فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
191 - 217
حوزههای تخصصی:
شهرنوش پارسی پور در سه رمان سگ و زمستان بلند (1355)، طوبی و معنای شب (1367) و زنان بدون مردان (1368) به تحقق سوژه زن به عنوان قهرمان رمان روی آورده است. سوژه زنانه در این آثار در تقابل با جامعه مردسالار و در پیوند با طبیعت شکل گرفته است. قهرمانان زن در این آثار سهمی در تحولات اجتماعی به عنوان قهرمانی مسئله مند ندارند، بلکه با نظر به کاستی های اجتماعی برای حضور زن شکل گرفته اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی آن است که مسیر شکل گیری سوژه زن را به مثابه قهرمان، در رمان های پارسی پور مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگر رمان را ژانری در پیوند با جامعه بدانیم، نشانه این کاستی ها در رمان های پارسی پور، با تلاش برای شکل دهی به قهرمان زن بر پایه اسطوره و طبیعت پدید آمده، و نمود آن به صورت کهن الگوی پری پردازش شده که در دوره پیشازرتشتی مقدّس بوده و به دلیل پذیرفته نشدن خویشکاری اش در دوره زرتشتی، هویتش با جادو و دیو پیوند یافته است. اگرچه ساختار اجتماعی، اجازه شکل گیری قهرمان زن را در برخوردی بی واسطه با جامعه نمی دهد، اما پیوند با تباری اسطوره ای از دوران مادرسالاری عامل پدیدآمدن سوژه زن است.
بازخوانی زیست صوفیانه خاقانی بر پایه تناظر زندگی- اثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاقانی ازجمله شاعرانی ا ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی دیگر، امکان بازخوانی تازه ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می سازد. مقاله حاضر به منظور بازنمایی ساحت های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی تحلیلی، از سطح مضمون گرایی فراتر رود و تصویری نظریه مند از زیست صوفیانه وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان های اصلی تصوف تبیین می کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می شود؛ مراحلی که با تجربه هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می دهد که سلوک وی نه تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیسته او بازتاب یافته اند. یافته های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک سو در سطح تجربه شخصی و ازسوی دیگر در سطح آثار او نمایان می سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به عنوان نمونه ای از صوفی بی خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا ست.
تبیین قراردادهای اجرایی در شکل گیری نمایش آئینی تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعزیه، نمایشی آیینی است که قالب و مضمون آن از سنن مذهبیِ ریشهدار متأثر است و در طول تاریخ و به مرورزمان در قالب گونه های مختلف، از دل آئین ها، سوگواره ها و مراسم روضه خوانی سر برآورده است؛ تعزیه، دارای مجموعه ای از قراردادهای اجرایی است که به صوت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل و به فراخور گذر زمان، فرازوفرودهایی را طی کرده و دستخوش تحول شده است؛ ازاین رو تبیین اصول و قواعد قراردادهای نمایشی در شکل گیری نمایش آیینی تعزیه، یکی از ضرورت های نمایش امروز ماست. هدف اصلی این پژوهش تبیین قراردادهای نمایش آئینی تعزیه در فرایند تولید اینگونه ی نمایش آئینی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و جهت تکمیل مبانی نظری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است؛ در این مقاله سعی بر آن است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که قراردادهای نمایشی به چه معناست و عناصر و شاخص های قراردادهای نمایش آئینی تعزیه کدامند؟ در نتیجه گیری تصریح شده است که آشنایی و فراگیری قراردادهای نمایشی همچون « قراردادهای پیرنگ یا طرح روایی و ترتیب و توالی رویدادها در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای نمایشگری در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای زمانی در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای اشیاء در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای مکان و صحنه آرایی در نمایش آئینی تعزیه»، «ارتباط متقابل و مشارکت فعال نمایشگران با تماشاگران در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای لباس و رنگ در نمایش آئینی تعزیه» و «قراردادهای موسیقی و آواز در نمایش آئینی تعزیه» می تواند موجب افزایش شناخت نمایشگران از ظرفیت های اجرایی قراردادهای نمایشی در اشکال مختلف نمایش آئینی تعزیه شود.
ابونواسِ ایرانی و شعرِ بی قافیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
142 - 133
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوندهای میان شعر پارسی دری و شعر ایران پیش از اسلام یکی از موضوعات مهمی است که توجه برخی از پژوهش گران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. پاره ای از پرسش هایی که درباره شعر ایران پیش از اسلام مطرح است در پیوند با مؤلفه های صوری و ساختاری مانند وزن و قافیه است. بعضی پژوهش ها نشان از آن دارد که شعر باستانی ایرانیان معمولاً بی قافیه بوده است. اکنون این پرسش به میان می آید که آیا دنباله این «بی قافیه» به شعر پارسی یا عربیِ پس از اسلام نیز کشیده شده است یا خیر. در این مقاله به یک نمونه شگفت انگیز شعر از ابونواس ایرانی اشاره می شود که به زبان عربی است و قافیه ندارد. این نمونه جالب در کتاب العمده فی محاسن الشعر اثرِ ابن رشیقِ قیروانی آمده است. احتمال دارد که ابونواس با توجه به اینکه ایرانی بوده است این ویژگی را از آن سنت گرفته باشد. می توان گفت که این نخستین شعرِ سپیدی (blank verse) است که در جهانِ اسلام سروده شده است.
بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
47 - 68
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
شش نوع خشونت در رمان دهه نود افغانستان (بر اساس دو رمان زنانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
38 - 80
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زن پدیده ای شایع و نگران کننده است، به ویژه در کشور افغانستان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ابعاد گسترده تری پیدا می کند. این تحقیق به شش نوع خشونت شامل: خشونت روانی، جسمی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و حقوقی اشاره دارد که در دو رمان افغانستانی از دهه 1390 شمسی بازتاب یافته است. نتایج نشان می دهد که رمان روشنایی خاکستر (1394) نسبت به رمان بگذار برایت بنویسم (1396)، بازتاب بیشتری از انواع خشونت را دارد، چراکه نویسنده خود قربانی این پدیده بوده است. پیامدهای این خشونت ها شامل بیماری های روحی و روانی، آشفتگی جو خانواده، احساس حقارت، کینه اندوزی، بدبینی نسبت به خود و دیگران، دین ستیزی، فروپاشی خانواده، مرگ طلبی و حتی خودکشی است. مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی عوامل ایجادکننده خشونت علیه زنان پرداخته و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و روانی زنان را تحلیل کرده است. بنیاد نظری مقاله بر نظریات کیت میلت درباره عوامل خشونت و ایدئولوژی مردسالاری نهاده شده است. درنهایت، این پژوهش بر لزوم توجه بیشتر به مسائل زنان در ادبیات و نیاز به تغییرات اجتماعی برای کاهش خشونت علیه زنان تأکید می کند.
«خوانش تطبیقی دو نمایشنامه «سیاوش و سودابه» و« از خون سیاوش» با استفاده از نظریه تراروایت ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
125 - 146
حوزههای تخصصی:
برگرفتگی از گذشته و بازتاب معاصر آن در متون جدید برای حفظ پیوستگی میان انسان هایی که روایت جزئی جدانشدنی از زندگی شان است، همواره و در میان تمام ملل مورد توجه بوده است. با بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران و جهان در می یابیم که نحوه استفاده و نمود متون کهن در این آثار، غالبا از طریق اقتباس های ادبی صورت پذیرفته است. در میان متون ایرانی نیز آنچه توجه را جلب می کند، استفاده مکرر از داستان های شاهنامه و اقتباس از آنها در نگارش متون جدید است. این پژوهش به صورت موردی به مطالعه دو اقتباس صورت پذیرفته از داستان سیاوش خواهد پرداخت که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند: سیاوش و سودابه که توسط گئورگ دارفی، نویسنده ارمنی الاصل، و از خون سیاوش که توسط محمود کیانوش، نویسنده ایرانی، به نگارش در آمده اند. این اقتباس ها به صورت انفرادی تحلیل و سپس به صورت کلی و به کمک تحلیل تراروایتی-بیش متنی ژرار ژنت مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه در انتها توجه ها را به سمت خود جلب می کند، خوانش امروزی تفاوت ها، شباهت ها و ظرفیت های دو متن فارسی و ارمنی است که با رویکردهایی مختص به خود، دست به اقتباس از متنی واحد و در قالبی واحد زده اند که نگاهی دوباره به آنها می تواند برای خلق متون جدید نیز راهگشا باشد.
تحلیل دوبیتی های «لاله طور» علامه اقبال لاهوری بر اساس نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
125 - 142
حوزههای تخصصی:
برپایه نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن (1982-1896)، تحقق هر ارتباط کلامی، نیازمند شش عامل است، یعنی فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی که جهت گیری پیام به سوی هریک از آن ها موجب نقش های خاصی شامل نقش عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، رمزگان و همدلی می شود. در بررسی و مطالعه دوبیتی های «لاله طور» علامه اقبال لاهوری که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، کارکردهای شش گانه زبان براساس نظریه ارتباطی یاکوبسن تبیین و تحلیل شده و تلاش بوده تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که کدام نقش زبانی بیشترین کارکرد را در این مجموعه شعری دارد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که علاوه بر نقش ادبی، نقش عاطفی که در آن جهت گیری پیام به سوی خود گوینده است، بیشترین کارکرد را دارد و اقبال از این طریق، به بیان عواطف و احساسات خویش پرداخته و حتی از دیگر نقش های زبان نیز درراستای تحقق همین امر بهره جسته است؛ ازاین رو هدف و محوریت کلام در این دوبیتی ها با «فرستنده» (من) است و نوع ادبی آن ها از نوع ادب غنایی است که عنصر توصیف در آن مهم ترین عنصر به حساب می آید و شاعر در آن به توصیف احوال، اندیشه و احساس لطیف خویش پرداخته است.
بررسی اختیار شاعری تسکین در عروض فارسی و عربی (با تأکید بر ملمَّعات مجیر الدین بیلقانی، مولوی و خواجوی کرمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
اختیارات شاعری از مباحث مهم در هر نظام عروضی است تاجایی که کمتر شعری در فارسی و عربی می توان یافت که در آن اختیاری به کار نرفته باشد. اختیار «تسکین» از اختیارات بسیار مهم و پرکاربرد شاعری در عروض فارسی است و در عروض عربی نیز کاربرد دارد؛ اما به نام های دیگری آمده است. اختیار تسکین را ابن فرخان با نام «جواز وزنی» در قرن ششم مطرح کرد؛ اما نخستین بار اصطلاح تسکین را خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب معیارالاشعار خود آورده است که براساس آن، شاعر می تواند به جای دو هجای کوتاه (UU)، یک هجای بلند (-) بیاورد. ازآنجاکه به کارگیری اختیار تسکین در اشعار ملمَّع -به ویژه در ملمَّعاتی که بخش عربی آن بر وزن عربی و بخش فارسی آن بر وزن فارسی سرود شده است- نقش مهمی در ایجاد شباهت بین اوزان فارسی و عربی ایفا می کند، در این پژوهش به بررسی و تحلیل این اختیار در عروض فارسی و عربی بر مبنای ملمَّعات سه تن از ملمَّع سرایان معروف پرداخته شده است. نتایج این پژوهش که به عنوان مطالعه ای توصیفی تحلیلی و نگرشی تطبیقی طراحی شده است، حاکی از آن است که زحاف «اضمار» و زحاف «عصب» در عروض عربی، معادل اختیار تسکین در عروض فارسی است؛ اما دایره شمول تسکین در عروض فارسی بسیار گسترده تر است. همچنین در این پژوهش روشن شد که اختیار تسکین تأثیر چشمگیری در پرکاربرد بودن برخی از اوزان ملمَّعات در شعر فارسی داشته است.
The Effects of Technology on Man’s Identity in Knight Rider TV Show
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
129 - 150
حوزههای تخصصی:
This study is concerned with the effects of technology on man’s identity in the Knight Rider TV show. It investigates how the major characters of this TV show lose their human identities as a consequence of embracing technological practices which are hailed by technocratic societies as enhancing to the human race. Such an issue is knocked upon by Henri Lefebvre who sees technology as an expression of capitalist domination over humanity. In Lefebvre’s view, man’s social and cultural practices are formed by the space encompassing him reflecting a mutual relationship between man and space. With the advent of the technological age, Capitalism tends to socialize technological practices as alternatives to man’s original cultural and social practices. This issue encourages the initiation of technocratic societies which require man to cast away his human identity through annexing him to a machine. In the light of these perspectives by Lefebvre, the current study examines the effects of technology on man’s identity in Knight Rider TV show. Through tracking the phases that they pass in becoming technocratic individuals, the study reveals how the main characters give up their innate cultural and social molds to technological practices. The study argues that the characters’ own aspirations for an unlimited power, intensified by the mystification practiced by capitalist leaders about the role of technology in enhancing man’s attributes, have blinded them from noticing the gradual loss of their human identities.
بررسی گروتسک و خاستگاه های روانی پدیدآورنده آن در رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مرده»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروتسک، نوعی نگاه به هستی است. این اندیشه، درواقع برگرفته از نقاشی های کهن غارهای باستانی در ایتالیاست که آمیزه ای از انسان، گیاه و حیوان را به شکلی درهم و پیچیده نشان می داد. بعدها این سبک به هنر و ادبیات رسوخ کرد و پایه گذار شیوه ای نو و منحصر به فرد در آثار ادبی شد. اغراق، هنجارگریزی، استهزا، زبان توهین آمیز و بدن مندی از نشانه های این سبک ادبی است. شیوه ای که نویسنده رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مُرده» به شکلی ویژه از آن در نگارش اثرش بهره جسته است. در این رمان هراس آورترین و تلخ ترین پیشامدهای زندگی با طنزی گزنده و زبانی رکیک روایت می شود. شیوه ای که با آمیختن صحنه های گوناگونِ مرگ، غذا خوردن و خواهش های تنانه، در جای جای رمان جلوه ای بارز از سبک گروتسک را پدید آورده است. در این نوشتار تلاش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تحلیل عناصر گروتسک و چگونگی تأثیرپذیری نویسنده از این عناصر، به بررسی خاستگاه های گرایش راوی رمان به استفاده از زبان و مؤلفه های گروتسکی پرداخته شود. یکی از اهداف مهم پژوهش این است از بیان صرف عناصر گروتسک فراتر رفته و این مؤلفه ها در راستای تحلیل روان شخصیت راوی به کار گرفته شود. فرآیندی که نتیجه آن رسیدن به مواردی همچون ترس از مرگ، اضطرابها و روان ضربه های طول زندگی، به عنوان محرک اصلی برای گزینش سبک زندگی گروتسکی از سوی راوی است. حاصل این پژوهش تأثیر بُعد ناخودآگاه ذهن شخصیت داستان را بر شکل گیری ذهن و زبان گروتسکی آشکار می سازد.
واکاوی شخصیت قهرمان داستان بر اساس دیدگاه انیاگرام (مطالعه موردی: جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
33 - 61
حوزههای تخصصی:
از آن جا که اثر ادبی با قوای عاطفی و عالم درونی انسان سروکار دارد، استفاده از نظریه های شخصیت شناسی می تواند ما را با درونیات، روحیات و ذهنیات نویسندگان آشنا کند. نظریه انیاگرام از دیدگاه های نوین روان شناسی شخصیت است که با استفاده از آن می توان درک بهتر و عمیق تری از شخصیت ها و بازتاب های روان شناسی نویسندگان داشت. این دیدگاه، شخصیت افراد را در 9 تیپ دسته بندی می کند که بیانگر جهان بینی ها، نگرش ها، احساسات و نحوه تفکر هر فرد است. پژوهش حاضر با هدف، واکاوی شخصیت قهرمان داستان «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» نوشته سیمین دانشور، براساس تیپ های نُه گانه انیاگرام صورت گرفته است. شیوه بررسی این مقاله، به صورت توصیفی_ تحلیلی بوده و با روش گردآوری منابع کتابخانه ای و یادداشت برداری، صورت گرفته است. بررسی شخصیت قهرمان داستان «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» بر اساس تیپ های نُه گانه انیاگرم، نشان می دهد که سیمین دانشور به خوبی توانسته است به بیان جزئیات روحی و روانی شخصیت ها، به ویژه قهرمان داستان بپردازد؛ او برخی خصوصیات رفتاری تیپ چهارم از جمله تاریخچه خانوادگی، غم و افسردگی، انگیزه خودکشی، توهم و خیال بافی، رفتار دمدمی، خودکم بینی، خلاقیت و هنرمندی، پوشش ظاهری و حرفه و شغل را در شخصیت قهرمان نمایانگر کرده است؛ همچنین نگاهی به ویژگی رفتاری قهرمان در شرایط استرس و آرامش نیز داشته است و تغییر شخصیت وی را در برخی از مواقع انعکاس داده است. قهرمان در شرایط استرس به سمت تیپ دو و در شرایط آرامش و امنیت خاطر به سمت تیپ یک گرایش پیدا می کند.
بررسی بازتاب دگردیسی افراط و تفریط در چهار عنصر، از اسطوره به حماسه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
261 - 294
حوزههای تخصصی:
بر بنیاد اسطوره های ایرانی بندهشی، نظم و تعادل و میانه روی، خواسته و داده ی اهورامزداست و برابر با مفاهیم بهشتی و کمال مطلوبیت است. در نبرد نخستین هرمزد و اهریمن که به تبع آن تا فرجام و در اسطوره های فرجام به درازا می انجامد؛ اهریمن سوگند یاد کرده است که با آفریده های مطلوب اهورمزدا نبرد نماید و همه را نابود کند. اهریمن با ایجاد افراط و تفریط تلاش می کند مطلوبیت آفرینش هرمزدی را از میان بردارد و تعادل و میانگی بهشتی را به آشوب و هرج و مرج و دروج (آشفتگی) بدل نماید. یکی از ممیزه های دروج و بی نظمی - که خواست و داده ی اهریمن است - افراط و تفریط به دستیاری دیو آز است. بر این بنیاد در جستار پیش رو، کوشش شده است تا بازتاب چنین پنداره های اسطوره ای که در حماسه ملی در متن داستان ها دگردیسی یافته و تجلی یافته است؛ در چهار عنصر سازنده ی گیتی (آب، خاک، باد و آتش) نشان داده شود. بدین منظور در شاهنامه فردوسی، مواردی از خشم و انگیختگی و بی سامانی در مظاهر چهار عنصر را که به سود انیران و نیروهای ستیزنده با ایران کنش ورزی داشته اند، شرح و تفسیر نهاده ایم. افراط و تفریط در آب، خاک، باد و آتش را که سبب گرفتاری جبهه ی نیکی و یلان حماسی شده بود و به یاریگری دشمنان ایران انجامیده بود در قالب دگردیسی پنداره های اسطوره ای به حماسی شرح داده ایم. روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه ی نگارش آن، کتابخانه ای و تطبیقی بوده است و هدف اصلی تحقیق؛ کشف و بازنمون افراط و تفریط و آشفتگی اهریمنی در چهار عنصر در شاهنامه ی فردوسی بوده است.
نمودهای مهری داستان گیومرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان گیومرت، نخستین داستانی است که پس از دیباچه شاهنامه با آن روبه رو می شویم. در این داستان، گیومرت نه در جایگاه نخستین انسان، بل که در جایگاه نخستین فرمان روا معرفی می شود و سوگواری و پوشیدن جامه سیاه (برای مرگ سیامک) بسیار پررنگ است که این موضوعات، خلاف اعتقادات مزدیسنان و متن های زردشتی است؛ بنابراین، به احتمال می توان زیرساخت های این داستان در حماسه ملّی را در چارچوبی پیشازردشتی و دقیق تر بگوییم، اندیشه های مهری در نظر گرفت و این فرض را مطرح کرد که داستان گیومرت، دربردارنده مفاهیم و مضامین در پیوند با مهر و میترائیسم است. چنان که خواهیم دید، آغاز فرمان روایی گیومرت به هنگام آمدن آفتاب به برج حمل، وجود معنای متضاد زندگی و مرگ در نام گیومرت، چهره ماه مانند و بالای سَرووار او، برآمدن سرِ تخت و بختِ گیومرت از کوه، عدم وجود زن در داستان علی رغم وجود فرزندی چون سیامک، پیوند گیومرت با دد و دام و مرغ به ویژه خروس، ساخت شهری به سمت مشرق به دست او و پیوندش با تیر و کمان، همگی چنین ارتباط میان گیومرت و مهر و مهرپرستی را تأیید می کند.
خوانش صدرایی از موتیو خط در غزلیات صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
1 - 36
حوزههای تخصصی:
در خوانش صدرایی از موتیو خط در غزلیات صائب تبریزی، خط نه صرفاً عنصری زیباشناختی و خوش نویسانه، بلکه تمثیلی متعالی از مراتب وجودی هستی و نسبت انسان و قرآن تلقی می شود. یافته های این مقاله نشان می دهد که صائب در کاربست موتیو خط، از سنت ادبی پیش از خود فراتر رفته و با بهره گیری از دستگاه مفهومی حکمت متعالیه، به بازخوانی هستی شناسانه آن دست زده است. در این رویکرد، خط صرفاً ابزار کتابت یا جلوه حسن نیست، بلکه موجودی است ذومراتب که در سیر نزولی خویش از عالم عقل به عالم ماده، شأنی از مظاهر اسمای الهی و تجلی حقیقت محمدیه را به همراه دارد. در این میان، نسبت خط با قرآن به عنوان کلام حق و با انسان کامل به عنوان تجسد عینی آن کلام یکی از بنیادی ترین نتایج پژوهش حاضر است؛ چنان که در غزلیات صائب، خط نه تنها آینه جمال و حامل پیام غیب، بلکه ذاتاً متحد با مصحف، صاحب خط، و صاحب جمال تلقی می شود. تحلیل هم نشینی مفاهیم صدرایی همچون تجلی، صدور، اتحاد عاقل و معقول، و مراتب چهارگانه وجود در کنار موتیو خط، نشان می دهد که صائب در منظومه فکری خود، خط را به مصداقی از کتاب وجود، آیت الله و نشانه حضور الهی تبدیل کرده است. بدین سان، غزلیات او مجالی می شود برای تأملی تازه در باب اتحاد زیبایی، وحی و وجود؛ اتحادی که در آن، خط به منزله تفسیر رمزی قرآن و تجسم عینی عقل فعال جلوه گر می شود.
معرفی شخصیت ادبی: شناختی تحقیقی یا برساختی گفتمانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
175 - 210
حوزههای تخصصی:
مورخان و منتقدان ادبی سهم بسیاری در آگاهی مخاطبان از شخصیت های ادبی دارند. یکی از راه کارهای معرفی شخصیت ها، کاربرد القاب و عناوین برای آن هاست. تبارشناسیِ لقب سازی و عنوان بندی، نشان می دهد این گونه معرفی ها، کارکرد گفتمانی دارند. نمایندگان و پیروان گفتمان ها برای تثبیتِ معنا و گسترشِ گفتمان، شخصیت هایی را به فضای گفتمانیِ موردنظرشان فرامی خوانند و آن ها را آن گونه که می خواهند معرفی می کنند. نقطه عزیمتِ پژوهش حاضر، معرفی تک بُعدی شخصیت های ادبی است که وجه گفتمانی یافته اند. پرسش اصلی پژوهش این است که نمایندگان و پیروانِ گفتمان ها از چه تمهیداتی در تحدیدِ تک بُعدی معرفیِ شخصیت های ادبی استفاده می کنند؟ سؤال دیگری که در پیِ پرسش نخست، مطرح می شود این است که چه راه کارهایی برای برون رفت از تنگنای معرفی گفتمانیِ شخصیت های ادبی وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها از نظریه تحلیل گفتمان و برساخت گرایی استفاده کردیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان ها صرفاً معرف بُعدِ محدود و مشخصی از شخصیت های ادبی هستند و برای رسیدن به این مقصود، بخش هایی را از آثار ایشان برمی گزیند که در راستای اغراض همان گفتمان باشد و آن ها را به گونه ای معرفی می کنند که از پیکره متنیِ برگزیده برمی آید. درنظر گرفتن «نظم گفتمانی» و «پازل شخصیت ادبی» براساس منابع گوناگون و نگرش آزاد و همه جانبه به تمام آثار یک شاعر/ نویسنده می تواند مبنایی برای اصالت در شناخت تحقیقیِ شخصیت های ادبی باشد.
اختیار شاعری تسکین؛ شگردی در خدمت محتوا (مطالعه موردی: غزلیات سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
93 - 114
حوزههای تخصصی:
اختیار وزنی تسکین، یکی از شگردهای عروضی در شعر فارسی است که اغلب به عنوان مفرّی برای رهایی از تنگناهای وزنی از آن استفاده شده است؛ چنان که می دانیم از دیرباز اختیارات شاعری اغلب در سطح موسیقایی بررسی شده اند؛ بااین حال، بررسی کارکردهای اختیار تسکین در غزلیات سعدی، به گمان نگارندگان نشان می دهد که این اختیار علاوه بر نقش موسیقایی به عنوان ابزاری در خدمت معناسازی و القای عواطف به کار رفته است؛ به همین دلیل در این پژوهش کارکرد اختیار تسکین در غزل های سعدی به منظور تبیین پیوند میان تسکین با معانیِ ضمنیِ بیت و همچنین بازنمایی عواطف با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای بررسی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سعدی آگاهانه از این اختیار وزنی برای تأکید بر واژگان کلیدی، بازنمایی حالت های عاطفی و خلق لایه ای پنهان از معنا بهره برده است. بررسی نمونه ها نشان می دهد که تسکین در میانه مصرع ها، گاه به دلیل کشش های آوایی، در القای اندوه و سکوت مؤثر بوده و گاه، ازطریق ایجاد سکته موسیقایی، احساس حیرت، اعجاب، تردید، شادی و... را به مخاطب منتقل کرده است. مطالعه موردی غزل ۵۶۴ دیوان سعدی به مطلع «مرا دلی ست گرفتار عشق دلداری/ سمن بری گلرخی جفاکاری» نیز به عنوان نمونه ای شاخص از غزلیات که بیشترین نمودهای تسکین در آن وجود دارد، نشان می دهد که سعدی با تکرار آگاهانه این اختیار در واژگان کلیدی و هجاهایی خاص، نه تنها موسیقی شعر را تقویت کرده، لایه ای پنهان از معانی ضمنی و عواطف را نیز خلق کرده است. در نهایت می توان گفت، نتایج این پژوهش نشان می دهد که اختیار تسکین در غزلیات سعدی ابزاری آگاهانه برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر موسیقی شعر با محتوای آن، همچنین خلق و تعمیق معنا و عواطف است.
مضمون شناسی گناه شهریار در اساطیر زرتشتی و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
117 - 157
حوزههای تخصصی:
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
تجلی فرهنگ و ادب فارسی در شعر معاصر عربی (مورد مطالعه: اشعار نزار بنی المرجه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
91 - 104
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و ادب عربی و فارسی در گذر دوره های مختلف تاریخی، به دلیل ارتباطات فراوان مردمان این دو سرزمین با یکدیگر، تعامل زیادی با هم داشته اند. اثر پذیری شاعران ایرانی و عرب از فرهنگ و ادبیات یکدیگر، از نمایان ترین جلوه های این تعامل است. نزار بنی المرجه، از شاعران معاصر سوری است که تحت تأثیر این تعامل ادبی، رنگ و بوی فرهنگ و ادب فارسی را در اشعار خود نمایان کرده است. وی در سروده های خویش، از شاعران ناموری چون سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی به نیکی یاد کرده و به توصیف برخی از شهرها و مکان های تاریخی و باستانی ایران پرداخته است. نگارندگان در این پژوهش، به روشی توصیفی-تحلیلی، به بررسی شخصیت ها و مکان های ایرانی در شعر نزار بنی المرجه پرداخته و از تأثیرپذیری این شاعر سوری از فرهنگ و ادب فارسی سخن به میان آورده اند. همچنین پربسامدترین نمادهای ادب فارسی را در اشعار او شناسایی و تحلیل کرده اند. فرهنگ و ادب فارسی، به دلیل غنا و بار معنایی فراوان خود، از مرزهای جغرافیایی کشور ایران گذشته، با احساسات لطیف شاعر معاصر عرب درآمیخته و در قالب سروده های زیبا تجلّی یافته که اشعار نزار بنی المرجه، مصداق بارز این تأثیرپذیری و تعامل فرهنگی است.
واکداری در همخوان های چاکنایی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
75 - 98
حوزههای تخصصی:
چاکنایی های بی واک [?] و [h] در زبان فارسی در برخی بافت های واجی واکدار می شوند. تظاهر آوایی واکداری بست چاکناییِ [?] و سایش چاکناییِ [h] به ترتیب به صورت واک بازداشته و واک نفسی است. در یک مطالعه صوتی، میزان واکداری و شدت واکداری همخوان های چاکنایی فارسی را در کلماتی که از سطح پیکره های طبیعی گفتار فارسی استخراج شده بودند، در سه بافت واجی پیش واکه ای، بین واکه ای و پس واکه ای اندازه گیری کردیم. نتایج نشان داد بست چاکنایی /?/ در هر سه جایگاه پیش واکه ای، بین واکه ای و پس واکه ای واکدار است و میزان واکداری آن در این سه جایگاه تقریباً به یک اندازه است. اما واکداری /h/ وابسته به جایگاه واجی است به این صورت که این همخوان در جایگاه پیش واکه ای واکداری ضعیفی دارد ولی در جایگاه بین واکه ای و پس واکه ای میزان واکداری آن به طور قابل توجهی افزایش می یابد. چنین بحث کردیم که رفتار آوایی متفاوت /h/ و /?/ بر حسب پارامترهای وابسته به واک با توجه به سازوکارهای تولیدی متفاوت آنها قابل توضیح است. در تفسیر واجی رفتار آوایی چاکنایی های فارسی، پیشنهاد کردیم که این همخوان ها، نه به صورت دو واحد زنجیره ای، بلکه به صورت دو الگوی واک سازیِ ]گستردگی چاکنایی[ و ]انقباض چاکنایی[ بازنمایی شوند که میزان فعالیت این الگوها مشخصه دهی نشده است.