمعی برای آن، امکان اثبات صحت قیاس اولویت، امکان استفاده از برهان لِم در فلسفه، عدم امکان علم بالکنه به مراتب دیگر وجود، اثبات موضوع واحد برای علوم و اثبات وجود واحد اصیل مشکک بعنوان موضوع فلسفه و کارکرد تشکیک در قید به قدر طاقت بشری در تعاریف فلسفه، تشکیکی دانستن انطباق کلی طبیعی بر افراد حسی و خیالی و عقلی آن و ... که امکان معرفت، بلکه مرزها و حدود معرفت شناسی صدرایی را باز می نُمایاند.
۲.

عقل و کارکردهای آن از دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۵۲
دراین مقاله به کارکردهای عقل و رابطه آن ها با یکدیگر می پردازیم و با روش توصیفی – تحلیلی درصدد پاسخ به این سوال اصلی هستیم که خواجه چه تعریفی از عقل ارائه می دهد و چه ساحت های کارکردی برای آن قائل است. خواجه سه کارکرد برای عقل قائل است. اول شأن کشفی که کار آن شناخت پدیده های جهان واقع و اوصاف و روابط آن و پیامدهای منطقی و فلسفی ادراک ماهیات است. خواجه درک اکتشافی انسان را در دو مرتبه می داند ، مرتبه اول درک ماهیات جهان خارج است و مرتبه دوم شأن تحلیلی عقل که پس از حصول ماهیات پدید می آید و موجب کشف کلی ترین نظم های حاکم بر ذهن و عالم هستی می شود. شأن دوم عقل ، که کارکرد آن تعیین حسن و قبح افعال و طبقه بندی آن هاست. و کارکرد سوم شأن تدبیری عقل است که همان انجام افعال برای رسیدن به هدف خاصی است که مجری آن همان شوق و اراده است و تحقق فضایل و آرمان ها و پیدایش ابزارهای زندگی نتیجه کارکرد آن است. وی معتقد است بین کارکردهای عقل نوعی پیوستگی وجود دارد ولی عقل نظری بر عقل عملی برتری دارد. زیرا عقل نظری هم به عالم ماوراء نظر دارد و هم فراهم کننده معلومات لازم برای عقل عملی است. بنابراین عقل سه جنبه اکتشاف عالم وجود ، ارزیابی رفتار و ابزارها و عمل برای تغییر خود و جهان را واجد است.
۳.

رویکرد ذاتی معرفت در تبیین نظریات علمی از منظر شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
نظریات علمی قضایای عام و تعمیم یافته ای هستند که از تکرار مشاهدات خاص ،عمومیت و تعمیم خود را با استقرا بدست آورده اند.در خصوص این سیر از خاص به عام و تعمیمی که دراستقرا هست رویکردهای مختلفی مطرح شده برخی با رویکرد عقلی این تعمیم را بواسطه قیاس و یک سری قضایای پیشینی عقلی تبیین نموده اند، نماینده این رویکرد ،منطق ارسطویی است و برخی دیگر با رویکرد تجربی و حسی نگرشهای مختلفی به این تعمیم داشته اند ، دسته ای این تعمیم را به واسطه استقرای گسترده تر و شاملتر یقینی و قابل اعتماد و دسته ای این تعمیم را بر عدم آن ترجیح داده و آن را بشکل مرجوح پذیرفته اند ولی دسته دیگر این تعمیم را غیر منطقی ، و آن را رد کرده اند وتفسیری روانشناختانه به مسئله استقرا داشته آن را عادت ذهن دانسته و هیچ گونه ارزش منطقی برای آن قائل نیستند. شهید صدر با بررسی این رویکرد ها وتدقیق در اشکالات ،برخی از آنها را وارد دانسته، رویکردی مختص به خود ارائه می دهد این رویکرد را "رویکرد ذاتی معرفت" نام می نهد ایشان در این رویکرد در راستای توسعه و نمو معرفت، نتیجه گیری را به دو شکل می داند "توالد موضوعی" و "توالد ذاتی " و بیان می دارد که اشکال منطق ارسطویی در تبیین تعمیم استقرا این است که صرفا با توالد موضوعی نتیجه گیری می کندمی داند درحالی که بخش اعظم نتیجه گیری با توالد ذاتی انجام می گیرد .این نحوه از نتیجه گیری تنها اختصاص به رویکرد مطروحه خودش دارد
۴.

بررسی امکان معرفت به خداوند از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۱
هدف پژوهش پیش رو بررسی امکان معرفت به خدا را در اندیشه ملاصدرا و اسپینوزا است. روش پژوهش تحلیل مفهوم می باشد.یافته های پژوهش حاکی از آن است که در اندیشه ملاصدرا امکان معرفت به خدا از منظر عقلی صورت می پذیرد و پنج ساحت را ساحت عدم امکان معرفت به ذات الهی و امکان معرفت به خدا از طریق صفات و افعال؛ ساحت امکان معرفت به خدا در مرحله تمایزنیافته؛ امکان معرفت به خدا در مرحله تمایز موقعیت فرادست و فرودست؛ ساحت امکان معرفت به خدا در مرحله تمایز علم و کشف؛ امکان معرفت به خدا در معرفت به خداوند مطرح می نماید و عبور از این ساحت ها با عقل ورزی صورت می گیرد. در نگاه اسپینوزا، تصور یک چیز، توضیح آن است. به عبارت دیگر، متصور به میزان تبیین آن وجود دارد. بنابراین آنچه فهمیده اید لزوماً خداست، اما این به این معنا نیست که آنچه شما می فهمید، درک کامل خداست. اندیشه اسپینوزا را می توان به این معنا درک کرد که انسان ها ناگزیر می توانند خدا را بشناسند، زیرا انسان ها قادرند ایده های نامتناهی از خدا را از طریق رابطه با درک متناوب آن ها شناسایی کنند.
۵.

واکاوی منابع و ابزارهای معرفت شناختی راست کیشی در نظریه والتر بائر و نتایج حاصل از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
در سنت الاهیات مسیحی، به ویژه از دوره قرون وسطی به بعد، چهار منبع اصلی برای معرفت دینی ذکر شده است: وحی الهی شامل متون مقدس که از منظر مسیحیان مؤمن، حاصل الهام الهی هستند؛ سنت کلیسا یا میراث تفسیری، آموزه ای و عملی ای که از رهبران کلیسا به ارث رسیده است؛ عقل و تجربه. مقاله حاضر با بررسی نظریه والتر بائر درباره ماهیت «راست کیشی» و «بدعت» در مسیحیت اولیه، به واکاوی منابع و ابزارهای شناخت حقیقت دینی و پیامدهای معرفت شناختی آن پرداخت. یافته ها نشان داد، در نظر بائر، چهار منبع مذکور برای شناخت حقیقت دینی کافی نیست. بائر با استفاده از ابزارها و منابع شناختی دیگری همچون تحلیل تاریخی - انتقادی، نقش قدرت های سیاسی-دینی، متون قانونی و آپوکریفا، روایات محلی و سنت های شفاهی، استدلال می کند در سده های نخستینِ مسیحیت، اشکال متکثر و متفاوتی از ایمان وجود داشت و آنچه بعدها «راست کیشی» نامیده شد، حاصل فرآیندهای تاریخی و سیاسی بوده است، نه ذات اولیه و فرازمانی ایمان مسیحی. بنابراین به اعتقاد بائر، مرزبندی میان راست کیشی و بدعت بیش از آنکه بازتاب حقیقت مطلق الهی باشد، برساخته ای تاریخی-گفتمانی است. این دیدگاه با تأکید بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخ دین و بازاندیشی در اعتبار الاهیات نهادی، موجب شکل گیری تکثرگرایی معرفتی در فهم دین می شود و ادعای یکتایی و اطلاق در حقیقت دینی را تضعیف می کند. در واقع، ابزارها و منابعی که بائر در شناخت راست کیشی به کار می گیرد نمایانگر نگاهی پویا و چندلایه به حقیقت دینی است که زمینه را برای گسترش پلورالیسم دینی و گفت وگوی میان روایتی و بین الأدیانی فراهم می سازد.
۶.

پاسخ به اشکالات فیلسوفان تحلیلی فیزیکالیست بر دوگانه انگاری جوهری دکارتی در مسئله ذهن/بدن، بر اساس نظریه حدوث جسمانی نفس صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۸
بنابر دیدگاه دوگانه انگاری جوهری دکارتی، انسان متشکل از دو جوهر مستقل و متمایز از هم است: بدن یا ماده فیزیکی که قادر به تفکر نیست و ذات آن امتداد در فضاست، و ذهن/نفس غیر فیزیکی که فاقد امتداد است و ذات آن تفکر یا آگاهی است. در این رویکرد، نفس و بدن در طول زندگی این جهانی چنان به هم پیوند خورده و در هم تنیده اند که هر کدام از آن دو می تواند بر دیگری اثر بگذارد و در عین حال با مرگ بدن و زوال و فروپاشی آن، نفس همچنان به حیات خود ادامه دهد. هرچند نظریه دکارت در همان زمان خودش نیز با اشکالاتی مواجه شد، اما امروزه و در جامعه فلسفه غرب و از سوی فیلسوفان تحلیلی فیزیکالیست اشکالات متعددی بر آن وارد شده است. از جمله این اشکالات می توان «معضل لزوم تماس»، «معضل جفت شدن» و معضلی مبتنی بر «اصل بستار علل فیزیکی» را نام برد. این مقاله ضمن تبیین دوگانه انگاری دکارتی و طرح اشکالات مذکور بر دوگانه انگاری جوهری نفس/بدن، به دنبال سنجش سرفصل هایی از علم النفس ملاصدرا و نظریه حدوث جسمانی نفس او برای پاسخگویی به اشکالات وارد شده از سوی فیزیکالیست ها بر دوگانه انگاری جوهری است و مدعی است که بر اساس نظریه حدوث جسمانی نفس ملاصدرا و به جای فهم دو جوهری از نفس و بدن، باید این دو را در قالب یک جوهر واحد فهمید که اتحادی جوهری دارند.
۷.

آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی معرفت شناختی صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۶۳
در معرفت شناسی صدرایی میان فلسفه و حکمت تمایز قاطعی هست که فلسفه فعالیتی بشری و استداللی است و حکمت کشف و شهود حقایق است؛ پرسشی که اینجا مطرح می شود امکان آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی صدرا است.بر اساس مبانی صدرا نهایت و غایت باید حکمت باشد و فلسفه راه رسیدن به آن است.این موضوع معرفت شناختی امکان آموزش فلسفه را با مشکلی بغرنج مواجه می کند؛زیرا کشف و شهود شخصی و فردی است و قابل آموزش و تعلیم نیست.سوای آن حتی در صورتی که امکان آموزش فلسفه را در نظر نگیریم، موضوعات مهم دیگری بی پاسخ خواهد ماند که از مهمترین آنها می توان به معیار سنجش مدعیات حکمی و عمومیت آنها اشاره کرد.از طرف دیگر، مبانی معرفتی صدرایی مدعی حفظ و تضمین عینیت، خصوصا عینیت ذهن/عین، هستند که دلیل آن مبنی بر عینیت و یکسانی ذاتی میان وجود عینی و ذهنی است.در حالی که اصل مبنا، یکسانی وجودات عینی و ذهنی، با ایرادات جدی مواجه است که به نظر نمی رسد به سادگی قابل ارتفاع باشد
۸.

دلالت در نظریه فیلم ویوین سابچک: بازخوانی از منظر پدیدارشناسی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۵
ویوین سابچک از نظریه پردازان زن سینمای آمریکا است که با تاثیر از مرلوپونتی کتاب خود به نام «خطاب چشم: پدیدارشناسی تجربه فیلم» را نگاشت و رویکردی وجودی-پدیدارشناختی را به سینما اتخاذ کرد. سابچک با الهام از مرلوپونتی به سینما ظرفیت دلالتی می دهد و در ساختار دلالت سینمایی دو عنصر آگاهی متجسد و گوشت را وارد می کند. صحبت از گوشت در سینما ما را به حوزه هستی شناسی سینما می برد و دلالت را با وجود یکی می انگارد. دلالت با دو مدالیته تجربه وجودی یعنی ادراک و بیان شکل می گیرد. ادراک و بیان از حالات وجود مجسم در جهان است که در ساختار آینه ای گوشت معکوس می شوند و معنا در ضخامت این تجربه وجودی شکل می گیرد. از نظر سابچک، دوربین به مثابه ادراک و پروژکتور به مثابه بیان در سینما ظرفیت دلالتی سینما و به تعبیری ظرفیت وجودی آن را افزایش می دهند. بدین شکل که حرکت بصری دوربین تبدیل به کوگیتویی می شود که انتخاب گر است و بیان پروژکتور از دل معانی کهنه معنایی نو پدیدار می کند. این اعمال دوربین و پروژکتور در سینما به هیچ وجه مکانیکی نیست و ما را به سمت تجربه وجودی سوق می دهد.
۹.

باز تعریف معرفت با توجه به یافته های فلسفه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۶
از زمان گتیه تعریف معروف و قدیمی معرفت به عنوان باور صادق موجه با چالش مواجه شد، درست است که از همان زمان پاسخ های فراوانی به این موارد داده شده است اما این چالش برای فیلسوفان آزمایشی که گروه جدیدی از فلاسفه هستند که در دهه دوم قرن حاضر میلادی فعالیتشان را گسترش داده اند مضاعف بود، چرا که آنچه مورد استفاده فیلسوفان در مواجه با موارد گتیه بود، شهود بود که نزد آنان بسیار مشکوک شمرده می شد. به این ترتیب معرفت شناسی آزمایشی شکل گرفت و به سوال از شهود و تعریف معرفت پرداخت، با توجه به یافته های این پژوهش ها می توان به صورت رادیکال چنین ادعا کرد که برخلاف تعریف رایج، معرفت گزاره ای ذهنی، تنها باور موجه است و صدق، هر تعریفی که داشته باشد، جزئی از تعریف معرفت نیست و یا به شکل محافظه کارانه ای مدعی شد که مردم عادی در مواجهه با چیستی معرفت شکلی از وثوق گرایی را تایید می کنند.
۱۰.

تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۲
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می روند که در آن ها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی آن ها می پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آن هاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، به ویژه «الاسفار الاربعه» و «تفسیر المیزان» است. یافته ها نشان می دهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روش شناسی ها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا می کند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام می نماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهره گیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن می پردازد. نقطه اوج این تعامل در الهام گیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظام مند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی می یابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.
۱۱.

ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۷
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
۱۲.

معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۰
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۲۶