تحلیل دین گریزی شخصیت های زن در برخی از رمان های مدرن دهه هفتاد و هشتاد شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته به شیوه ای از زندگی اجتماعی اطلاق می شود که در اروپا، در حدود قرن هفدهم شکل گرفت. یکی از معضلات در حوزه ایدئولوژی، دین گریزی است که با نوعی بی اعتقادی یا نافرمانی بروز می یابد. دوران مدرن بنا بر گرایش به عقلانیت و تجربه و علم گرایی، اعتقاد دینی را با چالشی تجددخواهانه مواجه کرده است. برخی از روشنفکران با تحلیل گفتمان مدرن در این چالش سهیم شده اند؛ از جمله این گروه برخی از نویسندگان رمان های مدرن هستند. این پژوهش می کوشد تا چالش دین گریزی را در میان شخصیت های زن برخی از رمان های منتخب مدرن دهه هفتاد و هشتاد، از جمله رمان هایی از حسین سناپور، ابوتراب خسروی، زویا پیرزاد، رضا قاسمی و رضا امیرخانی بررسی کند. برای تبیین موضوع، ضمن تعریف دین و دین گریزی، شخصیت های زن رمان های منتخب با روش توصیف و تحلیل بررسی خواهند شد و بعد از آن علل و عوامل دین گریزی شخصیت های مدنظر تحلیل خواهند شد. از نتایج این پژوهش چنین برمی آید که دین گریزی در شخصیت های زن رمان های مدنظر می تواند تحت تأثیر عواملی مانند جانبداری های یک طرفه و تعصب ورزی های دینی، فشار و خشونت، محیط اجتماعی و فرهنگی، دوستان، عشق های ممنوعه، ناکارآمدی ظاهری دین، گریز از سنت های شرقی و میل به تجدد شخصیت های یادشده باشد.