ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۹۴ مورد.
۱.

ریخت شناسی نمادهای کهن آیین شمنیسم در افسانه عاشیقی اصلی و کرم به روایت سیروس قمری مبتنی بر انسان شناسی تفسیری میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۸
شَمَنیسم به عنوان یکی از آیین های دیرین در جهان، ازجمله روش های هویت شناسی دینی ملل محسوب می شود. اهمیت این کهن آیین از این روست که جسم و روح آدمی را یک جا متأثر می کند و طی فرایندی جادومآب تلاش در جهت درمانگری و حفاظت از جسم و روح را با وساطت شمن یا جادوگر به دست ارواح بر عهده دارد. تاریخ کهن زیست ترک ها با ظهور این آیین عجین بوده و به دلیل هم زیستی ترک ها و آذربایجانی ها، وارد فرهنگ اینان نیز شده است. شاخص ترین نماینده فرهنگی اجتماع  بزرگ ترک ها اوزان ها و به تعبیری آذربایجانی ها عاشیق ها هستند که به جهت کارکرد اجتماعی خویش نقشی مشابه شمن داشته و خالق، پیش برنده، راوی و قهرمان این قصص هستند. یافته ها نشان می دهد منظومه عاشیقی اَصلی و کَرَم به عنوان یکی از افسانه های آذربایجانی در ایران، مصادیق درهم تنیده از هویت قصص ایرانی همچون عشق، هجر، وصل و مرگ عاشق و معشوقه اش را در جوار موتیف های نمادین آیین شمنیسم، همچون تشرّف، عضویت، سفر، جست و جو، تأثیر عناصر طبیعی و فراطبیعی، خلسه، لباس و موسیقی را بازمی نمایاند و می تواند مواد خام مناسبی برای هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی و سینما برای تولیدات بومی دربرداشته باشد. نتایج نشان دهنده اتکا این قصه به هویت ایرانی و وجود برخی نمادهای مرتبط با کهن آیین شمنیسم را که متأثر از فرهنگ زیستی و جغرافیای ترک ها و آذربایجانی هاست نشان می دهد. این پژوهش کیفی، با رویکرد انسان شناسی تفسیری الیاده بر روایت سیروس قَمَری از افسانه اصلی و کرم و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای انجام شده است.
۲.

تحلیل ظرفیت های نمایشی جامع الحکایات با رویکرد تئاتر روایی برشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
ادبیات عامه، به ویژه در سنت قصه گویی و نقالی، همواره دارای عناصر نمایشی بوده است که فراتر از ویژگی های صرفاً ادبی، امکان تحلیل نمایشی نیز دارند. جامع الحکایات عنوان عمومی مجموعه ای از کتاب هاست که دربردارنده افسانه ها، قصه ها وحکایت های کوتاه و بلند است که در دوران صفوی گردآوری شده اند. نسخه مورد استفاده در این پژوهش، به همت پگاه خدیش و محمد جعفری (قنواتی) براساس نسخه های خطی کتابخانه آستان قدس رضوی تدوین و ویرایش شده است. این مجموعه یکی از مهم ترین منابع در حوزه قصه های عامه وادبیات شفاهی به شمار می رود. وجود ساختار اپیزودیک، ایجاد فاصله گذاری و شکستن توهم واقعیت با حضور مستقیم راوی، استفاده از شعر، پند و اندرز و آوردن روایات فرعی در خلال حکایت اصلی در این مجموعه، آن را به متنی مناسب برای مطالعه تطبیقی با نظریه های نمایشی مدرن بدل کرده است؛ درحالی که تحلیل های پیشین، اغلب بر مبنای الگوی تئاتر ارسطویی صورت گرفته اند، هدف این مقاله آن است تا با اتکا به نظریه تئاتر روایی برتولت برشت و به روش توصیفی تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای، چشم اندازی نو به تحلیل نمایشی این روایت ها بگشاید. یافته های پژوهش نشان می دهد که بسیاری از مؤلفه های ساختاری و روایی این مجموعه، همچون فاصله گذاری، ساختار غیرخطی، حضور فعال راوی و روایت چندلایه، با اصول تئاتر روایی هم سویی دارند. نتایج پژوهش می تواند زمینه ساز مطالعات تطبیقی میان متون ادبی عامه فارسی و نظریه های تئاتری مدرن شود و بستر مناسبی برای بومی سازی اجراهای نمایشی براساس متون کلاسیک فراهم آورد.
۳.

تحلیل تقدس آتش در فرهنگ عامیانه مردم کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر سروده های محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۶
پیوند آتش، عنصر مقدس و آسمانی با بن مایه های زیستی عشایری قوم لر، نشانه قداست و اهمیت اسطوره ای آن بوده و از دیرباز تا به امروز در ادبیات محلی و فرهنگ عامیانه مردم، همیشه موردتوجه ویژه بوده است. روشن بودن همیشگی آتش و خاموش نبودن و همچنین ویژگی های زایایی و درمانی آن در فرهنگ عامیانه مردمان این دیار و مضامین پرکاربردی، همچون، تَش ( tash) ، تُنگ ( tong) ، چاله  ( chaleh) ، هیمَه ( himah) ، بُلازه ( bolazeh) ، چِرنگ ( chereng) و اَنگِشت ( angesht) در سروده های محلی شاعران و نام گذاری محافل ادبی و عنوان کتاب های محلی، نمود آشکار تقدس و اهمیت آتش در فرهنگ مردم استان کهگیلویه و بویراحمد است. نگارندگان با واکاوی قداست آتش در باور گذشتگان و پیوند آن با باورهای عامیانه نزد قوم لر بر این باورند که قداست آتش و ملازمات آن در زیست بوم محلی قوم لر به عنوان یک باور دیرین، همچنان تداوم دارد و آتش فراتر از یک ابزار، نمادی از زندگی، وحدت، همدلی، صفا و صمیمیت است. پژوهش حاضر بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای به روش تحلیل محتوا انجام گرفته است. البته ذکر این نکته ضرورت دارد که در بخش هایی از متن، منبعی برای محتوای ارائه شده، بیان نشده است، زیرا برخی از مطالب مقاله، حاصل پژوهش های میدانی و سروده های محلی شاعران است که در جستار حاضر به کار گرفته شده و به صورت کتبی مدون نشده اند، اما در فرهنگ گفتاری روزمره، ادبیات شفاهی و موسیقی شنیداری قوم لر کاربرد زیادی دارند.
۴.

نمود بعضی از پدیده های طبیعی در گاه شماری بلوچان (با تکیه بر اصالت واژگان ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
زمان رویداد بعضی از پدیده های طبیعی مانند طلوع و غروب خورشید، وزش بادها و بارش باران ها، رشد و باردهی گیاهان، زاد و ولد و رشد دام ها، در فرهنگ گاه شماری بعضی اقوام شاخص است. قوم بلوچ یکی از اقوام ایرانی است که در فرهنگ گاه شماری آن پدیده های طبیعی تا گذشته ای نه چندان دور نمود برجسته ای داشته اند. این مقاله با روشی توصیفی 69 عنوان از پدیده های طبیعی را که در فرهنگ گاه شماری مردم بلوچ، در مناطق جغرافیایی ایرانشهر، بمپور و لاشار، شاخص تر بوده اند، به نمایش گذاشته است. نتایج نشان می دهد که 85 درصد از واژه های به کار رفته در ساخت این 69 عنوان اصالت ایرانی دارند و نمود پدیده های طبیعی از طریق کشاورزی و دامداری در گاه شماری بلوچانِ مناطق مورد مطالعه چشمگیر بوده است. اما با گسترش سطح سواد، دسترسی به انواع رسانه، آشنایی و دسترسی آسان به ساعت و تقویم و تغییر مدلول بعضی کالاها، افراد نسل های جدید در چند دهه اخیر با عناوین معرفی شده آشناییِ چندانی ندارند و کم تر از آن ها استفاده می کنند. بنابراین، با هدف ترمیم بخشی از شکاف فرهنگی بین نسل ها در بلوچستان و نشان دادن تأثیر اندیشه ایرانی بر فرهنگ گاه شماری بلوچان از طریق این گونه واژه ها، ضرورت مستندسازی و انتقال این داده ها به نسل های جدید و آینده ایجاب می کند. 
۵.

بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
ضرب المَثَل ها به عنوان چکیده و خلاصه باورها، رفتارها، الگو و سبک زندگی ملت ها می تواند ما را با تاریخ یا حتی گذشته های دور از دسترس اقوام، آشنا سازد و همچنین قادر است بین دنیای ما و جهان دوردست بشر گفت وگوهایی برقرار کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش میدانی   کتابخانه ای به بررسی و تحلیل بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی بپردازد تا پاسخی مبتنی بر پژوهش برای سؤالات تحقیق بیابد. سؤالاتی چون: جایگاه کودک به عنوان عضو خانواده و شخصیت اجتماعی در فرهنگ و ادب عامه کردزبانان ایلامی چگونه بازنمایی شده است؟ نگرش کردزبانان ایلامی به تربیت و پرورش کودک در امثال و مثل نماهای محلی به چه صورت نمود یافته است؟ امثال و مثل نماهای کردی ایلامی با واژه یا مفهوم «کودک» تا چه اندازه بر ویژگی های جسمی، روانی و اجتماعی او تأکید دارند؟ از یافته های پژوهش آن است که در ضرب المثل های کردی ایلامی بیشتر بر روحیات کودکان تأکید شده است و سپس ساختار جسمی و فیزیولوژی او. همچنین، امثال کردی ایلامی بیش از آنکه صرفاً بازتاب آموزه های تربیتی باشند، حامل گفتمان فرهنگی و ارزش های مسلط جامعه اند که در آن کودک نماد تداوم نسل، هویت جمعی و باز تولید ارزش های فرهنگی محسوب می شود و دیگر اینکه بر اهمیت پرورش اخلاقی و روانی، دیده شدن و مشارکت کودک در خانواده تأکید شده است. 
۶.

بازنمایی سرمایه دینی در شعر غلامرضا خان ارکوازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
سرمایه دینی یکی از انواع مختلف سرمایه هاست که به باورها، ارزش ها، مناسک و هویت دینی افراد و جوامع اشاره دارد. شعر به عنوان گستره ای برای تجلی آرمان ها، ارزش ها، نگرش ها و کنش های آدمی در گذر زمان، عرصه مناسبی برای بازنمایی دلالت های معنایی انسان از پدیده ها و مفاهیم جهان پیرامون است و سرمایه دینی یکی از این مفاهیم مهم است که هدف این پژوهش بازنمایی آن در اشعار غلام رضاخان ارکوازی یکی از شاعران نام آور کُردی سُرای ایلامی (حدود 1184 ۱۲۵۵ ق ) است. روش تحقیق این پژوهش تحلیل محتوای کیفی و راهبرد کدگذاری آن تحلیل مضمون (تحلیل تماتیک) است. قابلیت تصدیق پژوهش از طریق حضور مستقیم محقق در میدان تحقیق و بهره گیری از ارزیابان و قابلیت انتقال آن از طریق مفصل بندی یافته ها با پیشینه ها و چهارچوب مفهومی محقق شد. یافته های تحقیق مؤید آنند که هشت تم اصلی و 33 تم فرعی از اشعار استخراج شد. تم های اصلی شامل بازنمایی صفات خداوند، سه گانه دین، استمداد بی واسطه از خداوند، استمداد باواسطه از خداوند با مکانیسم سوگند، توصیف زمینی و انسانی علی (ع)، توصیف فرازمینی و فراانسانی علی (ع)، کشاکش استمداد، تردید و تهدید و تلمیحات قرآنی هستند. در شعر غلام رضاخان ارکوازی، سرمایه دینی در قالب اعتقاد به سه گانه دین (باورها، اخلاقیات، مناسک) و کنش ورزی های مذهبی نظیر مناجات، دعا، استمداد، توسل و توکل نمود یافته است. اما بسامد و عیار این موارد به صورت یکسان و مشابه نیست. به عبارتی دیگر، التفات شاعر به اوصاف خداوند (توحید) و امامت (با تأکید بر حضرت علی (ع)) بیشتر از سایر باورهاست. دین داری معیار غلام رضاخان ارکوازی، دین داری شریعت محور است، اما به کنش ورزی های دینی طریقتی و اسطوره ای نیز التفات داشته است.
۷.

نقد و بررسی برگزیده اشعار شیره دوما در استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
ادبیات شفاهی کهگیلویه و بویراحمد با گستره ای از گونه های منظوم، از ترانه های کار و لالایی ها تا حبسیه ها و اشعار آیینی، بخش مهمی از هویت فرهنگی قوم لُر را شکل می دهد. در این میان، ترانه های آیینی «شیره دوما» به عنوان نمونه ای برجسته از شعر غنایی زنانه، در آیین های شادی و به ویژه مراسم عروسی، به وسیله زنان روستایی و عشایر اجرا می شوند و جلوه ای از پیوند زبان، احساس و آیین را آشکار می سازند. این پژوهش با رویکرد تلفیقی میدانی و کتابخانه ای و در چارچوب نظری قوم ادبی و اجرا محور، به تحلیل ساختار زبانی، موسیقایی و صور خیال این اشعار پرداخته است. در بخش میدانی، داده ها، از طریق مصاحبه مستقیم، آوانگاری صوتی و مشاهده مشارکتی میان گویشوران بومی گردآوری شد و سپس با روش تحلیل سه سطحی زبانی، زیبایی شناختی و فرهنگی، بررسی گردید. نتایج نشان می دهد که عناصر تشبیه، استعاره، کنایه، اغراق و مجاز، بیشترین بسامد را دارند و تخیل بومی در این قالب ها، واقعیت زیسته را به قلمرو معنا و احساس جمعی ارتقا می دهد. بررسی موسیقی کناری و ریتم گفتار، نیز نشان داد که الگوی وزنی اشعار شیره دوما مبتنی بر آهنگ طبیعی زبان لری است و این ویژگی، به استمرار سنت شفاهی و وحدت فرهنگی قوم لُر یاری رسانده است. در جمع بندی، ترانه های شیره دوما نه صرفاً متون شاعرانه، بلکه اسناد ارزشمند مردم نگارانه ای اند که پیوند پویای زبان، جنسیت و آیین را در زیست فرهنگی جنوب غرب ایران انعکاس می دهند و نمونه ای گویا از کارکرد آیینی زبان در خلق معنا و حفظ هویت قومی به شمار می آیند.
۸.

تحلیل صرفی و نحوی نام ها، القاب و نشانگرهای خطاب در گونه جهرمی بر مبنای گویش شناسی نام ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
مطالعه نام ها و نشانگرهای خطاب در فرهنگ ها و زبان های مختلف می تواند ارزش های زبانی، فرهنگی و اجتماعی هر منطقه را بازتاب دهد و از این رو توجه زبان شناسان، مردم شناسان و جامعه شناسان را برمی انگیزد. مطالعات پیشین در زمینه نام ها و نشانگرهای خطاب بیشتر در زبان های رسمی صورت گرفته و مطالعه گویشی به جز نمونه های اندکی، مغفول مانده است. جهرم نام یکی از شهرهای کهن ایران در استان فارس و گونه زبانی آن متعلق به زبان های ایرانی جنوب غربی است. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی تحلیلی سعی شده است که نام ها و نشانگرهای خطاب مختلف در گونه جهرمی از بُعد گویش شناسی نام ها و خطاب، واکاوی شود. داده های واژگانی این پژوهش نیز به صورت اسنادی میدانی از گویشوران این شهر جمع آوری، آوانگاری و سپس دسته بندی و تحلیل شده است. براساس نتایج این تحقیق، کوتاه سازی به شیوه های مختلف از فرایندهای پرتکرار در نام های جهرمی است، وندافزایی با کاربردهای مختلف در این گونه استفاده می شود و اسامی مختلف درباره اشخاص با سن و منزلت اجتماعی متفاوت، وجود دارد. لقب «آ» کوتاه شده صورت «آغا» و خطاب «جا/جو» کوتاه شده و ممال «جان» در خطاب های جهرمی پرتکرارند. عبارات خطاب خویشاوندی را در این گویش به چهار دسته همخونی، سببی، ساختگی و مرتبط با سن، می توان طبقه بندی کرد. در ساخت نحوی نیز نام های گروهی به صورت القاب مرتبط با حرفه به صورت ترکیب اضافی، ملکی و برای بیان انتساب به صورت بنوت (منسوب به مادر، پدر و جدّ) یا مرتبط با ویژگی های شخصیتی و رفتاری و... به صورت ترکیب وصفی ساخته شده اند.
۹.

بررسی محتوای شعری و ساختار موسیقیایی در ترانه های شادی قوم بختیاری ( دُوالالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
دُوالالی ترانه های شادی قوم بختیاری اند که زنان و دختران در آیین های ازدواج آن ها را می خوانند؛ ترانه هایی برای ابراز احساسات جمعی که باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی این مردمان را بازتاب می دهند. ساختار موسیقایی دوالالی بر مبنای تکرار، تک خوانی و همسرایی است. آن ها زبانی ساده و صمیمی داشته و نقش مایه هایی از آداب، رسوم، عقاید و باورها را در خود دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا این ترانه ها را از منظر محتوای شعری، مضمون و ساختار موسیقیایی بررسی کند و نقش آن ها را در زندگی روزمره این قوم مورد واکاوی قرار دهد. روش این تحقیق کتابخانه ای و میدانی است. یافته ها حاکی از عمق ارتباط دوالالی ها با آیین ازدواج قوم بختیاری و همچنین بازتاب زیباشناسی زندگی روزمره آنان است؛ ضمن آن که زنان را به عنوان راویانی قدرتمند در قوم بختیاری قلمداد می کند. در دوالالی ها ارزش هایی چون اصل و نسب، اصالت، شغل، ثروت، اخلاق مداری، پند و اندرز و هرآن چه مایه مباهات یک قوم است، نهفته است.
۱۰.

پیشینه اساطیری سوگواری در قوم کُرد و بازتاب آن در آیین های عاشورا در کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
استان کرمانشاه، فرهنگ کهن و دیرینی دارد که به دلیل هم جواری با تمدن بین النهرین، در بسیاری از شئون از جمله در آیین های سوگواری تحت تأثیر باورهای کهن این منطقه قرار گرفته است. به دلیل رسوخ آموزه های اساطیری در باورهای اقوام ایرانی، بخش مهمی از این آموزه ها به مناسک دینی نیز وارد شده و با تغییراتی خود را با شرایط زمانه هم رنگ کرده است. نگارندگان در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و میدانی به بررسی مناسک سوگواری در فرهنگ عامه کرمانشاه و بازتاب آن در آیین های عاشوراییِ این شهر پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که سوگواری در میان کردهای کرمانشاه هم در مرگ عزیزان و هم در عزای امام حسین (ع) در برخی از مفاهیم ریشه های مشترک اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که گریستن های طولانی، روی خراشیدن و موی کندن با باران، حاصلخیزی و باروری مرتبط بوده و مربوط به تمدن های کشاورزی است؛ چمری آیین گذر و عناصر آن نیز دارای ریشه و مفاهیم اسطوره ای است: اسب به دلیل داشتن وجه توتمی، تجسد و تجسم فرد درگذشته، دایره چمری، دایره کمال برای آرامش متوفی و صاحبان عزا و دفع شرور و سرگردانی، مور و مویه بیان دغدغه های اساطیری و حماسی قوم و لباس و اشیای متوفا با باور به جادوی مجاورت در حکم همان فرد متوفی است. همه موارد مذکور دارای پیشینه اساطیری و جزو آیین های گذر متوفا از این جهان به جهان دیگر است.
۱۱.

بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
۱۲.

بازخوانی تحلیلی مؤلفه های گروتسک در گزیده افسانه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
گروتسک که از آن به عنوان طنز آمیخته یاد می شود، سبکی هنری و ادبی است که هنجارها و انتظارات مرسوم را به چالش می کشد و بسیاری از مرزها را جابه جا می کند. امروزه، این سبک از آن جهت اهمیت پیدا کرده است که سعی می کند میان بسیاری از حوزه ها چون هنر، ادبیات، مذهب و موضوعات اجتماعی ارتباط برقرار کند و از این جهت که مشتمل بر عناصری چون اغراق، معما، طنز و درهم آمیختگی های صورت های انسانی و حیوانی است می تواند در قصه های عامیانه و افسانه های ایرانی نمودهای آشکاری داشته باشد. تأمل در تفاسیر گروتسکی می تواند ما را با تفسیرهایی بنیادین از افسانه ها آشنا کند که به طور طبیعی در ذهن ما حضور دارند و واکاوی لایه های زیرین محتوایی و سخن گفتن از آن ها به شناختی آگاهانه تر و منظر جذاب تری از این منابع اصیل فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو، این پژوهش به روش تحلیل کیفی مضمونی به بیان و توضیح برخی از کنش ها، اشخاص و ویژگی های افسانه های ایرانی که با مضامین گروتسکی شباهت دارند، می پردازد. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که گروتسک، به ویژه در بستر ادبیات عامیانه ایران، به اشکال گوناگون حضور دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و فرهنگی کارآیی مؤثری داشته باشد. برخی از این شباهت ها برخاسته از انگاره های مشترک ذهن انسان در همه دنیا و نحوه پردازش آن ها متناسب با خصایص فرهنگی سرزمین های مختلف است. با تأکید بر این نکته مهم که آنچه امروزه به عنوان گروتسک در جهان شناخته شده است، از قرن ها پیش در ادب عامه ایران حضوری پررنگ داشته است.
۱۳.

حماسه های دینی و گفتمان فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
با این که پژوهشگران در تقسیم بندی های رایج خود حماسه ها را به سه زیرنوع ملی، تاریخی و دینی تقسیم می کنند، بررسی پژوهش های مبسوط محققان ایرانی در زمینه حماسه ها گویای آن است که حماسه های دینی و تاریخی کمتر از حماسه های ملی مورد توجه بوده و ویژگی های این آثار در ادبیات فارسی یا مغفول مانده یا تحت الشعاع شاهنامه پژوهی واقع شده است. بنابراین، شناخت ویژگی های متون حماسی دینی یا تاریخی برای تکمیل تحقیقاتی که منجر به ارزیابی دقیق آثار حماسی ایران و تطور آن شود، ضروری است. از این روی، نگارنده در این پژوهش کوشیده است تا سیر حماسه های دینی در ادبیات ایران را بر اساس نقش گفتمان های فرهنگی به اجمال بررسی کند، اگرچه دستیابی جامع به این امر نیازمند پژوهش های گسترده و مستمر است. بررسی حماسه های دینی در ادبیات ایران بیانگر آن است که روایات تاریخی و مستندات مذهبی همراه با عناصری از ادبیات شگرف در پیدایی این آثار نقش داشته و البته این نوع حماسه ها محدود به فرهنگ اسلامی نبوده، گرچه عمده آن ها به مذهب تشیّع تعلّق داشته است. درآمیختگی فرهنگی و هویت چندگانه در متن حماسه های دینی بسیار پررنگ است و پیوستگی روحی و اخلاقی ایرانیان را به فرهنگ ملی، باورهای دینی و آموزه های عرفانی به خوبی نشان می دهد.
۱۴.

تحلیل توصیفی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت: مطالعه ای فرهنگی بر اساس رویکرد فربه گیرتز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر به بررسی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت از منظر معناشناسی فرهنگی و با استفاده از رویکرد توصیف فربه گیرتز پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل معانی اجتماعی و نمادین این عناصر فرهنگی و نقش آن ها در بازنمایی هویت قومی و تنظیم روابط اجتماعی بوده است. یافته ها نشان داد که ضرب المثل های مراغیان نه تنها ابزارهای زبانی، بلکه ساختارهای معناداری هستند که ارزش های فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و روابط قدرت را تقویت می کنند. برخی از این ضرب المثل ها بر اهمیت ازدواج درون گروهی، استقلال اقتصادی و هم بستگی اجتماعی تأکید داشته و به عنوان سازوکارهایی برای انتقال دانش بین نسلی عمل می کنند. از سوی دیگر، باورهای عامیانه این جامعه عمدتاً بر تجربه زیسته و تعاملات با محیط طبیعی استوار بوده و درک مردم از پدیده های طبیعی و اجتماعی را بازتاب می دهند. نتایج نشان داد که این عناصر فرهنگی در مواجهه با تغییرات اجتماعی و مدرنیزاسیون به عنوان ابزاری برای حفظ هویت قومی و مقاومت فرهنگی عمل می کنند. پژوهش حاضر اهمیت ثبت و تحلیل این عناصر فرهنگی را برای درک بهتر فرایندهای هویت سازی و پایداری فرهنگی در جوامع محلی برجسته می کند.
۱۵.

پیشنهادی برای سه جاینام «خلخال»، «هِرو» و «اَزناو»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۲۴
جاینام ها از بخش های مهم زبان هستند و شناخت آنها می توان از نظر تاریخی، زبانی، فرهنگی و غیره کمک بزرگی به زبان کند. در این مقاله سه جاینام از شهر «خلخال» (شهری کُهن تاریخی در استان اردبیل ایران)، به روش تطبیقی بررسی خواهد شد. این این سه جاینام عبارتند از: «خلخال» (نام شهر)، «هرو» (یا «هروآباد» نام محلی خلخال)، و نیز «ازناو» (تفرج گاه معروف ورودی خلخال). در منابع متعدد، معنای کلی «خلخال» را پای برنجن یا حلقه ای می دانند که طلا، نقره و امثال آن است که به پای آویزند، نام شهر خلخال به آن حلقه پای زنان ربطی ندارد. برای نوشتن این مقاله از پیکره نام آبادی های ایران که در در گاه ملی آمار ایران ثبت شده، استفاده شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد نام خلخال از دو بخش خال (خوار) و خال تشکیل شده و جمعاً به معنای سرزمین هموار است، «هرو» به معنای آبی است که فواره می کند و ازناو/ ازنو با (v)azan-ow آب جهنده ارتباط دارد.
۱۶.

فریاد خاموش زنان سیستان در «آییکَه» (لالایی های سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۸
آییکَه (â?i:ka) نوعی لالایی است که در منطقه سیستان خوانده می شود. با توجه به اینکه آییکه را معمولاً مادر برای کودک می خواند، دغدغه ها و احساسات مادر در آییکه نمود پیدا می کند. در جامعه سنتی که معمولاً زن صدایی ندارد، آییکه بهترین روشی است که یک زن بتواند سخن بگوید و مسائل خود را آشکارا بیان کند. نوشته حاضر به این پرسش پاسخ می دهد که مادر به عنوان یک زن در جامعه سنتی چه مسائل و دغدغه هایی دارد؟ این نوشته بر آن است که آییکه علاوه بر آرام کردن کودک و خواباندن دردانه، کارکردهای متعدد دیگری دارد که در چهار دسته کلی بررسی می شود. کارکرد آییکه در ارتباط با فرزند که مادر حس و حال خویش را خطاب به کودک و نسبت به او بیان می دارد. کارکرد دیگر آییکه در ارتباط با عشق و دغدغه های روحی مادر است که گوینده آییکه احساسات خویش را بروز می دهد و از ناکامی های گذشته خویش می گوید. سومین کارکرد آییکه در ارتباط با دیگران است که گوینده آن، گلایه های خود را به گوش دیگران می رساند. آخرین کارکرد آن در ارتباط با حیوانات است. تاکنون آییکه های سیستان، در کتابی مستقل جمع آوری نشده اند. بنابراین در این مقاله از دو روش تحقیقی بهره برده شده است. برخی از آییکه ها به روش کتابخانه ای و بخش زیادی به شیوه میدانی گردآوری شده است. پس از آن با کمک نرم افزار MAXQDA، مورد تحلیل قرار گرفته و به این نتیجه رسیده است که آییکه رسانه ای زنانه در جامعه سنتی است که زن به عنوان مادر می تواند سخن بگوید و دردهای خویش را بدون واهمه فریاد بزند.  
۱۷.

گوشورون، گابوره، گا؛ بررسی دگرگشت مفهوم و زیست گاو در فرهنگ، متل و باور قوم لر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
گاو با کارکردهای فراوانی چون قربانی شونده، تولید محصولات لبنی و ایفای نقش در زراعت، عاملی مهم در سیر تمدنی بشر بوده است. در جستار پیش رو، با روش میدانی/ اسنادی، پس از تشریح ابعاد حضور گاو در آثار و یافته های باستان شناسی و باورهای دینی و اساطیری ایرانیان، جایگاه و نقش گاو در متل ها، فرهنگ و باور مردم و موجودی به نام گابوره در بین مردمان قوم لر به ویژه ایل بویراحمد، واکاوی می شود. به نظر می رسد با پذیرفتن دین اسلام و بنا به تغییرات و نیز ملاحظات دینی و فرهنگی در باور مردمان موردبحث، اگرچه گاو در سیر تاریخی از موجودی اساطیری و ماورائی همچون گاو یکتا آفرید و گوشورون، دچار دگرگشت شده، اما هنوز براساس پیشینه اعتقادی و اساطیری نیاکان خود، از او به عنوان عنصری آسمانی و اساطیری که سرمنشأ حیات اولیه نبات و جانور است، یاد می کنند و در ناخودآگاه خویش، گاو امروزی را با واسطه موجودی به نام گابوره به گاو نخستین، پیوند می دهند. گابوره به عنوان گاوی آسمانی در خویشکاری هایی چون افزایش و رونق زادوولد چهارپایان مفید و رشد و نمو گیاهان و کشتزارها و نیز در ویژگی های ظاهری چون رنگ خاص خود و در جنسیت که خنثی اما مادینه نماست و نیز در فرازمینی بودن، با گاو اساطیری یکتا آفرید و گوشورون، مشترک است.
۱۸.

تحلیل «باغ فردوس» الهامی کرمانشاهی براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۷
مثنوی «باغ فردوس» اثر الهامی کرمانشاهی، از مقاتل ادبی تاریخی دوره ناصری است که با رویکردی هنری به واقعه عاشورا می پردازد. این پژوهش با هدف تحلیل بلاغی روایی این اثر براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان انجام شده است. فیلان در این نظریه، بر تعامل سه گانه «مؤلف، متن و مخاطب» و شیوه های تأثیرگذاری متن از طریق ابزارهای بلاغی تأکید دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها با مطالعه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد راوی با به کارگیری هوشمندانه تقابل های دوگانه (حق/باطل، شهادت/ستم)، تغییر زاویه دید (گذار از روایت سوم شخص به گفت وگوهای نمایشی)، و استدلال های اقناعی در سخنان امام حسین (ع) و یارانش، مخاطب را به همدلی با شخصیت ها و پذیرش گفتمان حق مدارانه سوق می دهد؛ همچنین، نمادپردازی ها (مانند «باغ فردوس» به مثابه نماد پیروزی نهایی حق) و ایجاد نوسان روایی بین فشاره (صحنه های نبرد) و گستره (لحظات عاطفی)، به جذابیت و تأثیرگذاری روایت افزوده است. این شگردها نه تنها در انتقال پیام عاشورا مؤثرند، بلکه با تحریک عواطف و تفکر مخاطب، زمینه رشد روحی اجتماعی او را فراهم می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که «باغ فردوس» با تلفیق عناصر بلاغی و روایی، از گزارشی تاریخی فراتر رفته و به متنی تأثیرگذار در حوزه ادبیات آیینی تبدیل شده است. این مطالعه همچنین کارآمدی نظریه فیلان را در تحلیل متون مذهبی تاریخی، با تکیه بر نقش فعال مخاطب، تأیید می کند.
۱۹.

پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۵۲
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که  تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد.  مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
۲۰.

نزاع آیینی مرگ و زندگی و بازتاب نمادین آن در افسانه های جادویی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
افسانه های جادویی ایرانی بازتابی نمادین از نبرد میان خیر و شر و به بیان اسطوره ای اهورا و اهریمن هستند. این افسانه ها در ساختار و محتوا بازنمایاننده نزاعی آیینی و هستی شناختی اند که از آغاز آفرینش تا پایان آن امتداد دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نمادهای مرگ و زندگی در این افسانه ها و تبیین نسبت آن ها با نظام های فرهنگی، دینی و اسطوره ای ایران، بر آن است تا ساختار نمادین این روایت ها را واکاوی کند. تحلیل های پژوهش بر پایه کتاب ریخت شناسی افسانه های جادویی اثر پگاه خدیش قرار دارد، زیرا تمامی افسانه های این کتاب بر اساس تقسیم بندی آرنه تامسون در رده افسانه های جادویی قرار دارد و خدیش در هنگام گردآوری به روایت اصلی افسانه ها وفادار بوده است. روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عناصر تکرارشونده ای همچون شیشه عمر، دیو، پری، میوه مقدس و قهرمان همگی در راستای ترسیم ساختاری دوگانه از مرگ و زندگی قرار دارند و این عناصر با پیش متن هایی از متون دینی و اسطوره ای پیوند برقرار کرده اند؛ از این رو افسانه جادویی دارای ساحتی آیینی اند که بنیادهای فرهنگی و جهان شناختی کهن را بازتاب می دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان