فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
209 - 221
حوزههای تخصصی:
در عرصه اجتهاد شاید در نگاه نخست به نظر آید که بررسی اقوال فقیهان از اهمیت چندانی در استنباط برخوردار نیست. اما باید گفت عملیات استنباط بدون مراجعه به اقوال در مواضع نیاز بدان ها در غالب موارد به ویژه در مسائل پیچیده تر و دارای ابعاد بیشتر تقریباً بی معناست و باید آن را کوششی بی حاصل محسوب کرد. از مزایای پرداختن به فقه اقوال تسهیل اجتهاد، افزایش کیفیت اجتهاد، و کاهش خطا در اجتهاد است. بر این اساس پژوهش حاضر به نحو مشخص با هدف تبیین و تحلیل سبک های برخورد با اقوال، تبیین فقه اقوال، و سازکارهای آن در سبک فقهی امام خمینی صورت گرفته است. پژوهش فرارو با روش تحلیلی و توصیفی مشخص کرده است که سبک امام خمینی نسبت به برخورد با اقوال عبارت است از پرداختن به هر قول به تنهایی، پرداختن مجموعه ای به اقوال، پرداختن مجموعه ای با توجه به زمان صدور. بر پایه یافته های این پژوهش فرایند استنباط امام خمینی در مواجهه با فقه اقوال دارای چهار سازکار است: 1. منظرها (فرضیه، اندیشه، نظریه)، 2. اطلاعات، 3. تکنیک ها، 4. سازمان دهی. و یک استنباط مطلوب نیز باید این سازکار ها را داشته باشد.
بررسی روایات ارهاصات النبی؛ نمونه موردی: فروخشکیدن دریاچه ساوه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
255 - 279
حوزههای تخصصی:
در میان شهرهایی که در فرایند کشورگشایی های عرب های مسلمان، به دست آنان افتاد، ساوه اهمیتی ویژه دارد، چه این شهر بااین که بیش از سی سال پس از بعثت پیامبر (ص) به دست مسلمانان افتاد در شمار معدود شهرهای ایران است که بر پایه مدعای منابع حدیثی و روایی، از آغاز ولادت پیامبر (ص) در حجاز شناخته بوده و خشکیدن دریاچه ساوه، هم زمان با میلاد پیامبر اسلام، از نشانه های ظهور او و به اصطلاح جزو «ارهاصات» شمرده شده است. پرسش اصلی این پژوهش توصیفی-تحلیلی چندوچون اصالت و نیز ارزش و اعتبار معنایی و دلالت های روایت خشکیدن دریاچه ساوه است. چگونگی مواجهه جغرافیانگاران مسلمان و نیز شاعران با این واقعه، پرسش های فرعی این تحقیق اند. با وارسی سندشناسانه گزارش رویدادهای شب میلاد رسول خدا، و آشکار کردن فرایند دگردیسی معنوی و دلالتی آن از یک سو، و با تأمل در محتوای آن و نیز با توجه به فقدان اشاره به مضمون این حدیث در بسیاری از متون جغرافیایی و فتوح نگاشته های مسلمانان و نیز در دیوان های قریب به تمام شاعران، آشکار می گردد که خشکیدن دریاچه ساوه در شمار «ارهاصات النبی» نبوده است. و اساساً ساوه تا پیش از تصرف این شهر به دست اعراب مسلمان و چه بسا تا مدت ها پس از آن، برای آنان ناشناخته بوده است.
نقد و راهبردهای مواجهه با حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن از منظر قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
67 - 100
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، درصدد تبیین مفهوم حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در عرصه سیاست و اجتماع است. فرض مطالعه بر آن است که حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در راستای حذف حاکمیتی ارزش های الهی، از عرصه اجتماع و حاکمیت، درصدد بارگذاری و تزریق ارزش های مبتنی بر آموزه های غیرالهی و تحمیل آنها بر اندیشه های مردم و جامعه است. این پژوهش، براساس تحلیل داده های مرتبط با موضوع و بهره مندی از شیوه تفسیر موضوعی، با تأکید بر روش استنطاقی شهید محمدباقر صدر است. آیات که دارای دلالت های روشن، در خصوص مبارزه با جهل دارند، مرجع استناد پژوهش قرار گرفته اند. مهمترین یافته های تحقیق، نفی خدا، معاندت با آموزه های وحیانی و پیروی از هوای نفس، استکبارورزی و فتنه انگیزی، درون مایه اصلی و عصاره ای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن در ساحت جامعه و سیاست است. در این مطالعه، مبانی، جهان بینی و رفتارهای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در عرصه های بنیادی، بویژه حیات سیاسی، از نگاه قرآن کریم، مورد بررسی و نقد قرار گرفته و ابطال آن تبیین شده است. راهبردهای قرآنی مواجهه با مبانی و رفتارهای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، بر مفاهیمی، چون خدامحوری، استکبارستیزی به هم آمیختگی دین و سیاست تکیه می کند و در همه مقدرات، رویکردها و رفتارها، التزام به بایدها و نبایدهای کلام وحی توجه دارد.
عالم ذر میثاق و پیمان یا امتحان و آزمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
47 - 55
حوزههای تخصصی:
بر اساس آیات و روایات، ازجمله اتفاقات مسلم در عالم ذر، اخذ میثاق و پیمان از انسان ها بوده است. ظاهر برخی ادله نقلی، نشان می دهد این کار صرفاً برای اتمام حجت از انسان ها نسبت به ربوبیت خدا انجام شده است، اما بررسی دقیق ، بیان کننده آن است که عهد و میثاق عالم ذر، به معنای آزمایش الهی و معیاری برای سنجش انسان ها بوده است. نوع واکنشی که انسان ها نسبت به آن میثاق انجام داده اند، معیار آن آزمون الهی بوده است؛ ازجمله می توان به این واکنش ها اشاره کرد: سبقت رسول خدا(ص) در اقرار به ربوبیت الهی، تعلل حضرت آدم(ع) نسبت به این عهد و مخالفت قلبی برخی انسان ها با عهد الهی. این دیدگاه ازآن رو قابل توجه است که می تواند زمینه را برای این نظر مهیا کند که مقام و منزلت انسان ها از عالم ذر تعیین و ثبت شده است.
ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
231 - 253
حوزههای تخصصی:
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
نقد ترجمه های قرآن در پرتو تأملات سیاقی، شأن نزول و تناسب آیات (بررسی موردی: آیات ابتدایی سوره عبس، آیه تطهیر، آیه اکمال دین)
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
67 - 95
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان، پرداختن به ناهمگونی ظاهری برخی آیات قرآن با یکدیگر یا با اصول اعتقادی است که گاه موجب بروز شبهاتی از سوی مخالفان شده است. از جمله این آیات، آیات ابتدایی سوره عبس، آیه تطهیر و آیه اکمال دین است. آیات ابتدایی سوره عبس، بر اساس شأن نزول مشهور، از آیات مشکله در حوزه عصمت انبیاء به شمار می رود و آیه تطهیر و آیه اکمال دین نیز از دشوارترین آیات در کشف وجه تناسب با صدر و ذیل خود محسوب می شوند، به گونه ای که برخی مفسران از تبیین تناسب آنها پرهیز کرده یا نظریاتی چون معترضه بودن بخش هایی از آیه، اجتهاد صحابه در جمع آوری آیات، یا حتی فرضیه جابجایی آیات توسط معاندین اهل بیت علیهم السلام را مطرح کرده اند. این در حالی است که با تأمل در سیاق آیات، تحلیل دقیق شأن نزول و توجه به برخی آرایه های ادبی مانند استطراد، می توان بسیاری از این چالش های تفسیری را برطرف کرد. با این حال، بازتاب این تحلیل ها در ترجمه های فارسی قرآن بسیار اندک است. هدف این پژوهش، بررسی انتقادی مهم ترین ترجمه های فارسی قرآن در پرتو تأملات سیاقی، شأن نزول و تناسب آیات است. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای میان ترجمه های فارسی و تفاسیر است.
مسئولیت در قرارداد های رایانش ابری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
207 - 222
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تولید و عرضه بی حد و حصر داده ها و اطلاعات در فضای اینترنت سبب گردیده، تقاضا جهت ذخیره سازی و پردازش داده ها بیشتر شود. همین امر بحث مسئولیت در قراردادهای رایانش ابری را به یک موضوع مهم مبدل ساخته است. در همین راستا هدف مقاله حاضر بررسی مسئولیت در قراردادهای رایانش ابری است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد ارائه کنندگان خدمات ابری با توجه به موضوع قرارداد ابری، در قبال حفظ و نگهداری داده های مشتریان در موارد 1.خسارت ناشی از سهل انگاری 2.خسارت های ناشی از نقض تعهدات قراردادی قابل پیش بینی 3. خسارت های عمدی مسئولیت دارند. در واقع، این تعهد تا جایی است که نقض داده ها ناشی از عوامل بیرونی نباشد. نتیجه: قانونگذار می بایست به صورت مشخص موضوع سلب مسئولیت را در خصوص خسارت عمدی یا ناشی از تعدی و تفریط ممنوع نماید. در انتها و با فرض ایراد خسارت و مسئولیت ارایه دهنده خدمات به یکی از مکانسیم های رایج جبران خسارت در صنعت ابری به نام خدمات اعتباری رسیدیم؛ که هر چند در قراردادهای ابری به عنوان راهی در جهت حفظ منافع مشتریان مطرح می گردد اما به نظر می رسد که این سیستم در واقع مانعی برای مطالبه خسارت یا فسخ توسط مشتریان می باشد.
تأثیر رذائل اخلاقی بر معرفت اخلاقی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
41 - 66
حوزههای تخصصی:
انحراف در قضاوت های اخلاقی و وارونگی ارزش ها از مهم ترین چالش های معرفتی و رفتاری در حیات فردی و اجتماعی به شمار می آید. آموزه های قرآنی نشان می دهد که بخشی از این انحراف ها ریشه در رذائل اخلاقی دارد؛ رذائلی که با تغییر معیارهای سنجش، قوه تشخیص خوبی و بدی را دچار اختلال می سازند و بنیان معرفتی انسان را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش با هدف تبیین سازوکار اثرگذاری رذائل بر معرفت اخلاقی و تحلیل پیامدهای نظری و عملی آن، به مطالعه آیات قرآن کریم با رویکرد توصیفی-تحلیلی پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که بی اعتنایی به هشدارهای فطری و تکرار رفتارهای مغایر اصول اخلاقی، فرد را در مسیر توجیه گری قرار می دهد. استمرار این روند به جابه جایی معیارهای ارزشی و انسداد قوای ادراکی می انجامد؛ فرآیندی که نه تنها عقل عملی را در حوزه قضاوت های اخلاقی دچار انحراف می کند، بلکه بر عقل نظری و در ذیل آن بر معرفت الهی نیز تأثیر منفی می گذارد. در این میان، توبه علاوه بر زدودن آثار اخروی گناه، نقش مهمی در بازگرداندن هماهنگی میان معیارهای فطری و نظام ارزشی ایفا می نماید. در پایان پژوهش، مجموعه ای از توصیه های راهبردی در دو سطح فردی و اجتماعی ارائه شده است که با تکیه بر مبانی وحیانی، به پیشگیری از تحریف معرفت اخلاقی و تقویت بنیان های شناختی کمک می کند.
قنیة الفتیان
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
493 - 529
حوزههای تخصصی:
برای احیای تکامل فکری در طول تاریخ، لغت نامه ها نقش بسزایی داشتند؛ ازاین رو از همان سده های نخستین لغت نامه های متعددی نگاشته شده است. شمار قابل توجهی از فرهنگ های عربی به فارسی نیز برای استفاده پژوهشگران و عمدتاً نوآموزان فارسی زبان تدوین شده اند. در این میان فرهنگنامه هایی منظوم برای حفظ و یادگیری آسان لغت نگاشته شده است که کهن ترین فرهنگنامه منظوم شناخته شده را ابونصر فراهی در سده هفتم به رشته تحریر درآورده است. متن منتشر شده در این مقاله نیز لغت نامه عربی به فارسی منظومی با نام قنیه الفتیان است که از نام سراینده اثر اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ اما با توجه به دوره کتابت نسخه ای از این اثر به پیش از قرن نهم بازمی گردد.
این متن مشتمل بر یک دیباجه منظوم و منظومه ای نونیه در 213 بیت است. در مقدمه درباره مؤلف، دوره تألیف و ویژگی های زبانی و کتابتی اثر گفتگو شده است.
Critique Hegel's Critique of Kant's Subjective Ethics through the Dialectical Relationship of Subjective Reason with Nature
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
317 - 345
حوزههای تخصصی:
The concept of ethics in subjective idealism is determined based on the free inner subjectivity (agency). In this conception, morality emerges centered on autonomous reason and, due to the opposition that Kant considers between reason and inclination (desire), creates a rift between the ethical subject and the object. The main question of the present article is: Upon which philosophical elements does Hegel base his critique of Kantian ethics, and how does he examine the problems of subjective ethics? The answer to this question is that Hegel, by creating a dialectic between reason and nature/inclination (desire), seeks to remove the opposition between morality and individual will and motive. Furthermore, by inverting the relationship between the universal will and the individual will that exists in Kant's thought, he seeks a way to address the alienation of the ethical subject from social and political institutions. He also intends to severely criticize the terror and dread that were justified in ethical relations in the shadow of the destruction of political institutions.
چالش های «اخذ برائت پیش از درمان»با تمرکز بر مستندِ رِوایی مسئله(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
57 - 76
حوزههای تخصصی:
به نظر مشهور فقها، پزشک می تواند پیش از درمان، نسبت به خساراتِ آن، برائت بگیرد و عمده دلیل، خبر سکونی از امام صادق 7 است که حضرت علی 7 فرمودند: «هرکس تطبُّب یا تبیطُر کند، باید از ولیّ او [یا آن] برائت بگیرد در غیر این صورت ضامنِ او [یا آن] است». استناد به این روایت، از دیرباز با اشکالاتی مواجه بوده که البته بی پاسخ نمانده است و نوشتار پیشِ رو، به دنبال این پرسش که: «آیا افزون بر ایرادات سابق، چالش دیگری هم وجود دارد؟»، به روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از داده های کتابخانه ای، چند اشکال جدید برشمرده، از جمله اینکه: با صرف نظر از وثاقت یا ضعف سکونی، روایت طبق برداشت مشهور (برائت گیری پزشک پیش از درمان)، از متفرّدات این راوی است که بیشتر اصحاب در آن توقّف دارند. دلالت آن بر مدّعا نیز تمام نیست؛ مشهور، «تطبُّب» را به «طبابت» (یعنی: فعل پزشک) معنا کرده اند، امّا براساس لغت، این تعبیر بر «تکلّف به طبابت» (یعنی: تلاش فرد ناخبره برای درمان) هم اطلاق شده و این معنا نیز در روایت احتمال می رود، لذا مجمل است. همچنین طبق قواعد زبان، حدیث، بر گرفتنِ برائت «پس از درمان» دلالت دارد و شاهدی بر پیشیِ آن چنانکه مشهور قائل اند درمیان نیست. به علاوه اطلاقِ روایت، همه آسیب های درمانی را شامل می شود، در حالی که موارد اندکی از آسیب ها مورد نظر مشهور است و از استناد این دیدگاه به روایت، یا تقیید اکثر لازم می آید، یا تنزیل مطلق به فردِ نادر. از این رو روایت قابل تمسک نیست و بایستی بر این مدّعا دنبال دلیل دیگری بود.
جایگاه «تروّی» در اندیشه فارابی و کارکردهای نظری و عملی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی مفهوم تروّی در اندیشه فارابی و نقش آن در فرآیند فعل اخلاقی پرداخته ایم. فارابی عقل عملی را قوه ای محوری در تشخیص و انجام اعمال اخلاقی می داند که از طریق تروّی بهترین اقدام را در موقعیت های خاص تعیین می کند. تروّی، به عنوان فرآیند عقلانی و توانایی نفسانی عقل عملی، شامل چهار مرحله تصویرسازی غایت، بررسی گزینه های ممکن، سنجش پیامدها و انتخاب بهینه ترین عمل است. این فرآیند با ایجاد هماهنگی میان شناخت کلی و جزئی، معرفت و میل، انسان را به سوی خیر و سعادت هدایت می کند. تروّی نه تنها به تولید معرفت جزئی محدود نمی شود، بلکه با ادراک کلی توسط عقل عملی، اشکال هیوم در مسئله «هست» و «باید» را منحل می کند. انسان با بهره مندی از تروّی و با پرورش فضایل نفسانی و تحقق تعادل در قوای نفس، در چارچوب اخلاق فضیلت گرا، به سعادت می رسد. تقویت تروّی از طریق تجربه، تکرار و عادت، ضعف اراده را مرتفع می کند، شکاف میان نظر و عمل را کاهش می دهد و تصمیم گیری اخلاقی را بهبود می بخشد. همچنین، با تکیه بر روان شناسی اخلاق، تروّی به عنوان راهبردی در تربیت اخلاقی معرفی می شود.
