فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
77 - 92
حوزههای تخصصی:
قرن های هفتم و هشتم هجری و سبک عراقی به حضور شاعران نامدار معروف است. یکی از این شاعران، امیر حسینی هروی، صاحب چند منظومه عرفانی است. سی نامه یکی از منظومه های مهم عرفانی امیر حسینی هروی به شمار می رود که شامل نامه های ارسالی میان عاشق و معشوق است. نامه دوازدهم این مثنوی در اعراض عاشق از معشوق است که در اصل نامه ای واسوختی محسوب می شود. با این که واسوخت به معنای مصطلح از قرن نهم به بعد در ادبیات فارسی به وجود آمده است، اما در شعر برخی از شاعران دوره های قبل نیز نشانه هایی از این موضوع دیده می شود. نگارنده در پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل مایه های واسوختی در نامه مذکور منظومه سی نامه هروی پرداخته است. برایند تحقیق نشان می دهد که نامه دوازدهم مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی در اصل واسوختی خطاب به معشوق است. اعراض و روی گردانی از معشوق، بیان بی وفایی معشوق، تهدید به جدایی و ترک معشوق، ذکر ظلم و جفای محبوب و درنهایت پناه بردن به ساقی به جای معشوق و ترجیح مستی و بی خبری مهم ترین عناصر واسوختی نامه مذکور است. دلیل وجود چنین مایه ای در شعر امیر حسینی هروی را می توان سنت نامه پردازی و نامه نگاری که به صورت ده نامه نویسی و سی نامه نویسی در ادبیات نمود یافته است، دانست.
La Coexistence, L’interaction et L’intersubjectivité : La Narration Spatiale des Illustrations du Petit Prince(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le Petit Prince est illustré par Saint-Exupéry lui-même, ces illustrations sont indispensables pour la narration : elles ont été et placées précisément dans le texte par l’auteur en assumant effectivement des fonctions narratives que le texte seul ne pouvait couvrir. Les illustrations confèrent à la narration du Petit Prince une épaisseur spatiale. Une analyse approfondie de la fonction narrative spatiale de ces représentations graphiques permet de mettre en lumière le thème central de l'œuvre : La connaissance ne devrait pas être appréhendée de manière linéaire ni être contrainte par des paradigmes empiriques préétablis. Au contraire, elle devrait s'ancrer dans une connexion authentique, fondée sur l'intersubjectivité. L’article tentera de traiter les trois aspects principaux de la narration des illustrations, afin de démontrer la multiplicité spatiale qui caractérise Le Petit Prince : premièrement, la capacité de représentation intuitive des illustrations, deuxièmement, l'interaction du lecteur suscitée par la polysémie des illustrations, et troisièmement, les illustrations, en tant que « dessins enfantins » au sens de Merleau-Ponty, abandonnent le réalisme poursuivi par les paradigmes picturaux pour ne montrer que l’état authentique des choses dans l'espace et les efforts du narrateur pour se connecter aux autres , ce qui est étroitement lié au thème de l'œuvre.
بررسی تطبیقی نقد زیست محیطی حیوان محور در آثار صادق چوبک و جک لندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
217 - 243
حوزههای تخصصی:
نقدزیست محیطی یکی از نقدهای نوظهور جهان است که با نگاهی بحران محور به مسئله محیط زیست در ادبیات می پردازد و زیرشاخه های متعددی دارد. یکی از این زیرشاخه ها حیوان محوری است که با نام جهانی انیمالیسم شناخته می شود. در پی تشدید بحران های زیست محیطی پس از انقلاب صنعتی، بسیاری از نویسندگان جهان بر ضرورت توجه به حیوانات و حفظ حیات آن ها تأکید کردند که یکی از معروف ترین آن ها جک لندن، نویسنده آمریکایی است و آثار برجسته او «سپید دندان» و «آوای وحش» نمونه های بارزی از این گرایش اند. به همین ترتیب، صادق چوبک در قلمرو ادبیات ایران، آثار متعددی با محوریت حیوانات منتشر کرده است.این پژوهش با نگاهی تطبیقی، با در نظر داشتن معیارهای اخلاق بوم گرا شباهت ها و تفاوت های آثار این دو نویسنده را از منظر نقد زیست محیطی حیوان محور بررسی می کند و به دغدغه های اخلاقی عمیق وایدئولوژی های بوم محور، به ویژه در خصوص روابط پیچیده انسان ها با حیوانات، می پردازد. بدین ترتیب چگونگی بازتاب دو گونه ارتباط صمیمانه و خصمانه انسان با حیوانات را در آثارشان می کاود. نتایج تحقیق نشان می دهد که هردو نویسنده شکل های گوناگون و روایت های چندوجهی از حیوان گرایی و حیوان ستیزی را در داستان هایشان به تصویر کشیده اند و بر ارزش ذاتی آن ها فارغ از نگاه فایده گرایانه انسان مدار تأکید دارند. دیدگاه لندن و چوبک، هر دو واقع گرایانه است، بااین حال، چوبک چشم اندازی تیره تر از آینده طبیعت و مصیبت جانوران ارائه می کند و هیچ مسیر روشنی برای نجات آنها نمی بیند. این پژوهش به دنبال کمک به گفتمان علمی انیمالیسم، پیوندهای عمیق بین ادبیات، آگاهی محیطی و پویایی پیچیده بین انسان و حیوان و نیاز مبرم به حفظ محیط زیست را روشن می کند.
همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی: رویکردی پیدایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
37 - 50
حوزههای تخصصی:
برخی از واج ها در زبان های مختلف در طبقات طبیعی متفاوتی قرار می گیرند و بنابراین ارزش آنها باید برای یک مشخصه ممیّز خاص از زبانی به زبان دیگر متفاوت باشد. از جمله این موارد می توان به ارزش مشخصه [±پیوسته] برای همخوان های کناری و خیشومی اشاره کرد. این واج ها در برخی زبان ها در طبقه [-پیوسته] و در برخی دیگر در طبقه [+پیوسته] قرار می گیرند و از چالش های مهم برای نظریه های مشخصه های ممیّز در واج شناسی زایشی محسوب می شوند که در آن ها ارزش مشخصه ها از پیش تعیین شده و ذاتی است. در واج شناسی پیدایشی، ارزش مشخصه ها اکتسابی و زبان ویژه است و براساس رفتار واج ها در هر زبان تعیین می شود. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ارزش مشخصه ممیّز [±پیوسته] برای همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی براساس رفتار آنها در خوشه های همخوانی آغازین وام واژه ها و همچنین در خوشه های پایانی در مقایسه با دیگر زبان ها و گویش های ایرانی مشخص گردد. شواهد نشان می دهند که همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی در طبقه [-پیوسته] قرار می گیرند و بر این اساس بیشتر به همخوان های انسدادی شبیه اند تا به واکه ها. در مقابل، به نظر می رسد این همخوان ها در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی و به ویژه در خوشه های پایانی [+پیوسته] و بیشتر به واکه ها شبیه باشند. همین امر باعث شده است که در زبان فارسی در خوشه های همخوانی پایانی که عضو دوم آنها کناری یا خیشومی است برای اجتناب از نقض اصل توالی رسایی از راهکار واک رفتگی و در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی از راهکار درج واکه در این خوشه ها استفاده شود.
حس آمیزی در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۲)
1 - 26
حوزههای تخصصی:
حس آمیزی یکی از آرایه های ادبی و شگردهای تصویرسازی در آثار ادبی است که در زبان و ادبیات فارسی اهمیت ویژه ای دارد. در این آرایه، امور مربوط به یکی از حواس با امور و وابسته های حس دیگری در هم می آمیزد و منجر به خلق نوعی هنجارگریزی می شود. صائب تبریزی به عنوان برجسته ترین شاعر سبک هندی، با کاربست حس آمیزی پُربسامد در شعر خویش موجبات ترویج آرایه زیبای بدیعی را در سبک هندی و توسعات و تأثّرات زبانی، معنایی و زیبایی شناسی در شعر فارسی فراهم آورده است. در این پژوهش تلاش شده است با روشِ توصیفی تحلیلی، انواع حس آمیزی، نحوه و میزان استفاده از این آرایه در غزلیات صائب تبریزی توجه شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حس آمیزی های صائب تبریزی چه ازنظر ترکیب حواس و چه ازنظر مفاهیم، نمونه بارزی از حس آمیزی های سبک هندی به شمار می آید و همراهی این آرایه با آرایه هایی چون مراعات النظیر، استعاره و به ویژه اسلوب معادله، هم بر تخیّل تصاویر شعری صائب افزوده است و هم بر انسجام و زیبایی سخن وی.
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار دیوان حافظ همواره مورد توجه حافظ پژوهان بوده و مطالعات گوناگونی دراین باره انجام گرفته است. عمده این پژوهش ها، اشعار را براساس تقسیم بندی تاریخی یا دوره زندگی شاعر دسته بندی کرده اند یا از نظرات کارشناسان و خبرگان حوزه ادبیات فارسی بهره برده اند. این پژوهش با شناسایی موضوعات اشعار دیوان حافظ براساس هوش مصنوعی و متن کاوی صورت گرفته و نظرات کارشناسان در آن دخالتی نداشته است. در این مطالعه، پس از بیان ویژگی های ظاهری و انجام پیش پردازش های لازم روی اشعار، هشت موضوع اصلی در دیوان حافظ شناسایی شده است. سپس، باتکیه بر واژگان پرکاربرد هر موضوع و استفاده از هوش مصنوعی، این موضوعات نام گذاری شده اند. موضوعات استخراج شده شامل «سوز و گداز»، «مدح و ستایش»، «فراق و وصال»، «زیبایی و دلربایی»، «عیش و مستی»، «راز عشق»، «طریقت و عرفان» و «رندی و آزادگی» است. در ادامه، اشعار حافظ براساس این موضوعات دسته بندی شده اند و میزان ارتباط هر شعر با هر موضوع، برپایه بیشترین ارتباط و یا برخورداری از حدآستانه ارتباط، استخراج شده است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مستقل از نظر خبرگان و کاملاً مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است. این رویکرد با واکاوی واژگان به بررسی و شناسایی موضوعات موجود در دیوان حافظ پرداخته است و قابلیت تعمیم به دیگر متون ادبی را نیز دارد.
L'Image de l'homme-enfant dans trois romans de Colette : Chéri, La Fin de Chéri et La Chatte(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cet article, qui tourne principalement autour de l’image de l’homme-enfant chez l’écrivaine française Colette, nous permettra d’introduire le point de vue du genre (de l’anglais gender) dans la réflexion autour de la littérature. En analysant de quelles façons cette femme de lettres a déconstruit les stéréotypes liés aux fonctions et aux caractéristiques prêtées traditionnellement au genre masculin dans trois de ses romans en particulier, Chéri, La Fin de Chéri et La Chatte, nous soulignerons qu’elle a introduit dans ses textes un discours nouveau qui accompagne les mutations sociales du XXᵉ siècle. En décryptant comment Colette a cherché à subvertir la nature codifiée du genre et à redéfinir, par la même occasion, les rapports hommes/femmes, nous mettrons en lumière son originalité dans le champ littéraire français du début du siècle dernier. Par le biais de ses œuvres de fiction, cette écrivaine fait naître un questionnement social implicite sur ce que sont le masculin et le féminin en montrant que l’identité de genre n’est pas figée et que les hommes, tout comme les femmes, ne peuvent pas être simplement réduits à des représentations classiques.
تحلیل و تطبیق اسطوره دئنا در ارداویراف نامه و کمدی الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باور ها و تفکرات یک تمدن، در اسطوره ها، کهن الگو ها و در پی آن، در ادیان آن کشور نمود داده می شود و به تدریج به هویت مردم آن کشور تبدیل می شود . دین زرتشتی یکی از ادیان کهن ایرانی است که در تاریخ شکوفایی ایران نقش بسزایی داشته است. در این پژوهش ابتدا به دئنا (دین)، یکی از قوای تشکیل دهنده انسان از منظر دین زرتشتی پرداخته و در ادامه با دنیای معنوی ارداویراف نامه و کمدی الهی دانته آلیگیری تطبیق و تحلیل می شود. تاکنون متون و کتب متفاوتی درمورد دئنا، در موقعیت های جغرافیایی متفاوت نوشته شده است که نشان می دهد این ایزدبانو در مکان های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از جمله این کتاب ها می توان به ارداویراف نامه اشاره کرد که کمدی الهی شباهت بسیاری به آن دارد. این پژوهش به روش تحلیلی تطبیقی به تعریف دئنا می پردازد و نقش این اسطوره را در کمدی الهی و ارداویراف نامه بررسی می کند و در پایان به این نتیجه می رسد که دانته، از ظهور ویرژیل تا لحظه خداحافظی بئاتریس و دانته، به شیوه تمثیلی از دئنا و چیستا استفاده کرده و ویژگی های دئنا را به بئاتریس و ویژگی های چیستا را به ویرژیل تعمیم داده است.
تحلیل رفتار متقابل شخصیت «TA» در رمان «ما تَبَقَّی لَکُم» اثر غسّان کنفانی و «شما که غریبه نیستید» اثر هوشنگ مرادی کرمانی بر اساس نظریه شخصیت اریک برن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه تحلیل رفتار متقابل شخصیت TA یکی از نظریات مطرح در عرصه روانشناختی شخصیّت می باشد. اریک برن به عنوان برجسته ترین نظریه پرداز در این حیطه شخصیت انسان ها را بر سه جنبه والد، بالغ، کودک استوار می داند که هنگام برقراری ارتباط با افراد دیگر در شخصیت وی پدیدار می گردد. این دانش با ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی دارد بویژه ادبیات داستانی که رفتار شخصیت های اصلی داستان را تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی به نیکوترین شکل بیان می کند. رمان ما تبقی لکم اثر غسان کنفانی بیانگر شرایط بغرنج یک خانواده جنگ زده فلسطینی است که دچار از هم پاشیدگی و بحران شده است. هوشنگ مرادی کرمانی با رمان شما که غریبه نیستید موضوع رنج ها و ضربات عاطفی دوران زندگانی خود از کودکی تا بزرگسالی را به تصویر می کشد. هدف از این تحقیق، تبیین زوایای پنهان بافت متنی هر دو رمان و آشکارسازی روابط سلطه جویانه و مستبدانه شخصیت های اصلی هر دو رمان نسبت به یکدیگر می باشد. در این جستار ادبی با روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه اریک برن شخصیت های دو رمان مذکور را بررسی و تحلیل نموده و مؤلفه های یکسان شان را تطبیق می دهیم.
تحلیل بازتاب فرهنگ عامه عشایر قشقایی در رمان ظلمت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
219 - 251
حوزههای تخصصی:
هر قومی دارای ادبیات شفاهی، فولکلور و باورهایی است که از درون فرهنگ، اندیشه ها و شیوه زندگی آن ها نشئت گرفته است. ایل قشقایی ازجمله ایلات بزرگ ایران است که بخش بزرگی از آن به صورت عشیره ای زیست و به زبان ترکی صحبت می کنند. یکی از رمان هایی که بخشی از آداب و رسوم و فرهنگ عامه عشایر قشقایی را به تصویر کشیده، رمان ظلمت نوشته داوود حسن آقایی کشکولی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیوندهای موجود میان شیوه زندگی کوچ نشینی عشایر قشقایی و فرهنگ عامه برخاسته از آن، از طریق تحلیل رمان ظلمت به نگارش درآمده است. روش ما در این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی است و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای به دسته بندی فرهنگ عامیانه بازتاب یافته در رمان ظلمت می پردازدیم. دستاوردهای پژوهش گویای آن است که بُعد مادی و غیرمادی فولکلور عشایر قشقایی تحت تأثیر عواملی چون، تجربه های زیستی در شیوه زندگی کوچ نشینی و دامداری است، و علاوه بر آن باورهای اساطیری و مذهبی، اعتقاد به نیروهای ماورائی، بی سوادی و سادگی مردم عشایر، باورهای مشترک در میان ترکان، و زبان و نژاد متمایز آن ها بر شکل گیری این فولکلور مدد بسیار رسانده است. این پژوهش نشان می دهد که رمان ظلمت منبعی غنی و ارزشمند برای مطالعه فرهنگ عامه عشایر قشقایی است.
نقد دو رساله «تأدیب النسوان» و «معایب الرجال» با رویکرد زبانی لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
171 - 205
حوزههای تخصصی:
بسیاری از زبان شناسان اجتماعی با بررسی رابطه زبان و جنسیت، بر این باورند زنان به دلیل جایگاه اجتماعی فروتری که نسبت به مردان دارند، اقتدارپذیرند و از زبانی با ویژگی های مخصوص استفاده می کنند که متناسب با جایگاه فرودست آن ها در جامعه است. دو رساله تأدیب النسوان و معایب الرجال نمونه ای از نخستین تقابل مردان و زنان در عصر قاجار هستند و این پژوهش در پی آن است تا براساس نظریه های زبان شناسی اجتماعی به ویژه آرای زبانی لیکاف و به شیوه استقرایی، با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، زبان و میزان تأثیر جنسیت نویسندگان بر زبان را در این دو رساله («تأدیب النسوان» به عنوان نوشتاری مردانه و «معایب الرجال» به عنوان نوشتاری زنانه) بررسی مقایسه ای کند. برای دست یابی به این هدف، مؤلفه های واژگانی چون رنگ واژه ها، دش واژه ها، سوگند واژه ها و شاخص هایی در سطح جمله، مانند جمله های آمرانه، تعدیل کننده ها و تشدیدکننده ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد نویسنده مرد، با به کارگیری کلیشه های زبانی مردانه، در پی تثبیت جایگاه فرادستانه خود بر زنان بوده است. در مقابل، نویسنده زن، عمدتاً از متغیرهای زبانی زنانه استفاده کرده که این امر می تواند نشان دهنده پذیرش نقش های جنسیتی سنتی باشد. با این حال، در برخی موارد، نویسنده زن تلاش کرده با استفاده از زبان مردانه، توجه مخاطبان مرد را برانگیزد و قدرت نمایی کند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسنده زن در تلاش برای شکستن مرزهای زبانی و دستیابی به صدایی مستقل، با چالش ها و موانعی مواجه بوده و گاهی ناگزیر به استفاده از زبان مردانه شده است.
تصحیح برخی اشتباهات چاپی و سهوی در دیوان خاقانی تصحیح سجادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۸
123 - 150
حوزههای تخصصی:
دیوان خاقانی به خودی خود از اشارات و عبارات غریب مملو است که ذهن هر خواننده ای را برای گشودن رموز آن به کندوکاو وا می دارد؛ امّا همین اثر، خالی از اشتباهات چاپی تأثیرگذار نیست. علاوه بر اشتباهات چاپی، گاهی مصحح (سجادی) ضبط بیتی را بر خلاف ضبط چهار نسخه اصلی خود برگزیده است. اگر این اختلافات ناشی از اشتباهات چاپی نباشد، می توانیم بگوییم ناشی از سهو مصحح است و ضبطی نیست که ایشان تصحیح قیاسی کرده باشند. یکی از روشن ترین دلایلِ ما برای اثبات این ادعا عدم یادکردِ اختلاف نسخه ها در حاشیه دیوان است. در این جُستار با در نظر گرفتن برخی از مهمترین قصاید (قصاید بلند) دیوان خاقانی به سراغ این قبیل اشتباهات رفته ایم تا پس از بررسی مهمترین تصحیح موجود تصحیح سجادی- و مقابله آن با نسخ خطّی مورد استفاده مصحح، تعدادی از اشتباهات تأثیرگذار موجود را به خاقانی پژوهان و جامعه ادبی گوشزد کنیم.
بررسی و تحلیل استعاره مفهومی نور در مثنوی معنوی دفتر سوم بر اساس نظریه جورج لیکاف و مارک جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانادرمثنوی از استعارهمفهومی نور به عنوان ابزار زبانی جهت گسترش معانی و مفاهیم معرفتی بهره برده است. به همین دلیل نگارندگان، دفترسوم مثنوی را برای دریافت استعاره مفهومی نور به همراه واسطه های معنایی کاویده اند.پرسش اصلی در مقاله چنین است: استعاره مفهومی نوردرمثنوی چگونه می تواند با نظریه ی معاصرزبان شناسی شناختی مطابقت معنایی هدفمند داشته باشد؟ در این راستا نتایجی چشمگیر حاصل شده است. و معانی متعددی از جمله نوربه مثابه ی حیات بخشی، به مثابه حزم و دوراندیشی، جنگجوی عالم ملکوت، رونق بخش وجود، روشنی دل و دیدگان و...به دست آمده است. به دلیل حجم بالای کار در مثنوی نمونه ها از دفتر سوم انتخاب شده اند. نگارندگان با مطالعه ژرف نگرانه در دفتر سوم 90 بیت را به صورت گزینشی برگزیدند که در میان آن ها واژه ی نور 101 مورد به کار رفته است. تحقیقات لیکاف و جانسون در زمینه استعاره ثابت کردکه کاربردهای استعاره به حوزه مطالعات ادبی محدود نیست، آن ها معتقدند که استعاره در تفکر ریشه دارد و یکی از مظاهر آن زبان است. به همین جهت استعاره مفهومی اصطلاحی است در زبان شناسی شناختی که به فهمیدن یک ایده یا یک حوزه مفهومی بر اساس ایده یا حوزه مفهومی دیگر اشاره می کند که همراه با یک الگوبرداری مبدا _ مقصد است.
اغراض ثانویه جملات امری در ابیات تعلیمی بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه انشا در لغت به معنی به وجود آوردن و در اصطلاح ادبی، مراد سخنی است که ذاتاً راست باشد. این گونه جملات به دو نوع طلبی و غیر طلبی تقسیم می شود. جملات امری یکی از انواع انشای طلبی است. امر، به معنی دستور دادن و طلب انجام کار به طریق بزرگی و برتری است. گاهی هم از حالت حقیقی خود خارج می شود و شاعر یا نویسنده آن را برای اهداف دیگری همانند استرحام، تمنا و آرزو، ارشاد و غیره، از آن استفاده می کند. سعدی از جمله شاعران مطرح حوزه ادبیات تعلیمی از ظرفیت های زبانی، بیشترین بهره برداری کرده و از ساختار ویژه گفتار، برای بیان ظرافت های معنایی و اهداف بلاغی استفاده نموده است. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای است، درصدد بررسی اغراض ثانوی امر ارشادی در ابیات تعلیمی بوستان می باشد تا مشخص شود که سعدی در بوستان از فعل امر برای کدام اغراض ثانویه و بیان کدام معانی استفاده کرده است. همچنین بسامد کاربرد هرکدام از اغراض ثانوی امر، مشخص گردد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سعدی به 29 غرض ثانوی جملات امر ارشادی توجه و عنایت داشته است که پربسامدترین آن ها عبارتند از امر ارشادی اقناعی 78 مورد (36/ 8%)، امر ارشادی ترغیبی 60 مورد (43/6%)، امر ارشادی تحریضی 46 مورد (93/ 4) و امر ارشادی اندرزی 39 مورد (18/4%) است.
جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
173 - 217
حوزههای تخصصی:
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
189 - 226
حوزههای تخصصی:
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .
بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
13 - 44
حوزههای تخصصی:
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
تحلیل کنش های گفتاری بر اساس آرا جان سرل در سه منظومه مهدی اخوان ثالث (آخر شاهنامه، زمستان و از این اوستا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
9 - 34
حوزههای تخصصی:
اصطلاح کنش گفتاری از اصطلاحات زبان شناسی و فلسفه زبان است.کنش گفتاری به عملی گفته می شود که در نتیجه یک گفته عمدی رخ می دهد. زمانی که گفته ای تحریک آمیز و عمدی بیان می شود، به قصد اینکه جریان یا کنشی به راه بیفتد، هم از کنش گفتاری صحبت می کنیم. این نظریه نشان می دهد که منظور از بیان بعضی جمله ها کاری نیست که در حال انجام آن هستیم؛ بلکه خود عمل و یا بخشی از عملی است که قصد انجام آن را داریم. جان سرل [1] نیز به پیروی از استادش، آستین[2]، کنش های گفتاری را به پنج دسته اظهاری، اعلامی، تعهدی، ترغیبی و عاطفی طبقه بندی می کند. در این پژوهش، سه مجموعه «آخر شاهنامه»، «زمستان» و «از این اوستا» از مهدی اخوان ثالث مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که کنش اظهاری با 948 مورد بیشترین کاربرد و کنش تعهدی با 5 مورد کمترین کاربرد را دارد. همچنین در کتاب «زمستان» بیشترین تعداد کنش های گفتاری و در کتاب «از این اوستا» کمترین تعداد کنش های گفتاری به کار رفته است. این اظهار باورها بر احساسات و عواطف او پیشی می گیرد و شعر اخوان بیش از آن که عاطفی و یا متعهد باشد، در پی اثبات باورهای شاعر از زمانه خویش است. کم بودن تعداد کنش های تعهدی یا اعلامی نیز نشانه عدم تعهد یا مرتبه پایین قدرت اجتماعی این شاعر است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای است. [1]. Searle, J. R. [2]. Austin, J. L.
تحلیلی هرمنوتیکی از سمبل های شعر نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
131 - 167
حوزههای تخصصی:
سمبل های شعر نیما یوشیج را غالباً سیاسی یا اجتماعی تحلیل کرده اند. در تحلیل این سمبل ها به دیگر آثار او نظیر نامه ها و سفرنامه هایش کمتر توجه شده است و همچنین ارتباط ساختاری اشعار او کمتر مورد توجه بوده است. نیما در نامه هایش خود را شاعر و نویسنده سیاسی نمی داند و درباره بن مایه اشعارش مطالبی به دست داده است که نشان می دهد مهمترین دغدغه اش تثبیت شعر نو و موفقیت آن بوده است و همین مضمون را در اشعارش منعکس کرده است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا با خوانشی هرمنوتیکی، سمبل های شعر نیما در پیوند با این مضمون تحلیل شوند. در تحلیل این سمبل ها گاهی نمونه هایی از دیگر آثار نیما نیز نقل شده است. همچنین به منظور دستیابی به ساختار کلی اشعار وی، حوزه های معنایی سمبل هایش، با خوانشی ساختارگرایانه، در دسته های زیر تحلیل شده است: 1) سمبل های مربوط به نور و روشنایی؛ 2) سمبل های مربوط به حیوانات و پرندگان؛ 3) سمبل های مربوط به کاشتن، درخت، گل و گیاه؛ 4) سمبل های مربوط به دریا و آب؛ 5) سمبل های مربوط به خانه؛ 6) دیگر سمبل ها.
Studying the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books Dar al-Majanin and Kimya Saadat and looking at the source area of both books and paying attention to the difference in the areas used in them(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ویژه
145-165
حوزههای تخصصی:
In this article, we are going to examine the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books of Dar al-Majanin and Kimya Saadat, and at the same time, we will have a look at the field of origin from both books and pay attention to the difference between the fields used in them. The aim of this research is to achieve a uniform pattern in the division of metaphors used in past and present texts.For this purpose, after studying the research background and theoretical studies of conceptual metaphor, ten percent of each first, middle and last part of each book was analyzed and the areas of origin and destination and mapping of conceptual metaphors were noted and placed in an Excel chart and by Excel The statistics of conceptual metaphors were calculated and displayed in a bar graph for easier viewing (it will be shown in the conclusion section), which from a total of 111 metaphors investigated in the Kimya Saadat and 81 metaphors in the book Dar al-Majanin, the statistics obtained are as follows. be: Kimya Saadat: Structural metaphor 42 - Hetocognitive metaphor 11 - Directional metaphor 1 Book of Dar al-Majanin: Structural metaphor 42 - Ontological metaphor 25 - Directional metaphor 2 The most frequently used metaphor frequency in both books was related to ontological metaphors, which were about 5242 and 2141 percent, respectively, and the lowest frequency was directional metaphors, which were 841 percent and 241 percent, respectively.