ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۵۰۱.

وجودشناسی و معرفت شناسی نجات انسان در مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
نجات؛ یعنی رها شدن از ناملایماتی که برای انسان درد و رنج به بار می آورند و برخورداری از مواهب و الطافی که زمینه ساز راحتی و تمتع مادی و معنوی اند. تاریخ بشر گواه آن است که بشر از ابتدای پیدایش بر روی کره خاکی این امر را دنبال کرده است. فرقی نمی کند که آن را ارزشی ذاتی تلقی کند یا غیری. این مفهوم همیشه دغدغه همه انسان ها بوده، فیلسوفان، متکلمان و عارفان ادیان مختلف راجع به آن اندیشیدند و تأملات فراوانی پیرامون آن داشته اند. مولوی از خیل عارفانی است که سخت درگیر این مقوله بوده است. مبانی، وجودشناسی(علل ، اصناف و موانع ) و معرفت شناسی(نشانه ها)ی آن را بررسی کرده است. وی در بررسی این مقوله بر دو رأی پای فشرده است: نجات در حوزه امور دنیوی و برای آن دسته از اهل سلوک که به دستاوردهای معدود و محدود قانع اند آنها ارزشی ذاتی و در باب سالکانی که وصال، شهود و وحدت با خداوند را نظر قرار داده اند ارزشی غیری است. تردیدی نیست که نتیجه این دو نظر متفاوت خواهد بود زیرا دسته اول هدفشان را به محض دستیابی به نجات کسب کرده، سلوکشان به اتمام می رسد ولی دسته دوم پس از دستیابی به نجات در اندیشه رسیدن به وصال، شهود و یا وحدت خواهند زیرا هدف دسته دوم خود نجات نیست بلکه نجات خود نقبی برای اهداف یاد شده است.
۵۰۲.

واژه خلیج؛ هند و اروپایی (ایرانی) یا سامی (عربی)؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۳۶
ایران باستان چندین بار مورد تاخت و تاز اقوام دیگری قرار گرفت و در این فرایند، آثار مکتوبی از میان رفتند. در ایران باستان، آخرین تازش با یورش تازیان همراه بود که جایگزینی زبان عربی و از میان رفتن شمار بسیاری آثار مکتوب بود که تنها آثار اندکی به ویژه در ارتباط با متون دینی به جا ماند. همچنین، پیش از اسلام و بنیاد شاهنشاهی های ایرانی، واژه های پارسی در واژگان عربی را پیدا کردند و در مقابل، با برتری اعراب واژه های عربی به واژگان پارسی راه یافتند. با وجود آن، واژه های پارسی هم بودند که در دوره اسلامی به زبان عربی راه یافتند و طبق قواعد زبان عربی اشتقاق یافتند. هدف این مقاله، بررسی ریشه واژه خلیج در دو خانواده زبانی هندواروپایی و سامی است و اینکه ساختار این واژه ریشه در کدام خانواده زبانی دارد. روش کار هم بررسی ریشه و ساختار واژه در هر دو خانواده و هم پیدا کردن نمونه های اولیه واژه در متون آنان است. در پایان چنین برداشت شد که با توجه به اسناد و تطبیق آنان، احتمال ریشه داشتن آن در زبان هندواروپایی (ایرانی) و از ریشه xal < *ku̯/wel بیشتر است.
۵۰۳.

An Interdisciplinary Study of the Theriomorphism Component in Human and Animal Figures in Some Illustrations of Literary Texts from the Ilkhanid and Safavid Periods(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۸۰
Iranian painting, in different periods, has been influenced by Persian literature, relying on the power of imagination, and has been transmitting narratives and moral themes. The topic of this research is related to the painting of Ilkhanid and Safavid periods. In the painting of this tow histori period, it is observed that various techniques such as animism and characterization have been used, which often try to depict imaginary and transformed creatures that originate from a folkloric component in anthropology called theromorphism, which is a combination of the body and spirits of animals and humans mixed together with a special and legendary force. Objective: To show the presence and function of the theromorphism component in two faces - human and animal - in the painting of the Ilkhanid and Safavid periods in Iran. Statement of the problem: On what basis and according to which definitions does the use of the theomorphic component create a two-level distinction between humans and animals? Research method: Descriptive-analytical. The collection of materials is based on library studies, articles, and documentary research methods. This study analyzes the methodological and content of Iranian painting works to examine the role and application of the theromorphic component in the creation of human and animal images. Findings: It seems that the author of the text or the painter was aware of the functional role of theomorphism by that time and used it to pursue two goals with moral and psychological dimensions.
۵۰۴.