تحولات انگیزشی درونی توحیدی در جامعه عصر نبوی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
7 - 30
حوزههای تخصصی:
در تحقیقات پیرامون تمدن اسلامی، کمتر به جایگاه فرهنگ سازی عوامل انگیزش درونی توحیدی توجه شده است. این پژوهه، با هدف بازنمود نقش این دسته از عوامل در کنشگری تمدنی، سامان یافته و درپی پاسخ به این سؤال است که این عوامل در عصر نبوی، در چه عرصه هایی اثر داشته است؟ این مقاله، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و رویکرد تاریخی- روان شناسی و کلامی دارد و از مبنای کلامی علامه مصباح یزدی و اندیشه علامه طباطبایی در خصوص عوامل انگیزشی در تبیین مفاهیم، گزینش، چینش و تحلیل داده ها بهره می برد. برخلاف غالب تحقیقات که با پیش فرض یا چهارچوب نظری جامعه شناختی تاریخ صدر اسلام را بررسی می نمایند، این پژوهش چهارچوب نظری روان شناختی دارد و از منظر دانش روان شناسی اخلاق، به تجزیه و تحلیل داده های تاریخی می پردازد. یافته های این پژوهش، حکایتگر آن است که با استفاده از بحث عوامل انگیزش درونی در دانش روان شناسی اخلاق و تبیین آن توسط مبنای کلامی توحیدی، چنین به دست می آید که باور و امید به هدایت تشریعی خداوند، رکن انگیزش انسان بوده و عوامل انگیزش درونی توحیدی را شکل می دهد. عوامل انگیزش درونی توحیدی، بر اصلاح ارزش ها (تمایلات) و اعتلای آنها تمرکز دارند و با تغییر در درون انسان و جامعه انسانی، انگیزه سازی می کنند؛ برخلاف عوامل انگیزش بیرونی که از بیرون و با استفاده از مدیریت جامعه، سعی دارند بر گرایش ها و رفتارهای افراد جامعه تأثیر بگذارند. ظهور رسالت توحیدی، مبارزه با شرک و بدعت زدایی، شناخت درونی از حقانیت و جهان شمولی اسلام، زمینه سازی التزام به نصّ الهی در مسئله جانشینی، تشکیل حاکمیت اسلامی، رشد غیرت دینی، امید مردم به استقلال از قدرت طاغوت و نفوذ فرهنگی یهود، عدالت خواهی اسلام و شکوفایی باورهای توحیدی، مهم ترین شاخصه های عوامل انگیزش درونی توحیدی در عصر نبوی بوده اند. با بررسی وضعیت فرهنگی عرب در دوران نزدیک به ظهور اسلام، می توان به این نتیجه رسید که عرب از خصلت عملگرا برخوردار بوده و گرایش های مختلفی بر اساس ارزش ها داشته است. بنابراین، تمرکز بر اصلاح ارزش ها توسط عوامل انگیزش درونی توحیدی، از آغاز رسالت نبی اکرم(ص) ضرورت پیدا می کرد. این عوامل، از باور و امید به هدایت تشریعی خداوند ریشه می گرفتند و تحولات انگیزشی درونی را در جامعه عصر نبوی رقم می زدند. این عوامل می توانستند با اعتلای توحیدباوری، تحولات انگیزش درونی در دوران پیامبر اسلام(ص) را تثبیت کنند و آنها را ارتقا ببخشند. در بسیاری از پژوهش های تاریخی پیرامون عصر نبوی، چنین قابل برداشت است که انگیزش های توحیدی در اواخر دوران پیامبر اسلام(ص) حالت نزولی پیدا می کنند. این مسئله، نیازمند تحقیق جداگانه با رویکرد آسیب شناسانه به این عصر است. به نظر می رسد، با تمرکز بر رفتارها و مواضع برخی از خواص اصحاب رسول اکرم(ص) و بررسی نتایج آنها در تضعیف باور و امید مردم به هدایت تشریعی خداوند، می توان پاسخ مناسب این مسئله را دریافت کرد؛ اما مقاله حاضر، برای پرهیز از طولانی شدن مطالب و به دلیل نداشتن رویکرد آسیب شناسانه، این مسئله را مورد بررسی قرار نمی دهد. همچنین، پژوهش حاضر به عوامل انگیزش بیرونی نپرداخته؛ اما بر اساس پیش فرض و چهارچوب نظری توحیدی خود، مواردی چون حاکمیت فرهنگی و سیاسی اسلام، ایدئولوژی های این آیین و شناخت های توحیدی مردم را که در رویکردهای غیرتوحیدی، عوامل عمده بیرونی در انگیزش به شمار می روند، ذیل عنوان عوامل انگیزش درونی توحیدی تبیین نموده است. در مقام نتیجه گیری از مقاله، باید گفت که عرب در دوران نزدیک به ظهور اسلام، دارای جاهلیتی ارزش محور بود. اصلاح وضعیت فرهنگی جامعه عرب، نیازمند تمرکز بر ارزش های والا و اعتلای باور قلبی به توحید بود. استفاده از عوامل انگیزش درونی توحیدی در سیره اجتماعی رسول اکرم(ص)، چشمگیر است. این عوامل، از باور و امید به هدایت تشریعی الهی ریشه می گرفتند و می توانستند با تقویت این باور و امید، ارزش ها را سامان دهند و تحولات بزرگی را در انگیزش درونی توحیدی رقم بزنند. عوامل انگیزشی درونی توحیدی، به دلیل توجه به ماهیت نامحدود و فطرت الهی انسان، در شکل گیری تمدن اسلامی از کارکرد بسیار بالایی برخوردار بوده اند. توجه به این عوامل، می تواند نیاز به عوامل انگیزش بیرونی را کاهش دهد و آن را به صفر برساند.
خوانشی از مواجهه گفتمانی شیعه و اهل سنّت منطقه شام از قرن ششم تا پایان ممالیک(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
152 - 129
حوزههای تخصصی:
با توجه به ناترازی جمعیت شیعه امامی و اهل سنّت منطقه شام در بازه زمانی حساس قرون ششم تا دهم هجری در منطقه راهبردی شام قدیم، و درعین حال، رشد چشمگیر و قابل توجه شیعه که نتیجه آن احساس خطر رقبای مذهبی آن بود، پژوهش حاضر در نظر دارد به منظور ارائه تحلیل بهتر از وضعیت مذکور و صورت بندی دقیق تر از مواجهه و مناسبات شیعیان امامی و اهل سنّت این منطقه، مناسبات دو گروه را مورد بازخوانی قرار دهد. این پژوهش برای رسیدن به هدف خود، از روش تحلیل گفتمان (شاخه لاکلاو و موفه) که از جمله روش های کیفی است، استفاده کرده است. روش مذکور در بعد نظریه معنایی در زبان شناسی ساختار سوسوری، و در جهت نظریه اجتماعی، در نظرات افرادی مانند: دریدا، مارکس، فوکو و گرامشی ریشه دارد. انتخاب این روش از آن روی صورت گرفته که محدود ساختن مطالعه و پژوهش در مطالعات تاریخی به روش های سنّتی، باعث غفلت از بسیاری واقعیات پنهان و نهفته در لایه های فکری، نظری، زبان شناختی و عینی خواهد بود. تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه به دلیل ظرفیت بالای تحلیل و تبیینی که دارد، یکی از پُرکاربردترین روش ها در تحلیل پدیده های اجتماعی- سیاسی است و از آن در شاخه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی استفاده می شود. بر همین اساس، این روش قادر است چارچوبی نظری دقیقی برای درک و ارائه تحلیل قوی تر از مسائل تاریخی و سیاسی فراهم آورد و با قرار دادن دو غیر مقابل یکدیگر، به بسیاری از اقدامات و عملکرد شخصیت ها معنای واضح تری بخشد. هر گفتمان به همه چیز در چارچوب نظام معنایی خود، مفهومی خاص می بخشد. ازاین رو، ممکن است یک فعل، سخن یا نماد در دو گفتمان متفاوت، معنایی متفاوت و حتی متضاد داشته باشند. به همین دلیل، اعمال، گفتار و پدیده ها زمانی معنادار هستند که در چارچوب گفتمانی خاص قرار بگیرند. در این میان، نقش غیر یا غیریت سازی برای درک گفتمان، حساس است؛ زیرا هویت گفتمان به وجود غیر و مرزبندی با آن است. به همین منظور، در پژوهش حاضر، اوّل دو غیر (شیعه امامیه اثنی عشری و اهل سنّت) که هرکدام به دنبال بسط نظام معنایی خود در ذهنیت جمعی اجتماع بودند، شناسایی شد. در نتیجه، اهل سنت به عنوان گفتمان هژمونیک و مسلط با دال مرکزی خلافت و در اطراف آن نشانه هایی مانند: انتخابی بودن خلیفه، عدالت صحابه، عدم جواز خروج بر حاکم و بدعت بودن شیعه و شیعه امامی به عنوان گفتمان رقیب با دال مرکزی امامت و دال هایی همچون: منصوص بودن امامت، اعتقاد به دوازده امام، عصمت ائمه، حجیت قول و فعل معصومین(ع)، جواز خروج بر حاکم جائر و غیبت امام دوازدهم، صورت بندی شدند. سپس، شیوه مواجهه گفتمانی آنها در حیطه هایی: مانند شالوده شکنی، حاشیه رانی و برجسته سازی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش، حاکی از آن است دو رقیب مذکور برای هژمونیک کردن اندیشه و برجسته سازی نظام معنایی خود و حاشیه رانی رقیب، طبق مبانی، اعتقادات، ظرفیت ها، اقتضائات زمان و شرایط منطقه ای، همه تلاش خود را در این مواجهه مصروف داشتند؛ اما امتیازات در اختیار اهل سنّت به آنان موقعیتی بخشید که بتوانند در مرزبندی غیریت سازانه با شیعیان و به حاشیه راندن دال های گفتمان آنان، به موفقیت دست یابند و در این راستا، از اقداماتی مانند: جرم انگاری داشتن عقاید شیعی، قتل، سرکوب، تبعید، زندانی کردن، صدور دستورعمل های لازم الإجرای حکومتی و مانند آن فروگذار نبودند. در فضایی که بدون توجه به پیامدهای آن، تضعیف شیعه و ایجاد فضای غیریت سازانه با آن، در صدر دستورات و عملکرد حاکمان و عملکرد اهل سنّت قرار گرفته بود، تفکر سلفی با تکیه بر آن، بیش از دیگران برای از متن جامعه به حاشیه کشاندن شیعیان میدان داری کرد؛ تا نگاه توأم با شک و تردید جامعه اسلامی به مسلمان بودن شیعیان را که حاصل تلاش بی پرده گفتمان اهل سنّت بود، به عنوان اصلی یقینی قوام بخشد. در چنین جوّی بود که کم کم عقاید و افکار شیعه باطل، خون و مال آنان، مباح شد و ریشه کن کردنشان مشروع قلمداد گردید.
اعتبار قطع و رواداری نقض آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
207 - 230
حوزههای تخصصی:
اکثر اصولیان بر این باورند که حجیت و اعتبار، ذاتیِ قطع طریقی و قطع، علت تامه برای آن است و امکان نقضِ حجیت و نهی شرعی از ترتیب اثردادن به قطع وجود ندارد؛ چراکه چنین چیزی به سلب ذاتیات از ذات باز می گردد و در واقع و یا در نگاه شخص قاطع به تناقض می انجامد. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی در پِی تثبیت این فرضیه است که باتوجه به احتمال جهل مرکب در قطع و همچنین تأخر جایگاه و تحققِ قطع از حکم شرعی و مقام واقع مقطوع و شأن حق الطّاعه، نهی شرعی از قطع، به سانِ قطع موضوعی بدونِ هیچ گونه محذوری پذیرفته است؛ چه اینکه چنین سلب حجیتی در شریعت واقع شده است؛ ازآن رو که وجوب متابعت، امر ذاتی قطع نبوده و مقتضای حق الطاعه و ناشی از حق مولویتی است که در توسعه و تضییق به اراده شارع مقدس وابسته است و باوجود محتمل بودنِ انطباق قطع بر جهل مرکب و تأخر رتبه قطع از واقع وجودی امر مقطوع، وحدت موضوعی، به عنوانِ شرط لازم در تناقض هرگز محقق نمی شود.
گشت وگذاری در کارنامه قم پژوهی دکتر مدرسی طباطبایی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
671 - 719
حوزههای تخصصی:
در این جستار، سخن از آثار شخصی است که می گویند اطلاعات وسیعی در حوزه میراث اسلامی دارد. زمانی از مدرسان متون درسی حوزه در سطوح عالی بوده و امروزه از چهره های شاخص مطالعات اسلامی و شیعی در مراکز آکادمیک غرب، خاصه آمریکاست. سال ها در دانشکده مطالعات بین المللی دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک و در کالج سینت انتونی دانشگاه آکسفورد انگلستان عهده دار کرسی تدریس بوده است و همچنین به تناوب در دانشکده حقوق دانشگاه ییل و هاروارد و صاحب تألیفات و مقالات شناخته شده در جهان در مطالعات شیعه شناسی. او در طول حیات علمی خود، معاشرت نزدیکی با برخی از فضلای کتاب شناس شیعی داشته است. آنچه در این جستار آمده، مشخصاً پرسه زنی است در برخی از پژوهش های قم شناسی سیدحسین مدرسی طباطبایی و نه بیشتر.
نظام واژگانی سوره بروج بر اساس سازوکارهای شناختی پایداری بر ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
259 - 293
حوزههای تخصصی:
مطالعه معناشناختی واژگان قرآن که به گونه ای حکیمانه در ساختار منسجم سوره ها و آیات جای گذاری شده اند، امکان دستیابی به شبکه ای منسجم از معانی ژرف این کتاب را فراهم می آورد. هر سوره در قالب ساختاری هدفمند و گفتمانی خاص شکل گرفته است و نظام واژگانی اش متناسب با غرض هدایتی آن، هدفمند سازمان یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و با تمرکز بر معناشناسی واژگان در بستر سوره بروج، به واکاوی سازوکارهای شناختی پایداری بر ایمان در برابر فتنه و رنج می پردازد. بنابر یافته های پژوهش، نظام واژگانی سوره متناسب با گفتمان سوره (تثبیت ایمان در دلِ رنج ها) طراحی شده و با واژگان و ترکیباتی منحصربه فرد مانند «بروج، موعود، شاهد و مشهود، شهید، اصحاب الاخدود، قعود، انتقام، بطش، محیط و محفوظ، فوز کبیر»، پیام پایداری و استقامت را به مؤمنان القا می کند. بررسی بیشتر این پژوهش به این نکته انجامید که فضای واژگانی این سوره با ساختاری محافظتی و مراقبتی سازمان یافته است، به گونه ای که واژه ها نه به صورت منفرد، بلکه در شبکه ای به هم پیوسته و در پیوند با فضای گفتمانی سوره، لایه های عمیق تری از کارکردهای ایمانِ پایدار را بازنمایی می کنند.
بررسی انتساب شعر مورد استشهاد سها در نقد قرآن به زید بن عمرو بن نُفَیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
323 - 350
حوزههای تخصصی:
یکی از دلایل سها در اثبات ادعای خود مبنی بر اقتباس قرآن از سایر اندیشه ها تکرار مضمون شعر زید بن عمرو در قرآن است. او مدعی است که چون مفهوم مذکور در شعر زید منعکس شده است، ناگزیر این مفهوم قرآنی برآمده از آن است. یکی از روش های پاسخ موردی به این ادعا، بررسی انتساب شعر به شاعر است، زیرا با رد انتساب آن به شاعر جاهلی، امکان اثبات تقدم شعر بر قرآن و اقتباس آن از مضمون شعر وجود ندارد. بنابه بررسی انجام شده، بیت مذکور از طریق مبرد در تفاسیر آمده، از طریق ابن بری در لغتنامه ها نقل شده است و کتاب های البدایه و النهایه، تاریخ دمشق و سیر أعلام النبلاء نیز آن را آورده اند، اما باید گفت که همه طرق آن مقطوع است. از سه طریق مغازیِ ابن اسحاق نیز فقط در نقل زیاد بن عبدالله بکائی موجود است. در آن، طریق ابن اسحاق به زید بن عمرو مشخص نیست و دو مسیر محتمل وی به زید نیز به آل زبیر می رسد که اینان در مظانّ جعل شعر با هدف فضیلت سازی برای خاندان خود هستند. روایت مفرد هشام بن عروه زبیری از پدرش نیز مردود است. همچنین ابن اسحاق به ساخت شعر برای افراد متهم است. در طریق اغانی نیز شعر به هشام بن عروه می رسد. تمام نقل های هشام، چه در اغانی و چه در سیره به سعید بن زید که از جاعلان حدیث «عشره مبشّره» است بازمی گردد و احتمال ساختگی بودن شعر را تقویت می کند.
واکاوی معضلات آموزشی و امکانات مدارس لرستان در دوران حکومت پهلوی اول (بر اساس اسناد منتشر نشده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۳
137 - 165
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در عصر پهلوی اول (1304-1320ش)، نظام آموزشی دستخوش تحولات مهمی شد که این تحولات چالش ها و معضلات زیادی را به وجود آورد. تلاش پهلوی بر آن بود تا بدون درست کردن زیر ساخت های آموزشی به صورت آمرانه، ایران را در زمینه نظام آموزش و پرورش و در ظاهر به ترقی برساند. هدف مقاله حاضر، کشف و وصف معضلات و چالش های نظام آموزش عصر پهلوی اول به عنوان یکی از مهم ترین دوره های تحول آموزش در ایران، با استفاده از روش مطالعات اسنادی و تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی این دوره است. یافته های این پژوهش نشانگر آن است که دولت پهلوی اول با وجود در نظر گرفتن برنامه های اصلاحی، به لحاظ ضعف ساختار آمورشی، اقدامات عجولانه و سوء مدیریت، بر خلاف وعده هایی که در زمینه نوسازی ساختار نظام آموزشی ایران داده بود، نتوانست بسترهای کافی را در مناطق دور دست به ویژه در مدارس لرستان برای محصلان ایجاد کند. بنابراین اقدامات حکومت پهلوی اول در اجرای برنامه های تجددطلبانه بالأخص در اصلاح ساختار آموزشی مدارس بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و در عمل دانش آموزان با مشکلاتی مانند: کمبود معلم و نیروی متخصص، برنامه های درسی منسجم و بومی، محدودیت آزادی اندیشه و مشکلات فراوانی بهداشتی، کمبود فضای مناسب و مدیران کاربلد بودند به طوری که، در بعضی از مواقع بر یادگیری آنان تأثیر منفی گذاشته بود. بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است که چرا دولت پهلوی اول با وجود در نظر گرفتن برنامه های اصلاحی، قادر نبود بسترهای کافی را در مدارس لرستان برای محصلان ایجاد کند؟ فرضیه حاصله چنین است که، دولت رضاشاه بر خلاف وعده هایی که در زمینه نوسازی ساختار نظام آموزشی ایران داده بود آن طور که باید به سبب سوءمدیریت مسئولین و اقدامات عجولانه قادر نبود تا در مناطق دور دست کشور امکانات خوبی را برای دانش آموزان فراهم آورد که همین امر بیانگر ضعف ساختاری آموزش و پرورش در آن روزگار است. روش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر اسناد منتشر نشده قصد دارد تا با گویاسازی، مطالعه دقیق و تحلیل علمی این اسناد و نیز بررسی تعدادی از منابع تاریخی به آسیب شناسی و معضلات مدارس لرستان در عصر پهلوی اول بپردازد و عملکرد مدیران و امکانات آنان را تحلیل و ابهامات را روشن سازد. از سویی، در ابتدا از میان اسناد متعدد سندهای مورد نیاز بر مبنای موضوع پژوهش برگزیده شده است که پس از تفکیک و صحت سنجی آن بر مبنای دانش تاریخ نگاری تعدادی از آن ها حذف و بقیه انتخاب گردید که همین امر بر اعتبار تحقیق می افزاید. پس با توجه به این اسناد با اهمیت و تأیید شده، انجام چنین پژوهشی در حوزه تاریخچه آموزش و پرورش ایران در این دوره تاریخی ضروری است تا بدین طریق، با یادآوری مشکلات آموزشی که تعداد اندکی از آن ها در زمان حاضر هم هنوز پابرجا هست باعث شود تا مدیران کنونی در رفع آن کوشا شوند. نتایج: در دوره پهلوی اول مدارس نوین به معنای دقیق کلمه به خوبی و با برنامه ریزی مشخص تأسیس نشد زیرا زیرساخت ها به درستی شکل نگرفت و دولت بدون آن که درک صحیحی از آموزش های جدید داشته باشد چنین مدارسی را بنیان نهاد. همچنین نتوانست الگوی مشخصی از نمونه های مدارس پیشرفته در اروپا را الگو قرار دهد و در این زمینه احتیاط و دقت کند. بنابراین رضاشاه با شتاب می خواست حتی جهت حفظ ظاهر برای این که خود را پادشاهی متجدد به دنیا معرفی نماید مدارس کهن را از میان بردارد و سبک آموزش را تغییر دهد تا به همه بفهماند که دولت پهلوی در راستای ترقی ایران گام بر می دارد.از طرفی هم، از محتوای اسناد چنین استنباط می شود که دانش آموزان از حداقل وسایل اولیه تحصیل هم بهره مند نبودند و مدیران مدارس لباس و لوازم التحریر آنان را با درآمد شخصی تهیه می کردند و یا برای گسترش کلاس ها و پایه های نظام آموزشی مکرراً با وزارتخانه اوقاف و معارف مکاتبه می نمودند که اکثر اوقات به نتیجه خاصی نمی رسیدند، و یا از کمبود آموزگاران خوب رنج می بردند و حتی در پرداخت همان حقوق ناچیز با مشکلاتی روبرو بودند و از دولت می خواستند تا در رفع این معضل تلاش کند اما چنین اتفاقی رخ نداد. ناگفته نماند که اگر مدیران شایسته و با نفوذی حضور داشتند این گرفتاری ها تا حدودی کاهش می یافت. بحث و نتیجه گیری: با بررسی اسناد این نتیجه حاصل می شود که اقدامات دولت پهلوی اول در ایجاد مدارس جدید و نیز رویکرد آموزشی مطابق با شرایط اجتماعی و فرهنگی نوین در ایران اگر درست اجرا می شد نتایج مطلوبی را حتی در دراز مدت به دنبال داشت که می توانست با درایت و فرهنگ سازی صحیح جایگزین مکتب خانه ها و آموزش های سنتی البته با رعایت مسائل شرعی شود. ولیکن در آن شرایط که بسترهای مناسبی فراهم نشده بود پیامدهای خوبی در پی نداشت زیرا هنوز ساختار جامعه سنتی و در بعضی از استان ها مثل لرستان با وجود کوشش بزرگان علم و ادب در ارتقای سطح آموزش اما بسترهای لازم کافی نبود، اگرچه که برخی از اشخاص دلسوز با انجام فعالیت های عام المنفعه گام های مثبتی در راستای تأسیس و تجهیز مدارس برداشتند ولی مشکلات برای مردم حل نشد.در نهایت، با توجه به مواردی که گفته شد باید به این مسئله مهم هم اشاره کرد که دولت رضاشاه بیشتر دنبال تبلیغ و جوسازی بود در غیر این صورت، باید به شکلی دقیق در راستای ارتقای سطح آموزش گام بر می داشت و دلسوزانه به پیشرفت محصلان کمک می کرد نه این که مشکلات پا بر جا بماند و اوضاع دگرگون نشود، زیرا ترقی نظام تعلیم و تربیت به مدیریت درست نیاز دارد و تنها با وعده دادن و تصویب قوانین نمی توان به عنوان شرط لازم گامی محکم در این زمینه برداشت، پس پشتکار و اقدام عملی هم در کنار آن شرط کافی به شمار می رود. از طرفی هم، یاید زیرساخت های نظام آموزشی با درایت مدیران و تأمین اعتبار شکل گیرد این طور نباشد که اول طرحی در زمینه ارتقای آموزش اجرا شود بعد توسعه زیرساخت ها انجام پذیرد، اگر بدین شکل عمل شود هرج و مرج بر نظام آموزشی حاکم خواهد شد و دانش آموزان متضرر خواهند شد. بنابراین اقدامات نسنجیده دولت رضاشاه می تواند درس عبرتی باشد تا مسئولان به درستی و با علم و آگاهی در خصوص پیشرفت آموزش گام بردارند که اگر این اتفاق رخ دهد به یقین معضلات آموزشی رفع می گردد و آینده روشنی بر نظام تعلیم و تربیت در انتظار خواهد بود. تعارض و منافع: تعارض و منافع اعلام نشده است.
نقد و بررسی حدیث «رؤیت خدا» در قیامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
317 - 342
حوزههای تخصصی:
مسئله رؤیت خدا در قیامت، از مسائل چالشی میان متکلمان و مفسران است و در این مورد عقاید گوناگونی ابراز شده است. اشاعره به تبعیت از حنابله، رؤیت الهی را در این جهان محال می دانند، لکن معتقدند که در سرای آخرت تنها مؤمنان خدا را می بینند. منظورشان از رؤیت، رؤیت حسی است اما درباره چگونگی رؤیت حسی اظهارنظر نمی کنند و به نظریه «بلاکیف» تمسک می جویند. هرچند این عقیده با عقل و نصوص قرآنی مخالف است ولی عمده سند و مدرک آن ها دراین باره روایات موجود در صحیحین (بخاری و مسلم) است. تحقیق پیش رو با روش توصیفی تحلیلی ابتدا اصل روایات مذکور را نقل می کند و آنگاه با معیارهای عقلی و نقلی ثابت مورد نقد و بررسی قرار می دهد. براساس یافته های این پژوهش، اندیشه رؤیت الهی هرگز ریشه قرآنی نداشته است، بلکه برعکس هرکجا قرآن، این اندیشه را مطرح می کند، پای یهود را به میان می کشد و آن را به صورت یک اندیشه مردود و منکر مطرح می کند. مسلماً ریشه این اندیشه در روایتی است که از احبار یهود نقل شده است. افزون بر این، تجسیم و جسم انگاری خداوند از پیامدهای پذیرش مضمون روایت در صحیحین است.