کاظم دزفولیان راد

کاظم دزفولیان راد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

شیوه های تأثیرپذیری شاعران سده سیزدهم افغانستان از غزلیات میرزا عبدالقادر بیدل با تکیه بر اشعار میر هوتک افغان و غلام محمد طرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عبدالقادر بیدل بیدلگرایی شعر فارسی افغانستان میر هوتک افغان غلام محمد طرزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
میرزا عبدالقادر بیدل (ت ۱۰۵۴ ق. پتنه، هندوستان، ف ۱۱۳۳ ق. دهلی هند) شاعر و نماینده برجسته سبک هندی که با غزل های وی این سبک به اوج خود می رسد، وی اندکی بعد از وفاتش در افغانستان و ماوراءالنهر از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار شد و غزل هایش مورد توجه شاعران منطقه قرار گرفت، تا جایی که بسیاری از شاعران می کوشیدند تا به استقبال از غزل های وی شعر بسرایند. این روند به حدی گسترش یافت که حدوداً یک قرن (از اواسط قرن ۱۸ تا اواسط قرن ۱۹ م) را عصر بیدلگرایی نامیده اند. در سده سیزدهم بسیاری از شاعران مطرح این کشور به نحوی پیرو بیدل بودند. میر هوتک افغان (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ ق) و غلام محمد طرزی (۱۲۵۴-۱۳۱۸ ق)، از شاعران مطرح این سده مورد مطالعه این تحقیق است که تا کنون پیرامون این دو شاعر در این خصوص و با چنین عنوان، تحقیقی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش های اسنادی و تحلیل محتوایی، روش های تأثیرگذاری بیدل دهلوی بر شاعران سده سیزدهم افغانستان را با تکیه بر غزل های دو شاعر مزبور در سطوح ساختاری و محتوایی مورد مطالعه قرار می دهد. این پژوهش نشان می دهد که این دو شاعر، با تقلید و اقتفا از غزل های بیدل و با استفاده از عناصر شعری و مضامین اشعار وی، شعرهای زیادی سروده اند که تأثیرپذیری ایشان از بیدل در سطوح ساختاری و محتوایی خیلی برجسته و محسوس است. شباهت های ساختاری (شکل و فرم) و شباهت های محتوایی (مضامین و موضوعات) میان اشعار افغان و طرزی و بیدل نشان می دهد که اشعار هردو شاعر از نظر مضامین و محتوا با مضامین غزل های بیدل شباهت و همخوانی زیاد دارد و هم در سطوح ساختاری از قبیل وزن، قافیه، ردیف و واژگان نیز از غزل های بیدل پیروی کرده اند که البته شباهت های ساختاری نسبت به محتوایی بیشتر و برجسته تر است.
۲.

تحلیل کنش های گفتاری بر اساس آرا جان سرل در سه منظومه مهدی اخوان ثالث (آخر شاهنامه، زمستان و از این اوستا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهدی اخوان ثالث کنش های گفتاری آخر شاهنامه زمستان از این اوستا جان سرل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
اصطلاح کنش گفتاری از اصطلاحات زبان شناسی و فلسفه زبان است.کنش گفتاری به عملی گفته می شود که در نتیجه یک گفته عمدی رخ می دهد. زمانی که گفته ای تحریک آمیز و عمدی بیان می شود، به قصد اینکه جریان یا کنشی به راه بیفتد، هم از کنش گفتاری صحبت می کنیم. این نظریه نشان می دهد که منظور از بیان بعضی جمله ها کاری نیست که در حال انجام آن هستیم؛ بلکه خود عمل و یا بخشی از عملی است که قصد انجام آن را داریم. جان سرل [1] نیز به پیروی از استادش، آستین[2]، کنش های گفتاری را به پنج دسته اظهاری، اعلامی، تعهدی، ترغیبی و عاطفی طبقه بندی می کند. در این پژوهش، سه مجموعه «آخر شاهنامه»، «زمستان» و «از این اوستا» از مهدی اخوان ثالث مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که کنش اظهاری با 948 مورد بیشترین کاربرد و کنش تعهدی با 5 مورد کمترین کاربرد را دارد. همچنین در کتاب «زمستان» بیشترین تعداد کنش های گفتاری و در کتاب «از این اوستا» کمترین تعداد کنش های گفتاری به کار رفته است. این اظهار باورها بر احساسات و عواطف او پیشی می گیرد و شعر اخوان بیش از آن که عاطفی و یا متعهد باشد، در پی اثبات باورهای شاعر از زمانه خویش است. کم بودن تعداد کنش های تعهدی یا اعلامی نیز نشانه عدم تعهد یا مرتبه پایین قدرت اجتماعی این شاعر است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای است.   [1]. Searle, J. R. [2]. Austin, J. L.
۳.

نگاهی جامعه شناختی به انسجام گریزی غزل سبک هندی(بررسی ارتباط جهان نگری شاعران سبک هندی با ساختار غزل این سبک بر اساس نظریه ی ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۵۵۵
تحقیقات انجام شده درباره سبک هندی، غالباً محصور به مواردی چون بحث از معنای بیگانه، تمثیل و... بوده، موارد دیگری مانند ساختار قالب عمده این سبک یعنی غزل، کمتر مورد توجّه محقّقان قرار گرفته است. در این تحقیق، نویسندگان با استفاده از نظریه ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن که سعی در ایجاد ارتباط میان جهان نگری پدیدآورندگان یک اثر ادبی و ساختار آن دارد ساختار غزل سبک هندی و دلیل عدم انسجام این غزل و تضادهای موجود میان ابیات آن را مورد بررسی قرار داده اند. آنچه از این تحقیق به دست آمده است، آن است که خردگریزی شاعران این سبک که میراثی است از جهان نگری شاعران سبک عراقی در کنار نگاه جزئی نگر آنان که از یک سو، نتیجه خردگریزی آنان و از سوی دیگر نتیجه کوشش آنان برای یافتن معنای بیگانه است سبب شده است تا جهان نگری این شاعران، یک جهان نگری غیر منسجم و غیر سیستماتیک و دارای تضاد و تناقض باشد؛ انعکاس این جهان نگری در ساختار غزل سبک هندی را می توان به شکل عدم انسجام درونی غزل و سستی محور عمودی آن و وجود تناقض و تضاد در میان ابیات غزل مشاهده کرد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان