فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵٬۳۰۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
با این که پژوهشگران در تقسیم بندی های رایج خود حماسه ها را به سه زیرنوع ملی، تاریخی و دینی تقسیم می کنند، بررسی پژوهش های مبسوط محققان ایرانی در زمینه حماسه ها گویای آن است که حماسه های دینی و تاریخی کمتر از حماسه های ملی مورد توجه بوده و ویژگی های این آثار در ادبیات فارسی یا مغفول مانده یا تحت الشعاع شاهنامه پژوهی واقع شده است. بنابراین، شناخت ویژگی های متون حماسی دینی یا تاریخی برای تکمیل تحقیقاتی که منجر به ارزیابی دقیق آثار حماسی ایران و تطور آن شود، ضروری است. از این روی، نگارنده در این پژوهش کوشیده است تا سیر حماسه های دینی در ادبیات ایران را بر اساس نقش گفتمان های فرهنگی به اجمال بررسی کند، اگرچه دستیابی جامع به این امر نیازمند پژوهش های گسترده و مستمر است. بررسی حماسه های دینی در ادبیات ایران بیانگر آن است که روایات تاریخی و مستندات مذهبی همراه با عناصری از ادبیات شگرف در پیدایی این آثار نقش داشته و البته این نوع حماسه ها محدود به فرهنگ اسلامی نبوده، گرچه عمده آن ها به مذهب تشیّع تعلّق داشته است. درآمیختگی فرهنگی و هویت چندگانه در متن حماسه های دینی بسیار پررنگ است و پیوستگی روحی و اخلاقی ایرانیان را به فرهنگ ملی، باورهای دینی و آموزه های عرفانی به خوبی نشان می دهد.
تحلیل توصیفی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت: مطالعه ای فرهنگی بر اساس رویکرد فربه گیرتز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
102 - 138
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت از منظر معناشناسی فرهنگی و با استفاده از رویکرد توصیف فربه گیرتز پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل معانی اجتماعی و نمادین این عناصر فرهنگی و نقش آن ها در بازنمایی هویت قومی و تنظیم روابط اجتماعی بوده است. یافته ها نشان داد که ضرب المثل های مراغیان نه تنها ابزارهای زبانی، بلکه ساختارهای معناداری هستند که ارزش های فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و روابط قدرت را تقویت می کنند. برخی از این ضرب المثل ها بر اهمیت ازدواج درون گروهی، استقلال اقتصادی و هم بستگی اجتماعی تأکید داشته و به عنوان سازوکارهایی برای انتقال دانش بین نسلی عمل می کنند. از سوی دیگر، باورهای عامیانه این جامعه عمدتاً بر تجربه زیسته و تعاملات با محیط طبیعی استوار بوده و درک مردم از پدیده های طبیعی و اجتماعی را بازتاب می دهند. نتایج نشان داد که این عناصر فرهنگی در مواجهه با تغییرات اجتماعی و مدرنیزاسیون به عنوان ابزاری برای حفظ هویت قومی و مقاومت فرهنگی عمل می کنند. پژوهش حاضر اهمیت ثبت و تحلیل این عناصر فرهنگی را برای درک بهتر فرایندهای هویت سازی و پایداری فرهنگی در جوامع محلی برجسته می کند.
بررسی محتوای شعری و ساختار موسیقیایی در ترانه های شادی قوم بختیاری ( دُوالالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
106 - 145
حوزههای تخصصی:
دُوالالی ترانه های شادی قوم بختیاری اند که زنان و دختران در آیین های ازدواج آن ها را می خوانند؛ ترانه هایی برای ابراز احساسات جمعی که باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی این مردمان را بازتاب می دهند. ساختار موسیقایی دوالالی بر مبنای تکرار، تک خوانی و همسرایی است. آن ها زبانی ساده و صمیمی داشته و نقش مایه هایی از آداب، رسوم، عقاید و باورها را در خود دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا این ترانه ها را از منظر محتوای شعری، مضمون و ساختار موسیقیایی بررسی کند و نقش آن ها را در زندگی روزمره این قوم مورد واکاوی قرار دهد. روش این تحقیق کتابخانه ای و میدانی است. یافته ها حاکی از عمق ارتباط دوالالی ها با آیین ازدواج قوم بختیاری و همچنین بازتاب زیباشناسی زندگی روزمره آنان است؛ ضمن آن که زنان را به عنوان راویانی قدرتمند در قوم بختیاری قلمداد می کند. در دوالالی ها ارزش هایی چون اصل و نسب، اصالت، شغل، ثروت، اخلاق مداری، پند و اندرز و هرآن چه مایه مباهات یک قوم است، نهفته است.
ارزیابی استعاره های مفهومی زنان در اصطلاحات عامیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
182 - 217
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی مبحثی نوین در زبان شناسی شناختی است که از زمان معرفی آن از سوی لیکاف و جانسون (1980) تاکنون پژوهشگران فراوانی را به خود جذب کرده است. استعاره های مفهومی ناظر بر جوانب مختلف زندگی انسان هستند و بر فرهنگ و عملکرد افراد تأثیر می گذارند. اصطلاحات عامیانه هر زبانی بخشی پرکاربرد و غنی در ادبیات عامه گویشوران آن زبان و مبنعی غنی از استعاره های مفهومی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی استعاره های مفهومی زنان نهفته در اصطلاحات عامیانه فارسی و انواع آن ها انجام شد. بدین منظور، برای گردآوری اصطلاحات عامیانه ای که توصیف گر زنان هستند از پنج فرهنگ اصطلاحات استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به شیوه هدفمند است. اصطلاحات مورد نظر به روش فیش برداری کتابخانه ای و با مطالعه تک تک مدخل های موجود در این منابع به همراه معنی آن ها استخراج و در کنار نام منبع و شماره صفحه و مثال آن اصطلاح، در صورت وجود، به صورت الفبایی فهرست شد. با حذف اصطلاحات تکراری با معانی یکسان، درنهایت، تعداد 910 اصطلاح به دست آمد. برای تعیین انواع استعاره های مفهومی از دسته بندی لیکاف و جانسون (1980, 1989) و کووچش (2010) استفاده شد. استعاره مفهومی هر اصطلاح با درنظر گرفتن معنی آن مشخص و در کل 24 استعاره مفهومی پایه شناسایی شد. حوزه های مبدأ به دست آمده از این استعاره ها عبارت اند از روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی، وضعیت (اخلاقی جسمی ذهنی)، شیء (شیء کالا ابزار)، قومیت، گیاه، خوراکی، حیوان، موجود ماورای طبیعی، رنگ، مظهر طبیعت، آسیب و بیماری، کنش، شخصیت معروف (مذهبی تاریخی داستانی)، ساختمان، بی دفاع، رویداد تفریحی و ابزار بازی، آتش، پارچه، مکان (بیرون داخل)، شیطان و اعضای بدن. براساس نقش شناختی این استعاره ها، چهار نوع هستی شناختی، ساختی، جهتی و تصویری مشاهده شد. همچنین، اصطلاحاتی بودند که هم زمان دو استعاره مفهومی را به خود اختصاص می دادند و هم پوشانی داشتند که عبارت اند از: استعاره تصویری هستی شناختی، استعاره ساختی هستی شناختی و استعاره جهتی هستی شناختی. این پژوهش به شناخت استعاره های مفهومی مرتبط با زنان و حوزه های پرکاربرد برای توصیف آنان یاری خواهد رساند.
پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
262 - 293
حوزههای تخصصی:
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد. مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
پیشینه اساطیری سوگواری در قوم کُرد و بازتاب آن در آیین های عاشورا در کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان کرمانشاه، فرهنگ کهن و دیرینی دارد که به دلیل هم جواری با تمدن بین النهرین، در بسیاری از شئون از جمله در آیین های سوگواری تحت تأثیر باورهای کهن این منطقه قرار گرفته است. به دلیل رسوخ آموزه های اساطیری در باورهای اقوام ایرانی، بخش مهمی از این آموزه ها به مناسک دینی نیز وارد شده و با تغییراتی خود را با شرایط زمانه هم رنگ کرده است. نگارندگان در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و میدانی به بررسی مناسک سوگواری در فرهنگ عامه کرمانشاه و بازتاب آن در آیین های عاشوراییِ این شهر پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که سوگواری در میان کردهای کرمانشاه هم در مرگ عزیزان و هم در عزای امام حسین (ع) در برخی از مفاهیم ریشه های مشترک اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که گریستن های طولانی، روی خراشیدن و موی کندن با باران، حاصلخیزی و باروری مرتبط بوده و مربوط به تمدن های کشاورزی است؛ چمری آیین گذر و عناصر آن نیز دارای ریشه و مفاهیم اسطوره ای است: اسب به دلیل داشتن وجه توتمی، تجسد و تجسم فرد درگذشته، دایره چمری، دایره کمال برای آرامش متوفی و صاحبان عزا و دفع شرور و سرگردانی، مور و مویه بیان دغدغه های اساطیری و حماسی قوم و لباس و اشیای متوفا با باور به جادوی مجاورت در حکم همان فرد متوفی است. همه موارد مذکور دارای پیشینه اساطیری و جزو آیین های گذر متوفا از این جهان به جهان دیگر است.
بازخوانی تحلیلی مؤلفه های گروتسک در گزیده افسانه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
143 - 185
حوزههای تخصصی:
گروتسک که از آن به عنوان طنز آمیخته یاد می شود، سبکی هنری و ادبی است که هنجارها و انتظارات مرسوم را به چالش می کشد و بسیاری از مرزها را جابه جا می کند. امروزه، این سبک از آن جهت اهمیت پیدا کرده است که سعی می کند میان بسیاری از حوزه ها چون هنر، ادبیات، مذهب و موضوعات اجتماعی ارتباط برقرار کند و از این جهت که مشتمل بر عناصری چون اغراق، معما، طنز و درهم آمیختگی های صورت های انسانی و حیوانی است می تواند در قصه های عامیانه و افسانه های ایرانی نمودهای آشکاری داشته باشد. تأمل در تفاسیر گروتسکی می تواند ما را با تفسیرهایی بنیادین از افسانه ها آشنا کند که به طور طبیعی در ذهن ما حضور دارند و واکاوی لایه های زیرین محتوایی و سخن گفتن از آن ها به شناختی آگاهانه تر و منظر جذاب تری از این منابع اصیل فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو، این پژوهش به روش تحلیل کیفی مضمونی به بیان و توضیح برخی از کنش ها، اشخاص و ویژگی های افسانه های ایرانی که با مضامین گروتسکی شباهت دارند، می پردازد. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که گروتسک، به ویژه در بستر ادبیات عامیانه ایران، به اشکال گوناگون حضور دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و فرهنگی کارآیی مؤثری داشته باشد. برخی از این شباهت ها برخاسته از انگاره های مشترک ذهن انسان در همه دنیا و نحوه پردازش آن ها متناسب با خصایص فرهنگی سرزمین های مختلف است. با تأکید بر این نکته مهم که آنچه امروزه به عنوان گروتسک در جهان شناخته شده است، از قرن ها پیش در ادب عامه ایران حضوری پررنگ داشته است.
Assessment of the Role of Lullaby in Religious Culture Transfer to Children Based on Written Persian Lullabies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Folklore is an important indicator in determining the culture of each nation so that we can without doubt say that the most lasting and purest literary and artistic creations of mankind have been inspired by the folklore and literature of the masses. Lullabies are also part of the oral folk literature of the society which originated from the minds of the masses; hence, indirectly transferring different concepts to the minds of the listeners. Therefore, based on a descriptive-analytic approach in this article, we decided to answer questions like what issues do the written Persian lullabies cover in relation to the religious culture? And else what role do these Persian lullabies play in transferring it to children? The results of this study show that among mothers’ lullabies, religious culture has been expressed in different ways, such as "religious beliefs, moral beliefs, and public opinions", while the hypnotic melodies can play an important role in the religious identity of children. Therefore, mothers’ shares should not be underestimated in creation and development of such feelings and beliefs.
پیشنهادی برای سه جاینام «خلخال»، «هِرو» و «اَزناو»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
95 - 112
حوزههای تخصصی:
جاینام ها از بخش های مهم زبان هستند و شناخت آنها می توان از نظر تاریخی، زبانی، فرهنگی و غیره کمک بزرگی به زبان کند. در این مقاله سه جاینام از شهر «خلخال» (شهری کُهن تاریخی در استان اردبیل ایران)، به روش تطبیقی بررسی خواهد شد. این این سه جاینام عبارتند از: «خلخال» (نام شهر)، «هرو» (یا «هروآباد» نام محلی خلخال)، و نیز «ازناو» (تفرج گاه معروف ورودی خلخال). در منابع متعدد، معنای کلی «خلخال» را پای برنجن یا حلقه ای می دانند که طلا، نقره و امثال آن است که به پای آویزند، نام شهر خلخال به آن حلقه پای زنان ربطی ندارد. برای نوشتن این مقاله از پیکره نام آبادی های ایران که در در گاه ملی آمار ایران ثبت شده، استفاده شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد نام خلخال از دو بخش خال (خوار) و خال تشکیل شده و جمعاً به معنای سرزمین هموار است، «هرو» به معنای آبی است که فواره می کند و ازناو/ ازنو با (v)azan-ow آب جهنده ارتباط دارد.
فریاد خاموش زنان سیستان در «آییکَه» (لالایی های سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
187 - 218
حوزههای تخصصی:
آییکَه (â?i:ka) نوعی لالایی است که در منطقه سیستان خوانده می شود. با توجه به اینکه آییکه را معمولاً مادر برای کودک می خواند، دغدغه ها و احساسات مادر در آییکه نمود پیدا می کند. در جامعه سنتی که معمولاً زن صدایی ندارد، آییکه بهترین روشی است که یک زن بتواند سخن بگوید و مسائل خود را آشکارا بیان کند. نوشته حاضر به این پرسش پاسخ می دهد که مادر به عنوان یک زن در جامعه سنتی چه مسائل و دغدغه هایی دارد؟ این نوشته بر آن است که آییکه علاوه بر آرام کردن کودک و خواباندن دردانه، کارکردهای متعدد دیگری دارد که در چهار دسته کلی بررسی می شود. کارکرد آییکه در ارتباط با فرزند که مادر حس و حال خویش را خطاب به کودک و نسبت به او بیان می دارد. کارکرد دیگر آییکه در ارتباط با عشق و دغدغه های روحی مادر است که گوینده آییکه احساسات خویش را بروز می دهد و از ناکامی های گذشته خویش می گوید. سومین کارکرد آییکه در ارتباط با دیگران است که گوینده آن، گلایه های خود را به گوش دیگران می رساند. آخرین کارکرد آن در ارتباط با حیوانات است. تاکنون آییکه های سیستان، در کتابی مستقل جمع آوری نشده اند. بنابراین در این مقاله از دو روش تحقیقی بهره برده شده است. برخی از آییکه ها به روش کتابخانه ای و بخش زیادی به شیوه میدانی گردآوری شده است. پس از آن با کمک نرم افزار MAXQDA، مورد تحلیل قرار گرفته و به این نتیجه رسیده است که آییکه رسانه ای زنانه در جامعه سنتی است که زن به عنوان مادر می تواند سخن بگوید و دردهای خویش را بدون واهمه فریاد بزند.
بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
1 - 37
حوزههای تخصصی:
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
ریشه شناسی چند واژه خویشاوندی در گویش لری بختیاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
251 - 266
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی واژه های خویشاوندی "تاته، کچی، هالو، و بوتی" در گویش بختیاری است و اینکه کدامیک از این واژه ها ریشه در خانواده هندواروپایی و کدامیک ریشه در خانواده های غیر هندواروپایی دارند. روش کار در کنار ریشه شناسی هر واژه، هم بررسی واژه های مدنظر در همه خانواده های زبانی در ارتباط با زبان های ایرانی و هم تطبیق آنان با گویش کردی است. سرانجام چنین برداشت شد که به احتمال بسیار واژه تاته، نام آوا و ریشه در خانواده هندواروپایی؛ واژه کچی ریشه در ترکی-مغولی از خانواده آلتایی؛ واژه هالو ریشه در زبان اکدی از خانواده سامی؛ و واژه بوتی احتمالاً ریشه در زبان ایرانی باستان داشته باشد.
نزاع آیینی مرگ و زندگی و بازتاب نمادین آن در افسانه های جادویی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
38 - 67
حوزههای تخصصی:
افسانه های جادویی ایرانی بازتابی نمادین از نبرد میان خیر و شر و به بیان اسطوره ای اهورا و اهریمن هستند. این افسانه ها در ساختار و محتوا بازنمایاننده نزاعی آیینی و هستی شناختی اند که از آغاز آفرینش تا پایان آن امتداد دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نمادهای مرگ و زندگی در این افسانه ها و تبیین نسبت آن ها با نظام های فرهنگی، دینی و اسطوره ای ایران، بر آن است تا ساختار نمادین این روایت ها را واکاوی کند. تحلیل های پژوهش بر پایه کتاب ریخت شناسی افسانه های جادویی اثر پگاه خدیش قرار دارد، زیرا تمامی افسانه های این کتاب بر اساس تقسیم بندی آرنه تامسون در رده افسانه های جادویی قرار دارد و خدیش در هنگام گردآوری به روایت اصلی افسانه ها وفادار بوده است. روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عناصر تکرارشونده ای همچون شیشه عمر، دیو، پری، میوه مقدس و قهرمان همگی در راستای ترسیم ساختاری دوگانه از مرگ و زندگی قرار دارند و این عناصر با پیش متن هایی از متون دینی و اسطوره ای پیوند برقرار کرده اند؛ از این رو افسانه جادویی دارای ساحتی آیینی اند که بنیادهای فرهنگی و جهان شناختی کهن را بازتاب می دهند.
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
267 - 286
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.
بررسی و تحلیل رمان سوشون سیمین دانشور بر اساس دیدگاه برساخت گرایی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دنیای رمان، دنیای بازتاب جوانب مختلف زندگی فردی و جمعی انسان است. نویسندگان در این عرصه اغلب به تجسم مفاهیم اجتماعی و سیاسی می پردازند. خوانش برساخت گرایانه متون داستانی به رویکردی ادبی و تحلیلی اشاره دارد که در آن، متن داستانی به عنوان یک ساختار پویا و پر لایه در نظر گرفته می شود. این رویکرد به نحوه ساختار دهی عناصر داستان، شخصیت ها، زمینه و رویدادها با تأکید بر تأثیر آن ها بر درک و تفسیر مخاطبان متمرکز است. در خوانش برساخت گرایانه، متن به عنوان یک ترکیب یگانه از عناصر ساختاری در نظر گرفته می شود و هر یک از این عناصر تأثیرگذار بر معنا و ارتباطات داستان هستند. یکی از رمان های برجسته فارسی، رمان سووشون سیمین دانشور است که با گستره و عمقی که در توصیف رخدادها و شخصیت ها دارد، گزینه مناسبی برای تحلیل و بررسی از منظر برساخت گرایی اجتماعی است. هدف از نگارش این مقاله، بررسی و تحلیل ارتباطات سیاسی و اجتماعی در این رمان، براساس رویکرد برساخت گرایی اجتماعی است و در آن تلاش شده است با خوانشی برساخت گرایانه به لایه های زیرین اثر نزدیک شویم. بدین منظور نخست نحوه نگرش دانشور را به عنوان یک نویسنده برجسته در مورد واقعیت و با خوانشِ برساخت گرایانه مشخص می کنیم؛ سپس روشن می سازیم او چگونه از مسائل اجتماعی در رمان سووشون بهره برده است. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که رخدادهای سیاسی و اجتماعی در رمان سووشون، به عنوان برآیندهایی از واقعیت های اجتماعی و سیاسی در جامعه، گاه برساخته نویسنده اند و به هر حال تأثیر قابل توجهی بر شخصیت های داستان و کُنش داستانی آنها دارند.
Poetry therapy in Molavi's thoughts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Jalaloddin Mohammad Balkhi, known as Molavi, an Iranian mystic poet, who is more known as Rumi in the West, is one of the intellectual and cultural geniuses of Iran and the world. He has shown in his works that he had many concerns and thoughts about epistemology, anthropology, and ontology. He has created works for mental health and inner peace of man, which until today all thinkers and even ordinary people have benefited from these works and have tried to improve mental health and better life in this world. One of the fields that can benefit from Molavi's mystical and wise thoughts reflected in his poems is poetry therapy, which has been read by poetry therapists for years and taught in university groups. Today, therapeutic poetry with its rich history and diverse applications is still a valuable tool in the field of therapeutic interventions and is used to improve mood, reduce stress, increase awareness, and help people manage emotions. In this research, poems by Molavi have been presented, which the author believes can be used in the field of poetry therapy. The method of this research is thematic content analysis and the results show that Molvi's poems are very effective in the field of cognitive and meaning therapy, hope therapy, happiness therapy, positive attitude towards existence, and positive psychology, and finally, it can induce peace, Personal growth and a deeper understanding of oneself and the world, which is similar to cognitive-behavioral therapy in contemporary psychology.
بررسی تطبیقی جواهرآلات و لباس زنان ایلامی در دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
145 - 178
حوزههای تخصصی:
پوشش محلی و بومی هر کشوری بخش مهمی از فرهنگ آن سرزمین را پدیدار می سازد که دارای شاخصه های ارزشمند و با قدمتی است. یکی از راه های تبیین و تشریح جایگاه لباس در فرهنگ ایرانی، بررسی بازتاب این موضوع در ادبیات، به خصوص، شعر است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، انواع پوشش و جواهرآلات زنان ایلامی در شعر شاکه و خان منصور و حشمت منصوری بررسی می شود. این تحقیق نشان می دهد که شاکه و خان منصور به عنوان شاعران سنتی و حشمت منصوری به عنوان شاعر معاصر در توجه به پوشش محلی مردم ایلام، از لباس زنان، منزلت اجتماعی و شکوه زن کرد را به تصویر کشیده اند. دیدگاه حشمت منصوری در این بین وسیع تر از نگرش شاکه و خان منصور است. در میان البسه زنان کرد، «سه روه ن» با 45% در شعر شاکه و خان منصور و «ه به ر» و «که رواس» با 18% در شعر حشمت منصوری بالاترین بسامد را دار است. زیورآلات «بان سه روه نی» و «کلونگ»، هر کدام با 50% در شعر شاکه و خان منصور و گول کیف با 36% در شعر حشمت منصوری، دارای بالاترین بسامد است. جامعه آماری پژوهش، دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری و نمونه آماری، اصطلاحات مربوط به البسه و زیورآلات زنان است.
An Interdisciplinary Study of the Theriomorphism Component in Human and Animal Figures in Some Illustrations of Literary Texts from the Ilkhanid and Safavid Periods(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Iranian painting, in different periods, has been influenced by Persian literature, relying on the power of imagination, and has been transmitting narratives and moral themes. The topic of this research is related to the painting of Ilkhanid and Safavid periods. In the painting of this tow histori period, it is observed that various techniques such as animism and characterization have been used, which often try to depict imaginary and transformed creatures that originate from a folkloric component in anthropology called theromorphism, which is a combination of the body and spirits of animals and humans mixed together with a special and legendary force. Objective: To show the presence and function of the theromorphism component in two faces - human and animal - in the painting of the Ilkhanid and Safavid periods in Iran. Statement of the problem: On what basis and according to which definitions does the use of the theomorphic component create a two-level distinction between humans and animals? Research method: Descriptive-analytical. The collection of materials is based on library studies, articles, and documentary research methods. This study analyzes the methodological and content of Iranian painting works to examine the role and application of the theromorphic component in the creation of human and animal images. Findings: It seems that the author of the text or the painter was aware of the functional role of theomorphism by that time and used it to pursue two goals with moral and psychological dimensions.
مطالعه تطبیقی آرایه جناس در کلام و چگونگی تجلّی آن در طراحی پوستر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش، تجلّی جناس بصری در طراحی پوستر است. در این پژوهش، ابتدا آرایه جناس و انواع آن معرفی سپس جناس بصری و چگونگی کاربرد آن در طراحی پوستر بررسی شدند. جامعه هدف در این تحقیق، پوسترهای اجتماعی طراحی شده با موضوع بیماری ایدز در کشورآمریکا است که در سالهای 2008 و 2009 طراحی شده و طراحان جناس را دستمایه اصلی برای خلق اثرشان قرار داده اند. از این میان، تعداد دو پوستر که دارای بیشترین متغیرهای مورد بحث در تحقیق بودند، به عنوان جامعه نمونه، مورد بررسی قرار گرفتند. هدف از این تحقیق مطالعه تطبیقی آرایه جناس در کلام و چگونگی تجلّی آن در طراحی پوستر است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و روش آن از منظر داده های تحقیق از نوع کیفی است. بدین معنا که ابتدا متغیرهای مورد نظر در پوسترهای جامعه نمونه، که از طریق مراجعه به منابع الکترونیک جمع آوری شدند، با استفاده از روش مشاهده، کدگذاری و از نمونه ها مستخرج سپس در قالب چهار دسته پیامهای تجسمی، شمایلی، زبانی و نیز کاربرد جناس بصری، بررسی شدند. به طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد همانطور که جناس در کلام نوعی خلاصه نویسی محسوب میشود و باعث زیبایی و تأثیرگذاری کلام میشود، جناس بصری نیز میتواند به عنوان یکی از بهترین راه های خلّاقانه حل مسائل طراحی گرافیک، به طراحان کمک کند تا بیشترین مفاهیم را با کمترین عناصر بصری ارائه دهند و از این رهگذر به مخاطب کمک کنند تا پیام اثر را بهتر به ذهن بسپارد.