جلوه های اضطراب دو شخصیّت اصلی : مروارید خاتون و آذر، در رمان "مروارید خاتون" اثر فرشته ساری، بر اساس نظریه اضطراب کارن هورنای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
اضطراب،ازبرجسته ترین مباحث روان شناختی است که درمواردزیادی،روان شناس،ادامه بررسی ودرمان آن رابه روا نپزشک ارجاع می دهد.این پدیده که در روان شناسی به عنوان یک اختلال جدّی است، بیش ترمحصول ترس نهفته کنترل نشده ای با منبع معلوم یا نامعلوم است که خودش را با نشانه هایی مانند تپش قلب، وحشت، بی خوابی، بی اشتهایی، رنگ پریدگی، افت فشارخون، افسردگی، ترس نشان می دهد. به دلیل شرایط خاصّ زنان به ویژه در دوره پیش از انقلاب، زنان بیش از مردان در معرض انواع اضطراب ها قرارداشتند و ناگفته پیداست که خود آنان در تصویرگری اش بهتر از مردان عمل خواهند کرد. فرشته ساری یکی از نویسندگان جریان زنانه نویسی در ایران است که با آثار داستانی خود، اقدام به توصیف وضعیّت زنان در دوره های قبل و بعد انقلاب اسلامی کرده ودردها و اضطراب های زنان ایران را به نمایش گذاشته است. رمان"مروارید خاتون" یکی از آثار داستانی اوست که وضعیّت زنان ایران در قبل و بعد انقلاب را مورد توجّه قرار داده است. پژوهش پیش رو، که از گونه پژوهش کیفی بوده و روش آن، توصیفی- تحلیلی در بستر مطالعات کتابخانه ای است، در پی پاسخ گویی به این پرسش ها است که دو شخصیّت اصلی این رمان یعنی مروارید خاتون و آذر، چه اضطراب هایی را متحمّل شده اند و اضطراب های این دو شخصیّت، تا چه اندازه با اضطراب هایی که "کارن هورنای" مطرح ساخته مطابقت دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، شرایط ناهنجار محیطی، نظام فئودالی و عدم اقتدارحکومت مرکزی، موجبات ستم و هجوم انواع اضطراب هابرزنان را به وجود آورده و سایه آثار شوم آن ستم ها و اضطراب ها بر سر نسل های بعد افتاده است.
۵۰۵.

بررسی و تحلیل انتقادی تمایزات «حُسن اعتذار از حُسن طلب»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
یکی از درونمایه های شعر فارسی، که با شعر ستایشی پیوند دیرینه ای دارد، حاجت خواستن و رفع نیاز است که شاعران، آن را به شکل آرایه ای ادبی درآورده و به چگونگی بیان آن بسیار اندیشیده اند. بلاغیان نیز از دیرباز به این مضمون، توجّه و با تعیین اصولی برای بیان آن تلاش کرده اند تا به شاعران در این زمینه، یاری برسانند؛ چنانکه این آرایه، نزد علمای بلاغت به حسن طلب، ادب سؤال، براعت طلب و خوش خواهشی معروف شده است. از سویی، برخی از علمای بلاغت در کنار حسن طلب به آرایه دیگری به نام حسن اعتذار قائل شده و با تعاریف و برشمردن ویژگیهایی، این دو را از هم جدا کرده اند. در این مقاله، ضمن بررسی و تحلیل تعاریف حسن طلب و حسن اعتذار در آثار بلاغی و اشعار عربی و فارسی و نقد آنها بر پایه نمونه های سروده های شاعران، این امر اثبات می شود که حسن اعتذار را به دلایل نوع ارتباط مادی و معنوی شاعر با ممدوح، شامل اعتذار برای عفو و بخشایش، عذر از عدم خدمت ، اعتذار از نپذیرفتن عطا، عذر از اطناب سخن و طلب نوازش، اعتذار از ردّ درخواست دیدار، عذر از کوتاهی زبان شعر و اعتذار از خطا و گناه ناکرده، نباید آرایه ای جدا از حسن طلب دانست؛ لذا جداکردن این دو آرایه بر اساس نوع طلب و خواسته، مبنای علمی دقیقی نمی تواند داشته باشد .
۵۰۶.

تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
استفاده از شیوه ها و نظریه های گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستان های بازنویسی شده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسأله ای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگی های ادبی متن اصلی و خوانش حکایت های جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسش هاست: 1. چگونه می توان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستان های بازنویسی شده ی بررسی شده، کدام یک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، می توان ساختار جدید و خلاقی در داستان های بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایان بندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمان مندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهم ترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق به شمار می روند. به جز چند داستان از لطف الله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستان های بازنویسیِ بررسی شده، پایانی بسته داشته اند. عنصر سفر در بیشتر داستان های بازنویسی دیده شد. در بخش زمان مندی، بیشتر داستان های بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستان های بازنویسیِ لطف الله و شیرازی، گاهی زمان پریشی، روایت پس نگر و آینده نگر دیده می شود.    
۵۰۷.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۵۰۸.

سازوکارهای معنی آفرینی در زبان عطار از دیدگاه دستور شناختی لانگاکر (مطالعه موردی: ساختهای کنایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای شناختی در تولید و درک عبارات کنایی در حکایات عطار و تبیین چگونگی خوانش غیرمتعارف این کنایات در خدمت معنی آفرینی عرفانی انجام شده است. با استفاده از رویکرد تحلیلی-کاربردی و چارچوب نظری دستور شناختی لانگاکر بویژه مفهوم «فضای گفتمان جاری» و اصول «تجزیه پذیری و ترکیب پذیری معنایی»، کنایات در آثار منتخب عطار مورد تحلیل کیفی قرار گرفته اند . یافته ها نشان می دهد که فرایند معناسازی خلاقانه کنایات در زبان عرفانی عطار را می توان در قالب یک الگوی مفهومی چهار لایه ای توصیف کرد: لایه ورودی، لایه ساختار های شناختی، لایه پردازش و لایه خروجی و بازخورد. برخلاف رویکرد سنتی بلاغت، عطار با بهره گیری همزمان از وجوه لازمی و ملزومی کنایه و خروج هدفمند از بافت مورد نظر گوینده به معناسازی خلاقانه می پردازد. این خوانش نوآورانه بر اساس سازوکارهای شناختی گوناگونی چون استعاره و مجاز مفهومی، چرخش نمابرداری و آمیختگی مفهومی صورت می گیرد. کارکردهای این رویکرد در سه سطح قابل بررسی است: نقد گفتمانهای رایج، بیان مفاهیم پیچیده عرفانی به زبانی ساده و ایجاد شگفتی در مخاطب . این پژوهش نشان می دهد که رویکرد شناختی می تواند به فهم عمیقتر ارتباط بین زبان، اندیشه و تجربه عرفانی در متون کلاسیک فارسی کمک کند و افقهای جدیدی را در مطالعات زبانشناختی متون عرفانی بگشاید .
۵۰۹.

تحلیل ویژگی های زنان در حکایات نوادر زنانِ مجمع النوادر بنبانی از منظر عدالت جنسیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
مجمع النوادر اثر فیض الله بنبانی از دولتمردان، مورّخان و نویسندگان (سده 9ه ) است. او این کتاب را با بهره گیری از از متون پیشین عربی و پارسی به رشته تحریر درآورده و بر چهل نادره، مقدمه و خاتمه مرتب نموده است. در این اثر، هر نادره بر اساس یک طبقه یا گروه اجتماعی نامگذاری شده است. «نوادر زنان» شامل ۲۹ حکایت است که زنان را در طبقات مختلف (کنیزکان، زنان آزاد و حاکمان)، به عنوان کنشگرانی پویا در بستر فرهنگ ایرانی-اسلامی به تصویر می کشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون محور و چارچوب عدالت جنسیتی نانسی فریزر (بازشناسی، توزیع عادلانه منابع، مشارکت)، به بررسی ویژگی های زنان، چون هوش، بلاغت، شجاعت و آگاهی دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهند در این حکایات بازشناسی و توانایی های زنان برجسته است، درحالی که توزیع عادلانه منابع و مشارکت، کمتر به چشم می خورد یا نامشخص است. زنانی مانند سیّده با رهبری سیاسی و فائزه به عنوان یک کنیز، با استناد به آیات قرآنی، کلیشه های جنسیتی را به چالش کشیده و کرامت خود را تثبیت می کنند. در مقابل، حکایاتی مانند زن و جحظه کلیشه های منفی مانند حسادت را نشان می دهد و موانع ساختاری نظیر برده داری و پرده نشینی، تحقق کامل عدالت جنسیتی را محدود می سازد. این مطالعه بر نقش محوری دین، به ویژه آیات قرآنی، در توانمندسازی گفتمانی زنان تأکید دارد، هرچند تأثیر این توانمندی بر تغییرات ساختاری، محدود است. بازخوانی این متون، ظرفیت های تاریخی کنشگری زنان را آشکار کرده و برای ترویج برابری جنسیتی الهام بخش است.
۵۱۰.

نقد و بررسی سبک نگارش زنانه در خاطرات سردار مریم بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
زنانه نویسی یا سبک نگارش زنانه، موضوعی است که مورد قبول بیشتر زبان شناسان و منتقدان ادبی است و بررسی سبک نگارش زنانه یا زنانه نویسی یکی از وجوه نقد فمنیسیتی آثار ادبی است. در این بررسی، محقق به دنبال یافتن، بررسی و تبیین مصادیق زنانه نویسی در یک اثر ادبی است. بر این اساس در این مقاله، با هدف یافتن و تبیین مصادیق زنانه نویسی، خاطرات سردار مریم بختیاری، به روش تحلیل محتوا (رویکرد توصیفی - تحلیلی) بررسی شده و درنهایت مشخص شده که در سطح لحن و آهنگ ، لحن های مناسب با انواعی از پرسش های بلاغی، جملات عاطفی و گاه اندرزی آفریده شده است. در لایه واژگانی نیز نویسنده با آوردن انواعی از قید های شدت افزا و تقلیل دهنده، نفرین ها، دعاها، دشنام ها و تکیه کلام های خاص، به نوعی از نشان داری واژگانی رسیده است. در سطح نحوی، بسامد جملات ساده، کوتاه، هم پایه (هم پایه با علائم نگارشی) بالاست و نویسنده از عنصر وجهیت و نزدیکی زبان نوشتار به گفتار بهره برده و البته در برخی از جاها، تسامح های نحوی، تقدیم و تأخیرهای ناصواب و اشکالات دستوری دیده می شود. در لایه محتوایی، خاطرات سردار مریم مصداق بارز یک نوشته زنانه است، زیرا در آن خاطرات، نویسنده بارها از خود به عنوان یک زن، مشکلات و گرفتاری هایش در دوران شوهرداری، بارداری و... سخن گفته و فرهنگ مردسالار را به چالش کشیده است.
۵۱۱.

Évaluation de la compétence rédactionnelle chez les apprenants de niveau B1 en contexte universitaire(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۱
La production écrite en français constitue un défi majeur pour les apprenants persanophones de niveau B1, en raison de la complexité morphosyntaxique et de la richesse lexicale du français. Cette recherche exploratoire a pour objectif d’observer l’évolution naturelle des compétences rédactionnelles dans un contexte d’enseignement ordinaire, sans intervention pédagogique spécifique. Un corpus de 18 étudiants de licence en français a été recueilli : chacun a rédigé deux textes (pré-test et un post-test), évalués selon les dix critères de la grille officielle du DELF B1. Les résultats révèlent une progression limitée mais significative. Des améliorations apparaissent notamment dans la structuration des phrases, l’usage des temps verbaux et, dans une moindre mesure, la cohérence textuelle. En revanche, le lexique et l’orthographe grammaticale demeurent des domaines problématiques, aucun étudiant n’atteignant le niveau «très bon». Ces constats soulignent les limites de l’acquisition spontanée: certaines compétences peuvent s’affiner avec la pratique, mais d’autres(en particulier le vocabulaire et la morphosyntaxe) exigent un enseignement explicite et des interventions pédagogiques ciblées. Sur le plan didactique, il paraît essentiel de renforcer les ateliers lexicaux, d’intégrer des activités guidées sur la morphosyntaxe, et de recourir aux outils numériques pour accompagner l’apprentissage de l’écriture en FLE.
۵۱۲.

L’autofiction : un genre de prédilection dans le roman beur de l’extrême contemporain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۹
Résumé- L'œuvre beure de l'extrême contemporain se distingue par une créativité artistique et un calibre captivant, faisant d’elle un espace de création dynamique et vivant. La majorité des textes beurs produits actuellement revêtent généralement une dimension autobiographique, où la narration à la première personne prédomine pour diverses raisons, illustrant la condition de la communauté beure évoluant au sein d'une société étrangère. En effet, la manière de raconter la vie évolue d'une époque à l'autre et d'un écrivain à l'autre. Ainsi, au sein de cette production littéraire, nous trouvons diverses formes d'autobiographie, un genre majeur qui apparaît sous de multiples appellations, compliquant parfois la tâche de distinguer les différentes variantes de l'écriture de soi en raison de leur étroite parenté. La question centrale de notre article est de comprendre pourquoi l'autofiction, en tant que nouvelle incarnation de l'autobiographie, est devenue la forme la plus courante dans la création littéraire beur de l'extrême contemporain.
۵۱۳.

ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی سازی، شفاف سازی و تضعیف کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۹
نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام مند برای کیفیت سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه ای انجام می گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمه فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می کند. بدین منظور، سه فصل از فصل های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعه نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی سازی»، «شفاف سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل گزینی های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت ها انجامیده است. «منطقی سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله های بلند، تغییر نشانه گذاری و ساده سازی ساخت های نحوی، سبک سیال و چندلایه متن مبدأ را خطی تر کرده است. «شفاف سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی سازی اجباری در جفت زبان های ناهم ساخت نیز تأکید می کند.
۵۱۴.

واکاوی تأثیر افزایش فشارهای مالیاتی بر فرارهای مالیاتی و ساخت تمدنی کرمان در عهد قراختاییان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۲
حکام قراختایی پس از به دست گرفتن کارحکومت کرمان به منظور تأمین هزینه های اداره قلمرو خود به مالیات به عنوان یکی از مهم ترین منابع مالی روی آوردند از این رو وصول انواع مختلف مالیات اعم از دائمی و فوق العاده را وجهه همت خود قرار دادند. در این میان وجود انواع مختلف مالیات ها نه تنها فشار زیادی بر مردم این ناحیه تحمیل می کرد بلکه عواملی چند این فشارها را افزایش می داد و از طرفی دیگر، مردمانِ کرمان نیز واکنش های مختلفی به این فشارهای مالیاتی داشتند. در همین راستا پرسش های اصلی نوشتار حاضر عبارت اند از این که: چه عواملی منجر به افزایش فشارهای مالیاتی بر مردم کرمان طی دوران حاکمیت قراختاییان می شد؟ واکنش مردم این دیار به این تعدیات چگونه بود و آن ها از چه روش هایی برای فرار از مالیات استفاده می کردند؟ این فرارها چه تأثیری بر ساخت تمدنی شهر کرمان داشت؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که روش های جمع آوری مالیات ها به صورت واگذاری اقطاع، صدور برات، تسعیر (ارزیابی تخمینی محصول)، واگذاری مناطق به افراد به شیوه مواضعه، دریافت مالیات به صورت جنسی ، تعیین میزان مالیات بر حسب استطاعت مالی افراد و رقابت سران دیوانی، سوء عملکرد شاهزادگان و عمال حکومتی و همچنین ایجاد رقابت بین شاهزادگان قراختایی به وسیله حکومت مرکزی این فشارها را تشدید می کرد اما در عین حال مردم نیز از روش هایی همچون ترک محل زندگی و رفتن مکانی دیگر، مخفی و متواری شدن و چند روش دیگر استفاده می کردند که این خود تأثیر بسزایی در خرابی و ویرانی شهرها و روستاها می گذاشت.
۵۱۵.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۲۲۲
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.
۵۱۶.

موسیقی نوحه های سقایی (بر پایه نوحه های سقایی نوش آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۲۵۷
سقایی آیینی است کهن در برخی از شهرهای ایران ازجمله نوش آباد که در آن نوحه های مربوط به واقعه عاشورا در قالب موسیقی سنتی ایرانی اجرا می شود. اشعار سقایی که از صنایع ادبی خالی نیست، لبریز از شور و حال دینی است و عمده شاعران سقایی از اواخر دوره قاجار تا دوره معاصر و اهل حرفه و بازار منطقه کاشان هستند. بیشترین اشعار از فراهی، نوایی و خباز سه شاعر کاشانی است. قالب اشعار بیشتر مسمط مربع است و غزل و ترکیب بند پس از آن قرار دارد. در این پژوهش به صورت میدانی و با رجوع به دستک ها و دفترچه های سقایی، 70 شعر پرکاربرد انتخاب و به تفکیک وزن عروضی هرکدام، خوانش و 32 نوحه متمایز، شناسایی و نت نویسی شده است. براساس این پژوهش بیشتر نوحه های سقایی نوش آباد در قالب درآمدِ آواز دشتی خوانده می شود و آوازهای ابوعطا، سلمک شور، ماهور، سه گاه و راست پنجگاه در ردیف بعدی قرار دارند. بسیاری از اوزان عروضی شعر سقایی را دیگر استادان موسیقی دوران قاجاری و پهلوی برای گوشه های آوازی ایرانی پیشنهاد کرده اند. این پژوهش ضمن ثبت بخشی ناشناخته از فرهنگ موسیقایی ایران، نغمه های جدیدی را به علاقه مندان و موسیقی دانان و آیین گزاران معرفی و آن را از فراموشی و آسیب دور می کند.  
۵۱۷.

کارکرد اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل های آیینی نصرالله مردانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
سبک شناسی لایه ای یکی از شیوه های مدرن سبک شناسی است که می کوشد پیوندی میان سبک اثر و محتوای آن برقرارکند. در سبک شناسی لایه ای، متن در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک مورد واکاوی قرار می گیرد و با بررسی این پنج لایه، منتقد ادبی درمی یابد که اثر یک نویسنده در به کارگیری کدام یک از این سطوح برجسته تر است. هدف مقاله حاضر آن است که با بررسی غزل نصرالله مردانی به عنوان نماینده بارز غزل آیینی معاصر، نشان دهد وی تا چه اندازه در به کارگیری اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل خود موفق بوده است و در کدام بخش از عناصر بلاغی، این کاربردها بیشتر به چشم می خورد. مساله بنیادی در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود این است که کاربرد عناصر اسطوره ای و حماسی در غزل نصرالله مردانی تا چه اندازه بیانگر سبک شخصی شاعر از نظر ادبی است. در بررسی غزل های نصرالله مردانی، مشخص شد که شاعر از میان صورت های بلاغی معنایی، بیش تر متوجه استعاره و تشبیه است و تلمیح، مراعات نظیر و جان بخشی، که خود گونه ای استعاره مکنیه است، از دیگر صنایعی است که شاعر بدان توجه داشته است.
۵۱۸.

پاراتوپی در ادبیات و سینمای دفاع مقدس: بررسی راهبردهای محیطی در هنر جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۴
با گذشت مدتی از شکل گیری گفتمان دفاع مقدس در ادبیات و سینمای ایران، آثار متنوعی شکل گرفته اند که لزوماً هم سو با گفتمان رسمی دفاع مقدس نیستند. این آثار غالباً در فضاهایی غیرجنگی رخ می دهند، تعداد شخصیت هایشان محدود، و محیط داستانی بسته و مرتفع است. راوی اصلی نیز اغلب دیده بان یا سربازی تنهاست که موضعی متناقض یا دست کم غیرقابل پیش بینی نسبت به جنگ دارد. چنین ویژگی هایی نشان دهنده فاصله و تنوع رویکردها در گفتمان دفاع مقدس است و ضرورت بررسی جایگاه هنرمند و تمهیدهای خلاقانه او را برجسته می کند. براساس نظریه دومینیک منگنو، گفتمان ادبی موقعیتی ممتاز برای نویسنده فراهم می کند، اما نویسنده تنها زمانی می تواند این موقعیت را به درستی اشغال کند که یک مکان خاص و یکتای داستانی (پاراتوپی) برای خود بسازد. تحقق این هدف مستلزم بهره گیری از توانایی های پاراتوپیک شخصی و هم زمان، هماهنگی آن با محدودیت های نهاد ادبی و فرهنگی زمانه است. هنرمندی که خود را فراتر از گفتمان ایدئولوژیک می بیند، نمی تواند کاملاً از جامعه و عرف های آن جدا شود و ناچار به برقراری تعادل میان استقلال خلاقانه و محدودیت های اجتماعی است. در این چارچوب، خلق فضاهای خلوت در حاشیه جنگ، یا طراحی شخصیت هایی شاعرمسلک و متفاوت در نقش دیده بان، بازتاب جایگاه دوگانه هنرمند و تلاش او برای حفظ استقلال خلاقانه در چارچوب گفتمان دفاع مقدس است. این تحلیل نشان می دهد که هنر دفاع مقدس تنها روایت مستقیم جنگ نیست، بلکه میدان برخورد میان گفتمان رسمی، تجربه فردی هنرمند و خلاقیت ادبی اوست.
۵۱۹.

بازتعریف مفاهیم ژک لکان در ساختار عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۴
این پژوهش به واکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین روان کاوی ژک لکان و تجربه های عرفانی در سنت اسلامی می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه دو دستگاه معرفتی به رغم تفاوت های هستی شناختی و زبان شناختی، در سطح ساختارهای دلالتی و تجربی هم پوشانی ها و توازی هایی می یابند. مسئله محوری مقاله بر فقدان به مثابه نیروی میل در روان کاوی و فقر به مثابه افق سالک در عرفان متمرکز است؛ جایی که میل، ژوئیسانس، ابژه کوچک، دیگری بزرگ و سایر مفاهیم لکانی در آینه ای تطبیقی با مقولات شوق، فنا، ذکر، سکر، مکر و ادب سلوک بازخوانی می شوند. روش کار، خوانش هم کنارانه مفاهیم سنتی صوفیانه درپرتو واژگان لکان است، به نحوی که نه مفاهیم تقلیل یابند و نه هم ارزی مکانیکی تحمیل شود، بلکه هر دستگاه در نسبت با دیگری محدودیت ها و کوری های خویش را آشکار کند. یافته ها نشان می دهد که شریعت و ادب طریقت را می توان معادل کارکرد «نامِ پدر» و «امر نمادین» دانست؛ اشتیاق بی پایان و سوز عاشقانه درقالب یار پنهان، کارکردی مشابه با ابژه کوچک دارد و تجربه های حدی فنا و حیرت با برهم خوردن انسجام سوژه منقسم در روان کاوی هم ارز ند. به این اعتبار، عرفان افق تلئولوژیک فقدان را برجسته می کند، درحالی که لکان بر منطق ساختاری آن صحه می گذارد. نتیجه مقاله آن است که رویارویی میان این دو دستگاه، هم فهم متقابل را میسر می کند و هم به بازتعریف مفاهیم مرکزی هریک در افق گفتمان معاصر یاری می رساند.
۵۲۰.

بررسی بازتاب سماع، در آیینه عرفانِ سنایی، عطّار و مولوی با رویکرد شریعت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۹
عرفان، نگرشی هنرمندانه به جهان هستی و عبادت عاشقانه خداوند به عنوان معشوق ازلی، ابدیست. از آغاز شکل گیری تصوّف و عرفان در فرهنگ اسلامی بسیاری از آداب، مقدّمات، مبانی و اصطلاحات، میان اهل طریقت و متشرّعان مورد مناقشه قرار گرفته است. اگر چه، مدّعیان شریعت و طریقت همواره بر آن بوده اند که به حقیقت واصل شوند، امّا گاه، اختلافات دینی، فرقه ای و حتّی فردی، موجب گردیده است که از حقیقت به دور افتند. از جمله مواردی که بر آن ها اجماع صورت نپذیرفته، مقامات، احوال، ذِکر و سماع است. سماع در میان سالکان طریقت و روندگانِ شریعت، همواره مورد اختلاف بوده است و در طول تاریخ تصّوف و عرفان، هرگز به توافق نرسیده اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، با مراجعه به اسناد و منابع معتبر کتابخانه ای، بازتاب سماع را از دیدگاه عارفانه سنایی، عطّار و مولوی مورد بررسی قرار داده و به این نتایج دست یافته است که سنایی، با پیروی از اندیشه های عالِمان شریعت، سماع و شور و حال را ناپسند دانسته و به تقبیح آن پرداخته است. امّا عطّار و مولانا به پیروی از اهل طریقت، سماع را همانند مستحبّات دینی، مورد اقبال قرار داده و بر این باور بوده اند که سماع، به شرط پرهیز از ابتذال و بی اخلاقی، می تواند موجب تقرّب گردد. دیگر این که اگر سماع با «حال» همراه باشد، باعث ارتقاء روحی و نشاط درونی سالک می گردد و چنانچه با متعلّقات حرام و شایبه های هوس آمیخته گردد، موجب غَلَیانِ دیو شهوت خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان